معمولاباآغاز فصل بهار در گوشه و کنار خیابان دستفروش هایی را که به فروش جوجههایرنگی! با قیمت های ارزان مشغولند در اکثر نقاط کشور مشاهده میشوند.آیاتاکنون با دیدن این جوجه های فکر کرده اید که اینها از کجا میآیند و توسطچه کسانی خریداری می شوند و یا اینکه عاقبت آنها چه می شود؟

اینجوجهها که خروس (از نژاد تخمی- لگهورن) هستند در حقیقت بعنوان ضایعاتکارخانجاتجوجه کشی محکوم به مرگ می شوند. در کارخانجات جوجه کشی (جوجههای نژادتخمگذار)پس از خروج جوجه ها از تخم عمل تعیین جنسیت (فقط در روزاول)آنهاانجام می گیرد . این عمل معمولا براساس شکل برجستگی مقعدی جوجهها صورت میگیرد و طی آن جوجه های نر و ماده از یکدیگر جدا می شوند معمولا50% جوجههایی که سر از تخم در می آورند خروس و 50% مابقی نیز مرغهستند.در این موقعجنسیت جوجه ها سرنوشت آنها را تعیین می کند؛جوجه هایماده برای پرورش وایجاد گله های تخمگذار توسط مرغداران خریداری می شوندولی از اینجا به بعدسرنوشت تلخی در انتظار جوجه خروس ها می باشد این جوجهها چون قادر بهتخمگذاری نیستند و در حقیقت پرورش آنها مقرون به صرفه نمیباشد پس محکوم بهمرگ هستند .این سرنوشت مرگبار روش های متفاوتی دارد گاهیدر همان روز اولجوجه ها در چاه مخصوص تلفات ریخته می شوند تا بمیرند،گاهی نیز در آب خفهمی شوند و گاهی نیز با رنگ شدن و پیدا کردن ظاهر جذابروانه بازار خرید میشوند تا بازیچه ی لحظه ای کودکان شوند و بدست آنهابمیرند. اگر سرنوشت اینجوجه ها را از لحظه خروج از کارخانه دنبال نماییمبه نتایج تاسف باری میرسیم:

همانطور که گفتم در وهله اول اینجوجه ها رنگ آمیزی می شوندبا فرو بردن در سطل رنگ و با رنگ های مختلف وكودك پسند در جعبه های 100قطعه ای قرار داده می شوند و روانه بازار فروشمی شوند. اغلب این جوجه هاتا زمان خریداری شدن توسط قاتلانشان ، غذاییدریافت نمی کنند که معمولاگاهی به دو روز نیز می رسد.

زمانخریداری شدن نیز در پلاستیک هایفریزر تقدیم مشتری می گردند تا دستانخریداران آلوده نگردد! تصور کنید تنفسدر یک پلاستیک سربسته را اگر نگاهیبه خریداران این جوجه بیاندازیم اغلبمشاهده می کنیم که خریداران مادرانیهستند که برای سرگرمی دو سه روزهکودکشان این جوجه ها را خریداری می کنند.این جوجه ها هنگامی که به منزل یادر حقیقت قتلگاه خود می رسند وضع شانبدتر می شود چون در عوض نگهداری ومواظبت از آنها بعنوان بازیچه و درحقیقت عروسکی زنده و متحرك و صدادار!مورد استفاده قرار می گیرند .صرفنظراز تغذیه آنها که معمولا توسط مخلوطیبا عنوان دان! که توسط فروشندگانجوجه همراه آنها عرضه می شود و اغلب چیزیجز مخلوطی از سبوس و خاک ارهنیست وضعیت نگهداری آنها بدین صورت است که یاشکار گربه و کلاغ می گردند ویا بعلت بیماری می میرند و یا اینکه در زیردست و پای کودک دلبند انسان !له می گردند.جالب اينكه اين موجودات زيبادلبستگي و وابستگي عجيبي بهانسان پيدا مي كنند تا حدي كه همه جا بدنبال اوراه مي افتند و اين گاهيبه قيمت از دست دادن جانشان و له شدن زير دست و پامي انجامد؛ موارد دیگریمانند پرتاب آنها و یا شستن آنها در حمام برای تمیزشدنشان !!توسط مثلامادران كوچكشان- و موقتی شان - و خفگی آنها زیر آب و یاحتی له شدن بیندستان کودکان ما هنگام پوشاندن لباس(لباس جوجه اي) توسطمادرانشان و يا لهشدن در تختخواب در هنگام خواب كودك كه آنها را مانندعروسكشان به تختخوابمي برند. اینها نمونه هایی از سرنوشت این موجودات کوچکو زیبا است که بطورغیر عمدی دچار آن می شوند.

دسته ای دیگر ازاین جوجه ها بعنوانوسیله تفریح ما آدمیان مورد استفاده قرار می گیرند برایمثال شخصی که ازیک قوش در منزل نگهداری می کرد! این جوجه ها را بعنوانشکار برای حیواندست آموزش خریداری می کرد و با رها کردن جوجه در حیاط قوشخود را تشویق بهشکار او می نمود قوش بیچاره نیز برای رفع گرسنگی به جوجهبیچاره حمله میکرد و ... و باعث تفریح صاحب خود را فراهم می آورد.و نیزاستفاده از آنانبعنوان هدفی زنده و شکار آنها با تفنگ بادی که نشانه دقتدر تیر اندازی بهاهداف کوچک می باشد! و مایه فخر و مباهات برخی از ماست.
یکیدیگر ازموارد استفاده ! این جوجه ها بعنوان خوراک لذیذی برای گربه هایخانگی استو همچنین بعنوان طعمه برای رهایی از دست گربه های مزاحم این جوجهها سمیشده و رها می شوند تا شر گربه های مزاحم را از سر صاحبخانه کم کنند.!

طبقآماریکه گرفتم تقریبا فقط 25/0% (توجه کنید فقط بیست و پنج صدم درصد یعنیاز هرچهارصد جوجه یکی) این جوجه ها به سن بلوغ (5/4 ماهگي) می رسند.

باکمیتامل در می یابیم که ما انسانها تا چه حد اسیر تمایلات دیو مابانه خودشدهایم و برای بدست آوردن وسایل لازم خود حتی از جان این جوجه های زیبانیزنگذشته ایم .
چاره چیست؟

اکنون چون ما نمی توانیم تازمان هچشدن(از تخم در آمدن)جوجه ها آنها را تفکیک جنسی نماییم و از آنجاکه پرورشاین جوجه خروس ها نیز به ضرر مرغداران تمام می شود و جز حکم مرگنمی توانبرای آنها حکمی صادر نمود (متاسفم)پس آیا بهتر نیست در همان روزاول و قبلاز خروج از کارخانه مرگ به سراغ آنها بیاید تا حداقل زجر کشنشوند .


منبع: ایرانیان فنلاند