در ادامه کشمکش های رسانه ای که چندی است در مطبوعات امریکایی بر سر فیسبوک به راه افتاده است و در مواردی به نظر می رسد که خود فیس بوک نیز درتنور این جدال ها می دمد، برخی از صاحب نظران به این نتیجه رسیده اند کهادامه عضویت در این سایت به هیچ وجه به صلاح منافع آنها نیست و ضمن خروجاز آن، می کوشند با ارائه دلایل متنوع، دیگران را نیز تشویق به انجام اینکار کنند. یکی از عمده ترین دلایل این منتقدان، هراس از نفوذ گسترده وشتابان فیس بوک در فضای اینترنت و بیم از سلطه مطلق آن بر حوزه سایت هایاجتماعی در آینده ای قریب الوقوع است. آن چنان که در این مقاله می خوانیم،فیس بوک در حال دگرگون کردن مفهوم حریم خصوصی برای کاربران خود است، درحالی که قصد این سایت از رفع محدودیت¬های موجود در انتشار اطلاعات خصوصیکاربران، نه کمک به باز شدن فضای نت و تکامل بیشتر آن، بلکه صرفاً سودجوییبیشتر از قبل کاربران از همه جا غافلی است که اسرار خصوصی خود راداوطلبانه در اختیار این سایت قرار می دهند.
سیاستهای پرایوسی (حریم خصوصی) «فیس بوک» کماکان رو به قهقرا دارند. همین یکدلیل برای بسیاری کفایت می کند که قید فیس بوک را بزنند. من در اینجا دهدلیل دیگر برایتان می آورم که شما نیز همین کار را کنید:

عد ازکمی تأمل، من تصمیم گرفتم اشتراک فیس بوک خود را حذف کنم. میل دارم شما رانیز تشویق به انجام این کار کنم. نیمی از انگیزه این کار، از روی نوعدوستی است و نیمی دیگر از روی خودخواهی. نیمه نوع دوستانه آن این است کهبه نظر من، فیس بوک به عنوان یک شرکت، فاقد اخلاقیات لازم برای این کاراست. نیمه خودخواهانه آن نیز این است که دوست دارم شبکه اجتماعی خودم رااز فیس بوک دور کنم تا به این ترتیب هیچ چیز را از دست ندهم. به هر روی،در اینجا «ده دلیل اصلی» را ذکر می کنم مبنی بر اینکه چرا شما باید به منو تعداد بسیاری دیگری از افراد بپیوندید و اشتراک خود را حذف کنید.

۱) «شرایط خدمات» فیس بوک کاملا یک جانبه است

بیاییداز اساس شروع کنیم. در شرایط خدمات فیس بوک آمده است که این سایت نه تنهامالک اطلاعات شما می شود(بخش ۲.۱) بلکه اگر شما این اطلاعات را دائماً ودقیق روزآمد نکنید (بخش ۴.۶) آنها می توانند اشتراک شما را منقضی کنند(بخش ۱۴). می توانید بگویید که این شرایط فقط منافع فیس بوک را حفظ می کندو در عمل به اجرا گذاشته نمی شود، اما این دفاع در ارتباط با دیگر فعالیتهای آنها بسیار سست است. همان گونه که مشاهده خواهید کرد، هیچ دلیلی وجودندارد که فیس بوک را از این تردید منتفع کرد. در اصل آنها مشتریان خود راهمچون کارکنانی بی جیره و مواجب برای منبع یابی جمعیتی، جهت کسب اطلاعاتیمی بینند که هدف از گردآوری آنها، تبلیغات است.

۲) ریاست فیس بوک دارای پیشینه ای مستند از رفتار غیراخلاقی است

ازهمان آغاز ظهور فیس بوک، پرسش هایی در ارتباط با مسائل اخلاقی زوکربرگوجود داشت. طبق نوشته BusinessInsider.com، او از اطلاعات کاربران فیس بوکبرای حدس زدن عبور واژه های ایمیل ها و خواندن ایمیل های شخصی، به منظوربی اعتبار کردن رقبایش استفاده می کرده است. این ادعاها، ولو اثبات نشده وبه نوعی کهنه و منسوخ شده، سؤالات دردسرسازی را درباره اخلاقیات رئیس بزرگترین شبکه اجتماعی جهان پیش می کشد. آنها خصوصاً با توجه به این که فیسبوک تصمیم گرفته است شصت و پنج میلیون دلار را برای تسویه یک پرونده قضاییبپردازد، اهمیت بیشتری می یابد، پرونده ای که ادعا می کرد، زوکربرگ دراصل، ایده فیس بوک را ربوده است.

۳) فیس بوک جنگ اعلام شده ای را در مورد پرایوسی به راه انداخته است

مؤسسو رئیس فیس بوک در دفاع از تغییرات صورت گرفته در پرایوسی فیس بوک درژانویه گذشته گفت: «مردم نه تنها در به اشتراک گذاشتن اطلاعات بیشتر ومتنوع تر، احساس راحتی بیشتری پیدا کرده اند، بلکه نگرشی بازتر نسبت بهتعداد بیشتری از مردم پیدا کرده اند. این هنجار اجتماعی دقیقاً چیزی استکه در طی زمان تکامل یافته است.» او در موردی اخیرتر در معرفی Open GraphAPI گفته است که «... اکنون نکته از پیش تعیین شده، اجتماعی بودن است.»این حرف در اصل بدین معناست که فیس بوک نه تنها می خواهد همه چیز را درارتباط با شما بداند و مالک این اطلاعات شود، بلکه آنها را در دسترس همگانقرار دهد. امری که به خودی خود و ضرورتاً غیر اخلاقی نخواهد بود مگرآنکه...

۴) فیس بوک در حال به کار گرفتن ترفند «طعمه و جابه جایی» کلاسیک است

فیسبوک در عین حالی که به سازندگان می گوید که APIهای جدید را چگونه طراحیکنند که بتوانند به اطلاعات شما دسترسی پیدا کنند، در ارتباط با توضیحکارکردهای آنها برای کاربران، کمابیش خاموش است. این کار نوعی ترفند طعمهو جابه جایی است. فیس بوک شما را وا می دارد تا اطلاعاتی را به اشتراکبگذارید که در غیر این صورت شاید چنین کاری را نکنید، سپس این اطلاعات رادر دسترس عموم می¬گذارد. از آنجایی که کسب و کار فیس بوک، پول درآوردن ازاطلاعات مربوط به شما برای اهداف تبلیغات تجاری هستند، با این کلک،اطلاعات کاربران خود را می گیرد و آنها را در اختیار آگهی دهندگان میگذارد. بنابراین فیس بوک از این نظر بسیار بدتر از تویتر است: تویتر فقطساده ترین (و معتبرترین) ادعاهای پرایوسی را مطرح کرده است و مشتریان آنهامی دانند که تمام تویت های آنها همگانی می شود. و به همین دلیل نیز هست کهFTC نقش پیدا می کند که مردم هم در حال استفاده از آنها هستند (وبرنده اینبازی هم می شوند).

۵) فیس بوک قلدری می کند

زمانی که پیتواردن نشان داد که این ترفند طعمه و جا به جایی چگونه عمل می کند (بااشاره به کل اطلاعاتی که در نتیجه تغییرات تنظیمات پرایوسی فیس بوک، سهواًعمومی شده بود) فیس بوک از او شکایت کرد. به یاد داشته باشید، این اتفاقدرست قبل از این اظهارنظر رخ داد که «اکنون حالت از پیش تعیین شده،اجتماعی بودن است.» بنابراین چرا آنها از یک نرم افزارنویس مستقل و سرمایهگذار تازه کار به خاطر در دسترس عموم قرار دادن این اطلاعات شکایت کردند،در حالی که خودشان از قبل برنامه این کار را ریخته بودند؟ دستور کار واقعیآنها کاملاً روشن است: آنها نمی خواهند کاربرانشان بفهمند که عملاً چهاندازه از این اطلاعات، عمومی می شود.

۶) حتی اطلاعات خصوصی شما با سایر برنامه ها به اشتراک گذاشته شده است

دراین نقطه، تمام اطلاعات شما با سایر برنامه هایی که نصب کرده اید، بهاشتراک گذاشته می شود. این امر یعنی اینکه اکنون شما نه تنها به فیس بوکاعتماد دارید بلکه به سازندگان این برنامه ها نیز اعتماد دارید. در حالیکه برخی از آنها ممکن است حتی از نظر اخلاقی از فیس بوک نیز مسئله دارترباشند. در عمل این امر بدین معنی است که تمامی اطلاعات شما ـ تمامی آنها ـباید به شکلی مؤثر عمومی تلقی شوند، مگر آنکه خیلی ساده، اصلاً از هیچکدام برنامه های فیس بوک استفاده نکنید. وقتی شما از Open Graph APIاستفاده می کنید، دیگر فقط به فیس بوک اعتماد ندارید، بلکه به اکوسیستم آناعتماد می ورزید.

۷) فیس بوک از نظر صلاحیت های فنی به قدر کفایت قابل اعتماد نیست

چنانچهدرارتباط با مسائل اخلاقی در اینجا سخنی به میان نمی آوردیم، باز هم من بهصلاحیت فنی فیس بوک برای حصول اطمینان از اینکه اطلاعات من به سرقت نمیرود تردید داشتم. برای مثال، معرفی اخیر دکمه «Like» از سوی فیس بوک،دسترسی به فید من و اسپم کردن شبکه اجتماعی ام برای هکرها نسبتاً ساده ترشده است. شاید هم این یک بازی برای درو کردن اطلاعات سودآور است، شما چهمی گویید؟ این کار آخرین مورد از یک رشته از اشتباهات از سوی کی استونکاپز است، مثل عمومی ساختن مطلق پروفایل های کاربران به طور تصادفی یاسوراخ موجود در متن نویسی بین سایتی که دو هفته زمان برد تا آن را اصلاحکنند. آنها یا زیاد در غم پرایوسی شما نیستند یا اصلاً مهندسین خوبیندارند، یا شاید هر دو.

۸) فیس بوک حذف واقعی اشتراک شما را به طرزی غیرقابل باور دشوار کرده است

عمومیکردن اطلاعات یا حتی گمراه کردن کاربران برای انجام این کار، یک چیز است،اما من در اینجا خطی قاطع می کشم. چرا که وقتی تصمیم می گیرید که دیگرکافی است، حذف کردن اشتراکتان برای شما کاری به راستی دشوار می شود. آنهاهیچ قولی برای حذف کردن اشتراکتان نمی دهند و هر برنامه ای که مورداستفاده قرار داده اید نیزممکن است در رایانه شما باقی بماند. در رأس اینموضوع، حذف اشتراک فیس بوک قرار دارد که به شکلی باورنکردنی(و تعمدی) گیجکننده است. زمانی که شما وارد تنظیمات اشتراک می شوید، گزینه ای برایغیرفعال کردن اشتراک در اختیار شما گذاشته می شود که معلوم می شود نه تنهاگزینه مورد نظر شما نیست بلکه اصلاً به معنای حذف کردن اشتراک شما نیست.

غیرفعال کردن به معنای این است که شما هنوز در عکس ها تیک می خورید و از سویفیس بوک اسپم می شوید (شما عملاً مجبورید از دریافت ایمیل ها به عنوانبخشی از فرایند غیر فعال سازی صرف نظر کنید، یک ریزه کاری باورنکردنی سادهبرای نظارت کردن، شما دوباره به فیس بوک بازمی گردید، گویی که اصلا ًهیچاتفاقی نیفتاده است! شما برای حذف واقعی عملی اشتراک خود باید یک لینکمدفون در لابه لای اطلاعات کمک آنلاین را پیدا کنید (منظورم از«مدفون» ایناست که برای رسیدن به آن باید پنج جا را کلیک کنید). یا می توانید فقطاینجا را کلیک کنید. در اصل فیس بوک می کوشد برای حفظ اطلاعات کاربرانخود، حتی بعد از آنکه اشتراک خود را «حذف می کنند»، به آنها کلک بزند.

۹) فیس بوک از وب آزاد حمایت نمی کند

اینبه اصطلاح Open Graph API به این دلیل این طور نام گذاری شده است که جامهمبدلی را بر ماهیت اساساً بسته خود بپوشاند. این موضوع به اندازه کافی بداست که هدف غایی فیس بوک این است که ما همگی وارد کار می شویم و دست دردست هم کمک می کنیم تا اطلاعات بیشتری را در مورد ما گردآوری کند. این بهاندازه کافی چیز بدی است که بیشتر مشتریان فیس بوک هیچ تصوری در این بارهندارند که این اطلاعات عمدتاً عمومی سازی می شوند. این به اندازه کافی چیزبدی است که آنها ادعا می کنند که مالک این اطلاعات هستند تا یکی از تنهامنابع موجود برای دسترسی به این اطلاعات باشند. اما زمانی که آنها تغییرچهره ای اساسی می دهند تا این عمل را «باز» بنامند، این کاری است که صرفاًبه فیس بوک اختصاص دارد. شما نمی توانید از این امکان استفاده کنید، مگرآنکه در فیس بوک حضور داشته باشید.

۱۰) وجود امکانات زائد در فیس بوک

بینتنظیمات پرایوسی بی شمار و آگهی های آزاردهنده (با آن همه اطلاعاتی کهدرباره من وجود دارد، بهترین کاری که آنها می توانند انجام دهند، تبلیغسایت های آشنایی با جنس مخالف است چرا که،... من مجرد هستم) و هزاران هزارامکانات مزخرف، در این نقطه فیس بوک برای من تقریباً به کلی بی مصرف است.بله، شاید من بتوانم آن را بهتر شخصی کنم، اما کار کردن در فضای آن مسخرهاست، بنابراین من زحمت این کار را به خودم نمی دهم. اجازه دهید حتی به ایننکته نیز اشاره نکنم که صفحه فید شما چه اندازه کند بارگذاری می شود.اساساً در این نقطه، فیس بوک بیشتر از هر چیز دیگری، آزار دهنده شده است.

فیسبوک به روشنی تصمیم گرفته است، در تلاش برای تصرف وب، هر مشخصه ای را ازهر شبکه اجتماعی رقیب به سایت خود اضافه کند (این منازعه ای انگار پایانناپذیر است که داستان آن به AOL و آن سی دی های لعنتی بازمی گردد که عملاًاز آسمان فرو می افتادند). در حالی که تویتر اگرچه مناسب ترین چیز در دنیانیست، اما دست کم آنها می کوشند روی کار اصلی خود متمرکز باقی بمانند وسعی نمی کنند برای همه کس، همه چیز باشند.

من معمولاً می شنوم کهمردم جوری درباره فیس بوک حرف می زنند که گویی نوعی انحصار یا تراست عمومیهستند. باید گفت که این طور نیست. آنها هیچ چیز به ما بدهکار نیستند. آنهامی توانند در چهارچوب مرزهای قانون، هرکاری که دوست دارند، انجام دهند.(به یاد داشته باشید که حتی این معیار نیز زمانی که موضوع شبکه هایاجتماعی به میان می آید، کاملاً مبهم می شود.) اما این بدین معنی نیست کهما خواهی نخواهی مجبور به همراهی با آنها هستیم. به علاوه موفقیت درازمدتآنها به هیچ وجه تضمین شده نیست. آیا موضوع مای اسپیس را فراموش کرده ایم؟آه درست است، فراموش کرده ایم. فارغ از هیاهو و هوچی گری، این واقعیت بهقوت خود باقی می ماند که سرگئی برین یا بیل گیزتز یا وارن بافت، حتی بیآنکه لازم باشد فشار زیادی به حساب بانکی-شان وارد آورند، شخصاً می توانندبه سهام انبوهی در فیس بوک دست یابند. و هر روزی که می گذرد، درآمد فیسبوک برای شرکت-های فن آوری تثبیت شده، نوعی خطای راهبردی باقی می ماند.

اگرچهشبکه سازی اجتماعی یک طبقه از امکانات جدید و مفرح است که از رشد قابلتوجهی هم برخوردار است، اما فیس بوک تنها بازی موجود در شهر نیست. من نهاز امکانات آنها خوشم می آید و نه از چند و چون تجارت کردنشان. به همینخاطر است که تصمیم خود را برای استفاده از خدمات سایر سایت های مشابهگرفته ام. به امید آنکه شما نیز به تصمیم من برسید.


نویسنده: دن - یودر
منبع: ماهنامه - سیاحت غرب - ۱۳۸۹ - شماره ۸۲ - تاریخ شمسی نشر ۰۰/۳/۱۳۸۹ - به نقل از [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]۱۰-reasons-to-delete-your-facebook-account/


باشگاه اندیشه ( [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] )