بيست و دو قرن پيش، ارشميدس رياضيدان بزرگ يونان، مقاله اي نوشت كهاستوماكيون (Stomachion) نام گرفت. اين مطلب برخلاف ديگر نوشته هايارشميدس خيلي زود به ورطه فراموشي سپرده شد، چرا كه پس از ارشميدس كسيمنظور اين مقاله را درك نكرد. اما پس از گذشت ۲۲۰۰ سال از آن زمان،رياضيداني كه روي مسائل تاريخي تحقيق مي كند، راز دستنوشته ارشميدس را كشفكرد. اين دانشمند با بررسي يكي از قديمي ترين دستنوشته هايي كه راهبانمذهبي در چند صد سال پيش نوشته بودند، معماي به جامانده از ارشميدس را حلكرد. با اين كشف پنجره اي نو به يكي ديگر از آثار نابغه بزرگ گشوده شد.نابغه اي كه وقتي روش زيركانه اي براي تعيين خالص بودن طلاي تاج پادشاهپيدا كرد، ناگهان فرياد زد: «يافتم». كرد، ناگهان فرياد زد: «يافتم». كاشفمعماي
دكتر ريويل نتس (Reviel Netz) كاشف معماي اخير ارشميدس ميگويد: مبحث استوماكيون، در زماني كه ارشميدس آن را نوشته بود بسيار پيچيدهتر و فراتر از زمان خود بود. اين مبحث مربوط به تركيبات مي شود، زمينه ايكه تا ظهور علوم كامپيوتري جايگاه واقعي خود را به دست نياورده بود. هدفاز بحث تركيبات مشخص كردن اين است كه يك مسئله به چند روش قابل حل است.پيدا كردن تعداد راه حل ها براي مسئله مطرح شده توسط ارشميدس بسيار سختبود. براي پيدا كردن جواب مسئله، دكتر نتس از يك گروه چهار نفره كه متخصصتركيبات بودند، كمك گرفت. اين گروه براي حل مسئله ۶ هفته كار كردند، بااين وجود نتايج به دست آمده با قطعيت كامل همراه نبودند، به همين خاطر ازگروه ديگري كمك گرفته شد و پس از آنكه گروه دوم نيز نتايج قبلي را به دستآوردند، دكتر نتس قانع شد كه جواب درست را پيدا كرده است. صبح يكي ازروزهاي برفي در دانشگاه پرينستون، چندين استاد دانشگاه براي شنيدن سخنرانيدكتر نتس گردهم آمده بودند. حاضرين در جلسه كه اكثراً متخصصين همين زمينهبودند پس از پايان سخنراني دو ساعته دكتر نتس، قانع شده بودند كه نتايج بهدست آمده درست هستند و به او تبريك مي گفتند. از ميان تمام آثار ارشميدس،استوماكيون كمترين توجه را به خود جلب كرده است. اين بحث در واقع به خاطرنامفهوم بودنش، ناديده گرفته شده و يا كم اهميت تلقي شده بود. از اينمقاله فقط قسمت كوچكي سالم بر جاي مانده و بقيه بر اثر كپك زدگي از ميانرفته بود. با وضع موجود بعيد به نظر مي رسيد كه كسي بتواند سر از آن نوشتهها دربياورد. اين مقاله در واقع شبيه به يك بازي قديمي كودكانه بود، نوعيجورچين (پازل) كه از كنار هم گذاشتن اجزاي مختلف آن شكل هاي گوناگونيايجاد مي شود. اما ما مي دانيم كه ارشميدس دانشمندي نبوده كه به كارهايبازيچه مانند پرداخته باشد. لذا قصد او از كنار هم گذاشتن تكه هاي كوچككاغذ، به دست آوردن اشكال مختلف نبوده است.

