ناپلئون بناپارت ” نه براثر سم دشمنان ، بلکه براثر بيماری مزمن کليوی درگذشته است




بسیاریاز کارشناسان معتقدند که ناپلئون به طور اتفاقی و غیر عمد مسموم شده است.آزمایشهای انجام شده بر روی رنگ کاغذ دیواری اطاق او در سنت هلن نشان میدهد که کاغذ دیواری حاوی مرگ موش بوده و در هوای مرطوب این ماده سمیخطرناک وارد هوا شده و او را مسموم کرده است. او، قبل از مرگ در پنجم مهسال ۱۸۲۱، برای بیماری معده و کبد تحت مداوا قرار گرفته و این دو علامتهایمسمومیت ناشی از مرگ موش هستند. اما اینک يک پزشک بازنشسته دانمارکي مدعيشد که علت اصلي مرگ “ناپلئون” امپراتور فرانسوي را کشف کرده است.
بهگزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از فرانس پرس ، اين پزشک اهلکپنهاگ ادعا کرد: «ناپلئون بناپارت» امپراتور فقيد فرانسه نه براثر سمدشمنان، بلکه براثر ابتلا به بيماري مزمن کليوي درگذشته است.

درکتاب “کليه هاي ناپلئون” اثر “آرنه سورنسن” که اين هفته به بازار کتابعرضه شده آمده است که ناپلئون براثر ناراحتي هاي کليوي و ادراري که سالهااو را آزار مي داد، درگذشته است.
اين نويسنده همچنين مدعي شد که اين نتيجه گيري حاصل مطالعات وي طي ۵۰ سال از زندگي “کودکي تا مرگ” ناپلئون است.
به گفته وي درد ناشي از ادرار کردن به قدري ناپلئون را آزار مي داد که وي روزي عنوان کرده که بالاخره “اين مساله مرا مي کشد”.
“سورنسن” گفت که اين نشانه ها از سال هاي ۱۷۹۰ تا زمان درگذشت ناپلئون در سن ۵۱ سالگي در سال ۱۸۲۱ او را رها نکرده است.

اينپزشک ۸۲ساله در اين گفت و گو تاييد کرد که گزارشات پزشکي و کالبد شکافيامپراتور فرانسه را به دقت مطالعه کرده و به اين نتيجه رسيده که ناپلئوندر نبردهاي خود در ايتاليا (۱۷۹۶) و روسيه (۱۸۱۲) تا نبرد واترلو در سال۱۸۱۵ بيمار بوده است.

سورنسن” افزود: بسياري از کارشناسان و مورخاندرباره علت مرگ ناپلئون نوشته و از مشکلات ادراري وي سخن گفته اند اماآنها اين ناراحتي ها را کوچک انگاشته اند.

اين پزشک بازنشستهدانمارکي افزود:بايد اين نکته را از نظر دورنداشت که آنها (مشکلات ادراري)کليد درک تکامل بيماري ناپلئون است که منجر به مرگ او شد .

امافرانسوي ها به اين هم عقيده دارند که انگليسي هاي بي وفا در زمانيکهناپلئون در سنت هلن در تبعيد بسر مي برد او را با آرسنيک مسموم کردند.

روايتهاي ديگري از مرگ امپراتور نيز بر سر زبانهاست از جمله اينکه وي براثربيماري به سرطان معده درگذشته و غذاي ارتش فرانسه احتمالا در آن دخالتداشته است.


* زندگی نامه ناپلئون بناپارت :

«ناپلئونبناپارت» در ۱۵ اوت ۱۷۶۹، در جزیره «کرس» مديترانه و در خانوادهایپرجمعیت به دنیا آمد. در آن زمان، این جزیره جزء حکومت «جنوا» (واقع درایتالیای امروزی) بود، اما بعدها به اشغال فرانسه در آمد. ناپلئون فرزندچهارم از ۱۱ فرزند خانواده «كارلو بناپارت» و «لتيزا رومولينو» بود. وي پساز پايان تحصيلات ابتدايى، به همراه برادرش براي ورود به دانشگاه عازم«بورگوندى» شد. يك سال بعد، ناپلئون به دانشگاه علوم نظامى رفت، ولىبرادرش او را همراهى نكرد. وي از بهترين دانشجويان علوم نظامى در دانشگاهىبود كه در آن زمان، قويترين و برترين مردان نظامى اروپا را در اختيارداشت. ناپلئون به ارتش لويى شانزدهم پيوست تا با خدمت در آن، نقش مهمى درتاريخ فرانسه ايفا كند. او به صف سلاحها در «والنس» رفت و تعليمات ارشدنظامى را گذراند. پس از آن با درجه ستوان دومى راهى «كروسيكا» شد.

درسال ۱۷۸۶، ناپلئون با مرگ پدر به زادگاه خود بازگشت تا به اداره برخى امورخانواده بپردازد. او طي سال هاى ۱۷۸۹ تا ۱۷۹۰، در «آكسون» به پرورشديدگاههاي انقلابى خود پرداخت و به جنبه هاي گوناگون آن فكر كرد. ناپلئوندر سال ۱۷۹۱ به «والنس» منتقل شد، در تابستان ۱۷۹۲ به پاريس آمد و پس ازآن، دوباره به «والنس» بازگشت تا شاهد اختلاف ميان هواداران سلطنت وهواداران انقلاب در ارتش فرانسه باشد. انقلاب سال ۱۷۸۹ تاثير چندانى بروي نداشت، چرا كه او ديگر با سلطنت طلبان ابراز همدردى نمي كرد و از سويديگر، فرد سياسى و انقلابى هم نبود. در سال ۱۷۹۲، فرانسه وارد جنگ پروس واتريش شد و انگليس در سال ۱۷۹۳ كنترل «تولون» را به دست گرفت. ناپلئون پساز نقش آفريني براي شكست انگليسي ها به درجه ژنرالى رسيد و با «آگوستينروبسپير»، برادر كوچكتر ماكسيميليان آشنا شد. هر چند ناپلئون عضو ژاكوبنهانبود، ولى از حمايت سياسى آنها برخوردار شد. سقوط ژاكوبنها در ۱۷۹۴ باعثشد تا ناپلئون نيز به زندان بيفتد، اما پس از ۱۰ روز به دليل اينكه هيچگونه مدركى بر ضد او پيدا نكردند، آزاد شد.

با وجود فراز و نشيبهايي كه در ارتش ناپلئون وجود داشت، زماني كه از او خواستند تا عمارتباغى شاه يا «تويلرى» را حفاظت كند، شورش دوم را با موفقيت سركوب كرد و بهسرپرستى نيروهاى امنيتى حاضر در پاريس گماشته شد. وي در زمستان سال ۱۷۹۵با «ژوزفين» - كه از همسر قبلى خود دو فرزند داشت - ازدواج كرد و چند روزپس از آن، همسر خود را در پاريس تنها گذاشت و به قصد جبهه هاى جنگ، راهىايتاليا شد. وي پس از كسب پيروزيهاى زياد در ايتاليا به فرانسه بازگشت ودر پاريس از او به عنوان قهرمانى ياد مى كردند كه هم در جنگ و هم در صلح،پيشتاز است. سپس به ناپلئون پيشنهاد شد تا براى به خطر انداختن مستعمرههاي انگليس به مصر برود. از اين رو در سال ۱۷۹۸ با ارتش ۳۵ هزار نفرى خودراهى مصر شد و اسكندريه را به تصرف خويش درآورد. بعد از آن به قصد تسخيرقاهره به راه افتاد و در نزديكى «العدم» با نيروهاى مصرى وارد جنگ شد و باكمترين تلفات، جنگ را به سود خود پايان بخشيد.

ناپلئون در سال ۱۷۹۹به پاريس رفت و طى كودتايى، حكومت را سرنگون كرد و در راس هيات ۱۳ نفرى،ديكتاتورى خود را آغاز نمود. تا سال ۱۸۰۲ و پس از سركوب جنگهاى داخلى،ناپلئون به يكى از قدرتمندترين ديكتاتورهاى تاريخ فرانسه تبديل شد. وي درسال ۱۸۰۵ قصد حمله به انگليس را داشت، ولى به اتريش و روسيه رفت و شكستسختى را به آنها تحميل كرد. ناپلئون تا سال ۱۸۰۷، تمام منطقه را به تصرفخود در آورد و با شكست سوئد، وارد لهستان شد. تنها قدرتى كه در منطقه و درمقابل ناپلئون باقى ماند، انگليس بود. از اين رو به آنجا حمله كرد، اماشكست سختى از دريادار «نلسون» انگليسى خورد. وي در ۱۸۱۲ نيز به روسيه حملهكرد، ولى نتيجه آن، شكست ارتش ۵۰۰ هزار نفرى فرانسه بود.

امپراتورىقدرتمند ناپلئون، به همان سرعت كه شكل گرفت، به همان سرعت نيز از همگسيخت. او در سال ۱۸۱۵ به جزيره «البا» تبعيد شد، ولى پس از گذشت۱۰ ماه باشنيدن اخبار نارضايتى مردم از سلطنت لويى هجدهم، با يك هزار و ۲۰ مرد جنگىبه پايتخت بازگشت و به تخت سلطنت نشست. يكصد روز با آرامش سپري شد، ولىمتحدان اروپايى دوباره حمله كردند و ناپلئون ناچار بود براى حفظ تاج و تختخود به جنگ بپردازد. در ژوئن همان سال، ناپلئون با شكست سختى كه در «جنگواترلو» خورد به پاريس بازگشت و به جزيره «سنت هلن» تبعيد شد و تا آخر عمردر آنجا ماند. او كه از بيمارى سرطان رنج مى برد، در پنجم ماه مه ۱۸۲۱درگذشت. ناپلئون بناپارت رسوم خاصى در اداره مملكت داشت و هنوز از قوانينمدنى و اروپاى متحد او به عنوان «قوانين ناپلئون» ياد مي كنند، اما تنهاايراد ناپلئون در اين بود كه مى خواست انديشه هاي خود را به زور اجرا كند.

* تقویم زندگی ناپلئون
۱۷۹۲م

فرانسهبه اتریش و پروس اعلان جنگ می کند و «جنگهای انقلاب» شروع می شود. یک سالبعد ناپلئون بناپارت بیست و چهارساله به ژنرالی ارتقاء می یابد.

۱۷۹۵

ناپلئون، مسئول دفاع از پاریس در برابر شورشیانی است که می خواهند حکومت انقلابی را سرنگون کنند. او فرمانده نظامی پاریس می باشد.

۱۷۹۶

ناپلئونبه سرپرستی سپاهی برای جنگیدن با اتریشی هادر ایتالیا فرستاده می شود. اوسربازان روحیه باخته را سازماندهی می کند و با پیروزی وارد شهر میلان میشود. فرانسه بر شمال کشور ایتالیا تسلط می یابد.

۱۷۹۷

در یکجنگ هوشمندانه، ناپلئون با سپاهی اندک و تجهیزاتی کم به نیروهای اتریشیحمله می کند و آنها را شکست می دهد و به اتریش فشار می آورد که سرزمینبیشتری در منطقه رود راین در اختیار فرانسه بگذارد و فرانسه اجازه می یابدکه بر بلژیک تسلط داشته باشد.

۱۷۹۸

ناپلئون در خاورمیانهنیرو پیاده می کند. او قصد دارد مصر و سوریه را تصرف کند اما در یکم اوت،آدمیرال انگلیسی بنام هوراشیو نلسون ناوگان جنگی فرانسه را در نبرد نیلنابود می کند.

۱۷۹۹

ناپلئون به فرانسه برگشته و قدرت را در دست می گیرد و خود را به عنوان اولین کنسول منصوب می کند.

۱۸۰۰

ناپلئون به ایتالیا حمله کرده و اتریشی ها را زا آنجا بیرون می راند. و سال بعد با آنها صلح می کند.

۱۸۰۲

ناپلئونخود را بعنوان کنسول اول کشور منصوب می کند. جنگ بین انگلستان و فرانسهپایان می یابد و برای مدت ده سال در صلح زندگی می کنند. ناپلئون تمام قدرتخود را برای سازماندهی و ترمیم کردن خرابی های گذشته دوران انقلاب معطوفمی دارد.

۱۸۰۳

جنگهای ناپلئونی آغاز می شود. ناپلئون خود رابرای حمله به انگلستان آماده می کند؛ و حدود ۲۰۰۰ کشتی را در سواحل اطرافبولون جمع می کند.

دوم دسامبر ۱۸۰۴

از پاپ دعوت می شود کهبرای مراسم تاجگذاری امپراتور بناپارت در کلیسای بزرگ نوتردام شرکت کند،اما در آخرین لحظات ناپلئون تاج را از دست پاپ می گیرد و خود شخصاتاجگذاری می کند.

۱۸۰۵

ناپلئون خود را پادشاه ایتالیا میکند. اتریش و پروس و انگلستان متفقا علیه فرانسه متحد می شوند. انگلستاندر دریا نیروهای فرانسوی و اسپانیایی را در نبرد ترافالگار شکست می دهد،اما ناپلئون، اتریش و پروس را در دوم دسامبر در نبرد استرلیتز شکست می دهد.

۱۸۰۸

ناپلئونبه اسپانیا حمله کرده و سعی می کند که برادر خود ژوزف را به عنوان پادشاهآنجا منصوب کند. اما اسپانیائی ها شورش می کنند. انگلستان ، پرتغال،اسپانیا و اتریش علیه فرانسه در جنگ پنی سولا با یکدیگر متحد می شوند.

۱۸۰۹

ناپلئون،اتریش را شکست می دهد و با آنها صلح برقرار می کند، اما انگلیسی ها دراسپانیا باقی می مانند و ناپلئون نه می تواند آنها را از آنجا بیرون کندونه می تواند اسپانیائی ها را شکست دهد.

۱۸۱۲

ناپلئون باسپاه بزرگی، در حدود ۰۰۰/۵۰۰ نفر به روسیه حمله می کند وتمام راههائی کهبه مسکو ختم می شود را تسخیر می کند، اما زمستان او را مجبور به بازگشت میکند و در اثر گرسنگی، سرما و نبرد سربازان او کشته می شوند و تنها سی هزارنفر بر می گردند.

۱۸۱۳

پروس، روسیه، ایتالیا، اتریش و سوئدعلیه فرانسه با یکدیگر متحد می شوند. ناپلئون در نبرد لایپزیک، شانزدهم تانوزدهم اکتبر، کاملا شکست می خورد.

۱۸۱۴

ناپلئون قدرت را از دست می دهد و به جزیره الب مدیترانه تبعید می شود.

۱۸۱۵

ناپلئوناز تبعید فرار کرده و به فرانسه بر می گردد و سپاهی تشکیل می دهد. او درهجدهم ژوئن در نبرد واترلو شکست می خورد؛ یعنی تقریبا صد روز بعد از آمدنبه فرانسه دوباره قدرت را واگذار می کند و به جزیره کوچکی در جنوب اقیانوساطللس بنام سنت هلن تبعید می شود.

پنجم مه ۱۸۲۱

ناپلئون در جزیره سنت هلن می میرد.
ناپلئونبناپارت (۱۷۶۹- ۱۸۲۱) مردی بود کوتاه قد با آرزوهای بزرگ. او یک ژنرالمعروف و با هوش و همینطور یک سیاستمدار و حاکم قدرتمند در فرانسه بود. ازسال ۱۸۰۴م هنگامی که او خود تاجگذاری کرد، یک دیکتاتور تمام عیار بود.

* مختصر و مفید از زندگی ناپلئون

تفنگهای سرپر جخماقی
سلاحاصلی پیاده نظام دردوران جنگهای ناپلئون که از ۱۸۰۳ تا ۱۸۱۵ اروپا را دربرگرفته بود، تفنگ سرپر چخماقی بود. در این تفنگ برای منفجر کردن باروت ازچخماق استفاده می شد؛ به همین دلیل، در مقایسه با سلاحهای آتشین قبلی، ازایمنی بیشتری برخوردار بود.

دولت با کفایت
ناپلئون، کاملا براهمیت یک دستگاه اجرائی مناسب و دولت محلی کارآمد واقف بود. وی، فرانسه راسه گروه استان (departments)، ناحیه (arrondissements) و شهر (communes)تقسیم بندی کرد. ماموران دولتی بر اساس لیاقتشان ترقی پیدا می کردند، نهبوسیله موقعیت های اجتماعی و رابطه شان. محدودیت های تجاری گذشته از میانبرداشته شد، بانک فرانسه تاسیس گردید و اقتصاد تثبیت شد.

آموزش و پرورش کلیسا
ناپلئوناولین سیستم آموزش و پرورش را ایجاد کرد؛ کلیسا و شهرداریها، مدارسابتدائی را اداره می کردند و دولت نیز مسئول اداره دبیرستانها و دانشگاهسلطنتی بود. در سال ۱۸۰۲، ناپلئون کلیسای کاتولیک روم را به رسمیت شناخت.این باعث ایجاد روابط صمیمانه با کلیسا شد، در صورتیکه در دوران انقلابشدیدا مورد حمله قرار گرفته بود.

نظام نامه ناپلئون
مهمترین ومعروفترین عمل ناپلئون، نظام نامه با قوانین کشوری بود که به روشنی وسادگی اصول حقوقی نظام را تعیین می کرد که تضمین کننده آرمانها و اصولانقلاب از قبیل آزادیهای شخصی و تساوی حقوقی بود. نظام نامه با قوانینکشوری پایه و اساس تمام سیستمهای حقوقی در سراسر دنیا شد.

اختناق شدید
حکومتسخت گیر ناپلئون با کفایت تر از حکومت قبلی فرانسه بود، اما در بسیاری ازموارد حکومت ناپلئون، پلیسی بود. روزنامه ها به شدت سانسور شده و آنچه راکه دولت می خواست مردم بدانند در روزنامه ها می نوشتند و کسانی که مخالفحکومت بودند، به زندان می افتادند و بسیاری به قتل می رسیدند. جاسوس هایزیادی وجود داشتند و مردم ترغیب می شدند که دوستان و همسایگانی که مخالفدولت بودند، را معرفی کنند.

نبرد ترافالگار
امپراتور فرانسه،ناپلئون (۱۸۲۱- ۱۷۶۹م) تصمیم گرفت که به انگلستان حمله کند، اما نیرویدریایی انگلستان بر دریاها مسلط بود. در ۱۲ اکتبر ۱۸۰۵، نیروی دریاییانگلستان به فرماندهی هوراشیو نلسون (۱۸۰۵- ۱۷۵۸)، طی نبرد «ترافالگار»واقع در نزدیکی ساحل اسپانیا، ناوگان اسپانیا و فرانسه را منهدم کرد. دراین جنگ، نلسون کشته شد، اما نیروهای انگلیسی، ۲۰ کشتی دشمن را غرق کردند،بدون اینکه حتی یک کشتی انگلیسی آسیب ببیند

واترلو
در سال ۱۸۱۵،ناپلئون، از تبعیدگاه خود در جزیره الب، فرار می کند و به قصد تسخیر مجددقدرت، به فرانسه باز می گردد. در ۱۸ ژوئن، ارتش پروس و انگلستان، بهترتیب، به فرماندهی بلوخر و دوک ولینگتون در واترلو، واقع در بلژیک، بانیروهای فرانسوی روبرو می شوند. بعد از جنگ شدید که در حدود چهل و شش هزارنفر کشته می شوند، ناپلئون برای آخرین بار شکست می خورد. .وی که برایدومین بار مجبور به ترک قدرت شده بود، به جزیره سنت هلن در اقیانوس اطلستبعید می شود.

دوک ولینگتون
آرتور ولسلی (۱۸۵۲- ۱۷۶۹) اولین دوکخاندان ولینگتون بود ویکی از سیاستمداران و نظامیان معروف انگلستان بهحساب می آمد و به دوک یا شاهزاده آهنی شهرت داشت. او فرماندهی سپاهی را درمنطقه پنی سولار اسپانیا به عهده داشت و با کمک فلید مارشال بلوشر توانستنیروهای فرانسوی را در نبرد واترلو شکست دهد، اما او گفت: « اینخطرناکترین موقعیتی بود که تا کنون در آن بودم»

انتقال خاكستر جسدناپلئون به یك مراسم عمومی باشكوه مبدل شد كه در آن یك میلیون فرانسویشركت كرده و با هیجان فریاد «زنده باد امپراتور» …

۱۸۸سال پیش درروز ۵ مه سال ۱۸۲۱ میلادی ناپلئون اول امپراتور فرانسه در تبعیدگاهش درجزیره سنت هلن ، یك جزیره دور افتاده در وسط اقیانوس اطلس جنوبی كه در سال۱۸۱۵ میلادی پس از شكست در جنگ واترلو و بركناری اش از تخت سلطنت فرانسهتوسط دولت بریتانیا به آنجا تبعید شده بود ، درگذشت.
ناپلئون امپراتورسابق را تعدادی از وفادارانش در تبعید همراهی كرده بودند ، اما اغلب آنهابی صبرانه در انتظار مرگ او بودند تا دوباره به فرانسه بازگردند.
براساسنتایج كالبد شكافی جسد ناپلئون كه توسط فرماندار بریتانیایی جزیره منتشرشد ، ناپلئون بر اثر ابتلا به بیماری سرطان معده درگذشته بود.
اما ، بهگفته همراهان امپراتور تلخی تبعید و سختگیری های فرماندار جزیره مرگ او راتسریع كرده بودند.سرهودسون لاو ، فرماندار سنت هلن از بیم فرار ناپلئونانواع تحقیرها و سختگیری ها را نسبت به او روا می داشت.
این مساله موجب شد به شایعه ای كه بریتانیایی ها موجب مرگ ناپلئون شده اند ، دامن زده شود.
ناپلئوندر مدت تبعید خاطرات و نظراتش را به كنت لاسكاز و نیز به برتران ، گورگو ومونتولون دیگر همراهانش دیكته می كرد.كنت لاسكاز یك سال پس از درگذشتناپلئون این یادداشت ها را تحت عنوان «خاطرات سنت هلن» منتشر كرد.
درسال ۱۸۴۰ میلادی آدولف تیر نخست وزیر فرانسه برای كسب اعتبار برای لوییفیلیپ ، پادشاه فرانسه برای بازگرداندن خاكستر جسد ناپلئون از سنت هلن بهكشورش با لندن مذاكره كرد و بریتانیا این مساله را پذیرفت.
انتقالخاكستر جسد ناپلئون به یك مراسم عمومی باشكوه مبدل شد كه در آن یك میلیونفرانسوی شركت كرده و با هیجان فریاد «زنده باد امپراتور» را سر دادند.
پس از به قدرت رسیدن لویی ناپلئون بناپارت برادرزاده ناپلئون اول ، خاكستر جسد او در عمارت انوالید دفن شد.
به این ترتیب ، در روز ۵ مه سال ۱۸۲۱ میلادی ناپلئون اول امپراتور فرانسه در جزیره سنت هلن در تبعید درگذشت.
ناپلئونیكی از بزرگترین سرداران جنگی جهان محسوب می شود اما سراسر دوران سلطنت ویدر جنگ گذشت و سرانجام تمام سرزمین هایی كه تصرف كرده بود را از دست داد وفرانسه را به فقر و فلاكت كشاند.
با این حال خاطره پیروزی های بزرگ وی در تاریخ ثبت شده و از افتخارات فرانسه محسوب می شوند.

منبع : pezeshk.us