هوشیاریدوم به شما اجازه می دهد داستانهايی که درون انرژی قرار دارد را ادراکنمايید. شما تارهايی از نور را در سراسر پوست سر نصب می نمايید که اطلاعاترا از چشم سوم به قشر بینائی باز پخش کرده؛ جايی که می تواند رمزگشايی شدهو در رنگی درخشان نمایش داده شود. این مسیرهای فوق هوشمندانه بینش معنوی وعاطفی را انتقال میدهند. چشم سوم واقعیت ها را ثبت می کند، در حالی که قلباحساسات را ثبت می نماید. بدین شیوه، دیدن شما با شفقت نرم شده و تعدیل مییابد. چشم سوم در شیوه ی خود احساساتی و جوشان است. زمانی که با یکدیگرهمکاری می کنند، هر دو به قویترین منابع دانش برای شفاگر بدل می شوند. قشربینائی قادر به تصورکردن هر چیزی است. بیش از آن، اطلاعات را رمز گشايیکرده و تصویرهای ذهنی سرشار از سمبل ها و معنا را رمز گشايی کرده و میخواند. به حالت دعا در آمده و به تمرین دقت دوم در حالی که چند نفس عمیقمی کشید بپردازید. اکنون با نوک انگشت های هر دو دست، مرکز قفسه سینه یخویش را در سطح قلب به نرمی ضربه بزنید. به خط یک گردنبند تخیلی از نور کهاز چاکرای قلب به پشت جمجمه ی شما به قشر بینايی میرود به نرمی ضربهبزنید. این حرکت را برای سه یا چهار بار با دقت و به آهستگی تکرار کنید.اکنون چاکرای ششم در مرکز پیشانی خود را به نرمی ضربه بزنید یک نوار تخیلیاز پیشانی خود به جمجمه در پشت سر بکشید. یک خط را درست در بالای هر گوشدنبال کنید. آن را چند بار تکرار کنید. اکنون یک بار دیگر به نرمی بر چشمسوم ضربه زده و نواری را تا بالای سر خود ضربه زده(با هر دو دست در ایننوار به ضربه ادامه دهید) تا به انتهای جمجمه برسید. تصور کنید که یک تاجنورانی را روی سر خویش می گذارید.
هنگامیکه این تاج و گردنبند را تجسم میکنید، مسیرهای فوق هوشمندانه را به قشربینائی مغز نصب می کنید. تجسم کنید که انرژی در این مسیرها حرکت می کند واین عمل آنها را فعال می نماید. من این مسیرها را به صورت تارهای لرزانتجسم میکنم و نیز یک نور طلايی که در آنها جاریست. ابتدا به آهستگی و سپسدر حالی که سرعت و شدت می یابد تا زمانی که تمام شبکه با نور تپش یابد. پیبرده ام که برخی از افراد به سرعت توانائی دیدن را رشد می دهند.مسیر هاینورانی آنان به سرعت اتصال یافته و بلافاصله آغاز به اتصال اطلاعاتمیکنند. برای سایرين می تواند ماه ها و یا سالها طول بکشد تا به اینتوانائی برسند. به هوشیاری دوم نمی توان از طریق تلاش رسید. زیرا تلاشکردن عملی اختیاریست و به جهان هوشیاری عادی (اول) ما تعلق دارد. مسیرهایفوق هوشمندانه را انرژی داده و بگذارید قشر بینائی مغز آنچه را که برای آنطراحی شده است که انجام دهد را انجام بدهد. شاید یک روز متوجه شوید کهمدتهاست می بینید. برای من ماه ها طول کشید تا مسیر های نورانی را که ازپیشانی و قلب من به پشت سر کشیده میشوند را انرژی دهم و به نتایج موثقبرسم. یک روز کشف کردم که حوزه رخشان انرژی را ماه هاست که می بینم اما ازادراک ان آگاه نبوده ام. یک حس عجیب آشنا بود. در ابتدا فقط قادر بودمحوزه انرژی رخشان و چاکرا ها را فقط با چشمان بسته ببینم. دستان خود را بهحالت دعا می نهادم و نفس عمیق می کشیدم و نهرهای انرژی را مشاهده میکردم.زمانی که انگشتها را از یکدیگر جدا میکردم. سپس می توانستم توجه خویشرا روی یک بیمار تمرکز داده و بدن نورانی او را ادراک نمایم. در ابتدابینائی عادی برایم مزاحم و مایه حواس پرتی بود، در زمان آموختم که باچشمان باز نیز به همان خوبی ببینم. دیدن حوزه انرژی رخشان اطراف گیاه وحیوانات را تمرین کنید. تارهای فروزانی که از سوی یک حیوان خانگی به صاحبشکشیده شده و یا از سوی گیاهان خانگی شما به طبیعت و حوزه انرژی رخشانخودتان کشیده شده است. درک این نکته که قادریم جهان روح و انرژی را ببینیمبزرگترین تائید نه تنها برای تائید توانايی شما بلکه برای واقعی بودن جهاننامرعی می باشد.
------برگرفته از كتاب سوتو------(ناياب)