نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: نقد عرفان حلقه

  1. #1
    کاربرسایت iranp301 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۰۱-۲۷
    نوشته ها
    25
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    نقد عرفان حلقه

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    به نام خدا
    عرفان کیهانی یاعرفان حلقه نام مکتبی است که دوره های تئوری و عملی آن دیرگاهی است شهره ی اهل فرهنگ بوده وهست.
    اصطلاح عرفان برای نخستین بار در این مکتب تعریف جامع خود را می یابد و بیان نوین نظریه های کارآمد مبتنی بر حجت قلبی ، عقل و منطبق بر آموزه های وحیانی با تبین اولویت بندی های عمیق و دقیق در معارف با نگرشی حقیقی به انسان و هستی، دو جنبه ی عرفان نظری و عرفان عملی را به کمال خود می رساند.


    گردآورندگان این مقاله خود درزمره ی کسانی هستند که این دوره ها راگذرانده اند و مشاهده ی تجربه ی تحولات بطئی و اصلاحات اساسی درخود ، این جمع را برآن داشت تا با جمع آوری نظرات دیگر شرکت کنندگان در این دوره های عرفانی ، به تحلیل محتوای آن بپردازند.
    از مجموع کسانی که دوره های عرفان حلقه را در سطوح گوناگون گذرانده اند، داوطلبانی مستقل از هرگونه پرسش نامه یا درخواست جهت دار ، صرفا برداشت خود از تحولات درونی و اصلاحات در زمینه های گوناگون را تشریح کرده اند که متن مکتوب ومستند آن به محفوظ است. ازمیان عبارات و جملات این مجموعه نظرات، شاخص های گوناگونی استخراج گردیده است که پس از دسته بندی، در سه عنوان کلی از یکدیگر تفکیک شد:
    اول : مباحث بینشی و انگیزه اعمال
    دوم : درمان های روانی و رفتاری
    سوم: درمان جسم.
    ازمجموع یکهزار و صد نظر مکتوب بررسی شده ،تعداد 992

    مورد در زمینه ی ارتقای بینش و انگیزه ی اعمال اعلام نظر کرده اند. این عنوان شامل پنج زیر عنوان به این شرح است :
    [BLOCKQUOTE]
    1ـ ارتقای بینش نسبت به جهان بینی الهی

    که با100

    مورد 10% نظرات را به خود اختصاص داده است. عباراتی نظیر تعمیق ایمان به خدا، درک حقیقت جهان هستی، باور به هدفمندی خلقت ، تحول نگرش نسبت به خداوند و آشنایی با قوانین حاکم بر هستی، نمونه هایی از عباراتی هستند که ذیل این عنوان دیده می شود.
    [/BLOCKQUOTE]
    2ـ ارتقای بینش نسبت به ایدئولوژی دینی ومذهبی که با 228 مورد 30% نظرات است. در این گروه ، اغلب به شناخت جایگاه فلسفه ی دین ، رفع دین گریزی ، آشتی با اسلام، عقاید و احکام اشاره دارند.
    3ـ آشتی با خدا، رفع تضاد ها که با210 نظر 21% از موارد یاد شده است. عباراتی نظیر درک مقام صالح ، درک مفهوم تسلیم ، نگرش مثبت به هستی وآشتی با مرگ در ذیل این عنوان شمرده شده است.
    4ـ ارتقای کیفیت اعمال عبادی با

    258

    نظر 26% از مجموع را تصاحب کرده است. به رغم این که عرفان حلقه با ترمینولوژی تازه و به روز به ظاهر دستور مستقیمی نسبت به اعمال عبادی ندارد، مشاهده ی عبارتهایی نظیر : درک فلسفه ی نماز ، روزه ، حج، زکات، قرائت قرآن و دیگر فرایض دینی، ترک محرمات و میل به واجبات ذیل این عنوان، جای تاِنی بیشتر دارد.
    5ـ تجربه های عملی درک لذائذ معنوی ارتباط با خدا با 196

