[JUSTIFY]سجاد فیاض[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]انقلاباکتبر 1917 روسیه را نقطه عطفی در تاریخ معاصر می دانند زیرا باعث شکلگیری و به عبارت بهتر عملیاتی شدن ایدئولوژی کمونیستی شد. اتحاد جماهیرشوروی سوسیالیستی که به دنبال این انقلاب زاده شد باعث تقسیم جهان به دواردوگاه گردید و دورانی پر از دشمنی و رقابت را با ایالات متحده پدید آورد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]شکلگیری کمونیسم را جریانی طبیعی و فکری می دانند که حاصل واکنش بخشی ازمتفکران و مردم به سرمایه داری نوظهور بود. تاکنون کمتر کسی به این موضوعمهم پرداخته است که حامیان واقعی بلشویک ها برای حاکم شدن بر مقدرات روسیهچه کسانی بودند. نشانه های فراوانی وجود دارد که نشان می دهد حامیان واقعیبلشویک ها همان لیبرال ها و ابرسرمایه دارانی بودند که از یک قرن و نیمقبل آمریکا را صاحب شده بودند. مرام کمونیستی به دلیل آنکه بیش از نیم قرنگفتمان غالب روشنفکران در همه جای دنیا و از جمله ایران بود دارای اهمیتزیادی است. گفتمان چپ بر همه تحلیل های جهان به مدت بیش از نیم قرن سایهافکنده بود و هر نظریه ای باید با این گفتمان ارائه می شد تا مقبولیت عاممی یافت. در تاریخ 50 سال اخیر ایران مرام کمونیستی بر افکار روشنفکریسایه گسترده بود و هر کس می خواست نظری مطرح کند باید آنرا با ایدئولوژیچپ منطبق می کرد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]دلایل زیادی وجود دارد کهنشان می دهد کمونیست ها مخلوق همان ابرسرمایه دارانی هستند که شعار نابودیشان را سر داده وبدند. اینکه کمونیست ها را لیبرال های آمریکایی یهودی رویکار آورده باشند در نگاه اول عجیب و سخت باور می نماید اما دلایل زیادیبرای اثبات آن وجود دارد. حامیان مالی کسانی که دشمنان قسم خوردهامپریالیسم نامیده می شدند همان امپریالیست هایی بودند که ظاهرا هدف،نابودی شان بود. «هیچ جنبش پرولتاریایی یا حتی کمونیستی را نمی توان سراغداشت که عملیات آن به نفع پول و در حال حاضر بدون اجازه پول نباشد. هیچجنبش پرولتاریایی یا حتی کمونیستی را نمی توان سراغ داشت که رهبران ایدهآلیست آن کوچکترین شک و تردیدی نسبت به این واقعیت داشته باشد.» ردیابیکمک های سرمایه دارای بزرگ آمریکایی به کمونیست ها و اثبات اینکه یک توطئهبزرگ بین المللی دنیا را برای نزدیک به یک قرن در گرداب افکار بیهودهگرفتار ساخت کار دشواری نیست اما ارائه آن به جامعه روشنفکری سطحی کنونیایران کار دشواری است زیرا زیر آواری از تحلیل های دروغ وارداتی مدفون شدهاست و درونمایه و شهامت لازم برای به کنار زدن آنها را ندارد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]پیروزیانقلاب کمونیستی آثار فاجعه باری برای مردم روسیه داشت. قحطی و گرسنگیفراگیر باعث مرگ میلیون ها نفر شد و تنها چیزی که توانست نظام نوپایکمونیستی را در این کشور نجات دهد کمک سرمایه داران بزرگ آمریکایی بود."هربرت هوور" از چهره های سیاسی سرشناس آمریکایی به بهانه کمک هایبشردوستانه به جمع آوری اعانه برای بلشویک ها پرداخت. خاندان معروف راکفلرنیز نقش عمده ای در این میان داشت و بزرگترین تامین کننده مالی کمونیست هابود. واندر لیپ، رئیس "فرست نشنال سیتی بانک" که متعلق به دیوید راکفلربود زمینه کمک به بلشویک ها برای غلبه بر مشکلات و مجهز شدن به امکاناتیکه با آن بتوانند مخالفان کمونیسم را قتل عام کنند، فراهم آوردند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]شرکتنفتی "استاندارد اویل نیوجرسی" سرمایه