هانس اولریخ رودل





هانس اولريخ رودل

متولد 2 جولای 1916 ، مرگ 18 دسامبر 1982

رودل در سال 1916 در شهر كنرادوالدائو در سيسيليا در شرق آلمان متولد شد. پدرش از اعضای كليسای شهر بود. هانس رودل در مدرسه يك دانش آموز ضعيف در درس، و يك دانش آموز علاقه مند به ورزش بود. او در كتاب خاطرات خود ميگويد كه به دليل علاقه به پرواز روزی يك چتر باران را در دست گرفت و از بالای پشت بام به عشق پرواز پريد اما مصدوم شد و مجبور به استراحت در منزل گرديد.

در سال 1936 به لوفت وافه (نيروی هوائی ارتش آلمان نازی) پيوست و به آموزش فن خلبانی مشغول شد اما به دليل آنكه در حين آموزش خلبانی با ارتكاب يك اشتباه به همراه فرمانده واحد خود سقوط نمود يك شانس بزرگ و يك بد شانسی بزرگتر را به دست آورد. شانس او اين بود كه هواپيما منفجر نشد ولی بدشانسی او اين بود كه فرمانده او ديگر به وی اجازه پرواز عملياتی را نداد (به عبارت بهتر فرمانده او رودل را برای انجام پروازهای عملياتی فاقد صلاحيت ديد). با حمله ارتش آلمان به لهستان و شروع جنگ دوم جهانی او يك ماموريت اكتشافی بر فراز جبهه جنگ يافت. رودل در خاطراتش مي نويسد با ورود من به خاك لهستان آتش بار ضد هوائی لهستان آنچنان با شدت و پر حجم به طرف من شليك كردند كه من چاره ای بجز افزايش ارتفاع به شکلی جنون آسا نداشتم. سرانجام وقتی به بالاترين ارتفاع پروازی رسيدم ديگر از آتش ضد هوائی دشمن خبری نبود و مطمئنا اگر تيراندازی آنان اندکی ادامه ميافت من هدف قرار گرفته بودم.


پس از نبرد لهستان وی تقاضای عضويت در واحدهای بمب افكن شيرجه رو موسوم به اشتوكا را نمود. با اين تقاضا موافقت شد و او برای طی دوره های آموزشی به يك پايگاه نيروی هوائی فرستاده شد. وقتی او در حال انجام دوره آموزشی خود بود در سال 1940 جنگ در غرب آغاز شد و رودل اذعان ميكند كه بعدها وقتی با خلبانان آلمانی كه در جبهه غرب جنگيده بودند هم صحبت شده بود آنان به او گفته بودند خلبانان شكاری فرانسه جزو لايق ترين خلبانانی بودند كه تا به آن زمان با آنان جنگيده بودند و اگر فرانسه تعداد بيشتری هواپيمای شكاری در اختيار داشت مسلما شكست آن كشور دشوار ميشد.

در ماه مه 1941 بزرگترين و اولين عمليات عظيم هوابرد آلمان برفراز جزيره كرت توسط ارتش آلمان آغاز شد و رودل جزو اسكادرانی بود كه به اين عمليات اعزام شده بود اما فرمانده عملياتی وی در اين نبرد همان کسی بود كه در زمان آموزش پرواز و به همراه رودل سقوط نموده بود. اين فرمانده آلمانی وقتی رودل را ديد به او اجازه شركت در عمليات را نداد و به او يك ماموريت غير جنگی واگذار نمود. با آغاز جنگ بريتانيا رودل در اين جنگ نيز نقشی ايفا ننمود. اما با شروع عمليات بارباروسا رودل موفق شد اولين ماموريت خود را فردای شروع جنگ با روسيه (یعنی 23 ژوئن) انجام دهد.

او در كتاب خاطرات خود مينويسد به محض پرواز برفراز خاك روسيه از مشاهده جاده های نظامی و پل ها و زير ساخت های نظامی شوروی در مرز با آلمان بسيار متعجب شدم. يقينا شوروی با ساخت اين تاسيسات قصدی به جز حمله به آلمان نداشت. مطمئنا اگر هيتلر به استالين حمله نميكرد استالين به شکلی غافلگيرانه اين كار را انجام ميداد. رودل در جريان عمليات بارباروسا آنچنان خوش درخشيد كه به فاصله يك ماه از شروع جنگ به دليل عملكرد بی نظير خود موفق به دريافت مدال صليب آهن درجه يك شد.

در 23 سپتامبر 1941 او یکی از عجيب ترين افتخارات تاريخ جنگ دوم را بدست آورد. وی در اين روز موفق شد با يك شيرجه مرگ و در ميان آتش صدها ضد هوائی مستقر بر ساحل و دريا، نبرد ناو عظيم و مشهور شوروی به نام مارات را در بندر كرونشتاد با پرتاب يك بمب يك تنی منهدم نمايد. اين تنها باری بود كه يك نبرد ناو با حمله يك هواپيمای بمب افكن سبك منهدم شد.






اما تخصص اصلی رودل حمله به قوای زرهی و تانكهای ارتش شوروی بود رودل در 2.530 ماموريت جنگی كه انجام داد (و اين تعداد بالاترين ركورد تاريخ محسوب ميشود) 519 تانك، 70 قايق نفربر، 150 توپ خود کششی، 4 ترن زرهپوش و 800 هدف ديگر را مورد حمله قرار داد و نابود كرد. علاوه بر اين او 9 هواپيمای دشمن و يك نبرد ناو و 2 رزمناو و يك ناو شكن را منهدم نمود. ساقط نمودن 9 هواپيمای دشمن که 7 فروند از آنان جنگنده بودند برای خلبان بمب افكن سبك در نوع خود يك شاهكار محسوب ميشود.

او هرگز توسط هواپيما و خلبانان دشمن ساقط نشد و فقط بر اثر شليك ضد هوائی سقوط نمود. او 32 بار سقوط نمود كه چند بار آن پشت خط دشمن بود اما موفق شد به سلامت از خط جبهه عبور نمايد و به نيروهای خودی بپيوندد (كه اين هم يك ركورد عجيب ديگر محسوب ميشود). او يكبار برای پيوستن به نيروهای آلمانی با شنا از رودخانه سرد و يخ آلود دنيستر كه یکی از رودخانه های پر آب و بزرگ روسيه ميباشد، عبور نمود. او در همين فرار خود سه مرتبه موفق شد از چنگ تعقيب كنندگان ارتش شوروی فرار نمايد اگر چه نيروهای تعقيب كننده وی، او را از ناحيه شانه هدف قرار دادند اما نتوانستند وی را دستگير نمايند.
رودل در كتاب خاطرات خود علت شكست در استالينگراد را خالی شدن خط جبهه توسط سربازان رومانيائی كه متحد آلمان بودند اعلام نمود. او كه خود بر فراز جبهه پرواز نموده بود شاهد عقب نشینی سربازان رومانی و حمله گاز انبری ارتش شوروی بود. در 13 مارس 1944 رودل خلبان مشهور و دومين قهرمان هوانوردی ارتش شوروی به نام لئو شوستاكوف را در يك نبرد هوائی ساقط نمود. اگر چه خود رودل اذعان نمود كه نمی داند شوستاكوف بر اثر شليك تيرانداز هواپيمای او مرده است يا بر اثر عمليات آكروباتيك رودل، او دچار عدم امكان كنترل تعادل گرديده است. او بقدری برای ارتش شوروی مهلك و مهيب بود كه استالين شخصا يك جايزه 100 هزار روبلی برای سر رودل تعيين نمود.

او كه به فرماندهی يك اسكادران از هواپيماهای بمب افكن رسيده بود در اواخر جنگ از يك جبهه به جبهه ديگر احضار ميشد و به همين دليل به اسكادران او حتی در نامه های اداری سيرك رودل ميگفتند. در اواخر جنگ و به مناسبت 2.000 مين ماموريت او، هيتلر دستور داد شرح و زندگی نامه او را برای تمام مدارس آلمان تدريس نمايند و يك نشان ويژه كه در مركز آن عدد 2.000 مزين به الماس قرار داشت به رودل تقديم نمود. اين نشان ديگر هرگز به کسی اعطا نشد و قبل از آن هم اعطا نگرديده بود. همچنين رودل تنها خلبان آلمانی بود كه مدال طلای شجاعت مجارستان به او اعطا شد. او در 8 فوریه 1945 سقوط نمود و يك پای خود را از دست داد اما به پرواز با يك پا ادامه داد.

در آخرين ماموريت در 8 ماه می (روز تسليم آلمان نازی) موفق شد افراد گروه 405 كه فرماندهی آنان را بر عهده داشت از بوهميا به پرواز درآورد و به غرب پرواز نمايد. گروه او مركب از 2 هواپيمای يونكرس 87 و 4 هواپيمای فوكه ولفت 190 بود كه در فرودگاه كيتزينگن به آمريكائی ها تسليم شدند اما برای اجتناب از سالم تسليم نمودن هواپيماها رودل دستور داد تمام افراد تحت امرش با چرخهای بسته فرود آيند. اين عمليات خطرناك منجر به بستری شدن وی برای مدت 11 ماه در بيمارستان شد. او آزاد شد و در سال 1948 به آرژانتين رفت و در تجديد سازماندهی نيروی هوائی آن كشور و پاراگوئه را بر عهده گرفت.




وی به چند قله در آمريكای جنوبی صعود نمود در حالی كه فقط يك پای وی سالم بود. او همچنين با همين يك پا تنيس بازی ميكرد. دوستی وی با دكتر ژوزف منگل از لكه های سياه زندگی وی محسوب می شد. ژوزف منگل در اردوگاه مرگ (احتمالا آشويتس) به فرشته مرگ ملقب شده بود و تخصص او برداشتن غدد لنفاوی كودكان بود (البته به بهانه تحقيقات علمی). او پس از بازگشت به آلمان رهبری نئو نازيها آلمان را برعهده گرفت و از سياستهای نازيها و شخص هيتلر بسيار دفاع كرد. كتاب خاطرات او چاپ شد ولی باعث جنجال گرديد.

همچنين شهرت بد خلبانان اشتوكا در بمب باران شهرهای كشورهای دشمن موجب شد در افكار عمومی به عنوان يك جنايتكار جنگی معرفی گردد. زيرا بدون ترديد اسكادرانی كه رودل در آن خدمت ميكرد حداقل در بمب باران استالينگراد سهمی اساسی داشته است. او همچنين در يك رسوائی در آلمان غربی درگير شد كه به رسوائی رودل شهرت يافت و موجب بركناری دو ژنرال مشهور آلمانی كه در جنگ دوم در ارتش آلمان خدمت نموده بودند، به نامهای ژنرال والتر كروپینسکی و هاينس فرانكه شد.




رودل در 18 دسامبر 1982 در روزنهايم آلمان درگذشت و در دورن هاوزن به خاك سپرده شد.



تانک روسی تی 34
براساس اسناد او 2530 سورتی پرواز را انجام داد که 400 سورتی با فوکه ولف 190 بود که توانست 11 هواپیمای روسی را شکار کند ..... در این مدت رودل توانست بالغ بر 500 تانک ، 150 توپ ، چهار قطار حامل مهمات و کشتی جنگی مارات را نابود کند....

مبلغ جایزه تعیین شده برای سر رودل توسط استالین در حدود 100000روبل بود ...

یکی از خاطرات جالبش برخورد با لئو شستاکوف تخال روسها بود ... او میگوید مهم نیست که او بر اثر اتش مسلسل عقبی من یا ارتعاشات جریان هوای ناشی از موتور سقوط کرد ...گوشی من ناگهان از جیغهای سردرگم روسها و فریادهایشان به مرز انفجار رسید ..روسها در رادیو بشدت جیغ میزدند و مشخص بود چیز خاصی اتفاق افتاده است ...انها دیده بودند که یک هواپیما سقوط کرده است ...با مطالعه پیامهای رادیویی ما در یافتیم کسی که سقوط کرده است یک تکخال روس بود ... او یک قهرمان بزرگ و یک خلبان خوب بود . این خلبان روس قهرمان روسها در زمان جنگ داخلی اسپانیا بود ...شاهدان ادعا میکنند که او با اتش رودل سرنگون شد و این اتفاق در 12مارس 1944 روی داد و او دیگر هرگز دیده نشد ..او 65 پیروزی هوایی داشت و این افتخار به نام رودل ثبت گردید که او را شکار کرد .



تک خال شکار شده روس به دست رودل یعنی شستاکوف

بعد از جنگ رودل به آرژانتین رفت و از دوستان نزدیک دیکتاتور این کشور خوان پرون گردید و مهندس نیروی هوایی نوین ارژانتین نام گرفت ...او همچنین از دوستان بسیار نزدیک دیکتاتور وحشی پاراگوئه و ستایشگر نازیها یعنی الفردو استروسنر بود .... او در واقع فعالانه برنامه بازسازی نیروی هوایی کشور آرژانتین را زیر نظر داشت ... رودل با یک پا تنیس بازی میکرد و از قهرمانان اسکی بود ...او به بلندترین قله ارژانتین یعنی آکونکاگوا با ارتفاعی در حدود 6962نیز صعود کرد و توجه کنید او فقط یک پا داشت ....او سه بار نیز به دومین اتشفشان بلند روی زمین یعنی یولای یاکو صعود کرد که ارتفاعی در حدود 6700متر دارد ...یکی از نقاط تاریک زندگیش دوستی با فرشته مرگ یعنی جوزف منگل دکتری که جنایت وجشیانه ایی را در اشویتس برعلیه کودکان یهودی اجرا میکرد بود ...
جوزف منگل لقب فرشته مرگ را داشت ...

در بازگشت به المان او یکی از رهبران نئو نازیها المان بود ... خاطرات زمان جنگش را نیز منتشر کرد ...کتاب موجب جنجالهای زیادی شد ...زیرا رودل یکی از نازیها شناخته میشد ..او در این کتاب از تمامی سیاستهای نازیها دفاع کرد... این کتاب در امریکا با عنوان خاطرات خلبان اشتوکا چاپ شد ... البته قبل از چاپ یک بار کاملا بازبینی شد ...

با توجه به ماموریتهای مشابه اشتوکا و هیولای پرنده A-10 رودل از مشاوران برنامه طراجی و ساخت A-10 بود ...

او قسمت اصلی یک رسوایی سیاسی بود که در المان غربی بعنوان پرونده رسوایی رودل نام گرفت و منجر به بازنشستگی زود هنگام دو ژنرال بلند پایه ارتش به نامهای کارل هاینس فرانکه و والتر کروپینسکی گردید ...

در 1982 این شکارچی تانک تی 34 و افسانه پرنده اشتوکا در روزن هایم المان در گذشت و جسدش در گورستان دورنهاوزن دفن گردید ...




_________________