نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: چرا هیتلر بمب اتمی نساخت؟

  1. #1
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    چرا هیتلر بمب اتمی نساخت؟

    هیتلر مخالف ساخت سلاح هسته ای بود



    اتو اسکورزنی در کتاب خود جنگ ناشناخته می نویسد :

    طبیعیاست که سربازی که برای میهنش می جنگید،درک کند که اورپا درمعرض خطرهولناکی قرار دارد و بخواهد که به پیروزی نایل شود. سر انجام شهرهای آلماننیز هدف هواپیماهای انگلیسی و آمریکایی قرار گرفتند . از ماه مه ۱۹۴۲هزاران بمب افکن برفراز کلن و سپس اسن ، دوئیسبورگ ، هامبورگ ، مانهایم،دورتموند و چندین شهر دیگر تخم ویرانی و مرگ پاشیده بودند . فقط کارخانههای ما موردحمله قرارنمی گرفتند.فرشی از بمب ها ده ها هزار زن و کودک راقتل عام می کرد . درژوئیه ۱۹۴۳ پس از آنکه هواپیماهای دشمن 9000 تن بمبانفجاری و آتش زا بر روی هامبورگ ریختند شهر مانند مشعل شعله ور می سوخت .دشمن انتظار داشت با این کار ملت آلمان راعلیه حکومتش به قیام وادار کند ویک انقلاب به سبک بلشویکی آلمان را وادار به تسلیم کند .

    ایننظریه ای بود که ف. لیندمن مشاور روانشناسی نیروی هوایی سلطنتی بریتانیادر 30 مارس ۱۹۴۲ به چرچیل داده بود .طبق این نظریه ۵۲ شهر آلمان با بیش ازصدهزارجمعیت باید با خاک یکسان می شد .



    اتو اسکورزنی فرمانده کماندوهای آلمان نازی

    درنظرمورخان آینده بی شک عجیب به نظرمی رسد که هیتلر بمب اتمی را نساختدرحالی که از نظر تئوری و عملی امکان ساختن آن را از سال 1938 داشت ! درواقع در اوخر آن سال بود که پروفسور اوتوهان و پروفسور اشتراسمان آزمایششیمیایی شکافتن اتم را انجام دادند. هان در 1944 جایزه نوبل شیمی رادریافت کرد .پس از جنگ بسیاری از فیزیکدانان آلمانی اعلام داشتند که باتمام قوا کوشیده اند که هیتلر به بمب اتمی دست نیابد . به عقیده من اگراین اشخاص راست گفته باشند ، کارشان به هیچ وجه موجب افتخار نیست . اما دراین زمینه واقعیت چیز دیگری است .

    ملاقات با هیتلر

    از سال1939 توجه هیتلر به امکانات شکفت انگیزی که در نتیجه شکافتن اتم دراختیارش قرار می گرفت ، جلب شد . من اطلاع دارم که در پائیز 1940 گفتگویمفصلی در این خصوص با دکتر تت وزیر تسلیحات به عمل آورد . عقیده او هیچگاه تغییر نکرد .فکر می کرد استفاده از نیروی اتمی در مقاصد جنگی مترادفبا پایان بشریت خواهد بود .آلبرت اشپر در کتابش موسوم به در قلب رایش سومکه در 1969 منتشر شد ناچار اذعان می کند که هیتلر ازچشم انداز اینکه دردوران زمامداری او کره زمین تبدیل به ستاره ای شودکه در شعله آتش می سوزدبه هیچ وجه خشنود نبود . در اینجا مایلم یک خاطره شخصی را نقل کنم :

    درسال ۱۹۴۴ به قرار گاه کل هیتلر احضار شدم . حمله آردن در حال تدارک بود وپیشوا می خواست دستورات اولیه را درباره عملیات گریفون به من بدهد . در آنهنگام گفتگوهای زیادی درباره سلاح های سری آلمان می شد و دکتر گوبلز دراین کار نقش مهمی داشت .شایعات عجیبی درباره ساختن و حتی موجود بودن سلاحهای شگرف و نابود کننده رواج داشت . گفتگو از سلاح وحشتناکی بود که برپایه رادیو اکتیو مصنوعی قرار داشت .من بدون آنکه کارشناس فیزیک اتمی باشممی دانستم که امکان دارد با آزاد کردن انرژی اتمی اورانیوم یک بمب انفجاریساخت . چیزی که در این مورد توجهم را جلب کرده بود ،حمله خرابکارانه بهکارخانه آب سنگین نروژ در اوایل 1943 و بمباران هایی بود که درپائیز بعدبه کارخانه مزبور آسیب شدید وارد کرده بود.افزون برآن یکی از کشتی های ماکه آب سنگین حمل می کرد ، غرق شده بود .

    وقتی به قرار گاه کلرسیدم ، به من گفتند هیتلر بیمار و بستری است ، با وجود این مایل استفوراً با من گفتگو کند . تصور می کنم یکی از معدود دیدارکنندگان و شایدتنها دیدار کننده ای بودم که پیشوا در بستر بیماری پذیرفت . قیافه هیتلربسیار تغییر کرده بوده ، لاغر شده ولی ذهنش همچنان روشن و تیز بود . ازاینکه مرا در چنین حالتی می پذیرد معذرت خواست و خواهش کرد در کنار بسترشبنشینم . آنگاه هدف های استراتژیکی و تاکتیکی حمله آردن وتصور ذهنی خود رااز عملیات گریفون به سرعت برایم تشریح کرد .

    دربرابرخود مردی رامی دیدم که حتی الامکان از زینت و تجملی که می گفتند به اوشخصیت می دهدعاری بود.به تدریج که صحبت می کرد ازصدای کلفت ولی متعادل و آرام او قدرتیتلقینی ناشی می شد که نظیر آن را کمتر دیده بودم . اظهار داشت به رغم همهخیانت ها و بی لیاقتیها ، سر انجام ارتش آلمان به پیروزی دست خواهد یافت .حمله آردن موفق خواهد شد و در ضمن سلاح هایی با تکنیک جدید و واقعاانقلابی دشمن را به کلی غافلگیر خواهدکرد .

    بی درنگ در ذهن خودبین آنچه درباره نروژ می دانستم ، سخنرانی ها و مقالات دکترگوبلز و مطالبیکه پیشوا به من گفت ارتباط برقرار کردم . خود به خود و بدون آنکه هیتلرسوالی کرده باشد ، گفتگو از شایعاتی کردم که درباره رادیو اکتیویته مصنوعیو استفاده احتمالی آن رواج داشت . هیتلر نگاه درخشان و تب دارش را به مندوخت و گفت :

    اسکورزنی می دانی که اگر انرژی ای که از تشعشاتاتمی مصنوعی آزاد می شود به عنوان جنگ افزار مورد استفاده قرار گیرد پایانکره زمین خواهد بود ؟!

    هیتلر ادامه داد . اثرات آن می تواندوحشتناک باشد . همین طور است. فرض کنیم که این تشعشات اتمی بتواند تحتکنترل قرار گیرد و سپس به عنوان جنگ افزار به کار رود ، باز اثرات آن بهمنتها درجه وحشتناک خواهد بود.درگزارش دکتر تت خواندم که تنها یکی از اینبمب هایی که رادیو اکتیویته اش تحت کنترل قرار دارد ، قدرت تخریبی اش ازلحاظ تئوری معادل سنگ های آسمانی که در آریزونا ، سیبری و نزدیکی دریاچهبایکال سقوط کرده اند ، خواهند بود .یعنی در شعاع ۵۰ کیلومتری هر موجودزنده ای ،نه تنها انسانی بلکه حیوانی و گیاهی را نابود خواهد کرد و اینپایان جهان خواهد بود . وانگهی ، چگونه می توان این راز را پنهان نگاهداشت ؟ غیر ممکن است .

    نه، هیچ ملتی ، هیچ گروهی از افراد متمدنوجداناً نمی تواند چنین مسئولیتی را به عهده بگیرد اگر به عنوان معاملهمتقابله نیز دست به چنین کاری بزند ، خودش نابود خواهد شد . تنها اقوامینظیر آنهایی که در آمازون و سوماترا زیست می کنند ، شانس زنده ماندنخواهند داشت .

    این اظهار نظرهایی که پیشوا کرد ، شاید تنها یکدقیقه طول کشید .اما وقتی در اوت 1945که به تازگی بازداشت شده بودم ، آگاهشدم که دو بمب اتمی بر روی هیروشیما و ناگازاکی پرتاب شده است آن هم بینتیجه ، چون امپراتوری ژاپن قبلا شرایط صلح را از آمریکا پرسیده بود بیاختیار به یاد این یک دقیقه افتادم .در کتابی خواندن تحت عنوان بریتانیا وانرژی اتمی که تاریخ رسمی سازمان تحقیقات اتمی انگلستان از 1939تا ۱۹۴۵ میباشد ، خانم مارگارت گوینگ تصریح می کند که در میان پیشگامان ساخت بمبهایی که بر هیروشیما و ناگازاکی پرتاب شد ، شماری پناهندگان آلمانی ازجمله پایرلس ، فریش ، روتبلات و دیگران وجود داشته اند و نیز کلاس فوکس کهبعد ها به جرم تسلیم اسرا اتمی به شوروی محکوم به زندان شد .

    خانمگوینگ می گوید بسیاری از دانشمندانی که در انگلستان کار می کردند از آلمانآمده بودند . اوپنهایمر و زیلارد کارشناسان بزرگ اتمی آمریکا نیز در آلمانو در دانشگاه گوتینگن تربیت شده بودند

    به عقیده من طرز فکر هیتلربا خلق و خوی هنرمندانه اش نمی توانست با دکترینی مطابقت داشته باشد کههدفش پیروی ویرانگر نیروهای زنجیرگسسته بود .

    با این همه و بهرغم اینکه پیشوا به کارشناسان ما دستور داده بود که تحقیقات خود را درجهتنابودی بشریت ادامه ندهند ، فیزیک اتمی به هیچ وجه در آلمان مورد سهلانگاری قرار نگرفته بود . از این روصدها کارشناس اتمی که به زیر پرچماحضار شده بودند ، در 1942 جمع آوری و در آزمایشگاه ها به کار گمارده شدند.

    هیتلر که در جنگ جهانی اول خودش مورد اصابت گاز جنگی قرارگرفته بود ، همواره جنگ شیمیایی را محکوم می کرد . اما می ترسید که چنینجنگی به آلمان تحمیل شود.شیمی دانان ما نوع جدیدی گاز کشف کرده بودند کهاکنون می دانیم هرگونه دفاعی در برار آن غیر ممکن بود ؛ گاز تانوم ؛ اماهیچ کس در آلمان حتی درآلمان در حال سقوط هم درصدد استفاده از آن بر نیامد...

    این بود صلح طلبی هیتلر و یارانش در ارتش نازیسم و رایش سوم.اما در پایان جنگ تاراجی منظم و به طور قطع بزرگترین چپاول تاریخ صورتگرفت .اختراعات و نقشه های آلمان به وسیله کامیون وقطار وکشتی و هواپیمابه شرق وغرب برده شد . سپس کارشناسان آلمانی اسیر، خودشان این مدارک راپیدا کردند و توضیحات لازم رابه متخصصان فنی کشورهای فاتح دادند.آمریکاییها بدون رودرباستی اقرارکردند که منافعی که از این بابت عایدشان شد ،چندین برابر هزینه جنگ را تامین کرد.اماخود جنگ ؟

    بگذارید این خوشمزگی چرچیل را در کنفرانسی در 1952 در آمریکا نقل کنم :

    ما اسرار ساختن سلاحی را که اجازه داد جنگ در آسیا [ژاپن] را با پیروزی پایان دهیم در توبره خو هیتلر پیدا کردیم !

    ژنرالآیزنهاور نیز پس از جنگ اظهار داشت : اگرآلمانی ها شش ماه زودتر سلاح هایجدید و-۱ و و-۲ را در اختیار داشتند ، حمله به کشورشان غیر ممکن می شد .

    منبع : جنگ ناشناخته ، اتو اسکورزنی ، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی ،نشر البرز .

  2. #2
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: چرا هیتلر بمب اتمی نساخت؟

    شصت سال قبل، آمریکا دانشمندان نازی را برای هدایتپروژه های پیشرو این کشور مانند رقابت برای تسخیر فضا به خدمت گرفت. اینمردان تکنولوژی های مرزشکنی را در اختیار آمریکا گذاشتند که حتی امروز نیزدر خط مقدم علم و تکنولوژی قرار دارد، اما این دستاورد بی هزینه نبوده است.
    پایانجنگ جهانی دوم شاهد تکاپوی فشرده برای دست یافتن به اسرار انبوه فنی آلماننازی بود. متفقین برای به چنگ آوردن حداکثر تجهیزات و تخصص ممکن از ویرانههای رایش تقلا می کردند و همزمان سعی داشتند مانع دسترسی سایرین به ایناسرار شوند.
    وسعت و عمق دستاوردهای فنی بسیار پیشرفته ی آلمان،کارشناسان متفقین که نیروهای مهاجم را در سال 1945 همراهی می کردند بهحیرت افکند.

    موشک وی-2 از اولین موشکهای زمین به زمین (ساخت آلمان نازی)

    راکتهای مافوق صوت، گاز عصبی، هواپیمای مجهز به موتور جت، موشک های هدایتشونده، فناوری تجسسی و آلات پیشرفته زرهی تنها برخی از فناوری های بدیعیبود که در آزمایشگاه ها، کارگاه ها و کارخانه های نازی، حتی در زمانی کهدر آستانه شکست بودند، توسعه می یافت.
    آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در نخستین روزهای جنگ سرد درگیر مسابقه ای علیه زمان برای شکستن اسرار علمی هیتلر شدند.
    درماه مه 1945، قشون تحت فرمان استالین آزمایشگاه های اتمی در موسسه معتبرکایزر ویلهلم در حومه برلین را تحت کنترل درآوردند و بذر آنچه را بعدا بهزرادخانه وسیع اتمی شوروی بدل شد تقدیم پیشوای خود کردند.
    آمریکایی هادرست پیش از آنکه نیروهای شوروی مجتمع وسیع نوردهازن را که در دل رشته کوههای هارتز در صفحات مرکزی آلمان ساخته شده بود تصرف کنند، موشک های وی-2را از آن خارج کردند.
    به علاوه تیمی به سرپرستی ورنر وان بران که وی-2 را ساخته بود نیز به دست آمریکایی ها افتاد.


    وان بران: چهره متشخص ناسا و افسر سابق اس اس




    جنایات
    هیونِر، معاون فرمانده نیروی هوایی آمریکا در اروپا، کوتاه زمانی پس از بهچنگ آوردن این غنائم نوشت: "اشغال تشکیلات علمی و صنعتی آلمان این موضوعرا که ما در بسیاری از زمینه های پژوهشی به گونه تکان دهنده ای عقب ماندهایم آشکار کرد."
    "اگر از این فرصت برای به چنگ آوردن تشکیلات و مغزهاییکه آن را توسعه داده اند استفاده نکنیم و آن دو را فورا به کار نگیریم،باید برای کشف عرصه ای که قبلا کاوش شده تلاش کنیم که ما را چندین سال عقبخواهد انداخت."
    به این ترتیب پروژه موسوم به "گیره کاغذ" آغاز شد که طیآن وان بران و بیش از 700 نفر دیگر از دانشمندان آلمانی را به طور مخفیانهبدون آگاهی متحدان آمریکا به آن کشور منتقل شدند. این پروژه هدف پیچیده اینداشت: "بهره برداری از دانشمندان آلمانی برای پروژه های پژوهشی آمریکا وجلوگیری از دسترسی اتحاد جماهیر شوروی به این معدن غنی فکری."
    پس از آنتحولات سریعی روی داد: پرزیدنت ترومن پروژه "گیره کاغذ" را در ماه اوت1945 تصویب کرد و سه ماه بعد در روز 19 نوامبر نخستین گروه از دانشمندانآلمانی وارد خاک آمریکا شدند.
    با این حال یک مشکل عمده وجود داشت.ترومن به وضوح دستور داده بود که هرکسی که "عضویت او در حزب نازی ثابت میشود و در فعالیت های آن شرکت داشته یا از حامیان فعال حکومت نظامی نازی هابوده است" از این پروژه حذف شود.
    براساس این معیار، حتی شخص وان بران،برای خدمت در آمریکا واجد شرایط نبود. او علاوه بر عضویت در سازمان هایمختلف نازی از اعضای بلندپایه "اس اس" (از سازمان های موازی گشتاپو) بود.در پرونده امنیتی او درج شده بود که وی یک "خطر امنیتی" به حساب می آید.
    افراد ذیل از جمله همکاران وان بران بودند:
    *آرتور رودلف، مدیر کل عملیاتی نوردهازن، جایی که 20 هزار برده که به کاراجباری واداشته شده بودند در جریان تولید موشکهای وی-2 جان باختند. او تیمسازنده راکت "Saturn V" را که "صد در صد نازی، از نوع خطرناک" وصف می شدسرپرستی می کرد.

    آرتور رودلف: یک فرد 100 درصد نازی در استخدام ناسا



    کرتدیبوس، متخصص پرتاب موشک و از افسران اس اس. در پرونده او آمده بود: "اوباید به عنوان تهدیدی برای امنیت نیروهای متفقین تحت نظر و کنترل باشد."
    *هوبرتوس استراگهولد، که بعدا "پدر پزشکی فضایی" لقب گرفت سیستم های "زیستیاری" تعبیه شده در فضاپیماهای ناسا را طراحی کرد. برخی از زیردستان او دراردوگاه های داکائو و آشویتس، آزمایش های انسانی انجام می دادند، جایی کهاسرای (کشورهای شرق اروپا) منجمد شده و در اتاقکهای کم فشار قرار داده میشدند که معمولن به مرگ آنها منجر می شد.
    تمامی این افراد از صافیاخلاقی گذرانده شدند تا به آمریکا خدمت کنند: ارتش آمریکا که پیروزی درجنگ سرد، نه برقراری عدالت را، نخستین اولویت خود می دانست، بر جنایاتی کهادعا می شود این افراد مرتکب آن شده بودند سرپوش گذاشت و لکه های سیاه رااز پیشینه آنها زدود.
    و گیره ای که اطلاعات تازه آنها را در پرونده هایشخصی محکم می کرد وجه تسمیه کل این عملیات شد. با گذشت شصت سال، ذره ای ازاهمیت میراث آن پروژه کاسته نشده است.
    می توان استدلال کرد کههواپیمای موسوم به "هورتن هو 229" با روکشی از تخته سه لای باردار کربنیبا بال های رو به عقب که از چشم رادار مخفی می مانند و در سال 1944 ساختهشد نخستین هواپیمای تجسسی جهان بود.
    ارتش آمریکا یکی از این مدل ها رادر اختیار شرکت هواپیماسازی "نورثروپ" گذاشت. این شرکت بعدن بمب افکن هایتجسسی بی-2 را که از کلیه جهات کاربردی نمونه مدرن هورتون بود ساخت.


    Horten GO 229 که بمب افکن آمریکایی B-2 با الهام از این طرح سال 1944 هواپیمای آلمانی ساخته شده

    موشکهای کروز هنوز بر طرح موشک وی-1 استوار است و موتور جتی که نیروی محرکههواپیمای "هایپرسونیک" پیشرفته ناسا موسوم به ایکس-43 (با سرعتی پنج برابرصوت) را فراهم می کند تا حدود زیادی مدیون پیشگامان صنعت جت آلمان است.
    همچنینآلمان، تاسیسات بسیار عظیمی را در تلمارک واقع در نروژ برای تولید آبسنیگن و غنی سازی اورانیوم ایجاد کرده بود که اگر بمب افکن های انگلیسیآنجا را بمباران نمی کردند در همان سال 1944 اولین سلاح هسته ای آلمان،آمادهء استفاده شده بود.
    علاوه بر اینها، شمار بزرگ اسناد پروژه گیرهکاغذ که هنوز محرمانه است باعث شده بسیاری از کارشناسان، از جمله نیک کوک،مشاور هوافضای "هفته نامه دفاعی جینز" مظنون باشند که آمریکا ممکن است بهتوسعه فناوری های حتی پیشرفته تر نازی پرداخته باشد که از جمله آنهادستگاه های ضدجاذبه است که منبع بالقوه ای برای مقادیر وسیعی انرژی خواهدبود.
    کوک می گوید که این فناوری "می تواند چنان ویرانگر باشد که صلحجهان را به خطر خواهد انداخت و آمریکا تصمیم گرفته است آن را برای مدت هایمدید مخفی نگاه دارد."
    اما خیلی ها ضمن کف زدن برای موفقیت غیرقابلانکار پروژه گیره کاغذ، ترجیح می دهند هزاران نفری را که جان باختند تانوع بشر به فضا برود به یاد بیاورند.

  3. #3
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: چرا هیتلر بمب اتمی نساخت؟

    به گفته ی هیتلر:
    دلیل شکست خیانت ژنرالها و فرماندهان بود................

    به گفته ی کارشناسان هم :
    حمله به روسیه و محاسبه ی غلطی که کردند.....
    درسحرگاه ۲۲ ژوئن ۳‎/۵ ميليون سرباز آلماني در پناه آتش دهها هزار توپ وهزاران هواپيما وارد خاك شوروي شدند در حالي كه حريف با ۴‎/۵ميليون سربازو تانك و هواپيمايي تقريباً معادل آلمان آماده مبارزه نبود و تقريباًغافلگير شد.
    نيروهاي آلماني در ۳ ستون عظيم واردخاك شوروي شدند يك دستهبه سوي جنوب و كيف و يك دسته به سوي شمال ولينگراد و يك ستون به سوي مركز.نبردهاي مخوف ۱۵ روز اول حمله، تقريباً كار ارتش شوروي را تمام كرد.مبارزان روس در همه جا دسته دسته يا اسير مي شدند و يا از برابر ارتش رايشمي گريختند . تنها در شكست مينسك روسها ۳۲۴ هزار اسير دادند و ۳۳۳۰ تانكآنها توسط آلمانيها به غنيمت گرفته شد. در شمال آلمانها به سرعت بهلنينگراد پايتخت، ۵۰۰ ساله روسها رسيدند. تنها طي ۱۷ روز نبرد ۲۰۰ لشگرروس از بين رفتند و فرماندهان زرهي آلمان در همه جا پس از از بين بردندشمن ازستاد درخواست برنامه مي كردند.
    نيروهاي آلمان اكنون به اسمولنسككليد تسخير مسكو رسيدند. آنها با محاصره ۳۰۰هزار سرباز روس آماده فرودآوردن ضربه نهايي به ارتش سرخ هستند.

    اينجا بود كه هيتلر اشتباهاستراتژيك خود را مرتكب شد. وي به جاي آنكه به قلب دشمن قدرتمند خود حملهكند دستور حمله به جنوب (اكراين و تصرف كيف) را داد. ستاد ارتش آلمانبويژه ژنرال هالدر سعي فراواني براي تغيير نظر هيتلر مي كند اما هيتلراظهار مي دارد كه ممكن است سپاه نيمه جان روس به شيوه گاز انبري او راغافلگير كنند. بنابراين تا يكسره كردن كار لنينگراد و كيف به سراغ مسكونمي رويم» (گفته هيتلر) حال آنكه ارتشهاي شكست خورده روس توان جمع و جوركردن خود را نداشتند چه برسد به حمله سپاههاي زرهي آلمان. به هر شكل هيتلربا درگير كردن نيروهاي خوددر شمال و جنوب شوروي ماههاي ژولاي، اوت وسپتامبر را از دست داد و اين پايان كار او بود چراكه وي سرماي مسكو را دستكم گرفت.
    ۱۹ اكتبر ۱۹۴۱ آلمانها به نزديكي مسكو رسيدند برخي واحدهايپيش قراول آلمان حتي به حومه مسكو وارد شدند. اما اين براي استالين نيزآخرين فرصت بود.
    دفاع از مسكو به ژوكوف ورزيده ترين ژنرال روس سپردهشد. استالين براي دفاع از مسكو از تمام نيروهاي باقيمانده شوروي استفادهكرد از جمله ۱۰۰ لشكر شرقي كه تاكنون براي دفاع از سيبري نگاه داشته شدهبودند.

    البته نمیتونیم بگیم حمله به روسیه اشتباه بود. چون هیتلردر این امر پیشدستی نمود ...گزارشهایی در دست بود که ثابت میکرد روسیه دیریا زود حمله خواهد کرد و به آن حیوان سرخ نمیشه اعتماد کرد.مورخانی همچونسورووف روسی یا هوفمان آلمانی اعتقاد دارند که شوروی یک ارتش نیرومند وبزرگ را در مرز غربی اش متمرکز کرده بود و آماده تهاجم بود. بنابراین بایدتاکید کرد که تهاجم ارتش آلمان به شوروی عاقلانه بود و امروز دیگر نبایدعملیات بارباروسا را یک اشتباه نظامی هیتلر دانست.


    قرار بود روسیه 3 ماه یا تو همین مایه ها تسخیر بشه.......
    کهاگه تسخیر میشد با وجود این همه منابع : گندم .... نفت و ........ دیگهرویای رایش هزار ساله و رستگاری انسان آریایی به حقیقت میپوست......

    آمریکا هم وارد جنگ شده بود از سوی تمامی متفقین برای روسیه تجهیزات و نیرو ارسال میشد.


    این جزئیاتی که شما میگین زیاد مطرح نیستن.....فلانی این موشکو ساخت اون موشک رو ساختن اون ضدشو ساخت...و....

    _______________________________________________

    قرآنهم میگه خدا نخواسته....... چون میخواسته یک فرصت دیگه هم به یهودیا بده والبته فرصت آخر چون هنوز زمان فرصت نهایی فرا نرسیده بود...

    دیگه موشک چیه و تانک تایگر چیه...

    توی سرمای روسیه موتور تانک میترکید. سربازا شب میخوابیدن صبح از سرما یخ بسته بودند.
    لباسهای ارتش واسه گرما ساخته شده بوند و هیچکس انتظار آن سرما رو نداشت.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. طناب دار صدام چند گره داشت؟
    توسط حسن2568 در انجمن تاریخ جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۲۹ فروردین ۸۹, ۲۳:۰۵
  2. منفی یا مثبت؟!
    توسط موفقيت در انجمن داستان و فیلمنامه و ...
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۰ مرداد ۸۸, ۰۱:۰۷
  3. سال ۱۳۷۲ در اردبیل چه گذشت؟
    توسط hamid192 در انجمن اخبار ويژه انتخابات ايران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۲۲ خرداد ۸۸, ۱۲:۴۷
  4. چرا احمدینژاد مسئولان کشور را به باد تهمت گرفت؟
    توسط hamid192 در انجمن اخبار ويژه انتخابات ايران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۷ خرداد ۸۸, ۰۷:۰۳
  5. در جلسه شورای روابط خارجی امریکا چه گذشت؟
    توسط hamid192 در انجمن بایگانی اخبار سیاسی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۲۱ شهریور ۸۷, ۱۷:۳۸

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •