نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: آشنایی با زنان مرموز تابلوهای داوینچی

  1. #1
    ERG
    مدیران شورای نظارت ERG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۲-۲۰
    نوشته ها
    116
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 2 پست

    آشنایی با زنان مرموز تابلوهای داوینچی

    به بهانه رمز گشایی از مونالیزا اثر مرموزترین نقاش دنیا
    بیشترشخصیتهای اصلی تابلوهای داوینچی مربوط به زنان است که شباهتهای خاصی بینصورت زنان در بین تابلوهای داوینچی وجود دارد، نقطهی کانونی این شباهتهابه طور خاصی لبها و گونههای این زنان است، حتی چشمها نیز بیشتر به صورترو به پایین کشیده شده و نگاه بیننده را از چشم به لب هدایت میکند.

    هنگامیکه تکههای پازل را در کنار هم قرار میدهیم جرقههایی در ذهنمان ایجادمیشود که شاید ساختار ذهنی ما را به هم بریزد. این به هم ریختن برای بعضیخوشایند و برای برخی ناخوشایند و برای بعضی دیگر بی معنی است و به سرعت بهساختار اولیه باز میگردند.
    چند روز پیش خبری مبنی بر یافتن نشانههایجدید از مونالیزای واقعی منتشر شد که بسیاری را متحیر کرد، کاوشگران محلدفن احتمالی الگوی تابلوی «لبخند ژکوند» دواینچی، موفق به کشف دخمه وراهپلهای شدند که آنها را به سمت دومین مقبره دفن شده در صومعه قرونوسطای فلورانس هدایت کرد.
    در این مجال و با توجه به بحثهای مختلفی کهدر مورد آثار داوینچی و رمز و راز آنها شده است، میخواهیم بررسی کلی برروی زنان تابلوهای داوینچی داشته باشیم. اگر به صورت آماری بررسی کنیممیبینیم که بیشتر شخصیتهای اصلی تابلوهای داوینچی مربوط به زنانمیباشد. در این میان آن طور که به نظر آمده است شباهتهای خاصی بین صورتزنان در بین تابلوهای بعد از شام آخر داوینچی وجود دارد. نقطهی کانونیاین شباهتها به طور خاصی لبها و گونههای این زنان است. حتی چشمها نیزبیشتر به صورت رو به پایین کشیده شده و نگاه بیننده را از چشم به لب هدایتمیکند.

    کهن الگوی «فرد رنسانسی»
    لئوناردوداوینچی (15 آوریل 1452 - 2 مه 1519) از دانشمندان و هنرمندان ایتالیاییدوره رنسانس است که در رشتههای نقاشی، ریاضی، معماری، موسیقی،کالبدشناسی، مهندسی، تندیسگری، و هندسه شخصی برجسته بود.
    عدهای ازمحققان ایتالیایی با تحقیق بر روی بازسازی اثر انگشت وی او را دارای ریشهعربی و اهل خاورمیانه برشمردهاند. داوینچی را کهنالگوی «فرد رنسانسی»دانستهاند. وی فردی بینهایت خلاق و کنجکاو بود. او نظریات خود را در یکسلسله یادداشتهایی که بالغ بر هزاران صفحه میباشند ثبت کرده است. اوطرحهای مبتکرانهای را برای ساخت سلاحهایی مانند توپهای بخار، ماشینهایپرنده و ادوات زرهی ارائه کرده بود هرچند که بسیاری از آنها هرگز ساختهنشدند. وی طراح اولیه صدها اثر معماری و همچنین طرح اولیه هواپیمابهشمار میرود. یکی از طرحهای ابتکاری او لباس غواصی و زیر دریایی جنگیاست. او همچنین مسلسل، تانک نظامی، ساعتی که به ساعت داوینچی معروف است،کیلومتر شمار و چیزهای دیگر را طراحی یا اختراع کرد.
    لئوناردو داوینچی برای طرحهای خود بوسیله خط معکوس یادداشتهایی را نوشته است که فقط آنها را در آینه میتوان خواند.
    بیشتر شهرت جهانی او بهخاطر نقاشیهای شام آخر و مونالیزا است.




    راز داوینچی(یا رمز داوینچی یا کُد داوینچی) نام رُمانی کارآگاهی و ماجرایی است ازنویسندهٔ آمریکایی، دن براون که از فروش و استقبال گستردهای در سراسرجهان برخوردار بوده است. این رمان در سال 2003 بازار را تسخیر کرد و فروششحتی از مجموعه هری پاتر نیز پیشی گرفت. تا می2006 بیش از 60 میلیون نسخهاز این کتاب به فروش رسیده است و به 44 زبان (از جمله فارسی) ترجمه شدهاست. محبوبیت و شهرت این کتاب به جایی رسید که شرکتهای مسافرتی در سرتاسردنیا، تورهایی ایجاد کردهاند که حول وقایع این کتاب میگردد و شرکتهاییمثل شرکت «راوینچیز» مسابقاتی با استفاده از مفاهیم کتاب ایجاد کردهاند!
    همزمان،بخصوص بخاطر موضوع جنجالی کتاب، مخالفتهای بسیار مختلفی نیز با آن صورتگرفت. این کتاب شدیداً علیه کلیسای کاتولیک، واتیکان، پاپ و گروه مذهبیاپوس دئی است و از همین رو گروههای مختلف مسیحی و اسلامی علیه آن واکنشنشان دادهاند. این کتاب توسط چند مترجم به فارسی برگردانده شده است. «رمزداوینچی» یا «راز داوینچی» یا «کد داوینچی» هر سه برای ترجمه عنوان کتاببه کار رفتهاند.

    ماجرای داستان حول یک تئوری خاص در مورد تاریخمسیحیت میگردد که پیش از این کتاب نیز در موردش صحبت شده است وتاریخدانانی با آن موافقند. کتاب «خون مقدس، جام مقدس» منبع اصلی براونبرای این تئوریها بوده است. طبق این تئوری عیسی مسیح با مریم مجدلیهازدواج کرده است و صاحب فرزند شده است و کلیسای کاتولیک و واتیکان بااطلاع از این قضایا قصد در پنهان کردن آنها داشتهاند. در ضمن «جام مقدس»نه یک شیئی بلکه خود مریم مجدلیه است.

    تئوریهای مختلف دیگری نیزدر این کتاب وجود دارند؛ مثلاً این که لئوناردو داوینچی همجنسگرا بوده استو نقاشی معروف «مونالیزا» در واقع پرتره داوینچی از خودش به شکل یک زن است.
    داستانکتاب در کشورهای فرانسه و بریتانیا و در بعضی اماکن مشهور این دو کشوراتفاق میافتد. (مثل موزهٔ لوور و صومعهای که به صومعه برهنه موسوم است وهمچون نقاشی مشهور داوینچی از آناتومی انسان ژست گرفته و پیغامی رمزینیز در کنارش نوشته شده است).

    پنج ماه پیش از شروع داستان، واتیکانبه اسقف آرینگاروسا، رهبری یک فرقة مسیحی تندرو و مبتنی بر ریاضتهایسنگین جسمانی موسوم به اپوس دئی (یعنی: کار خدا) اعلام میکند که میخواهددست از حمایت از این فرقه بردارد و 20 میلیون یوروی اهدایی فرقه را هم پسخواهد داد. فردی موسوم به استاد که در اصل قصد تخریب وجههٔ کلیسا و اپوسدئی را دارد، به اسقف پیشنهاد میدهد در ازادی 20 میلیون، جام مقدس گمشدهٔعیسی را در اختیارش بگذارد تا اپوس دئی قدرت و محبوبیت زیادی پیدا کند.ولی در حقیقت با استفاده از یکی از نیروهای اسقف به قتل اعضای دیر صهیونکه مخالفان قدیمی کلیسا و حافظان جام مقدس هستند، میپردازد تا خودشبتواند جام را به دست بیاورد.

