در این داستان هایی که خواننده را با خود همراه میکند، در حین این که خواننده را به اوج لذت جنسی می رساند در یک پرانتزیاقدام به فحش دادن به حاکمیت دینی می کند که: اگر آخوندها نبودند راحتبودیم و ... یعنی ترویج غير مستقيم" سکولاریسم".
سایت گرداب که از آنبعنوان سامانه اطلاع رسانی مرکز بررسی های جرایم سازمان یافته نام برده میشود، در روزهای آخرین سال 1387 در دسترس کاربران قرار گرفت.

سایتیکه شان نزولش برخورد با سایت های مستهجن فارسی زبان بود که به شیوه ایکاملا سازمان یافته مدت ها مشغول فعالیت بوده و ایرانیان بسیاری را درمنجلاب فساد و تباهی کشانده بود منجلابی که آثاری بس خطرناک در جامعهداشته و تهدیدی بسیاری جدی برای پاکدامنی و عفت خانواده ها داشته و بنیانخانواده های ایرانی را نشان گرفته بود.

این اقدام این مرکز باانهدام بیش از 90 سایت مستهجن فارسی زبان که ده ها نفر نیز در این راستادستگیر شده، مورد بازجویی قرار گرفته و پرونده قضایی آن ها در دستگاهقضایی در حال رسیدگی است.

وجود مرکز بررسی های فقط محدود به برخوردبا سایت ها مستهجن نبود بلکه اقدامات این مرکز تاثیر گذار کشور به حوزههای سیاسی و امنیتی، حوادث پس انتخابات، جنگ نرم، اقدامات منافقین و ...نیز تصری پیدا کرد.

نقش بی بدیل این مرکز در برخورد با سایت هایمستهجن، شناسایی اغشتشاگران پس از انتخابات و ... کاملا محسوس بود چرا کهبازخودرها و اثرات ان را در جامعه کاملا نمایان شد و عصبانیت گروه ها وکشورهای مخالف ایران و درماندگی آنان از این مرکز مستندی بر این واقعیتاست.

این اهم باعث شد تا خبرنگار بولتن به سراغ این مرکز رفته و مسئول سایت گرداب مصاحبه ای مفصل انجام دهد.

ویدر این مصاحبه به طور مفصل از اقدامات این مرکز، اهداف این مرکز، نتاییج ودستاوردها و زوایای مختلف و پنهان مانده نبرد سایبری ایران خبر داد.

ویکه تسلطی کامل بر حوزه جنگ نرم داشت از ریز جزئیات افدامات این مرکز،چرایی ایجاد، چرایی حضور، ماموریت ها، نتایج اقدامات و برنامه های آیندهمرکز بررسی های جرایم سازمان یافته سایبری گفت.

به گزارش خبرنگار بولتن، بخش اول گفتگوی مفصل بولتن با مسئول سایت گرداب به شرح ذیل است.

بدیهی است که طی روزهای آینده بخش های دیگر این مصاحبه جذاب و خواندنی منتشر خواهد شد.

-چه شد که مرکز بررسی جرایم سازمان یافته سایبری پدید آمد و چه نیازهایی احساس شد که چنین مرکزی را تأسیس کنند؟

*اجازهدهید در ابتدای مصاحبه به ذکر مقدمه ای در مورد اینترنت بپردازم که بهنظرم لازم است ذکر شود. اینترنت تقریبا چهار دهه سابقه دارد؛ یعنی ازهنگامی که به عنوان یک پروژه نظامی به نام "آرپانت" به منظور ارتباط گرفتنبین واحدهای نظامی در وزارت دفاع آمریکا آغاز شد، سپس در پی توسعهکاربردهای آن، وب 1 در اختیار کاربران قرار گرفت و در ادامه، وب 2 باویژگی های منحصر بفرد خود دنیا را در نوردید و ابعاد تازه ای از کاربردهایخود را به رخ کاربران کشید. البته هم اکنون کارشناسان و متخصصان توسعه وببه دنبال ایجاد "وب معنایی بوده" و در صورت ایجاد آن وب 2 منسوخ خواهد شد.

