عصرایران ؛ سیدضیاء الدین احتشام - بمب افکن های اسراییلی، از پایگاهی درمرکز این کشور بلند می شوند، از آسمان اردن، شمال عربستان و نیمه جنوبیعراق می گذرند و از غرب ایران، وارد کشور می شوند.

اسکادراناسراییلی ها، چهار دسته می شود: دسته اول به سمت نطنز می رود، گروه دومراهی فردوی قم می شود، سومی به راکتور آب سنگین اراک حمله می کند و دستهآخر به سمت تاسیسات باز فراوری در اصفهان می تازد.

آژیر خطر درتاسیسات هسته ای ایران به صدا در می آید. پدافندها شروع به شلیک می کنند،لحظاتی بعد، بمب های چند تنی از هواپیماها فرو می ریزند و تمام داشته هایهسته ای ایران ظرف چند دقیقه نابود می شود.

عملیات با موفقیت انجاممی شود ، هواپیماها سالم به پایگاه هوایی خود بازمی گردند. در آنجافرمانده نیروی هوایی اسراییل منتظرشان است. از خلبانانی که در این عملیاتتاریخی شرکت کرده اند همانند قهرمانان ملی استقبال می شود.

در ایران، هیات دولت جلسه اضطراری تشکیل می دهد و این اقدام را نقض آشکار مقررات بین المللی می نامد و آن را به شدت محکوم می کند.
نماینده ایران نیز در سازمان ملل بیانیه شدیداللحنی علیه اسراییل منتشر می کند که به عنوان سند رسمی ایران، ثبت می شود.

گروه های مختلف مردمی در شهرهای ایران تظاهرات اعتراض آمیز علیه اسراییل شکل می دهند و با تمام قوا فریاد مرگ بر اسراییل سر می دهند.

برخیکشورهای جهان از این اقدام حمایت می کنند و آن را چاره ناگزیر اسراییلبرای دفاع از خود می نامند. برخی دیگر این حمله را تجاوز آشکار می دانند ومحکوم می کنند و گروهی هم سکوت می کنند.

تا چند روز، تیتر روزنامههای جهان و سرفصل شبکه های تلویزیونی نابودی تاسیسات هسته ای ایران درحمله هواپیماهای اسراییلی است... و آرام آرام همه چیز تمام می شود و بهتاریخ می پیوندد.


این رویای شیرین اسراییلی هاست ؛ اما جهان، بر مدار رویاها نمی چرخد.

***
اسراییلدر 1981 به تاسیسات اتمی عراق (اوسیراک) حمله کرد و بی آنکه هزینه ایبپردازد توانست توان بالقوه هسته ای این کشور را منهدم نماید.

واکنشبغداد به آن حمله چیزی جز انفعال و سکوت نبود. اما ایران سال 2010 با عراق1981 تفاوت های بنیادین دارد، آنقدر که اساسا این دو، قابل مقایسه بایکدیگر نیستند.

عراق در آن زمان درگیر جنگ با ایران بود، ارادهسیاسی برای تقابل با اسراییل نداشت و اساسا برنامه هسته ای اش در مراحلاولیه بود. بنابراین آنچه انجام گرفت، یک عملیات نه چندان پیچیده بادستاوردی نه چندان بزرگ بود و طبیعی بود که عراق "مشغول به جنگ در شرق"،نخواهد در غرب نیز جبهه گشایی کند و به حمله اسراییل پاسخ دهد.

اما ایران امروز، تمام برنامه های نظامی و دفاعی اش را از همان پایه و اساس روی محور تهدید اسراییل و دفع آن متمرکز کرده است.

به علاوه اراده سیاسی و توان ملی قابل ملاحظه ای در ایران برای واکنش نظامی به اقدام نظامی احتمالی اسراییل وجود دارد.

حکومت ایران هرگز این ننگ را به جان نخواهد خرید که در مقابل حمله اسراییل سکوت کند و به اقدامات، دیپلماتیک بسنده نماید.
تردیدیوجود ندارد که ایران، پاسخ هرگونه حمله نظامی را به سرعت خواهد داد زیرادر غیر این صورت، تمام شعارها و وجهه و حیثیت اش به باد فنا می رود.

ایراندر مقابله با هر گونه تهاجمی نبرد غیر متقارن را در دستور کار خود قرارخواهد داد ؛ نبردی غیرکلاسیک که هیچ کس نمی تواند ابعادش را بسنجد.

تاسیسات هسته ای اسراییل، می توانند اولین قربانی حمله به تاسیسات هسته ای ایران باشند، مصداق کامل مقابله به مثل.
هرچند اسراییل پدافند قدرتمندی برای حفاظت از این تاسیسات مستقر کرده اما درمقابل انبوه غیرقابل پیش بینی "موشک های متنوع"ی که از "جهت های مختلف" میآیند، نمی توان کاری کرد.

ایران در برابر اسراییل، "سورپرایز"هاییخواهد داشت. این، یک ادعا و بلوف نیست همانگونه که در جنگ 33 روزه ،اسراییلی ها با سلاح های جدید ضد کشتی و ضد زره حزب الله غافلگیر شدند.آنها تا پیش از آن جنگ ناوچه سائر و تانک های مرکاوایشان را از دست ندادهبودند.

هواپیماهای اسراییلی به فرض آنکه به ایران برسند، کاری سخت و دشوار در پیش خواهند داشت:
اولاسیستم ضدهوایی ایران بی کار نخواهد بود و خلبانان اسراییلی احتمالا باوضعیت جدیدی در آسمان ایران مواجه خواهند شد که برایشان ناآشناست.
ثانیاتاسیسات هسته ای ایران مانند اوسیراک عراق، چند ساختمان بر روی خاک بیدفاع نیستند. مجموعه هایی گسترده در نقاط مختلف یک کشور پهناورند و بعضادر اعماق زمین و در دل کوه ها و در حصار موشک ها و سیستم های ضد هوایی.
هواپیماهاییکه 2000 کیلومتر از پایگاه خود دور می شوند، بدون عقبه در سرزمین ناآشنا وبا سیستم های ناآشنا، حتما شرایط نابسامانی را تجربه خواهند کرد.

ثالثا به فرض آنکه همه یا تعدادی از هواپیماها برگردند؛ این سوال مطرح است که به کجا خواهند رفت؟!

شکی وجود ندارد که موشک های آماده شلیک ایران، قبل از بازگشت هواپیماها به اسراییل، به پایگاه های هوایی آنها خواهند رسید.

اینصحنه دور از ذهن نیست که خلبان اسراییلی هنگامی که به باند فرود نزدیک میشود، نمی تواند با برج مراقبت ارتباط بگیرد زیرا برج دقایقی پیش منهدم شدهو باند فرود نیز به "مزرعه ای که شخمش زده اند" شباهت یافته است.

بهنظر می رسد خبرگزاری های جهان، دو خبر حمله اسراییل به ایران و حمله ایرانبه اسراییل را همزمان منتشر نماید، درست مثل تیک تاک ساعت که فاصله بین«تیک» و «تاک» آنقدر اندک است که عموما محاسبه نمی شود. جنگ اسراییل وایران، پروژه "تیک تاک" نام خواهد گرفت.

در چنان شرایطی اسراییل درمقابل حمله ایران دو راه بیشتر پیش رو نخواهد داشت. یا آنکه دم فرو بندد وبه بازسازی خرابه های حاصل از حمله ایران بپردازد و در کمال تاثر و شگفتیملاحظه کند که ایران فعالیت های هسته ای اش را ادامه می دهد. این وضعیت،یعنی سکوت در برابر حمله ای چنان بزرگ و دهشتناک و پر تلفات، حتما برایاسراییل که حتی شلیک یک گلوله کلاشینکف را با توپ و موشک و بمب جواب داده،یک شکست استراتژیک خواهد بود.

فرض دوم نیز آن است که اسراییل درمقابل حمله ایران، دست به حملات جدید بزند. این یعنی آنکه ماجرا از یک"تیک" و یک "تاک" گذشته و جنگ تمام عیاری آغاز شده است که نه ابعادش مشخصاست، نه دامنه و محدوده میدان نبردش .

این جنگ در ایران ویرانی هایگسترده ای به بار خواهد آورد اما برای اسراییل نابود کننده خواهد بود.بهبیان دیگر ، در بدترین حالت ، این جنگ ایران را ویران می کند اما اسرائیلرا نابود. ورود آمریکا به صحنه جنگ نیز کار را بر ایران سخت تر می کند والبته نیروهای آمریکایی در منطقه و کشورهای میزبانشان مورد هدف قرارخواهند گرفت و جنگ ابعاد گسترده تری خواهد گرفت.

تحلیل همه جانبهشرایط اسراییل نشان می دهد که اسراییل مهاجر نشین هرگز نمی تواند درگیر یکجنگ طولانی باشد کما این که تاکنون نیز جنگی طولانی تر از 33 روز را تجربهنکرده است و این در حالی است که ایران بعد از تحمل یک جنگ تمتم عیار هشتساله ، همچنان برپاست.
حتی اگر اسراییل با سلاح اتمی به ایران حملهکند، وسعت حملاتی که متوجه خودش خواهد بود در "مقیاس مساحتی" (مساحت دوکشور) همان کاری را با اسراییل خواهد کرد که بمب اتم با ایران.

بروزیک جنگ واقعی و تمام عیار که آتش را در تمام شهرهای اسراییل شعله ور کند،عملا به معنای پنبه کردن تمام رشته هایی است که در طول بیش از 6 دهه گذشتهبرای جذب یهودیان از سراسر جهان به فلسطین صورت گرفته است، خاصه آنکه جنگاحتمالی بین ایران و اسراییل و در حد موشک پرانی های دوطرفه متوقف نخواهدماند و اسراییل در زمین نیز درگیر جنگ خواهد بود.
ایران ، هر چند دراین جنگ به شدت آسیب خواهد دید ولی همچنان، "ایران" باقی خواهد ماند ولیاسرائیل به دلیل تفاوت ذاتی با ایران - که کشوری پس ساخته است و مبتنی برامنیت حفاظت شده - با انهدام زیرساخت ها و مهاجرت معکوس ، نابودی درونی راتجربه خواهد کرد چه آن که مردمانی که از نقاط مختلف جهان به سمت اسرائیلآمده اند ، هرگز برای کشته شدن برای این "وطن فرضی" خانه و کاشانه اصلیشان را رها نکرده اند و لذا بازگشت برای آنها گزینه ای سهل الوصول است.

اولینبمب افکن اسراییلی که از مرزهای ایران بگذرد، پروسه تغییر نقشه سیاسیخاورمیانه کلید خواهد خورد و آتشی در منطقه بپا خواهد شد که شعله هایشتمام دنیا را مستقیم یا غیرمستقیم درگیر خود می سازد.

رویایاسراییل بی هیچ تردیدی تعبیر نخواهد شد اما کابوس ها تا سالیان دراز درمنطقه خواهند ماند تا آنکه مشخص شود بر خرابه های "اسراییل سابق" چه بناییاستوار می شود!