نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: بزرگترین کلاه برداری های تاریخ

  1. #1
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    بزرگترین کلاه برداری های تاریخ

    بزرگترین کلاه برداری های تاریخ

    همیشهدانشمندان یا هنرمندان نبودهاند که با انجام کارهایی که قبلاً کسی آن راانجام نداده و یا با خلق اثری که مشابه آن وجود نداشته، به تاریخ پیوستهباشند. کلاهبرداران هم در تاریخ جایی برای خود دارند


    ویکتور لوستیگ victor lusti

    سلطانکلاهبرداران تاریخ، مردی که برج ایفل را فروخت، مسلط به پنج زبان زندهدنیا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بیش از 50 بار بازداشت آن هم فقط درکشور آمریکا، مردی که میتوانست زیرکترین قربانیانش را نیز گول بزند، درسال 1890 در بوهمیا (کشور کنونی چک) در یک خانواده متوسط به دنیا آمد و درسال 1920 به آمریکا رفت. سالی که بازار سهام به شدت رشد میکرد و به نظرمیرسید که همه روزبهروز پولدارتر میشوند و لوستیگ آنجا بود که از اینموضوع و حماقت ذاتی آمریکاییها سود برد.

    در سال 1925 و پس ازانجام چندین فقره کلاهبرداری بیعیب ونقص و پرسود، ویکتور به فرانسه و شهرپاریس رفت و در آنجا شاهکار خود را اجرا کرد. فروختن برج ایفل!

    ایدهاین کلاهبرداری بعد از خواندن یک مقاله کوچک در روزنامه به ذهن ویکتوررسید. در این مقاله آمده بود که برج ایفل نیاز به تعمیر اساسی دارد وهزینه این کار برای دولت کمرشکن خواهد بود.

    دینگ! زنگی در سرویکتور صدا کرد و بلافاصله دست به کار شد. ابتدا اسناد و مدارکی تهیه کردکه در آنها خود را به عنوان معاون ریاست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد ودر نامههایی با سربرگهای جعلی، شش تاجر آهن معروف را به جلسهای دولتی ومحرمانه در هتل کرئون( creon ) که محلی شناخته شده برای قرارهایدیپلماتیک و مهم بود، دعوت کرد.

    شش تاجر سر وقت در سوئیت مجللویکتور حاضر بودند. ویکتور برای آنها توضیح داد که دولت در شرایط بد مالیقرارگرفته است و تأمین هزینههای نگهداری برج ایفل عملاً از توان دولتخارج است. بنابراین او از طرف دولت مأموریت دارد که در عین تألم و تأسف،برج ایفل را به فروش برساند و بهترین مشتریان به نظر دولت تجار امین ودرستکار فرانسوی هستند و از میان این تجار شش نفر دعوت شده به جلسهمطمئنترین افرادند. ویکتور تأکید کرد به دلیل احتمال مخالفت عمومی، اینمسئله تا زمان قطعی شدن معامله مخفی نگه داشته خواهد شد.

    فروش برجایفل در آن سالها زیاد هم دور از ذهن نبود. این برج در سال 1889 و براینمایشگاه بینالمللی پاریس طراحی و ساخته شده بود و قرار بر این نبود کهبه صورت دائمی باشد. در سال 1909 برج بهخاطر اینکه با ساختمانهای دیگرشهر همچون کلیساهای دوره گوتیک و طاق نصرت هماهنگی نداشت، به محل دیگریمنتقل شده بود و آن زمان وضعیت مناسبی نداشت. چهار روز بعد خریدارانپیشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه کردند. ویکتور به دنبال بالاترین رقمنبود، او از قبل قربانی خود را انتخاب کرده بود؛ مردی که نامش در کنارویکتور در تاریخ جاودانه شد! آندره پویسون ( Andre poisson ). در بین آنشش نفر، آندره کمسابقهترین بود و امیدوار بود که با برنده شدن در اینمناقصه، یکشبه ره صدساله را طی کند و کلاهبردار باهوش به خوبی متوجه اینموضوع شده بود. ویکتور به آندره اطلاع داد که در مناقصه برنده شده است واسناد جهت امضا و تحویل برج در هتل آماده امضاست. اما همانطور که تاجرعزیز میداند، زندگی مخارج بالایی دارد و او یک کارمند ساده بیش نیست و دراین معامله پرسود با اعمال نفوذ خود توانسته است ایشان را برنده کند و...آندره به خوبی منظور ویکتور را فهمید! پس از پرداخت رشوه، اسناد معاملهامضا شد و آندره پویسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ایفل شد! فردایآن روز وقتی آندره و کارگرانش به جرم تخریب برج ایفل توسط پلیس بازداشتشدند، ویکتور لوتینگ کیلومترها از پاریس دور شده بود. در حالی که در یکجیبش پول فروش برج بود و در جیب دیگرش رشوه!

