درحالی که شاهد پیشنهادهای تأسفباری مبنی بر حذف تاریخ نیاکانمان وسلسلههای پادشاهی ایران زمین از کتابهای تاریخی هستیم، گروهی ازپژوهشگران بینالمللی، با یکی از بزرگترین کشفیات تاریخی خود، سند دیگریبر حقانیت تاریخی و واقعیت هژمونی قدرت تمدن باستانی ایران بزرگ برسرزمینهای وسیعی از جهان قدیم صحه گذاردند.
بهگزارش "ام.اس.ان.بی.سی"، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازانتنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاحهای برنزی، دستبندهاینقرهای، گوشوارهها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی درمنطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه استنادات تاریخی،بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان (که اعرابنام او را به کمبوجیه تغییر دادهاند) است. این سربازان در 525 سال پیش ازمیلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایههای شنصحرا مدفون شده بودند.
دراین باره، "داریو دل بوفالو"، عضو تحقیقات دانشگاه "لچه" ایتالیا به کانالدیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را میتوان دریادداشتهای تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.

این کشف، یکی ازمعماهای تاریخی را که توسط هرودوت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است.هرودوت (484-425 پیش از میلاد) در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز،فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه "تبس" به "سیوا" فرستاد تا باطرفداران (بتپرست) معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپها یا استانهایایران به شمار میرفت (که سر به شورش برداشته بودند) مقابله کند.
اینسربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقهای میرسند کههماکنون با نام "الخرقه" شناخته میشود و پس از آن بود که سربازان ایرانیناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.

هرودوت در تاریخ خودبه بادهای شدیدی اشاره میکند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوبوزیدن گرفت و گردبادها و توفانهای شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی رادر بر گرفت.

این گزارش میافزاید: داستان گم شدن ارتش کامبیز(کمبوجیه) در یادها ناپدید شد و هیچ ردپایی از سربازن ایرانی به دست نیامدتا اغلب دانشگاهیان آن را داستانی خیالی بپندارند.
امااکنون دو دانشمند باستانشناس ایتالیایی ادعا میکنند که شواهد برجستهاییافتهاند که ارتش ایران در توفان شنها دفن شده است. دو برادر ایتالیاییبه نامها "آنجلو" و "الفردو" کستیگلیونی که به خاطر کشف مشهور خود دربیست سال پیش در شهر تاریخی مصر، "شهر طلا"، معروفیت جهانی پیدا کردهبودند، ادعای جدیدی را مطرح کردهاند.

فیلم باستانشناسی که درفستیوال "روورتو" نشان داده شده، بیانگر تحقیق سه ساله و همچنین پنج سالاعزام هیأت باستانشناسی به این منطقه است. آنها در سال 1996 شروع به اینفعالیت کردند که البته آنها آهنآلاتی را در نزدیکی "سیوا" پیدا کردند ودر حالی که آنها روی منطقه کار میکردند، اجساد و استخوانهای انسانهایرا در یک گودال یافتند که آنها این گودال را یک پناهگاه طبیعی در نظرگرفتند؛ آن یک صخره به طول 114.8 فوت و 5.9 فوت عرض و 9.8 فوت عمق یافتند.از این پناهگاههای طبیعی زیاد در صحرا یافت میشود، اما این یکی در آنمنطقه تنها پناهگاه بوده است و اندازه آن برای پناه بردن و در امان ماندناز توفان شن مناسب است؛ اما فلزیابهای یک باستان شناس مصری، تعدادی خنجربرنزی و چندین کمان پیدا کرد.
هرچندآنها ابزارآلات کمی پیدا کردند، این ابزارآلات بسیار مهم بودند، چراکهآنها ابزار آلات ابتدای هخامنشیان بوده و عصر آنها به زمان کامبیز(کمبوجیه) برمیگردد که در یک منطقه نزدیک سیوا در زیر ماسهها به دستآمدهاند.

همچنینحدود یکچهارم مایل دورتر از پناهگاه تیم باستانشناسی نیز یک بازوبندنقرهای پیدا شده و همچنین گوشآویز و چندین حلقه که شبیه تکههای گردنبندبودند. تجزیه و تحلیل گوشوارها (البته بنابر عکسهای به دست آمده نشانمیدهد که آنها مطمئنا به دوران هخامنشیان تعلق داشتهاند. حلقههای کرویکه از نقره ساخته شدهاند و یک آویز کوچک از نقره که در پنج قرن پیش ازمیلاد مسیح در ترکیه به دست آمده است، مشابه همین آویز است. آنها همچنینگورهای دست جمعی با هزاران استخوان سفید پیدا کردهاند و میگویند کهبقایای لشکر کامبیز (کمبوجیه) نیز باید در این منطقه باشد.
بااین اوصاف جا دارد که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به همراهباستان شناسان ایرانی با تحقیقات و همکاری تنگاتنگ با دانشگاه "لچه"بتوانند به نحو احسن از این کشفیات جدید برای بها گذاشتن به فرهنگ و تاریخکشور، کارهای لازم را برای همکاری دانشگاهی و فرستادن باستان شناسانایرانی به کشور مصر انجام دهند.
نقشه قلمرو ایران در دوره هخامنشیان (500 سال پیش از میلاد)

امادر پایان، لازم به یادآوری است که چند پیامد بیاطلاعی عمدی و سهوی عامهمردم ایران و بسیاری از دستاندر کاران فرهنگی کشور نسبت به فرهنگ، تاریخو تمدن کهن ایران زمین را که سبب شده حتی مسئولان متولی حفظ میراث فرهنگیاز پاسداشت میراث گرانبار نیاکانمان غافل بمانند، برشماریم:

1-از وجود خانه و زادگاه نظامی گنجوی در روستای "تا" در تفرش، حتی بسیاری ازمسئولان میراث فرهنگی و مردم منطقه آگاهی ندارند. این گونه است کهمسئولانی که در چندی پیش، قول بازسازی آثار تاریخی دولت باکو در گنجه ودیگر نقاط آن سامان را (که مدعی هستند نظامی گنجوی شاعر ملی آنها و نهایرانیان است!) به آنان دادهاند، خانه نظامی در ایران را به عنوان یک اثرارزشمند تاریخی که به ویرانهای تبدیل شده، به حال خود رها کردهاند ...

2-فراموش نکردهایم که کوتاه زمانی پس از کشف لوح سنگی حکاکی شده در جزیرهخارک که به عنوان سندی تاریخی از نام خلیج فارس و حاکمیت تاریخی ایرانیانبر این منطقه به شمار میرفت، دستهای ناپاک ضد ایرانی شبانه با پتک وتیشه به جان این میراث ارزشمند و سند تاریخی افتادند و آن را نابود کردند!

3- ایرانیان میهن دوست فراموش نکردهاند کهمسئولان میراث فرهنگی با تأکید بر این که چون اشیای تاریخی ارزشمندی درغارهای تاریخی تنگه بلاغی نزدیک پاسارگاد پیدا نکردهاند(!) پس این غارهایهخامنشی (به زعم آنان) ارزشی نداشته و این گونه بود که مجوز ایجاد سدسیوند صادر شد که علاوه بر زیر آب بردن و نابود کردن غارهای تاریخی تنگهبلاغی با آبگیری کامل سد، در دراز مدت سبب آسیب تدریجی به پاسارگاد، مقبرهکوروش، هم خواهد شد.

4- بنابر گزارشها وعکسهای ارسالی در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش در سال گذشته که با صدمهبه این بنای ارزشمند همراه بود، استخوانهای کشف شده در سقف بنا (که بهاحتمال قوی بخشهایی از جسد کوروش بوده است) گفته میشود به وسیله مسئولانو کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ریخته شده است!
و چنین گفت کوروش بزرگ ...
[JUSTIFY]ازپارس برآمدم. از پارسوماش. این گفته من است. کوروش پسر ماندانا و کمبوجیه.من کوروش هخامنش فرمان دادم که بر مردمان ملال نرود. زیرا ملال مردمانملال من است و شادمانی مردمان شادمانی من. بگذارید هرکس به آیین خویشباشد. زنان را گرامی بدارید. فرودستان را دریابید و هرکس به تکلم قبیلهخویش سخن گوید. گسستن زنجیرها آرزوی من است. ما شب و شقاوت را خواهیمزدود، زندگی را ستایش خواهیم کرد. تا هست سرزمین من آسمانی باد. که در اورودهای بسیاری جاری است. ما دامنه ها و دشت هایی داریم دریا وار. سحرآمیز،سرسبز و برکت خیز و شما را گفتم این بهشت بی گزند را گرامی بدارید. سرزمینمن توان شکفتنش بسیار است. سرزمین من، مادر من است. تا هست خنده شادی خیزکودکان خوش باد، تا هست شهریاری بانوان و آواز خنیاگران خوش باد. تا هسترودها بسیارتر و بسیارتر باد. از اندوه و عزا به دور باد سرزمین من. تاهست هرگز دلتنگی به دیدارتان نیاید. تا هست اندوه آدمیان مرده باد. بهیادتان می آورم بهترین ارمغان آدمی آزادی است. باشد که تا هست از خان ومان ملتم عطر و ترانه برخیزد. مردمان ما شایسته آرامش و آزادی اند، مردمانما شایسته شادمانی و ترانه اند. مردمان ما شایسته عدالت و علاقه اند،دودمانتان در آرامش، زندگی هاتان دراز، و آینده تان روشن تر از امروز باد،این آرزوی من است ...[/JUSTIFY]
برگزیده ای از سخنان کوروش بزرگ در منشورهای پارسوماش، شوشیانا و پرشیا