نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: نگرش فرهنگی به پوشش

  1. #1
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    نگرش فرهنگی به پوشش

    یابنی ادم قد انزلنا علیکم لباسا یواری سواتکم وریشا و لباس التقوی ذلک من ایات ال... لعلهم یذکرون (اعراف 26)

    ایفرزندان عالم برای شما لباسی فرستادیم که شما را می پوشاند و لباس زینت ولباس تقوی، این بهتر است این آیات خداست شاید ایشان اندرز گیرند.




    کلمهی لباس از مصدر لبس که در عربی به معنای (شبهه و اشکال و عدم وضوح) امدهاست . (المنجد) که در ذهن این معنی را می رساند که وسیله ایست برای از نظردور داشتن شکل اصلی بدن و تغییر شکل دادن ان و ان را به شکل و گونه ایدیگر در اوردن و وسیله ایست برای از بین بردن وضوح و مشخصات بدن که اینکلمه در فارسی واژه های پوشش، تن پوش و پوشاک را تداعی می کند که با فعل پوشیدن و پوشاندن به کار می بریم که مقصود همان پوشاندن تن و ننمایاندن آناست که برای هر طبقه ای قابل فهم است و منشا اصلی پیدایش لباس ضمن محفوظماندن از سرما و گرما و عوامل طبیعی، عفت، پرهیزگاری، زیبا و با وقار بودناست.

    اینکه انسان چه بپوشد و چگونه بپوشد بستگی به فرهنگ و جهانبینی جامعه ای دارد که در آن زندگی می کند. باید دید فرهنگ آن جامعه جهانرا به چه معنا می داند؟ افراد انسان را چگونه موجودی می شناسد؟ و چه سرنوشتی را برای آنها تصور می کند.

    لباس هر انسان پرچم کشور وجوداوست. پرچمی است که او بر سر در خانه ی وجود خود نصب کرده است و با آناعلام می کند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند. همچنان که هر ملتی باوفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خودابراز می کند هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها معتقدو دل بسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش ها و بینشها را از تن به درنخواهد کرد. قبل از گسترش فرهنگ منحط غربی صرف نظر از اختلاف ظاهری والبسه اقوام مختلف بشر، لباسهاس گوناگون وجه اشتراک داشتند که ان خاصیتپوشیدگی آنهاست اما در پس گسترش فرهنگ استعماری، لباس ابزاری شد برایامیال شیطانی بشر نظیر خود نمایی، حسادت، رقابت، جاه طلبی و سلطه بردیگران و با استفاده از ابزار مد انسان اسیر مطامع موسسات استعماری گردید که برای سود بیشتر هر روز او را به بازی می گیرند و آنچه از بین رفته است انسانیت است و بس.

    جدااز صرفه اقتصادی القای این فرهنگ در جوامع تحت سلطه فرهنگی، ایجاد یک دغدهفکری جدید برای انسان ها، مثلا اینکه امسال چه رنگی مد است؟ را به دنبالدارد که نهایتاً فراغت فکری را از افراد این جوامع سلب میکند. به اینترتیب این جوامع اگر اسیر این دغدغه های فکری بشوند رفته رفته از اندیشهبه مسائل مهم تر باز می مانند.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    درجامعه ای که ارزشهای والای معنوی و انسانی بی اعتبار باشد و عالم درونانسان حیثیت و معنایی مستقل از نمایش ها و جلوه های بیرونی نداشته باشدقهرا شخصیت انسان به کلی بر پایه ی توجه دیگران و اظهار نظر انان در بارهوی شکل می گیرد. پیداست که افراد در چنین جامعه ای سعی می کنند با هروسیله ای و از جمله با لباسی که به تن می کنند برای خود نوعی تشخیص و تعینایجاد کنند که نمونه ی این طرز فکر غلط را متاسفانه در جامعه خودمان نیزشاهد هستیم.

    در فرهنگ اسلامی از لباسی که برای شهرت و خودنماییپوشیده شده باشد مضموم دانسته و نکوهش شده است. از حضرت حسین ابن علی (ع)روایت کردند که:

    من لبس ثوبا شهره کساه الله یوم القیامت ثوبا من نار

    هر کس برای مشهور شدن لباس به تن کند، خدا در قیامت جامه ای از آتش بر او می پوشاند.

    و این حدیث زیبای امام صادق (ع) را آویزه ی گوش قرار دهیم که می فرمایند:

    بهترینلباس تو آن لباسی است که تو را از یاد خدا و انجام وظایف لازم مانع نشود.بلکه تو را به یاد و سپاسگزاری و اطاعت پروردگار متعال نزدیک کند. و تو راواندارد به خودبینی و خود نمایی در زینت دادن به خود، افتخار کردن وخودستایی، زیرا این ها همه از آفات دینی و سبب قساوت و تیره بودن قلب است.

  2. #2
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: نگرش فرهنگی به پوشش

    ● تاریخچه لباس

    بشراز زمان های بسیار دور برای رفع نیاز خود به پوشش، به فکر استفاده ازامکانات محیط افتاد و پس از شناخت نحوه ی استفاده از امکانات آن به تدریجدر نوع پوشش خود تغییراتی به وجود آورد تا این که پس از گذشت سالیانمتمادی، لباس به معنای امروزی و با فرم های مناسب ابداع شد.

    در طول تاریخ تقریبا طولانی ابداع لباس، عوامل متعددی در تحول آن دخالت داشته است که به طور خلاصه به شرح زیر است.
    دوره اول


    دراپه(drope) یا لباس های مواج که از پیچیدن پارچه به دور بدن تشکیل میشد، لباسهای شانتی (shenti) مصری که به صورت لنگ به دور کمر می پیچیدند، هیماسیون(himaticn ) یونانی که به صورت چادر شب استفاده می شد. و پارئیو (poreo)تاهیتی نیز که یک تکه پارچه به صورت لنگ بود، نمونه ی لباس های این دورههستند.
    دوره ی دوم


    لباسهایدوخته یک پارچه از یک تکه پوست یا پارچه تشکیل می شد که این نوع لباس دروسط به صورت یک حلقه ی باز شده و از یک طرف بدن گذشته و بر روی شانه درطرف دیگر بدن قرار می گرفت. مانند: پانچو (poncho). این نوع لباس ها به دودسته تقسیم می شدند، یک دسته لباس دوخته ی بسته که از چندین عرض چارچه ینازک تشکیل شده و به دور بازوان پیچیده می شد. دسته ی دیگر لباس های دوختهی باز بود که از طول پارچه استفاده می شد. بدین طریق که پارچه را از طولروی هم جمع می کردند و بر روی لباس های دیگر می پوشیدند و لباس در قسمتجلو به صورت ضربدر روی هم قرار می گرفت. مانند کفتان (caftan ) اسپانیایی.
    دوره ی سوم


    دراین دوره لباس های پوستی بیشتر مورد استفاده قرار می گرفت و به این صورتبود که این لباس به وسیله ی یک بند یا نوار چرمی به پاها وصل می شد. اینلباس در طول زمان تغییرات بسیاری کرد و به شلوار چادر نشینان و اسب سوارانصحرا نشین، چابک سواران و لباس های پوستی اسکیموها تبدیل شد.
    دوران جدید


    لباسهای این دوره از ترکیب لباس های 3 دوره ی قبل به وجود آمد. به طوری کهلباس های این سه دوره هیچ کدام جانشین دیگری نبوده و در طول زمان برهممنطبق نشدند. ولی در نقاط مختلف جهان از قدیمی ترین روزگاران به وسیله یافراد مختلف شباهت هایی در آنها به وجود آمده است.

  3. #3
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: نگرش فرهنگی به پوشش

    تاثیر عوامل مختلف بر روی لباس

    تغییرات اقلیمی

    آبوهوا یکی از عوامل مهم بروز تمدن، اختراعات و ابتکارات بشر است. این عاملدرمورد انسان هایی که در مناطق حاره ای زندگی می کردند تاثیر چندانینداشتهاست. زیرا انان به علت شرایط آب و هوایی خاص، دیرتر متوجه ضرورتاستفاده ازلباس شده اند. اما در مناطق سردسیر، این نیاز برای بشر جنبه یحیاتی داشتهاست.

