نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

موضوع: چاكراها

  1. #1
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    چاكراها

    چاکراها بخشی از آناتومی حوزه انرژی رخشان(پوسته تابان دور بدن که مثل لایه ازن زمین برای بدن انسان عمل می کند) هستند. هر موجود زنده ای چاکرا دارد مورچه ها، خرگوشها، سگها و انسانها حتی درختان چاکرا دارند. چاکراهای حیوانات روی ستون فقرات آنها قرار دارد. چاکراهای یک درخت متحرک است چون درختها ستون فقرات ندارند. می توانید تنه درخت را با دستان خود با فاصله دو سانتی متر اسکن کنید در کف دستانتان گزگز احساس می کنید و این حس نشانگر حضور یک چاکرا است. آن را با دو دست بگیرید مثل یک توپ آن را احساس می کنید به آرامی به چاکرای آن ضربه بزنید تا با یکی از چاکراهای خودتان تنظیم شود حالا می توانید تماس انرژیتیک با درخت برقرار کنید. انسان تاثیرات جهان را از طریق چاکراها میگیرد. عشق در چاکرای قلب، س__ک____س، ترس و خطر در شکم(چاکرای دوم) و بینش را در چاکرای ابرو(چاکرای ششم) درک می کنیم. در وضعیتی ناخوشایند دومین چاکرای ما می تواند اسپاسم شده و احساس بر آمدگی در شکم داشته باشیم. نخ های نورانی چاکراها به ورای بدن امتداد یافته و ما را به درختان، رودها و جنگل ها متصل می سازد. این الیاف نورانی در ضمن گسترش یافته به مکانهایی که متولد شده ایم و زندگی کرده ایم و به تاریخچه شخصی و سرنوشت ما می رسد در سنّت هفت چاکرا توصیف می شود ولی بايد دو چاكراي ديگر را درك كنيم چاکرای هشتم روی بدن نورانی اما درون حوزه انرژی رخشان که آن را جوشش تقدس نامیدند و چاکرای نهم در خارج از بدن که با تمام خلقت یگانه است و در بیکرانگی جای دارد. این چاکرا را نقطه ابداع ناآشکار بیکران نامیدند. چاکراها اندام های حوزه انرژی رخشان هستند، صفحه های چرخنده ای که دهانی گشاده دارند و چند اینچ خارج از بدن می چرخند و از این طریق سوخت ذخیره شده در بدن نورانی را نوشیده و ما را از نظر مینوئی، عاطفی و خلاقیت تغذیه میکنند. قلابهای نازک با نوک قیفی شکل که مستقیما به روی ستون فقرات میرود. چاکراها اطلاعاتی از حوادث ناگوار، درد و رنج های گذشته واقع در نقش های حوزه انرژی رخشان را به درون سیستم عصبی منتقل می سازند. چاکرا ها فیزیولوژی روانی ما را آگاه ساخته و بر حالت های رفتاری ما اثر گذاشته و بر عواطف و سلامت فیزیکی ما نیز اثر گزار هستند در ضمن چاکراها ما را به غدد درون ریز که تمام رفتار انسان را تنظیم می کنند متصل می سازند. آن گاه که حوزه انرژی رخشان در اثر آلودگی محیطی و یا عاطفی سمی می شود، چاکراها بسته می شوند و چرخش آنها کند می گردد. در این وضعیت ما انرژی نداشته و به راحتی بیمار می شویم و سیستم ایمنی بدن در هم شکسته می شود. کیفیت سوخت ذخیره شده در حوزه انرژی رخشان نیز بر طول عمر و جوانی ما اثر می گذارد. زمانی که منابع انرژی ما سمی می شود چاکراها این سموم را به سیستم عصبی مرکزی انتقال می دهند و می توانیم تسلیم بیماری شده یا حتی در معرض مرگ باشیم این که تا چه حد بتوانیم منابع انرژی خود را پاکیزه و تازه نگه داریم میزان سلامت و فعال بودن ما را تعین می کند. یک راه برای ارتقاء منابع حوزه انرژی رخشان ما از طریق پاکسازی وجود دارد که در بخش انرژی درمانی توضیح خواهم داد. چاکراها نمایانگر ویژگی های بنیادی انسان هستند، بجای سرکوب خواسته و شهوت ذاتی، مي بايستي آنها را به ابزارهائی کاملا هماهنگ پرورش دهیم. بر این باورم که ترس در شکل هسته ای خود شفقت است، خشم، حرص و شهوت همگی منابعی خفته هستند که می توانند به عشق، شفافیت، خرد، و شهامت استحاله یابند. هر چیزی در طبیعت مقدس و الهی است و هر چاکرا هسته های رخشان بودن ما و نیز انچه که خواهیم شد را حفظ می کند. واژه چاکرا در زبان سانسکریت به مفهوم چرخ است، چاکراها یک کانال اطلاعاتی مستقیم برای شبکه نرونی انسان محسوب می شوند و چرخش انها در جهت عقربه های ساعت است در همان جهت که بازوی چرخنده کهکشان می چرخد. چاکراها دارای فرکانس مخصوص به خود هستند که هر یک را به عنوان یکی از رنگهای هفتگانه رنگین کمان ادراک می کنیم. چاکراهای یک نوزاد رنگهای خالص خویش را نشان می دهند، از رنگ قرمز در اولین چاکرا تا بنفش در چاکرای هفتم هر چه که بزرگتر می شویم رنگ چاکراها کدرتر می شوند وقتی بدن خود را پاکسازی می کنیم به یک رنگین کمان شفاف تبدیل می شویم. دارندگان این بدن توانائی سفر به جهان روح و شفای دیگران را دارند. دارنده چنین بدنی آگاهانه می تواند بمیرد زیرا راه بازگشت به خانه را می داند، وقتی که چاکراها پاکیزه است مرگ شما را دنبال نمی کند. لازم به ذکر است که چاکرای هشتم درون حوزه انرژی رخشان جای دارد و بالای سر ما چون یک خورشید چرخان می درخشد و آن اتصال ما با روح بزرگ است سر چشمه چاکرای هشتم، چاکرای نهم است که خارج از حوزه انرژی رخشان جای دارد و به تمام کائنات گسترش می یابد. و آن قلب کیهان است که با روح بزرگ یکی می باشد، چاکرای هشتم در زمان شکوفا و آشکار می شود. چاکرای نهم در اکنون بی زمان حاضر است، نقطه ای که بی زمان است و خارج از قید وبند، تاریخ آن ذاتی و ماورائی بوده، هرگز نمی میرد و هرگز نیز زاده نشده است نه آغازی دارد و نه پایانی، چاکراها انرژیهای هستی را از طبیعت می گیرند و می سوزانند. تمام انرژی ما از پنج منبع به دست می آید. اول گیاهان و حیوانات، دوم آب، سوم هوا، چهارم آتش(خورشید) و پنجم نیروی حیات بخش(چی) طیف این تغذیه کننده ها از مادی ترین غذاها چون حیوانات تا ناپایدارترین آنها انرژی و نور خالص است. ما از طریق هاضمه غذاهای گیاهی و حیوانی و آب و از طریق ریه ها اکسیژن واز طریق پوست (نور خورشید ) و از طریق چاکراها (چی) را جذب می کنیم، چاکراهای ما فقط برای مدت کوتاهی با بدنهای ما جفت می شوند و در زمان مرگ، آنها بدن فیزیکی را ترک و به چاکرای هشتم می پیوندند و سفرها در جهان نامرعی ادامه می یابد.

