امروزه وسائل سریع نقل و انتقال، مانند تله کابین ها، تله سی یژها و...سبب شیوع عوارضی ناشی از ارتفاع زیاد در بسیاری از کوهنوردان و کوهپیمایان حساس شده است. کمی فرصت برای تطابق شخص با تغییرات اختلاف ارتفاع،فعالیت بدنی و میزان سلامتی جسمی در بروز و شدت اختلالات حاد یا مزمن ناشیاز «هیپوکسی» مربوط به ارتفاعات بیش از ۲۰۰۰ متر تاثیر دارد.

در افراد مختلف میزان تحمل به «هیپوکسی» فوق العاده متفاوت است. بیماراندچار بیماری سیکل سل در صورت صعود به ارتفاع در معرض خطر یک بحران دردناکناشی از «هیپوکسی» قرار می گیرند و در صورت عدم سابقه صعود باید ازکوهنوردی پرهیز کنند.
● کوه گرفتگی حاد
مظاهر اولیه بیماری شامل گیجی، سردرد، سستی فوق العاده، خواب آلودگی،احساس سرما، تهوع، استفراغ، پریدگی رنگ صورت، تنگی نفس و سیانوز است. درمرحله بعدی برافروختگی صورت، تحریک پذیری، اشکال در تمرکز حواس، سرگیجه،طنین گوش، اختلالات بینایی(گاه خونریزی شبکیه) و شنوائی، بی اشتهائی، بیخوابی، شدت تنگی نفس و ضعف عمومی هنگام حرکت، شدت سردرد، طپش قلب، تنفسشین ستوکس و کاهش وزن عارض می گردد.
انجام تنفس عمیق در فواصل معین می تواند علائم را بهبود بخشد. در اکثرافراد این علائم ظرف ۲۴تا۴۸ ساعت از بین می رود اما در بعضی موارد ممکناست علائم به صورت شدید و مداوم باقی بماند تا آن حد که شخص مجبور شود بهمنطقه کم ارتفاع مراجعت نماید.
مصرف اکسیژن غالبا علائم حاد کوه گرفتگی را مرتفع می کند. در افراد بیخواب و تحریک پذیر استعمال مواد آرامبخش و خواب آور مفید است. تدابیرپیشگیری عبارت است از استراحت و خواب کافی در روز قبل از حرکت، مصرف غذایکم، پرهیز از الکل، توتون و حرکات فیزیکی غیرلازم در طول سفر، مصرفاستازولامید به مقدار ۲۵۰میلی گرم هر ۸ساعت از یک روز قبل، روز صعود وچندین روز بعد از صعود ممکن است از بروز علائم کوه گرفتگی پیشگیری نمایدیا آنها را تخفیف دهد.
● خیز ریوی حاد ناشی از ارتفاع زیاد
این عارضه خطرناک معمولا در ارتفاعات بالاتر از ۳۰۰۰ متر دیده می شود.اولین آثار ریوی ۶تا۳۶ ساعت بعد از رسیدن به نقطه مرتفع ظاهر می شود وشامل سرفه ها متوالی خشک، تنگی نفس هنگام استراحت و سنگینی و فشار بر قفسهصدری است. پس از این مرحله خس خس سینه، اورتوپنه و هموپتیزی ممکن است دیدهشود.
شناخت هرچه زودتر علائم اولیه شخص را قادر می سازد قبل از خیز شدید وناتوان کننده ریوی به تنهایی یا کمک دیگران به سطوح پائین تر برگردد.برگشت سریع به ۵۰۰تا۱۰۰۰متر پائین تر ممکن است علائم را بهبود بخشد.
● درمان
درمان شامل استراحت در بستر به شکل تکیه دادن پشت و تجویز اکسیژن ۱۰۰درصدبا ماسک و سرعت ۶ تا۸ لیتر در دقیقه به مدت ۱۵الی۲۰ دقیقه است.
بعد از آن برای صرفه جویی در مصرف اکسیژن می توان سرعت کمتری را استفادهکرد. تا زمانیکه بهبود یابد و بتواند به ارتفاع پست تری نقل مکان کند. دربیماران خیز ریوی برای پائین آوردن سریع از وسائلی چون هلی کوپتر استفادهکرد.
(کوهنوردانی که به ارتفاعات ۳۰۰۰ متری و بالاتر می روند باید منبع اکسیژنو تجهیزات لازم برای نیاز احتمالی چند روزه خود را همراه داشته باشند.افرادی که گرفتار بیماری های قلبی و ریوی هستند باید از رفتن به ارتفاعاتپرهیز کنند.)
● انسفالوپاتی حاد ناشی از صعود
این انسفالوپاتی ظاهرا مداومتی از تشدید علائم عصبی کوه گرفتگی حاد است.معمولا در ارتفاعاتی بالاتر از ۲۵۰۰متر رخ می دهد و در افراد غیرمانوس باارتفاع بیشتر بروز می کند.
تلوتلو خوردن، آثار نارسائی موضعی مغزی، تهوع، استفراغ و تشنجات ممکن استسرانجام به بی خبری و اغما» منجر گردد. شناخت این انسفلوپاتی جنبه اساسیدارد. اکسیژن باید از طریق ماسک استفاده شود و در صورتیکه نزول سریع ازارتفاع امکانپذیر باشد بهبود معمولا کامل خواهد بود.
● بیماری کوه گرفتگی تحت حاد
این نوع کوه گرفتگی اکثرا در ارتفاعات بیش از ۴۵۰۰متر دیده می شود. علائماین کوه گرفتگی مانند کوه گرفتگی حاد است اما مدام تر. علاوه بر آن کم آبیبدن، خشکی پوست و خارش وجود دارد. درمان شامل استراحت، مصرف اکسیژن و بازگشت سریع به مناطق کم ارتفاع است.
● کوه گرفتگی مزمن
کوه گرفتگی مزمن بیشتر در افراد مقیم کوهستان و اجتماعات کوهستانی دیده میشود. در شرایطی که سازگاری اقلیمی قبلی خود را نسبت به محیط خود از دستداده اند و تشخیص این عارضه در آنان از بیماری مزمن ریه مشکل است.
کوه گرفتگی مزمن با خواب آلودگی، افسردگی روانی، هیپوکسمی، سیانوز و چماقیشدن انگشتان، آثار نارسایی بطن راست همراه است. که کلیه این اختلالات پساز اقامت شخص در ارتفاع نزدیک به سطح دریا تدریجا از بین می رود.