حتما تا به حال دیده اید که در ایران و در یک اتوبوس شلوغ وقتی که یک مردو یا زن کهن سال وارد می شود, یک جوان از صندلی خود بلند شده و جایش را بهاو می دهد. ممکن است خود شما هم بارها این عمل را انجام داده باشید. وقتیکه ما چنین کاری را انجام می دهیم احساس افتخار می کنیم و ممکن است حتیانتظار داشته باشیم که تمام مسافران اتوبوس برای ما کف بزنند.

مااین عمل را به فرهنگ چند هزار ساله, احادیث و آموزه های دینی و تربیتخانوادگی و یا سنت های اجتماعی نسبت می دهیم و گمان می کنیم که برای انجامچنین کاری نیاز به هزاران سال سابقه تاریخی درخشان و یا هزاران سال تجربهمذهبی وجود دارد. ولی در امریکا این مسئله توسط یک قانون ساده حل شده استو تمام مردم با هر نوع مذهب و یا اندیشه اجتماعی موظف به انجام آن هستند.کسی هم از انجام این کار به وجد نمی آید و فرد کهن سال هم احساس کوچکی نمیکند و زیر بار منت نمی رود. قانون نحوه عملکرد را مشخص کرده است و آنهافقط مجبور هستند به قانون عمل کنند.

با این مقدمه می خواهم برای شما کمی از شرایط سالمندان و افرادی که از نظر جسمی ناتوان هستند صحبت کنم.

یکیاز مشکلاتی که همه سالمندان و کهن سالان کم و بیش با آن دست و پنجه نرم میکنند دردها و ناتوانی های جسمی است. یک فرد سالمند نسبت به یک فرد جوانمسافت کم تری را می تواند بدون مشکل طی کند و از پله های کم تری هم میتواند بالا برود. افراد ناتوان جسمی هم نسبت به افراد معمولی جامعه ازقدرت مانور کمتری برخوردار هستند و حتی ممکن است مجبور باشند با صندلی چرخدار حرکت کنند. از آنجایی که قانون در امریکا برای همه افراد جامعه وضعشده است, تسهیلاتی برای این افراد وجود دارد که بخشی از آن را برای شماخواهم گفت.

بر طبق قانون در تمام پیاده رو ها, ورودی ساختمان هایعمومی و خصوصی, مراکز خرید و حمل و نقل و اصولا هر جایی که یک آدم معمولیبتواند به آنجا برود, راه هایی وجود دارد که یک نفر بتواند با صندلی چرخدار وارد آن شود. اگر شما با صندلی چرخدار وارد خیابان شوید و مکانی راپیدا کنید که یک نفر آدم معمولی وارد شده است و شما نتوانسته اید به آنوارد شوید, باید بسیار خوشحال شوید چون آینده مالی شما تامین خواهد بود!

درتمام پارکینگ هایی که در مراکز عمومی و یا مجتمع های مسکونی وجود دارد, برطبق یک جدول محاسباتی باید تعدادی از نزدیک ترین و سهل الوصول ترینپارکینگ ها به افراد ناتوان و سالمند اختصاص داده شود و فقط ماشین هایی میتوانند در آن مکان ها پارک نمایند که علامت مخصوص آبی رنگ را بر روی ماشینخود داشته باشند. تعداد این پارکینگ های مخصوص حدود دو درصد است ولی من ازمیزان دقیق آن اطلاعی ندارم. فقط می دانم که اگر شما در یک جایی سه تا محلپارک ماشین داشته باشید حتما یکی از آنها باید مخصوص افراد ناتوان وسالمند باشد. پس نتیجه می گیریم که کسر اعشار درصد مزبور به یک عدد بالاترگرد می شود. مثلا اگر 60 تا پارکینگ وجود داشته باشد باید دو تای آنها بهمعلولین و سالمندان اختصاص داده شود.

در مراکزی که برای نشستن مردمصندلی وجود دارد, باید تعدادی از راحت ترین آنها توسط آرم مخصوص افراد مسنمشخص شوند و بر طبق قانون اگر کسی روی آن نشسته باشد, به محض ورود یک فردمسن باید آن محل را خالی کند. رستوران ها , سالن های انتظار, قطار, مترو,اتوبوس و مراکز عمومی دیگر مجبور هستند تا این قانون را اجرا کنند. اگرفرد جوانی بر روی صندلی نشسته باشد و از بلند شدن خودداری نماید, پلیسبلافاصله او را به جرم تمرد از قانون بازداشت می کند.

وسایل نقلیهعمومی علاوه بر اختصاص صندلی, طوری طراحی شده اند که یک معلول با صندلیچرخ دار و یا یک فرد کهن سال به سادگی بتواند از آن استفاده نماید.اتوبوسها وقتی در ایستگاه می ایستند قبل از هر فرد دیگری, فردی را که درصندلی چرخدار نشسته است سوار می کند. برای اینکار توسط یک دگمه برقی, سطحاتوبوس را پایین می آورد تا هم سطح پیاده رو شود. سپس آن فرد با صندلی چرخدار خود روی پله اتوبوس قرار می گیرد. سپس با یک دگمه دیگر, پله مانندآسانسور بالا می آید و هم سطح اتوبوس می شود. راننده از جای خود بلند میشود و مطمئن می شود که صندلی چرخ دار به جای مخصوص خود رفته است و در آنجاقفل شده است. سپس به آن فرد کمک می کند که کمربند ایمنی خود را هم ببندد.بعد از همه این کارها دوباره پله را پایین می برد تا بقیه مردم سوار شوند.

