[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

چگونهاست که اگر یک زن زیبا از همین نژاد عرب نصیب حضرتعالی شود از او نمیگذریو حتماً او را به زوجیّت خود درمیآوری و همینطور اگر از نژاد چینی یاژاپنی و یا انگلیسی و امثال ذلک باشد نمیگوئی که: حتماً باید با نژادایرانی ازدواج کنم! پاسخ آن است که در اینجا منافع اینچنین اقتضا میکند!!


[JUSTIFY]بهگزارش شیعه آنلاین، بحث ما در اطراف مسائل عقلی و توحیدی بود .تمام هدفامیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه این است که همین مسأله را برایهمه روشن کنند! آن خطبهای را که حضرت در ذیل سورة مبارکة ألهیکم التّکاثردارند حتماً در شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید و سایر شروح فارسی مطالعهکنید، آنگاه ببینید: آیا ممکن است کسی بهتر از این بتواند دنیا را معرّفیکند؟! داستان شأن نزول این آیه از این قرار است که: دو طائفه در موردتعداد جمعیّت و شعرا و اُدبا و بزرگان و پهلوانان و افراد نامآور خود بریکدیگر فخر میفروختند تا کار به جائی رسید که به قبرستانها رفته ومردگان خود را نیز به شمارش درآوردند و بر آنها افتخار میکردند؛ آنگاهاین سوره نازل شد: "الهیکم التکاثر(1) حتی زرتم المقابر (2) ... «تکاثرشما را از رسیدن به حقّ بازداشت و به بیهودگی کشاند تا اینکه به مردگانخفتة در مقابر روی آوردهاید و به استخوانهای پوسیدة آنان افتخار میکنیدو میبالید!» کما اینکه امروزه هم این روش متداول است![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]آخرای بیچارة بدبخت! آن کسی که دویست سال قبل فوت کرده است به چه درد تومیخورد؟! تو باید به دنبال ضعف و بیچارگی خودت باشی! اینکه میگویند:مولانا ایرانی و از ماست! یا سعدی از ماست! و یا سیّد جمال الدّین از ماستو دیگری میگوید: افغانی است و... این چه بازیهائی است؟ مگر سیّد جمالالدّین چه تاجی بر سر ما زده است که اینقدر بر سر او دعوا نموده و کنفرانستشکیل میدهید که: آیا ایرانی است و یا افغانی و اسدآبادی یا پاکستانیو...؟! شخصی که أساساً معلوم نیست که بوده و چه وضعی داشته و طبق گفتاربعضی فراماسونری بوده و در بعضی دستگاههای کذائی فعّالیّت داشته است چراما اینقدر بر سر خود و بقیّه بزنیم که أسدآبادی است و یا افغانی؟![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]شرفما به این است که از اوّل تا آخر خلقت فقط چهارده معصوم داریم! چقدر مردمگیج هستند و چقدر ما بدبختیم! در مقابل معصومین علیهم السّلام مولاناکیست؟ حافظ کیست؟ تمام افتخار مولانا و حافظ به این است که خاک درب خانةامام مجتبی و حضرت سجّاد و امیرالمؤمنین را سرمة چشمان خود کنند!! مولاناتمام این کتاب بینظیر و ارزشمند مثنوی را نوشته و از بزرگان است، از مکتبعلی علیه السّلام آورده و جمعآوری نموده است! حال چرا ما باید بر سر عرببکوبیم که: ما مولانا داریم؟! آخر ای بیچاره ! تو که هستی که به او افتخارمیکنی؟! أساساً مولانا و حافظ ننگ دارند که به تو نگاه کنند! حافظ ازدرون قبر فریاد میزند که همة افتخار من به رسول عربیّ اُمّی وامیرالمؤمنین و ائمّه علیهم السّلام است که همه عرب بودهاند![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]باری،این تکاثُر است که بصورت ملیّت فارسی و ایرانی و... با شعارهای حفظ فرهنگو نیاکان و در میان ما رایج شده است! نیاکان ایرانی اغلب مشتی انسانهایشرابخوار و زنباره و... بودهاند . شما شاهنامه را بخوانید و ببینیداینها چه کسانی بودند! من سراسر وجودم از چنین نیاکانی بیزار است! رستم واسفندیار که بودند؟ آیا در سرتاسر شاهنامه از آنها یک کلام حکیمانه از اینبهمن و توران و... به سراغ دارید؟ من یک نسخه از شاهنامه دارم که بیست سالاست هر وقتی که میخواهم آنرا باز کرده مطالعه کنم، حیفم میآید که وقتخود را بجای روایات ائمّه در آن صرف کنم! کتابی که فقط در بگیر و ببند وبزن و بکوب و إحیای آداب و رسوم جاهلی و ملّیگرائی نوشته شده و میگوید:[/JUSTIFY]

