نقش نيروي انساني به عنوان ركن اساسي تحقق اهداف توسعه اي و تامين مزيت رقابتي سازمانها، نقشي حايز اهميت است و انسان به عنوان عامل تصميم گيري و اتخاذ روشهاي مناسب بهرهبرداري از تكنولوژي و ديگر عوامل موثر در توسعه همه جانبه، بويژه در شرايط گسترش پرشتاب مرزهاي دانايي، نقشي تعيينكننده ايفا مي كند.

ايفاي موثر چنين نقشي مستلزم دقت و اهتمام توأم با تأمل و بهره گيري از روشهاي علمي سازمانها، در گزينش و جذب نيروهاست و با اين كار در بسياري از هزينههاي نگهداشت و توسعه منابع انساني صرفهجويي ميشود و سازمانها الزامي به جبران زيانهاي ناشي از نقص نظام جذب خود نخواهند داشت. بديهي است كه تنوع تخصص ها و حرفه اي شدن پاره اي از وظايف سازماني نيز، توسل به نيروهاي پيمانكاري و تامين بخشي از نيروي خارج از سازمان را اجتناب ناپذير كرده است.

در سازمانهاي پيشرو امروز، استفاده از نيروهاي پيمانكاري با هدف بهره گيري از تخصص هاي ويژه و كاهش هزينه به گونه اي روزافزون مورد توجه قرار گرفته است. با اين حال موفقيت و اثربخشي اين رويكرد در گرو عوامل و الزامات خاصي است. چهارركن اصلي تشكيلدهنده نظام پيمانكاري؛ يعني نيروي انساني شركتهاي پيمانكاري، سازمانهاي كارفرمايي، نيروهاي ثابت سازمانها و نيروهاي پيمانكاري، هر يك به عنوان عامل اساسي در موفقيت اين رويكرد نقش دارند.

نخستين الزام و عامل مهم، انتخاب درست و توأم با تامل شركتهاي پيمانكاري است. برخورداري اين شركتها از تجربه و تخصص لازم و احساس تعهد آنها نسبت به جنبههاي توسعهاي و انگيزشي نيروهاي پيمانكاري خود كه در اختيار سازمانها قرار مي دهند، شرط اوليه مقبوليت اين شركتهاست. الزام و عامل دوم، مناسب بودن فرهنگكاري در سازمانهاي متقاضي نيروي پيمانكاري است كه بايد ضمن برخورداري از انعطاف لازم، امكان پذيرش نيروهاي پيمانكاري را فراهم آورد. علاوه بر اين ضمن ميسر ساختن تعامل درست بين نيروهاي ثابت و پيمانكاري، بهرهگيري درست از نيروهاي پيمانكاري در سازمان را تسهيل نمايد.

عامل سوم، خود نيروهاي ثابت سازمانها هستند كه بايد به جاي تلقي تهديد و نوعي رقيب از نيروهاي پيمانكاري يا مبادرت به رفتاري كه از جانب نيروهاي پيمانكاري تهديد تلقي شود، حضور آنها را در سازمان فرصتي براي تعامل و همكاري و هم افزايي به حساب آورند و از قرادادن فرصت رشد و كسب تجربه و ارتقاي توان در اختيار نيروهاي پيمانكاري مضايقه نكنند.

عامل چهارم يا نيروهاي پيمانكاري نيز مي توانند در موفقيت رويكرد برون سپاري سازمانها نقشي مثبت و سازنده ايفا كنند. اينان بايد با ورود خود به سازمان اين احساس را در نيروهاي ثابت القا كنند كه به قصد ياري و مددكاري و سبك شدن مسئوليت نيروي ثابت، وارد سازمان شده اند و بر آنند تا با تبادل تجارب و مهارتهاي خود با تجربه و توان نيروهاي ثابت در تسيهل فرايند فعاليتهاي سازمان، مشاركت نمايند.

بديهي است كه با تلفيق نقش و همافزايي چهار عامل برشمرده و تنظيم منطقي نقش هر يك در تسهيل فعاليتهاي برون سپاري، اين رويكرد با موفقيت قرين خواهد شد و همانند تجربههاي موفق اين رويكرد در كشورهاي پيشرفته، مبادرت به اين كار در سطح ملي نيز به نوعي سرمايهگذاري پربازده تبديل خواهد شد.

در هر حال، براي موفقيت بيشتر اين رويكرد، سازمانهاي كارفرمايي بايد توسل به اين رويكرد را در راستاي استراتژي هاي تامين نيرو از خارج از سازمان خود مورد توجه قرار دهند. علاوه بر اين تلاشهاي سه ركن ديگر را در راستاي اهداف سازمان توجيه نمايند تا امكان همزيستي و همافزايي فكري نيروهاي ثابت و پيمانكاري در فضايي به دور از رقابتهاي منفي و در جهت توسعه سازمان، فراهم آيد.