امروزه بسياري ازنظريهپردازان و صاحبنظران علوم ارتباطات بر اين عقيدهاند كه مهارتهايارتباطي نقش بسيار مهمي در موفقيت انسان چه در زندگي كاري و اداري و چه درزندگي شخصي آنان دارد.

به جرات ميتوان ادعا كرد كه يكي از مهمترين دلايل شكستهايي كه انسان درزندگي خود با آن مواجه ميشود اين است كه قبل از اتخاذ تصميم و مبادرت بهانجام يك كار (انتخاب شغل، ازدواج، تربيت فرزند و امثال آن) سعي نكردهاست كه مهارتهاي ارتباطي و رفتاري لازم براي انجام آن كار را كسب كند.پژوهشهاي انجام شده حاكي از آن است كه مهارتهاي لازم براي برقراريارتباط موثر را ميتوان از طريق آموزش و تمرين ياد گرفت و البته كسب اينمهارتها چندان آسان به نظر نميرسد، در برقراري ارتباط با ديگران چنانچهيكي از طرفين صحبت، پيام طرف مقابل را به خوبي دريافت نكند و نفهمد كهمنظور طرف مقابل از اين پيام چه بوده، ارتباط برقرار شده بيحاصل بوده است.

درواقع ميتوان گفت ريشه بسياري از سوءتفاهمات، رنجشها و اختلافات وهمچنين منشأ بسياري مشاجرات، اختلافات و نزاعهاي خانوادگي، عدم وجود فهممتقابل در صحبتها است، چراكه يكي از طرفين گفتگو يا بدتر از همه دو طرفگفتگو حرف يكديگر را نميفهمند و برداشت درستي از پيامهاي ارسال شدهندارند.

درست صحبت كردن و بيان متناسب يكي از مهارتهاي اساسي ارتباطي در برقرارييك ارتباط موفق و موثر ميباشد. در بيان اهميت اين مهارت ضربالمثلهايفراواني در ادب فارسي وجود دارد. از آن جمله «تا مرد سخن نگفته باشد، عيبو هنرش نهفته باشد» يا «پسته بيمغز چو دهن باز كند رسوا شود.» و از همهمعروفتر ضربالمثل قديمي فارسي: «زبان سرخ، سر سبز ميدهد بر باد.»

به راستي آيا تاكنون به چگونگي و شيوه صحبت كردن با ديگران فكر كردهايد؟

در حقيقت همه ما توانايي صحبت كردن را داريم، اما گاه لازم است براي ايجادارتباط يا استمرار ارتباطات خود مهارتهاي صحبت كردن را هم از نظر كمي وهم از نظر كيفي ارتقا دهيم. برخي از افراد از صحبت كردن با ديگران طفرهميروند يا نميتوانند به راحتي سر صحبت را با ديگران باز كنند و روابطموثري با ديگران داشته باشند.

روشهاي سادهاي وجود دارد كه به شما كمك ميكند تا بهتر با ديگران ارتباطبرقرار كرده و مصاحبت و دوستي آنها را حفظ كنيد، مثلا اين كه به صحبتهايطرف مقابل علاقه نشان دهيد، نظر مخالف و انتقاد خود را طوري بيان كنيد كهطرف شما ناراحت نشود، به نشانههاي غيركلامي وي بيشتر توجه كنيد و مهمتراز همه اين كه سعي كنيد در صحبت كردن مودب باشيد.


چگونگي صحبت با افراد متفاوت

در مورد چگونگي صحبت كردن با افراد گوناگون و با ويژگيهاي متفاوت ابتدابايد در نظر داشته باشيم كه طرف صحبت ما جزو كداميك از گروههاي زيرميباشد و بعد با استفاده از رهنمودهاي ارائه شده بدانيم كه با هريك چگونهصحبت كنيم.


1 ـ تحليلگرها: معمولا تحليلگرهاتمايل به كمالگرايي دارند، به عبارت ديگر آنها دوست دارند همه چيز رادرباره يك موضوع بدانند. اطلاعات و تصميمات آنها معمولا دقيق و عاقلانهاست و شايد به همين دليل آنها در تصميمگيري كند هستند. در ضمن آنهااحساسات و عواطف خود را براي ديگران آشكار نميكنند.

بنابراين در هنگام صحبت با تحليلگرها ميبايستي:

ـ قبل از شروع صحبت دقيقا بدانيد كه ميخواهيد درباره چه و چگونه صحبت كنيد.

ـ صريح باشيد و فقط درباره اصل موضوع صحبت كنيد چرا كه آنها از وقت تلف كردن بيزارند.

ـ هنگام صحبت با آنها دقيق و واقعبين باشيد و به آنها فرصت بدهيد تا بدانند كه شما قابل اعتماد هستيد.

ـ با آنها خودماني رفتار نكنيد، سعي كنيد رسمي باشيد و با صداي بلند نيز حرف نزنيد.

ـ آنها را تهديد نكنيد و سعي نكنيد با چربزباني از آنها سوءاستفاده كنيد.


2ـ صميميها: افراد صميمي به مردم ودوستي با آنها خيلي اهميت ميدهند. احساسات افراد را درنظر ميگيرند و سعيميكنند هرطور شده ديگران را ناراحت نكنند. در هنگام صحبت با اين دسته ازافراد سعي كنيد:

ـ گفتگوي خود را با تعريف از آنان شروع كنيد به آنان صادقانه علاقه نشان دهيد و فورا سر اصل مطلب نرويد.

ـ با آنان زياد درباره آمار و اطلاعات صحبت نكنيد چرا كه خيلي زود از شنيدن اين مسائل خسته ميشوند و بحث را قطع ميكنند.

ـ اگر با آنها مخالف هستيد، مواظب باشيد احساساتشان را جريحهدار نكنيد.

ـ در حين صحبت با آنها خودماني و غيررسمي باشيد.


3ـ بيانگرها: اين افراد دوست دارنداوقات خوشي داشته باشند، پرحرارت و مبتكر هستند و به سختي ميتوانندافرادي را كه مثل خود آنها نيستند، تحمل كنند. در هنگام گفتگو و تبادل نظربا بيانگرها به ياد داشته باشيد:

ـ به آنها اجازه بدهيد كه از زمان گفتگو لذت ببرند و بخشي از زمان گفتگو را به مسائل دوستانه و آشنايي اختصاص دهيد.

ـ در مورد اهداف آنها و آنچه خوشحالشان ميكند، صحبت كنيد.

ـ در حين صحبت با آنان سرد و بياحساس نباشيد و براي آنان قانون وضع نكنيد.

ـ از آنها بخواهيد نظريات و عقايد خود را بيان كنند.


4ـ سلطهجوها: سلطهجوها افرادي قوي،قاطع و نتيجهگرا هستند كه گاهي اوقات نسبت به خودشان و ديگران جدي وسختگير ميباشند. اين افراد معمولا احساسات خود را براي ديگران آشكارنميكنند و از كساني كه وقت خود را با صحبتهايي بيفايده تلف ميكنند نيزاصلا خوششان نميآيد. در هنگام صحبت كردن با اين افراد نكات زير را در نظرداشته باشيد:

ـ فقط به اصل موضوع توجه كنيد و درباره موضوعات متفرقه صحبت نكنيد.

ـ به طور واضح و منطقي با آنان صحبت كنيد.

ـ هنگام صحبت با آنها بينظم و بيبرنامه نباشيد.

ـ سعي نكنيد به آنها دستور دهيد، چون مخالفت خواهند كرد.

ـ بعد از صحبت درباره موضوع اصلي، فورا آنها را تنها بگذاريد.

در ذيل به پارهاي از نكاتي كه به كارگيري آنها در صحبت كردن بسيار مهمميباشد، پرداخته ميشود: به آهستگي و با ملايمت صحبت كنيد. به طوري كهشنونده به تمامي گفتههايتان گوش دهد و معناي صحبتهايتان را نيز متوجهشود. اكثر افراد خيلي تند و سريع صحبت ميكنند و فقط در فكر اين هستند كههم نظر و عقيده خود را مطرح كنند و هم نظر مخاطب را جلب كنند، غافل از اينكه بااين كار مخاطب نميتواند جملههايش را دنبال كند و نهايتا از صحبتكردن با وي خسته ميشود. ملايم كردن صدا در بيان احساسات، هيجانات و حتيترس نيز موثر واقع ميشود و اگر هميشه با نرمي و ملايمت صحبت كنيد، بهترميتوانيد ديگران را متقاعد سازيد و مخاطب نيز افكارش را بر گفتار شمامتمركز ميكند.هرگز آن طور كه خودتان ميپسنديد صحبت نكنيد، زيرا ممكن استمايل باشيد با صداي بلند صحبت كنيد، اما شنونده از صداي بلند شما بيزارباشد. بنابراين بايد بدانيد كه در چه محيطي با مخاطب صحبت ميكنيد و محيطيكه در آن به سر ميبريد ساكت است يا شلوغ، با توجه به اين مساله تن صدايخود را تنظيم كنيد.همچنين هيچگاه به صورت يكنواخت و پي در پي صحبت نكنيدزيرا تن صداي شما در اين حالت براي شنونده كسلكننده ميشود. سعي كنيد باخنده، لبخند، حالت تعجب، شوخي و... به آنچه كه بر زبان ميآوريد شكل دهيد.

نحوه صحبت كردن شما بيانگر ميزان احساساتتان از آنچه ميگوييد ميباشد بهاين معنا كه وقتي شروع به صحبت ميكنيد، هرجملهاي كه در صحبتهايتان بهكار ميبريد، نشاندهنده احساسات شما از مساله مورد نظر ميباشد و ديگرانبا شنيدن صحبتها و عقايد شما نسبت به آن مساله، به احساسات درونيتان پيميبرند. پس سعي كنيد هميشه از كلماتي استفاده كنيد كه ميدانيد در نگرش وروحيه طرف مقابل اثر مثبت ميگذارد و او را متقاعد ميسازد.تعيين حد وحدود شخصي بسيار ضروري است. برخي از افراد در حين اين كه روابط خوبي باديگران دارند و با آنان گرم و صميمي هستند، اما اجازه نميدهند كه آنان درزندگي خصوصيشان مداخله كنند. با توجه به اين مساله، سعي كنيد هنگامگفتگو با ديگران، از مسائل خصوصي آنها كه ارتباطي به شما ندارد، صحبتنكنيد. اگر گوينده و شنونده، هر دو به اين قانون ساده احترام بگذارند و درصحبت كردن حد و حدود خود را بشناسند هميشه از بودن در كنار هم و همصحبتيبا يكديگر لذت خواهند برد.

توجه به اين نكته نيز ضروري است كه برقراري ارتباط با ديگران منحصر بهارتباط كلامي نميشود و افراد در گفتگو با ديگران دانسته يا ندانستهپيامهايي را نيز به صورت غيركلامي به مخاطب ارسال ميكنند. عواملي چونلهجه، طنين صدا، تاكيد و تكيهكلامها و عوامل غيركلامي چون «چشمها»،«حالت چهره»، «وضعيت قرار گرفتن بدن»، «حركات و اشارات»، «تماس جسمي» و«طرز لباس پوشيدن و آرايش سر و صورت» در درك و فهم مخاطب از پيامهاي مابسيار موثر هستند ولي متاسفانه بسياري از افراد در صحبتهايشان، به اينمسائل بيتوجه هستند و تصور ميكنند كه درك و فهم طرف مقابل تنها از طريقپيامهاي كلامي حاصل ميشود.توجه داشته باشيد هنگام صحبت كردن استفاده ازبرخي كلمات براي افرادي كه سطح درك پايين يا متوسطي دارند، صحيح نيست.تصور نكنيد با استفاده از اينگونه كلمات ميتوانيد هوش و استعداد خود رانشان دهيد. استفاده از كلمات تزئيني و مبهم مختص افراد پرگوست، افرادي كهزياد صحبت ميكنند، زياد مثال ميآورند و از كلمات ثقيل و سنگين استفادهميكنند، بتدريج، زمان و مكان صحبت را از دست ميدهند، مخاطب را خسته وخود نيز اصل مطلب را فراموش ميكنند. پس سعي كنيد تا جايي كه ميتوانيد ازجملات كوتاه، مختصر و مفيد استفاده كنيد تا هم ارزش صحبتتان را بالاببريد و هم رابطه خود را با ديگران گسترش دهيد.

كلام آخر
هيچ يك از ما با مهارتهاي برقراري ارتباط از مادر متولد نشدهايم،بر خلاف تصور اكثر افراد، مهارتهاي ارتباطي، كاملا آموختني است و آگاهياز اين مهارتها به ما كمك ميكند تا در برخورد با اشخاص مختلف اعم ازپدر، مادر، همسر، فرزند، دوست يا همكار موفقتر ظاهر شويد.

معصومه اسدي