رانندهاتوبوس این کار را برای افراد خیلی مسن و کسانی که نمی توانند از پله بالابروند هم انجام می دهد و پیاده کردن آنها هم دقیقا به همین صورت است. درقطار و مترو هم جای مخصوصی برای صندلی چرخدار وجود دارد و هیچ مشکلی وجودندارد. حتی تاکسی های مخصوصی برای افراد معلول وجود دارد که می توانند باصندلی چرخ دار خود سوار و پیاده شوند و نیازی به کمک کسی ندارند.

زنگها, دگمه های آسانسور, خودپردازها و ابزار عمومی دیگر در ارتفاعی طراحیشده اند که یک نفر با صندلی چرخدار خود بتواند به آنها دسترسی داشته باشد.در سینما ها نه تنها صندلی مخصوص برای افراد مسن و معلولین وجود دارد بلکهعینک های مخصوصی هم برای افراد ناشنوا وجود دارد که می توانند زیر نویسفیلم را بخوانند. در تقاطع هایی که چراغ قرمز وجود دارد وقتی چراغ عابرپیاده سبز می شود, صداهایی از آن ایجاد می شود که شبیه جیک جیک یک گنجشگاست و یک فرد نابینا توسط آن متوجه سبز شدن چراغ عابر پیاده می شود.

داروو دکتر برای افراد مسن بالاتر از 67 سال در امریکا مجانی است و آنها هرماه حقوقی دریافت می کنند که می توانند با آن مخارج خودشان را بپردازند.اجاره خانه برای آنها بسیار ارزان تر است و کلیه وسایل نقلیه عمومی درونشهری برای آنها تقریبا مجانی است. تسهیلات زیاد دیگری هم برای آنها وجوددارد که در مجموع زندگی یک فرد مسن را برای او راحت و دلپذیر می کند.البته افراد مسن در امریکا بسیار تنها هستند و از این مسئله رنج می برندولی لااقل از نظر مالی محتاج نیستند.

برای معلولین هم صندلی هایچرخ دار برقی بسیار جالبی وجود دارد که باعث می شود آنها خیلی سریع تر ازافراد عادی در پیاده روها حرکت کنند و به کارهای خودشان برسند. من آناوایل که به امریکا آمده بودم و مجبور بودم مسافت زیادی را برای رسیدن بهمترو پیاده بروم همیشه حسرت آن افراد را می خوردم که با سرعت از کنار منرد می شدند و می رفتند! حیف که پر رو نبودم اگر نه حاضر بودم که به آنهایک دلار بدهم تا من را هم ترک صندلی خودشان سوار کنند! این چرخ های برقیتقریبا برای افراد مسن مجانی در می آید و سازندگان پول آن را از بیمه میگیرند.

ولی در ایران یک فرد معلول بر روی صندلی چرخ دار به هیچ کجانمی تواند برود و حتما باید یک نفر به او کمک کند. هر کسی هم که او را میبیند فقط دلسوزی بی خود می کند و میگوید آخی حیوونی طفلکی. و این احساسترحم و دلسوزی را هم جزو نکات درخشان فرهنگ خودمان می دانیم بدون اینکهمتوجه شویم که این رفتارها چه تاثیر بدی در یک فرد معلول می گذارد. یک فردمسن اگر بخواهد با یک وسیله نقلیه به جایی برود باید چشمش به این و آنباشد تا بلکه یک نفر دلش بسوزد و منت بگذارد و جای خودش را به او بدهد. آنفرد مسن هم باید از هفت جد آن فرد تشکر کند و آنها را دعا نماید. اگر یکفرد نابینا بخواهد از چراغ قرمز رد شود حتما یک نفر باید دست او را بگیردو به آنطرف خیابان ببرد و بعد می گوییم که ببینید ما ایرانی ها چقدر آدمهای با محبت و انسان دوستی هستیم. اگر ما انسان دوست و با محبت بودیمزمانی که چراغ راهنما را نصب می کردیم کمی هم به فکر نابینایان بودیم. ویا ساختمان اداری را طوری می ساختیم که چهار نفر مجبور نباشند یک فردمعلول را بغل کنند و به داخل آن ساختمان ببرند.

یکی دیگر ازافتخارات ما این است که می گوییم ما افراد مسن را به خانه سالمنداننمیگذاریم و آنها را پیش خودمان نگه می داریم. فقط کافی است که نگاهی بهمجتمع مخصوص سالمندان در امریکا بیاندازید تا بدانید چرا افراد مسن ترجیحمی دهند به آن مراکز بروند. من به طور اتفاقی به یکی از شهرک های ایناطراف رفتم و نمی دانستم که مخصوص سالمندان است. آنقدر از آنجا خوشم آمدکه می خواستم یک آپارتمان در آنجا اجاره کنم ولی گفتند که حتما باید سن منبالاتر از 55 سال باشد. آن شهرک آنقدر زیبا و تمیز و ارزان است که خودسالمند از خدا می خواهد که به آن جا برود. برنامه های روزانه و تورهایمسافرتی و صدها برنامه تفریحی دیگر نیز برای سالمندان در امریکا وجود داردکه قابل مقایسه با تصور ما از خانه سالمندان نیست.

به امید آن روز که سالمندان و معلولین ما هم بتوانند از حقوق و شرایط مناسبی در جامعه برخوردار باشند.



نویسنده: کاربر rs232 در انجمن مهاجرسرا