  2. #2
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: بزرگترین کلاه برداری های تاریخ

    2-هان ون میگهرن ( Han Van Meegeren )

    نقاشو کپیکننده آثار هنری، باهوشترین و زبردستترین جاعل تابلوهای نقاشی،مردی که سر نازیهای آلمانی کلاه گذاشت، مردی که اگر کلاهبردار نمیشد،بیشک یکی از مهمترین نقاشان قرن بیستم بود، در سال 1889 در هلند به دنیاآمد. از کودکی عاشق رنگها بود و در جوانی با تأثیر از نقاشیهای دورهطلایی هلند، تابلوهای زیادی خلق کرد. اما منتقدان، آثار او را بیروح وتقلیدی و تکراری نامیدند و میگهرن سرخورده از این برخورد و برای اثباتتواناییهایش به منتقدان تصمیم گرفت که آثار بزرگان دوره طلایی همچونفرانس هالس ( Frans Hals ) و ورمیه را کپی کند. میگهرن با پشتکار زیادفرمول رنگهای قدیمی و نحوه ساخت بومهای آن زمان را پیدا کرد. او کار راشروع کرد و آنقدر ماهرانه این کار را انجام داد که تیزبینترین کارشناساننیز از تشخیص بدلی بودن آثار ناتوان بودند و میگهرن با اطمینان کامل، درنقش یک دلال، تابلوهایش را بهعنوان آثار کشفشده دوره طلایی بهمجموعهداران و گالریها فروخت. در همین دوران بود که اروپا درگیر جنگجهانی دوم شد.

    یکی از مشتریان پر و پا قرص او، مارشال گورینگ ازسران درجه اول حزب نازی آلمان بود که علاقه فراوانی به آثار نقاشان هلندیداشت و تعداد زیادی از کارهای میگهرن را به مجموعه خود اضافه کرد. امازمانه بازی دیگری را در سر داشت. آلمانها در جنگ شکست خوردند و میگهرنبه جرم فروش میراث فرهنگی هلند به نازیها بازداشت و در دادگاه متهم بهخیانت به وطن شد که مجازاتش اعدام بود. میگهرن در دادگاه واقعیت را ابرازکرد، اما هیچکس حرفهایش را باور نکرد. تابلوهای جعلی در دادگاه توسطکارشناسان مورد بازبینی قرار گرفت و همگی بر اصل بودن آنها صحه گذاشتند.هیچکس باور نمیکرد کسی بتواند با چنین دقت و ظرافتی این آثار را جعلکند. میگهرن از دادگاه درخواست کرد که وسایل مورد نیازش را در اختیارشبگذارند تا در حضور همه یکی از آثار دوره طلایی جعل کند!

    میگهرناز اتهام خیانت تبرئه شد، اما به جرم جعل آثار هنری به زندان محکوم شد وچند سال بعد درگذشت. میگهرن بهعنوان یک کلاهبردار در کار خود موفق بود،اما مشتری اصلی او گورینگ از او زیرکتر بود. اسکناسهایی که گورینگ درازای تابلوها به میگهرن میداد همگی تقلبی بودند!

  3. #3
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: بزرگترین کلاه برداری های تاریخ

    3- فرانک ویلیام آباگنیل ( Frank William Abagnale )

    صاحبکلکسیونی از انواع کلاهبرداریها، قاضی، خلبان، جراح و استاد دانشگاه! وکسی که زندگیاش دستمایه ساخت فیلم «اگه میتونی منو بگیر» شد، در سال1948 در آمریکا به دنیا آمد. وقتی او 14 ساله بود، پدر و مادرش از یکدیگرجدا شدند و این ضربه روحی بزرگی برای فرانک بود. دو سال بعد از خانه فرارکرد و به نیویورک رفت و در آنجا بود که فهمید برای امرار معاش چارهایبهجز کلاهبرداری ندارد. پس از مدت کوتاهی او به یکی از حرفهایترینجاعلان چک بدل شد و چنان در کار خود مهارت پیدا کرد که هیچ بانکی قادر بهتشخیص جعلی بودن چکهای او نبود. فرانک برای آنکه بتواند بدون پرداخت پولبلیت با هواپیما سفر کند، با جعل کارتهای شناسایی و مدرک خلبانی، خودرا به عنوان خلبان خط هوایی پانامریکن جا زد و از امتیاز خلبانها برایمسافرت مجانی استفاده کرد. این موضوع لو رفت، اما قبل از آنکه دست پلیسبه او برسد، به شهر جورجیا فرار کرد و با هویت جعلی تازهای، به عنوان یکدکتر در یک آپارتمان ساکن شد. از قضا در همسایگی فرانک یک دکتر واقعیزندگی میکرد و به فرانک پیشنهاد داد تا در بیمارستان شهر مشغول به کارشود و فرانک این پیشنهاد را پذیرفت و 11ماه به عنوان متخصص جراحی اطفال درآن بیمارستان به درمان بیماران پرداخت! پس از آن به شهر لوئیزیانا رفت وبا جعل مدرک حقوق از دانشگاه هاروارد به عنوان دادستان در دادگاه محلیلوئیزیانا استخدام شد. او پس از چندماه توسط یکی از فارغالتحصیلان واقعیهاروارد شناخته شد، اما قبل از آنکه دستگیر شود، از آنجا به ایالت یوتاگریخت و با جعل مدرک دانشگاه کلمبیا، در دانشگاه بریگام در رشتهجامعهشناسی شروع به تدریس کرد!