    انسان هایی که در مناطق معتدل زندگی می کردند، بهعلت تغییرهوا در فصول مختلف مجبور به استفاده از لباس مناسب همان فصلبوده اند، آب وهوای اروپا و آسیا به علت سردی و گرمی آن سهم مهمی در تحوللباس در مناطقبین النهرین و ایران داشته است. آب و هوا و موقعیتجغرافیایی نیز در نوعلباس مورد استفاده تاثیر داشته است. به طور مثاللباس مردم هند هنوز بهصورت دراپه باقی مانده است و تغییر و تحول خاصی درآن به وجود نیامده است.

    عامل سیاسی

    عواملموثردیگر در تحول لباس کار، حرفه و بروز جنگ ها بوده است. به طور مثال،حرفههای مختلف هر کدام دارای لباس های مخصوص به خود بوده است (لباس شکار،اسبسواری، جنگ و غیره) در جنگ بین کشور ها و ملل مختلف طرف مغلوب مجبوربه فراگرفتن کلیه آداب و رسوم و هنر و مذهب به طرف فاتح بوده است و مللضعیف بهناچار باید سبک های هنری و شیوه های زندگی ملل غالب را مورد تقلیدقراردهند. در هنگام عظمت و قدرت فرانسه، صنایع و هنر و آداب این ملتالگوی سایرملل قرار می گرفته است و در حال حاضر اکثر مردم دنیا تقلید ازمدل هایفرانسوی لباس را بر سایر مدل ها ترجیح می دهند. پس از حمله یاسکندر بهایران و در زمان های پادشاهی پارت ها نفوذ عمیق هنر یونانی برهنرمندان آنزمان، تمییز آثار هنری آنها از کارهای یونان مشکل به نظر میرسد.

    لباسایرانیان نیز از این تاثیر بر کنار نماند و دامنه ی ایننفوذ تا ظهور دولتساسانی ادامه یافت. شاید بتوان مشکلات فعلی جامعه را درپوشش نیز به همینمسئله نسبت داد و گفت سردرگمی سیاسی از نظر فرهنگی درکشور موجب شده ازسویی غرب گرایی و عرب دوستی رونق پیدا کند و از طرفی غربستیزی و عرب ستیزیافراطی به شکلی که برخی تشابهات فرهنگی در پوشش کهمتعلق به خود ایران زمینبوده است نیز تنها به گناه شباهت به یک پوشش غربییا عربی مورد غضب واقعشود.

    یک بررسی ویژه لازم است تا تفکیک پوششایرانی از مدل های غربیو عربی صورت پذیرد تا با روشن بودن الگو ها،سردرگمی اجتماعی رفع گردد،قطعا در آن زمان میتوان در مورد افرادی کهگرایشاتی به پوشش های غیر ایرانیدارند تصمیمات مناسب تری گرفت.

    عوامل فرهنگی

    دربیندوران های تاریخی، دوره ی صفویه را به دلیل روابط اقتصادی با اروپانقطه یآغازین نفوذ فرهنگی اروپاییان در ایران نامیده اند. اما به دلیلمقاوتایرانیان در مقابل این نفوذ، دوره ی صفویه را می توان عهد پایداریفرهنگ وتا حدی صدور فرهنگ نیز نامید زیرا در همین دوره عده ای از جهانگردان و ازجمله تاورنیه شاردن، رابرت شرلی و پادشاه سیامف به دلیل اینکه ایرانیانرا مردمی پیشرفته، متمدن، ثروتمند، صاحب فضیلت و هنر هایگوناگون میدانستند لباس به سبک ایرانی می پوشیدند.

    دوره صفویه ازجهاتی بسیارشباهت به جمهوری اسلامی و حکومت فعلی ایران دارد، از جمله دینمحوری حکومتبه شکل اجتماعی نه خلافتی. همینطور تلاش برای مقابله با هجومفرهنگی کهشاید آن روز ها نخستین حمله های فرهنگ غرب به ایران آغاز شد کهالبته بایداعتراف کرد مستحکم ترین دوره تاریخی ایران از نظر فرهنگی دورانصفویه بودهاست، اکثر آثار هنری ما مربوط به همین دوره می باشد در حالی کهشاهد حضوراروپاییان برای نخستین بار در ایران بوده ایم.

