ظرفيت سازماني عبارت است از توان بالقوه هر شركت در به كارگيري موفقيت آميز مهارتها و منابع سازماني براي دستيابي به هدفهاي سازمان و برآورده كردن انتظارهاي سهامداران. هدف اصلي توسعه ظرفيت سازماني، اين است كه عملكرد آينده هر سازماني بهبود پيدا كند. ظرفيت سازماني، شامل: منابع، دانش، و فرايندهايي است كه در جهت دستيابي به هدفهاي سازماني به كار گرفته مي شوند.

انواع ظرفيتهاي سازماني
ظرفيتهاي سازمان، داراي دو بعد اصلي بشرح ظرفيت منابع و ظرفيت مديريت است. اين ابعاد براي تمام سازمانها وجود داشته و از آن استفاده مي كنند.
الف) منابع: شامل مواردي است كه به گونه سنتي به آن بخش سخت ظرفيت سازماني مي گويند، نظير: تكنولوژي، منابع مالي و منابع انساني. منابع يك سازمان، شامل: كاركنان، زير ساختارها، تسهيلات، تجهيزات و وجوه نقد مي شود كه در دسترس سازمان قرار دارند.
ب) مديريت: به شرايطي گفته مي شود كه تحت آن هدفهاي سازمان وضع شده و در آينده به اين هدفها جامه عمل پوشانده مي شود. فعاليتهاي مديريتي، شامل: برنامه ريزي، هدف گذاري، تعيين مسئوليتها، رهبري، تخصيص منابع، انگيزش و نظارت بر كاركنان و حفظ رابطه با سهامداران است. فعاليتهاي مديريتي ميتوانند به فعاليتهاي رهبري استراتژيك، مديريت برنامه و فرايند و شبكه ها و ارتباطات، طبقه بندي شوند.
هر سازماني براي عملكرد بهتربه حداقل منابع نياز دارد و به تبع آن نيازمند مديريت و رهبري شايسته است. سازمانهاي مختلف داراي ظرفيتهاي مختلفي هستند كه بستگي به ماموريت، محيط بيروني، نقاط ضعف و قوت آن سازمان دارد. به عناصر و فعاليتهاي مديريتي، بخش نرم ظرفيت مي گويند.

ظرفيتهاي عملياتي و تطبيقي
ظرفيت عملياتي ظرفيتي، است كه طي آن سازمان به صورت متداول فعاليتهاي خود را انجام مي دهد و ظرفيت تطبيقي ظرفيتي است كه طي آن، سازمان چگونگي برخورد با تغييرهاي محيط بيروني را ياد مي گيرد.

ظرفيتهاي فردي،گروهي و سازماني
ظرفيتهاي فردي، شامل: دانش، مهارت، طرز نگرش و تفكر فردي است. افراد بعنوان عضوي از سازمان از اين ظرفيت در سازمان استفاده كرده، زماني سازمان را ترك مي كنند، اين ظرفيتها نيز از سازمان خارج مي شود. زماني كه افراد، دانش مهارت و چگونگي نگرش خود را با ديگران تسهيم مي كنند و يا زماني كه اين ظرفيتها در فعاليتها و فرايندهاي گروهي به كار گرفته ميشوند، ظرفيت گروهي ايجاد مي شود. زماني كه ظرفيتهاي فردي و گروهي بين ساير اعضاي سازمان تقسيم شد و به نوعي با: فرهنگ، استراتژيها، ساختار، سيستمهاي مديريتي و خط و مشي ها تعامل پيدا كرد، ظرفيت سازماني ايجاد مي شود.

توسعه ظرفيت سازمان
توسعه ظرفيت سازمان يك ديدگاه سيستماتيكي است، از يادگيري پيوسته براي بهبود بخشيدن به توانايي سازمان درجهت استفاده موثر و اثربخش از منابع مالي و انساني در دسترس، به منظور كسب هدفهاي بشر دوستانه در سازمان و جامعه.
با توجه به تعريف ياد شده، مطالب زير قابل بيان است:
الف) توسعه ظرفيت يك فرايند پيشرو (رو به جلو) است.
ب) هدف توسعه ظرفيت، افزايش توانايي سازمان براي انجام دادن وظايف و دستيابي به هدفهاي بلند مدت سازمان است.
ج) توسعه ظرفيت، توانايي سازمان را در يادگيري و حل مسائل افزايش مي دهد.
د) توسعه ظرفيت، شامل ايجاد يك توانايي براي برخورد با مسائل، و همچنين ماندگاري در آينده است.

تدبیر