ميدانيم كه گياهان گوشتخواري مانند گياه ديونه(Dionea muscipula) با كوچكترين لرزشي كه در نتيجهي برخورد حشرهها با كركهاي حساس روي برگهايشان پديد ميآيد، به سرعت پاسخ ميدهند. با واكنش گل قهر(Mimosa pudica) به كوچكترين لرزش نيز آشنا هستيم. اما اين گياهان ديگري نيز به لرزشها حساس هستند و آيا اين لرزشها بر چگونگي رشد آنها اثر ميگذارد؟ برخي پژوهشها نشان دادهاند كه گياهان معمولي نيز لرزشها را درك ميكنند و گاهي به آنها پاسخ ميدهند.

گياهان معمولي كشيدهاي باد را احساس ميكنند و باد ميتواند بر ميزان شاخ و برگ در گياهان اثر منفي داشته باشد. از اين رو، گياهان ميكوشند با تقويت بافتهاي بخشهايي كه به نوسان در ميآيند، در برابر باد پايداري كنند. البته، هزينه كردن انرژي براي بافتها ممكن است كشاورزان را نگران كند. در يك آزمايش مشاهده شد وقتي گياه ذرت هر روز براي 30 ثانيه تكان داده شود، ميزان محصول بين 30 تا 40 درصد كاهش مييابد. پژوهشهاي ديگر نشان داده است كه لرزشها(تنشهاي مكانيكي) بر ريشهزايي، بلندي ساقه و حتي گاهي در جنسيت گياهان اثر ميگذارند.

پژوهشگران ميخواهند بدانند چگونه لرزش(پيام لمس) ميتواند به توليد بافتهاي محكمتري در گياهان بيانجامد. بيشتر پژوهشهاي كنوني روي كلسيم متمركز شده است. هنگامي كه گياهان به سويي كشيده ميشوند، يونهاي كلسسيم از واكوئلها به درون سيتوزول جريان پيدا ميكنند. بيرون رفتن اين يونها، كه تنها يك دهم ثانيه به درازا مي كشد، به فعال شدن ژنهايي ميانجامد كه با تقويت ديوارهي سلول ارتباط دارند. تاكنون پنج ژن از اين ژنهاي لامسه (TCH) شناسايي شدهاند. يكي از اين ژنها، رمز ساختن پروتئين كالمودولين را در خود دارد كه حسگر اصلي كلسيم در گياهان و جانوران است. در سال 1995 جانت برام چهارمين ژن لامسه (TCH4) را كشف كرد كه آنزيمي به نام زيلوگلوكان اندوترانس گيكوزيلاز را رمز ميدهد. اين آنزيم روي ديوارهي سلولي گياهان اثر ميگذارد و با تغييرهايي كه در اجزاي اصلي سازندهي آنها پديد ميآورد، بر قدرت و استحكام آنها ميافزايد.


[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]