استرکاکس:

استرکاکس در سال 1878 میلادی یک دختر 18 ساله معمولی بودکه در شهر ((نووا اسکوتیا)) ی کانادا زندگی میکرد , دختری که فعالیت هایشریرانه پولترگایستی زندگی اش را زیر و رو کرد. یکی از شب های همین سال ,استر ناگهان از خواب پرید و با وحشت به والدین اش گفت که یک موش بهرختخواب او راه پیدا کرده است. بعدا جعبه ای را دیدند که صداهای ترسناکیاز داخل آن به گوش میرسید اما وقتی در جعبه را باز کردند خالی بود. استرشب بعد دوباره با ترس و وحشت از خواب پرید . او این بار ادعا کرد که درحال مرگ است و این در حالی بود که بدنش به اندازه دوبرابر حالت طبیعی بادکرده و متورم شده بود. حانواده استر در همین حال صدای رعد و برق را شنیدنداما آسمان صاف و عاری از هر ابری بود. گرچه بعدا تورم بدن استر برطرف شداما پدیده های عجیب , همچون به پرواز در آمدن رختخواب در فضای اتاق استر ,ادامه یافت و حتی روز به روز خشن تر از پی می شد.
خوانواده کاکس برایحل این مشکل دکتر خانوادگی شان را فراخواندند. دکتر کاریت مشغول معاینهاستر شد که ناگهان زیر بالشی ای که در کنار دختر قرار داشت , خود بخود بههوا برخاست و شدیدا به سر دکتر اصابت کرد. سپس صدای گوشخراشی از پشت سردکتر شنیده شد و او سرش را که برگرداند بر روی دیوار مقابل این جمله نقشبسته بود(( استرکاکس تو داری مرا می کشی))
خوادث مذکور در خانه کاکس هابرای ماه های متمادی ادامه یافت . این حوادث تنها هنگامی متوقف می شدند کهاستر در خانه نبود. بعدا یک آتش سوزی مهیب در انبار علوفه خانه روی داد.دادگاه عامل اصلی وقوع این آتش سوزی را استرکاکس معرفی کرد و او را به 4سال اقامت در زندان محکوم ساخت. بعد از این ماجرا فعالیت های شریرانهپولترگایست متوقف شد. خانواده کاکس و دکتر آنها و نیز بسیاری از اهالی مخلاعتقاد داشتند که این پدیده های شریرانه کار یک روح بد ذات بود که میخواست استر را شکنجه کند.
کارشناسان در بررسی این پرونده به این نتیجهرسیدند که استر به صورت ناآگاهانه و غیر عمدی , در کانون انرژی حرکتی روحیو روانی خویش قرار داشت و این انرژی که ناشی از سرکوب احساسات جنسی و یادیگر احساسات این دختر نوجوان بود , عامل اصلی تمامی آن حوادث به شمار میرود.

بل ویچ ( جادوگر بل )
بل ویچ یا جادوگر بل یکی ازمشهورترین موارد تسخیر شدگی ها از سوی پولترگایست ها به شمار می رود. اینجادوگر مجموعه ای از خوادث را بوجود آورد که نهایتا به مرگ منمجر شد. جانبل و همسرش لوسی در سال 1817 به همراه فرزندان شان در مزرعه ای واقع درایالت تنسی آمریکا زندگی می کردند. الیزابت یکی از فرزندان خانواده , درمرکز فعالیت های شریرانه قرار گرفت . در ابتدا صداهای ناله و جیغ و دیگرصداهای مرموز شنیده میشد., اما به زودی رختخواب ها و صندلی ها در فضایداخل اتاق الیزابت شروع به پرواز کردند. بعدا الیزابت هدف حملات فیزیکیمثل کتک خوردن , نیشگون گرفتن و زخمی شدن توسط سنجاق ها قرار گرفت بدوناینکه عامل این حرکات مشخص باشد. پدر و مادر الیزابت ابتدا در این خیالبودند که فرزندشان دچار مشکل روحی شده و خودش به خودش صدمه زده است. امادر ادامه ماجرا حملات الیزابت بیشتر و بیشتر شد و به مرحله ای رسید که روحخبیث شروع به حرف زدن کرد. در اینجا بود که والدین الیزابت متوجه شدند همهاین مسایل ناشی از یک عامل بیرونی است . روح مهاجم ادعا کرد که او ((روحیاست که از هرکجا که تصورشررا بکنید , از بهشت , از جهنم , از زمین آمدهاست.)) این روح خودش را جادوگر کیت باتز معرفی کرد.
کیت باتز یک زنمحلی بود که قبلا بر سر یک مساله جزئی با لوسی بل , مادر الیزابت , دعوا ووی را تهدید به مجازات کرده بود. کیت در آن هنگام در قید حیات بود اماوقتی به سراغش رفتند گفت اصلا از این مامجرا بی اطلاع است. از آن هنگام بهبعد روح مذکور (( کیت )) نامیده شد.
کشته شدن جان بل:
فعالیت هایروح شریر , حتی زمانی که الیزابت در خانه نبود , همچنان ادامه پیدا کرد.بعدا هنگامی که الیزابت با یکی از مردان جوان روستا نامزد کرد , روح مزاحمشروع به آشکار ساختن برخی از رازهای خصوصی الیزابت کرد و نهایتا ازدواج اورا به هم زد. روح شریر برای مدت دو سال پیاپی اعضای خانواده بل را بهانحای گوناگون آزار میداد. در پایان این دوران جان بل پدر خانواده بیمارشد . روح شریر اعلام کرده بود که آنقدر جان بل را شکنجه و آزار خواد دادتا او بمیرد. جان در 20 دسامبر 1820 مرد و این در حالی بود که یک بطریعجیب بین داروهای او یافت شد . هنگامی که محتویات بطری را به خورد گربهخانواده دادند او نیز مرد. روح شریر اعلام کرد که وی مسبب اصلی در مسمومکردن جان بل بوده است. این روح شریر بعد از مرگ جان برای 7 سال ناپدید شدو دوباره برای خرابکاری بیشتر بازگشت . خانواده بل هرگز درنیافتند که چراآنها هدف حملات این روح قرار گرفته بودند.

کاخ ساندرینگهایم:
کاخساندرنگهایم در نوروفولک انگلستان یکی از اقامتگاه های خاندان سلطنتیبریتانیا همیشه در آستانه کریسمس از سوی یک روح شریر تسخیر میشود. این روحشریر کارت های کریسمس را بر کف خوابگاه خدمتکاران در طبقه دوم کاخ پخش وپلا می کند. یکی از خدمتکاران کاخ چنین گزارش داد که (( من به چشم خودمدیدم که یک کیسه کاغذی بزرگ , پر و خالی میشد انگار مثل ریه انسان داشتهوا را داخل و خارج میکرد.)) این خدمتکار پس از دیدن این صحنه اعلام کردکه هرگز حاضر به خوابیدن در کاخ نیست. پرنس کریستوفر کریس , عموی فلیپ نیزیکبار سر و شانه یک زن عجیب را که تصویرش در آیینه کاخ بازتاب یافته بود ,مشاهده کرد. او صبح روز بعد تابلوی این زن را که دوروتی والپول نام داشت ودر سال 1726 به قتل رسیده بود , بر روی یکی از دیوارهای کاخ مشاهده کرد.روح این زن توسط جرج ششم نیز دیده شده بود.
منبع:تکتاز