۱. شرايط فيزيکي: نخستين و شايد ساده ترين برداشت از اين حرکت، پي بردن به وضعيت جسماني افراد يا همان سلامتي و تندرستي فيزيکي است. چه امري از اين مهمتر که بنيادي ترين سرمايه يک سازمان از سلامت و تندرستي کافي برخوردار باشد.


۲/ انعطاف پذيري: در وحله نخست، همين که اين افراد شرط غير معمول استخدامي اين شرکت را نسبت به وضعيت عادي ديگر شرکتها ترجيح داده اند ، روحيه انعطاف پذيري آنها است. مطمئناً وجود اين پرسنل ، سازمان را در پويايي هميشگي قرار مي دهد، زيرا آنان قدرت سازگاري با هر شرايطي را دارند و پذيراي تغييرات سازماني خواهند بود .


۳/ ريسک پذيري: کساني که اين شرط را قبول مي كنند، در واقع خطرات آن را نيز به جان مي خرند. ( پذيرش ريسک ). آنان که از شروع اين صعود، تا پايان راه را با موفقيت به پايان رسانده اند و از موقعيتهاي سختي که بين راه پيش آمده ، فرار نکرده اند و در واقع خطرپذير و متعهد بوده اند، همان افرادي هستند که گاه توانايي نجات يک سازمان را دارند . اين افراد درصد موفقيت بالايي نسبت به ريسک گريز ها و توانايي خلق يک پيروزي را از دل يک شکست دارند و در واقع همان کورسوي اميد هستند .


۴/ خلاقيت و ابتکار: خلاقيت با ميزان ريسک پذيري رابطه مستقيم دارد. يعني افرادي که ريسک پذير هستند از قوه خلاقيت بالاتري برخوردارند و مي شود گفت كه اين افراد همان ويژگيهاي افراد گروه ۳ را دارا هستند. آنان مدام پيگير شناخت مسيرهاي تازه ، سريع و گوناگون در راه پيش روي خود هستند و در اين زمينه ابتکار فراوان به خرج مي دهند. آنان حفظ دنباله رو فرد پيش روي خود نيستند و در واقع مي توان آنها را در زمره رهبران آينده دانست: کساني که نمي هراسند ، فکر مي کنند و ابتکار به خرج مي دهند.


۵/ انگيزه: مهمترين عاملي که در افراد ايجاد قدرت افزوده ميکند، انگيزه است. افرادي که با انگيزه بالا در حرکت هستند، مدام به مقصد و نتيجه کار فکر مي کنند، هرگز در برابر مشکلات کمر خم نمي کنند و هيچ عاملي آنان را از کسب پيروزي، دور نميسازد.
در اين مسير افراد با انگيزه، به صورت خستگي ناپذير، از ابتدا تا انتهاي راه حضوري پر شور دارند و اگر سازمان در آينده، در يک شرايط بحراني قرار بگيرد و مديريت حقايق را براي پرسنل تشريح كند، اين افراد ( انگيزه مند ) به صورت توده اي عظيم به حرکت در مي آيند و تمام افراد را به تغيير وضع موجود و حرکت به سمت وضع مطلوب تشويق مي كنند. اين افراد گنجهاي پنهاني هستند که در سختي ها به ياري سازمان مي آيند. در يک نگاه: انگيزه، خاکستري را به آتش مبدل مي کند.


۶/ استقامت و پشتکار: يکي ديگر از ويژگيهايي که در اين آزمون به چشم مي آيد ، ميزان استقامت و پشتکار در افراد است. به طور مسلم اين مورد، يکي از پله هاي صعود سازمان و نيز خود فرد به سمت کارايي بيشتر است. آنان که به سمت قله در حرکت هستند، مدام با سختي هاي بسيار دست و پنجه نرم ميکنند. کساني که برتر هستند سعي مي کنند تا با قدرت و ثبات به راهشان ادامه دهند و در برابر سختيها صبر و شکيبايي پيشه کنند تا اينکه در نهايت، پيروزي را در آغوش بگيرند .


۷/ روحيه ايثار: افرادي که داراي اين ويژگي هستند به راحتي قابل شناسايي خواهند بود. آنها در اين مسير سخت و پر پيچ و خم ، هرگز به ديگران تنه نمي زنند ، براي ديگران مزاحمت ايجاد نمي کنند و بر عکس اگر فردي دچار مشکل يا حادثه اي شود، بلافاصله براي کمک رساندن آماده هستند. اين دسته ، از خود گذشته ترين افراد هستند. آيا شما اينگونه افراد را که هدفهاي فرديشان را فداي هدفهاي جمعي و سازماني مي کنند ، درجمع سازمان خويش، راه نمي دهيد؟ اين افراد کم مشکل ترين و سر به راه ترين همكاران شما در سازمان خواهند بود و شما همواره به وجود اين نيرو ها، نيازمند هستيد.


۸/ اجتماعي يا گوشه گير: در اين حرکت گسترده به سمت قله، شما مي توانيد به راحتي و بدون جلب توجه ، افراد اجتماعي و يا گوشه گير را شناسايي کنيد .اين شناخت به شما کمک مي کند تا تناسب بهتري بين خود و شغل برقرار کنيد که پس از آن، افراد بهتر به فعاليت مي پردازند و کارآيي را در بالاترين سطح توان خود نمايان مي سازند و در نتيجه به دليل اين علاقه ، با مشتري و مراجعان رفتار بهتري خواهند داشت که اين اثر بخشي موجب حفظ و نيز جذب مشتريان سازمان مي شود.
با شناخت اين صفات در افراد ، فرد گرا را در اموري که آرام و فاقد جنب جوش است ، مانند بايگاني و جمع گرا را که بيشتر اجتماعي تر هستند را در مشاغلي پر برخورد تر و فعالتر مانند پشت باجه يک بانک و يا در سمت يک فروشنده ، به کار مي گماريم.
اگر هر کس همانجايي باشد ، که بايد باشد ، ديگر دغدغه اي در كار نخواهد بود.


۹/ سرعت يا دقت: فردي که با عجله و سريع به فعاليـت ميپردازد، به همان نسبت نيز از دقت کمتري در انجام امور بهره مي برد و بهعکس فردي که در اصطلاح، پيوسته و آرام گام بر مي دارد، اگر چه ممکن است با صرف زمان بيشتري به مقصد برسد اما مطمئن خواهد بود که کار را بدون نقص به پايان رسانده است.
به هرحال از هر يک از اين ويژگيها که دقيقاً عکس هم هستند ، مي توان در زمان و مکان خودش به خوبي استفاده کرد. مهم آن است که مديريت ، افرادي را که داراي اين فاکتورها هستند بشناسد تا بتواند به گونه اي درست از حضور آنها بهره ببرد.


۱۰/ روحيه مشارکت: از بارزترين ويژگيهاي سازماني، وجود روحيه مشارکت در كاركنان آن سازمان مي باشد، چرا که يک کل، چيزي نيست جز مجموعه اي از اجزاي به هم پيوسته، که در جهت تحقق يک هدف ، در کنار هم فعاليت مي کنند. سازماني که مي خواهد هميشه موفقيت باشد، بايد تمام پيکره و اجزايش با هم هماهنگ و همسو فعاليت كنند.
در اين کوه پيمايي، افرادي هستند که با مشارکت و همکاري در پي رسيدن به قله هستند، لذتها و تلخيها را با هم و در کنار هم مي چشند، تا اينکه در نهايت امر ، بر بام قله پاي مينهند .


۱۱/ ادب و احترام: در اين سفر کوچک سازماني ( کوه پيمايي) مي توان افراد را از نظر رعايت ادب و احترام شناسايي كرد. حتماً همگي به اين امر آگاه هستيد که شايستگي هاي علمي و فني در کنار رعايت ادب و احترام، ارزش بيشتري خواهد داشت و افراد شايسته هرگز نبايد در راه غرور و تکبر گام بردارند چرا که از ارزش هاي خويش مي کاهند.

نکته آنکه: شناخت هر يک از اين ويژگيها در پرسنل مي تواند سازمان را در شايسته سالاري ياري رساند؛ يعني مديريت به راحتي مي تواند افراد را در مشاغلي که از لحاظ ويژگي به آن نزديک تر هستند، قرار دهد و به اين ترتيب هر فرد در جا و مکان مناسب خود شروع به فعاليت مي کند و سازمان در آينده دچار سکون و سستي نميشود، زيرا افراد پويا در آن خدمترساني مي کنند .
خلاصه اينکه اگر به قول ما ايراني ها: مرد را در سفر بهتر ميتوان شناخت، ژاپني ها بر اين باورند که در سفر کارمند شايسته را بهتر مي توان شناخت. اين تفکر و حرکت مي تواند پايه گذار پيشرفتهاي بنيادي در عرصه منابع انساني باشد ، اميد که مديران ايراني نيز خلاقيت را چاشني روزمرگي کنند، تا آينده سازمان و درپي آن، آينده کشور مان روشن تر شود .