كدومتون میدونه كه چیه؟؟ چه عاملیه كه باعث میشه در تمام مراحل زندگیزنان، تاثیر نامطلوبی به واسطه اون گذاشته بشه؟؟ متاسفانه تنها در كشورهایسنتی گرا این عامل شدیداً قدرت داره ..این عامل چیزی نیست جز یك تفكر سادهولی مسموم! تفكری كه مثل یك پیچك دور زن رو میگیره و به آرامی وی رو خفهمیكنه.

اینكه یك زن نمی تواند بتنهایی موفق شود و احتیاج به یكتكیه گاه دارد!! یك تفكر باطل و كاملاً غلط… شما به هرچی دختر ایرانیهنگاه كنین. مغز همشون رو چند تا كلمه داره ویران میكنه..شوهر، عشق ، كسیكه تا ابد كنارت بمونه!! تمام زنهای ایرانی زندگیشون رو دارن تو این خطخلاصه میكنن.متاسفانه پایداری هم ندارن!

یعنی تا یكم تصمیم میگیرنعوض بشن زِبیخ گند میزنن تو اوضاع! ایندفعه از اونور بام می افتن پایین واصلاً این مطالب رو پوچ میبینن و تمامش رو از ذهنشون پاك میكنن! ایندفعهمیشن یه موجود نچسب كه مغزش یخ بسته ! متاسفانه این تفكر باعث شده كه زنانایرانی هرچقدر هم كه پیشرفت میكنند باز هم می خواهند كه كسی آنها راخوشبخت كند! آنها همش تو فكر این هستند كه یك نفر بیابد و بار این زندگیرا برایشان بدوش بكشد! خانمها خودتون مقصرید..شما فكر میكنین سنگینی جهانبرایتان زیاد است! شما تكیه گاه میخواهید ولی حاضر نیستید كه ستون باشید.متاسفانه باید بگم راندمان عملیتون افتضاحه! اكثراً زنان ایرانی خودشون رویه نهال میبینن كه داره یه طوفان رو تحمل میكنه ، منتظر یه داربسته كهبیاد تا بتونه بهش تكیه بده!! خدا بگم چیكارتون كنه..

بعضی هاتونهم یكم احساس میكنین كه مثل اینكه قضیه مشكل داره ولی نمی دونین جریانچیه! درنتیجه شوت میكنین زیر داربست و میگین داربست میخوام چیكار؟ ..خودممثل شیر وایمیستم جلوش…آقا باده هم ایكی ثانیه میاد زرتی نهال و ریشه وهرچی هست و نیست رو عینهو ماست میكنه می اندازه دور!!..خانمهای عزیز..لطفكنید این طرزفكر دراماتیك مامان بزرگاتون رو بریزین دور و محض رضای خدا یهذره محكم باشین.در كتاب پیامبر و دیوانه ، اثر جبران خلیل جبران چند عبارتوجود داره كه خوندش رو بهمتون توصیه میكنم.شما باید این تفكر رو جایگزینكنین.فقط دو بند از این عبارتهاش رو براتون میگم..


1-زن و شوهر همچون ستون های یك معبد هستند كه سقف را نگه میدارند ولی وزنی به دوش هم نمی اندازند
2-از نان خود به هم بدهید اما هركدام برای خود نانی داشته باشید..


بقیهاش رو برید بخونین و توروخدا یكم روش فكر كنید.شما فقط منتظرین كه یه نفربیاد و سنگینی شما رو تحمل كنه ولی اصلاً فكر نمیكنین اون در قبال اینكاراز شما امتیاز می خواد. این افكار خاله هاتون رو هم بریزین دور كه اگهعاشقه باید اینكارو انجام بده ! تو رو خدا بس كنین دیگه .یكم محكم باشین .مطمئن باشین اگه اینجوری بود به شما وانت می دادند نه شوهر!! شما بایدبپذیرین كه دوران اشتراك تموم شده! وقتی كه مردی خرج زنش رو میده در واقعداره ازش آزادی خرید میكنه! اون مثلاُ قراره از شما محافظت كنه ولی درواقع شما رو صاحب

میشه! تو كلتون بكنین كه اولین شرط آزادی اینه كهدستتون تو جیب خودتون باشه.چرا روی مرد حساب میشه؟چون اون داره صورت حسابرو می پردازه!قدرت پول داره بحساب قدرت اون نوشته میشه! اصلاً روتون میشهواسه پول تو جیبی و خرج خونه هی پیشش دست دراز كنین؟بعد هم دو هزارتا جوابپس بدین كه با پول قبلی چیكار كردین!! در سراسر دنیا زنها دارن كارمیكنن.از تو رستوران گرفته تا توی راكتورهای اتمی، فقط توی این كشورهایسنتی گرای بی در و پیكرو بی صاحب میبینی كه زنها چتربازی هم زندگی میكنن!در نتیجه آزادی نمیتونن داشته باشن.اونهایی هم كه شاغل هستند باز در جهتاتینا شاغل هستند !! خانومها چرا همش معانی رو غلط تفسیر میكنین؟ جملهمالِ من و مالِ تو نداره دیگه مرد! بابا مرد بخدا! الان زندگی تو هزارهجدید حساب كتاب داره…بگیرین چی میگم.از نان خود بیكدیگر بدهید ولی هركدامنان جداگانه داشته باشید. این اولین شرطه آزادیه : روی پای خود بودن. شمادنیای نوین می خواین ولی نمی خواین خودتون رو باهاش وفق بدین؟ مگه میشههمچین چیزی؟ اولین شرط زندگی در دنیای امروز اینه:خودت مسؤل ساخت زندگیتهستی. حالا بیام دوباره نظر خواهی رو باز كنم ببینم یه مشت شاعر نوشتن :آه..ای دل..دوران عشق سپری شد! عاشقی مرد!…كوفت !! بخدا دارم خودمو كنترلمیكنم كه داد نزنم!………پوف…عزیز من عاشقی نمرده! ولی دوران اینكه تو مسؤلزندگیت نباشی تموم شده.هر فرد 2 راه جلوی پاش داره.یا اینكه كسی مسؤلزندگیت باشه و در مقابلش باید آزادیت رو بهش بدی و یا مسؤل زندگیت باشی وهزینه آزادیت رو هم بپردازی..لوس بازی هم در نیارین!فلسفه مفت هم ننویسینچون حد وسط نداره…این مسائل هیچ ربطی هم به عاشقی یك فرد خود مسؤلنداره..میگیرین چی

اعصابم خرد شد…ول كنین اصلاً…بقیه اش رو بعد براتون میگم…

روی پای خودتون باشین نه شوهرانتون

میگم ؟نداره..نداره…نداره…

منبع:
پایگاه فرهنگی هنری تکناز