در واقع ارشميدس درپي پاسخ براي سئوالي مهم بوده است: چند حالت وجود دارد كه اگر ۱۴ تكهناهمگون را كنار هم قرار دهيم، تشكيل يك مربع مي دهند. پاسخ اين سئوال عدد۱۷۱۵۲ است كه به دست آوردن آن نيازمند دقت بالا و پيگيري نظام مند است.دكتر پرسي داياكونيس(Rersi Diaconis) كه به همراه چند دانشمند ديگر روياين پروژه كار مي كرد، مي گويد: به دست آوردن اين عدد با امكانات امروزينيز بسيار سخت بود و ما براي پيدا كردن اين عدد يك تيم تشكيل داديم. دكترويليام كاتلر از دانشگاه شيكاگو در يك تحقيق جداگانه، برنامه كامپيوتري اينوشت كه تأييد مي كرد عدد به دست آمده درست است. البته از دستنوشته هايارشميدس همانند ديگر دانشمندان قديمي، نسخه هاي اصلي بر جاي نمانده است.در واقع نوشته هاي موجود، رونوشتي از رونوشت نسخه اصلي هستند. محققان ايندستنوشته ها را براساس مطابقت آنها با ديگر اسناد موجود و همچنين ميزانقدمت آنها ارزش گذاري مي كنند. محققان اين اثر را غير قابل قيمت گذارياعلام كردند و تنها گفتند كه بسيار نفيس و گرانبهاست. اما افسوس كه ايندستنوشته به خاطر پوسيدگي ناشي از گذشت زمان، تقريباً از ميان رفته است.در قرن سيزدهم راهبان مسيحي هرگاه كه براي نوشتن كتاب هاي مذهبي با مشكلمواجه مي شدند از پوست هاي قديمي استفاده مي كردند. در آن زمان پوستي راكه حاوي دستنوشته ارشميدس بود پاره كرده اند، نوشته هاي قبلي را شسته اندو روي پوست را با نوشته هاي مذهبي بازنويسي كرده اند. از اين دستنوشتهچندين سال به عنوان كتاب دعا استفاده مي شد تا اينكه كتاب فرسوده مي شود وآن را در صومعه اي واقع در استانبول به كناري مي گذارند.

جانلودويگ هايبرگ (John Ludvig Heiberg) در سال ۱۹۰۶ اين دستنوشته را دركتابخانه يك كليسا در شهر استانبول پيدا كرد و متوجه شد كه در زير نوشتههاي مذهبي كتاب، نوشته هاي كم رنگ ديگري وجود دارد كه به رياضيات مربوط ميشوند. هايبرگ با استفاده از يك ذره بين هر آنچه را كه مي توانست، يادداشتكرد و تقريباً از دو سوم صفحات كتاب عكسبرداري كرد. پس از آن، كتاب مذكوربه همراه ديگر دستنوشته هاي موجود در كتابخانه بر اثر نزاعي كه ميان تركها و يوناني ها در گرفت ناپديد شد، تا اينكه دوباره در سال ۱۹۷۰ در دست يكخانواده فرانسوي مشاهده شد. اين خانواده دستنوشته را در سال ۱۹۲۰ ازاستانبول خريده و ۵۰ سال نگه داشته بودند. هنگامي كه اين خانواده فرانسويخواستند كه كتاب را به فروش برسانند با مشكل مواجه شدند. از يك طرفابهاماتي وجود داشت مبني بر اينكه آيا خانواده مذكور صاحب قانوني دستنوشتههستند و از طرف ديگر كتاب بر اثر كپك زدگي وضع آشفته اي پيدا كرده بود ودر آستانه تخريب كامل قرار داشت. سرانجام در سال ۱۹۸۸ يك ميلياردر گمناماين كتاب را به مبلغ ۲ ميليون دلار خريد و آن را به موزه هنري والتر اهداكرد. اين اثر هنوز هم در اين موزه قرار دارد. دكتر نتس درباره چگونگيخواندن نوشته هاي كتاب مي گويد: وضع كار به طرز باورنكردني غيرعادي بود.گروه كوچكي از دانش پژوهان شروع به بازسازي متن يوناني كرده بودند. كاراصلاً آسان نبود. با چشم غير مسلح هيچ چيزي مشاهده نمي شد. با استفاده ازنور ماوراي بنفش آثار ضعيفي از يك نوشته قديمي پديدار شد. اما متن آشكارشده هم شامل متن رياضي بود و هم نوشته هاي مذهبي را در برداشت. همچنينبسياري از سطرها غيرقابل مشاهده بودند و بعضي از قسمت هاي چندين صفحه ياپاره شده بود يا بر اثر فرسودگي از ميان رفته بود.

سرانجام محققانبه فكر استفاده از تصويربرداري كامپيوتري افتادند. محققاني از مؤسسهتكنولوژي روچستر، شركت بوئينگ و دانشگاه جان هاپكينز براي نوشتن برنامه ايكه بتواند نوشته هاي رياضي را از نوشته هاي مذهبي جدا كند، گردهم آمدند.در شروع كار توليد چنين نرم افزاري غيرممكن به نظر مي رسيد. به خصوص درنواحي پاره شده و لبه صفحات، مشكل بسيار بيشتر بود. دكتر نتس و دكترويلسون از دانشگاه آكسفورد براي بازسازي نوشته ها از هر ابزار ممكن مانندنور ماوراي بنفش، تصويرسازي كامپيوتري و عكس هايي كه دكتر هايبرگ از صفحاتكتاب برداشته بود، استفاده كردند. حتي در بعضي موارد از حدس و گمان همبهره جستند. اما در نهايت بينش و بصيرت و يا خوش شانسي دكتر نتس بود كهمنجر به درك استوماكيون شد. چند ماه پيش هنگامي كه دكتر نتس شروع بهرونويسي يكي از صفحات كرده بود نامه الكترونيكي جالبي دريافت كرد. مضموننامه، مدلي از پازل استوماكيون بود كه از شيشه هاي آبي رنگي تهيه شده و ازآنها عكس گرفته شده بود. اين مجموعه را يك تاجر بازنشسته طراحي كرده بود.دكتر نتس با نگاه كردن به مدل هاي ساخته شده دريافت كه شكل روي صفحه اي كهدر حال رونويسي آن است، درست همان پازل استوماكيون است و از اينجا بود كهدريافت ارشميدس در پي دستيابي به چه چيزي بوده است. شكل به جا مانده ازارشميدس شامل ۱۴ تكه بود و كلمه بسيار زياد هم كنار آنها نوشته شده بود.دكتر هايبرگ اين كلمه را به اين صورت تفسير كرده بود كه اين ۱۴ تكه را ميتوان به روش هاي زيادي كنار هم چيد اما با آزمايش هايي كه دكتر نتس انجامداد و تكه ها را كنار هم چيد رابطه جالبي را ميان آنها كشف كرد كه به نظرمي رسد همان منظور ارشميدس باشد. دكتر نتس مي گويد هدف ارشميدس از كنار همچيدن اين قطعات به دست آوردن اشكال مختلف نبود، بلكه به دست آوردن شكلمربع بوده است.

اما آيا خود ارشميدس موفق به پيدا كردن تعداد راه حل ها شده است؟

دكترنتس در پاسخ اين سئوال مي گويد: من مطمئن هستم كه ارشميدس اين مسئله راحلكرده است اما نخواسته كه جواب را در كنار آن بنويسد. اما عددي را كه بهدست آورده بود درست بوده يا نه، معلوم نيست. درباره تعبيري كه در زبانيوناني براي واژه استوماكيون وجود دارد، در ميان رياضيدانان اتفاق نظروجود ندارد. اما دكتر دياكونيس يك حدس مي زند: اين لغت از دل پيچه گرفتهشده است كه اگر به آن دچار شويد چه ها كه نخواهيد كشيد.