  2. #2
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: چاكراها

    چاکرای اول عنصر خاک است. رنگ این چاکرا قرمز می باشد، جنبه های فیزیکی این چاکرا عبارتند از اساس فیزیکی، دفع فضولات، مقعد، پاها، کف پاها، تستوسترون و استروژن و غریزه این چاکرا بقا و تولید مثل است و جنبه های روانی آن غذا، سرپناه، امنیت، توانائی نگهداری از خود. و غدد مربوط به این چاکرا هم تخمدان ها و بیضه هاست و دانه های آن کندالینی، فراوانی و وفور است. و جنبه های منفی آن احتکا، رفتارهای تجاوزگرانه، خشونت بی قید و بند، خستگی مزمن، سقط جنین، امور مربوط به رها کردن و ترک کردن می باشد. اولین چاکرا در انتهای ستون فقرات قرار دارد، بین مقعد و آلت تناسلی. دروازهای به زنانگی است، اولین چاکرا چون یکراست ریشه به مکانهای غنی و مرطوب درزمین نفوذ کرده و مواد پرورش دهنده لازم را برایمان فراهم می کند به ما سنگینی میدهد و شالوده ای است که سیستم انرژی ما بر آن می ایستد وقتی که با زمین اتصالمان قطع می شود آغاز به گرفتن تغذیه از سطح می کنیم در نتیجه چون درختی خواهیم شد که ریشه های کم عمق وگسترده اش نمیتواند آن را در طوفان نگه دارد در نتیجه استقامت و بنیان خویش را می بازیم. چهار اشتیاق غریزی ترس، احساسات، جنگیدن و س__ک____س در دستورالعمل های دو چاکرای پائین منعکس می شوند این ها برنامه های ابتدائی برای بقای فیزیکی و عاطفی می باشند. بی اختیاری در پر خوری، جمع آوری پول یا اسباب بازی ها یکی از تجلی های منفی غریزه تغذیه است.هرگز به اندازه کافی بدست نمی آوریم که راضی شویم.عدم تعادل چاکرای اول در احساس کمبود و فقدان آشکار می شود حتي آنان که خیلی مالکیت دارند از اندیشه از دست دادن آن هراس دارند. شگفت انگیز است که فقرا از توانگران دست و دلباز ترند. با یک چاکرای اول سالم و پاکیزه و شفاف، ذهنیت کمبود ناپدید می شود و به این شناخت می رسیم که هیچ چیز کم نیست و ما در وفور زندگی می کنیم ما باید با تمام سلولهای بدنمان درک کنیم که کیهان از ما نگهداری می کند. یک چاکرای اول فروریخته باعث می شود که دیوارهائی برای حفاظت از آنچه داریم در برابر همسایگان بکشیم. سمبل چاکرای اول مار خفته و چمبره زده ای در ریشه ستون فقرات است.

