جلوه توحيد در قلب بدان گونه است كه ترديد و شكّ و وسوسه و شيطنت و نفاق و شرك در آن راه نداشته باشد، بدان صورت كه اگر صاحبش با ارّه او را ذرّه ذرّه كند و با آتش بسوزاند، در عشقش به خدا خلل وارد نشود و هم چنين مسائلى از قبيل: تسليم، رضا، توكّل، زهد، ورع، تقوا، تضرّع، انابه، توبه، اتّصال به نبوّت، پيوند با ولايت، طهارت باطن، خشوع، خضوع، بندگى خالصانه، خدمت به خلق، رعايت حقوق همه و... از پايهها و مسائل اصيل عرفان و آراسته به اين واقعيّتها عارف است.
عنايت داريد كه اينها مسائلى نيست كه از آنها به عنوان مسائل وارداتى ياد كرد.
شناخت واقعى حق، آگاهى به اهداف انبيا و امامان عليهم السلام، اجراى فرامين الهى و آراسته شدن به حسنات اخلاقى محض عرفان و عرفان محض است.
بايد دانست كه توجّه به اين برنامهها و سير به سوى اين واقعيّتها فقط بستگى به حال خالص و احوالات الهى درون دارد، آن حالى است كه سراسر جذبه و كشش و خواستن و عشق و محبّت است.
از آن جا كه حال براى تمام اين امور به منزله ريشه است، انبيا و امامان عليهم السلام قسمت عمدهاى از همّ خود را در جهت تزكيه باطن مصروف داشتند.
سر خيل انبيا و قافله سالار هاديان راه فرمودهاند:
بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكارِمَ الْاخْلاقْ.
برانگيخته شدم تا مكارم اخلاق را به پايان كار رسانده و تكميل نمايم.
بنابراين سير عارفانه، از تزكيه درون و تصفيه نفس و تحقق دادن حال و آراستن دل به جذبه و محبّت و عشق شروع مىشود و با انجام تكاليف شرعيّه و سپس اتّصال به ملكوت و رسيدن به مقام حاكميّت بر نفس و منزل قرب و لقاى حق در پايان زندگى و شروع حيات آخرتى خاتمه پيدا مىكند.


LinkBack URL
About LinkBacks
پاسخ با نقل قول