    مورد و 7/19% آخرین زیر عنوان این بخش است که برشماری عبارت هایی است نظیر : درک اشتیاق ، درک شکروجودی ، درک حضور خداوند، احساس عشق نسبت به خدا ، افزایش ظرفیت وجودی به طور محسوس ، حس نزدیکی با او واحساس وجود خداوند در هر لحظه.
    این تجربه های معنوی گرچه در تعریف عرفان حلقه بدیهی تلقی می شود ، اما برای آنان که با دیده ی تردید به آموزه های این مکتب عرفانی می نگرند ، قابل توجه است.
    دربخش بعدی گزارش درمان اختلالات روانی و شخصیتی 899 مورد است که نشان می دهد 81% نظر دهندگان یکی از این نمونه ها را تجربه کرده اند:
    به طور کلی 47% درمان یکی از بیماری های روانی را گزارش کرده اند، 9% درمان اختلالات شخصیتی ، 35% درمان بیماری های اعصاب و روان و بالاخره 7% اظهار داشته اند نشانه هایی نظیر اختلال خواب ، توهم ، تمایل به خود کشی و مانند آن راپشت سر گذاشته اند.گفتنی است درمیان بیماری های روانی بهبود یافته نام فوبیا، اسکیزوفرنی، عقب ماندگی ذهنی ، وسواس فکری و عملی ، پارانوئید و آلزایمر به چشم می آید و مواردی هم چون رفع افسردگی و رفع اضطراب ، به ترتیب 26%و27% گزارش شده است.
    [BLOCKQUOTE]
    الف ـ درمان اختلالات وبیماری های روانی:
    [/BLOCKQUOTE]
    [BLOCKQUOTE]
    1ـ بدون عنوان اختلال و بیماری

    114

    مورد
    [/BLOCKQUOTE]
    2ـ عدم کنترل خشم

    45

    مورد
    3ـ پرخاشگری

    25


    مورد
    4ـ اضطراب و نگرانی

    246 مورد


    ب ـ درمان اختلالات شخصیتی:
    یاس و ناامیدی و فقدان اعتماد به نفس 80 مورد
    خودآزاری 3 مورد
    [BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE]
    [BLOCKQUOTE]
    ج ـ درمان بیماری های اعصاب و روان:

    [/BLOCKQUOTE]
    [BLOCKQUOTE]
    افسردگی

    239 مورد
    [/BLOCKQUOTE]
    آلزایمر 4 مورد
    پارانوئید

    15 مورد
    وسواس فکری و عملی

    25 مورد
    فوبیا

    31 مورد
    اسکیزوفرنی

    1

    مورد
    کنترل عقب ماندگی ذهنی 5

    مورد
    [BLOCKQUOTE]

    [/BLOCKQUOTE]
    [BLOCKQUOTE]
    د ـ رفع نشانه ی بیماری روانی :
    [/BLOCKQUOTE]
    [BLOCKQUOTE]
    اختلال های خواب 18 مورد
    [/BLOCKQUOTE]
    تمایل به خود کشی 8 مورد
    توهم 9

    مورد
    تشتت ذهنی29 مورد
    بی اشتهایی 1 مورد
    لکنت زبان 1 مورد
    [BLOCKQUOTE]

    [/BLOCKQUOTE]
    [BLOCKQUOTE]
    ه ـ ذیل عنوان اصلاح الگوهای رفتاری و شخصیتی نیز 831مورد یعنی 5/75% گزارش داشته اند که 21%

    کاهش یا رفع این موارد را عنوان کرده اند:

    [/BLOCKQUOTE]
    [BLOCKQUOTE]
    1ـ زودرنجی و توقعات بی جا و غرور 18 مورد
    [/BLOCKQUOTE]
    [BLOCKQUOTE]
    2ـ درگیری و تضاد با دیگران

    77

    مورد
    [/BLOCKQUOTE]
    وابستگی های غیر منطقی 4 مورد
    رفتار های زننده

    19 مورد
    اعتیاد 16

    مورد
    غیبت و بدگویی وعیب جویی

    32

    مورد
    حسادت و کینه و نفرت

    13

    مورد
    و 78%

    افزایش یا ایجاد مواردی مانند :
    تحولات مثبت محسوس در رفتارو شخصیت

    244 مورد
    تحمل و ظرفیت

    104 مورد
    احساس خوشبختی

    10 مورد
    احساس دوست داشتن همنوعان51 مورد
    حس احترام و کمک به دیگران

    134

    مورد
    سلامت رابطه با دیگران واستحکام روابط در خانواده

    109 مورد
    [BLOCKQUOTE]
    دقت داشته باشیم 13% کسانی که تحول مثبت رفتاری را گزارش داده اند به استحکام روابط خانوادگی اشاره کرده اند. به بیان دیگر 10% کسانی که در مورد تاثیرات دوره های عرفان حلقه نظر داده اند ، بدون هیچ پرسش قبلی ، به تحکیم ارتباط با همسر خود اذعان داشته اند که در نوع خود آمار اعجاب انگیزی به شمار می آید.
    [/BLOCKQUOTE]
    [BLOCKQUOTE]
    وـ عنوان کلی آخر،

    بهبود کامل یا نسبی بیماری های جسمی است که 920 مورد یعنی در 83% کل نظر هابه آن اشاره شده است.
    [/BLOCKQUOTE]
    1) 22% اشاره به بهبود بیماری بدون ذکر نام آن با

    203 مورد
    2) 2/0% اشاره به بیماری غیرقابل تشخیص

    با 2مورد
    [BLOCKQUOTE]
    3) 3 % بیماری های چشم وگوش با 28 مورد
    [/BLOCKQUOTE]
    4) 20% بیماری های مغز و اعصاب شامل:
    میگرن