ویژگیهای منحصر بفرد مورد اشاره وب 2 موقعیت هایی را برای کاربران فراهم آوردکه برخی از آنها برای سایر جوامع استفاده کننده، گاهی فرصت و گاهی نیزتهدید آفرین شده است. از جمله تهدیدهای اینترنت، به وجود آمدن جرایمی درحوزه اینترنت بود که دغدغه های جدی و فراوانی را برای مسئولان و کاربراناینترنت ایجاد کرده است. تشکیلات عظیمی هم در خصوص مبارزه با این جرایم دردنیا و در کشورهای مختلف پدید آمده ولیکن معمولا در این حوزه مجرمان ازمبارزه کنندگان پیشتر بوده اند. امروزه آمریکا به عنوان صاحب اینتکنولوژی، خود از آسیب خوردگان جرایم رایانه ای می باشد.

دیگر آنکهدر اینترنت نیز به مثابه بروز جنگ بین دو کشور، گهگاه مشاهده می شود جنگیتمام عیار بین هکرهای دو کشور رقم می خورد؛ مثلا هکرهای چینی به آمریکاحمله می کنند و در روند فعالیت سرورهای آنها اخلال ایجاد می کنند، سپسآمریکایی ها نیز در مقابله با آنها، یا مقابله به مثل می کنند و یا این کهدر ازای چیزی (باج)، آتش بس اعلام می کنند.
مثلا در جریان کشتی آزادی،اگر خاطرتان باشد، وقتی اسرائیل کشتی را زد، هکرهای ترکیه حمله کرده وسایت شهرداری و چند سایت دیگر اسرائیل را از دسترس خارج کردند. البته، هماکنون این موضوع به عنوان یک توانمندی ملی برای همه کشورها به شمار می رودکه یک قدرت بازدارندگی هم پدید می آورد.
به هر روی، امروزه تهدیدات سایبری این گونه تعریف می شوند و باید آنها را جدی گرفت.
باتوجه به نکاتی که گفتم، این گونه بود که در فضای سایبر، اتفاقاتی روی دادکه به تدریج رنگ و بوی جرم نیز به خود گرفت؛ کلاهبرداری های اینترنتی، هکها و نفوذها، ربودن و انتشار اطلاعات شخصی، اخاذی بر پایه اطلاعات به دستآمده از رایانه های شخصی، جاسوسي اقتصادي و .... این گونه بود که روندپیشرفته تر شد و جرايم بزرگتری در فضای اینترنت شکل گرفت؛ برای نمونه خریدو فروش گسترده مواد مخدر در فضای اینترنت رواج پيدا كرده و در این زمینهمسنجرهای اختصاصی ساخته شده است؛ بنابراین کسانی که در این فضا کار میکنند، می دانند باید به کدام مسنجر رفته و کارهای خود را شکل دهند و جلوببرند.

ضمن این که هم اکنون میزان محرمانگی انتقال داده در فضایاینترنت در حال افزایش است. مسنجرهايي توليد مي شود كه معروف است به قدرترمزگذاري بسیار بالا در انتقال داده و به هیچ عنوان به صورت معمولي قابلشنود نیست، لكن شركت سازنده طي قراردادي با كشورهايي كه استفاده كننده آنمسنجر هستند قراردادي منغقد مي كند و طي آن كليه اطلاعات تبادل شده را دراختيار آن كشور قرار مي دهد.
به این ترتیب پدیده ای در اينترنت شکل گرفت به نام "سایبر تروریسم" که همین مسائلی که مطرح شد در این فضا بسیار جدی است.
دراین باره باید گفت، تروریسم یک بعد عملی دارد که ما در فضای جامعه خشونتآن را می بینیم و بعد دیگر آن، بعد پشتیبانی است که مثلا در خصوص انجمنپادشاهی كه مسئولیت افعال تروریستی در ایران را به عهده می گیرد وتروريستي بودن ماهيت اين گروه بر هيچ كس پوشيده نيست لكن "هاست" سایت اينگروه تروريستي برای آموزش های تروریستی، در درون کشور آمریکاست. مسئولیناین سایت کاملا شناخته شده است و مشخص است کدام شهر، كدام محله و حتي كدامپلاك زندگی می کنند و ... اما هاست آنها در آمریکا است؛ آمريكايي كه داعيهدار مبارزه با تروريسم در جهان است.
برای نمونه، اگر شما در این سایتبروید می توانید به راحتی آموزش تهیه انواع سموم را ببینید و آموزش تهیهانواع بمب. همچنین نقشه بسیاری از اماكن امنيتي با تشریح جزئیات در اینسایت ها هست.

اینها از یک مرحله جرم ساده گذشته و وارد حوزهامنیت ملی هر کشوری می شود؛ البته فرقی هم ندارد که آن کشور کجاست، بلکهمهم این است که امنیت ملی آن کشور را در همه حوزه ها مخدوش مي كند.

این است که می گویند در واقع فضای اینترنت یک آينه تمام نما از فضای واقعی جوامع است.
بههر حال اینترنت از ده، پانزده سال پیش که با دردسرهاي فراوان زيرساختي وفرهنگي وارد کشور شد، از همان آغاز با آسیب های خود وارد شد. البته بایدبه اين نكته اشاره كرد در هنگام ورود تكنولوژي به كشورهاي در حال توسعه يابرنامه ريزي شده و يا غير آن، فرهنگ استفاده از تكنولوژي وارد نمي شود؛ بهاين مقوله در جامعه شناسي، "تأخر فرهنگی" گفته می شود. یعنی در آغازتکنولوژی وارد شده و در دسترس مردم قرار می گیرد و پس از آن فرهنگ بهرهگیری از آن در دسترس قرار می گیرد. به همين خاطر دستيابي به حوزه هايتهديد براي استفاده كنندگان از تكنولوژي بيش از فرصت هاي آن فراهم است.برای نمونه، در خصوص اتومبیل، فرهنگ استفاده از آن با تأخير در اختياركاربران قرار مي گيرد و ملاحظه مي كنيد كه در آسيب هاي رانندگي ايران جزءكشورهاي برتر است.

باید گفت در فضای اینترنت همین وقايع در حال رویدادن است. هم اکنون می توان گفت همه جرم هایی که در فضای واقعی اتفاق میافتد، شما می توانید خودش یا نمونه ای از آن را در فضای سایبری ببینید.
پساز ورود اينترنت به كشور این آسیب ها و تهدیدها آرام آرام خود را نشاندادند تا مرحله ای که حدود چهار، پنج سال پیش، به صورت قارچ گونه رشدکردند و مرحله دوم این بودکه سازمان یافته شدند و محملی شدند برای هدایتگروه هایی که یا جاهلند و یا معاند و ضد انقلاب (ضد انقلاب از نوع سیاسینیست بلکه از نظر منافع امنیتی است؛ یعنی ضد منافع امنیت ملی هستند)؛ یعنییا نمی دانند که از آنها چه سوءاستفاده ای می شود و یا به هر روی در اینفضا، مأمور انجام کاری شده اند. همین فضاهایی که عرض کردم؛ مواد مخدر،اخاذی، کلاهبرداری و ... که در هيچ يك از اینها مفاهیم سیاسی، ایدئولوژیکو نظامی نیست، بلکه مفاهیم امنیتی و اجتماعی است.
در سه چهار سال گذشتهاین امر جدی شد و در برخی از عرصه ها، جدی تر. با توجه به این که ما پیشاز این نيز توصیه های بزرگان انقلاب را داشتیم نسبت به تهاجم فرهنگی. مابخشی از این آسيب را در عرصه فرهنگی داریم که به شدت در حال رشد کردن استو در حوزه داخلی، آسیب های بسیاری را روی کاربران اینترنت ایجاد می کند.

خوباين مطالب یعنی چه؟ یعنی ما اختصاصاً در حوزه مطالب و آسیب های غیراخلاقی،یکی از کشورهایی هستیم که مورد تهاجم جدی واقع شدیم. این که می گوییمتهاجم، نه به این معنا که آدم هایی که این کار را انجام دادند، الزاماخارجی بوده اند یا آمریکایی و ... اصلا این گونه نیست.
در ابتدای امرهم باید این توضیح را بدهم که ما هم در جریان فتنه و هم در جریاناتغیراخلاقی و هم در دو پروژه دیگری که یکی از آنها مرصاد است، یک موضوععمده داریم که بسیاری از این کسانی که در این پروژه ها فعالیت می کنند،ایرانی هستند و چه بسا شیعه باشند و چه بسا که مسلمان دو آتشه هم بودند؛یعنی آدم های پای کاری بودند. منتها روند هدایت این پروژه ها به گونه ایبوده است که یک مسلمان دو آتشه را به یک سکولار دو آتشه تبدیل می کند وگویی آدم ها در اینجا استحاله می شوند و مشکلات جدی اعتقادي برای آنان پیشمی آید.
حال موضوعی که می خواهم عرض کنم این است که اگر این فرد نام وملیت و تابعیتش ایرانی است، الزاما نباید گفت که این فرد خودی است و نمیتواند بر ضد مردم اتفاقی را رقم بزند. خیر، این می تواند در یک گفتمانتعریف شود.

پرسش این است که من این گفتمان را از کجا بایدبیاورم؟ وقتی در زیارت عاشورا جریان عاشورا و کربلا را توضیح می دهد، میگوید که من از هر کسی که در روز عاشورا با سيدالشهدا عليه السلام جنگيده وكسي كه به جنگ کمک کرده و کسی كه به جنگ رضایت داشته و كسي كه از جنگ تبرینجسته، همه را در گروه و گفتمان باطل قرار می دهم و با آنان یک گونهبرخورد دارم و کسانی هم که مقابل اینها هستند، گروه حقند؛ پس این که میگویم کسانی که در این فضا در حال انجام کار بودند، گروه مقابل ما هستند،منظور من این است که باید گفتمانی حل و فصل شود. منظور این است هر کسی دراین راه حرکت کرده و فریب خورده، باید گفتماني با او برخورد شود حالا ياسلبي يا ايجابي. حالا هر که می خواهد باشد؛ خواه خانم کلینتون باشدکه درحال هدایت فضای سیاسی است، می تواند آقای اوباما باشد یا سعيدي فریب خوردهباشد. هیچ فرقی ندارد. چرا که در فضای فتنه هم همين موضوع را داشتیم کههمین دوستان خودمان وارد فضایی شدند كه فریب خوردند و رخدادهایی را رقمزدند.

بنابراین ما به عنوان مركز بررسي دیدیم که دامنه آسیب ها درحال رشد کردن است، مخصوصاً در فضای جامعه و کارهای غیراخلاقی و مستهجن والبته با توجه به انذارهایی که در حوزه فرهنگی داده شده بود و این کهشبیخون فرهنگی و ناتوی فرهنگی را داشتیم، اینها در فضای سایبر به شدت درحال رشد بود، پس ضرورت داشت که یکسری تغییراتی در آن انجام شود.

موضوعقابل توجه پيشرفت سازمان یافته اين جريان بود و با توجه به رصدهایی کهانجام دادیم، مشخص شد که این جریان غیراخلاقی و ... در کشور با یک شبکه ایاز سایت ها که مشخص است از یک جا پشتیبانی می شوند؛ هم به لحاظ پشتیانیمالی و فنی و ... که به فضای اینترنت داشتند و هم به لحظ تأمین امنیتشان.چرا که فضای سایبر همه اینها را در کنار هم می خواهد. این در حالی است کهتهیه یک هاست و سرور امن در کشورهای آمریکایی یا اروپایی، هزینه های بسیارسنگینی دارد. اما با همه اینها شما می بینید که این سایت ها قارچ گونه وپشت سر هم ایجاد می شوند و با وجود بازديد كنندگان بالا بر اساس سياستهدايت گوگل به سايت هاي مسئله دار، شما به عنوان مدير سايت باید دقت کنیدکه چه پهناي باندي باید برای اینها قرار دهید که همه کاربران بتوانندکارهایشان را به راحتی انجام دهند مثلا دانلودها و... را انجام دهند.
بنابراینمی بینید که پشتیبانی سازمان یافته اي در همه حوزه ها در حال رخ دادن است؛جرایم سازمان یافته ای که روز به روز، شکل جدید و پیچیده ای به خود میگرفت که برای مقابله با آن، نیاز به مرکز قدرتمندی داشتیم.

درساختار سپاه، سازماني ایجاد شد به نام فرماندهی پدافند سايبري. اينفرماندهي چندین مرکز دارد و از جمله اين مراکز، "مرکز بررسی جرایم سازمانیافته" است که در سال 1386 با تكيه بر توان فني و اطلاعاتي كارشناسان سپاهپاسداران و ساير متخصصين و طبق اصل 150 قانون اساسي در راستاي نگهباني ازانقلاب و دستاوردهاي آن آغاز به كار نمود.

وظيفه اين مركز بر اساسرشد قارچ گونه جرایم سازمان یافته بین المللی و سوء استفاده از بستراینترنت و سایر سامانه های ارتباطی در جهت انجام اقدامات تروریستی، جاسوسیاینترنتی، پولشویی و تخریب نظام فرهنگی و اجتماعی جامعه و هتک حرمت وتوهین به مقدسات دینی و ارزشهای انقلابی، نظارت و بررسي جرایم سازمانيافته تروريستي، جاسوسي، اقتصادي و اجتماعي در فضاي مجازي تعيين شد كه باهمكاري و هماهنگي ساير حوزه هاي اطلاعاتي و قضايي به بررسي تهديدات و آسيبهاي شبكه جهاني اينترنت و ساير فناوري هاي نوين با هماهنگی قوه قضائیهبپردازد.

مراکز دیگری هم وجود دارد که پشتیبانی کننده ما در اینفضا است؛ اما وظيفه اصلي به عهده مرکز بررسي جرایم سازمان یافته است کهاین وظيفه اعم از رصد و مقابله است؛ یعنی هم باید جریان ها و انحراف هاینوظهور را بررسی کند و هم از سوی دیگر راه های مقابله (اعم از آفند وپدافند) و راه برخورد با اینها را پیدا کند تا راه برخورد مشخص گرديده ودیگر آن که چگونه این آسیب اجتماعی را برطرف کند که البته هم اکنون درارتباط با دیگر ارکان حکومتی، همچون شورای امنیت ملی، شورای عالی انقلابفرهنگي، قوه قضائیه، مجلس و ... مأموریت ها را پیش می بریم و به گونه ایهمه ارکان حکومتی در جریان کار ما هستند.

_درباره ساختار این مرکز بیشتر توضیح دهید. چه شد که این مرکز به سراغ سایت های مستهجن رفت و چرا گرداب؟
*در خصوص ساختار مركز همين مقداري كه توضيح دادم را از بنده بپذيريد و لكندر خصوص پروژه گرداب بايد بگويم پس از مدت ها بررسی جدی در فضای غیراخلاقیو مستهجن و شناسايي جريان هاي اصلي، در یک هماهنگی با مسئولان قضایی کشوردر تاریخ 28/12/87 شمار چشمگیری از سايت هاي غير اخلاقي ضد ديني در قالبشبكههاي سازمان يافتهاي از متعرضين به حريم خصوصي مردم و توليدكنندگانفيلمها و عكسهاي مستهجن ايراني منهدم شدند. شبكه هاي مذكور كه موردحمايت جرياناتي در خارج از كشور بودند، با هدف براندازي نرم، مبادرت بهتوليد محتواي ضداخلاقي و ضدديني در قالب متنهاي داستاني و عكسها وفيلمهاي حرمتشكنانه مينمودند. براساس مستندات به دست آمده و اقاريرصريح متهمان اين پرونده، اين شبكهها قصد داشتهاند تا از طريق توليد وتدوين فيلمهاي سوزاندن قرآن مجيد، متون و عكسها و فيلمهاي حاوي اهانتبه ساحت پيامبر اعظم صلی الله علیه و آله و ائمة اطهار عليهمالسلام وشخصيتهاي مذهبي و انقلابي، زمينه فروپاشي مقدسات و اخلاق عمومي را فراهمآورند. همچنين اينان با هدف قراردادن كيان مقدس خانواده و فرهنگ حيا وعفت ايراني، اقدام به ترويج افكار و عقايد ضداخلاقي نظير همجنسبازي،زناي با محارم و موارد ديگر كه قابليت طرح در افكار عمومي را ندارد،مينمودهاند. خريد و فروش كودكان به منظور بهرهبرداري جنسي از ديگراقدامات اين شبكههاي ضدانساني بوده است. بر اساس اسناد موجود، اين افراددر چارچوب طرحهايي از پيشبرنامهريزي شده و به منظور تحقق ناتوي فرهنگي،قصد از بين بردن اعتقادات و باورهاي مخاطبان و تحريك آنان براي ارتكاباعمال قبيح و نامشروع در مهمترين ركن نظام اجتماعي يعني خانواده راداشتند.

گردانندگان اين سايتهاي مستهجن و پورنوگرافي كه بعضاًدر خارج از كشور اقامت داشتهاند، از طريق نصب دوربينهايي در حريمهايخصوصي بعضي خانوادهها و يا برخي اماكن عمومي و يا از طريق ربودن يا اغفالدختران و زنان و تجاوز به عنف، مبادرت به ضبط تصاوير آنها و توزيع گستردهدر شبكه اينترنت مينمودند. به استناد اعترافات تعدادي از افراد دستگيرشده، به ازاي ارتكاب هر فقره از جرايم مذكور، حمايتهاي مالي قابل توجهياز سوي مديران اصلي اين شبكهها در خارج از كشور در اختيار عوامل آنها درداخل قرار ميگرفته است.

طي پروژه گرداب ضمن شناسايي كليه حاميانمالي، مديران و سرشبكههاي داخلي اين سايتها با الطاف خداوند متعال، اكثراين عوامل دستگير و تحويل مقامات قضايي شدند.
محتواي موجود در اينسايتها حدود چهل گیگابايت اطلاعات بود که این میزان، جزئیاتی دارد که خدمتشما عرض می کنم. از این چهل گیگابايت، بیست گیگابايت عکس است و بیستگیگابايت سایر محتویات. بیست گیگابايت عکس یعنی هشتصد هزار عکس. حالا اینمیزان عکس را دوستان در یک محاسبه ای که انجام داده اند، اگر روزی هشتساعت بخواهیم این عکس ها را نگاه کنیم، چیزی حدود پنج سال طول خواهد کشیدتا بتوان همه آنها را دید. از این میزان 80 درصد غیراخلاقی و ضددینی ومربوط به ايران است.

این عدد بسیار جدی است و اگر نخواهیم به ایندرصدها اشاره ای کنیم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. اما دو مطلب در اینجا هست.مطلب اول كه بسيار جدی است اين است که اینها فحشایی که معمولا در کشورهایاروپایی و غربی وجود دارد را طی برنامه هایی که در اظهارات و اعتراف هایاینها هست رواج دادند و محتوای مستهجن خارجی را در سایت های ایرانی بهنمايش گذاشتند برای جذب مخاطب. فاز بعدی کار آنان این شد که محتوای فارسیتولید کنند. فاز نخست، بارگذاری و ارائه مطالب خارجی و فاز دوم، بارگذاریو ارائه محتویات فارسی و ایرانی بود.
این بسیار جدی است؛ یعنی در حقیقت، بومي كردن فحشای وارداتی در اين گام رقم خورد.
درزمان فعاليت اين سايت ها، میزان همکاری ایرانیانی که دوست داشتند با اینشبکه ها همکاری کنند، از 4 درصد به 35 درصد رسید و خلاصه این که به گردابیبدل شد که متأسفانه درصدی از ایرانیان را درون خود بلعيد.
درصد عمده ایاز عکس هایی که در این سایت ها بود، عکس هایی بود از زنان و دختران ایرانیکه به عنوان عکس های لو رفته زنان و دختران ایرانی منتشر می شد. این هم ازهمان جرایم سایبری است که عرض کردم. بخش دیگری هم اختصاص دادند به عکسکسانی که به اختیار و اجازه خودشان اقدام به این کار کرده اند.
امامطلب دیگر، این است که از آن چهل گیگابايت، پانزده گیگابايت آن، کلیپ هاییبوده که در اینترنت منتشر شده است. این میزان يعني حدود ده هزار کلیپ که85 درصد آنها غیراخلاقی و غیردینی است.
بخش ديگر آن چهل گيگابايت، 3گیگابايت متن بوده است. پانزده هزار صفحه متن و هشتاد هزار داستانغیراخلاقی که درصد خیلی کمی از آنها تکراری است.

حجم این حمله،بسیار بزرگ است. آمارهايی كه دادم مربوط به دوره ف_ * ل*_ ت ر بودن اينسايت هاست. اين ميزان فعاليت را در اختيار هر فرد منصفي بگذاريد آياقضاوتي غير از سازمان يافته بودن و دشمنانه بودن اين حركت خواهد داشت؟ اينميزان توليد، توزيع، گستره سايت ها و گوناگوني آنها حقيقتا يك پشتيبانيگسترده اي نياز دارد. هر كسي كه دستي در فضاي اينترنت دارد متوجه است كهچه مي گويم.

برخي از اين سايت ها از پربازديد ترين سايت هاي موردتاييد عرف و شرع، بازديد بيشتري داشته اند. تعداد اعضاي ثبت نام شده درآنها حيرت آور است.

اينها سياه نمايي نيست؛ گفتن دردهايي است كهشايد كسي نداند و نبيند كه با چه حجمي براي اغفال و گمراهي جوانان پاك اينمرزوبوم هزينه مي كنند، فعاليت هاي گسترده ساماندهي مي كنند و در آخرممكن است به واسطه اعمال شيطاني خود برخي از جوانان ما را از دستمانبربايند. جواناني كه در اعترافات خود اذعان داشته اند تا قبل از آلوده شدنبه سياست هاي شيطاني اين سايت ها از ديدن تار مويي از نامحرم گريزان بودندو لكن پس از گرفتار شدن به چه كارهايي كه دست نزدند. وارد گردابي مي شوندكه همانا انتخاب عنوان پروژه به همين علت بود. اين جوانان پس از مدتيتبديل به گرگ هايي مي شوند كه به دنبال طعمه هاي جنسي خود مي گردند. ديگربراي آنها فرق نمي كند كه اين طعمه را در خانواده خود بيابند و يا در جايديگر و اين نقطه تهديد اصلي براي ركن خانواده در جامعه است. جوان شما وقتیوارد اين فضا می شود، هر روز بيشتر در این قهقرا فرو می رود.