بسی رنج بردم در این سال سی عـجم زنده کردم بدین پارسی

[JUSTIFY]غلطکردید که با این کتاب سراسر تخیل موجب شدید زبان قرآن کنار گذاشته شود وبجای آن عجم زنده کردید! من خود فارسی زبان هستم ولی میگویم: این فارسیچه گلی بر سر ما زد؟ بهترین زبان در تمام دنیا عربی است و همه نوع کنایاتو اشارات و لطائف در این زبان است و قویترین زبان از نظر منطق و بیان وقانون، زبان عربی است![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]مااین زبان فارسی شما را نخواستیم که بجای «اجتماعات» «گردهمائی» و بجای«تظاهرات» «همایش» و بسیاری لغات دیگر وضع کردهاند که وقتی انسان آنرامیخواند أصلاً نمیفهمد که چه می گوید! «وسائل ارتباطات» به این خوبی رابه«رسانههای گروهی» تعبیر میآورند!![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]آقا!چه مرگتان است؟! آخر چه کمبودی احساس میکنید که از این کلمات به اینشیوائی و فصاحت که در زبان عربی است پرهیز میکنید و آن را به واژههایمسخرهآمیز تبدیل مینمائید؟! کلماتی مانند «مستقیم» و «دایره» و... چهایرادی دارند ؟آیا ما واقعاً انسانیم که تحت عنوان «فارسی را پاس بداریم!»مردم را از زبان قرآن دور میکنیم؟! چه شد و چه چیزی بدست آوردید و چهنتیجهای بر کار شما مترتّب شد؟! مگر مردم در بیان مطالب خود عاجز بودندکه شما دائماً برای آنان واژه جعل میکنید؟![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]مردمبه بهترین قسم و عالیترین وجه با هم صحبت میکردند و زبان قرآن کم کمداشت بعنوان زبان دین و ملیّت آنها درمیآمد که شما از آنها گرفتید! شمااگر در یک مکالمه مختصر مردم ، ألفاظ عربی را حذف کنید دیگر آن جمله معناندارد![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]منصریحاً میگویم: اینها همهاش عقده و تکاثر است! و شما بدانید که یک دستیپنهان این جریانات را تدبیر و اداره میکند! و ما هم عالماً یا عن جهلٍ دراین میدان وارد شده و چهار نعله میتازیم!!؛ آخر آن کسی که «مرکز تحقیقاتعلوم اسلامی» به این زیبائی را به «پژوهشکدة دانشهای...» تبدیل میکند بهچه منظور و برای چیست؟ آیا این غیر از تکاثر و فرورفتن در عالم کثرت معنایدیگری دارد؟![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]وحالا از این عمل زشتتر و قبیحتر آنکه عدّهای ـ ما شاء الله ـ با آن عقلو درایت و ذوق کذائی خود در فرهنگستان جمع میشوند و پارهای الفاظ وواژههائی را جعل نموده برای همه قانون وضع میکنند که: باید همة مردم اینکلمات را استعمال کنند! آخر این چه قانونی است که مثلاً باید همگان بجایلفظ «مستقیم» کلمة «سیخکی!» استفاده نمایند؟! آنها میگویند: خیر! اینواژه از تصویب «فرهنگستان زبان و آکادمی کذائی و....» گذشته و لازمالإجراست!! نخیر! امت مسلمان صد سال نخواسته و نمیخواهند از تراوشاتاینچنینی مغز سرکار تبعیّت کنند! بلکه به دلائلی منطقی میخواهند از زبانعربی با آن رفعت و فصاحت و بلاغت و امتیازات استفاده کنند![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]البتّهمقصود من این نیست که شما زبان فارسی را بکلّی کنار بگذارید چرا که بزرگانو شعرای ما به فارسی تکلّم میکردند ولی سخن در این است که أشعار ومصنّفات آنها تلفیقی از فارسی و عربی بوده و هست! مثلاً همین مولانائی کهشما اینقدر به او افتخار میکنید اگر در أشعار «مثنوی» خود بجای الفاظعربی از این لغات پیشنهادی و اینچنینی شما استفاده میکرد ،من به نوبة خودأبداً کتاب مثنوی او را باز نمیکردم! شما کلمات و استعارات و کنایات ولغات عربی را از کتاب مثنوی و دیوان حافظ ـ که باعث فخر شما شده و برای اوکنگره میگیرید ـ و امثال آنها ،بگیرید و آنگاه ببینید دیگر چه چیزی باقیمیماند؟![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]دراین مدّت مدید از صدر اسلام تاکنون افتخار شما در طب و سایر علوم بهابوعلی سینا و فارابی و ابوریحان و امثال آنان است و اینان یا کتب خود راتماماً به عربی تألیف کرده و یا لا اقلّ دو ثلث از آنها به زبان عربی است!آیا آنان نمیتوانستند با فارسی خالص ـ به قول شما ـ همانند «شاهنامه»بنویسند؟! آری آنها خوب هم میتوانستند ولی به روح این حرفهای شماخندیدند! آقا این کفن هزار دفعه پوسیده شده! و تازه شما میخواهید آنرا ازنو بدوزید! بدبختی این است که سلیقه هم ندارند! و ای کاش قدری سلیقهداشتند![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]باری،اینها همه تکاثر و جلوهنمائی است، امّا اسلام سفارش به «توحید» میکند ومیگوید: هیچ فرقی بین عرب و فارس و ترک و انگلیسی و چینی و... نیست! ووقتی روح ایمان بیاید دیگر بین همة آنان اُخوّت برقرار میشود! حال شمااین علوّ و اقتدار اسلام را بنگرید و آنرا با کارهای ما مقایسه کنید.[/JUSTIFY]

[JUSTIFY]دریک سفری که ما به سوریّه داشتیم در فرودگاه به قسمت گذرنامه رفتیم که سهقسمت بود: «المواطنین»، «الدّول العربیّ» و «الاجانب» به ترتیب: هموطنانسوری، دُوَل عربی، و افراد اجنبی! و ما را چون ایرانی بودیم به قسمت اجانبراهنمائی کردند! یکی از دوستان ما به آنها اعتراض کرد که : چرا ایشان راأجنبی به حساب آوردید؟! آن شخص در پاسخ گفت: مگر ایرانی ها خودشاننمیگویند: خلیج فارسی! در مقابل ما که میگوئیم: خلیج عربی! بنابراین مادو ملّت هستیم![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]آخراین خلیج فارسی و خلیج عربی چه نفعی به حال ما دارد؟! چه اشکالی دارد کهبگوئید: خلیج اسلامی و خود را راحت کنید؟ و این همان کاری است که شاه سابقمیکرد! چقدر اختلافات در منطقه و عراق و... افتاده بود؟ دشمنان واستعمارگران هم طرفین را شناخته بودند و دائماً آنها را تحریک میکردند وتا احساس میکردند آرامش نسبی حکمفرماست کلمة «الخلیج العربی» را به کارمیبردند و آنگاه به اعلیحضرت!! برمیخورد و روابط تیره میشد و سفارتهابسته و... ملّت بیچاره هم قربانی این بازیها واقع میشدند![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]خوب،چرا نمیفهمید؟ آخر این خلیج یک حدودی دارد و هر کسی در مرز خود باشد!بیائید و بگوئید: «الخلیج الاسلامی» که در اینصورت دیگران هم نمیتواننداعتراضی داشته باشند والاّ کار ما هم عیناً همان کاری است که شاه میکردهو آنوقت ما را جزء اجانب به حساب میآورند![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]ازنظر اسلام آن کسی که اقرار به «أشهد ان لا اله الا الله و أشهد انّمحمّدًا رسول الله» میکند از «مواطنون» است و همشهری محسوب میشود خواهترک باشد یا انگلیسی و اسپانیولی و یا اُردو زبان و یا چینی و عرب و عجمبه حساب بیاید! همة اینها کثرات و تخیّلات و توهّمات و مجاز و جهل ونادانی است که باعث جدائی بین مسلمین شده است![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]چگونهاست که اگر یک زن زیبا از همین نژاد عرب نصیب حضرتعالی شود از او نمیگذریو حتماً او را به زوجیّت خود درمیآوری و همینطور اگر از نژاد چینی یاژاپنی و یا انگلیسی و امثال ذلک باشد نمیگوئی که: حتماً باید با نژادایرانی ازدواج کنم! پاسخ آن است که در اینجا منافع اینچنین اقتضا میکند!![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]باری، عدّهای در آنطرف و اینطرف بر گرد منقل و وافور نشسته برای ما تصمیم میگیرند و هیچ حرف منطقی وجود ندارد.[/JUSTIFY]

[JUSTIFY]منطقفقط منطق اسلام است که توسّط حضرت محمّد بن عبد الله صلّی الله علیه و آلهو سلّم بیان شده که فرمود: لا فخر لعربیٍّ علی عَجَمیٍّ و لا لعجمیٍّ علیعربیٍّ الاّ بالتّقوی! مرحباً! مرحباً! و واقعاً مرحباً به این پیغمبر کهدر عالم بشریّت ظهور کرد و حرفش و منطقش بر أساس توحید بود و توانست باهمین منطق تمام مردم را دور هم جمع کند![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]بنابراین،اینکه ما امروزه در تقسیمبندیهای خود افراد را به داخلی و خارجی تقسیممیکنیم و هر کسی در خارج از ایران زندگی کند او را خارجی مینامیم، ولواینکه او مسلمان بوده باشد خلاف اسلام است! زیرا خارجی یعنی کسیکه ازاسلام خارج باشد ولو اینکه داخل در مملکت اسلامی زندگی کند! و داخلی یعنیکسیکه مسلمان باشد ولو اینکه در خارج از مملکت اسلام زندگی نماید! پس هرمسلمان در اقصی نقاط عالم اعمّ از نژاد سیاه یا سرخ پوست و یا زرد و سفیدو از هر ملّیّتی او هموطن و داخلی به حساب میآید؛ و هر غیر مسلمان ولواینکه در کشور اسلامی زندگی کند و حتّی در ذمّة اسلام باشد (مانند کفّاراهل کتاب که حفظ حقوق آنان در مملکت اسلامی واجب و لازم است) او خارجی است![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]واین مطلب یکی از مبانی مرحوم آقا (حضرت علاّمه آیه الله سیّد محمّد حسینحسینی طهرانی) رضوان الله علیه بود که در مقابل آنکسانی که لفظ «خارجی» و«داخلی» را بیان میکردند بیان میفرمودند و همة اینها را از کثراتدانسته و مخالف با توحید قلمداد میکردند![/JUSTIFY]

[JUSTIFY]ایشانمیفرمودند: «خارجی کسی است که از ملّت اسلام خارج است! و هموطن کسی استکه داخل در ملّت اسلام است ولو در خارج از کشور اسلامی زندگی کند!»[/JUSTIFY]

[JUSTIFY]حال این ندای وحدت است و آن ندای کثرت! هر که میخواهد این و هر که میخواهد آنرا بپسندد![/JUSTIFY]

[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]