    استاد اعظم دیر صهیون که رئیس موزهلوور است پیش از مرگ، اسرار یافتن جام را به نوه اش (سوفی) منتقل میکند واز او میخواهد از دانشمندی آمریکایی (رابرت لنگدان) که در نمادشناسیمذهبی و دیرینشناسی متبحر است کمک بخواهد. این دو با وجود تعقیب بی امانپلیس و نیروهای استاد، مرحله به مرحله به جام مقدس نزدیک میشوند و در اینراه از یک تاریخ دان انگلیسی (تیبنیگ) هم کمک میگیرند که در نهایت معلوممیشود خود استاد است. نهایتا پرنسس سوفی خانواده گمشده اش را پیدا میکندو لنگدان هم جام مقدس را؛ و تازه، همدیگر را هم پیدا میکنند.
    در این کتاب (به خصوص در پاورقیهای ترجمه فارسی آن) اطلاعاتی درباره خدای مؤنث، ادیان پگانی، دین یهودی و دیر صهیون وجود دارد.

    رازی که داوینچی در “بانوی صخرهها” پنهان کرد




    ایناثر دو بار توسط کلیسا سفارش داده شد. در واقع در طرح اولیه که توسطداوینچی در سال 1486 کشیده شد تابلو توسط کلیسا به دلیل آنچه کهنشانههایی از ضدیت با مسیح درآن دیده میشد رد شده است. در سالهایی کهداوینچی از طرف کلیسا این سفارش را دریافت کرد به اندازه کافی به شهرتاستفاده از سمبلها و نمادها در تابلوهای خویش رسیده بود، به همین دلیلبود که کلیسا با بدبینی خاصی ایرادهایی از طرح گرفت.
    در تابلوی اولکودک سمت چپ که مسیح است در حال عبادت کردن به سمت یک موجود نامریی در سمتراست تابلو است جایی که مریم مقدس دست خود را گویا بر روی سر این موجودنامریی قرار داده است و زنی که در سمت راست تابلو است به نام «انجل اوریل»انگشت خود را به صورتی آورده است که گردن این روح نامریی را قطع کرده است.این صحنه ای است که کلیسا با آن مشکل داشت و داوینچی در تابلوی بعدی بهقرار دادن یک صلیب در دستان مسیح و پایین آوردن دست زن سمت راست تابلو وقرار دادن هاله ای بر سر مریم مقدس این مشکل را حل کرد. اما با این وجودپس زمینه تابلو را در سیاهی فرو برد تا اعتراض خود را نشان دهد. همانطورکه ادعا شده است داوینچی جزو انجمن سری اخوت بود و اهداف این انجمن به طورکامل مشخص نیست اما تا حد زیادی در تضاد با قسمت ناپاک کلیساست. در حالحاضر نقاشی اولیه در موزه «لوور» پاریس و دومی موزه ملی لندن است.
    بههر حال بنا به اعتقاد نماد شناسان، متخصصان کلیسا در هر دو بار فریبخوردند و داوینچی پیام خاص خود را رساند. در واقع آنچه که داوینچی در اینتابلو مخالفت خود را با آن ابراز داشته تولد عیسی از مادر باکره است. درهر دو تابلو مریم مقدس بر روی زمین مسطحی نشسته در درونی غاری که شبیه بهکلیسایی از کار در میاید. غاری شبیه به کلیسا که جزییات آن از عمل طبیعیتولید مثل شبیه سازی شده است.
    شخصیتهای این تابلو مریم باکره در وسطتابلو، یحیی در سمت چپ تابلو و عیسی، کودک سمت راست تابلو است و فرشته ایکه در سمت راست تابلو است این نظر تقریبا در اکثر منابع آورده شده ولی عدهای کودک سمت چپ را عیسی میشناسند. نکته بعدی در تابلوی اول است و آن ایناست که گویا بدنی که برای فرشته تصویر شده بدن مردی است که انگشت خود رابه طور خصمانه به سمت مسیح گرفته و فرشته به سوی او لبخند میزند. اینحالت انگشت بی شباهت به آنچه در شام آخر میبینیم نیست. این موضوع توسطکلیسا ایراد گرفته شد و در ویرایش بعدی هم بدن مرموز حذف شده و اگر دقتکنید جهت نگاه فرشته عوض شده و دیگر لبخند نمیزند





    «هر آنچه که در بالاست همان است که در پایین است و هر آنچه که در پایین است همان است که در بالاست»
    اینجمله ای است که در میان دست نوشتههای داوینچی پیدا شده است. همچنین اگراین جمله را در کنار علاقه داوینچی به روش آیینه ای نوشتن بگذاریم احتمالاروش کار محققین برای بررسی رازهای مونالیزا توجیه پذیر میشود.

    ابتدا طبق گفته داوینچی که هر آنچه که در بالاست همان است که در پایین است تابلو را سر و ته میکنیم.
    حالا به بررسی نمادهای مخفی لبخند ژوکوند میپردازیم.

    نماد thot (نماد THoTh نماد دیگری است) نماد الههی هوش و نبوغ، اشاره به هوشمندی موجود در فضای کیهانی و طبیعت دارد.
    اتحاد بین آسمان و هنر نماد اتحاد بین انسان و خدا میباشد. نماد مسیح که جلوه ای از تجلی خداوند در جسم بشری است.
    اگربه تابلو نور بدهیم نماد دیگری ظاهر میشود و آن نماد «لوتوس» یا نیلوفرآبی است. نیلوفر آبی گلی است که از آبهای لجنی در مردابها شکفته میشودو نشان دهندهی تحول در ذات موجودات است. لوتوس در فرهنگ مصری نماد تولدیدوباره است و در ایران نماد صلح و شادی میباشد.
    در حالتی دیگر از آینهکردن تابلوی مونالیزا به شکلی میرسیم با چشمانی که در مرکز تقارن ظاهرشده است و نماد رب النوع «هوروس Horus» میباشد، که نمادی مصری است و سریبه شکل شاهین دارد و چشمان او نماد خورشید و ماه میباشد.
    شکل پرندهمانند سیاهی که در مرکز تابلو ظاهر شده نماد ققنوس است. ققنوس نماد عمرجاوید و حیات دوباره میباشد و اشاره به زندگی دوباره مسیح دارد.

    آخرین و مرموزترین شام داوینچی



    شام آخر یکی از بحث برانگیزترین دیوارنگارههای لئوناردو داوینچی است.
    ایناثر هنری نشانگر صحنههایی از شام آخر روزهای پایانی عمر مسیح است آنطورکه انجیل به آن اشاره کردهاست. این نقاشی بر پایهٔ کتاب یوحنا، باب ۱۳آیهٔ ۲۱ است آنجا که مسیح میگوید که یکی از ۱۲ حواری اش به وی خیانتخواهد کرد. این نقاشی یکی از مشهورترین و بازارش ترین نقاشیهای جهان است،که بر خلاف بسیاری از نقاشیهایی از این دست قابل مالکیت شخصی نیست چرا کهبه آسانی نمیتوان آنرا جابجا کرد.این نقاشی سراسر یک دیوار تالار مستطیلشکلی را میپوشاند که سالن غذاخوری صومعه سانتا ماریا دله گراتسیه در شهرمیلان بوده است.

    شاید شما هم درباره وضعیت مرموز فردی که در کنارمسیح نشسته است چیزهایی شنیده باشید. بعضیها میگویند او از حواریون نیستبلکه زنی است به نام «مریم مگدالنا» یا «مریم مجدلیه» که روایات او درداستانهای مسیحی و غیر مسیحی بسیار متغیر است اما نقطه مشترک همه آنهااین است که به دست مسیح به راه راست هدایت شد.
    از طرف دیگر مریممگدالنا و مادر مسیح یعنی مریم عذرا در کارهای مسیح به نظر میرسد کهدارای شباهتهای خاصی هستند و نیز هیچ گاه به صراحت نمیتوان ادعا کرد کهداونیچی از شخصیتی به نام مریم مگدالنا استفاده کرده است. به نظر میرسداین شباهتها ما را به سمت موضوع خاص و آن هم «زن» بودن و به طور جزئی«مادر» و یا «الهه» بودن این شخصیت هدایت میکند.

    لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو شام آخر دچار مشکل بزرگی شد.
    میبایستنیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا یکی از یاران عیسی که هنگامشام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر میکرد. کار را نیمه تمام رها کردتا مدلهای آرمانی اش را پیدا کند.
    روزی دریک مراسم, تصویر کامل مسیح را در چهرة یکی از جوانان یافت.
    جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرحهایی برداشت. سه سال گذشت.
    تابلوشام آخر تقریباً تمام شده بود؛ اما داوینچی هنوز بری یهودا مدل مناسبیپیدا نکرده بود…کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار میآورد که نقاشیدیواری را زودتر تمام کند.
    نقاش پس از روزها جست و جو, جوان شکسته وژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تاکلیسا بیاورند, چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت.