  3. #3
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: چاكراها

    چاکرای دوم عنصر آب است. رنگ این چاکرا نارنجی است جنبه های فیزیکی این چاکرا هضم، روده ها، کلیه ها، مجاری ادرار، توان جنسی، آدرنالین ،درد ناحیه کمر، درد قاعدگی، از دست دادن اشتها. غریزه این چاکرا جنسیت است جنبه های روانی آن قدرت، پول، س__ک____س، هراس، جنگیدن، شهوت، خود حرمتی، سو استفاده سکسی یا عاطفی، مسائل ارثی از والدین، زنای با محارم می باشد. و غدد مربوط به این چاکرا آدرنال می باشد و هسته های آن خلاقیت، شفقت و خانواده و جنبه های منفی آن ترس و جنگیدن است چاکرای دوم چهار انگشت زیر ناف قرار دارد.و به کلیه ها و عنصر آب متصل است. دومین چاکرا موجب فعال شدن آدرنال است که باعث استرس در بدن می شود. آدرنال کورتکس یا بخش بیرونی غده بیش از یکصد نوع استروئید متفاوت که شامل هورمون های جنسی می باشد را تولید می کند. مدولا یا بخش درونی، آدرنالین تولید می نماید.که به کبد دستور می دهد تا قند خون، خود را رها کرده تا ما را هوشیار سازد. آدرنالین هورمونی ست که واکنش جنگ و گریز را میانجی گری می کند. چاکرای دوم پوسته ای قطور برای دفاع از خود می سازد و در آن پوسته خشک می شود. مشکل این است که چاکرای دوم پیوسته برای دفاع نیاز به پوسته محکمتری پیدا می کند. این چاکرا موجب متابولیزه شدن انرژی مغزی در حوزه انرژی رخشان می گردد. تمام اشکال انرژی به این چاکرا غذا میدهند و باعث عمل آوردن انرژی سیاره زمین که از طریق چاکرای اول به درون می رود شده و انرژی های عاطفی در سیستم عصبی را هضم می کند. وقتی این چاکرا عملکردی مناسب دارد قادر است عواطف منفی چون خشم و ترس را تکه تکه کرده و آن را از طریق چاکرای اول دفع نماید. وقتی این چاکرا از تعادل خارج است انرژی های منفی درون ما عفونی شده و بر شهامت ما پا نهاده و آن را به کندی می پوساند عواطف منفی در چاکرای عاطفی جای گرفته و آن را سمی می کند در نهایت این سموم عاطفی جذب حوزه انرژی رخشان ما می شود. چاکرای دوم خانه شور و شوق و شهوت است و خودش را از طریق خلاقیت و صمیمیت بیان می کند این چاکرا شهوانی و سرشار از تخیلات سکسی و شهوت آلود است که ماجرا های عاشقانه ای با آدرنالین بالا را پیش می آورد. جنبه های منفی چاکرای دوم خشم و ترس است اساتید بزرگ بر این باورند که ترس بزرگترین دشمن است. ترس دشمنی مکار است که نباید با آن درگیر شوید زیرا لحظه ای که با آن سرو کار پیدا می کنید قدرت شما را بیرون کشیده و پیروز می شود. تکلیف این است که ترس خود را شناخته و با آن دوست شوید. از آن به عنوان یک مکانیزم هشدار دهنده استفاده کنید. يكي از اساتيد فرزانه ميگفت علت ترس عدم حضور عشق است او می گفت تو باید بتوانی ترس را در آغوش بگیری و زمانی که خودت را از ترس خالی کردی در خواهی یافت که آنچه هست تجلی نیروی زندگانی همسانی هستند. در حقیقت باید به این درک برسیم که ترس و خشونت را در درون خود مهار کنیم تا بازتاب بیرونی نداشته باشد. چاکرای دوم نیاز به کنترل سایرین از طریق پول و قدرت و س__ک____س دارد. این چاکرا درست از رحم عبور می کند یعنی جائی که زندگی از آن سرچشمه می گیرد این مرکز دانه های شهوت و خلاقیت را جوانه می دهد که در چاکراهای بالائی ما شکوفامی شود.

  4. #4
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: چاكراها

    چاکرای سوم عنصر آتش است. رنگ این چاکرا زرد است و جنبه های فیزیکی آن شکم، کبد، لوزالمعده، انرژی جذب و دفع، طحال و غریزه آن اقتدار است. جنبه های روانی این چاکرا شهامت، قدرت، تجلی جهانی می باشد. غده مربوط به این چاکرا لوزلمعده(پانکراس) است. هسته های آن خود مختاری، شخصیت، خدمت بدون خودخواهی، انجام رویاها، طول عمر و تجلی های منفی آن ورم روده، بی اشتهائی، عصبی، غم، غرور، بزرگی نفس، علایم روان رنجوری، کمی انرژی، ذهنیت قربانی بودن، کج خلقی و شرمساری است. چاکرای سوم در شبکه خورشیدی قرار دارد و در ارتباط با لوزالمعده است. این غده بانک انرژی بدن می باشد و گلوکز پول در گردش آن است.( لوزالمعده انسولین تولید می کند که گلوکوز را از جریان خون به سلولها میبرد جائی که از آن برای سوخت استفاده می کند). وقتی چاکرای سوم درست عمل می کند بدن انرژی فراوانی برای همه فعالیتهای خویش دارد. (چون مغز بزرگترین مصرف کننده سوخت در بدن می باشد). یک چاکرای سوم متعادل برای تفکر شفاف ضروریست. در ضمن بر کبد اثر گذاشته که منبع ذخیره سوخت بدن می باشد افرادی با چاکرای سوم نامتعادل، غالبا از کمی انرژی رنج می برند. غذائی که می خورند پیش از آن که مواد مغذی به جریان خون برساند، دفع می شود. مشکلات تغذیه ممکن است در سطح روانی و معنوی پدیدار شوند. چاکرای سوم مرکز قدرت در سیستم انرژی رخشان است. قدرت آن می تواند به نحو زنده ای در جهت شکوفایی آرزوهای ما در جهان مورد استفاده قرار گیرد. وقتی که چاکرای سوم درست کار نمی کند فرد در کوشش خویش شکست می خورد اگر چه که منابع موفقیت را در دست دارد اما بنیه و طاقت رسیدن به خط آخر را ندارد و اگر در جهت تخریبی فعال شود قادر است طبیعت اولیه ما را سرکوب کند که نشانه های روان رنجوری شامل شرم و احساس گناه را آشکار می نماید. نیروی زنانه چاکرای اول و انرژی ابتدایی جنسی چاکرای دوم به سوختی لطیف دگرگون می شوند که چاکرای سوم آن را برای تحقق دادن رویاهای ما به کار می گیرد. این چاکرا ذخایر حوزه انرژی رخشان را دوباره پر میسازد وقتی قدرت این چاکرا را بیدار سازیم بی هراسی و عزمی را تجربه می کنیم که موانع در مسیر ما فرو می پاشند، خطر این است که این امر منجر به جاه طلبی و کسب قدرت نفس شود. آغاز به این تفکر می کنیم که خودمان تنها خالق سرنوشت خویش بوده و قادریم. جهان را نباید به خواسته ی خویش زیر سلطه آوریم احساس میکنیم که قادر به خلق یا تخریب جهان هستیم، دیکتاتور شده و برای قدرت و شهرت شخصی به هر قیمتی که شده تلاش می کنیم. اشخاصی که با قدرت چاکرای سوم اغوا می شوند غالبا در جستجوی کنترل نمودن دیگران از طریق ارعاب و تهدید می باشند مافیای شرق با تکیه بر این دانش، افراد خود را نگه می دارند و جهت سوء استفاده از این افراد گام برمی دارند. توضیح راجع به مافیای شرق از حوصله این نوشته خارج است ولی اشاره به آن برای همراهان خالی از لطف نیست. وقتی که این چاکرا پاک می شود خانواده و روابط شخصی ما مستحکم می شود به افرادی با قدرت ارتباط موثر بدل شده و توان واژه های بیان شده و نوشته شده را کشف می نماییم. این مرکز ما را نسبت به طبیعت خودمان حقیقی می سازد. هدف زندگیمان شفاف شده و میتوانیم خود را با آن متحد سازیم، ما معتقدیم کسی که با خشم یا ترس پا به میدانهاي نبرد ميگذارد مرده محسوب می شود. وقتی خالي از خشونت و ترس باشيد قادر خواهید بود که فضای درگیری را تعدیل کرده و پاسخی برخاسته از چاکرای سوم را اعمال نموده اید. فرزانگان به اين درك رسيده اند که فرد، جهان را رویا گونه می بیند و چاکرای سوم،کیمیائی است که در آن رویاهای ما به طرزی جادویی به طلا بدل می شوند وقتی می خواهید جهان پیرامون خویش را بهبود ببخشید کافیست تعادل را به چاکرای سوم خود بیاورید ابزارایت مرکز تجسم است.چه در حال تمركز باشید و یا این که در ساحل رود نشسته و پاها یتان در شن باشد عنصر آتش که آن را رهبری می کند سوخت لازم برای شکوفا شدن رویا را فراهم می کند قدرت این چاکرا را برای نفع همگان به کار گیرید. اقتدار این چاکرا در خدمت است.

  5. #5
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: چاكراها

    چاکرای چهارم،عنصر هواست. رنگ این چاکرا نارنجی است. جنبه های فیزیکی این چاکرا عبارتند از سیستم گردش خون، شش ها، سینه ها، قلب، آسم، نارسائی ایمنی بدن. غریزه این چاکرا عشق است و جنبه های روانی آن عشق، امید، تسلیم به دیگری، شفقت، صمیمیت و غده مربوط به این چاکرا تیموس می باشد. هسته های آن عشق بدون خودخواهی و بخشش. جنبه های منفی آن نفس سود جویانه، رنجش و بیزاری، خود خواهی، غم وغصه، تنهایی، رها کردن و خیانت. چاکرای قلب در شبکه قلب واقع است، در مرکز سینه و روی خود قلب قرار ندارد. آن محور سیستم چاکراست درست مثل شکم که مرکز جاذبه بدن فیزیکی می باشد، قلب مرکز بدن نوری است غده تیموس توسط چاکرای قلب تنظیم می شود تیموس مسئول تفکر سلول های ایمنی است. تیموس نقش اصلی را به عهده دارد و مسئول حیات و توسعه و رشد لیموکیت ها(یعنی سلول های کشنده بدن را)دارد افرادی که دارای سیستم ایمنی پژمرده می باشند وقتی که چاکرای قلب آنان شفاف می شود بسیار عالی جواب میدهند. آزادی، شادمانی، صلحی پایدار شاخص و نشانه های شخصی است که در مرکز قلب خویش ساکنند. از طریق چاکرای قلب ما عشق را تجربه کرده و آن را به شراکت می نهیم. این چاکرا در بدن بیشترین سوء تعبیر را دارد زیرا کیفیت عشقی که در یک چاکرای قلب وجود دارد نه عاطفه ای است که با دیگران رد و بدل شود و نه عشق رمانتیکی که در آن می افتیم. چاکرای قلب برعشق به آفرینش رشد می نماید همان عشقی که گل ها برای باران احساس می کنند؛ این نوع عشق بر سوژه تمرکز ندارد و نیز برای بودن به دیگری بستگی ندارد آن احساساتی نبوده و غیرشخصی است. این نوع عشق ابزاری برای پایان نیست به ازدواج یا رابطه نمی انجامد.آن پایانی برای خودش می باشد حقیقتا چیزی وجود ندارد که به خاطرش اندوهگین باشیم این عشق کاملا عاری از خود خواهی است. خود خواهی هر اندازه که نوع دوستانه هم باشد قادر است عدم تعادل وحشتناک در چاکرای چهارم بیافریند برای تجربه این عشق بایستی آنچه که در گذشته بوده ایم را بکشیم. برای این کار تنها راه موجود این است که خود را به عشق تسلیم نماییم و عشق را از یک احساس به یک تمرین ذن تبدیل کنیم. نیاز داریم که از عاشق شدن دست بکشیم و به خود عشق تبدیل شویم وقتی که تپش قلب خود را تجربه می کنید به خود یاد آوری کنید که عشق در حال تپش است. یکی از بیان های منفی این چاکرا شیفتگی و دلباختگی به خود است. یک چاکرای قلب متعادل به ما امکان می دهد که به صمیمیت در عشق متعهد شویم آن اصول زنانه و مردانه درون ما را منسجم و یکپارچه کرده و ما دیگر به دنبال نیمه گمشده خویش خارج از خودمان نمیگردیم. نرمی و سختی، پذیرا بودن و خلاقیت از متضاد بودن افتاده و این اصول به شیوه ای ظریف درهماهنگی به یکدیگر می پیوندند. مرکز قلب به ما امکان می دهد که معصومیت را که باعث بازیگوشی و الهام ما می شود را بازیابیم. می فهمیم که هستیم و خودمان را می پذیریم و این امر برایمان شادی و آرامش و اقتدار به ارمغان می آورد.

  6. #6
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: چاكراها

    چاکرای پنجم عنصر نور است. رنگ این چاکرا آبی است و جنبه های فیزیکی آن گلو، دهان، گردن، و مری است.غریزه آن تجلی روانی می باشد.و جنبه های روانی آن شکوفائی رویا ها، خلاقیت، ارتباط کلامی و ایمان است. غده های مربوط به چاکرای پنجم تیروئید و پاراتیروئید است. هسته های آن قدرت شخص و ایمان و اراده است. تجلی های منفی آن خیانت، اعتیاد ها، روان رنجوری، بی نظمی در خواب، دروغگوئی، ترس از بیان درونی، غیبت و زهرآگینی است. پنجمین چاکرا در گودی گلو واقع است و بر غده تیروئید اثر می گذارد که تنظیم کننده دمای بدن است. با تنظیم نرخ متابولیزم، به نرخی می رسد که سوخت در بدن سوخته شده و بر وزن بدن و تهیه دوباره ویتامینها اثر می گذارد و بیدار شدن این چاکرا و شفافیت آن قدرتهائی را به انسان می دهد که به ساحری می ماند. مثلا شما امکان این را خواهید داشت در دو مکان حاضر شوید یا نا مرعی شوید و یا می توانید به گذشته نگاه کنید و عملکرد تقدیر را دریابید. چاکرای پنجم می تواند به تجربه های نا خواسته فرا روان منجر شود و خیال پردازی به طرزی غیر ارادی و نا آگاهانه به جهان روزمره سرریز می شود که قادر نخواهید بود خیال پردازی را از واقعیت تمیز دهید. بی نظمی در خواب وقتی که این چاکرا از تعادل خارج است امری بسیار عادی خواهد بود وقتی که چاکرای پنجم شفاف و متعادل باشد آغاز به تشخیص حوزه تلاش خود می نماید. تجربه و دانش ما وضعیت ما را در جهان تعریف می نماید. چاکرای پنجم به ما توانائی تجسم آینده را می دهد. آ ن شخصی را که قادرید بشوید را تجسم کرده و آزادی امکانات نا محدود را احساس می کنید. در این موضع درون نگری واقعی امکان پذیر شده همانگونه که سرشاری جهان درونی ما برایمان قابل دسترس می گردد، چاکرای پنجم به ما امکان می دهد به درون نگریسته و از فرایند های درونی خویش آگاه شویم. واژه نامه ای برای زندگی عاطفی، روانی و معنوی خویش توسعه می دهیم. این واژگان معنوی گسترش یافته و به حوزه چاکرای ششم رسیده و با توانائی جستجو برای منابع درونی در هر زمانی که احساس می نمائیم که نیاز به تغیر دنیای بیرون داریم، توسعه می یابد. در چاکرای پنجم آغاز به رشد دادن یک دیدگاه جهانی می نمائیم، دیگر فقط به یک گروه، طایفه یا فرهنگ خویش دل مشغول نمی شویم. آغاز به احساس نزدیکی با همه مردم بی توجه به نژاد و محل تولد می نمائیم در چاکرای اول هویت خویش را از مادرهایمان می یابیم و در چاکرای دوم از خانواده این احساس نزدیکی بر می خیزد در سومین چاکرا علیه والدین خویش قیام کرده و هویت خویش را با گروه هم سن خویش می یابیم و در چاکرای چهارم خود را با ملت یا فرهنگ خویش شناسائی کرده و درچاکرای پنجم تبدیل به همشهری های سیاره ای می شویم. چاکرای پنجم به احساسات قلب صدا می بخشد. آن عشق و مهربانی و بخشش ما را بیان می کند. در این مرکز چهار عنصر خاک، آب، هوا، آتش، مربوط به چاکراهای پائین تر مخلوط شده و انرژی خالص را می سازند که شبکه یا چهار چوبی برای رویاهای ما فراهم میسازد چون شانه عسل که شکلی به لانه زنبور می بخشد. چاکرای گلو این شبکه را گسترش داده تا در آن جهان خویش را بیافرینیم. یک چاکرای پنجم بیدار شده ما را با زندگی هم آهنگ می سازد. همه ما صبح هائی را تجربه کرده ایم که در شگفت بوده ایم. آیا می شد فقط در تخت باقی بمانیم،زمانی که ظاهرا همه چیز علیه ما عمل می کرده است. زمانی که همه چیز از هم آهنگی خارج است می توانیم رابطه اي هم آهنگ با زندگی با پاک کردن چاکرای گلو آورده و انرژی های متراکم رسوب کرده را که آنرا به هم ریخته اند را پاک نمائیم چاکرای پنجم برای مراکز پائین تر مثل دودکش عمل می کند و انرژی های بی ثباتی را که توسط چاکرای اول به زمین ریخته اند را رها می سازد یک تجلی منفی این چاکرا این است که از دانش خویش بسیار سرمست شوید این افراد در مباحثه با دیگران به او گوش نمی دهند زیرا حق به جانب بودن از درک کردن مهم تر است. خطر چاکرای پنجم در این گرایش است که بینش معنوی را به دگماتیزم بدل کند برای مردم عادی چاکرای پنجم به عنوان دودکشی برای تخلیه انرژی سوخته شده توسط چاکرا های پائین عمل می کند. اکثر افراد از صدای خویش به خصوص برای ارتباط با نیازهای عاطفی چاکرا های پائین خویش استفاده میکنند. آنگاه که از منابع معنوی و روانی خویش آگاه می شویم این چاکرا قدرت می یابد. در این زمان صدای حقیقی خویش را کشف می نمائیم. مشخصه های این چاکرا مثل نگاه کردن به درجات مدارك تحصيليتان است. مثلا گام نهادن به ورای مرگ ویژگی چاکرای ششم است، حاکمیت بر زمان ویژگی چاکرای هفتم است، نامرعی بودن ویژگی چاکرای هشتم است، و توانائی حفظ یک راز ویژگی چاکرای نهم است. (اکثر مکاتب بر این تصورند که انسان هفت چاکرا دارد که البته درست هم هست ولی چاکرای هشتم و نهم خارج از فضای فیزیکی ما قرار دارد)

  7. #7
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: چاكراها

    چاکرای ششم نور خالص است، رنگ این چاکرا نیلی است و جنبه های فیزیکی آن مغز، چشم ها و سیستم عصبی است. غریزه چاکرای ششم حقیقت جوئی است و جنبه های روانی آن دلیل و منطق، شعور، همدلی، همدردی، افسردگی، بی نظمی های مربوط به استرس و انکار است. غده مربوط به این چاکرا هیپوفیز است که بین دو لپ مغز قرار دارد. هسته های آن روشن بینی و خود شناسی است. تجلی های منفی این چاکرا توهم، روان رنجوری، بی کفایتی و سکته است. چاکرای ششم یا چشم سوم، در وسط پیشانی بین دو ابرو قرار دارد نام این مرکز توان نامحدود است. در این چاکرا انسان به این دانش می رسد که از خداوند جدا نیست و الوهیت را در دیگران می بیند در حضور کسی که به این شناخت رسیده است احساسی عمیق از آرامش و صلح داریم و پی می بریم که موجودی ابدی بوده که در بدنی موقت ساکن هستیم فردی که چاکرای ششم او بیدار شده است پی می برد که خودِ اصلی باید آن هویت منحصر به فرد همراه با تجربه های فیزیکی یا ذهنی خود را دور بریزد. ما به ورای بدن و ذهن رفته با این وجود به هر دوی آنها در حوزه هوشیاری خویش خوش آمد مي گوييم. زمانی که آغاز به مشاهده ذهن می نمائیم می توانیم به مراحل فوق شخصی گام بگذاریم. با کنجکاوی دنباله رو ذهن بوده با این وجود توسط آن مجذوب نمی شویم زمانی که به ورای ذهن گام می گذاریم شک ناپدید می شود،آرزو و حسرت دیگر نیرو های محرک نخواهند بود،فرد به قلمروهای دانش وارد می شود که تجربی بوده و قابل بیان کلامی نیستند. بدین مفهوم نیست که این قلمروها خارج از قلمرو واژه ها هستند، بلکه تنها چیزی که آنجا هست تجربه می باشد. این قلمروئی است که نمی توان از طریق جست و جو یافت شود بلکه فقط آنانی که جست و جو گرند شاید که آن را بیابند چون دو فرد عاشق که دیگر از یکدیگر جدا نمی شوند.بلکه با یک بوسه وحدت می یابند. وقتی که تجربه کننده ای وجود ندارد، درباره تجربه چه می توان گفت؟ لحظه ای که بیان متلاشی می شود شبیه به برخاستن از یک رویا است. لحظه ای که پی میبریم در حال رویا دیدن هستیم دیگر رویا را به خاطر نمی آوریم زمانی که چاکرای ششم شروع به کار می کند فرد به اشتباه اطلاعات را به جای دانش می گیرد. او احساس می کند به حقایق معنوی عظیمی دست یافته، در حالی که هر آنچه که دارد مجموعه ای از واقعیت ها می باشد. استاد فرزانه می داند چگونه موجب شود باران ببارد بی آنکه قادر باشد توضیح دهد آب از اتم های هیدروژن و اکسیژن ساخته شده است غالبا این افراد از قدرت بهره مند بوده و بر جهان تاثیر می گذارند بی آنکه مسئولیت سرپرستی آن را به عهده گیرند. در جهان ما که توسط رسانه های گروهی و بت های سر شناس آن هدایت می شود انرژی های چاکرای ششم می تواند تعریف شده و منتج به خود پسندی و خود بزرگ بینی شود من به این شناخت رسیده ام که بایستی درون را کشف نماییم بايد بياموزيم که صرف بون با انسانهاي بزرگ نمی تواند ما را به خرد و نیروی خودشان نزدیک کند پی برده ام که این امر به دفعات نتیجه عکس می دهد و ما را از رویارویی واقعی با روح وا می دارد. استاد فردی است که به شناخت خود رسیده است او شیوه های روح را از طریق بیداری درونی خویش کشف می نماید در چاکرای ششم ما بیداری خویش را تجربه می کنیم کسانی که این چاکرا را بیدار می کنند حتی می توانند به جاودانگی فیزیکی دست یابند و چنانچه تعدادی از اساتید دیدگاه و رویایی مشترک برای سیاره زمین داشته باشند می توانند چنین دیدگاه و رویایی را به حقیقت پیوند دهند.

  8. #8
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: چاكراها

    چاکرای هفتم انرژی خالص است رنگ این چاکرا بنفش است و جنبه های بدنی آن پوست، مغز و تعادل هورمونی می باشد. غریزه های این چاکرا اصول اخلاقی جهانیست و جنبه های فیزیکی آن از خود گذشتگی و انسجام خرد است و غده مربوط به آن غده صنوبری است و هسته های آن تعادل و روشنائی است. جنبه های منفی این چاکرا روان رنجوری، سیر قهقرائی، بد بینی و بدگمانی است. چاکرای تاج دربالای سر و دروازه ما به آسمان می باشد. تارهای نورانی از این مرکز به ستاره ها و سر نوشت ما می رسد. زمین ما را حمایت کرده و ما را بانیروی زندگی خویش تغذیه می کند و آسمانها ما را به سوی شایسته شدن سوق می دهد. بذرها فقط زمانی نمو میکنند که در زمین حاصلخیز تیره و غنی کاشته می شوند با این وجود توسط نور خورشید رشد میکنند. پس از جوانه زدن تمام گیاهان به نور خورشید برای زیستن روی می آورند. مشابه این زندگی معنوی، ما در اولین چاکرا با پیوند ما به سیاره زمین، نمو کرده و سپس نور آسمان ها از طریق چاکرا برای تغذیه سیستم چاکرا وارد می شود، نام این مرکز خالیاست. کسانی که به عطیه های ناشی از این مرکز رسیده اند دیگر به یک شکل فیزیکی نیاز ندارند. آنان قادرند که در فضا و زمان سفر کنند آنان با ملکوت و زمین یگانه اند. درس چاکرای هفتم استادی و سلطه بر زمان است. آنگاه که زمان علت و معلولی و طولی را شکسته از آنها رها شدیم، دیگر در چنگال ستمگر زمان گذشته نخواهیم بود، امروز دیگر نتیجه یک واقعه قبلی نبوده و رهائی از علت و معلول را تجربه خواهیم کرد با یک پا در جهان عادی زندگی کرده و پای دیگر در جهان معنوی.و پی می بریم که هر دو در زمینه مشترکی سهیم می باشند نظر به اینکه شما در چاکرای ششم دانش وقایع گذشته و آینده را کسب می کنید وقتی که هدایای چاکرای هفتم را بیدار می کنید قادرید بر آن وقایع اثر گذار باشید در چاکرای هفتم ما رها از آرزو، امید یا پشیمانی هستیم. در چاکرای هفتم ما به درک عمیقی از جهان هستی می رسیم و می فهمیم که با طبیعت و کل هستی یگانه ایم و نت های نواخته شده یک سمفونی از یک ساز هستیم.می فهمیم که زندگی یک شبکه تو در تو از نخهای نورانیست و هر یک از ما یکی از این نخها بوده در ضمن تمام شبکه نیز می باشیم. در چاکرای هفتم عینیت و ذهنیت وجود ندارد تناقض های ظاهری در یکدیگر محو می شوند.زندگی در مرگ و صلح، در درد، آزادی، در قید و بند. هدیه دیگر چاکرای هفتم تغییر شکل است، کسانی که بر هدایای چاکرای هفتم تسلط یافته اند و ماهر شده اند می دانند که رودخانه زندگی در ورای شکل و بی شکلی جریان دارد. در ورای بودن و نبودن، بیکرانگی را مستقل از زمان یا شکل می شناسند.