    او سرانجام در سال 1969 در فرانسهدستگیر شد و زمانی که پلیس فرانسه این موضوع را اعلام کرد، 26 کشورخواستار محاکمه او در کشورشان شدند! فرانک به آمریکا منتقل شد و در آنجابه 12 سال زندان محکوم شد، ولی پس از گذراندن پنج سال آزاد شد.

    فرانکآباگنیل هماکنون بهعنوان کارشناس خبره جعل اسناد و چک با پلیس آمریکاهمکاری میکند و با تأسیس شرکت آباگنیل و شرکا به بانکها نیز مشاورهمیدهد!

  4. #4
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: بزرگترین کلاه برداری های تاریخ

    4- حسین . ک

    کلاهبرداروطنی، مردی که کاخ دادگستری را فروخت، حدود 70 سال پیش در شهریار متولدشد. ح.ک مردی بیسواد ولی باهوش بود و بیتردید اگر تحصیلات مناسبی داشت،به یکی از بزرگان ادب و علم کشور بدل میشد. اما او از جوانی به راهی غیراز آن کشیده شد. حسین.ک با کلاهبرداریهای کوچک روزگار میگذراند، اما اینکارها برای مردی با هوش او کارهایی کوچک محسوب میشدند. تا اینکه یک روزطعمه بزرگترین کلاهبرداری خود را در جلوی در سفارت انگلیس شکار کرد؛ دوتوریست آمریکایی (و طبعاً احمق!) که به دنبال خرید یک هتل در ایران بودند.ح.ک آنها را به دفترش که در خیابان گیشا بود دعوت کرد و در آنجا به آنهاپیشنهاد خرید یک ساختمان بزرگ و مجلل را به قیمت بسیار مناسب داد. اینساختمان، کاخ دادگستری بود که در خیابان خیام قرار داشت و هنوز هم بهعنوان ساختمان دادگستری از آن استفاده میشود. قرار بازدید از کاخ برایفردای آن روز گذاشته شد و ح.ک همان روز عصر به آنجا رفت و با تطمیعاتاقدار وزیر وقت دادگستری، دفتر کار وزیر را برای مدت یکساعت اجاره کرد.فردای آن روز قبل از آمدن مشتریها، 200 جفت دمپایی پلاستیکی تهیه کرد وجلوی در اتاقهای کاخ که یک ساختمان اداری محسوب میشد و در آن ساعت خالیبود، گذاشت. به اتاق وزیر رفت و منتظر شکارهایش شد. آمریکاییها سروقتآمدند و ح.ک به عنوان صاحب آن عمارت، تمام ساختمان را به آنها نشان داد ووقتی مشتریها درخواست دیدن داخل اتاقها را داشتند، به بهانه بودنمسافران و با نشان دادن دمپاییها، آنها را منصرف میکرد. مشتریان ساختمانرا پسندیدند و به پول رایج آن زمان 500 هزار تومان به ح.ک پرداخت کردند وخوشحال از این معامله پرسود، برای تحویل ساختمان 10 روز دیگر مراجعهکردند. اما همانجا بود که فهمیدند چه کلاه بزرگی بر سرشان رفته است. ح.کهمان روز معامله، به مصر فرار کرد و بعد از چند ماه زندگی در آنجا، بهایران بازگشت. اما در ایران بازداشت و به زندان محکوم شد و چند سال بعد ازوقوع انقلاب اسلامی فوت کرد.

    ح . ک یک کلاهبردار ذاتی بود ، حتیدر زندان! او تلویزیون زندان را به یکی از زندانیان به قیمت 100 تومانفروخت و وقتی آن زندانی بعد از آزادی تلویزیون را زیر بغل زد و میخواستآن را با خود ببرد، فهمیده بود که چه کلاهی بر سرش رفته و مضحکه بقیه شدهاست

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •