در بسياري از جوامع كنوني ، اعتياد به اشكالگوناگوني بروز كرده است . تاكنون اعتياد به مواد مخدر ، يكي از مشكلاتبزرگ بهداشتي بوده، ولي امروزه اعتياد به قمار ، مسائل جنسي و اينترنت نيزبه ليست مشكلات بهداشتي اضافه شده است .

بسياري از عوامل دست بهدست يكديگر داده و فرد را به سمت اعتياد سوق مي دهند . اگر علت اعتياد رافقر بدانيم ، معتادان متمول را ناديده گرفته ايم و اگر بيسوادي را مطرحكنيم ، قشر معتادان تحصيل كرده را ناديده گرفته ايم . پس نمي توان بهتنهايي يك عامل را علت ايجاد اعتياد دانست . به همين دليل امروزه اعتقادبر اين است كه اعتياد ، معلول مشكلات جسمي ، رواني و اجتماعي است .بنابراين به ياد بسپاريم :

« هيچ كس از اعتياد در امان نيست »
فشارهاي روحي و بيماريهاي رواني

ارتباطميان برخي بيماريهاي رواني و اعتياد مشخص شده است . به طور مثال فردي كهاز بيماري افسردگي شديد رنج مي برد يا شخصي كه رفتار ضد اجتماعي دارد ، درمعرض خطر اعتياد است .

عدم توجه به رفع فشارهاي عصبي – روحي ، منجربه انباشته شدن احساس اضطراب و نگراني دائمي در فرد مي شود . با بروز اينحالت ، زمينه استفاده از مواد اعتياد آور براي فرد به وجود مي آيد و اينيعني شروع اعتياد .

بنابراين با تشخيص به موقع فشارهاي روحي يابيماريهاي رواني و درمان آنها مي توان از احتمال آلودگي به مواد مخدر بهميزان قابل توجهي كاست .
عوامل فردي

اگر همهعوامل بوجود آورنده اعتياد مهيا باشد ، باز در نهايت اين خود فرد است كهبراي مصرف مواد تصميم مي گيرد. پس بايد توانايي هاي فردي را ارتقاء بخشيدتا شخص بتواند در مواقع خطر ، خود را از چنگال اعتياد دور سازد . در بينعوامل فردي حفاظت كننده ، مي توان از مهارتهاي زندگي ياد كرد . مهارتهايزندگي طيف وسيعي از تواناييها هستند كه مسلح شدن به هر يك از آنها شخص رادر مراحل مختلف زندگي ياري خواهد داد تا با قدرت بيشتري در برابر مشكلاتمقاومت كند. اين مهارتها عبارتند از : مهارت حل مشكل ، قدرت تصميم گيري ،توانايي « نه » گفتن ، هنر دوست يابي و ... كه اگر امروز اين مهارتها رابه فرزندان خود نياموزيم ، فردا در غياب ما ، در مقابل اصرار دوستان ،قدرت مقاومت نخواهند داشت .
سن بحراني :

چرابرخي از والدين از فرزندانشان در سنين كودكي با دقت بسيار پرستاري مي كنندولي در سنين پرخطر شانزده تا بيست و چهارسالگي آنها را در جامعه ، بي دفاعرها كرده و تصور مي كنند كه آنها رشد كافي يافته و از هرگونه خطري بهدورند ؟!

مشاغل سخت:

مشاغل نيازمند بهانرژي زياد ، همانند كارهاي شبانه ، نگهباني در زمان طولاني و رانندگي بينشهري ، بيش از ساير شغلها افراد را در معرض گرايش به مواد مخدر قرار ميدهند .

شخصيت :

بدنبال تربيت خانواده ،اين شخصيت كودك است كه آينده او را مي سازد . اگر ترسو ، خجالتي ، سرخوردهيا بدون اعتماد به نفس باشد ، احتمال گرايش او به اعتياد نيز بيشتر خواهدشد . كنجكاوي و كسب لذت دو عامل عمده شروع اعتياد در جوانان ايراني است .تحقيقات نشان داده است كه جوانها ، عموماً براي ارضاي حس كنجكاوي خود، لذتجويي ، تفريح و تفنن ، مصرف مواد اعتياد آور را تجربه مي كنند .
عوامل خانوادگي

خانوادهاي پر تنش :

آمارافراد معتاد در خانواده هاي پر تنش كه هميشه درگير بحث و دعوا مي باشند ،بيشتر از ساير خانواده هاست . اين خانواده ها بايد از ميزان تنش موجودبكاهند و آگاهي خود را درباره اعتياد بيشتر كنند و راههاي پيشگيريازاعتياد را نيز بشاسند .

خانواده هاي بدسرپرست ، بي سرپرست و تك سرپرست :

در اين خانواده ها به خاطر عدم وجود يكي از والدين و يا عدم صلاحيت آنان در تربيت فرزندان ، احتمال بروز اعتياد افزايش مي يابد .

ارتباط كمرنگ عاطفي :

وجودپيوندها و ارتباطات عميق خانوادگي در پيشگيري از اعتياد نقش بسزايي دارد وهر قدر اين روابط به سردي بگرايد ، خطر اعتياد در محيط خانواده نيز افزايشخواهد يافت .

مهارت والدين در تربيت فرزندان :

اگروالدين به مهارت هاي لازم در خصوص تربيت فرزندان خود تسلط نداشته باشند ،هر گونه ضعف در تربيت ، شكل گيري شخصيت آنان را دچار اختلال ساخته و ايناحتمال وجود دارد كه روزي به مواد اعتياد آور گرايش يابند . تربيت فرزندانبسيار وابسته ، سرخورده و ... هر كدام عواقب و خطرات بسياري را بدنبالدارد .

وجود فرد معتاد در خانواده :

حضورفرد معتاد در خانواده خطر بزرگي محسوب مي گردد كه تمام اعضاء آن را تهديدمي كند . وظيفه والدين اين خانواده ها بسيار سنگين تر از سايرين است .

سهل انگاري در توجه به زنگهاي خطر :

مصرف سيگار يك زنگ خطر بزرگ براي مصرف مواد مخدر است كه در صورت سهل انگاري و عدم برخورد قاطع ، زمينه اعتياد را فراهم مي سازد .

عدم گفتگو پيرامون اعتياد در خانواده:

برخيخانواده ها براي جلوگيري از تحريك حس كنجكاوي در فرزندان خود ، از مطرحنمودن مسائل و ارائه اطلاعات صحيح به آنها خودداري مي كنند . اگر شمااطلاعات صحيح را به فرزندان خود ندهيد ، ممكن است اطلاعات غلط را ازدوستان خود كسب كنند .

برخي والدين ، شنونده خوبي نيستند :

اينامر باعث مي شود تا فرزندان ، حرفهاي خود را به ديگران بزنند ، در نتيجهتوصيه هاي آنها را به راهنماييهاي والدين خود ترجيح دهند .

« اگر والدين الگوي صحيحي نباشند ، فرزندان رفتار صحيح را نخواهد آموخت »
عوامل اجتماعي

دردسترس بودن مواد :

اگر نزديك به مكانهاي تجمع معتادان يا محلهاي خريد و فروش مواد مخدر زندگي مي كنيد ، بايد بيشتر مراقب فرزندانتان باشيد .

فقر و بيكاري :

نداشتنتمكن مالي ، منجر به بالا رفتن فشارهاي روحي و رواني مي گردد ، در نتيجهخطر اعتياد را افزايش مي دهد . همچنين بيكاري نيز يكي از علل گرايش بهمواد مخدر مي باشد ، چون با نداشتن مشغوليت ذهني مفيد و سازنده ، شخصبيشتر به مواد مخدر تمايل مي يابد.

عدم اطلاع رساني جامع و كامل:

عدمآگاهي جوانان و والدين از عوارض جسمي ، روحي و اجتماعي اعتياد ، همچنيننااشنا بودن با راههاي پيشگيري، از عوامل افزايش دهنده آلودگي افراد بهمواد مخدر مي باشند. ما والدين وظيفه داريم تا خطرات مصرف مواد و راههايپيشگيري از اعتياد را بشناسيم و آنها را به جوانان خود بياموزيم .

باورهاي نادرست اجتماعي :

برخي از اقوام ، مصرف مواد مخدر را ناپسند نمي دانند ، در نتيجه گرايش به مصرف مواد در ميان آنها بيشتر است .

ضعف فرهنگ مشاوره :

همانطوركه قبلاً ذكر شد ، فشارهاي روحي و مشكلات حل نشده ، باعث بالا رفتن اضطرابو نگراني هاي شديد در فرد مي گردد . تا زماني كه شخص مشكل خود را حلننموده است ، ميزان اضطراب و تشويش دروني در او بالا مي رود . حال وقتيفرد خود نمي تواند مشكلش را حل نمايد ، بهتر است از افراد متخصص و متبحردر اين زمينه كمك گيرد. ولي متاسفانه هنوز مشاوره جايگاه واقعي خود را درزندگي فردي و اجتماعي ما پيدا ننموده است . درنتيجه مشكلات روحي – روانيكه در ابتدا به راحتي قابل درمان است ، به مرور تبديل به معضلات عظيمي ميگردند كه درمان آنها بسيار مشكل و پيچيده خواهد شد .

امكانات تفريحي ، فرهنگي ، هنري و ورزشي :

برايآنكه نوجوانان و جوانان را از مواد مخدر دور سازيم ، بايد به فكر برنامههاي جايگزين باشيم . اكثر جوانها به اقتضاي سن و سالشان ، كارهاي پرهيجانو خطرناك را دوست دارند . اگر والدين روحيه جوانان خود را درك نكنند وآنان را دائماً به ماندن در منزل وادار كنند ، احتمال گرايش به مواد مخدررا در آنها افزايش مي دهند .

با فراهم ساختن امكاننات تفريح برايفرزندان خود مي توان آنها را از گرايش به مصرف مواد مخدر دورساخت . برنامهريزي صحيح در خانواده كه منطبق بر نيازهاي معقول و منطقي جوانان باشد ، ازگرايش آنها به مواد مخدر جلوگيري خواهد نمود . بهره برداري بهينه ازسينماها ، فرهنگ سراها ، كتابخانه ها ، همچنين برگزاري مسابقات ورزشي،فرهنگي و هنري منطبق با نيازهاي جوانان ، بخش عظيمي از اوقات فراغت آنهارا به خود اختصاص خواهد داد ، كه بسيار موثر خواهد بود .

« تشويق نوجوانان به فعاليت هاي سالم و خلاق را نبايد از ياد برد »