    96 مورد
    MS

    12 مورد
    صرع

    2
    مورد
    ناتوانی و فلج حرکتی 6 مورد
    درد(بدون منشا جسمی) 41مورد
    گرفتگی عضلات 7 مورد
    بیهوشی یاتشنج بی دلیل

    8 مورد
    سیاتیک

    3 مورد
    نوروپاتی

    3 مورد
    پارکینسون 1 مورد
    میاستنی

    2مورد
    لارنژیت 1مورد
    دردهای کرامپی 1مورد
    آرتریت روماتوئید 4مورد
    5) 24%

    بیماری های داخلی شامل:

    بیماری های قلبی41 مورد
    افزایش و افت فشار خون 16مورد
    بیماری های ریوی ( برونشیت)

    9 مورد
    بیماری های گوارشی 64 مورد
    بیماری های خونی (و آنمي) 12 مورد
    انواع سرطان

    20 مورد
    انواع آلرژی

    29 مورد
    آسم 3 مورد
    ضعف وخستگی مفرط 6 مورد
    هموروئید 2مورد
    دیابت 4مورد
    مشکلات هورمونی 3 مورد
    تیروئید 13مورد
    لنفوم 2مورد
    لوپوس 3 مورد
    پسزوریازیس 1 مورد
    که دو مورد اخیر از بیماری های لاعلاج به شمار می آیند.
    6) 18% در گروه بیماری های استخوان ومفاصل مانند

    :
    دردهای مزمن کمر واندامها99

    مورد
    آرتروز 27 مورد
    بیماری های نخاع و فقرات


    21 مورد
    ساییدگی کشکک زانو 11 مورد
    پوکی استخوان 7مورد
    راشیتیسم 1مورد
    صافی کف پا 2مورد
    وبالاخره 18% در بیماری های گروه جراحی نظیر :
    سینوزیت 21 مورد
    کولیت ، تومور و کیست

    20 مورد
    بیماری های زنان 10

    مورد
    کلیه ، مثانه و پروستات

    11 مورد
    آپاندیسیت

    1 مورد
    عفونت های گوناگون 5 مورد
    نازایی 8مورد
    نوزاد نارس 1 مورد
    پوست و مو 20مورد
    بازگشت از اغما 2مورد
    خون ریزی و سکته مغزی

    5
    مورد
    گفتنی است از میان کسانی که سطح تحصیلات ، سن و دوره ی گذرانه شده ی خود را در کلاس های عرفان حلقه ذکر کرده اند ، آمار نشان می دهد :
    8/6% دیپلم با 17 نفر
    6/5% فوق دیپلم 14 با نفر
    61% کارشناسی با 152 نفر
    4/12% کارشناسی ارشد با 31 نفر
    و14% دکترا با 35 نفر هستند.
    هم چنین
    4/1% متولد دهه 1310 با 6 نفر
    9% متولد دهه 1320 با

    38 نفر
    17% متولد دهه 1330

    با 71 نفر
    23% متولد دهه 1340 با

    96 نفر
    7/28% متولد دهه 1350 با

    120 نفر
    19% متولد دهه 1360 با

    80 نفر
    1/1% متولد دهه 1370 با

    5 نفر
    و 2/0% متولد دهه 1380 با

    1

    نفر ، حضور داشته اند.
    پراکندگی نظر دهندگان با توجه به

    گذراندن دوره ها نیز بدین شرح است :
    دوره 1: 26 نفر و 7/6%
    دوره 2: 26 نفر و7/6%
    دوره 3: 43 نفر و11%
    دوره 4: 71 نفرو18%
    دوره 5: 81 نفر و 20%
    دوره 6: 80 نفر و20%
    دوره 7: 26 نفرو 7/6%
    دوره 8: 26 نفر و 7/6%
    دوره مربی گری:9 نفر و 3/2%
    سخن پایانی این که بک مقایسه ی سرسری میان نتایج واضح تاثیر گذاری این دوره ها که هر یک شش هفته بیش نیست با دیگر فعالیت های فرهنگی جامعه که وقت، هزینه و امکانات قابل توجهی صرف آن می شود، هر دلسوزی را به اندیشه وامی دارد، باید کمی علمی تر با پدیده های اجتماعی و فرهنگی روبرو شد.
    از آن جا که موسسه عرفان حلقه به عنوان برگزار کننده ی این دوره ها تا کنون هیچ گونه تبلیغات و جلب علم آموز نداشته است ، این بررسی آماری نیز خود جوش وبرحسب علائق شخصی نگارندگان رخ داده است و صرفا ادای دینی به بنیان گذار این مکتب غنی عرفانی

    تلقی می شود.

  2. #2
    کاربرسایت iranp301 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۰۱-۲۷
    نوشته ها
    25
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: نقد عرفان حلقه

    افسوس بر سراب

    فهیمه سادات حقپناه
    کارشناس الهیات

    باسمهتعالی

    در آغاز ماه مبارک رمضان و به یاد بزرگمرد حق و حقیقت، امام علی (ع) که پیروی از او، صفای رمضان را به اوج قدر میرساند، وضوی عشق میگیرم و برای ورود به حریم نگارش، این درس علوی را مرور میکنم که:

    «لا خیر فی الصمت عن الحکم کما انه لاخیر فی القول بالجهل»

    در آنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری ندارد.

    گهگاه برخی قلمها که به خوبی با صداقت نتراشیده و قامت آنها چندان به حقطلبی نخراشیده است، در مواجهه با انواع افکاری که جدید به نظر میآیند، همه خوب و بدها را در ستون بدها جای میدهند تا کسی در جستجوی حکمت، به زحمت در نیفتد!

    هفته گذشته، ویژهنامهای به ضمیمه روزنامه «جام جم» و با عنوان «سراب» منتشر شد که در صدد معرفی فرقههای منحرف نوپدید بر آمده بود؛ تا مبادا هموطنی به فریب این فرق، آسودگی از انحراف را به آلودگی از آن بدل کند؛ اما ...

    اما صد دریغ که بخشهایی از این معرفی، نه بر بستر موازین اخلاقی دین مبین اسلام، که بر پیکر نازیبای تهمت و افترا استوار شد و در برخی از صفحات، قلم به دست کسانی به حرکت در آمد که ناآگاهی را زمینه نکوهش از نا آگاهی نهادند و بیآنکه در هیاهوی هجمههای فرهنگی نامطلوب و نامأنوس به فکر رونقبخشی به جاذبه منابع غنی فرهنگ اسلامی و ملی باشند؛ سره را از ناسره تمیز دهند و به منظور معرفی باطل، راه باطل نپیمایند، غافل از حقیقت آنچه به سخره گرفتند و سهل انگار در جملاتی که بهکار بردند، مبادی توحیدی حرکتی چون «عرفان کیهانی» را مغفول گذاردند و از این که در میدانی بیحریف به رزمایش پرداختند، احساس شجاعت و تهور کردند.

    این نوشته، افسوسی است بر این «سراب» و هشداری است برای آن که نپذیریم و نخواهیم که در عرصه مطبوعات، اخلاق جان بسپارد؛ داوری غیر اصولی نگارندگان کمصلاحیت، شأن و منزلت نویسندگان مؤمن و متعهد ایران اسلامی را خدشهدار کند و از همه مهمتر، کوتاهی و کاهلی در ارزیابی منصفانه اندیشههای نو و یا بازآفریده، وحدت ملی را در هم شکند؛ اعتماد به آموزههای اصیل را فرو کاهد و راه را بر تعالیم بیگانه بگشاید.

    با نگاهی به تصویر و مطالب مندرج درباره «عرفان کیهانی» که در صفحات 58 و 59 مجله مذکور به چاپ رسیده است و با اندکی آشنایی با این عرفان میتوان دریافت که این گزارش نقادانه، غیر کارشناسانه و بدون مراجعه به کتب و مصاحبههای بنیانگذار این عرفان صورت یافته، بدون رعایت کمترین حقوق وی، منجر به ترسیم نقشی بسیار ناشایست از این انسان مخلص و متقی شده، در انتخاب عنوان، طرح پرسشها، نقل قول از فرد یا افراد مورد مصاحبه و اظهار نظرهای مغالطهآمیز، بار سنگینی از جهل نسبت به مطالب ذیل و سوء استفاده از برخی واژگان و اکاذیب جنجالبرانگیز را به خود اختصاص داده است.

    توضیح و روشنگری اجمالی مربوط به مطالب مذکور، به ترتیب درج در متن، بدین قرار است:

    1- به نحو رایج، عنوان فرقه، به هریک از گروههایی اطلاق میشود که بر اساس جهانبینی مشخصی (که اغلب، آنها را از انشعابات مشابه در یک مکتب مجزا میکند)، اعضای خود را به تعهدات و الزامات رفتاری خاصی مقید میکند. بر اساس چنین تعریفی، آشنایی با نظرات یک مدرس و حتی آزمودن و تجربه آنچه به آن دعوت میکند، در شرایطی که اختیار فرد به هیچ اجبار و الزامی مخدوش نمیشود، اطلاق عضویت در یک فرقه را بر نمیتابد. (البته با استفاده معنایی خاص از این واژه که به بطلان عقاید متفرق از یک اصل اعتقادی اصیل تأکید دارد، میتوان با ترفندهایی هر گروه فکری را با این وصله بدنام کرد.)

    2- تفاوت فاحشی میان مفهوم دو ترکیب اضافی «حلقه عرفان» و «عرفان حلقه» وجود دارد. ترکیب اول، ساخته و پرداخته ذهن نگارنده و ترکیب دوم، نشانی از اتکای عرفان مورد بررسی، به حلقههای اتصال بنده با خداوند است.

    3- شعور کیهانی، عرفان نیست.

    4- امکان درمان دیگران، نه به منزله عضویت در گروهی خاص، بلکه حاکی از آشنایی با آن روش درمانی است.

    5- «فرادرمانی» ناشی از ارتباط با خدا بوده، وابسته به تفکر نسبت به تغییرات جسمانی نیست و راندمان تأثیر آن، با بررسی گزارشات علمی موجود (مندرج در دو ویژهنامه طب کلنگر) و به پایان رسیدن طرحهایی تحقیقاتی که با مجوز وزارت بهداشت و درمان در حال انجام است، قابل ارزیابی خواهد بود.

    6- تشابه گزارههای موجود در نظامهای عرفانی، حاکی از وحدت حقیقت و تطابق آنها با آموزههای ادیان، ناشی از اصالت آنهابوده، در هیچ فرایند منطقی نمیتوان به استناد اشتراکات، الگوبرداری یکی از دیگری را نتیجه گرفت و به استناد گستردگی و تنوع مباحث موجود، التقاطی بودن آنها را به اثبات رسانید.

    7- به گواه تاریخ، وصول به هیچیک از مراتب حقیقت و دعوت به هیچیک از منازل معرفت، وابسته به خصوصیاتی چون سن و تحصیلات نیست و آموزههای قرآن کریم بر این گواهی صحه مینهد.

    8- نظریه در خور توجه «شعور و ضد شعور» یکی از مباحث عرفان کیهانی (عرفان حلقه) است که وجه تسمیه آن به هیچ وجه نسبتی با «نگرش در مفاهیم» نداشته، به رغم برداشتهای دور از واقع و خیالبافیهای ارائه شده، عامل تفکیک انسانها از سایر موجودات، مسبب ایجاد مفاهیم و یا گویای ضدیت شعور (شعور ظاهری) و ضد شعور (شعور باطنی) نیست.

    9- در تفکر عرفان کیهانی، جهان هستی منحصر در ماده و انرژی نبوده، وامدار سنخ دیگری از وجود است که مجرد از ماده و انرژی بوده، در یکی از مراتب نظام علّی، منشأ آن دو محسوب میشود و «آگاهی» نام مییابد. بر این اساس، در این تفکر، جهان هستی، از ماده، انرژی و آگاهی تشکیل شده است.

    10- در آموزههای عرفان کیهانی، «تضاد» عامل کثرت خوانده شده، تعالی انسان در گرو رفع آن و به تناسب حرکت از کثرت به وحدت معرفی میشود.

    11- هیچگونه انطباق مفهومی و مصداقی میان «انرژی»، «حلقه» و «شعور کیهانی» وجود ندارد و «روحالقدس» به عنوان ملک و کارگزار الهی وظایفی به عهده دارد که نقش آن در نسبت با سایر پدیدهها را تنوع میبخشد.

    12- بر اساس تئوری شعور و ضد شعور، اشعار به عنوان شواهدی که ارزیابی شعور باطنی کلام را میسر میکنند، کاربرد یافته، هیچگونه نقشی در فرادرمانگری ندارند.

    13- قضاوت ناشیانه درباره اشعار سروده شده توسط بنیانگذار عرفان کیهانی، ناشی از عدم تفکیک میان آنها و اشعاری است که از متن برخی موسیقیهای باکلام برگزیده شده است (تا در ارزیابی اثرات فراذهنی آنها و تبیین مضرات موسیقی غنایی راهگشا باشد). اغلب اشعار گروه دوم از حداقل محتوا برخوردار بوده، در پس زمینه خود، عهدهدار القائات شیطانپرستی هستند. این شناسایی، گامی مؤثر در خنثی سازی ترفندهای شیطانی است که به زودی گسترش قابل توجهی مییابد.

    14- در معرفی عرفان کیهانی، هیچگونه رویکردی از قبیل مشاوره (جلسات گفتگو با کسانی که از خلأ معنوی رنج میبرند) و تبلیغ اینترنتی وجود نداشته، تنها فضای مجازی مورد استفاده برای حداقل اطلاعرسانی ساده و علنی، یک وبلاگ است که مسؤولیت تبلیغات و ضد تبلیغات سایتها و وبلاگهای دیگر را نمیپذیرد.