    همینطوراز نظر پوششمقاومت خوبی وجود داشته تا جایی که نه تنها تغییری در پوششمردم ایران شکلنگرفت بلکه به علت همین مقاومت طبق اسناد تاریخی عده اییاز جهان گردان واز جمله تاورنیه شاردن، رابرت شرلی و پادشاه سیامف پوششایرانی داشتند. درحقیقت ما در دوره صفویه ضمن مقابله با هجوم فرهنگ غربیفرهنگ خود را نیزگسترش داده و به دیگران منتقل نموده ایم.

    به نظرمیرسد جمهوریاسلامی نیز با توجه به شباهات فراوان به حکومت صفویه (تاجایی که بسیاریانقلاب ما را بازگردانی حکومت صفویه میدانند) فرصت آن دستداده است که باردیگر هنر و فرهنگ ایرانی از جمله پوشش ایرانی را بهجهانیان ارائه کرد. ازنظر مذهبی هم باید گفت پوشش ایرانی کاملا اسلامیاست. یعنی هماهنگ با مذهباکثریت مردم ایران، حتی قدیمیترین آثار تاریخیایرانی از جمله تخت جمشید همعاری از اصول خلاف توصیه های پوششی اسلامیاست! در هیچ یک از کاخ ها و قصرهای پیش از اسلام، در ایران از البسه بهعنوان ابزار خودنمایی استفادهنمیشده است، البته قطعا در آن دوره هم درجامعه افرادی بوده اند که لباس راارزش می پنداشتند اما اکثریت جامعهایران، با توجه به اندیشه محور بودنش،خود به آنچه اسلام به پیروانش توصیهکرده از پیش معتقد بوده است و اسلام دراین میان شفاف کننده مسئله بودهاست.

    عوامل اقتصادی

    اقتصاد،یکیاز عواملی است که در هر جامعه نقش بسیار فعالی ایفا میکند، به طورمثال دراروپا با آن که صنعت رشد کرده و بسیاری از مسایل موجود در جامعه یآن زمانرا تغییر اساسی داده است، ارزشها و سنت های پیشین کمابیش حفظ میشد. اماایرانیان تحت تاثیر نفوذ غرب اروپایی شدن را ترجیح داده و به جایبازسازی ونوسازی چهارچوب اقتصادی جامعه با پوشیدن لباس به سبک اروپایی بهشکل هایظاهری متمدن و صنعتی شدن گرایش پیدا کردند. همچنین علل اقتصادی میتواندمانع نفوذ یک مد جدید از جامعه ای به جامعه ی دیگر شود. به طور مثالدورهساسانیان، به دلیل تولید زیاد پارچه، پوشاک ایرانیان تنوع بیشتریپیدا کردو تهیه کنندگان لباس ابداعات و ابتکارات بیشتری را نشان دادند.در انگلستاندر سال 1667 میلادی، برای جلوگیری از ورود جوراب های ابریشمیزنانه یفرانسوی حقوق گمرکی تا 360% افزایش داده شد و در فرنسه طبق فرمانناپلئونبه منظور توسعه و ترقی صنایع ابریشم، از لباس های دوره های قبل کهدر دربارسلاطین مورد استفاده قرار می گرفت الهام می گرفتند.

    عوامل اجتماعی

    تغییراتیکهاز یک قرن پیش بر روی لباس به وجود آمد، نه تنها با برش در مدل هایمختلفبلکه به نوع پارچه، جنس و رنگ آن نیز ارتباط داشته است و اطلاعات مادرمورد لباسهای اولیه مردم ایران بیشتر از روی مجسمه هایی است که درحفاریهای مختلف به دست آمده است. هر کدام از این لباس ها تابع شرایطقومی،جغرافیایی و بومی است. ایرانیان به دلیل ساخت دستگاه های بافتپارچهباریشمی که دارای شهرت به سزایی در خاورمیانه نیز بود، انحصار تجارتایننوع از پارچه را بین چین و مغرب زمین در دست داشتند، پارچه هایابریشمیتولید شده در این سالها، معمولا دارای نقوش شلوغ و پرکار است و دررنگ هایمتنوعی بافته شده است. با توجه به آنچه گفته شد تغییر و تحول لباسرا میتوان در سه مرحله خلاصه کرد:

    مرحله ی اول
    شاملزمانهای بسیار دور تا قرن چهاردهم است که با وجود اختلاف موجود بین تمدنهاتغییرات بسیار کمی در لباس ها دیده می شود و لباس ها خصوصیات قومیمعینیندارد و در طبقات مختلف اجتماعی به صورت متحد الشکل و اغلب سادهبلند ودراپه است.

    مرحله ی دوم
    ازقرنچهاردهم به بعد که لباس ها به صورت کوتاه و چسبان تا قرن شانزدهم کهلباسهابیشتر تابع خصوصیات ملی و فردی است تغییرات فراوانی را به خود میبیند(شروع دوران صنعتی شدن)

    مرحله ی سوم
    ازاواسطقرن شانزدهم تا زمان حاضر است که به علت ماشینی شدن زندگی لباس هاسری دوزیو آماده متداول شده است و بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.


    پیرومطالببالا که برخی از آنها برای خود من هم تازگی و البته جذابیت داشت،روشن استجامعه ما در وضع نابسامانی از پوشش به سر میبرد. این مسئله فارغاز نگرشمذهبی است بلکه اگر ما نگرش فرهنگی به جامعه داشته باشیم و به قولجلال آلاحمد برهنگی فرهنگی.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    همانطورکهدر بالا نیز اشاره شد، دوره صفویه میتواند الگوی مناسبی برای ما باشد،دراین دوران ما به شکل قاطع مرز های فرهنگی خود را روشن کردیم و من فکرمیکنمهمین کار موجب شد آن طور قدرتمندانه در مقابل هجوم فرهنگیاروپاییانایستادگی صورت پذیرد. البته وجود فاضلانی و فیلسوفان در این دورهوشکوفایی هنری و فرهنگی کشور در این دوره همه مسائلی هستند که با گرهگشاییاز وضعیت فعلی فرهنگی مجددا حاصل خواهند شد. در آن دوران اندیشه همهمردمبه دنبال معانی فلسفی عمیق و بهتر است گفت اهداف متعالی بود. قطعاامروزههم در جامعه ما اندیشمندانی هستند که میتوانند جامعه را به سمت کمالهدایتکنند و از وابستگی هایی مثل این مسئله رهایی بخشند اما این گونهتحولاتهمت اجتماعی می طلبد.

    نکته مهم در این تحول این است کهنبایدتندروی پیشه کرد. متاسفانه با توجه به همان اثرات سیاسی بر روی لباس،کشورما به علت وضعیت خاص سیاسی حاکم (نوپایی حکومت) دچار سردرگمی فرهنگیدربسیاری از بخش ها از جمله لباس است. از نظر بنده میتوان تفکرات متفاوتیرادر این حوزه شناسایی کرد.

    ابتدا بهتر است بگویم خود بنده و احتمالا برخی دوستان هم اندیش بنده چه نظری در این مورد دارند:

    جوانيخصوصياتخاص خود را دارد که هيچ گريزي از آن نيست، يکي از نيازهايي که بهشکلمستقيم با سن جواني ارتباط دارد، نياز به آراستگي است به طوري کهکليهجامعه شناسان و روان شناسان متفق القول هستند که جوانان در سني خاصنيازبه پوشيدن انواع خاصي از لباس و آرايش مو را دارند که در حقیقتهمانتازگی و شور جوانی است، پوشش های متفاوت تر و با رنگ های شاد و جذاب.

    از طرفي دين مبين اسلام نيز همواره بر آراستگي تاکيد کرده و به آن توجهات خاصي داشته است؛ اما مرز بين آراستگي و آنچه به عنوان "خود نمايي" شناخته مي شود چيست؟

    بهعقیدهبنده باید این مرز روشن باشد، همانطور که در دوران صفویه مرزهایفرهنگیروشن شد، اگر این امر صورت بگرید ما به شکوفایی فرهنگی در اینجا درموردپوشش دست خواهیم یافت.

    اما نکته ای که در هنگام مرز بندی بایددرنظر داشت این است که نه از حدود فرهنگ خودمان پیش برویم نه اینکه بخشهایاز فرهنگ خودمان را آنسوی مرزها جا بگذاریم. اتفاقی که در کشور حاضرافتادهاست، مثل عده ای که غرب زدگی ایشان تا آنجا است که اگر امروز پوششیدر غربابداع شود ایشان فردا میگویند این پوشش ماله ما بوده و ریشه آنایرانی است،در مقابل عده ای هم هستند که تنها به علت داشتن تشابه دچارسوء تفاهم شده وبخش های از فرهنگ پوششی ایرانی را قیچی میکنند.

    ازآنجا که بیان شداین مرز بندی فرهنگی عمومی است، نباید توسط عده خاصی دریک شورا یا ...تعیین و به جامعه تحملی شود، حتی اگر این عده از خبره ترینمتخصص هایفرهنگی جامعه باشند. این شیوه نادرست نه تنها کمکی نمیکند بلکهموجب متزلزلشدن بیشتر فرهنگ ما خواهد شد. چرا که فرهنگ مانند یک سیال استکه هر چه قدربه جامعه فشار وارد کنیم جای آنکه نیروی برابر فشار وارد شدهتولید کندمنحرف شده و بیشتر از مسیر مورد نظر خارج خواهد شد.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    بهطورساده، این جمع یا شورا ها باید جای تعیین یک نقطه و تلاش برای هدایتاجباریجامعه به آن سمت، بررسی کنند که مسیری که جامعه میرود به کدام سمتاست و باشرح وضعیت تلاش کنند جامعه به سمتی که مد نظر است برود. در حقیقتجامعه یکرودخانه است که اگر یکباره مسیرش را به سمت مورد نظر کج کنیمعواقب خطرناکیدر پی دارد. به همین دلیل به شکل شفاف همانطور که احمدینژاد هم تاکیدداشت، مسائله پوشش ما چه زن و چه مرد چیزی نیست که ما تصمیمبگیریم و فرداجامع مشکلش حل شود، این مسئله فرهنگی است و ساخت فرهنگبسیار زمان گیر است.

    اما بنده قبول دارم تعداد افرادی که نظرشان با بنده یکسان است کم جمعیت ترین دسته در میان دسته های زیر هستند:

    دسته نخست
    داراینگرشفرهنگی، مخالف اجبار و تحمیل، موافق مرز بندی فرهنگی، به دنبالشکوفاییفرهنگی اینجا خاص مسئله پوشش حتی اگر زمان بر باشد. معتقد به لزوممقابلهبا هجوم فرهنگی.

    دسته دوم
    ایندستهکه اکثریت جامعه را نیز شامل میشود، آن قدرها هم مسئله را فرهنگینگاه نمیکنند، در حقیقت با نگرش مذهبی به یک مسئله فرهنگی نگاه می کنند وبه همیندلیل بحث واجب بودن و امر به معروف و نهی از منکر را مد نظردارند. این عدهراهکار مناسب را تعیین معیار و همان مرز بندی می دانند اماتفاوتشان بادسته نخست اینجاست که مرز بندی ایشان جهت بستر سازی فرهنگیبرای آیندهنیست. درحقیقت استفاده از جبر به عنوان مثال نیروی انتظامی، ازنظر ایشاندر مورد مسئله پوشش کاملا تائید شده می باشد. البته عده ای دراین دسته باتوجه به داشتن نگرش مطلق مذهبی آن قدر ها نگران تهاجم فرهنگینیستند وبیشتر همان بحث مذهبیی پوشش را مد نظر دارند. البته نمیشودتقریبی هم گفتکه چه درصدی از این جمعیت این چنین طرز تفکری دارد.

    دسته سوم
    دستهایکه تقریبا حدود ثلث جامعه را تشکیل میدهند و باز این عده هم به هیچ وجهبهشکل فرهنگی به مسئله نگاه نمی کنند. افراد این دسته نگرش های مختلفیبهموضوع دارند به طوری که اگر با یکدیگر به بحث در مورد موضوع بنشینندقطعانظر همدیگر هم قبول ندارند و هر کدام نظری متفاوت دارد. برخی نگرشاجتماعیدارند که بیشتر قشر جوان و دانشجو در این دسته این نگرش را دنبالمیکند.میتوان گفت قشری که هدف اصلی تهاجم فرهنگی می باشد. این دسته دانستهیانادانسته پیرو فلسفه های غربی و شرقی مختلف در مورد پوشش نظراتیمیدهند.این نظرات جدا از اینکه بر اساس نگرش فرهنگی نیسند و از یک نگرشاجتماعیدر مورد مسئله فرهنگی داده میشود، حتی برگرفته از فلسفه های ایرانینمیباشد و متکی به فلسفه های شرقی و غربی می باشد. این دسته به استنادعدممذهبی بودن نگرش خود معتقد هستند که میانه رو هستند و دید تعصبیماننددیگران به موضوع ندارند.

    دسته چهارم
    قطعااینطورنیست که هر کس دارای نگرش فرهنگی به مسئله باشد را بتوان در دستهنخست جاداد. دسته چهارم کسانی هستند که هر چند نگرش فرهنگی به موضوعدارند اما بهعلت نداشتن شناحت نسبت به مرز های فرهنگی ایران مرز ها را درجای واقعی خودتعریف نمی کنند. افراد این دسته نیز تعدادشان زیاد نیست اماهنوز از دستهنخست بیشتر هستند.


    زيبايي در هر جامعه و در هردوراني مورد توجهمردم است و خوب يا بد نمي توان انکار کرد که همواره يکياز امتيازات افرادبه شمار مي رفته است. تا اينجا نه تنها هيچ مشکلي وجودندارد بلکه اهميتندادن منطقي آن بخصوص در ميان جوانان نگران کننده است،زيرا تجربه نشانداده است که آن دسته از جواناني که به زيبايي و آراستگيخود اهميت نمي دهنددر معرض انواع بيماريهاي روحي و رواني چون افسردگي و... قرار دارند وعلاوه بر آن بيشتر در معرض خطرات اجتماعي و انحرافاتقرار مي گيرند.

    امااين مسئله آن زماني نگران کننده مي شود و حتيدر بسياري از موارد شکلبيماري به خود مي گيرد که از حالت عادي خود خارجشده و تمام فکر و ذهن يکفرد را به خود معطوف کند به نحوي که در بسياري ازمواقع باعث بروز انواعبيماري و ناهنجاري مي شود. براي مثال کساني که بيشاز اندازه به زيبايي خوداهميت مي دهند يا دچار اعتماد به نفس کاذب ميشوند يا اينکه اعتماد به نفسخود را به شکل کامل از دست مي دهند که هر دوياين حالات مي تواند خطر ناکباشد.

    ايران در حالي جشنواره مد و لباسخود را سال به سال برگزار ميکند که شبکه هاي ماهواره اي در هر 3 دقيقه بهمعرفي يک مد جديد مي پردازندو تنها ترکيه به عنوان يکي از کشورهاي توليدکننده مانتو، هر دو هفته بين 6تا 7 طرح جديد را به ايران صادر مي کند.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    بنابرایننظرمن به عنوان یک فرد با نگرش دسته نخست که معتقد به مقابله با تهاجمفرهنگیو مرز بندی فرهنگی هستم این است که اگر قرار است هزینه ای در رابطهبامقابله با مسئله پوشش شود، راه های بسیاری وجود دارد که این هزینهها(منابع انسانی، مالی و زمانی) مفید تر واقع شوند، تا اینکه به جامعهفشارفرهنگی وارد کرده و سیال را در مسیری جاری کنیم که غیر قابل پیش بینیاستو اگر با خوش شانسی از نقطه مورد نظر دورتر از این نشویم، قطعا اینرفتار،ما را به سمت آن نزدیک نخواهد کرد.


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. متالورژی پودر
    توسط HRG در انجمن متالورژي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۲۹ خرداد ۹۰, ۲۱:۲۲
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۱۰ فروردین ۸۹, ۱۶:۱۷
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۱ مهر ۸۸, ۱۹:۰۲
  4. شاپورزاده نمره ۴ گرفت
    توسط mina در انجمن بایگانی اخبار فوتبال ایران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۰۶ مهر ۸۷, ۲۱:۴۵
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۸ اسفند ۸۶, ۰۲:۱۰

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •