راه در جهان یکی است و آن راه راستی است.
تمام تلاش و کوشش ما در تفكرات و در طول تمرینات و مراقبه ها بیانگر جستجوئی بی پایان برای یافتن حقیقتی ارضاء کننده است که وقتی به آن دست می یابی با شوق یافته هایت را برای همصحبتانت می گوئی و اولین شوک به تو وارد می شود؛ چون با تعجب در می یابی که گفته هایت قابل درک نیست. تصور میکنی ایرادی در گویش داری؛ سعی میکنی واضح, روشن و روان صحبت کنی, باز هم مات و مبهوت تو را مینگرند. راستی چه چیز در تو دگرگون شده که دیگران درک نمی کنند. واضح است چیزی تغییر کرده و آن نگاه آزادی است که در گذشته نگاهی بر اساس عرف و تعالیم اجتماعی شما بوده و امروز ظرفیت درونی شما به گونه ای رشد کرده که توانائی پذیرش و حداقل شنیدن مطالب مخالفان و منتقدان خود را داشته باشی در واقع آزادی درونی و روحی ما نگاه ما را به جهان هستی دگرگون می کند٬ بسیار شنیده ام که مردم میگویند که بیچاره و بدبختند ولی پیوسته همان کارهائی را میکنند که باعث بد بختی آنهاست٬ پس طبیعی است که همان نتیجه های قبلی را بگیرند اگر می خواهید چیزی تغییر کند باید این تغيیر اول در درون شما اتفاق بیافتد و بعد نمود بیرونی خواهد داشت. طبیعی است که دگرگونی درونی نیازمند رها کردن عادات قبلی است مثلا اگر قبلا جمله هایتان را با منفی شروع می کردید حالا تمرین کنید با مثبت شروع کنید. هر چه را که فکر کنید اتفاق میافتد پس به چیزهائی بیندیشید که میخواهید در زندگی شما اتفاق بیفتد٬ جهان هستی بسیار حساس است و اگر این حساسیت را درک کنیم با دقت و مراقبت بیشتری گفتار و پندار خویش را بکار خواهیم گرفت. چه کند آدمی اگر خطر نکند که کمال همواره در راه است.