خانواده همانند هر اجتماع دیگری به سرپرست نیازدارد و از آن جا که اسلام، خانواده را اساس جامعه میداند، توجّه فراوانیبه پی ریزیِ درست بنیان خانواده دارد تا از این رهگذر، استحکام و سلامتجامعه را تضمین کند.
اصول و مبانی حاکم بر خانواده در قرآن عبارت است از:


۱) اصل تأمین نیاز جنسی:نخستین عاملی که زن و مرد را به هم نزدیک میسازد و زندگی مشترک و پیوندآن دو را ایجاب میکند، غریزه جنسی است. مرد، نیاز جنسی زن را تأمینمیکند و در برابر، زن هم نیاز جنسی مرد را برطرف میسازد و این نیازمتقابل تا حدود بسیاری، پیوند دائم یا طولانی آن دو را سبب میشود. تأمینِاین نیاز، اساس بسیاری از احکام خانواده است.


۲) اصل تأمین نیازهای عاطفی:عامل دوم، پیدایش رابطه عاطفی، میان زن و مرد است که آن دو را دلسوز و یارو حامی یک دیگر قرار میدهد. خداوند بزرگ انسان ها را طوری آفریده است کهوقتی نیازها و مصالح یک دیگر را تأمین میکنند، به تدریج رابطه ای عاطفیمیانشان ایجاد میشود و رشد میکند. این عاطفه، به شکلی نیرومند و به طورطبیعی بین دو همسر پدید میآید و میتواند نقش مهمّی در تأمین مصلحت کلّخانواده ایفا کند. میتوان گفت که نیرومندترین عامل دوام و رشد خانواده،عاطفه و محبّت اعضای خانواده به یک دیگر است; بنابراین، اگر زندگیخانوادگی ضرورت داشته باشد، به حکم عقل، بهترین عامل برای استحکام و بقایآن، برانگیختن عواطف متقابل افراد خانواده به یک دیگر است; البتّه درفلسفه اخلاق اسلامی، عاطفه به طور مطلق، محور ارزش های اخلاقی نیست; بلکهفقط یکی از انگیزه های کار اختیاری است که ارزش آن با عقل و دین تعیینمیشود. مصالح و ارزش هایی بالاتر از محبّت خانوادگی نیز وجود دارد; ماننداطاعت از خدا و پیامبر و وظیفه جهاد که در صورت تزاحم، مقدّم میشوند.۲
درزندگی خانوادگی و اجتماعی، گاهی مشکل ها و اختلاف هایی پیش میآید که اگربرطرف نشود، فضای محبّت و آرامش خانواده را از بین میبرد. اسلام برایپیشگیری از این مشکل ها و حلّ این اختلاف ها، اصول دیگری را ارائه میدهد;البتّه ریشه اختلاف ها در خانواده ممکن است اختلاف نظر در تشخیص مصلحت یاخواسته ها و منافع شخصی و برخورد ناشایست دو طرف با یکی از آنان باشد.


۳) اصل مشاوره:سوّمین اصل حاکم بر خانواده، اصل مشورت است. در اختلاف های مورد اشاره،بهترین راه آن است که زن و مرد همفکری کنند و راهی برگزینند که عقلمیپسندد.۳ این طبیعی است که هر کسی خواسته ها و نظرهای مخصوص به خود راداشته باشد و هر یک از زن و شوهر، دارای خواسته های متعارض باشند; امّا دربسیاری از موارد، همسران میتوانند با مشورت یک دیگر نظرهای خود را هماهنگکنند و از تعارض آن ها بکاهند. گفتنی است که لزوم و ارزش اخلاقی مشورت باهمسر، در کارها و تصمیم هایی است که به خانواده مربوط میشود; مثل چگونگیشیردادن به کودک و مدّت آن، محلّ زندگی، خوراک و پوشاک و...; امّا درکارهایی که به خانواده مربوط نیست، مشورت با همسر ـ از آن جهت که همسر استـ نقشی ندارد; بلکه باید با کسانی مشورت کرد که در آن مسائل، آگاهی بیشتری داشته باشند و همچنین نظر کسانی را باید جلب کرد که در آن کارهامسؤولیت و مشارکت داشته و توافق آنان در پیشبرد آن کار دارای نقش مثبت ومطلوب باشد; بنابراین، معنای تعابیری مانند: «شاوِروهنّ و خالِفوهنّ; باآنان مشورت کنید و مخالف نظر آنان عمل کنید» که در برخی روایات آمده، ایننیست که در هیچ موردی نباید با زن مشورت کرد; بلکه مشورت با زن باید درمواردی باشد که با احساس ها و عواطف و ساختمان ادراکی و اطّلاعات اومتناسب باشد; به طور مثال بسیاری از کارهای اجتماعی، مثل تصمیم گیری درباره جنگ، صلح و دفاع با احساسات زنانه هماهنگی ندارد و استفاده ازمشاوران زن در چنین مواردی نمیتواند مفید باشد; زیرا زن با توجّه بهاحساسات و عواطف شدید و لطافت روحی اش، به طور معمول قادر نیست در برابرکشتارها و ویرانی های جنگ مقاومت کند و براساس مصالح کلّی جامعه نظر دهد.


۴) اصل سرپرستی مرد در خانواده:در زندگی خانوادگی، گاهی مشکل ها و اختلاف هایی پیش میآید که پس از مشورتهم حل نمیشوند. ادامه این مشکلات، سبب از بین رفتن آسایش خانواده و مودّتدو طرف میشود; از این رو، برای پیشگیری از متلاشی شدن زندگی خانوادگیلازم است برای این گونه مشکل ها که کم و بیش در خانواده ها پدید میآیند،چاره دیگری اندیشیده شود.
از نظر حقوقی، خانواده همانند هر اجتماعدیگری به سرپرست نیاز دارد و از آن جا که اسلام، خانواده را اساس جامعهمیداند، توجّه فراوانی به پی ریزیِ درست بنیان خانواده دارد تا از اینرهگذر، استحکام و سلامت جامعه را تضمین کند; به همین جهت قرآن میفرماید:
الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ.۴
مردان، سرپرست و نگهبان زنانند.
درخانواده، زن و فرزندان باید سرپرستی مرد را بپذیرند و غیر از جنبه قانونیو حقوقی، از نظر اخلاقی نیز رعایت حدود و احترام پدر خانواده بر همسر وفرزندان لازم، و حلّ بسیاری از مشکل های زندگیِ خانوادگی در گرو اجرای ایناصل است; البتّه معنای این اصل، مطلق بودن فرمانروایی مرد در محیط خانوادهنیست; بلکه بر مرد لازم است که از حقّ سرپرستی خود سوء استفاده نکند و جزدر محدوده شرع و در چارچوب حقّ سرپرستی که در قانون اسلام آمده، گامی برندارد; چنان که بر زن نیز لازم است ، محیط عاطفی خانواده را با خود سری برهم نزند و با احترام متقابل به مرد، از پاشیده شدن خانواده جلوگیری کند.


۵) اصل صلح و سازش:گاهی کار به جایی میرسد که یکی از همسران (دست کم از دید همسرش) رفتاریخارج از منطق، عقل و انصاف را در پیش میگیرد; حال یا به واقع بی منطق استیا چنین نیست; بلکه به گمان همسرش او شخص لجوجی است که میخواهد حرف خودرا به کرسی بنشاند. در هر دو حال، طبیعی است که پیوند آن دو در معرض از همگسیختگی قرار میگیرد و بنیان خانواده سست میشود. در چنین وضعیّتی، اسلامدستور میدهد تا آن جا که ممکن است باید کوشید تا پیوند ازدواج از همنپاشد و وحدت خانواده از بین نرود; هرچند لازم باشد که یک طرف برای حفظخانواده، در برابر طرف دیگر انعطاف بیش از معمول نشان دهد و حتّی از حقّمسلّم خود بگذرد. خداوند متعالی میفرماید:
وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْمِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَیْهِما أَنْیُصْلِحا بَیْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَیْرٌ....۵
و اگر زنی ازسرکشی یا رویگردانی شوهرش بیم داشته باشد، مانعی ندارد با هم صلح کنند[وزن یا مرد، از پاره ای از حقوق خود برای صلح و صفای خانواده، صرف نظر کند]و صلح بهتر است.
در درگیری ها و اختلاف ها تا گذشت و چشم پوشی در کار نباشد، صلح و صفا و آرامش پدید نمیآید.

۶. اصل حکمیت:ششمین اصل حاکم بر خانواده در نظام حقوقی و اخلاقی اسلام، اصل حکمیّت است.خداوند در قرآن کریم سفارش میکند که اگر همسران با مصالحه، مشکل خانوادگیرا حل نکردند و خطر از هم پاشیدگی آن، همچنان باقی بود، از افراد با تجربهو مورد اعتماد برای داوری استفاده کنند تا شاید آنان بتوانند به این مشکلپایان دهند. قرآن کریم در آیه ۳۵ سوره نساء، میفرماید:
وَ إِنْخِفْتُمْ شِقاقَ بَیْنِهِما فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَکَماًمِنْ أَهْلِها إِنْ یُرِیدا إِصْلاحاً یُوَفِّقِ اللّهُ بَیْنَهُما إِنَّاللّهَ کانَ عَلِیماً خَبِیراً.
و اگر از جدایی و شکاف میان آن دو[همسر] بیم داشته باشید، یک داور از خانواده شوهر و یک داور از خانواده زنبرگزینید [تا به کار آنان رسیدگی کنند]. اگر آن دو در پی اصلاح باشند،خداوند به توافق آن ها کمک میکند; زیرا خداوند دانا و آگاه [و از نیّاتهمه با خبر ]است.
البتّه بر مرد و زن نیز لازم است که به داوری آن دو،تن دهند تا کانون خانواده برقرار و پایدار بماند و تا آن جا که ممکن است،صلح و سازش جایگزین جدال و درگیری شود.



۱ ر.ک: محمّد تقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج ۳، ص ۷۱.
۲. ر.ک: توبه (۹)، ۲۴.
۳. ر.ک: بقره (۲)، ۲۳۳; طلاق (۶۵)، ۶.
۴. نساء (۴)، ۳۴.
۵. نساء (۴)، ۱۲۸.
نویسنده: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی
خبرگزاری فارس