    گدارا که درست نمیفهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگه اشداشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که بهخوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.

    وقتی کارش تمامشد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشیپیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: من این تابلو راقبلاً دیده ام!
    داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟
    گدا گفت: سه سال قبل،پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آوازمیخواندم, زندگی پراز رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشیچهرة عیسی بشوم!
    میتوان گفت: نیکی و بدی یک چهره دارند؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند.

    یکی از آخرین تابلوهای داوینچی، تابلوی لدا و قو است. (Leda and the Swan by Leonardo. c.1505-1510)
    جالبترین بخش سری تابلوهای داوینچی شاید همین جا باشد. اگر به توضیح «لدا وقو» توجه کنید متوجه میشوید. هنگامیکه در اساطیر یونان «زئوس» خدایخدایان اسیر زیبایی لدا میشود در هیبت یک قو به زمین فرود میآید و با اوعشق بازی میکند. «لدا» دختر پادشاه اسپارت است.
    «لدا» زن بسیار زیباییبود و زئوس هرچه تلاش برای بدست آوردن عشق او کرد موفق نشد. زیوس خود رابه شکل یک قو در آورد و این قو آنقدر زیبا بود که لدا عاشق او شد و حاصلآن، «کاستور»، «پولکس»، «هئن» (بانوی زیبای تروا) و «کلایتم نسترا»میباشد.
    داستان دیگر این است که این قو پسر نپتون است که توسط آشیلخفه شد و نپتون برای جاودانه نگه داشتنش او را به صورت یک قو در آورد و درآسمان جا داد.
    حتما شما هم متوجه شباهت داستان لدا و مریم عذرا وهمچنین مریم مگدالنا شده اید. شباهت بین صورت چهره با تابلوهای قبلی را همدر نظر بگیرید.
    میتوان با نمادها و تصاویر و رازها انسانها را گیج وشگفت زده کرد. میتوان تفسیرها و تحلیلهای مختلف از هر موضوعی داشت.میشود ناخودآگاه به سمت حقیقت یا جهل رفت. اما همیشه باید بدانیم که تمامسرگیجههای فلسفی و رازهای نهفته چیزی جز علم نیست. ساحره و جادوگری که باترفندهای خود و پیش گوییهای خود ما را شگفت زده میکند مسلما چیزی ازماورا نمیداند و فرستاده الهی نیست بلکه فردی دانشمندتر نسبت به زمان خوداست و یا شاید علم را از جایی، مثلا کتابی، یافته و برای فریب مردمان بهکار میگیرد. علمیکه شاید خود هم آن را درک نکند به همین سبب در دخمهتاریک خود پنهان میماند.

    منبع: dayna.ir/ علی جزایری
    پایگاه سیمرغ

  2. #2
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: آشنایی با زنان مرموز تابلوهای داوینچی



    زندگانی


    جذابترین فرد دورة رنسانس در 15 آوریل 1452 نزدیک قریة وینچی، تقریباً درصد کیلومتری فلورانس، متولد شد.

    به مدرسه ‏ای در نزدیکی منزل وارد شد. با عشقی فراوان به ریاضی، موسیقی، و رسم پرداخت، و با آوازخواندن و عود نواختن پدر خویش را شاد می‏ساخت. برای خوب نقاشی کردن همة اشیای طبیعت را با کنجکاوی، صبر، و دقت بررسی می‏کرد. علم و هنر، که در مغز او به نحوی شگرفت با هم آمیخته شده بودند، فقط یک اساس داشت، و آن مشاهدة دقیق بود. هنگامی که پانزده ساله شد، پدرش او را به هنرگاه وروکیو در فلورانس برد و آن هنرمند چیره‏دست را به پذیرفتن او به شاگردی خویش ترغیب کرد. تقریباً تمام مردم تحصیلکرده از داستان وازاری دربارة نقاشی فرشته‏ای توسط لئوناردو در سمت چپ تصویر غسل تعمید مسیح کار وروکیو آگاهند و می‏دانند که آن استاد چگونه شیفتة زیبایی آن فرشته شد، و این شیفتگی چه‏سان باعث شد که وروکیو نقاشی را کنار گذارد و پیکرتراشی پیشه کند. شاید داستان این تغییر حرفه پس از مرگ وروکیو جعل شده باشد. وروکیو چندین تصویر بعد از غسل تعمید مسیح ساخت. شاید در روزهای کارآموزی خود بود که لئوناردو تصویر عید بشارت (موزة لوور) را با فرشتة نازیبا و باکرة مضطرب آن نقاشی کرد. مشکل به نظر می‏رسد که او ظرافت را از وروکیو آموخته باشد.

    در همین اوان، سر پیرو ثروتمندتر شد: چند ملک خرید، خانوادة خود را به فلورانس برد (1469) و متوالیاً چهار زن گرفت. زن دوم فقط ده سال از لئوناردو بزرگتر بود. وقتی که سومین زن پیرو کودکی برای او آورد، لئوناردو با ترک خانه و رفتن نزد وروکیو از تراکم جمعیت منزل کاست. در آن سال (1472) به عضویت گروه قدیس لوقا درآمد. مرکز این گروه یا اتحادیه، که عمدتاً از داروفروشان، پزشکان، و هنرمندان تشکیل شده بود، در بیمارستان سانتا ماریانوئووا بود. احتمالا لئوناردو در آنجا فرصتی برای تحصیل تشریح داخلی و خارجی به دست آورد. شاید در آن سال او- یا شخص دیگری- تصویر تشریحی لاغر قدیس هیرونوموس را، که اکنون در تالار واتیکان است و به او نسبت داده می‏شود، رسم کرده باشد. نیز شاید او بوده است که نزدیک سال 1474 تصویر زیبا و جاندار اما نارسای عید بشارت را، که اکنون در اوفیتسی است، ساخته است.

    در 1478 شورای شهر از او خواست نمازخانة سان برناردو در کاخ وکیو را نقاشی کند. ولی بنا به علتی، این مأموریت را انجام نداد؛ گیرلاندایو اجرای کار را به عهده گرفت؛ فیلیپینو لیپی آن را به اتمام رساند. مع‏هذا هیئت مدیره بزودی به او و بوتیچلی مأموریت دیگری داد. این مأموریت عبارت بود از ساختن تصویر دو مردی که به سبب توطئه علیه لورنتسو و جولیانو مدیچی به دارآویخته شده بودند. شاید لئوناردو، باعلاقة نیمه معتلی که به عیوب جسمانی و رنج انسانی داشت، تا حدی مجذوب این مأموریت شنیع شده بود.

    اما او در حقیقت به همه چیز علاقه‏مند بود. تمام حرکات و سکنات بدن و حالات چهرة انسان، همة جنبشهای حیوانات و نباتات از تموج ساقه‏های گندم در مزرعه تا پرواز پرندگان، پستی و بلندیهای کوهسار، امواج و جریانهای آب و باد، انقلابات هوا و حالات مختلف آسمان- همة اینها برای او بس شگفت‏انگیز بودند. تکرار هیچ حالتی سحر و رمز آن را برای وی کسالت‏آور نمی‏کرد، او هزاران صفحة کاغذ را از شرح مشاهدات خود از صور مختلف پرکرده و تابلوهای بیشمار با هزاران شکل متنوع رسم کرده بود. وقتی رهبانان سان سکوپتو از او خواستند تا تصویری برای نمازخانة آنان بسازد (1481)، او موضوع ستایش مجوسان را انتخاب کرد و چندان خاطر خود را به جزئیات طرح آن مشغول داشت که تصویر را هرگز به پایان نرساند.

    مع‏هذا این پرده یکی از بزرگترین آثار اوست. طرحی که او برای تصویر ریخت کاملا با اصول هندسی ژرفانمایی تطبیق می‏کرد؛ سطح تصویر را به مربعاتی تقسیم کرد که مرتباً و با نسبت دقیق کوچک می‏شدند- معلومات ریاضی لئوناردو همواره با هنر نقاشی او به رقابت برمی‏خاست و گاه نیز با آن همکاری می‏کرد.

    اما هنر لئوناردو چندان نیرومند بود که در کشمکش با علم همواره پیروز می‏شد؛ در این مورد نیز غلبه با هنر بود: مریم عذرا در این تصویر حالت و وجناتی داشت که در تمام آثار لئوناردو از آغاز تا پایان دیده می‏شد؛ مجوسان باوقوف زایدالوصف یک جوان هنرمند، به خلق وخوی پیروان رسم شده‏اند؛ و «فیلسوف» سمت چپ تصویر قیافة اندیشمند نیمه‏شکاکی دارد، بدان‏سان که گویی نقاش، به محض برگرفتن قلم، داستان مسیحیت را با یک روح شکاک ودر عین حال پر از ایمان، از آغاز تا پایان، از نظر گذرانده است. در اطراف این اشخاص تقریباً پنجاه نفر جمع شده‏اند، گویی هرگونه زن و مردی به سوی مهدکودک شتافته‏اند تا با ولع بسیار معنی حیات و نور عالم1 را دریابند و راز زندگی را در مجموعة بزرگی از ولادتها کشف کنند.

    اشاره به این گفتة حضرت عیسی: «... من نور عالم هستم، کسی که مرا متابعت کند در ظلمت سالک نشود، بلکه نور حیات را یابد.» «انجیل یوحنا»، باب هشتم این شاهکار ناتمام، که باگذشت ایام تقریباً محو شده، در اوفیتسی فلورانس نصب شده است؛ اما فیلیپینو لیپی بود که نقاشی مورد قبول برادران سکوپتو را اجرا کرد. عادت لئوناردو، جز در چند مورد استثنایی، این بود که بسیار بلنداندیشی کند؛ خود را در آزمایش جزئیات مستغرق سازد؛ و در ورای موضوع، دورنماهای بیشماری از اشکال انسانی، حیوانی، و نباتی، صور معماری، صخره‏ها و کوهها، و نهرها و ابرها و درختان را به حیطة تصور درآورد؛ بیشتر مجذوب فلسفة تصویر شود تا کمال فنی آن؛ و بالاتر از همه آنکه کار کوچکتر رنگ‏آمیزی تصاویری را که بدین گونه برای عیان ساختن فحوا پدید آمده‏اند، به دیگران واگذارد؛ و آنگاه، پس از رنج فکری و جسمی بسیار، از نارسایی دست و اسباب‏کار در تعبیر رؤیای کمال دستخوش نومیدی شود: به جز چند مورد استثنایی، خوی و سرنوشت لئوناردو از ابتدا تا انتها بدین گونه بود.

    مونالیزا
    تابلوی نقاشی مونالیزا که به لبخند ژوکوند نیز شهرت دارد، شاهکار لئوناردو داوینچی هنرمند مشهور ایتالیایی است.
    این اثر استثنایی در طول تاریخ چندین بار ربوده شده، و با اینکه ۵۰۰ سال از زمان خلقش میگذرد اما آسیب چندانی ندیدهاست.
    تابلوی مشهور لبخند ژوکوند به دلیل لبخند بسیار مرموز مونالیزا و همچنین سبک نوین نقاشی لئوناردو داوینچی در آن زمان، به شهرت جهانی رسید.
    گفته شدهاست که داوینچی سفارش نقاشی این اثر را بین سالهای ۱۵۰۳ تا ۱۵۰۶ دریافت کرد،[نیازمند منبع] اما آن را به موقع تحویل نداد و چند بار آن را عوض کرد.
    هم اینک اصل تابلو در موزه لوور در فرانسه نگهداری میشود.

    ریشه تاریخی
    از تاریخ این چنین بر می آید که فردی بنام فرانسیسکو بارتولومئو* ۱ از اشراف شهر فلورانس از داوینچی خواسته است که پرتره همسر سوم خود یعنی لیزا آنتونیو ماریا* ۲ را برای او نقاشی کند.[نیازمند منبع] داوینچی نزدیک به چهار سال روی این اثر هنر کار کرد و پس از اتمام نقاشی در سال ۱۵۰۷ این تابلوی زیبا را به فرانسیسکو نفروخت، فلورانس را ترک کرد و آنرا نزد خود نگاه داشت.

    برخی معتقد هستند از آنجایی که لئوناردو تابلو را تمام نکرده بود آنرا به فرانسیسکو نفروخت و بسیاری دیگر معتقد هستند که لئوناردو عاشق این تابلو بود.
    داوینچی در سال ۱۵۱۶ هنگامی که تابلو مونالیزا را در چمدانهای خود داشت وارد فرانسه میشود و آنرا به پادشاه وقت فرانسه فرانسیس اول* ۳ می فروشد. پس از آن به مرور زمان این اثر زیبا در شهرهای مختلف فرانسه نقل مکان میکند تا اینکه پس از انقلاب فرانسه، مونالیزا موزه لوور را بهعنوان خانه خود انتخاب میکند.
    ناپلئون آنرا از موزه برمی دارد و به اطاق خواب خصوصی خود میبرد[نیازمند منبع] ولی پس از تبعید ناپلئون این اثر دوباره به لوور بازگردادنده میشود.

    جای خالی مونالیزا بر روی دیوار، لوور
    در ۲۱ اوت سال ۱۹۱۱ تابلو مونالیزا توسط یک دزد ایتالیایی دزیده می شود و به ایتالیا آورده می شود. پس از گذشت دو سال این تابلو در زادگاه خود یعنی فلورانس دیده میشود و پس از انجام برخی فعالیتهای اداری و قانونی تابلو دوباره به لوور بازگردانده میشود.
    در سال ۱۹۵۶ شخصی اقدام به پاشیدن اسید به قسمت پایینی تابلو نمود که مرمت آن سالها به طول انجامید. در دهه های ۶۰ و ۷۰ میلادی شهرهای نیویورک، توکیو و مسکو میزبان این تابلو بودند.۴

    بانوی صخرهها
    بانوی صخرهها (به انگلیسی: Virgin of the Rocks) نامی است که بر روی دو اثر با ساختار و ترکیبی تقریباً مشابه نهاده شدهاست و هر دو به احتمال نزدیک به یقین از آثار نقاش، پیکرتراش، معمار، شاعر و نویسنده ایتالیایی لئوناردو داوینچی (۱۴۵۲ - ۱۵۱۹ میلادی) است.
    این اثر، ملاقات عیسی مسیح در کودکی را با یوحنا تعمید دهنده در جریان گریز به مصر به تصویر کشیدهاست. در این اثر، مریم مقدس در حالی که در مرکز تصویر قرار گرفتهاست یوحنا را به سمت عیسی مسیح راهنمایی میکند، عیسی تقریباً در مرکز تصویر روی زمین نشستهاست و با اشاره دست به یوحنا برکت میدهد و عزرائیل در هیبت یک دختر، در گوشهای شاهد این ماجراست.
    بانوی صخرهها در دو نسخه با اختلاف زمانی تقریباً ۲۰ سال از یکدیگر کشیده شدهاند. نسخه قدیمی در موزه لوور پاریس و دیگری در نگارخانه ملی لندن نگهداری میشود.

    لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو شام آخر
    لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو شام آخر دچار مشکل بزرگی شد:
    می بایست نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می کرد.کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانی اش را پیدا کند.

    روزی دریک مراسم, تصویر کامل مسیح را در چهرة یکی از جوانان یافت.
    جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت. سه سال گذشت.
    تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز بری یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود…کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.

    نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت.

    گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.

    وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: من این تابلو را قبلاً دیده ام!
    داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟!
    گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم , زندگی پراز رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عیسی بشوم!
    می توان گفت: نیکی و بدی یک چهره دارند ؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند.
    منابع
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    fa.wikipedia.org
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنایی با ویندوز موبایل
    توسط گنجینه در انجمن نرم افزارهای تلفن همراه
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه ۲۲ فروردین ۸۹, ۲۰:۲۷
  2. آشنایی اولیه با ویندوز ویستا و نسخه های آن
    توسط hamid192 در انجمن نرم افزار
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه ۲۸ دی ۸۷, ۲۰:۵۵
  3. 25 تم زیبا ویندوز ویستا برای ویندوز XP
    توسط SAREH در انجمن نرم افزار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۳۱ شهریور ۸۷, ۰۱:۱۶
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۲۱ اردیبهشت ۸۷, ۲۱:۲۹
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۳ مرداد ۸۶, ۱۳:۲۹

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •