مايكوپلاسما يك باكتري بسيار ريز است كه تاريخچۀطولاني در ايجاد بيماري در گلههاي گاوي در اوايل دهه 2000 دارد، امروزهاين باكتري به عنوان يك عامل مهّم در مشكلات گاوان ويرجينيا پديدار شدهاست.

مقدمه





مايكوپلاسما100 سال پيش براي اولين بار از پنوموني و آرتريت در انستيتو پاستور جداشد. سويهاي از مايكوپلاسما كه باعث پلوروپنوموني واگير گاوان ميشود جزءاولين بيمارهايي بود كه در ايالت متحده ريشهكن شد. نشانههاي معمول اينبيماري اولين بار در دهه 1970 در ايالات متحده گزارش شد؛ اما موارد بسياراندكي از آن در ويرجينيا شناسايي شده است. در تابستان 2000، موارد فراوانجديدي از اين بيماري به صورت تك گيرگزارش شد. امروزه اين بيماري انتشارجهاني دارد و موارد انفرادي بيماري تقريباً در هر گلهاي روي ميدهد. شيوعبالا ميتواند باعث ضررهايي براي توليدكنندگان ميشود. اين امكان وجوددارد كه موارد اندكي از M.bovis تا قبل از سال 2000 تشخيص داده نشدهباشند. در يك مطالعه در سال 2006، باكتري M.bovis در 46 درصد از گلههايگاو كه داراي ريههاي نرمال بودند (Gagea, etal.,2006b)، 85 درصد ازگلههاي گاو مبتلا به پنوموني فيبريني حاد و 98 درصد از گلههاي مبتلا بهپنوموني مزمن گزارش شد


مايكوپلاسما به كندي رشد ميكند و نيازبه محيط خاص دارد، به طوريكه اگر محيطهاي كشت اختصاصي براي اين باكتريتهيه نشود، نميتوان آن را شناسايي كرد. پنوموني مايكوپلاسمايي به طوراوليه گوسالههاي پرواري يا با تغذيه دستي را درگير ميكند اما گهگاهي درگوسالههاي شيري و در جراحيهاي گاو و گوساله يافت شده است.
انتقال
مايكوپلاسماداراي گونههاي متعدد است اما معمولترين علت پنوموني مايكوپلاسماييM.bovis است. مهمترين روش انتشار احتمالي مايكوپلاسما در اثر تماس گوسالهبا گوساله است. اين بيماري، در اثر تماس مستقيم گوساله با گوساله، يا ازطريق هوا زماني كه گوسالهها در بهاربند و نزديك هم نگهداري ميشوند و نيزاز طريق خوراندن دارو و بلوس به وسيلۀ تفنگ قرصخوران باعث انتشار بيماريبين گوسالهها ميشود. حتي به نظر ميرسد مايكوپلاسما بويس ميتواند درمحيط به مدت كوتاه زنده بماند و از طريق آلوده كردن طويله، ظروف غذا،وسايل نقليه و غيره بيماري منتشر ميشود. البته اين روش به نظر نميرسدوسيله مهّم انتقال بيماري باشد. تا زماني كه مايكوپلاسما در دستگاه تنفسيفوقاني باقي بماند باعث ايجاد بيماري باليني نخواهد شد. هنگامي كه باكتريوارد ريهها شود باعث پنوموني ميشود كه تا حدي با پنوموني تب حملونقل كهبيشتر توليدكنندگان گاو گوشتي با آن آشنا هستند، متفاوت ميباشد. باكتريM.bovis از دستگاه تنفسي ميتواند وارد جريان خون شود و سپس به مفاصل،اندامها و اعصاب از طريق جريان خون وارد گردد. در گاوهاي گوشتيمايكوپلاسما به طور معمول از طريق جريان خون به مفاصل، اندامها و اعصابوارد ميگردد (Meda etal 2003). در گاوهاي گوشتي مايكوپلاسما به طور معمولمفاصل را درگير ميكند و باعث آرتريت و زمينگيري و التهاب تاندونها ومايع درون مفصل ميشود. مايكوپلاسما همچنين ميتواند گوشها، چشمها ودستگاه تناسلي را درگير كند.
علائم كلينيكي
پنوموني
مايكوپلاسمابوويس به خودي خود ميتواند باعث بيماريهاي تنفسي شود با وجود اين، اينبيماري بيشتر زماني رخ ميدهد كه يك عامل استرس اوليه به گوساله وارد شودو باعث بيماري كمپلكس تنفسي مرسوم شود و سپس بيماري مايكوپلاسموز 7 تا 14روز پس از آن ظهور خواهد كرد. در اين حالت به خاطر اينكه عامل سومي دركمپلكس بيماري دخالت كرده است به آن بيماري سهگانه ميگويند. ويروس اسهالويروسي گاوان نيز سيستم ايمني گاو را سركوب ميكند و باعث مستعد شدن گاوانبه پنوموني مايكوپلاسما بوويس و ديگر بيماريهاي تنفسي ميشود. مايكوپلاسماسيستم ايمني گاو را ضعيف ميكند و دفاع سيستم تنفسي عليه بيماري را مهارميكند.*
علائم كلينيكي معمول عبارتند از سرفههاي تنفسي خشك و خشن،تب با درجۀ پايين، افزايش حركات تنفسي به طور خفيف، افسردگي خفيف و آبريزشاز بيني. از آنجائيكه مايكوپلاسما نميتواند مانند Mannheimia haemolyticaتوكسين توليد كند اين گوسالهها در ابتدا علائمي شبيه گوسالههاي مبتلا بهپنوموني ديگر ندارد و شدت بيماري آنها به شدت گوسالههاي ديگر مبتلا بهپنوموني نيست.
اين گوسالهها هشيار هستند و اشتهاي نسبتاً خوبيدارند. با وجود اين اگر اين گوسالهها در اوايل بيماري درمان نشوند بيماريبه طور پيشروندهاي ادامه خواهد يافت و درمان آنها بسيار سختتر خواهد شد.اين بيماري ممكن است 4 تا 7 روز پس از اينكه دستگاه تنفسي آلوده شود و قبلاز اينكه گوسالهها علائم كلينيكي برجستهاي نشان دهند طول بكشد، و تا اينمرحله تخريب مشخص و اغلب دائمي به ريهها وارد شده است. نتايج اين سناريومرگ بالاي گوسالهها و افزايش موارد مزمن بيماري را در پي خواهد داشت.يافتههاي نكروپسي مربوط به مايكوپلاسما شامل وجود آبسههاي كوچك در ريهميباشند كه به آن يك منظرۀ دانه برنجي ميدهد. گوسالههاي مبتلا بهپنوموني مايكوپلاسمايي به درمانهاي استاندارد براي بيماريهاي كمپلكس تنفسيگاوي يا BRDC پاسخ نميدهند و اغلب پس از يك ماه از درمان اوليه دربارهعود خواهند كرد.
آرتريت
برخي از گوسالههاي مبتلا به پنومونيناشي از مايكوپلاسما بوويس 2 تا 4 هفته بعد دچار آرتريت شديد خواهند شد.سويههاي متفاوت مايكوپلاسما بوويس داراي احتمال متفاوت در ايجاد مشكلاتمفاصل هستند به طوري كه شيوع برخي از آنها با ابتلاي بسياري از گوسالههابه لنگش همراه خواهد بود در حالي كه سويههاي ديگر ممكن است ديگر چنينعلائمي نداشته باشند. گوسالههاي مبتلا داراي مفاصل متورمي هستند كه بسياردردناك ميباشد لذا باعث ميشود كه آنها از راه رفتن به طرف آخور غذا و آبامتناع كنند. زماني كه عفونت به مفاصل گوسالهها ميرسد احتمالاً تخريبشديد ريهها رخ داده است. در موارد نادر، گوسالهها مبتلا به درگيري مفاصلهستند بدون اينكه هيچ نوع علائم ريوي نشان دهند. مفاصل كارپ و استايفلمهمترين مفاصلي هستند كه معمولاً درگير هستند، اما هر نوع مفصلي ميتوانددرگير شود. گوسالهها ممكن است در يك يا چند مفصل دچار لنگش شوند.


شكل 1 ـ گوساله مبتلا به آرتريت مايكوپلاسمايي كه داراي تورم در مفصل كارپ راست (زانو) است.

شكل2 ـ ريههاي يك گوساله تلف شده از پنوموني، مايكوپلاسمايي را نشان ميدهد كه در آن
ميكروآبسهها در سراسر بافت ريه مشاهده ميشود.


شكل 3- برش عرضي بافت ريه مبتلا به آبسههاي ناشي از مايكوپلاسما پنومونيه


شكل 4 -مفصل استافل يك گوساله مبتلا به آرتريت مايكوپلاسمايي است كه التهاب شديد كپسول مفصل را نشان ميدهد
در حاليكه سطح مفصل صاف است و صدمهنديده است.
تورممفصل ابتدا از التهاب كپسول و بافتهاي اطراف آن آغاز ميشود. اگرچه سطوحاستخواني پوشيده شده از غضروف در مفصل، بهبودشان بسيار ضعيف است، امادرگيري آنها حداقل است. پيشآگهي گوسالههاي درگير بسيار اهميّت دارد وحتي در برخي موارد مفاصلي كه شديداً درگير ميشوند، اغلب بهبود مييابند.
ساير علائم كلينيكي
درصداندكي از گوسالههاي گوشتي مبتلا به پنوموني مايكوپلاسمايي دچار عفونتهايگوش يا اوتيت ميشوند. اين گوسالهها داراي گوشهاي افتاده هستند كه چركاز يك گوش يا دو گوش آنها خارج ميشود. در موارد نادر، مانكوپلاسما به گوشداخلي حمله ميكند و باعث چرخش سروگردن، چرخش يا افتادن سر به يك سمت، ويا عدم توانايي در برخاستن از طرفي كه به زمين افتاده است ميشوند.(Smith,2002,p951). مايكوپلاسما همچنين ميتواند باعث سقط، ناباروري،التهاب پستان، و التهاب چشمها درگوسالهگوشتيگردد اما اين موارد نادراست

شكل 5- گوساله داراي گوش افتاده ناشي از اوتيت مايكوپلاسمايي را نشان ميدهد.
تشخيص
تشخيصقطعي پنوموني مايكوپلاسمايي مشكل است زيرا M.bovis ميتواند از كشت ترشحاتبيني و مجاري هوايي فوقاني گوسالههاي نرمال جدا شود. به منظور اطمينان ازاينكه M.bovis در پنوموني دخالت دارد، نياز است از ريههاي گوساله جداشود. همانگونه كه قبلاً توصيف شد، اين باكتري نياز به محيط كشت اختصاصيدارد. هنگامي كه درگيري مفصل با علايم گوشهايافتاده تنها در يك گروهگوساله كه مبتلا به پنوموني هستند جلب توجّه كند. يا هنگامي كه پنوموني بهدرمان پاسخ نميدهد بايد M.bovis شك كرد. بسيار مهّم است كه به خاطر داشتهباشيد كه برخي سويههاي M.bovis باعث لنگش يا افتادن گوشها نميشود، واحتمال دارد كه گوسالههاي مبتلا به مايكوپلاسموز بدون وجود اين علايماضافي باشند. در ايالات متحده، M.bovis مهّمترين عامل بيماريزاي دستگاهتنفسي گاوان است كه به خوبي به درمان پاسخ نميدهد.
درمان
مايكوپلاسمابه سختي به درمان جواب ميدهد زيرا بسياري از آنتيبيوتيكهاي موجود عليهآن بياثراست. آنتيبيوتيكهاي مانند پنيسيلين، poly fex® ، Naxcel® ،Excenel® ، Excede® باعث از بين رفتن باكتري به وسيله تخريب ديواره سلوليباكتري ميشوند. از آنجائيكه مايكوپلاسما فاقد ديواره سلولي معمولي است،اين آنتيبيوتيكها در درمان آن بياثرند. Micotil® نيز فاقد اثر يا داراياثر كم بر مايكوپلاسما است. اكسيتتراسايكلين (به صورت تركيبات LA-200® ،Biomycin 200® ، Tetradure 200® و ديگر نامهاي ژنريك نتايج مختلفي دردرمان مايكوپلاسما داشته است). در يك مطالعه 50 درصد از موارد جدا شدهM.bovis به اكسيتتراسايكلين مقاوم بودند. Tulathromycin يا (Draxxin) ®تنها داروي تأييد شده براي مايكوپلاسما است، و در مطالعهاي ديگر نشانداده شد اين دارو احتمالاً مؤثرترين داروي شناخته شده است.(Godinho,etal.2005) آنتيبيوتيك Draxxin مناسبترين دارو براي بيماريمايكوپلاسموز است زيرا يك دُز آن 7 تا 14 روز در غلظت مناسب درماني خونعليه باكتريهاي مايكوپلاسما و Mannheimia haemolytica، پاستورلا مولتيسيدا و هيستوفيلوسسومني ، كه تمام آنها عامل BRDC هستند، باقي ميماند.ساير داروها كه نتايج خوبي دارند عبارتند از Nuflor®، Adspec® ، ® BaytrilوAl80® نيز ميتوانند در درمان مايكوپلاسما هنگامي كه يك عفونت مركب بهM.haemolytica و مايكوپلاسما وجود دارد، مؤثر باشند.
دو عامل بسيارمهّم در درمان مايكوپلاسما شناسايي سريع بيماري در اوايل بيماري و درمانطولاني مدت است. گوسالههاي درمان شده در اوايل بيماري پاسخ نسبتاً خوبيبه بيماري ميدهند. نياز به درمان طولانيتر از معمول براي BRDC با توجّهبه اين واقعيت كه بدون درمان فشرده، درمان آن با پيشآگهي ضعيف همراه استو بيماري 30 درصد از 70 درصد گوسالهها ممكن است عود كند تخريب ريه بيشترميشود احتمال بهبود بيماري كمتر خواهد شد. امروزه پيشنهاد شده است كهسطوح درماني مداوم آنتيبيوتيكها براي گوسالههاي مبتلا به مايكوپلاسماپنومونيه به مدت 14 ـ 10 روز تجويز شود.
كلراتتراسايكلين به ميزان25/0 تا 0/1 گرم به ازاي هر 100 پوند وزن بدن در هر روز ميتواند به غذايدام اضافه شود و پروتكل درماني به مدت 14-10 روز پيشنهاد ميشود. اگر بهعفونت مايكوپلاسما مشكوك شديد با يك دكتر دامپزشك براي انجام يك پروتكلدرماني كه مناسب با دستورالعملها و ارائه بهترين درمان مشورت نمائيد.كاربرد آنتيبيوتيكها براي درمان مفاصل متورم معمولاً هنگامي كه پنومونيكنترل شده است توصيه نميشود. مؤثرترين درمان براي گوسالههاي مبتلا بهآرتريت فراهم آوردن امكان دسترسي آسان آب و غذا براي آنها است تا ازگرسنگي و دهيدراتاسيون آنها پيشگيري شود. همچنين ضروري است چندين بار درروز در اختيار اين گوساله آب و غذا قرار دهيد تا شروع به بهبود نمايند.خوشايندترين جنبه اين بيماري اين است كه هنگامي كه پديدار ميشود، زمانكافي براي بهبودي تعداد زياد گوسالههاي مبتلا خواهيد داشت. مفاصل برايبهبودي كامل نياز به هفتهها تا ماهها زمان دارند و پس از آن گاوها شروعبه افزايش ميكنند.
پيشگيري
از آنجائيكه درصد زيادي از گاوهايسالم داراي M.bovis در دستگاه تنفسي فوقاني هستند، تقريباً برايپرورشدهندگان، با توجه به اينكه تمام گاوهاي آنها از منابع بيروني هستند.اجراي روشهاي بيوسكوريتي براي جلوگيري از ورود مايكوپلاسما به فارمهايآنها تقريباً غيرممكن است. با وجود اين، پرورشدهندگان گاو و گوساله بايديك پروتكل بيوسكوريتي دقيق در هنگام ورود گاو جديد به گله در نظر بگيرند.از آنجائيكه بيماري مايكوپلاسموز بعد از BRDC رخ ميدهد، مهمترين جنبهپيشگيري از پنوموني مايكوپلاسمايي (مايكوپلاسما پنومونيه) كاهش عواملاسترسزا براي گاوهايي است كه مبتلا هستند. بايد عملكردهاي مشابهي برايپائين آوردن خطر BRDC انجام ميدهند تا بهترين كار براي كاهش خطرمايكوپلاسموز انجام گردد. واكسيناسيون مناسب، برنامههاي تغذيهاي، تقويتبرنامههاي مواد معدني باعث توسعه سيستم ايمني گاوها ميشود و باعث ميشودآنها كمتر به BRDC و مايكوپلاسموز مبتلا شوند. تعداد گاوهاي خريداري شدهدر هر زمان نبايد بيشتر از ظرفيت امكانات باشد گوسالههاي با ضعيف ياداراي ريسك ابتلاي بالا نبايد خريداري شوند مگر اينكه از نزديك بررسي شوندو به آساني براي درمان كنترل شوند. همچنين تفنگ مايعخوران و بلوسخورانبايد در بين هر بار استفاده زماني كه به چندين گوساله به صورت رديفيخورانده ميشود بايد ضدعفوني شوند. شناسايي و درمان حيوانات بيمار به طوراوليه نهتنها تعداد موارد مزمن و مرگومير گوسالهها را كاهش ميدهد،بلكه باعث كاهش انتشار بيماري بين جمعيت گاوهاي گوشتي ميشود.
خلاصه مقاله
مايكوپلاسمايكي از مهّمترين علل پنوموني و لنگش مربوط به آن در گاوهاي گوشتي پروارياست. فراواني و شدت بيماري در دهه اخير به طور سريع در حال رشداست.شناسايي اوليه و درمان موارد بيمار و برنامه هاي كلي مديريت شروع وشدت بيماري را كاهش ميدهد. اگر به بيماري مايكوپلاسما مشكوك شديد، بادكتر دامپزشك خود تماس بگيريد. اگر اين بيماري سريعاً شناسايي نشود،ميتواند باعث ضررهاي اقتصادي و مديريتي در يك فارم شود.