    15- تا کنون، ترویج عرفان کیهانی به نحو خودجوش صورت پذیرفته است و هیچگونه طرح و برنامهای برای این منظور تنظیم نشده است؛ اما حتی در صورت برنامهریزی نیز تأیید و ابراز همسویی با فرقههای موجود نمیتوانست در نشر آنچه تنها با لطف خدا شکل و معنا مییابد و وامدار تأیید صاحبان فرق و جایگیری در قالب اندیشة آنها نیست، نقش داشته باشد.

    16- توسل به افترای ارتباط با فرق، چنان بیپایه و غیر مستند است که سعی شده است با پنهانی خواندن ماهیت این فرقهها و سخت دانستن دسترسی به اعضای آنها، از تحقیق درباره صدق و راستی این ادعا جلوگیری به عمل آید؛ غافل از این که انتخاب این مفر، دال بر ناصوابی مدعاست.

    17- با مراجعه به بند 1، داستانپردازی درباره وجود سران فرقه و حضور آنها در جلسات خصوصی از اعتبار ساقط میشود؛ اما با دانستن تعداد واقعی کسانی که پس از آشنایی با عرفان کیهانی، در حال حاضر آن را تدریس میکنند، فضایی برای گردهمایی این ادارهکنندگان کلاسها (که به غلط سران فرقه نامیده شدهاند) لازم خواهد داشت که حتی اگر بتواند وجود خارجی داشته باشد، محلی برای عمومیترین جلسات خصوصی در طول تاریخ خواهد بود.

    18- اگر نتوان تمایزی بین مراجعهکنندگان به مطالب یک وبلاگ و اعضای یک فرقه قائل شد، به حتم دریافتن دلیل مراجعه به وبلاگ نیز نامعلوم خواهد بود؛ درست همانطور که نمیتوان منظور از سرشماری آن وبلاگ از محققانی که به شناسایی و تجربه ارتباط با خدا مبادرت کردهاند را دانست و به همین دلیل، میتوان حتی مراجعات روزانه به هر سایت و وبلاگی را پیچیده و رمزآلود جلوه داد!

    19- اگر منظور از «درمان کیهانی»، «فرادرمانی» است، فراگیری آن در یک دوره (نه ده دوره) امکانپذیر است.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  3. #3
    کاربرسایت iranp301 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۰۱-۲۷
    نوشته ها
    25
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: نقد عرفان حلقه

    20- آنچه پیش از نسبت دادن یک تفکر به مکاتب مختلف الزامی است، اشراف برابعاد این تفکر و عقاید و تعالیم آن مکاتب است و اگر هریک از این دو حاصلنباشد، فرو افتادن در آش شلهقلمکار توهمات، گریز ناپذیر است.

    21- مباحث توحیدی (که البته با شرحی نادرست،از آن با عنوان وحدت وجود نامبرده شده است) و مطالب ناظر بر قوس نزول و صعود (که از آن با عنوان حلقهجهان یاد شده است) اختصاص به تصوف ندارد و در عرفانهای توحیدی گوناگونیبه آن اذعان شده است. (به بند 6 مراجعه شود.)

    22- دیدگاه خدامحور حاکم بر عرفان کیهانی، استفاده از هرگونه تکنیکی اعماز روشهای ذن، یوگا و ... و اتکا به بررسی هالهها و چاکراها را که نوعیخودمحوری محسوب میشود، مخالف با هدف تسلیم و توکل دانسته، از آن پرهیزمیدهد. لذا تلاش در جهت انتساب این عرفان به آیینهای هند و چین، ناشی ازجهالت و بیاطلاعی است.

    23- ابطال طلسم از راه پناه جستن به خدا، بیش از آن که شباهتی به پیرویاز آیینهای خاور دور داشته باشد، اجرای اوامر و احکام قرآن کریم است وهرگونه نکوهش آن، جسارت و اهانت به این کتاب آسمانی به شمار میرود.

    24- بر اساس ابتداییترین آموزههای عرفان کیهانی، انجام هر یک ازفعالیتهای مربوط به فراروانشناسی از قبیل تلپاتی، غیبگویی، اعمال ارادهبر دیگران، هیپنوتیزم، پرواز روح و ... به منزله خروج از موازین این عرفاناست.

    25- خلط عجیب «فرادرمانی» و «انرژی درمانی» و مسائل جانبی هریک بایکدیگر، در حالی که خود نویسنده، به تفکیک بنیادی آنها اذعان دارد، بازارمکارهای است که به هیچ ترتیب معقولی نمیتوان در آن، کالایی چون نشأتفرادرمانی از انرژیدرمانی را خریداری کرد.

    26- یکی از قوانین لازمالاجرا در «فرادرمانی»، توجه به نظر پزشک و ادامه درمان پزشکی در طول مدت درمان به این روش است.

    27- عرفان سرخپوستی از تعالیم دون خوان و کارلوس کاستاندا به دست میآیدو نسبت دادن عرفان کیهانی به آن، از طریق ادعای سوابق طرفداری ازاندیشههای پائولو کوئیلو دو اشکال اساسی دارد:

    الف) کوئیلو آمیزهای از نمادهای ادیان اسلام، مسیحیت و یهودیت را باسنتهای معنوی بودیسم و نمادهای رایج در بین اقوام گوناگون گرد آورده استتا بتواند در میان مردم جهان نفوذ کند؛ اما نمیتوان تعالیم او را «عرفانسرخپوستی» نامید.

    ب) صرفنظر از قضاوت و داوری درباره کوئیلو و آثارش، بازگشت از دیدگاههایوی به جهانبینی دیگر، ابقا بر نظرات وی را منتفی کرده، به فرض پیشینهطرفداری از وی، از سوی کسی یا کسانی که به عرفان کیهانی روی آوردهاند،نمیتوان نسبتی میان آن دو برقرار کرد.

    28- عرفان کیهانی، با رمزگشایی از فلسفه برخی عبادات، در جهت تقویتباورهای دینی گام بر میدارد و علاوه بر این، یکی از دورههای آموزشی آن،بهطور خاص این هدف را دنبال میکند.

    29- در عرفان کیهانی، هیچگونه ترتیب و حالتی مورد تعلیم قرار نمیگیرد تا بتوان آن را بدعت و مناسک دینی خاص این عرفان نامید.

    30- مباحث معرفتشناختی عرفان کیهانی فارغ از مضامین آموزههای ظاهریشرایع بوده، در انطباق با بطن مشترک ادیان آسمانی است و از این رو،نمیتوان نقش تبلیغی آن درباره مسیحیت را پذیرفت؛ اما میتوان نقاط قوت آنرا در کشف کمالات عرفانی اسلام یافت. (استراتژی حرکت در عرفان کیهانی براساس «بسمالله الرحمن الرحیم» تعریف میشود.)

    31- در دیدگاه عرفان کیهانی، ازدواج، نمونه کوچکی از تجربه حرکت بینشی ازکثرت به وحدت است. در این عرفان، تحکیم بنیان خانواده به حکم محبت عرفانیتضمین میشود و زنهار دادن از خودشیفتگی و افروختن نور عشق الهی، مطالباتفرومایه را پشت سر میگذارد. (اما نسخه مشخصی برای چگونگی انتخاب همسر یاشناسایی ویژگیهای همسر ایدهآل ارائه نمیشود.)

    32- نشر اباطیلی چون بیاهمیت جلوه دادن جان انسانها درباره نگرشی کهخدمت به دیگران و سلامتبخشی به آنها را سرلوحه محبت به همنوعان ومصداقی از انجام رسالت بندگی میداند، تنها میتواند با سادهاندیشی نسبتبه گزارشات کذبی که نمونهای از آن ذکر شده است، محقق گردد.

    33- جمع ارقام شهریههایی که هریک از آموزگاران عرفان کیهانی بهطورجداگانه دریافت میکنند، دلیلی بر اختصاص این مبالغ به فرد خاصی نیست کهکلانی آن، نتیجه خاصی در بر داشته باشد و این نوع جوسازی، تنها ذکاوت وزیرکی منتقد را مورد تردید قرار میدهد.

    34- سالهای متمادی است که مبلغ شهریه سقف ثابتی داشته، هیچکس جز نویسنده، مدعی نسبت آن با میزان بهرهمندی از طریق عرفان نیست.

    به رغم اظهارات موجود در صفحة 79 :

    35- در عرفان کیهانی (عرفان حلقه) توضیحات مفصلی درباره بهشت و جهنم وجوددارد و رهتوشه کمالی هر انسان در چگونگی وضعیت او در بهشت و جهنم، نقشتعیینکننده دارد.

    36- تأکید بر رابطه جزء و کل، بهمنزله تقیید خداوند نیست و تنها چیستی وچگونگی ارتباط انسان با مرتبهای مادون ذات احدی (که حقیقت مطلق بهشمارمیرود) را توصیف میکند. (این مطلب در بستر عرفان اسلامی قابل شرح است.)

    37- قدمت عرفان کیهانی بسیار بیش از 15 سال بوده، نسخه مشابهی در کشورهای دیگر ندارد که بتوان آن را وارداتی نامید.

    38- به نظر میرسد که اظهارات مبنی بر "برنامهریزی صهیونیزم و غرب"،مربوط به عرفانهای دیگرِ مورد بررسی می باشد. در غیر این صورت، با تأکیدبر این که نگرش عرفان کیهانی هیچگونه سنخیتی با گرایشات منحط سیاسی وفرهنگی حکومتهای استعماری (که کوس رسوایی آنها در جهان نواخته شده است)ندارد، در مواجهه با این اتهام، تنها به این فرمایش امیر مؤمنان، علی (ع)تکیه میشود که «الکاذب علی شرف مهواة و مهانة»: دروغگو بر لب پرتگاه هلاکو خواری است.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  4. #4
    کاربرسایت iranp301 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۰۱-۲۷
    نوشته ها
    25
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: نقد عرفان حلقه

    چرا تجربه کرده اید که فرادر مانی بر بهبود بیماری های لاعلاج موثر است؟

    چرا تحقیقات پزشکی شما نشان می دهد بیماران برونشکتازی که در لیست انتظار پیوند 150میلیونی ریه ، هر روز می میرند، با فرادر مانی ، بدون دارو و عمل جراحی بهبود یافته اند ؟

    چرا در فاز صفر کمپ ترک اعتیاد ، 600 معتاد حرفه ای طی یک هفته بدون متادون و بدون عوارض سخت طوری ترک کرده اند که دیگر تمایلی به مصرف ندارند؟

    چرا باید شما در مان بیماران لاعلاج را رایگان انجام دهید؟

    چرا پزشکانی که هدف اصلی شان کسب درآمد از درد و رنج بیماران نیست را فرادر مانی آموخته اید تا دیگر کسی از مطب شان نومید بیرون نرود؟

    چرا ترمیم مغزی را با فرادرمانی گزارش کرده اید؟

    چرا روز به روز بر عده ی کسانی که قصد تحقیق بیطرفانه دارند تا بدانند فرادر مانی موثر است، افزوده می شود؟

    چرا کلاس های تئوری و عملی می گذارید که نتایج اش آمار باور نکردنی در بهبود بیماری های جسم و روان و ذهن واصلاح رفتار و تحکیم اعتقادات است ؟

    چرا در کلاس ها ی عرفان شما باید افراد به عبادت با حضور قلب برسند ؟

    چرا قشر تحصیل کرده ی این جامعه باید جذب عرفان حلقه شوند و روز به روز براشتیاق شان افزوده شود؟

    چرا امروزه هیچ جمع کوچک و بزرگی نباید دور هم جمع شوند مگر آن که میان شان فرادرمان گرانی از تجربیات خود بگوید؟

    چرا باید اغلب شخصیت های شناخته شده ی کشور باید یک تجربه ی موفق فرادرمانی میان نزدیکان خود داشته باشند؟

    چرا باید مراجع فتوای حلیت فرادرمانی را صادر کنند ؟

    چرا باید فرادر مانی توسط ایرانیان به کشور ها ی آسیای شرقی و اروپایی و آمریکایی و ... صادر شود؟

    شما حق بر گزاری کلاس و آشنایی دیگر با رحمانیت خدا را ندارید و درمان دردمندان بی پول را ندارید!

    شما حق ندارید به کسی آگاهی بدهید که با فرادرمانی می تواند در دهای خود را تسکین دهد!

    شما حق دخالت در امر درمان را ندارید! زیرا درمان کیفی شما ناتوانی درمان کمی را به رخ می کشد!

    شما حق ندارید در جهت ارتقای فرهنگی جامعه قدم بردارید !

    شماحق ندارید در جهت تحکیم روابط همسران فعالیت کنید !

    شما حق ندارید برای فهم فلسفه ادیان تلاش کنید!

    شما که ظاهرتان به مذهبیون نمی خورد حق ندارید دین را در قلب جوانان احیا کنید و انحصار را بشکنید!

    شما حق ندارید قدرت نمایی های عرفان را تخطئه کنید!

    شما حق اظهار تجربه های معنوی خود را ندارید!

    شما حق انتشار کشف های الهامی را ندارید!

    شما حق کشف رمز قرآنی و رفع ابهامات در درک آیات الهی را ندارید!

    شما حق هیچ اظهار نظری در باب معرفت های دینی را ندارید!

    شما حق تحقیق و تجربه بر تاثیر یافته هایی که مورد تایید ما نیست را ندارید!

    به شما که برای دیگران دعا کنید تا بهبود یابند!

    به شما چه که آلام درونی افراد را التیام دهید!

    به شما چه که برای رفع تضاد افراد با خدا و دین اقدام می کنید!

    به شما چه که راه رفع تضاد با هستی و دیگران را نشان می دهید!

    به شما چه که افراد دچار تضاد دورنی با خود هستند!

    به شما چه که افراد با باطن عبادات نا آشنا هستند!

    به شما چه که افراد دنبال جادو و طلسم هستند!

    به شما چه که قدرت برتری در هستی خطاهای ما راجبران می کند!

    باید اعتراف کنید حلقه های تسهیلات رحمانیت عام الهی که ادعای آن را دارید ،کاری انجام نمی دهد و شما شیادی بیش نیستید!

    آیا تفهیم اتهام شد؟

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •