نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: بریدن سر ایرانی درعربستان کثیف سعودی

  1. #1
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    بریدن سر ایرانی درعربستان کثیف سعودی

    نقل ماجرا در کتاب تاریخ اردکان
    یکی از جریانات سیاسی مرموزی که در سال 1322 شمسی اتفاق افتاد و علت واقعی آن هیچگاه روشن نشد ماجرای گردن زدن ابوطالب اردکانی بود.
    ویکه یک کشاورز 25 ساله" 1 " اردکانی بود و 5 سال بوده که از ازدواجشمی‏گذشتدر آن سال به اتفاق دو نفر دیگر (آقایان حاجی غلام معصومی معروفبه پهلوانو حاجی‏قلی) راهی زیارت خانه خدا گردید و هنگام خروج از منزل،قرآن را بازنموده و بر حسب اتفاق به آیه‏ای از قرآن برخورد که بیان کنندهماجرای حضرتیوسف بود و ابوطالب با ناراحتی به همسر و دیگر بدرقه کنندگانگفت من بهسرنوشت یوسف دچار می‏شوم." 2 " اما بدرقه کنندگان به او دلداریدادهمی‏گفتند سفر حج سختی زیاد دارد و آیه قرآن نشان دهنده این سختی‏هامی‏باشد.
    بههر حال ابوطالب راهی مکه گردید و در جریان طواف به علت بیماری بهاستفراغمبتلا گردید و برای احترام خانه کعبه بلافاصله احرامی خود را جلویدهانگرفت و در نتیجه احرامیش آلوده شد، اما مانع از کثیف شدن خانه کعبهگردید ودر این موقع چند نفر که بنا به نوشته کتاب با من به خانه خدابیایید" 3 " واز شخص ثالثی پول گرفته بودند، شهادت دادند که ابوطالب قصدکثیف کردن کعبهرا داشته است و ابوطالب بیچاره بازداشت گردید و سپس دردارالقضاء شرعیمحاکمه و به اعدام محکوم شد و در روز دوازدهم ذی الحجه کهسالروز به قدرترسیدن آل سعود است و به همین مناسبت جشنی در مکه برگزارگردید و ملکعبدالعزیز با تشریفات خاصی به حرم آمد و پس از برگزاری نمازظهر با جماعت،حکم اعدام ابوطالب را به‏دست وی داده، پس از مطالعه آن راتأیید نمود وآنگاه از مسجد الحرام خارج شد! و دو ساعت بعد 50 نفر پاسبانابوطالب را درحالی که دستبند به دست‏هایش زده بودند، از مرکز پلیس خارج وبه جلوی بازارصفا و مروه آوردند و در میان جمعیت مقابل سکوی مجازات قراردادند.
    جلادرسمی دولت سعودی که یک‏نفر سیاه‏پوست بلند قامت بود ابوطالب راچهار زانوروی زمین نشانده و بازوان او را بر محوری ثابت بسته و سپس بهدستش دستبندزد، جمعیت در میدانی که نزدیک دار القضاء شرعی بود جمع شده ومنتظر اجرایحکم بودند.
    ترجمه فرمان قتل که به زبان عربی قرائت شد چنین است:
    ابوطالباز شیعیان ایرانی چون در احرام خود نجاست کرده و می‏خواست دورخانه کعبهبریزد، دستگیر شد و به این مناسبت فرمان قتل او که به گواهیامیر رسیده استاجرا می‏شود.
    سپس جلاد سر به گوش ابوطالب گذارده آخرین دقایق زندگی رابه عربی بهاو یادآور می‏شود و ابوطالب که تا آن لحظه نه مفهوم محاکمه رافهمیده بودو نه از متن حکم که به زبان عربی قرائت می‏شد چیزی می‏فهمید،ساکت و آرامنشسته نگاه به جمعیت دوخته بود که ناگاه جلاد با نوک نیزهفشاری به پشتگردن ابوطالب وارد می‏سازد.
    بر اثر تصادف نوک نیزه، خونجاری و ابوطالب از ترس، سرش را جلومی‏برد و در همین لحظه جلاد با یک ضربهشمشیر بزرگی که در دست داشت برگردن او فرود می‏آورد، گردن به وضع فجیعیبریده شد، ولی استخوان حلق مانعاز قطع شدن سر می‏شود. اما بلافاصله شمشیربرای بار دوم به حرکت درآمده سراز گردن جدا و روی پای ابوطالب می‏افتد وبنا به گفته همسرش آخرین کلمه‏ایکه ابوطالب بر زبان آورده پس از گفتنإِنَّا للَّهِِ وَإِنَّا إِلَیْهِرَاجِعُونَ این جمله بود: «آخر شما کارخودتان را کردید». بلافاصله دواتومبیل در محل حاضر می‏شود و یکی سر جداشده و بدن را به پزشک قانونیمنتقل می‏نماید و دیگری با ریختن شن درصدد ازبین بردن آثار جنایتبرمی‏آید.
    شیخ علی اصغر یکی از حجّاج ایرانی است کهبرای رضای خدا داوطلب بهخاک سپردن این شهید می‏شود. پلیس سعودی به شیخ علیاصغر خبر می‏دهد کهجنازه برای تحویل حاضر است. وقتی که به پزشک قانونیمی‏روند، متوجّهمی‏شوند که سرابوطالب را معکوس روی بدن گذارده و دوخته‏اند.
    زیراوهابی‏ها عقیده دارند این قبیل گنهکاران را بایستی پس از قتل،با سرِ معکوسدر قبر گذارد تا هنگام محشر از دیگران تشخیص داده شوند!!مسخره‏تر از همهاین صحنه‏ها مطالبه دستمزد برای دوختن سر بوده است!
    به شیخ علی اصغرمی‏گویند: 65 ریال سعودی دستمزد بخیه زدن سر به بدنرا پرداخت کند تا جسدتحویل واجازه حمل داده شود! شیخ علی اصغر عصبانیشده، فریاد می‏زند: پول رابایستی کسی بدهد که فرمان قتل داده است!
    بالأخره بدون پول ولی با مجادله، جسد را تحویل و در قبرستان شهدا دفن می‏کنند.
    روزنامه عصر آن روز مکه، خبر را به این طریق در صفحه اوّل خود منعکس ساخته بود
    «دستگیرکردیم ابوطالب ایرانی از اهالی یزد که از شیعه‏های ایرانی استو برداشتهبود کثافات آدمی را و می‏خواست دور کعبه بریزد و ثابت شد جرم اوبه اعدام وبه امضاء ملک عبدالعزیز سعود حکم اعدام بموقع اجرا گزارده شد».
    ابوطالب یزدی (اردکانی) در حالی که جلاد آخرین دقایق زندگی را به زبان عربی به او یادآور می‏شود.
    سر ابوطالب یزدی، در حالی که در دامنش افتاده و خون از گلویش فوران می‏کند.
    خبرشهادت ابوطالب موجی از خشم و ناراحتی را در میان شیعیان جهان بهوجودمی‏آورد. حضرت آیةاللَّه سیّدابوالحسن اصفهانی که در کربلا مقیم بودواکنششدید نشان داد و اهالی نجف و کربلا هر یک به طریقی ابراز انزجار خودرا ازاین عمل نشان دادند و در ایران عزای عمومی اعلام و در اکثر شهرهامجالس ختمبرگزار گردید و رابطه ایران و سعودی قطع گردید و مدّت چهار سالدولت ایراناز اعزام حجّاج ایرانی به مکّه خودداری نمود و در اردکان کهمحلّ زندگیابوطالب بود، موجی از غم و ناراحتی به وجود آمد و خانواده‏اشکهمنتظربازگشت وی بودند، پس از مطلع شدن از جریان، یک پارچه منقلبگردیدند ودو خواهر وی در مدّت کوتاهی جان خود را از دست دادند و مردماردکان نیز بابرگزاری مراسم ختم و عزاداری، یاد آن شهید مظلوم را گرامیداشتند." 4".[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]شرح ماجرا به نقل از کتاب «با من به خانه خدابیایید»
    وقتیکه گردانندگان سیاست تصمیم میگیرند...
    هیجده سال پیشیعنی در سال 1322 واقعه جان‏خراشی را دست سیاست ایجاد وبا گردن زدن یکبی‏نوای ایرانی، روابط فیمابین کشور سعودی و ایران را قطعو برای چند سالمانع از حرکت حجاج ایران به‏مکه گردیدند و در نتیجه اولیاءکشور سعودی،قِران داغ شده از مبالغ قابل توجهی منافع محروم شدند.
    آنها در مقابلگردانندگان سیاست چه کرده بودند من نمی‏دانم فقط آنچهمسلم است وقوع اینصحنه به‏قیمت جان ابوطالب یزدی حاجی ایرانی تمام شد.
    با این‏که هجدهسال از آن تاریخ می‏گذرد ولی چون قسمتی از تاریخروابط ما و آنها می‏باشدبد نیست بدانید تا طلب مغفرتی هم برای آن حاجیشده باشد. گوش کنید تا صحنهآنرا از چند ساعت قبل از وقوع شرح دهم:
    روز 12 ذیحجه هر سال یک جشنعمومی است، زیرا در چنین روزی خاندانسعودی موفق گردیده‏اند که دست خاندانشریف یا به‏قول خودشان شرفا را ازحکومت مکه قطع و جانشین آنها شوند.
    دراین روز فرزندان ابن سعود که در هر حال تعدادشان زیاد است باعده‏ای کههمراه دارند، در خیابان حرکت و با پرچم سبز و شمشیرهای برهنه(نوحه نصر)می‏خوانند.
    آن‏روز که این واقعه اتفاق افتاد، جمعه (12 ذیحجه 1362 هجریهیجدهمدیماه 1322 شمسی و 10 دسامبر 1943 میلادی) بود نمایش دهندگان دستهجمعی بهکاخ ملک عبدالعزیز بن سعود رفته شاه را از کاخ سلطنتی خارج وبه‏طرف خانهکعبه آوردند تا به شکرانه این روز نماز جماعت ادا شود.
    ابن سعود به‏طرف خانه کعبه می‏آید
    ساعت 5 / 11 ماشین سیستم 1942 پادشاه حجاز از بیرون دروازه عرفات بداخل شهر وارد شد.
    دونفر سیاهِ قد بلند طرفینِ رکاب ماشین ایستاده، دستی به شیشه ماشیننگاهداشته و با دست دیگر اسلحه‏های خود را به‏طرف جمعیت نگاه داشتهبودند.
    جلوی این ماشین هم یک ماشین مجهز به مسلسل سبک و پشت سر آن یک اتوبوس سربازان وهابی و هشت اتومبیل شیوخ عشایر بود.
    ماشین سلطنتی جلوی باب السلام متوقف و پادشاه حجاز در میان صف سربازان مسلح از اتومبیل خارج و به‏طرف مقام ابراهیم رهسپار گشت.
    فقطنماز ظهر ادا شد پادشاه پیشنماز و حجاج مختلف و اهالی آن سامان کهدر آنساعت در خانه کعبه بودند، به ابن سعود اقتدا نموده نماز این روزپایانیافت. پس از نماز ورقه‏ای برای مطالعه پادشاه ارائه و او پس از چنددقیقهمطالعه، صحه بر روی آن گذارده و بدین‏طریق فرمان را توشیح کرد!!!
    هیچ کس نفهمید که فرمان جدید چه بود و پس از اداء نماز، پادشاه با همان تشریفات از خانه کعبه خارج و به کاخ سلطنتی خویش مراجعت نمود.
    اینفرمان که پس از نماز و در خانه کعبه به امضاء رسید، حکمناجوانمردانه قتلابوطالب یزدی حاجی ایرانی بود که به‏وسیله قاضی شهر مکهرأی آن صادر و پساز موافقت ابن سعود به مورد اجرا گذارده می‏شد.
    فرمان قتل بدین‏طریق اجرا شد......
    صحنهساختگی از این قرار بود که، چند نفر مصری شهادت می‏دهند کهابوطالب یزدی رادیده‏اند که در داخل احرام خود نجاست نموده می‏خواسته استبه‏منظور هتکاحترام خانه کعبه نجاست را اطراف خانه بریزد!!!
    بلافاصله محکمه تشکیل و فی‏المجلس رأی گردن زدن ابوطالب صادر و به آن طریق که دیدیم به امضاء پادشاه رسید.
    جلویبازار صفا و مروه، آنجا که حریم امنیت برای حیوانات است، دو ساعتپس ازمراجعت امیر از خانه کعبه، 50 نفر پاسبان و افسر پلیس ابوطالب رادرحالی‏که با دست‏بند بوده است، از مرکز پلیس که در همان نزدیکی است خارجودر میان جمعیت جلوی سکوی مجازات قرار می‏دهند.
    جلاد رسمی دولت سعودی،که یک‏نفر سیاه پوست بلند قامت بود، ابوطالبرا چهار زانو روی زمین نشاندهو بازوان او را بر محوری ثابت بسته و سپسبه‏دستش قفل زد.
    جمعیت در میدان که نزدیک دار القضاء شرعی بود جمع شده و منتظر اجرای فرمان بودند.
    فرمان قتل به زبان عربی قرائت و ترجمه آن بدین قرار است:
    «ابوطالباز شیعیان ایرانی چون در احرام خود نجاست کرده و می‏خواستهدور خانه کعبهبریزد، دستگیر شد و به‏این مناسبت فرمان قتل او که به‏گواهیامیر رسیده استاجرا می‏شود.»
    ابتدا جلاد با نوک نیزه فشاری به پشت گردن ابوطالب واردمی‏سازد، براثر تصادف نوک نیزه، خون خارج و ابوطالب از ترس سرش را جلومی‏برد و درهمین لحظه جلاد با یک ضربه شمشیر بزرگی که در دست داشت بر گردناو فرودمی‏آورد، گردن با وضع فجیعی بریده‏شده ولی استخوان حلق مانع از قطعسرمی‏شود شمشیر دوم‏به‏حرکت درآمده سر ازگردن جداوروی پایابوطالبمی‏افتد...
    سر مقتول را چرا واژگون دوخته‏اند؟
    بلافاصله دواتومبیل در محل حاضر می‏شوند، اتومبیل اول متعلق بهصحّیّه بوده، سر جداشده و بدن دست بند زده ابوطالب را، به پزشکی قانونیمی‏برند. اتومبیل دوم،کامیون شهرداری بود که با ریختن شن خون‏های جاریشده را پاک و آثار جنایترا از میان برداشتند...
    شیخ علی اصغر تهرانی، یکی از حجاج ایرانی بودکه برای رضای خداداوطلب به‏خاک سپردن این شهید می‏شود، پدر زن ابوطالب ودو برادرش نیز دراین سفر همراه بوده‏اند.
    مطالبه دستمزد دوختن سر بریده
    مسخره‏تر از همه این صحنه‏ها مطالبه دستمزد برای دوختن سر بوده است.
    بهشیخ علی اصغر تهرانی می‏گویند: 65 ریال سعودی که معادل 104 تومانآن‏وقتبوده است دستمزد بخیه زدن سر را به‏بدن پرداخت کنند تا جسد تحویل واجازهحمل داده شود!!!
    شیخ علی اصغر عصبانی شده و فریاد می‏زند، پول رابایستی کسی بدهد کهفرمان قتل داده و بالاخره بدون پول، ولی با مجادله جسدرا تحویل و درقبرستان شهداء دفن می‏کنند.
    علل سیاسی این صحنه
    بدینترتیب تراژدی حزن انگیز قتل ابوطالب ایرانی پایان یافته و شایعاست که پنجنفر مصری که شهادت بر این کار داده بودند، از شخص ثالثی پولدریافت و شهادتدروغ داده‏اند تا این صحنه‏ها ایجاد شود.
    روایت دیگری هم وجود دارد کهمی‏گویند: ابوطالب حالش بهم خوردهبه‏محض اینکه می‏خواهد استفراغ کند، بهاحترام خانه کعبه در احرام خوداستفراغ می‏کند و از این جریان چهار نفرهندی سُنّی استفاده برده و شهادتمی‏دهند که او نجاست آورده بود تا دورخانه کعبه بریزد. ولی عده‏ای کهمسائل را از دریچه چشم سیاست نگاه می‏کنند،معتقد هستند که ضمن این جریانچند مسئله را نبایستی دور داشت و بعید نیستکه یکی از مسائل شش‏گانه زیرسبب وقوع این صحنه باشد:
    وضعیت سیاسی عربستان سعودی با مصر و هندوستان.
    نظریات این دو کشور در آن‏زمان نسبت به‏ایران.
    قضیه خلافت مسلمین که در آن موقع فاروق خود را برای آن کاندید کرده بود.
    فکر بین‏المللی کردن حکومت مکه.
    مسئله نفت عربستان و آمریکا و مخالف بودن دولت انگلیس با آن.
    جلوگیریاز خروج پول ایران به کشور سعودی به منظور در مضیقه قرار دادناولیاء کشورسعودی، آنچه مسلّم است اولیاء کشور سعودی با این عمل قلوبایرانیان راجریحه دار و به‏حریم امنیت خانه کعبه تجاوز نمودند.
    اهالی نجف و کربلا هر یک به‏طریقی ابراز انزجار و حتی مدتی از فروش جنس به وهابی‏ها خودداری میکنند.
    مرحومآقا سید ابوالحسن اصفهانی نیز که در آن‏موقع از نجف به کربلارفته بودواکنش شدیدی نشان داده و عمل او موجب تقویت فکر جلوگیری از حرکتحجاجایرانی به آن سامان شد.
    دولت ایران نیز چهار سال مقاومت نموده از حرکتحجاج جلوگیری وضمناین‏مدت اگرمسافرتی‏شدبه‏طریق‏قاچاق و به کمک حمله‏دارانبوده است تاسرانجام سردمداران سیاست وسط افتاده، فیمابین دولتین را آشتی وراه مکهبار دیگر برای ایرانیان باز شد." 5 ".[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]گزارشحادثه از زبان مرحوم شیخ علی نخودکی
    در نیمه دوم سال 1322، حاج شیخ بههمراه همسرش بی‏بی زهرا و فرزندششیخ محمّد و همسر او بی‏بی صاحب و خانوادهحاج محمّد کهدویی راهی سفر مکّهشدند. برگزاری مراسم آن سال مصادف بود بایکی از تلخ‏ترین روزهای تاریخیبرای حجّاج بیت اللَّه الحرام؛ روزی کهابوطالب اردکانی (یزدی) در حینبرگزاری مناسک حج و دگرگونی حالت جسمانیدچار تهوّع شد و کارگزاران دولتسعودی او را به گناه توهین به خانه خدا،دستگیر و سپس گردن زدند.
    حاج محمّد آقا، پسر آیت اللَّه حاج آقا حسینقمی، که برای هر کاری ازحاج شیخ کسب تکلیف می‏کرد، به ایشان مراجعه کرد کهدرباره قتل ابوطالب چهکنیم؟ حاج شیخ گفت: فعلاً نباید کاری کرد؛ مگر دیروزندیدی که در عرفات،مسلسل‏ها را برای ما آماده کرده بودند! از سویی ماقاچاقی آمده‏ایم و بایدببینیم آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی چه می‏گویند؟ پسدویست ریال به محمّدآقا قمی داد که برود کسی را بیابد تا گردن ابوطالباردکانی را به بدنشبخیه کنند و سپس او را دفن نمایند.
    مسافران پس ازسفر بیست روزه به مکّه، هنگامی که قصد بازگشت داشتند،باخبر شدند آن شرکتمسافربری، که با آن به مکّه آمده بودند و متعلّق بهعبدالرزّاق شامی بود،ورشکست شده است، از این رو بی‏وسیله شدند و به‏ناچارحاج شیخ و همراهان بهمدینه رفتند، مردم مدینه به محض دیدن وی، به دورایشان حلقه زدند و خواستارماندن او در مدینه شدند، حاج شیخ به این شرطقبول کرد که حاجی بی‏بی زهرا(همسرشان) راضی باشد تا در مدینه بماند. ویدر این مدّت در یکی از مساجدمدینه نماز جماعت اقامه می‏کرد و به منبرمی‏رفت...." 6".[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]گزارش بخشی از مسائل در بیستمین سالنامه دنیا
    من" 7 ". علاوه بر سمت سفارت کبرای ایران در مصر، عنوان وزیر مختاریایران درعربستان سعودی را هم دارا بودم و قصد داشتم برای تسلیم استوارنامه‏های خودبه عبدالعزیز بن سعود پادشاه عربستان، به آن کشور بروم کهخبر رسید یکی ازحجاج ایرانی بنام ابوطالب یزدی را که در مسجد مکه معظمهدچار کسالت شده بودو بی‏اختیار مقداری آب دهان خارج ساخته بود دستگیرنموده و به‏دستور قاضیشرع مکه در بازار مکه سر بریده‏اند.
    سر بریدن حاجی ایرانی باعث قطعرابطه بین ایران و عربستان سعودی شد ومن چند نامه تند و شدید اللحن، برایوزیر مختار عربستان سعودی مقیم قاهرهفرستادم و به این عمل دور از انتظار،که روح اسلام را جریحه‏دار ساخته استاعتراض نمودم. ملک فاروق هم قصد وساطتداشت و با من هم در این‏خصوص صحبتنمود ولی من به‏هیچ وجه حاضر نبودم تاقبل از عذر خواهی رسمی دولت عربستاناز دولت ایران خواستار تجدید روابط شوم.
    دولتعربستان سعودی به‏اطلاع فاروق رسانیده بود، گزارش مامورانامنیتی مسجدالحرام حاکی بود چون ابوطالب یزدی شیعه بود، با عمل قی واستفراغ قصد اهانتبه جماعت تسنن داشت و از همین نظر قاضی شرع مکه حکم بهجدا کردن سر از بدنابوطالب داد. این استدلال درحقیقت بی‏پایه بود.
    چندی نگذشت که خبردادند عبدالعزیز بن سعود پادشاه عربستان، برایبازدید از ملک فاروق سفری بهمصر خواهد کرد، البته فاروق چندی قبل از آنبه ریاض سفر نموده بود و با ابنسعود ملاقات کرده بود.
    چند روز بعد اطلاع یافتم شاید سفر ابن سعودانجام نشود، برای این‏کهگزارش‏هایی به او رسیده بود که شاید افراد لژیونعرب که تحت ریاست وفرماندهی گلوب پاشا انگلیسی می‏باشند قصد جان او رابکنند. به‏هر حال قرارشد ابن سعود با عده بیشتری از فدائیان مسلح خود واردمصر شود و مراقبت ازجان او هم به‏عهده همان فدائیان واگذار گردد.
    قصرزعفران را برای اقامت ابن سعود در نظر گرفتند و پادشاه عربستانسعودی درحالی‏که ملک فاروق به پیشواز او رفته بود وارد قاهره شد، ابنسعود هجده تناز پسرهای خود را هم به مصر آورده بود، البته او بیش از 18پسر داشت وبه‏روی‏هم تعداد فرزندان پادشاه حجاز به 45 دختر و پسرمی‏رسید.
    در تماممیهمانی‏هایی که به‏افتخار ابن سعود بر پا شده بود من همشرکت داشتم و چوناز سفرای اسلامی دعوت به‏عمل می‏آمد، معلوم بود به‏علتداشتن مقام سفارتکبری، صندلی من در صدر تالار قرار داشت، میز غذا خوریبسیار طویل بود وصندلی من بغل دست ابن سعود و دست راست پادشاه عربستان همصندلی فاروق قرارداشت.
    در سر میز غذا بیشتر صحبت‏های من با ابن سعود در اطراف قتلابوطالبیزدی بود، و ابن سعود با خنده و داخل کردن سایر مسائل در صحبت‏هامیل داشتدر اطراف این مسئله بحثی به‏عمل نیاورم، ولی در میهمانی بعدی اینبحث رادنبال کردم و ابن سعود پادشاه کهنسال عربستان، که سالیان متمادی بادشمنانخود در ریگزارهای عربستان مشغول جنگ بود، شدیداً از این عمل ابرازتأسفکرد و اظهار داشت حاضر و آماده می‏باشد به‏هر طریقی که میسّر بودهباشد دررفع کدورت و تجدید روابط اقدام نماید.
    ابن سعود بر خلاف انتظارمن با دست غذا نمی‏خورد، بلکه از قاشق وچنگال استفاده می‏کرد، پشت سر مادو نفر از فدائیان او با شمشیر آختهایستاده بودند و شمشیرها را در دستداشته به‏شدت حاضرین را که عبارت ازشاهزادگان، وزراء و سفرای کشورهایاسلامی بودند نظاره می‏کردند، تا اگردست از پا خطا نمایند سر آنها را بایک ضربه شمشیر از تن جدا سازند.
    برای حفظ جان ابن سعود آنچنان مراقبتیشده بود که فدائیان او اجازهندادند پادشاه عربستان در اطاق‏های راحت ومجلل قصر زعفران به‏استراحتبپردازد، بلکه در وسط باغ زغفران چادر برپاکرده و ابن سعود در داخل اینچادر می‏خوابید و ده‏ها نفر از فدائیان کهشمشیرهای لخت در دست داشتند تاصبح از چادر ابن سعود محافظت می‏کردند...."8 ".

  2. #2
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: بریدن سر ایرانی درعربستان کثیف سعودی

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    جوان22ساله اي به نام ميرزا ابوطالب يزدي، فرزند حاج حسين مهرعلي، در سال1322خورشیدی (دو سال از پادشاهی محمد رضا شاه فقید می گذشت) با همسرش، بهقصدزیارت مکه در ایام حج، از راه خرمشهر به كويت رفته و از آنجا خودش وزنش رابا شتر به سرزمين حجاز و مكه ميرساند. در جريان طواف به علّتبيماري، بهاستفراغ مبتلا گرديد و قی کرد. براى احترام خانه كعبه بلافاصلهاحرامي ِخود را (کفن سفیدی که در مراسم آنجا می پوشند) جلوي دهان گرفت ودر نتيجهاحراميش آلوده شد. امّا مانع از كثيف شدن خانه كعبه نگرديد و دراين موقعچند نفر از مسلمانان دو آتیشه و پهن مغز تر از خودش شهادت دادندكه ابوطالبقصد كثيف كردن كعبه را داشته است و ابوطالب بيچاره بازداشتگرديد و سپس دردارالقضاي شرعي محاكمه و به گردن زدن محكوم شد. حکم او درروز دوازدهم ذيالحجّه تازی، توسط دژخیم آل سعود که توسط 50 نفر پاسبانابوطالب را در حاليكه دستبند به دست هايش زده بودند، اجرا شد.
    ابوطالبیزدی را، از مركزپليس خارج و به جلوي بازار صفا و مروه آوردند و در ميانجمعيت مقابل سكويمجازات قرار دادند. جلاد رسمي دولت سعودي، ابوطالب راچهار زانو روي زميننشاند و بازوان او را بر محوري ثابت بست و سپس به دستشدستبند زد، جمعيت درميداني كه نزديك دارالقضاي شرعي بود، جمع شده و منتظراجراي حكم بودند.فرمان قتل به زبان عربي قرائت شد. سپس جلاد سر به گوشابوطالب گذارده،آخرين دقايق زندگي را به عربي به او يادآور مي شود وابوطالب كه تا آن لحظهنه مفهوم محاكمه را فهميده بود و نه از متن حكم كهبه زبان عربي قرائت ميشد چيزي مي فهميد، ساكت و آرم نشسته، نگاه به جمعيتدوخته بود، كه ناگاهجلاد با نوك شمشیر فشاري به پشت گردن ابوطالب وارد ميسازد. بر اثر آن خونجاري و ابوطالب از ترس سرش را جلو مي برد و در همينلحظه جلاد با يك ضربهشمشير بزرگي كه در دست داشت، بر گردن او فرود ميآورد. گردن به وضع فجيعيبريده شده ولي استخوان حلق مانع از قطع شدن سر ميشود. امّا بلافاصله شمشيربراي بار دوّم به حركت درآمده سر از گردن جدا وروي پاي ابوطالب مي افتد وبنا به گفته همسرش، آخرين كلمه اي كه ابوطالببرزبان آورده، اين جمله بود:«آخر شما كار خودتان را كرديد». بلا فاصله دواتومبيل در محلّ حاضر مي شودو يكي سرِ جدا شده و بدن را به پزشك قانونيمنتقل مي نمايد و ديگري باريختن شن در صدد از بين بردن آثار جنايت برميآيد. شيخ علي اصغر يكي مغزباخته دیگر از حجّاج ايراني داوطلب به خاكسپردن ابوطالب گردن بریده ميشود. پليس سعودي به شيخ علي اصغر خبر مي دهدكه جنازه براي تحويل حاضر است.وقتي كه به پزشك قانوني مي روند، متوجّه ميشوند كه سرابوطالب را معكوس رويبدن گذارده و دوخته اند. به شيخ علي اصغرمي گويند که باید 65 ريال سعوديدستمزد بخيه زدن سر به بدن را پرداخت كندتا جسد تحويل واجازه حمل دادهشود! شيخ علي اصغر عصباني شده، فرياد ميزند: پول را بايستي كسي بدهد كهفرمان قتل را داده است! خانواده ابوطالبکه منتظر برگشتن حاجی از مکهبودند، وقتی بدن بی سر ابوطالب را بجای سجادهو تسبیح و عطر دریافت کردند؛بر سر و روی خود می کوبیدند. دو خواهرابوطالب، در فاصله کمی از یکدیگر جانباختند (گویا خودکشی کردند) پس ازاین فاجعه ضد بشری در سعودی، دولت ایرانروابط دیپلماتیک خودش را با سعودیبرای چهار سال قطع کرد. و دیگر هیچ کس حقنداشت به سعودی برود. محمد رضاشاه با فرستادن یک شمشیر طلایی به دربارسعودی، خواهان بازگشتمناسبات سعودی با ایران شد. هنگامی که خبر زدن گردنابوطالب یزدی به رضاشاه در ژوهانسبورگ رسید، در حالی ایشان از تندرستی وسلامتی زیادیبرخوردار نبود، با خشم گفت: من اگر آنجا بودم، خاک سعودی راتوبره می کردم.

  3. #3
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: بریدن سر ایرانی درعربستان کثیف سعودی

    بله مظلومیت شیعه علی(ع) اینست که بعد از 1400 سال باز باید چون عاشورا ببیند!

    گلوی عربستان و وهابیت را یا باید خدا بفشارد یا خلق خدا!

    جز این راهی نیست!

    که اینان مایه شرمساریآیین محمد رسول الله(ص) هستند. آینی که تحجر را پیشه کرده و جهان غرب وشرق آن را اسلام می داند در صورتی که هرگز چنین چیزی صحت ندارد.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. زنان سعودی و حال و احوال آنها در عربستان
    توسط HRG در انجمن اخبار فرهنگی اجتماعی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۳۰ خرداد ۹۰, ۱۸:۲۳
  2. احتمال کودتا در عربستان سعودی
    توسط Vesal در انجمن اخبار سیاسی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۲۹ آذر ۸۹, ۲۲:۲۲
  3. طرح ناکام عربستان سعودی برای ترور نصرالله
    توسط HRG در انجمن اخبار حوادث
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۰۲ شهریور ۸۹, ۰۲:۵۰
  4. انتقال بدحجابي از ایران به عربستان سعودی!
    توسط HRG در انجمن اخبار فرهنگی اجتماعی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۰۶ اردیبهشت ۸۹, ۲۰:۱۶
  5. کودتای نافرجام در عربستان سعودی
    توسط hamid192 در انجمن ارتش
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه ۰۹ دی ۸۷, ۱۴:۲۷

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •