شناسايي متن منشور کورش روي استخوانهاي فسيل اسب در چين
پژوهشهايزبانشناسي يک متخصص زبانهاي خاور نزديکروي دو قطعه استخوان فسيل شده اسبکه در موزه شهر ممنوعه نگهداري ميشوند،منجر به شناسايي نسخه چيني منشورکورش شد. گفته ميشود که قدمت ايناستخوانها به دوره سلطنت هخامنشيانبازميگردد و مطالعه روي نوشتههاياين کتيبه همچنان ادامه دارد.

خبرگزاريميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ پژوهشهاي زبانشناسي يکمتخصصزبانهاي خاور نزديک روي دو قطعه استخوان فسيل شده اسب که در موزهشهرممنوعه نگهداري ميشوند، منجر به شناسايي نسخه چيني منشور کورش شد.گفتهميشود که قدمت اين استخوانها به دوره سلطنت هخامنشيان بازميگرددومطالعه روي نوشتههاي اين کتيبه همچنان ادامه دارد.
مدتهاست کپيچيني توليدات مختلف، از وسايل برقي گرفته تا انواع خشکبار،بازار ايران رافتح کرده است؛ اما اين بار چينيها محصولي را در حوزهباستان شناسي رو کردهاند: «نسخه چيني منشور کوروش». اما اين محصول چينيبرخلاف ساير محصولاتآنان ظاهراً اصل است و تاريخ ساخت آن احتمالا به حدودسال هاي حکمرانيکوروش بزرگ بازمي گردد.

منشور روي استخوان
دوقطعه استخوان فسيلشده اسب بهتازهگي در چين شناسايي شده که از قرار معلومحاوي رونوشتيخلاصه شده از منشور کوروش هستند که در ازاء هر 20 نگاره ميخياستوانهکوروش يک نگاره دارد.
در ابتدا تصور ميرفت اين استخوانهاتقلبي باشند، اما "ايروينگ فينکل"،از متخصصان خطوط خاور نزديک باستان درموزه بريتانيا، اعتقاد دارد کهآنها اصل هستند. اين کشف سابقه ارتباطايران را با چين چند قرن عقبترميبرد.
باستانشناس ايراني کاميارعبدي درباره اهميت اين کشف ميگويد: «البتههنوز بايد منتظر نظر ديگرزبانشناسان و بررسيهاي آزمايشگاهي در مورداصالت اين اثر باشيم، اما اگراصل باشد اين کشف مهم تحولي عظيم را درديدگاههاي ما در زمينه ارتباط بينخاورنزديک، بويژه سلسله هخامنشي و چيندرهزاره اول قبل از ميلاد، بويژه درزمان سلسله ژوي شرقي، به دنبال خواهدداشت.»
تا پيش از اين مدرکمستقيمي مبني بر ارتباط هخامنشيان با چين در دست نبود.با اين کشف تاريخارتباط بين ايران و چين از دوره سلسله اشکاني در ايران وسلسله هان در چينپيشتر و به زمان سلسله هخامنشي در ايران و سلسله ژويشرقي در چين بازميگردد.

داستان کشف
اين دو قطعه استخوانحکاکي شده در سالهاي 1935 و 1940 توسط «خو شن وي»طبيب سنتي چين خريداريشدند. خو فکر ميکرد اين دو قطعه حاوي اسنادي به خطکهن چيني است. در سال1966 طي انقلاب فرهنگي چين او اين دو استخوان رابراي جلوگيري از نابوديشاندر خاک دفن کرد.
در سال 1985 خو اين دو استخوان را به شهر ممنوعه بردو به موزه کتيبههايچين اهدا کرد. اما به تازهگي «وو يوهنگ» متخصصزبانهاي خاورنزديک باستاندر موزه شهر ممنوعه تشخيص داد که نوشته روي فسيلباستاني بخشي از اعلاميهحقوق بشر کوروش و متعلق به ايران است.
تا پيشاز تاييد اصالت اين دو قطعه تصور ميشد لوح کوروش نمونهاي منحصربه فرد وتک بوده است. اما طي سال جاري ميلادي پيدا شدن دو قطعه گل نبشتهدر مجموعهموزه بريتانيا که بخشي از اعلاميه کوروش بزرگ بود اين باور رامخدوش کرد واين احتمال را پيش کشيد که شايد چندين نسخه از اعلاميه کوروشوجود داشتهاست.
در ژوئن امسال با همکاري موزه چين خطوط روي اين دو قطعه کپي شدهو برايمطالعه به موزه بريتانيا انتقال داده شد. به گفته فينکل نوشته روياين دوقطعه با متن اصلي روي استوانه کوروش کمي تفاوت دارد، اما از لحاظدستورزبان و آوانگاري درست است.
سرکشهاي سه گوش علائم روياستخوانها با استوانه کوروش متفاوت و بخشبالايي آن شبيه به حرف v است.اين نحوه نگارش در بابل رايج نبوده و احتمالتوليد اين استخوان ها در ايرانرا افزايش ميدهد.
فينکل همچنين معتقد است متني که کپي کننده روياستخوانها به کار بردههمان متن لوح کوروش نبوده اما نسخهاي متفاوت وايراني از لوح بابلي استکه مي توانسته نسخهاي از کتيبهاي سنگي، نوشتهشده با جوهر روي چرم يا گلنشته باشد که در مکاني نامعلوم و به منظورينامشخص در 2500 سال پيش از روينسخه اصلي استوانه کوروش کپي شده است.
کاميارعبدي در اين زمينه افزود: «در اينکه منشور کورش متني بسيار مهمبوده ترديدينيست، اما اهميت آن براي اتباع شاهنشاهي هخامنشي بوده. پس ازاينکه اصالتاين يافتهها تأييد شد از نخستين پرسشهايي که بايد بدانپرداخت اين است کهمتن منشور کورش چگونه به چين راه يافته و چرا اين متنبراي چينيها آنقدراهميت داشته که آن را کپي کنند.»