گذاری عظیمی در میدان های نفتیقفقاز انجام داد و نخستین پالایشگاه نفت توسط شرکت "استاندارد اویل افنیویورک" احداث شد که کمک بزرگی برای اقتصاد ویران روسیه تحت سلطه بلشویکها بود. پس از آن این شرکت با همکاری شرکت "وکیوم اویل" با قراردادی نفتروسیه را به بازارهای اروپا منتقل کرد و وامی 75 میلیون دلاری در اختیاربلشویک ها قرار داد. حامی مالی این قراردادها بانک "چیس نشنال" بود. بعدهابانک چیس متعلق به راکفلر و بانک منهتن متعلق به واربرگ ادغام شده و بانک"چیس منهتن" را پدید آورد. بانک "چیس نشنال" در سال 1922 بانی شکل گیریاتاق بازرگانی آمریکا-روسیه بود. رئیس این بانک هم "ریو شلی" معاون "چیسنشنال" بود. در سال 1925 روابط نزدیکی بین بانک چیس نشنال متعلق به راکفلرو پرامبانک شوروی برقرار شد که نتیجه آن صادرات مواد خام و پنبه از شورویبه آمریکا و صادرات فناوری و ماشین آلات آمریکیی به شوروی بود. در حقیقتاین سرمایه آمریکایی بود که عطش بزرگ سازی در صنایع روسیه تحت سلطهاستالین را سیراب می کرد و نه برنامه ریزی سوسیالیستی.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]بانک"چیس نشنال" در سال 1928 زمینه را برای فروش اوراق قرضه دولت بلشویک شورویضدامپریالیست در آمریکا فراهم کرد. فراموش نکنیم که تا سال 1933 آمریکاهنوز دولت کمونیستی شوروی را به رسمیت نشناخته بود. این مسائل در همانهنگام نیز مخالفانی داشت که روشنگری می کردند اما سلطه باندهای پشت پردهای که هم سرمایه داری و هم سوسیالیسم را تواما کنترل می کردند بر رسانهها، مانع پی بردن مردم به واقعیت شد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]"لوئیسمک فادن" عضو کنگره آمریکا و رئیس کمیته امور بانکی مجلس نمایندگان درنطقی خطاب به سایر نمایندگان اینچنین افشاگری می کند: «هیات مدیره فدرالرزرو و بانک های فدرال رزرو، پول های خزانه داری ایالات متحده را از طریقبانک "چیس" و بانک "گارانتی تراست کمپانی" و دیگر بانک های نیویورک دراختیار حکومت شوروی قرار داده اند. دفاتر آمتورگ، اداره بازرگانی حکومتشوروی و همچنین دفاتر بانک دولتی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را بازکنید و آنگاه از مشاهده آن همه پولی که برای کمک به منافع شوروی از خزانهایالات متحده برداشت شده است مات و مبهوت خواهید شد. بررسی کنید و ببینیدقراردادهای چه نوع معاملاتی برای بانک دولتی روسیه شوروی توسط کارگزار آن،یعنی چیس در نیویورک بسته شده است.»[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]اینهاشواهدی است که در حالت عادی باید منجر به سقوط چند دولت شود اما در آمریکابا اخباری بدتر از این نیز اتفاقی روی نمی دهد زیرا خبرها به تنهایی مهمنیستند بلکه رسانه هایی که آنها را برجسته می کنند مهم هستند. اگر رسانهها چنین اراده ای نداشته باشند کسی به سخنان امثال "لوئیس مک فادن" اهمیتینمی دهد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]پروفسور ساتون نویسنده کتاب سهجلدی که به توسعه تکنولوژی شوروی اختصاص دارد با قاطعیت اعلام می کند کهاتحاد شوروی در آمریکا ساخته شد. وی به نقل از گزارش "آورل هریمن" که خطاببه وزارت خارجه نوشته شده بود می نویسد: «استالین از کمک های ایالات متحدهبه صنایع شوروی در دوران قبل از جنگ و در خلال آن ستایش به عمل آورد. ویگفت که حدود دو سوم کلیه واحدهای بزرگ صنعتی در اتحاد شوروی با مساعدت وکمک های فنی ایالات متحده بنا شده اند.»[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]درهمان دوره ای که در آمریکا نسبت به قدرت گیری شوروی و جا ماندن دنیای آزادهشدار می دانند عده ای از تصمیم گیران در ایالات متحده سرگرم تقویت پایههای سوسیالیسم با استفاده از کمک های وسیع اقتصادی و فناوری بودند. آمریکادر طول جنگ دوم جهانی کمک های فنی و تسلیحاتی زیادی در اختیار اتحاد شورویقرار داد. شاید این کمک ها در طول جنگ دوم جهانی به دلیل دشمن مشترکی بهنام آلمان نازی قابل توجیح باشد اما ادامه آنها پس از جنگ قابل توجیهنیست. هنری کیسنجر و دیگر متخصصان سیاست خارجی آمریکا مانند جورج کنان ودیگران امتیازدهی های پیاپی ایالات متحده به اتحاد شوروی که باعث تثبیتنظام کمونیستی در این کشور و بر کل اروپای شرقی شد را به سرسختی روس هابخصوص شخصی مانند مولوتوف وزیر خارجه اتحاد شوروی نسبت می دهند، و البتهکوتاه آمدن های آمریکا را نیز زیر سوال می برند. چرا آمریکایی که تامینکننده مالی و تجهیزاتی ارتش شوروی بود و از سلاح هسته ای نیز برخوردار بودباید در برابر شوروی چنین آسان عقب نشینی می کرد؟[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]آمریکاییها و یا بهتر بگوییم سرمایه داران یهودی آمریکایی هیچ علاقه ای به تضعیفحکومت دست نشانده شوروی نداشتند و با کمک های مستقیم و غیرمستقیم خودزمینه بقای آنرا فراهم آوردند. وجود دشمنی که در هیچ حالتی نمی توانستخطری ویژه را متوجه ایالات متحده کند اما می توانستند به بهانه خطر آندنیا را هرگونه که می خواهند شکل دهند اهمیت زیادی داشت.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]دراوج جنگ سرد تجارت با اتحاد شوروی با قدرت تمام ادامه داشت و حتی پس ازبحران موشکی کوبا نیز با قدرت بیشتری ادامه یافت. در سال 1967 شرکت سهامیبین المللی "اقتصاد پایه" متعلق به برادران راکفلر و شرکت بین المللی"برج" به ریاست "سایروس ایتون" برای گسترش تجارت با کشورهای عضو اردوگاهشرق دست به کار شدند. در دوران نیکسون حجم تجارت ایالات متحده با شوروی 10برابر شد در حالیکه وی در انتخابات رویکردی ضدکمونیستی از خود نشان دادهبود و همگان انتظار داشتند پس از رسیدن به قدرت با شوروی وارد یک زورآزمایجدی شود.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]اما عجیب ترین واقعه جنگ سرد رانه باید بحران کوبا دانست و نه مسابقات تسلیحاتی و معاهدات کنترل تسلیحاتیبین ایالات متحده و اتحاد شوروی. عجیب ترین رویداد دوران جنگ سرد سفردیوید راکفلر به مسکو برای گذراندن تعطیلات و حادثه پس از آن بود. تعطیلیرفتن بزرگ سرمایه دار آمریکایی به کشوری که خود را دشمن سرمایه دارانمعرفی می کند مانند این است که بن لادن برای تعطیلات به واشنگتن برود. پساز بازگشت راکفلر به آمریکا حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستینیکیتا خوروشچف را از مقام خود برکنار کرد. هرکس بخواهد می تواند اینرویداد عجیب را اتفاقی بداند اما روزولت رئیس جمهور آمریکا که خود نیزمحصول همین نظام بود همواره می گفت که در دنیای سیاست هیچ چیزی اتفاقی روینمی دهد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]لیبرالیسم سوسیالیستی در نظامکمونیستی همواره از دیکتاتوری پرولتاریا سخن گفته می شود. این گفته مبهم وبالطبع قابل تفسیر است. دیکتاتوری پرولتاریا اشاره ای به یک نظام متصلب بامعیارهای شناخته شده ندارد. این دیکتاتوری، دیکتاتوری یک طبقه است که میخواهد بر امورات کل جامعه جهانی مسلط شود. چرا این طبقه باید در کرملینمستقر شده باشد؟ چرا این طبقه نتواند گروهی از سرمایه داران یهودی مستقردر نیویورک باشد؟ در فضایی که ظاهرا سلطه ای وجود ندارد اقلیتی در آمریکانه تنها می توانند این کشور را با رئیس جمهورهایی به ظاهر مستقل کنترلکنند بلکه می توانند نظام جهانی را نیز به دلخواه شکل دهند. از یک طرف بهاتحاد شوروی برای شکل گیری و استقرار کمک کنند و از سوی دیگر یک مسابقهتسلیحاتی با آن کشور راه بیاندازند که برآیند همه این رویدادها قدرتروزافزون این اقلیت و سلطه بیشتر آنها باشد. داستان شوروی جالب تر از هرچیزی است که در قرن بیستم روی داده است.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]درحالیکه بسیاری از مردم به دلیل اعتماد به تاریخ نگاری رسمی، بلشویک هارا باعث سقوط تزار می دانند؛ تزار نیکلای 5 ماه قبل از رویداد اکتبر 1917از مقام خود کناره گیری کرده بود و بلشویک ها جانشین کرانسکی که جاده صافکن کمونیسم در اتحاد شوروی بود، شدند نه تزار نیکلای.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]درپروتکل های دانشوران صهیون یکی از هدف هایی که باید به سرعت تحقق می یافتسرنگون کردن تزار بود. جالب اینکه تزار به یکی از این اسناد دانشورانصهیون دست یافت و برای نخستین بار آنها را منتشر کرد اما این افشاگری همباعث جلوگیری از سقوط وی و روشن شدن افکار به دلیل وابسته بودن رسانه هایبه ظاهر مستقل نشد. سوسیالیسم را یهود برای نخستین بار در روسیه حاکم کردزیرا برای اهداف بعدی خود بدان نیاز داشت. از اینجا می توان فهمید که چراآنها به دنبال سرنگون کردن تزار بودند. یهود، روسیه را برای حاکم کردنسوسیالیسم برگزیده بود. همین سرمایه داران بودن که لنین را با یک قطار بهروسیه برده و بوسیله او روسیه را به کام کمونیسم فرستادند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]دراین بحث های تاریخی درس های زیادی برای روشنفکری بی مایه ایرانی وجوددارد. تاریخ 200 ساله روشنفکری ایرانی نشان می دهد که این گروه فاقد بینشصحیح و تشخیص کافی بوده است. در حالیکه نیم قرن بازیچه افکار به ظاهر"خلقی" کمونیسم بود هم اکنون خود را به دامن لیبرالیسم انداخته است. جالباینکه لیبرال های کنونی همان کمونیست های سابق هستند. یعنی همان ها کهروزی با قدرت تمام بر نگاه وحیانی به مارکس می نگریستند هم اکنون همیننگاه را به لیبرال هایی مانند هایک و فریدمن یهودی موسوم به پدر بازاردارند. سازمان تجارت جهانی از نگاه آنها نه ابزار نوین سرمایه داران مستقردر نیویورک که وسیله ای عام المنفعه برای گسترش تجارت آزاد و کمک به همهابنا بشر است. سازمان ها دولتی و غیردولتی بین المللی را با ساده دلی(نگاهخوش بینانه)، مردمی و بدون وابستگی به جریان های امنیتی که بدنبال کنترلدنیا هستند می دانند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]کمونیسم وسیله ایبرای انحراف توان فکری جوامعی بود که به دنبال عدالت در نظام بین المللیمی گشتند و گمان می کردند که نظام سوسیالیستی برای رهایی محرومین است.تردیدی وجود ندارد که موج جدید لیبرالیسم سازماندهی شده از طرف رسانه ها ومحافل فکری غربی برای تحمیق متفکران جوامع به شیوه جدید است. روشنفکریایرانی با یک انتخاب جدید روبرو است که سرنوشت آنرا رقم خواهد زد. پیرویکورکورانه از ایدئولوژی های خودساخته غربی مرگ روشنفکری ایرانی گسیخته ازواقعیت را بدنبال خواهد داشت. متاسفانه شواهد چندانی که نشان دهد درسآموزی از گذشته صورت گرفته باشد مشاهده نمی شود.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]لینک:[/JUSTIFY]
[JUSTIFY][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][/JUSTIFY]