نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: صهيونيسم نوزايي ، استقرار ، فروپاشي

  1. #1
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    صهيونيسم نوزايي ، استقرار ، فروپاشي

    جنبش صهيونيسم از ابتداي ضهور تا هنگام رشد و بالندگي با گرايشهاي مختلفيروبه روست كه از جمله اين گرايشها ميتوان به صهيونيسم سياسي ، مذهبي ،صهيونيسم عملگرا و پسا صهيونيسم اشاره كرد .....در اين پست براتونصهيونيسم سياسي رو فعلا مينويسم.

    صهيونيسم سياسي
    در اوخر قرننوزدهم جنبشي در ميان يهوديانشكل گرفت كه هدف آن تشكيل كشوري يهودي درسرزمين فلسطين بود......سرزميني كه به باور آنها در هزاره ي اول پيش ازميلاد مسيح قلمرو پادشاهي عبري بود.
    نام اين جنبش برگرفته از كوه صهيون در بيت المقدس است كه داود نبي پايتخت خود را در آنجا بنا كرده بود.
    خمير مايه ي اصلي انديشه ي صهيونيستي بازگشت يهوديان به فلسطين و تاسيس كشور اسرائيل است.
    جنبشصهيونيسم در اصل حركتي مستقل و متكي به خود نبود: هدف صهيونيسم اگرچه دروهله ي اول و به ظاهر رهانيدن از تبعيض نژادي در اروپا بود. اما در حقيقتكوچاندن يهوديان به سرزمينهاي فلسطين با تامين منافع قدرتهاي بزرگ اروپاييدر اواخر قرن نوزدهم رابطه ي مستقيم داشت.

    معروفترين رهبر سياسي صهيونيسم تئودور هرتزل (1860-1904) است. وي روزنامه گاري مجاري الاصل ساكن وين و تحصيل كرده ي رشته حقوق بود.
    هرتزل پايه گذار صهيونيسم سياسي در دنياست. او صهيونيسم را از شكل شكل مذهبي و معنوي خارج كرد و به آن شكل و محتواي سياسي بخشيد.
    وي خبرنگار روزنامه ي اتريشي نيوفري پرس بود.در اكتبر1891 هرتزل به عنوان خبرنگار ويژه اين روزنامه در پاريس منصوب شد.
    پاريسدر آن زمان مركز دنياي متمدن و مهد جنبشهاي سياسي و فرهنگي بود و اين فرصتمناسبي براي هرتزل بود كه در مورد مسائل مختلف و سياست اروپا مطالعه كند.
    موجيهود بيزاري با تظاهرات مردم فرانسه عليه دريفوس روند اوج گيرياحساسات ضديهود را موجب شد. و هرتزل تنها را راه حل مسئله يهوديان را ايجاد يك((دولت يهودي)) دانست.

    هرتزل معتقد بود يهوديان تنها از يك طريق قادرند مردم جهان را وادار كنند.
    كهموجوديت آنها را باور كنند و آن تشكيل ملت يهود يا به عبارتي بوجود آوردنيك دولت يهودي است. وي آرژانتين يا فلسطين را به عنوان محل ايجاد دولتمطروحه ي خود در نظر گرفت و اعلام كرد كه منطقه ي مورد نظر بايد به اندازهي كافي بزرگ باشد.
    همچنين وي پيشنهاد كرد كه به منظور نظارت بر مهاجرت يهوديان يك سازمان با همكاري و كمك انگلستان ايجاد شود.
    صهيونيسم سياسي هرتزل عمدتا طرحي براي مقابله با اقدامات ضد يهود و حل آن يا بازگرداندن يهود به ارض موعودشان در فلسطين بود.
    هرتزلشكل جغرافياي كشوري كه قرار بود در آينده ايجاد شود در دولت يهود توصيفكرده بود: ((بايد به نسبت پيشرفت بازرگاني خود به دريا راه پيدا كنيم.بايد مالك زميني گسترده و پردامنه باشيم تا كشاورزي خود را در مقياس بزرگدر آن زمين اجرا كنيم. شعار تبليغاتي ما بايد چنين باشد: "فلسطين داود وسليمان" وسعت آن" از رود نيل تا شط فرات".))
    پس از برپايي اولين كنگرهي صهيونيسمي در شهر بال سوئيس 1897 وي به خوبي دريافته بود كه براي تامينهدفهايش علاوه بر جذب سرمايهه حمايت قدرتهاي بزرگ اروپا را نيز بدست آورد.به همين دليل در سفرش به آلمان با قيصر ويلهلم دوم و پس از آن با سلطانعثماني ملاقات كرد.در اين ملاقات هرتزل تلاش زيادي كرد تا فوايد موافقت آندو را با طرح مهاجرت يهوديان شرح دهد. اما تلاش وي براي جلب نظر ويلهلمدوم و سلطان عبدالحميد عثماني بينتيجه ماند.
    در پي بي نتيجه ماندن ايندو ملاقات هرتزل به دولت بريتانيا روي آورد و با ژ.زف چمبرلين مشاور دولتبريتانيا در امور مستعمرات ملاقات كرد. اما در آن زمان (1903) تنها وعدهاي كه به يهوديان داده شد پيشنهاد ارائه اي منطقه اي خودمختار به يهودياندر شرق آفريقا( منطقه اي كه اكنون اوگاندا ناميده ميشود با 6000 مايل مربعمساحت و خالي از سكنه) بود.
    هرتزل طرح اوگاندا را در كنگره موقتياعلام كرد و آنرا در بازگرداندن يهوديان به ارض موعود بي نتيجه خواند. اماعنوان كردن طرح اوگاندا در آن نشست موج شديدي از مخالفت را در ميانصهيونيسمان برانگيخت كه ممكن بود شكافي در جنبش نوپاي صهيونيسم ايجاد كند.
    دراين گيرو دار و بحثص پيرامون مسئله تعيين مكان هرتزل در چهل و چهار سالگياز دنيا رفت (1904) با مرگ او رهبري جنبش به حييم وايزمن(1874-1952)واگذار شدو مركز نهضت از وين به آلمان منتقل شد. اگرچه رهبري نهضت رايهوديان آلماني و اتريشي به عهده داشتند اما بدنه اصلي آن را يهوديانروسي تبار تشكيل ميدادند.
    آغاز قرن بيستم با شكست امپراتوري عثماني درجنگهاي بالكان(1908) همراه بود. امپراطوري بريتانيا در پي استحكام بخشيدنبيش از پيش جاي پاي خود در خاور ميانه دروازه ي سوئز و هند بود. يهوديانكه با آغاز جنگ از مساعدت دولت عثماني و آلمان ناميد شده بودند دوستي خودرا با بريتانيا محكمتر كردند.
    آغاز جنگ اول در حقيقت نقطه ي عطفي برايصهيونيسمان بود. اين جنگ فرصت مناسبي براي تحقق بيشتر هدفهاي صهيونيسمسياسي از طريق فعاليتهاي سياسي فراهم آورد تا آنجا كه به شناسايي بينالمللي اين نهضت انجاميد. بدين صورت كه در نتيجه ي تلاشهاي ديپلماتيكگروهي از نمايندگان صهيونيسم در انگلستان فرانسه و امريكا به رهبري حييممايز من اعلاميه بالفور در نوامبر 1917 كه به مفهوم شناسايي رسمي و بينالمللي جنبش صهيونيسم بود از سوي انگلستان صادر شد.
    صدور اعلاميه بالفور از سوي انگلستان يك موفقيت بزرگ براي صهيونيستها و شناسايي هدفهاي آنان بود.
    اعرابفلسزين يطبعا در برابر اعلاميه ي بالفور و مهاجرت وسيع يهوديان سر بهمخالفت و ابراز واكنشهاي مختلف برداشتند( به خصوص در سال 1924 و 1929 درگيري با يهوديان و انگليسيها با اعراب شكل گرفت.)

    نكته ي حاتزاهميت آن است كه پس از جلسه فوقالعاده صهيونيستها در هتل ((بيلت مور))نيويورك در سال 1942 يعني هنگامي كه رياست آژانس يهود به عهده ي ديود بنگوريون بود كنترل آينده ي صهيونيسم به تدريج از شخص وايز من كه داراي خطمكشي مستقل محتاطانه اي بود به طرفداران بن گورين كه خواستار تشكيل كشوريمستقل را خواستار بودن منتقل شد.
    راه حل صهيونيسم سياسي براي دولت يهودتاسيس دولت ملي يهودي با اكثريت شهروندان يهودي در سرزمين فلسطين بود. ازديدگاه صهيونيسم سياسي يهوديان قبل از هر چيز يك قوم هستند. هرتزل پدرصهيونيسم همانطور كه قبلا اشاره شد دل مضغولي اش نه مذهبي بلكه سياسي استمساله يهود را به نحوي كاملا جديد مطرح ساخت. وي با در نظر گرفتن سه پيشفرض به سه نتيجه ي كلي رسيد كه بعدها پايه و اساس صهيونيسم شد. او كه بهشدت تحت تاثير ماجراي ((دريفوس)) بود مفروضهاي حود را چنين تعريف كرد:1)يهوديان در سراسر دنيا در هر كشوري كه باشند يك قوم را تشكيل ميدهند.2)يهوديان در همه وقت و همه جا تحت آزار و ظلم بوده اند. 3) يهوديانغيرقابل ادغام و جذب در ملتهايي هستند كه در بين آنها زندگي ميكنند.
    نتايجعملي هرتزل از اين سه فرض نخست جلوگيري از ادغام و هضم يهوديان و از بينرفتن و در خطر بودن نژاد سامي در بين ملتهاي ديگر ، دوم ايجاد يك دولتيهودي تا تمام يهوديان جهان در آن گرد هم آيند و مركز اشاعه ايمان و فرهنگيهودي باشد و سوم اين كه ، اين دولت بايد در يك منطقه خالي و بدون مدعيمستقر شود، بود.
    نهضت صهيونيسم در ابتدا با استقبال كمي از يهوديا روبهرو شد و مخالفتهاي بسياري با اين روند از ميان يهوديان برخاست. اولين گروهمخالاف كه در واقع موافقان آسيميلاسيون (ادغام در جوامع ديگر)يودند، عقيدهداشتند كه يهوديان در ميان اقوام ديگر به راحتي د رحال گذراندن زندگيهستند و اين جنبش سعي دارد آرامش هميشگي آنها را كه پس از ساليان درازبدست آورده اند را به زند. گ
    گروه ديگر از مخالفين يهوديان ارتدوكسبودند كه از ديدگاه مذهب به پديده ي صهيونيسم مي نگريستند و معتقد بودندكه مهاجرت يا بازگشت يهوديان به ارض موعود تنها در زمان حضور موعود بنياسرائيل انجام خواهد شد و به باور آنان اين موعود تا آن زمان ظهور نكردهبود. در پست بعدي آرا و عقايد صهيونيستهاي مذهبي را براتون مينويسم ....

  2. #2
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: صهيونيسم نوزايي ، استقرار ، فروپاشي

    سال پيش در چنين ايامي در سال 2000 ميلادي ، محمد الدره، نوجوان دوازده ساله فلسطيني به طرز فجيعي به دست نظاميان رژيم صهيونيستي به درجه شهادت نايل شد. تصوير شهادت او هنگامي كه پشت پدر خود مخفي شده بود تا از شّرحمله نظاميان صهيونيست در امان باشد بارها ازشبكه هاي تلويزيوني جهان پخش شد واسباب رسوايي رژيم اشغالگر قدس و حاميان آنان را دردنيا فراهم آورد.
    رژيم صهيونيستي بعد از گذشت 10 سال از به شهادت رساندن 'محمد جمال الدره' كودك 12 ساله فلسطيني در آغوش پدرش همچنان سعي مي كند افكار عمومي مردم جهان را از اين جنايت ننگين پاك سازد.





    به گزارش ايرنا از بيروت،محمد جمال الدره در همان روزهاي اوليه شهادت خود به سنبل انتفاضه دوم تبديل شد و همچنان در سروده هاي فلسطيني و مؤسساتي كه در فلسطين و ساير كشورهاي عربي و اسلامي به اسم وي نامگذاري شده حضور معنوي دارد و همچنان ذهن مسؤولان رژيم صهيونيستي را به خود مشغول كرده است.

    دفتر 'بنيامين ناتنياهو' نخست وزير رژيم صهيونيستي 31 ماه گذشته ميلادي با صدور اسنادي مدعي شد كه گلوله اي كه در سال 2000 ميلادي به سمت محمد الدره شليك و باعث به شهادت رسيدن وي شد از طرف سربازان اسرائيلي نبوده است بلكه از طرف ديگري شليك شده است.

    همچنين در اين اسناد آمده است: به شهادت رسيدن محمد الدره در واقع نقشه يك شبه كساني بوده كه خواستار زشت جلوه دادن وجهه اسرائيل در سراسر جهان بودند و اين فيلم با وجود حضور ده ها خبرنگار و فيلمبردار در صحنه فقط توسط دوربين هاي تلويزيون فرانسه گرفته شده است.

    در پي انتشار اين خبر جمال الدره پدر شهيد محمد الدره در گفت و گو با پايگاه اطلاع رساني 'الانتقاد نت' لبنان گفت: اين اظهارات بي معنا است و ما در طول اين 10 سال در مناسبت هاي مختلف چنين ادعاهايي را شاهد بوديم و به آن عادت كرديم.

    وي كه همچنان از ناحيه دست راست احساس ناراحتي مي كند افزود: تلاش رژيم صهيونيستي براي فرار از اين جنايت هرگز واقعيت را تغيير نخواهد داد و جنايت هاي بعدي آنان نشان دهنده ميزان كينه رژيم اشغالگر قدس نسبت به فلسطيني ها از كوچك و بزرگ زن و مرد است.

    10 سال پيش در چنين ايامي در سال 2000 ميلادي ، محمد الدره، نوجوان دوازده ساله فلسطيني به طرز فجيعي به دست نظاميان رژيم صهيونيستي به درجه شهادت نايل شد. تصوير شهادت او هنگامي كه پشت پدر خود مخفي شده بود تا از شّرحمله نظاميان صهيونيست در امان باشد بارها ازشبكه هاي تلويزيوني جهان پخش شد واسباب رسوايي رژيم اشغالگر قدس و حاميان آنان را دردنيا فراهم آورد.

  3. #3
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: صهيونيسم نوزايي ، استقرار ، فروپاشي

    اينم يك مستند ويديويي از جنايات آمريكا و اسرائيل
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  4. #4
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: صهيونيسم نوزايي ، استقرار ، فروپاشي

    اينم عكسي كه در دهه ي قبل تا مدتها توي همهكانالها نشونش ميداد و همه تون احتمالا باهاش آشنا هستيم..... توي پستقبل توضيح دادم اما عكس بالا نمي اومد اما حالا درستش كردم.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    اميدوارم مسئولين گير ندن........ توي پستهاي بعدي صهيونيسم مذهبي و جنگ اعراب ....قرار دادها رو هم ميزارم.

  5. #5
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: صهيونيسم نوزايي ، استقرار ، فروپاشي

    يک زنداني زن فلسطيني: رفتار صهيونيستها با زنان فلسطيني در زندانها وحشيانه است


    سرويس بين الملل – فرامنطقه اي
    "صبرا ابو امرا" در مصاحبه با شبکه الجزيره، از جنايات نيروهاي امنيتي در زندان هاي رژيم صهيونيستي و شکنجه زنان فلسطيني پرده برداشته است .
    به گزارش سرويس بين الملل خبرگزاري زنان " ايونا" ، به نقل از شبکه خبري الجزيره، گروهي از زنان فلسطيني که سابقا در زندان هاي رژيم صهيونيستي اسير بوده اند، از شکنجه و برخوردهاي تحقير آميز نيروهاي امنيتي زندان هاي رژيم صهيونيستي در رفتار با زنان زنداني مي گويند .
    بر اساس اين گزارش ماموران امنيتي اين زندانها در برخورد با زنان فلسطيني در بند از آزارهاي جسمي تحقير آميز براي اعتراف گيري استفاده مي کنند. در همين رابطه "صبرا ابو امرا" با انجام مصاحبه اي از جنايات نيروهاي امنيتي اين زندان ها در شکنجه زنان فلسطيني پرده برداشته است .
    ابو امبرا که خود تجربه روزهاي سخت زندان هاي صهيونيستها را دارد اظهار مي دارد: 6 سال در ترس و اضطراب از رفتارهاي تجاوز گرانه و وحشيانه ماموران زندان هاي اسرائيل سپري کردم .
    وي در توضيح اين سوء رفتارها افزود: ماموران زندان ما را مجبور مي کردند برهنه شده و در حالي که در گوشه اي چمباتمه مي زديم شکنجه هاي تحقير آميز بسياري را تحمل کنيم .
    "دکتر محمود سعيل" مدير مرکز توانبخشي قربانيان شکنجه در زندان هاي رژيم صهيونيستي در اين رابطه مي گويد: اکثر قربانيان زن از بازگويي اين سوءرفتارها امتناع مي ورزند و متاسفانه اثرات مخرب اين اعمال غير انساني سالها بعد به صورت افسردگي هاي شديد و اختلالات رفتاري در زندگي شان بروز مي کند .
    وي در حال حاضر مشغول جمع آوري اطلاعات از 10 زن زنداني فلسطيني است تا با انجام تحقيقات وتکميل پرونده بتواند شکايت جامعي را عليه ماموران امنيتي رژيم صهيونيستي به دادگاه تحويل دهد .
    اين در حالي است که مقام هاي زندان هاي اسرائيل در توجيه اعمال غير انساني ماموران زندان مدعي شده اند رفتار آنها مطابق با قوانين زندان بوده است .


    1388/06/30
    09:06
    ايونا - تهران





    _____________________________________


    اينم قسمت دوم از فيلم مستند جنايات اسرائيل و آمريكا

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  6. #6
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: صهيونيسم نوزايي ، استقرار ، فروپاشي

    اينم از صهيونيسم مذهبي......

    البته لازم به ذكر است بيشتر اين نوشته ها رو از كتاب صهيونيسم نوزايي استقرار فروپاشي نوشته آقاي احمد سروش نژاد با مقداري تحريف و تغيير ، براتون نوشتم......
    و جا داره از زحمات اين نويسنده بزرگ نهايت تشكر را بكنم چونكه از منابع بسيار زيادي اين كتاب رو گردآوري كردند.....



    صهيونيسم مذهبي
    صهيونيسم، عصاره ي تاريخ جديد يهوديت در جهان و يكي از عناصر موثر در تكوين فرهنگ سياسي همه ي گروههاي فعال در اسرائيل است. منشه بن اسرائيل(1606-1657)، واعظ يهودي آمستردام را مي توان پايه گذار صهيونيسم مذهبي به شمار آورد. تلاش هاي منشه براي گشودن راه يهوديان به انگلستان، نام وي را در تاريخ ثبت كرد. در دوران كرامول و با توجه به ضعف اقتصادي كه جامعه انگليس با آن روبه رو بود، سرمايه يهوديان كه پيش از آن از انگليس رانده شده بودند، به شدت نظر كرامول را جلب كرد. منشه پس از ورود به انگلستان به محضر كرامول پذيرفته شد و با تاثيري كه بر وي گذاشت به راحتي در تغيير ديدگاه انگليسيها نسبت به يهويان فعاليت كند. در واقع در فاصله تبعيد يهوديان از انگلستان در سال 1290 تا به قدرت رسيدن كرامول در سال 1649، حتي يك نفر يهودي به طور قانوني وارد انگلستان نشده بود. منشه درخواست كرد كه يهوديان را بدين شرط به انگلستان راه دهند كه سوگند وفاداري به سلزنت ياد كنند، آزادي مذهبي به آنها اعطا شود، از جور و ستم در امان باشند و اختلافات داخلي آنها توسط حاخام ها و طبق قانون خودشان بدون اينكه ناقص قوانين انگلستان باشد، خل و فصل شود.
    با پذيرش ورود يهوديان به انگلستان، منشه تصور ميكرد كه در پي آن ((ارض مقدس با همه شكوه مسيحيايي خود به بني اسرائيل بازگردانده خواهد شد.))
    منشه در عين حال بر اين باور بود كه خداوندرحمت ويژه اي به روح و جان قوم يهود اعطا كرده است و با بهره گيري از همين رحمت ويژه ، قوم يهود ميتواند وجود محسوس خداوند را حس كند و اينكه يهوديان بايد يك قوم متمايز باقي بمانند و از امتياز خاص زندگي تقدس بخش خود برخوردار باشند.
    منشه همواره در اين انديشه بود كه پراكندگي عمومي يهوديان، مقدمه اي براي بازگشت آنان به فلسطين است: ((به منشه الهام شده بود كه يهوديان بايد در انگلستان اسكان يابند تا راه براي اسكان دوباره آنها در فلسزين هموار شود.)) با توجه به معاني اين جملات آنچه از انديشه هاي منشه ميتوان نتيجه گرفت اين است كه در آن مقطع تاريخي ، منشه از نخستين صهيونيست هاي مذهبي بوده است.
    دو قرن پس از منسه، انديشه هاي وي توسط چند حاخام بلند پايه گسترش يافت، اما اين بار اين انديشه ها متاثر از رشد ملي گرايي در اروپا بودند و حاخام هاي يهودي عنصر ملت يهود را نيز بر عنصر مذهب افزودند. در ميان حاخام هاي ادامه دهنده ي انديشه ي منشه ميتوان به حاخام آبراهام اسحاق كوك(1865-1935) اشاره كرد كه از برجسته ترين نمايندگان صهيونيسم مذهبي محسوب ميشود. در يك بيوگرافي مختصر از كوك آورده اند كه وي متولد روسيه بوده است و در سن چهل سالگي در فلسطين سكني گزيد و حاخام بزرگ يهوديان اشكنازي شد.
    صهيونيسم مذهبي، پيشينه اي از تفسير عرفاني از سرزمين و نسبت مردم يهود با ((ارض اسرائيل)) دارد. همانطور كه در بخش صهيونيسم سياسي اشاره شد، جنبش صهيونيسم به بهره گيري از احساسات ديني مردم يهود و امتزاج آن با عناصر ملي گرايي و ليبراليسم ، و هم چنين با استفاده از موج يهودبيزاري اواخر قرن نوزدهم در اروپا، يهوديان را تشويق به مهاجرت به فلسطين مي كرد. صهيونيسم در كنار ايدئولوژيك كردن يهودآزاري ، با تكيه كردن برميراث فرهنگي-مذهبي يهوديان و تعلق خاطر تاريخي و مذهبي آنها به اورشليم ، تصوير مقدسي از اين سرزمين را در ذهن يهوديان آواره تبليغ كرد و به تحريك عواطف مذهبي يهوديان براي حمايت از طرح مهاجرت و اسكان در فلسطين پرداخت. واكنش اوليه يهوديان در نقاط مختلف جهان نسبت به تبليغات سرزمين محور صهيونيسم ، بيانگر آنست كه در ابتدا مهاجرت و سكني گزيدن در فلسطين به هيچ وجه يك اشتياق فعال در ذهن يهوديان نبود؛ از اين روست كه شاهد امواج مهاجرت يهوديان به آمريكا واروپا هستيم . از سوي ديگر يهوديان ارتدوكس با اعتقاد به ظهور ((مسيح نجات بخش)) قوم يهود كه از نظر آنان در آخرالزمان ظهور خواهد كرد ، مانع ديگري در راه تحقق اهداف صهيونيسم بودند. در اين ميان حاخام آبراهام كوك در نقطه مقابل يهوديان سنتي-ارتدوكس كه تبعيد را خواست خداوند و جزء لاينفك تجربه ديني مي دانستند، به طرح ايده ي نسبت يهوديان با ((ارض اسرائيل)) پرداخت. طبق انديشه حاخام كوك ، يهود در تبعيد فاقد وجود اصيل ، فعال و حقيقي است. تنها با استقرار مجدد آنان در سرزمين فلسطين مي توان حضور و تاثير زنده يهود در زندگي خود و جهان را به وضوح ديد ، زيرا اراده خداوند از طريق اين قوم برگزيده ، ظهور و بروز خواهد كرد . حاخام كوك معتقد بود كه روح خدت و روح قوم بني اسرائيل واحد است و خدا در روح اين قوم حلول خواهد كرد، اما اين روح بدون سرزمين كامل نيست . از همين عبارت به راحتي مي توان نتيجه گرفت كه تجلي كامل روح خدا در قوو بني اسرائيل منوط به استقرار در ((ارض اسرائيل)) و بازيافت آن است؛ و اين همان اساس و پايه انديشه صهيونيسم مذهبي است .
    صهيونيسم مذهبي ، بازگشت به سرزمين مقدس را به عنوان تنها راه حل مشكل يهود مطرح ساخت و معتقد بود كه تنها حضور مجدد قوم بني اسرائيل در فلسطين و تكرار زندگي در درون اين سرزمين ؛ مي تواند روح قومي يهود را احيا نمايد و موجب بازگشت مجدد قداست حقيقي يا همان ظهور و حضور خداوند در عالم هستي و به ويژه حيات يهود شود.
    از انديشه حاخام آبراهام كوك كه مي توان وي را بنيان گذار صهيونيسم مذهبي نوين تلقي كرد ، اهميت تاسيس كشور و دولت يهود براي ظهور اراده الهي مورد نظر وي ، استنباط مي شود. بدين معنا كه فراهم شدن شرايط استقرار مجدد قوم يهود ، منوط به تاسيس نهادهايي مي گردد كه به جلب،بسيج،سازماندهي و تامين يهوديان در نقاط مختلف سرزمين و بازپس گيري سرزمين اقدام نمايند و دولت اسرائيل با تامين و بسيج مي تواند زمينه فعليت يافتن اهداف موعود ومسيحيايي را براي قوم يهود فراهم آورد . از اين روست كه دولت اسرائيل ، در انديشه حاخام ((روي كوك)) فرزند و ادامه دهنده راه حاخام كوك ، چهره اي نجات بخش مي يابد و مقدمه ظهور مسيح رهايي بخش قوم يهود و تحقق سكوت خداوند به دست وي شمرده مي شود .
    تا اين مرحله شايد اعتقاد به چنين انديشه هايي چندان خطرناك به نظر نيايد اما آنجا كه مبناي عمل جنبش هاي افراطي همچون ((جنبش گوش آمونيوم)) قرار مي گيرد، درجه تخريب آن آشكار مي شود. جنبش گوش آمونيوم با داشتن ارادت قلبي به آموزه هاي ربي آبراهام كوك و فرزندش ((روي كوك)) و نشات گرفتن از اين تفاسير عرفاني و رازآلود از قوم يهود و سرزمين فلسطين ، با خشونت هر چه تمام تر در صدد پاكسازي ((ارض اسرائيل)) از اعراب و نهايتا تصرف تمام سرزمين هاي توراتي و الحاق آن به سرزمين اسرائيل برآمده است. پاكسازي سرزمين اسرائيل برآمده از انديشه حاخام آبراهام كوك است كه به نفي سكونت غيريهوديان (نامقدس) در سرزمسن مقدس فلسطين حكم مي كند. به اعتقاد رهبران گوش آمونيوم ، تمام يهوديان در برابر تحقق رهايي كامل سرزمين هاي توراتي ، مسئول و حامل رسالت ديني هستند و تا تماميت سرزمين شان تحقق نيابد ، آزادي اخلاقي و معنوي يهود به عنوان يك غايت مسيحيايي نيز به تاخير خواهد افتاد. بنابراين ، در راستاي حصول اين هدف به هر قيمت ، ولو سركوب و نابودي اعراب ، به بسيج نيرو، منابع و كاربرد خشونت در قالب ترور،بمب گذاري، تصرف سرزمين ها و شهرك سازي اقدام كردند. شايان ذكر است كه گوش آمونيوم در مقابل ساير گرايش هاي صهيونسم خود را صهيونيسم واقعي مي داند.

  7. #7
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: صهيونيسم نوزايي ، استقرار ، فروپاشي

    صهيونيسم عملگرا

    صهيونيسم عملگرا بر جنبه هاي عملي دستيابي به اهداف صهيونيسم تاكيد دارد؛ هدف هايي از قبيل مهاجرت يهوديان به سرزمين فلسطين ، احداث شهرك هاي مهاجرنشين يهودي در مناطق اشغالي ، تاسيس نهادهاي آموزشي براي يهوديان.
    صهيونيسم عملگرا معتقد است اين اهداف حتي در شرايطي كه اوضاع سياسي چندان فضا را براي عمل به آن ها مهيا نكرده است ، بايد با جديت پيگيري شوند. صهيونيسم عملگرا تقريبا عمري به قدمت صهيونيسم سياسي تئودورهرتزل و چه بسا بيش از آن يعني از اوايل دهه 1880 دارد. پس از مرگ هرتزل در 1904 وپس از آنكه اميد صهيونيست ها براي دستيابي به اهدافشان جهت كسب مجوز (منشور) به ياس تبديل شد وپس از آنكه مسئله مهاجرت به اوگاندا نيز كاملا منتفي شد (1905)، صهيونيست عملگرا برنامه ي شهرك سازي در فلسطين را با جديت و شدت بيش تري پيش گرفتند . در واقع هدف هرتزل اين بود كه با كسب مجوز از سلطان عثماني يا قدرت هاي استعماري اروپا براي استعمار فلسطين يا نقاط ديگر، از تضمين حقوق عمومي و بين المللي برخوردار باشد. اما هفت سال تلاش هاي هرتزل و ساير ((منشورگرايان)) در اين مورد به جايي نرسيد و با مرگ او ميان صهيونيست ها بر سر نحوه ديپلماسي صهيونيستي اختلاف افتاد. منشورگرايان معتقد بودند كه قبل از گرفتن منشور از سلطان عثماني و كسب مجوز استعمار فلسطين و ايجاد يك هويت مستقل در اين سرزمين ، نبايد كار عملي در رابطه با مستعمره ساختن فلسطين آغاز شود. در مقابل آنان صهيونيست هاي عملگرا معتقد بودند كه مستقر شدن در سرزمين فلسطين به كسب اجازه مقامات عثماني نياز ندارد.
    بدين خاطر در كنگره هشتم صهيونيسم در سال 1907 ، طرحي از سوي حييم وايزمن ارائه و تصويب شد كه آن را ((صهيونيسم تركيبي)) ناميدند. طرفداران اين طرح صهيونيست هاي عملگرا بودند كه اعتقاد به رخنه تدريجي به فلسطين داشتند و مي گفتند اين كار بايد به شيوه اي سازماندهي شده انجام شود كه مستعمره هاي (آبادي هاي يهودي نشين) پررونق و فعال يهودي در فلسطين ايجاد كند. وايزمن و صهيونيست هاي عملگرا عقيده داشتند كه اين مستعمره ها تدريجا به هسته هاي اصلي جامعه ي صهيونيستي جديدي تبديل خواهند شد كه براي صدور منشور بر سلطان عثماني فشار وارد خواهند ساخت .
    از آن پس صهيونيست هاي عملگرا برنامه شهرك سازي در فلسطين، يا به عبارت بهتر دهكده هاي مهاجرنشين يهودي را با جذب و شدت بيش تري در پيش گرفتند . پيشگامان معتقدند به دكترين صهيونيسم عملگرا عمدتا متعلق به نسل دوم مهاجران هستند كه در آن زمان وارد فلسطين شده و در آن سكني گزيدند. اين گروه بنيانگذاران شهرك هاي يهودي در مناطق اشغالي ، احداث شهرهاي مدرن، كارخانه هاي صنعتي در خدمت صهيونيسم و بسياري از طرح هاي زيربنايي كنوني در اسرائيل هستند. صهيونيست هاي عملگرا در سال 1907 يعني هنگامي كه اولين دفتر جنبش صهيونيسم در فلسطين توسط دكتر آرتور راپين راه اندازي شد، موقعيت خود را در فلسطين تثبيت نمودند. راپين داراي لقب ((پدر شهرك هاي صهيونيستي)) در فلسطين است. وي راه را براي تحول جنبش صهيونيسم ، از صهيونيسم سياسي هرتزل به صهيونيسم عملگراي وايزمن هموارد كرد . در سال 1908 شوراي اجرايي جنبش صهيونيسم وي را به عنوان رياست دفتر بخش صهيونيسم در فلسطين برگزيد كه تا سال 1943 يعني زمان فوتش تصدي اين پست را برعهده داشت و نيز نظارت بركار شهرك سازي در تمام نقاط فلسطين و به علاوه وظيفه تشويق و كمك به مهاجرت يهوديان به فلسطين و به خصوص به اولين دهكده يهودي نشين در دهكده جزريل را برعهده داشت . در ماه مي سال 1914 ، راپين نقشه خود را براي اتنقال اعراب از فلسطين به سوريه را طي نامه اي به ويكتور ژاكوبسون كه از سال 1908 رياست دفتر شركت فلسطيني هاي انگليسي تبار شاخه ((كنستانتينوپل)) تركيه را برعهده داشت، ارسال كرد . اين شركت نماينده غير رسمي سازمان صهيونيسم در تركيه بود . براي اولين بار طرح خريد زمين را براي اعراب نه در داخل فلسطين بلكه در منطقه اي خارج از آن مثلا سوريه را راپين پيشنهاد كرد، كه كوچ تدريجي اما اجباري آنان از فلسطين را تسهيل نمايد. ژاكوبسون در نامه اي به تاريخ 28 مي 1914 عدم موافقت خود را با طرح راپين اعلام كرد . وي معتقد بود كه اجراي اين طرح موجب تحريك اعراب و ايجاد نگراني و بدگماني آنان نسبت به مهاجرت يهوديان خواهد شد . اما كم تر از دو دهه بعد، ژاكوبسون تغيير راي داد. اوايل سال 1932 وي طرح خود را مبني بر تقسيم فلسطين غربي ارائه داد. در اين طرح دهكده هاي يهودي و عربي به طود يك در ميان كنار يكديگر قرار مي گرفتند . وي معتقد بود اين نوع تقسيم نه حساسيت برانگيز است و نه به اندازه طرح راپين هزينه بر، از سويي امنيت دهكده هاي يهودي نشين نيز به خوبي تامين مي شود. ژاكوبسون به منظور گفتگو در خصوص طرحش، به طور جداگانه با ژابوتينسكي، بن گوريون و فاربشتاين ملاقات كرد. در اين ملاقات ها ژاكوبسون پيشنهاد كرد كه آژانس يهود از دولت انگليس كه تا آن زمان قيموميت فلسطين را به عهده خواهد داشت بخواهد، حدود ششصد تا هفتصد هزار عرب را از مناطقي كه دهكده هاي يهودي در آن احداث شده اند را انتقال دهد و به فاصله ي زماني بسيار كوتاهي از آن، حدود يكصد و پنجاه تا دويست هزار يهودي را در اين مناظق جايگزين كند.
    پس از راپين، بسياري از رهبران عملگراي صهيونيست ، پيشنهادهاي مشابهي براي انتقال اعراب و جايگزين كردن يهوديان ارائه دادند. از جمله نويسنده عربي زبان ((ناهوم سوكولوف)) كه بعدها رئيس سازماني جهاني صهيونيسم شد در سال 1914 طي نامه اي به وايزمن در خصوص مسائل سياسي حاشيه اي طرح انتقال اعراب هشدار داد. در دهمين كنگره ي صهيونيست ها كه در سال 1911 در بال سوئيس برگزار شد ، جاشوآ بوچميل طرح خريد زمين در شمال سوريه و شمال عراق براي اعراب فلسطيني و كوچاندن آن ها از فلسطين را بار ديگر مطرح ساخت كه اين بار مورد توجه شركت كنندگان قرار گرفت.
    چنانچه مشاهده شد صهيونيسم سياسي پس از مرگ هرتزل رفته رفته جاي خود را به گروه تندروتري داد كه التزام عملي به مصوبات نخستين كنگره جهاني صهيونيسم 1897 داشت . انگليس پس از تسلط بر محدوديت هاي بسياري را در راه مهاجرت به اين سرزمين ايجاد كرد و اين مسئله باعث شد كه مرام صهيونيسم و نفي خط مشي حييم وايزمن و سازمان جهاني صهيونيسم براي تشكيل تدريجي دولت يهود در فلسطين هرگونه راه حل مساملت آميز را براي ايجاد كشوري يهودي مردود و مبارزه قهرآميز چه عليه ساكنان بومي فلسطين و چه عليه نظاميان انگليسي را سرلوحه برنامه هاي خود اعلام كنند.
    اما در سالهاي نزديك به جنگ جهاني دوم يعني دهه هاي 1930 و 1940 صهيونيسم عملگرا در تلاشهاي ديود بن گورين براي تاسيس دولت يهود در فلسطين نمود يافت. تشكيل دولت يهود در فلسطين در ساعت 18:01 روز چهاردهم ماه مي سال 1948 به طور رسمي بوسيله ي ديويد بن گورين اعلام شد؛ نقطه عطف به بار نشستن تلاشهاي صهيونيسم عملگرا بود. بدين ترتيب صهيونيسم با تبديل يك آرمان مذهبي و معنوي به يك موضوع سياسي و سپس عماي كردن آن، بلاخره به يكي از اهداف اوليه خود كه تشكيل دولت مستقل يهود بود، رسيد. اما اين نقطه ،آغاز ماجراهاي بعدي است كه صهيونيسم عملگرا در حدود يك قرن فعاليت خود، براي منطقه خاورميانه به ارمغان آورده است.





    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    ديويد بن گورين



    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    حييم وايزمن

  8. #8
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: صهيونيسم نوزايي ، استقرار ، فروپاشي

    ظهور انديشه هاي دگرگون- پسا صهيونيسم (01)
    صدور اعلاميه بالفور از سوي دولت بريتانيا در نوامبر 1917 جهت تاسيس ((وطن يهودي)) در فلسطين، اگرچه پس از سالها تلاش و رايزني و در كشاكش رقابتهاي استعماري دولتهاي اروپايي انجام شد، اما در تحقق و صيت هرتزل ، اولين قدم در بين الملل كردن مسئله يهود بود.
    تشكيل دولتي يهودي به نام اسرائيل در سرزمين فلسطين ، جايگاه صهيونيسم را در ميان ملت يهود استحكام بخشيد. اما اين روند مانع از بروز افكار و انديشه هاي اعتراض آميز و منتقدانه چه در دنياي يهودي و چه در داخل اسرائيل نشده است. بسياري از محققان ، اين روند انتقادي به صهيونسم را كه به رغم انشعابات متعدد، نقاط مشترك زيادي نيز دارند چالشي مثبت براي بازنگري روايتهاي تاريخي در خصوص دولت اسرائيل ميدانند.
    جنبش صهيونيسم كه پس از فعاليتهاي مستمر تئودور هرتزل؛ به نوعي به حركت سياسي تبديل شده بود، از ابتداي فعاليت خود با مخالفتهاي بسياري روبه رو بوده است. اين انتقادها گاه از درون جنبش صهيونيسم و گاه از بيرون جنبش و از سوي مخالفان بر آن وارد شده است. اواخر قرن بيستم، متفكران مذهبي ارتدوكس، كمونيستها و گروههاي تابع، از عمده گروههايي بودند كه بحثهاي انتقادي شديدي را نسبت به سياستهاي مهاجرت و شهرك سازي دولت اسرائيل در فلسطين رهبري و هدايت كردند. اما جريان اصلي صهيونيسم از اوايل دهه 1980 توسط روند فكري نوظهوري كه به (( پسا صهيونيسم)) معروف است، مورد چالش قرار گرفته است.
    جامعه دانشگاهيي اسرائيل در دهه 1980 شاهد بحثهاي پرشوري پيرامون مسئله تاريخ و جامعه اسرائيل بود. بعدها اين گفتگو به حوزه هاي مختلف دانش از جمله هنر، سينما، شعر و ادبيات نيز سرايت كرد. مشخصترين ويژگي اين بحثها و يا به عبارت بهتر ويژگي مشترك گفتگوها، بازبيني طرز تلقي يهوديان از ((اعراب)) در گذشته و حال اسرائيل بود.
    با گذشت زمان اين روند فكري طوري شدت گرفت كه ميشد آنرا يك روند فرهنگي در اسرائيل محسوب نمود. مطبوعات، اين گروه از محققان را ((پسا صهيونيسم)) ناميدند؛ نامي كه مورد توافق و قبول همه محققان اين گروه نيست. البته پسا صهيونيسم تنها به ديدگاههاي محققان دانشگاهي اطلاق نميگردد، بلكه ديدگاههاي همه هنرمندان، داستان نويسان، روزنامه نگاران و كساني را كه به نحوي انحا جريان اصلي تفكر صهيونيستي را به چالش كشيده اند نيز در برميگيرد. ايلان پايه در تعريفي از پسا صهيونيسم آن را آميزه اي از عقايد صهيونيستي و برداشتهاي پسامدزني از واقعيت ميداند. ((پسا صهيونيسم واژه مناسبي براي گردهم آوردن صهيونيستها و يهوديان ضد صهيونيست د رجامعه سياسي و آكادميك اسرائيل است.)) ذكر اين نقطه خالي از فايده نخواهد بود كه محققان پسا صهيونيست كه بعدها به (( تاريخ نگاران جديد)) و ((جامعه شناسان جديد)) معروف شدند، اولين كساني نبودند كه راهكارهاي صهيونيستي را به چالش كشيده و مورد نقد و بررسي قرار دادند. پيش از محققان پسا صهيونيست، احزاب كمونيست و ارتدوكسهاي افراطي نيز با نقدهاي بسيار تند به پنداره هاي صهيونيستي تاخته بودند اما از آنجا كه اين نقدها از سوي جامعه شناسان و تاريخ نگاران حرفه اي ارائه نشده بود آن را ادعايي صرف كه فراسوي اجتماع ملي است تلقي كردند. به هرحال (( تاريخ نگاران جديد)) و ((جامعه شناسان جديد)) اولين گروهي نبودند كه برخاسته از ميان نظام صهيونيستي و جامعه اسرائيل بودند و به باورهاي صهيونيستي كه جامعه اسرائيل را تحت تسلط خود داشتند به ديده شك و ترديد نگريستند. شمار بسياري از پسا صهيونيست ها، جامعه اسرائيل را در مرحله اي ميبينند كه در آن بيشتر پنداره هاي بافته شده توسط ايدئولوژي صهيونيست از هم پاشيده شده است و در عين حال علائمي از وجود باورهاي جايگزين براي آنها در جامعه ديده نميشود.
    بحثهاي پسا صهيونيستي چنانچه پيشتر بدان اشاره شد در دهه 1980 با انجام مجموعه اي از تحقيقات آغاز گرديد. اين تصويري از گذشته و حال جامعه يهودي در فلسطين ارائه ميداد كه قويا با پندار شهروندان اسرائيلي از خود و نيز با هويت جمعي ساخنه و پرداخته صهيونيستها در تضاد بود. اين تحقيقات مقدسترين ((حقايق)) صهيونيستي را به چالش ميطلبيد و مشروعيت آنرا براي نسل جديد بزير سوال ميبرد. همچنين تحقيقات انجام شده، فعاليت آكادميكي كه قبلا براي ايجاد انگاره اي ازخويش، توسط صهيونيستها ارائه شده بود، و نيز تفسير صهيونيستي از واقعيت فلسطين را مورد نقد و بررسي قرار ميداد.
    از لحاظ تاريخي جريان پسا صهيونيسم با مطالعه كاملا پوزيتيويستي وقايع جنگ 1948 آغاز شد. مطالعه اي كه تنها بر اساس بررسي اسناد و مدارك موجود در آرشوي محرمانه جنگ 1948 كه پس از گذشت 30 سال ، ديگر محرمانه نبودند انجام شد. در اين تحقيقات جريان اصلي تاريخ نگاري صهيونيستي به طور جدي و براساس اسناد و مدارك موجود مورد بازبيني و بررسي قرار گرفت. هدف اوليه براي انجام اين تحقيقات،يافتن شواهد و مدارك مستدل براي مشروعيت و منطقي بودن ادعاي صهيونيستها بود. بنابراين تحقيقات از اسناد جنگ 1948 آغاز گرديد. انتخاب اين مقطع به دليل نقشي است كه اين جنگ در به وجود آمدن تجسمي از خويش و اسطوره هاي ملي به عهده داشت. در واقع پس از جنگ 1948 صهيونيستها اسطوره هاي ملي مردم اسرائيل را رفته رفته طراحي كردند. تشريح وقايع جنگ 1948 و نيز دوران قيوميت به طور كامل در گروه تاريخ دانشگاههاي اسرائيل به عنوان يك واحد درسي تدريس ميشد. چرا كه از نظر جامعه دانشگاهي اسرائيل، اين وقايع روند نهايي آزادسازي و احياي دوباره ملت يهود بودند. نقش مدرسان تاريخ و نيز تاريخنگاران تنها بازگوي اين وقايع آنهم به شيوه اي صهيونيسم پسند بود. به عبارتي برقراري رابطه منطقي تاريخي ميان فعاليتهاي جنبشهاي يهودي كه از دهه 1880 آغاز شده بود و به ((جنگ آزادي)) 1948 در بريتانيا ختم ميشد. دو واژه اي كه براي جنگ 1948 به كار برده ميشد، هيچكدام به درگيري مستقيم با اعراب اشاره اي نداشت؛((جنگ استقلال)) از دولت بريتانيا((آزمائوت)) ، و ((جنگ آزادي)) از رنج آوارگي ((شيهرور)). البته اين بدان معنا نيست كه از ((اعراب)) هيچگاه در تاريخ نگاري صهيونيستي جنگ 1948 اسمي برده نشده است اما اين يادآوري در جاي خود به حدي متناقص و ضعيف است كه تلاش جدي براي بي اهميت جلوه دادن آن به خوبي آشكار است. تنها آن همگام كه نياز بود رشادت هاي يهوديان بازمانده ي هولوكاست كه از ظلم ستيزي اروپا و نيز سختي آوارگي نجات يافته بودند و در جنگي نابرابر با ارتش قوي اروپا ژيروز شده بودند، بارها و بارها به گوش نسل جوام اسرائيل خوانده شود؛ از ((اعراب)) نيز به عنوان يكي از موانع و مشكلات اين گروه مجاهد رشيد كه (( جمع اندكي بودند در مقابل خيل كثير اعراب)) ياد ميشد.
    تا سال 1967 از فلسطينيان با عنوان مشتي تروريست مهاجم ياد ميشد كه در اين حالت نيز استقلال عمل براي آنها قائل نبوده و مجاهدان فلسطين، دست نشاندگان و عمال رژيمهاي عربي اسرائيل معرفي ميشدند كه قصد تخريب و نابودي قوم برگزيده خداا – قوم يهود- را دارند. اما تاريخ نگاران صهيونيستي كه متوجه ضد و نقيض بودن چنين ادعايي شده بودند عمدا چشك خود را بر آن بستند.
    با توجه به مقطع زماني كه اين تحقيقات آغاز گرديد نكته شايان ذكر آن است كه اين محققان علاوه بر نتاثر بودن از نوع تفكر پساصهيونيستي، تحت تاثير جنگهاي 1973 و 1982 لبنان و نيز وقايع انتفاضه قرار داشتند.
    در يك جمعبندي ميتوان نتيجه گرفت كه روند شكلگيري پسا صهيونيسم هم مانند پديده هاي مشابه يك باره نبوده است. عوامل و شرايط خاص بسياري موجب شدند تا انديشه هاي نوين در بطن جامعه صهيونيستي شكل گيرد.
    بسياري از اين محققان به ديده ي مثبت به روند رو به افزايش گرايشهاي پسا صهيونيستي مينگرند و بر اين باورند كه انتقاد نه تنها باعث فروپاشي و اضمحلال يك جامعه از درون نميشود؛ بلكه موجب شناخت نقاط ضعف و كوشش جهت رفع آنها ميگردد. محققان پساصهيونيستي هيچگاه قصد تخريب اسطوره هاي اسرائيلي را نداشته اند، بلكه به عقيده ي يكي از آنان كه با ساختن برنامه اي با گرايشهاي پسا صهيونيستي گام بلند و موثري در نشر اين افكار در جامعه اسرائيل داشته است((اين اسطوره ها خود پوسيده و در حال فروپاشي بودند.))
    با گذشت زمان و خارج شدن اسناد مربوط به جنگ 1948 از حالت سري، به طور طبيعي اذهان كنجكاو و محقق را برآن داشت تا اين اسناد را مورد بازبيني قرار دهند و همين اتفاق طبيعي ، موجب نضج گرايشهاي پسا صهيونيستي در جامعه آكادميك اسرائيل شد. جنگهاي شش روزه 1967 و آرامش و اعتماد به نفس پس از آن، فضاي مناسبي را براي محققان ايجاد نمود تا بيشتر به كنكاش مسائل جامعه اسرائيل بپردازند. دوراني كه سكون و آرامش لازم را براي بازبيني دستاوردهاي ايدئولوژي صهيونيستي از بدو تاسيس دولت اسرائيل تا به آن روز به ارمغان آورده بود. شكست در جنگ 1973 اسطوره ي شكست ناپذيري دولت اسرائيل را زير سوال برد و موجب خدشه دار شدن ديگر اسطوره هاي ساخت صهيونيستها گرديد. فاجعه انساني 1982 كه باني آن سلحشوران(!) توسعه طلب صهيونيست بودند( كه در آرزوي الحاق بخشي از خاك لبنان به سرزمين اسرائيل، هيچ ابايي از به خاك و خون كشيدن اجانب غير يهود نداشتند.) ،براي آن عده از شهروندان اسرائيلي كه ((جنگ)) را تنها راه حل و پاسخ به مسئله ((يهود و يهوديت)) نميدانستند، نقطه عطفي بود تا چارچوب ساخته و پرداخته شده در اذهانشان در خصوص ((هويت اسرائيلي –يهودي )) مورد بازنگري قرار گيرد.
    مقطع سه گانه پيش گفته را شايد بتوان مقاطع شكل گيري پسا صهيونيسم در جامعه علمي و دانشگاهي اسرائيل و سپس گسترش آن به سطح جامعه دانست. هريك از اين مقاطع ويژگيهاي خاص خود را دارن كه به نحوي به بسط و نظر گرايشهاي پسا صهيونيستي دامن زدند.
    پسا صهيونيسم از بدو شكل گيري با گرايشهاي مختلفي همراه بوده است. اگر در تعريفي كلي، پسا صهيونيسم را روند تشكيك در كارآيي صهيونيسم براي جامعه اسرائيل بدانيم، آنگاه ميتوان پذيرفت كه صهيونيسم به عنوان يك ايدئولوژي، و راهكارهاي آن براي جامعه اسرائيل از جوانب و زواياي گوناگون مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. گاه اين تشكيك در روايتهاي تاريخي نمود مي يابد و گاه در نقد و بررسي تعاريف خاص؛ از قبيل ((هويت يهودي))،((هويت جمعي))، و ((حافظه جمعي)).

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آمارهايي جالب از جدال امشب سوپرکاپ اروپا
    توسط hamid192 در انجمن بایگانی اخبار دنیای فوتبال
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۱ مرداد ۹۳, ۱۹:۴۴
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۸۸, ۱۸:۳۳
  3. هاآرتص:«صهيونيسم» به يك واژه كثيف در جهان تبديل شده است
    توسط hamid192 در انجمن بایگانی اخبار سیاسی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۸۸, ۲۱:۲۴
  4. فشار لا بي صهيونيسم براي تحميل افراد به اوباما
    توسط hamid192 در انجمن بایگانی اخبار سیاسی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۹ آبان ۸۷, ۲۰:۱۵
  5. نخستين همايش ژئوپارک وژئوتوريسم درقشم برگزار مى شود
    توسط mohitzist در انجمن پیرامون محیط زیست
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۱۲ بهمن ۸۶, ۱۳:۳۹

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •