گزارش كامل // گلوبال ريسرچ تصريح كرد:
آمريكا، ناتو و رژيم صهيونيستي تهديد واقعي بر عليه امنيت جهاني
خبرگزاريفارس: يك تحليلگر مسائل بيناللمل با انتقاد از نقش آمريكا و ناتو در جنگافروزي نوشت: كاملا مشخص است كه تهديد واقعي براي امنيت جهاني از اتحادايالات متحده با ناتو و اسرائيل سرچشمه ميگيرد.


بهگزارش فارس، پايگاه اينترنتي "گلوبال ريسرچ " (Global Research) درمقالهاي تحليلي به قلم "مايكل چسودوسكي " (Michel Chossudovsky) استاددانشگاه "اتاوا " كانادا و نويسنده كتاب "جهاني شدن فقر " معتقد است: آدميدر دو راهيهايِ خطرناكي قرار گرفته است. مقدمات جنگ براي حمله به ايراندر "وضعيت پيشرفته آمادگي " قرار دارد. سيستمهاي تسليحاتي پيشرفته ازجمله كلاهكهاي هستهاي به طور كامل مستقر شدهاند.
به نوشتهچسودوسكي، اين اتفاق نظامي از اواسط دهه 90 در دستور كار "پنتاگون " بودهاست. ابتدا عراق و سپس با توجه به سند محرمانه فرماندهي مركزي ايالاتمتحده در سال 1995، ايران نيز در دستور اين كار قرار گرفت.
وي بااشاره به اينكه تشديد تنشها بخشي از اين برنامه نظامي است ادامه ميدهد:در حاليكه ايران همراه با سوريه و لبنان هدفهاي بعدي به شمار ميروند،اين استقرار نظامي راهبردي نيز كره شمالي، چين و روسيه را تهديد ميكند.
ازسال 2005، ايالات متحده و متحدان او از جمله شركاي ناتو در آمريكا و نيزرژيم صهيونيستي، در استقرار گسترده و ذخيرهسازي سيستمهاي تسليحاتيپيشرفته دخيل شده و سيستمهاي هوايي- دفاعي ايالات متحده، كشورهاي عضوناتو و اسرائيل به طور كامل يكپارچه شدهاند.
استاد دانشگاه اتاواتاكيد ميكند كه اين يك تلاش هماهنگ از سوي پنتاگون، ناتو، نيروهاي دفاعياسرائيل(IDF) همراه با دخالت ارتش فعال چندين كشور غير ناتو از جملهكشورهاي عربيِ خط مقدمِ اعضاي گفتگوي مديترانهاي ناتو و طرح همكارياستانبول (شامل 10 كشور عرب به اضافه رژيم صهيونيستي است.)، عربستانسعودي، ژاپن، كره جنوبي، هند، اندونزي، سنگاپور، استراليا است.
ويسپس نقش مصر، كشورهاي حوزه خليجفارس و عربستان سعودي را در اين زمينهمورد توجه قرار داده و مينويسد: اين كشورها در "اتحاد نظامي گسترده "ارتباط خاصي با هم دارند. مصر عبور و مرور كشتيهاي جنگي و نفتكشها را ازطريق كانال سوئز كنترل ميكند. عربستان سعودي و كشورهاي حوزه خليجفارس،سواحل جنوب غربي خليجفارس، تنگه هرمز و خليج عمان را اشغال كردهاند. دراوايل ژوئن، مصر به طور مكرر اجازه رفت و آمد را به يك كشتي اسرائيلي و 11كشتي آمريكايي داده بود تا از طريق كانال سوئز رفت و آمد كنند... يك پيامآشكار به ايران...
در 12 ژوئن، رسانههاي مطبوعاتي منطقهاي اينگونه گزارش دادند كه عربستان سعودي حق پرواز در حريم هوايي كشورش را به اسرائيل داد...
نويسندهكتاب پرفروش جهاني شدن فقر با انتقاد از راهانداختن جنگ به بهانه مبارزهبا تروريسم افزود: پيش از دكترين نظامي در 11/9، اين استقرار گستردهتسليحات نظامي را به عنوان بخشي از به اصطلاح "جنگ جهاني عليه تروريسم "،با هدف قرار دادن سازمانهاي تروريست غير دولتي از جمله القاعده و با آنچهكه "حمايت دولت از تروريسم " مينامد ( شامل ايران، سوريه، لبنان، سودان)معرفي كرد.
وي در ادامه مقاله خود ميپرسد: آيا راهاندازيپايگاههاي نظامي جديد ايالات متحده، ذخيرهسازي سيستمهاي تسليحاتيپيشرفته از جمله تسليحات هستهاي تاكتيكي و غيره به عنوان بخشي از دكتريننظامي- دفاعي انحصاري و تحت پوشش "جنگ جهاني عليه تروريسم " به اجرادرآمده بود؟

• جنگ و بحران اقتصادي

اين فعال ضد صهيونيستبا تاكيد براينكه پيامدهاي حمله ايالات متحده - ناتو و اسرائيل به ايرانبسيار گسترده است، ميافزايد: جنگ و بحران اقتصادي ارتباط تنگاتنگي با همدارند. جنگ اقتصاد از سوي "وال استريت " (Wall Street) سرمايهگذاريميشود، كه در واقع به عنوان طلبكار دولت ايالات متحده نيز تلقي ميگردد.توليدكنندگان تسليحات ايالات متحده طرف مقابل قراردادهاي خريد چند ميليارددلاري وزارت دفاع آمريكا براي سيستمهاي تسليحاتي پيشرفته هستند. درمقابل، "جنگ نفت " در خاورميانه و آسياي مركزي به طور مستقيم در خدمتمنافع غولهاي نفتي انگليس-آمريكا است.

• رسانههاي محدود كننده

نويسندهدر اين فراز از مقاله خود به انتقاد از نقش رسانهها پرداخته و مينويسد:همانطور كه افكار عمومي، از طريق جار و جنجال رسانهها به طور ضمني حامي،بيتفاوت يا نادان [نسبت به جنگ] هستند، بنابراين تأثيرات احتمالي بهعنوان عمليات تنبيهي موقت عليه تأسيسات هستهاي ايران به جاي يك جنگ سختمورد تأييد قرار ميگيرند.
مقدمات جنگ شامل استقرار تسليحات توليدشده ايالات متحده و رژيم صهيونيستي است. از طرفي، پيامدهاي ويرانگر جنگهستهاي در اين زمينه بياهميت است و از طرفي به سادگي قابل ذكر نيست.
استاددانشگاه اتاوا افزود: طبق اظهارات رسانهها و دولتها، "بحران حقيقي "بشريت را تهديد ميكند و اين جنگ نيست بلكه گرم شدن كره زمين است.رسانهها بايد بحران را در جايي ايجاد كنند كه در آنجا بحراني وجود ندارد:يك ترس جهاني - ترس از شيوع جهاني H1N1 " " (آنفولانزاي خوكي) است - امابه نظر نميرسد كه كسي از جنگ هستهاي مورد حمايت ايالات متحده بترسد.
بهاعتقاد چسودوسكي جنگ عليه ايران به عنوان يك مسئله در ميان ديگران بهافكار عمومي القا شده است. همانطور كه به عنوان گرم شدن كره زمين تلقينميگردد به عنوان يك تهديد براي كره زمين نيز به شمار نميرود و در صدراخبار قرار ندارد. واقعيت اين است كه حمله به ايران ميتواند منجر بهتشديد تنشها گردد ولي گويا برخي معتقدند به طور بالقوه آغاز يك "جنگجهاني " موضوع نگران كنندهاي نيست.

• استفاده سيا و پنتاگون از توليدات هاليوود

مايكلچسودوسكي به نقش هاليوود نيز در اين امر اشاره ميكند: ماشين كشتار جهانينيز از فرقه تثبيت شده كشتار و نابودي كه در فيلمهاي هاليوود نيز نفوذكرده، حمايت ميكند. اين فرقه كشتار از جانب سيا و پنتاگون كه از توليداتهاليوود نيز به عنوان ابزار تبليغات براي جنگ حمايت ميكنند، تأييدميشود.
"باب بائر "، (Bob Baer)مأمور سابق سيا در اين رابطه گفت:"نوعي همزيستي ميان سيا و هاليوود وجود دارد " و اين مسئله را نيز افشاكرد كه "جرج تنت "، مدير سابق سيا در حال حاضر "در خارج از هاليوود ودرحال سخنراني در استوديو است. "
اين مقاله در ادامه به بيان نقش وويژگي اين ماشين كشتار پرداخته و مينويسد: ماشين كشتار در يك سطح جهاني ودر چارچوب ساختار فرماندهي مبارزه واحد، استقرار پيدا كرده است. اين ماشينبه صورت منظم از نهادهاي دولتي، شركت رسانهها و مأمورين عالي رتبه وروشنفكران نظم نوين جهان در گروه متفكران واشنگتن و مؤسسات پژوهشي مطالعاتراهبردي، به عنوان يك ابزار بلامنازع استفاده ميكند.
استاد دانشگاهاتاوا معتقد است اين رسانهها و موسسات به تبليغ اين مفاهيم ميپردازند:فرهنگ كشتار و خشونت در آگاهي انسان القا شده است. جنگ به طور گسترده بهعنوان بخشي از روند اجتماعي پذيرفته شده است؛ ميهن نياز به "دفاع " ومحافظت دارد. "خشونت مشروع " و كشتار غير قانوني مستقيماً عليه"تروريستها " به عنوان ابزارهاي لازم امنيت ملي در دموكراسيهاي غربيمورد حمايت قرار ميگيرد.

• طراحان جنگ پاداش دريافت ميكنند

نويسندهمقاله در ادامه ميافزايد: "جنگ بشردوستانه " از جانب جامعه به اصطلاحبينالمللي حمايت شده و به عنوان يك عمل جنايي محكوم نميگردد. طراحاناصلي آن نيز به دليل كمكهايي به صلح جهاني پاداش دريافت كردند. مسئلهواضح و مشخص مشروعيت آشكار جنگ، به دليل تصور غيرواقعي از امنيت جهانياست.
يك حمله هوايي "بازدارنده " عليه ايران منجر به تشديد تنشها خواهد شد.
در حال حاضر سه نمايش جنگي مجزا در آسياي مركزي خاورميانه وجود دارد: عراق، افغانستان- پاكستان، و فلسطين.
آياايران هدف يك حمله هوايي "بازدارنده " از سوي نيروهاي متحد و كل منطقه، ازمديترانه شرقي تا مرز غربي چين همراه با افغانستان و پاكستان خواهد بود،در اين صورت آتش جنگ شعلهور شده و ما به طور بالقوه به سمت سناريوي جنگجهاني سوم ميرويم. اين جنگ، همچنين به لبنان و سوريه نيز گسترش پيداميكند.
وي با اشاره به تهديدهاي صورت گرفته عليه ايران معتقد است:اگر آنها قصد حمله داشته باشند، طبق اظهارات رسمي ايالات متحده - ناتوبسيار بعيد به نظر ميرسد كه بمبگذاريها تنها به تأسيسات هستهاي ايرانمحدود شود. مسئلهاي كه احتمال وقوع بيشتري دارد، حمله هوايي سراسري به دوزيرساخت نظامي و غيرنظامي، سيستمهاي حمل و نقل، كارخانجات، ساختمانهايعمومي است.
اين نويسنده سپس به موقعيت استراتژيك ايران و خاورميانهاشاره كرده و مينويسد: طبق يك برآورد ايران با 10 درصد ذخاير نفت و گازجهان، پس از عربستان سعودي با 25 درصد و عراق 11 درصد ذخاير برآورد شده،حائز رتبه سوم است. در مقايسه، ايالات متحده كمتر از 2.8 درصد از ذخايرنفت جهاني را داراست. ذخاير نفتي ايالات متحده كمتر از 20 ميليارد بشكهبرآورد شده است. منطقه وسيعتري در خاورميانه و آسياي مركزي داراي ذخايرنفتي است كه بيش از سه برابر ذخاير آمريكا است، و نشاندهنده بيش از 60درصد ذخاير كلي جهان است.
مسئله مهم كشف اخير است با اين عنوان كهايران دومين و بزرگترين ذخيره شناخته شده گاز طبيعي در "سومار " و "هالگان" است كه اين مقدار در حدود 12.4 تريليون فوت مكعب تخمين زده شده است.
اينتحليلگر مسائل بيناللمل سپس تاكيد ميكند: هدف قرار دادن ايران تنها دراصلاح نظارت انگليس - آمريكا بر اقتصاد نفت و گاز ايران نيست، بلكه شاملمسيرهاي خط لوله ميشود، همچنين ايران در مورد حضور و تأثير چين و روسيهدر منطقه با چالش مواجه است.
حمله طراحي شده عليه ايران بخشي از نقشهراه نظامي جهاني هماهنگ است. همچنين، اين حمله بخشي از "جنگ طولاني "پنتاگون، منفعت جنگ سخت ولي بدون مرز، طرح سلطه جهاني متوالي عملياتهاينظامي به شمار ميرود.
مايكل چسودوسكي در همين زمينه ميافزايد:طراحان نظامي ايالات متحده – ناتو، سناريوهاي جدي از تشديد تنش نظامي راپيشبيني كردهاند. آنها همچنين به طور كامل از عواقب ژئوپليتيكي آگاهيدارند، به عبارتي ديگر جنگ ميتواند فراتر از منطقه آسياي مركزي خاورميانهنيز گسترش پيدا كند. تأثيرات اقتصادي بر بازارهاي نفت و غيره نيز تجزيه وتحليل شده است.
وي مينويسد: در حاليكه ايران، سوريه و لبنان اهدافاصلي به شمار ميروند، كره شمالي، ونزوئلا و كوبا هدف تهديدات ايالاتمتحده قرار دارند.
ساختار اتحادهاي نظامي در معرض خطر قرار دارد.استقرار نظامي ايالات متحده - ناتو- اسرائيل از جمله مانورها و تمريناتنظامي، مرزهاي مهم روسيه و چين و نيز يك رابطه مستقيم با جنگ پيشنهاديعليه ايران را هدايت ميكند.
اين تهديدات پنهاني، از جمله زمانبندي،اشارهاي آشكار به قدرتهاي سابق دوران جنگ سرد است كه به هر نحوينميتوانند در حمله سابق ايالات متحده عليه ايران تجاوز كنند.

هدفراهبردي ميانمدت، نشانه گرفتن و اعلام بيطرفي كردن متحدان ايراني ازطريق سياست زور و تهديد است. هدف نظامي بلندمدت بهطور مستقيم چين وروسيه را نشانه گرفته است.
اين استاد دانشگاه با اشاره به اينكهايران هدف اصلي آنها به شمار ميرود، تصريح ميكند كه استقرار نظامي بههيچوجه به خاورميانه و آسياي مركزي محدود نميشود بلكه به عنوان يك دستوركار نظامي جهاني تنظيم شده است.
وي در ادامه به تشريح اين برنامه ودستور كار ميپردازد: استقرار نيروهاي ائتلاف و سيستمهاي تسليحاتيپيشرفته از سوي ايالات متحده، ناتو و شريكان آنها بهطور همزمان در تماميمناطق بزرگ جهان رخ ميدهد.
اقدامات اخير ارتش ايالات متحده در سواحل كره شمالي شامل اجراي مانورهايي است كه بخشي از طرح جهاني به شمار ميرود.
مانورهاينظامي متحد ايالات متحده و ناتو ، تمرينات جنگي، استقرار تسليحات، و غيرهبهطور همزمان در نقاط مهم ژئوپليتيكي بزرگ انجام شده است.
اين فعالضد صهيونيست در همين زمينه اضافه ميكند: استقرار پدافند موشكي در لهستانو مركز هشدار دهنده اوليه در جمهوري چك، استقرار نيروي دريايي دربلغارستان، روماني و درياي سياه كه روسيه را تهديد ميكند. همچنين سربازانايالات متحده و ناتو در گرجستان نيز مستقر هستند.
اعزام نيروي دريايي نيرومند در خليجفارس از جمله زيردريايي اسرائيلي بر ضد ايران صورت ميگيرد.
بهطور همزمان، مديترانه شرقي، درياي سياه، كارائيب، آمريكاي مركزي و منطقه"آندين " در جنوب آمريكا مناطقي هستند كه از نظر نظامي در حال پيشرفتهستند. در آمريكاي لاتين و كارائيب، تهديدات عليه ونزوئلا و كوبا صورتميگيرد.

• "كمك نظامي " ايالات متحده

نويسنده كتابجهاني شدن فقر با اشاره به كمكهاي نظامي آمريكا مينويسد: در مقابل، نقلو انتقالات حجم زيادي از تسليحات تحت پوشش "كمك نظامي " ايالات متحده بهكشورهاي منتخب صورت ميپذيرد، از جمله اين كشورها معامله 5 ميليارد دلارياسلحه با هند است كه براي ايجاد تواناييهاي هند بر ضد چين صورت گرفتهاست. (به نقل از پايگاه خبري گلوبال تايمز در 13 ژوئن 2010 در مقالهايتحت عنوان "معامله تسليحات با حجم وسيع شامل چين ").
"فروش سلاحها، روابط ميان واشنگتن و دهلينو را افزايش خواهد داد و به طور عمد يا غير عمد، بر نقش چين در منطقه، اثرگذار است، "
ويهمچنين ميافزايد: ايالات متحده با تعدادي از كشورهاي جنوب آسياي شرقيتوافقنامههاي همكاري نظامي دارد از جمله اين كشورها ميتوان سنگاپور،ويتنام و اندونزي را نام برد كه شامل "كمك نظامي " و نيز شركت در مانورهاينظامي در حاشيه اقيانوس آرام به رهبري ايالات متحده ميباشد. اينتوافقنامهها حامي استقرار تسليحات عليه مردم جمهوري چين است كه به طورمشابه و مستقيم، با حمله طراحي شده عليه ايران در ارتباط است، ايالاتمتحده، كشورهاي حوزه خليج فارس (بحرين، كويت، قطر و امارات متحده عربي) رابا موشكهاي رهگير مستقر در زمين، موشك "پاتريوت 3 " با قابليت پيشرفته وپايانه دفاعي منطقهاي با ارتفاع زياد "تاد " (THAAD)و نيز موشك 3 رهگيراستاندارد مستقر در دريا كه در كشتيهاي "ايجس " (Aegis class) در خليجفارس طراحي شدهاند، مسلح كرده است.

• آمريكا در 63 كشور پايگاه نظامي دارد

نويسندهمقاله مدعي است: مسئله مهم در رابطه با انتقال تسليحات ايالات متحده بهكشورها و متحدان شريك خود زمان واقعي براي ارسال يا استقرار نيز به شمارميرود. آغاز حمايت اين كشور از عمليات نظامي كه به طور معمول يك بار درسيستمهاي تسليحاتي رخ ميدهد، بجا و مناسب است، و اعضاء را همراه بااجراي آموزش مؤثر مستقر كرده است. (مانند هند)
موضوعي كه در حال حاضربا آن مواجه هستيم طرح نظامي جهاني است كه از جانب پنتاگون كنترل ميشود،و شامل تركيبي از نيروهاي مسلح بيش از 40 كشور دنيا است. اين استقرارنظامي چند مليتي جهاني تا حد زيادي نشان از سيستمهاي تسليحاتي پيشرفته درتاريخ جهان دارد.
چسودوسكي با بيان اين مطلب كه آمريكاييها معتقدند"سطح كره زمين از ميدان جنگي گستردهايي تشكيل شده است. " مينويسد: درمقابل، ايالات متحده و متحدانش پايگاههاي نظامي جديدي را در نقاط مختلفجهان تأسيس كردهاند. ساختار فرماندهي واحد كه به فرماندهي مبارزجغرافيايي تقسيم شده است، به راهبرد نظامي كردن در سطح جهاني اطلاقميشود. "ارتش ايالات متحده در 63 كشور پايگاه دارد. نشان جديد پايگاههاينظامي از 11 سپتامبر 2001 در 7 كشور ايجاد شده است. به طور كلي، 255065نيروي نظامي اين كشور به سراسر جهان اعزام شدهاند.

• سناريوي جنگ جهاني سوم

استاددانشگاه اوتاواي كانادا در تشريح سياست جنگطلبانه آمريكا و ناتو خاطرنشان ميكند: مسئوليت فرماندهي مناطق جهان، طرح نظامي جهاني پنتاگون راكه براي آنها يكي از علامتهاي فتوحات جهاني است، تعيين ميكند. ايناستقرار نظامي به طور همزمان در چندين منطقه تحت فرماندهاني منطقهايايالات متحده رخ ميدهد كه شامل ذخيرهسازي سيستمهاي تسليحاتي ساخت اينكشور توسط نيروها و كشورهاي شريك با آن است، با توجه به اين كه برخي ازآنان از جمله ويتنام و ژاپن دشمنان سابق ايالات متحده هستند.
شرايطحاضر با افزايش نيروي نظامي جهاني تعيين گرديده و از سوي يك ابرقدرت جهانيكه از متحدان متعدد خود براي برپايي جنگهاي منطقهاي استفاده ميكند،كنترل ميشود.
وي سپس به بررسي اوضاع جنگ جهاني دوم پرداخته ومينويسد: در مقابل، جنگ جهاني دوم يك رشته اتصالي از تهديدات جنگمنطقهاي به صورت مجزا بود. با توجه به فنآوري ارتباطات و سيستمهايتسليحاتي دهه 40، امكان وجود هيچگونه "زمان واقعيِ " راهبردي هماهنگ بااقدامات نظامي ميان مناطق جغرافيايي وسيع وجود نداشت.
جنگ جهاني بر اساس استقرار هماهنگ نيروي نظامي غالب و واحد است كه بر اقدامات متحدان و شركاي خود نظارت دارد.
چسودوسكيميافزايد: جنگ جهاني دوم به استثناي هيروشيما و ناكازاكي از طريق تسليحاتمتعارف صورت گرفت. طراحي جنگ جهاني بر نظامي كردن فضايي ديگر متكي بود.آيا پيش از اين جنگي عليه ايران صورت گرفته بود، در اين جنگ نه تنهاتسليحات هستهاي استفاده نخواهد شد بلكه از سيستمهاي تسليحاتي پيشرفتهجديد با وسعت زياد از جمله تسليحات الكترومتريك (electrometric) و روشهاياصلاح محيط زيست استفاده ميگردد.
در اوايل ماه ژوئن، شوراي امنيتسازمان ملل متحد دور چهارم تحريمهاي گسترده عليه جمهوري اسلامي ايران رابه تصويب رسانيد، اين تحريمها شامل تسليحات گسترده و همچنين "نظارتهايمالي شديدتر " بود. متأسفانه اين قطعنامه در روزهايي به تصويب رسيد كهشوراي امنيت سازمان ملل امتناع آشكار خود را نسبت به محكوميت رژيمصهيونيستي مبني بر حمله اين رژيم به ناوگان آزادي به غزه در آبهايبينالمللي اعلام كرد.
وي با اشاره به موافقت چين و روسيه با اعمالاين تحريمها مينويسد: چين و روسيه تحت فشار ايالات متحده و به حمايت ازرژيم صهيونيستي -هر چند كه به ضررشان بود- از تحريمهاي سازمان ملل نيزحمايت كردند. تصميم آنها در سازمان ملل اينگونه بود كه براي تضعيف اتحادنظامي خود، و سازمان همكاريهاي شانگهاي كه ايران در آن به عنوان ناظرشركت دارد، با هم همكاري كنند. قطعنامه شوراي امنيت، همكاري نظامي دوجانبهمربوط به چين و روسيه و توافقنامههاي تجاري با ايران را به اثباترسانيد.

• تفتيش عقايد آمريكا: ايجاد اجماع سياسي براي جنگ

بهنوشته اين استاد دانشگاه رسانههاي غربي به اتفاق، ايران را از ديدگاهبرنامه تسليحات هستهاي مورد ادعاي خود (كه موجود نيست) به عنوان يك تهديدبراي امنيت جهاني معرفي كردند. با توجه به بازتاب اظهارات رسمي، اينرسانهها در حال حاضر خواستار اجراي بمبگذاري تنبيهي عليه ايران هستند تاامنيت اسرائيل حفظ شود.
رسانههاي غربي به منظور برپايي جنگ توجهعموم را به خود جلب كرده است. هدف اين است كه به طور تاكتيكي، از طريقگزارشهاي تكراري، و در حد انزجار در آگاهي دروني مردم آهسته آهسته واردشوند، به عبارت ديگر تهديد ايران واقعي است و جمهوري اسلامي بايد از دور"خارج شود ".
اجماع، روندي را جهت برپايي جنگ ايجاد ميكند كه شبيهبه تفتيش عقايد اسپانيايي است. اين اجماع نياز به تسليم البته به اينمفهوم دارد كه جنگ يك تلاش "بشردوستانه " است.

• جنگآوران صلح طلب و قربانيان جنايتكار

ويسپس با انتقاد از آمريكا و ناتو و تبليغاتي كه توسط رسانهها در طرفدارياز جنگ صورت مي گيرد، ميافزايد: كاملا مشخص است كه تهديد واقعي برايامنيت جهاني از اتحاد ايالات متحده – ناتو - اسرائيل سرچشمه ميگيرد، اماواقعيتها در محيط بازجويي به طور عكس عمل ميكند جنگآوران نسبت به صلحمتعهد هستند، قربانيان جنگ به عنوان جنايتكار جنگي معرفي ميشوند. درحاليكه در سال 2006، تقريبا دو سوم آمريكاييها با اقدام نظامي عليهايران مخالف بودند، اما نظرسنجيهاي اخير رويتر- زاگبي در فوريه 2010 اينگونه است كه 56 در صد آمريكاييها از اين اقدام ايالات متحده - ناتو عليهايران حمايت ميكنند.
بنابراين ايجاد اجماع سياسي كه براساس دروغي آشكار استوار است نميتواند تنها بر موضع رسمي آنهايي تكيه كند كه خود منبع دروغ هستند.
نويسندهكتاب جهاني شدن فقر با انتقاد از جنبش ضد جنگ و افكار عمومي آمريكا مدعياست: جنبش ضد جنگ در ايالات متحده كه در يك بخش نفوذ كرده و با هم همكاريكردهاند، با توجه به ايران موضع ضعيفي را ايجاد كرده است. جنبش ضد جنگمجزا است. به طور مؤثر به جاي جنگهاي مخالفي كه در حال آمادهسازي است وجنگهايي كه در حال حاضر در دستور كار پنتاگون قرار دارد، تأكيد برجنگهايي است كه پيش از اين رخ داده بود. (مثل افغانستان و عراق). از زمانتحليف دولت اوباما، جنبش ضد جنگ برخي از انگيزههاي خود را از دست دادهاست.
علاوه بر اين، افرادي كه به طور جدي با جنگهاي افغانستان وعراق مخالف بودند، الزاما با اقدام "بمبگذاري تنبيهي " عليه ايران و نيزدستهبندي اين بمبگذاريها به عنوان قانون جنگ كه ميتواند به طور بالقوهمقدمهاي براي جنگ جهاني سوم باشد، مخالف نيستند.
وي همچنين معتقداست كه ميزان اعتراض ضد جنگ در رابطه با ايران در مقايسه با تظاهرات انبوهمردم كه قبل از بمبگذاري و حمله به عراق در سال 2003 رخ داد، به اندازهحداقل است.

• برنامههاي نظامي آمريكا فقر را در جهان گسترش داده است

ويدر ادامه مينويسد: ما از مردم سراسر كره زمين، در آمريكا، اروپاي غربي،اسرائيل، تركيه و سراسر جهان ميخواهيم كه بر عليه اين طرح نظامي، عليهدولتهاي آنها كه حامي اين اقدام نظامي عليه ايران هستند، عليه رسانههاييكه در خدمت استتار پيامدهاي ويرانگر جنگ عليه ايران هستند، به پا خيزند.
اين برنامه نظامي از يك منفعت شديد سيستم اقتصادي جهاني مخرب كه بخشهاي زيادي از جمعيت جهان را فقير كرده است، حمايت ميكند.

• اين جنگ ديوانگي محض است

اينفعال ضد جنگ با تأكيد بر اينكه جنگ عليه ايران منجر به جنگ جهاني سومخواهد شد اضافه ميكند: "آلبرت انيشتين " به خطرات جنگ هستهاي و انقراضحيات در كره زمين پي برده بود، كه در حال حاضر نيز با آلودگي راديواكتيوناشي از تخليه اورانيوم آغاز شده است. او گفته بود: "من نميدانم در جنگجهاني سوم با چه سلاحهايي خواهيد جنگيد اما در جنگ جهاني چهارم از چوبهاو سنگها براي مبارزه استفاده خواهيد كرد. "
رسانهها، روشنفكران وسياستمداران به اتفاق، اين حقيقت را مبهم دانسته و ناگفته ميگذارند ، بهعبارتي ديگر اينكه جنگ با استفاده از كلاهكهاي هستهاي بشريت را نابودميكند و اين روند پيچيده تخريب تدريجي، در حال حاضر شروع شده است.

• جرم بودن صلحطلبي و ضديت با جنگ

چسودوسكيميافزايد: زماني كه دروغ به حقيقت مبدل گردد هيچ بازگشتي به عقب وجودندارد. زماني كه جنگ به عنوان يك تلاش بشردوستانه مورد حمايت قرار گيرد،عدالت و سيستم حقوقي بينالمللي در سراسر جهان عمل عكس را انجام خواهدداد: آرامشطلبي و جنبش ضد جنگ جرم محسوب ميشوند. مخالفت با جنگ يك عملمجرمانه تلقي ميگردد.
وي در ادامه با انتقاد شديد از گسترش دروغ درجهان تاكيد ميكند: دروغ بايد به منظور آنچه كه وجود دارد و آنچه كه درمحتواي آن است، افشا گردد.
دروغ كشتار ناشي از عدم تبعيض ميان مردان، زنان و كودكان را تأييد ميكند.
خانوادهها و مردم را نابود ميكند. تعهد مردم را نسبت به همنوعان خود از بين ميبرد.
ازابراز احساسات مردم نسبت به همبستگي با افراد رنج ديده جلوگيري ميكند. ازجنگ و نيروي پليس به عنوان تنها راه حمايت ميكند. مليگرايي و جهاننگريرا از بين ميبرد.
وي در همين زمينه ميافزايد: شكست دروغ يعني شكست طرح جنايي كشتار جهاني كه در آن تلاش براي منافع نيروي برتر صورت ميگيرد.
اين منفعت زياد برنامه نظامي، ارزشهاي انسان را نابود كرده و مردم را به يك مرده متحرك ناخودآگاه تبديل ميكند.
وي در پايان مقاله خود راهحل تغيير جهت اين جريان را به اين شرح ميداند:
-به چالش كشيدن جنايات جنگي كه به دستور مقامات بالاتر صورت ميگيرد وگروههاي بانفوذي كه از آنها حمايت كرده و با هم همكاري قوي دارند.
- از بين بردن تفتيش عقايد آمريكايي
- تضعيف جنگ صليبي نظامي ايالات متحده، ناتو، اسرائيل
- تعطيل كردن كارخانجات ساخت اسلحه و پايگاههاي نظامي
- بازگرداندن سربازان به خانه و اعضاي نيروهاي مسلح بايد از دستورها سرپيچي كرده و از شركت در جنايات جنگي خودداري نمايند.