  9. #9
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: چاكراها

    چاکرای هشتم عنصر جان است و رنگ این چاکرا طلائی است. جنبه های فیزیکی این چاکرا معماری بدن است و غریزه آن ماورا است. و هیچ جنبه روانی ندارد و هیچ غده ای هم ندارد و هسته آن بی زمان است ، جنبه های منفی آن الگوی بیماری و وحشت کیهانی است چاکرای هشتم منبع تقدس است. این چاکرا چند اینچ بالای سر قرار دارد و هنگامی که بیدار می شود هم چون خورشید درخشان در میان حوزه انرژی رخشان می درخشد وقتی که شخص هوشیاری خویش را به چاکرای هشتم ارتقا میدهد میتواند به حافظه نخستین دست یابد، او دانشی را به خاطر می آورد که هرگز آنرا تجربه مستقیم نکرده است. برای مثال او به طور همزمان ممکن است به خاطر آورد در کوهستان ایستاده یا در کویری در گرمای سوزان مشغول به نیایش است. دانش تمام اساتید گذشته در دسترس او قرار خواهد گرفت و نوای آنان را خواهد شنید و این صداها به صدای او تبدیل شده و در او می زیند. حوزه های اطلاعاتی در چاکرای هشتم به عنوان الگوئی برای خلق بدن فیزیکی عمل می کند، این چاکرا مثل کوزه گری است که با گل کوزهايی می سازد و بعد او را در هم می کوبد و کوزه ای دیگر میسازد و احساس باخت هم ندارد زیرا می داند به سادگی می تواند زیبا تر خلق کند. اگر نقشی از بیماری در این چاکرا وجود داشته باشد چون یک خطای طراحی است با ساخت کوزه جدید این خطا پیوسته تکرار می شود در چاکرای هشتم ما تجربه ای از وحدت عمیق نه تنها با تمام خلقت بلکه با خالق را خواهیم داشت، خالق ناگفتنی بوده و نمی تواند در تصور گنجانده شود تا حواس ما بتواند آن را حفظ کند. تجلی منفی این چاکرا وحشت کیهانی است مانند انچه که توسط کسانی که در میان جهان روح و ماده گیر می افتند تجربه می شود.نه زنده و نه مرده.آنان در قلمرو کابوسی گیر کرده اند که قادر نیستند از آن بیدار شوند.در بعد معنوی،این مکان برزخ است.اشخاصی که از بیداری نامتعادل و همزمان این مرکز رنج می برند نیز در این قلمرو گیر افتاده اند و بسیاری از آنان در بیمارستان های روانی هستند و سایرین به تنهائی در خانه هایشان در رنج زندگی می کنند. ویژگی چاکرای هشتم نامرعی بودن است در این مرکز ما نسبت به بیننده آگاه می شویم که به عنوان شاهد از آن یاد می شود. یعنی یک خود که از آغاز سفر روحی ما حاضر بوده است اکنون که او دیگر درگیر ذهن نیست قادر است بیننده ذهن با تمام ماجراهایش باشد.بدون انکه به آن صحه گزارد. بیننده شاهد آشکار شدن زندگی ما بوده و می داند که همه داستان هائی را که برای توصیف خویش استفاده می کنیم فقط داستان هستند. هر چیزی را که می اندیشیم و در باره خود می دانیم،خود واقعی نیست بیننده می داند هر چیزی که بتواند نگه داشته شود واقعی نیست.بیننده پای بند اسرار است نه آشکار شده ها.بیننده همه چیز را ادراک می کند و خودش نمی تواند درک شود، زیرا قادر نیست به یک موضوع ادراک تبدیل شود بیننده نامرعی است زیرا نمی تواند نظاره شود ما می توانیم به نامرعی شدن با از بین بردن سوژه های (من) برسیم و از طریق تمرین بی حرکت بودن. در نهایت بیننده آغاز به شکار کردن منشاء خویش که روح یا چاکرای نهم است خواهد نمود.

  10. #10
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: چاكراها

    چاکرای نهم عنصر روح است و رنگ این چاکرا نور سفید شفاف است و جنبه های فیزیکی و روانی ندارد غریزه این چاکرا رستگاری است و هیچگونه جنبه منفی ندارد. چاکرای نهم در قلب کیهان ساکن است. او خارج از فضا و زمان است و در وسعت فضا گسترش یافته و توسط یک طناب نورانی به چاکرای هشتم وصل می شود. یک بیننده قادر است از طریق این طناب سفر کرده تا گستره وسیع آفرینش را تجربه کند. در واقع چاکرای نهم محل سکونت روح است. در ورای جان شخصی که ما را به امتداد فضا، مکان و رستگاری و آنچه که مربوط به چاکرای هشتم است محدود می کند، قرار دارد. آن روح هر چیزی در کیهان است، بیننده تبدیل به همه چیز که نظاره می کند می شود. چاکرای نهم خودِ بزرگ است، که هرگز زاده نشده و نخواهد مرد. این خود بزرگ پیش از زمان بوده و هرگز وارد نهری که زمان در آن جاری است نمی شود. او پیش از زمان بوده و پیش از آن که کیهان آشکار شود وجود داشته. این همان خود است که پردیس را هرگز ترک نکرده است. فرایند چاکرای نهم توانائی حفظ یک راز است حتا از خودتان. راز این است که در دورها آن نیروی بسیار بزرگ که به عنوان خدا می شناسیم، تصمیم گرفت که از مکان در آن تهی نا آشکار، خودش را تجربه کند از این رو با غرابتی شگرف آشکار شد تا ماده در جهان ما شکل پذیرد. آن نیروی بزرگ به کاوش خود در همه شکل های زندگی ادامه داده است، به عنوان مورچه، مگس، فیل، سیاره ها، و ماه ها با این وجود، چون نیروی بزرگ همه جا حاضر و همه چیز دان است هر یک از وجوه آشکار شده نیز این ویژگی ها را دارند از این رو او بایستی طبیعت هستی خود را به عنوان راز حتي از خود نگه دارد. برای این که خود را از طریق هزاران شکل خویش بشناسد. زمانی که این مرکز بیدار شود خنده ای عمیق و غرنده خواهد بود که در کوه ها پژواک می کند و در آسمان غرش خواهد کرد....
    ------برگرفته از كتاب آتادو------(ناياب)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •