صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 16 , از مجموع 17

موضوع: معرفي فيلم ها

  1. #1
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    معرفي فيلم ها

    کنکور
    Sınav




    کارگردان: عمر فاروک سوراک. فیلمنامه: ائیت گورآلپ. موسیقی: اوزان چولاک اوغلو. مدیر فیلمبرداری: ولی کوزولو. تدوین: چاغری تورکان. طراح صحنه: ایپک سوراک. بازیگران: گوون کیراچ[رافت ٦٩]، آیدا آکسل[گولر]، بتول آلگانتای[هانده]، زافر آلگوز[کمیسر متین]، یاغمور آتاجان[سینان]، اوکان بای اولگن[لونت لمی]، نژات بیره جیک[عدنان]، توبا بویوک اوستون[زینب]، کادیر چوپدمیر[راحمی گنیش]، ولکان دمیراوک[اولوچ]، آلتان ارککلی[سدات]، ایسماعیل حاجی اوغلو[مرت]، حمیرا[استاد فاطمه]، رویا ئونال[گامزه]، جانر ئوزیورتلو[کاآن]، علی سورمه لی[سلجوک]، کاآن یلماز[توران]، ژان کلود وندام[چارلز]. ١٢٠ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ ترکیه.
    مرت، سینان، گامزه، کاآن و اولوچ پنج دوست دبیرستانی از خانواده هایی متعلق به طبقات اجتماعی مختلف دغدغه مشترکی دارند: موفقیت در کنکور و راه یافتن به دانشگاه. هر کدام از این دانش آموزان دلایل متفاوتی برای به دست آوردن پیروزی در کنکور دارد، اما هدف مشترک شان باعث می شود تا خیلی زود به دنبال یافتن راه هایی برای عبور از این سد محکم جستجو کنند. امتحانات پیش دانشگاهی با کشف رابطه جنسی میان رافت مدیر دبیرستان و یکی از دبیران زن و استفاده از این موضوع برای دستیابی به نمره قبولی با موفقیت به پایان می رسد. اما مشکل اصلی دست یافتن به سوال های کنکور است که به شدت تحت مراقبت قرار دارد. بعد از حضور یکی از دانش آموزان سابق دبیرستان به نام لونت لمی- که در گذشته به دلیل تقلب های مبتکرانه اش معروف بوده و اینک از ثروتمندان خیّر به شمار می رود- این پنج نفر به فکر استفاده از تجربه های او برای سرقت سوالات کنکور می افتند. اما لونت آنها را از این کار منع کرده و خطرات آن را گوشزد می کند. ولی پنج دوست چاره ای جز سرق سوال ها نمی بینند و از ناچار دست به دامن یک انگلیسی به نام چارلز عضو سرویس مخفی ملکه انگلستان می شوند که مدیون اولوچ است. چارلز می پذیرد و به ترکیه می رود. اما بعد از سرقت موفقیت آمیز سوال ها نتایج غافلگیر کننده ای در انتظار پنج یار دبیرستانی است....
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  2. #2
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    اعجاب آور/نقش و نگار
    Sublime




    کارگردان: تونی کرانتز. فیلمنامه: اریک جندرسن. موسیقی: پیتر گلوب، آنتونی مارینللی. مدیر فیلمبرداری: درموت داونز. تدوین: رابرت فلوریو. طراح صحنه: پیتر جی. همپتون. بازیگران: تامس کاوانا[جورج گریوز]، کاترین کانینگهم-جیکابز[زوئی]، کاس انور[دکتر شیرازی]، پچت بروستر[آندرئا]، شانا کالینز[کلوئی]، کایل گالنر[ند]، لارنس هیلتون-جیکابز[مندینگو]، میشله پیج[رایون]، کاتلین یورک[جنی]. ١١٣ دقیقه. محصول ٢٠٠٧ آمریکا.
    جورج گریوز بعد از جشن چهلمین سالگرد تولدش برای یک چک آپ معمولی به بیمارستان می رود. اما در آنجا توسط دکتری شیرازی به او گفته می شود که باید هر چه زودتر مورد عمل جراحی قرار گیرد. جورج که از دکتر و بیمارستان متنفر است، ناخواسته مورد عمل جراحی قرار می گیرد. بعد از عمل در می یابد که همه این اتفاقات بر اثر تشابه اسمی رخ داده و به جای بیماری دیگر مورد جراحی قرار گرفتهاست. این عمل باعث شده تا حال عمومی وی رو به وخامت گذاشته و کم کم قدرت حرکت از وی سلب شود. حوادث غریبی نیز در اطراف وی رخ می دهند و زندگی را برای او که مدام از هوش می رود تبدیل به کابوس خوفناک می کنند. پرستار مردی به نام مندینگو بیمار تخت کناری او را به خاطر هشدار دادن به گریوز به قتل می رساند و تلاش جورج برای فرار از بیمارستان با کمک پرستار زیبارویی به نام زوئی ناکام می ماند و جورج خیلی زود می فهمد که زنده و سلامت از این بیمارستان بیرون نخواهد رفت...
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  3. #3
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    کتاب سیاه
    Zwartboek / Black Book




    کارگردان: پل ورهوفن. فیلمنامه: جرارد سوئتمان، پل ورهوفن. موسیقی: آنه دادلی. مدیر فیلمبرداری: کارل والتر لیندن لوب. تدوین: یوب تر برگ، جیمز هربرت. طراح صحنه: والتر وان دروپ. بازیگران: کاریس وان هوتن[راخل اشتاین/الیس د وریس]، سباستین کوخ[لودویگ مونتزه]، توم هافمن[هانس آکرمانز]، هالینا ریجین[رونی]، والده مار کوبوس[گونتر فرانکن]، درک د لینت[گره بن کوئپرس]، کریستین برکل[ژنرال کوئتنر]، دولف د وریس[ویم سامل]، پیتر بلوک[وان گین]. ١٤٥ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ هلند، بلژیک، انگلستان، آلمان.
    جنگ جهانی دوم و حمله نازی ها به بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله هلند زندگی را برای یهودیان آنجا نیز تبدیل به کابوس کرده است. راخل اشتاین و خانواده اش برای گریز از دستگیری و اعزام به اردوگاه ها تصمیم به فرار از هلند می گیرند. اما در طول راه کشتی حامل وی و افراد خانواده اش توسط نازی ها متوقف و همگی مسافران به رگبار بسته می شوند. راخل تصادفاً از این کشتار نجات یافته و از دور شاهد به یغما رفتن دارایی مسافران نگون بخت کشتی می شود. راخل به هلند بازمی گردد و به نیروی مقاومت می پیوندد. هدف وی از این کار کشف این نکته است که چگونه آلمانی ها از سفرشان اطلاع یافته اند. او نام الیس د وریس را برای خود برگزیده و به یکی از افسران عالی رتبه ارتش آلمان به نام مونتزه نزدیک می شود. بعد از به وجود آمدن رابطه ای عاشقانه میان آن دو، الیس در ستاد نازی ها استخدام می شود. او خیلی خود مورد اطمینان قرار گرفته و به اسرار زیادی پی می برد. اما میکروفونی که توسط وی کار گذاشته شده بود ،کشف و نقشه پارتیزان ها برای فراری دادن مبارزین از زندان با ناکامی روبرو می شود. همزمان عشق میان مونتزه و الیس هر روز شدیدتر می شود، اما مونتزه به دلیل مذاکره با افراد نیروی مقاومت برای آتش بس از طرف مافوق خویش-ژنرال کوئتنر- متهم به خیانت شده و زندانی می شود. الیس نیز بعداز کشف میکروفون دستگیر می شود. اما به همراه مونتزه می گریزد. انها با پایان یافتن جنگ به شهر بازمی گردند. ولی بر اثر یک سو تفاهم هر دو دستگیر می شوند. مونتزه به خاطر دشمنی ژنرال کوئتنر که با نیروهای متفقین در حال همکاری است، اعدام می شود. اما الیس توسط یکی از بزرگان نهضت مقاومت-دکتر آکرمان- نجات می یابد و به زودی کشف می کند که قاتل اصلی و طراح نقشه مرگ یهودیان بسیاری از جمله خانواده وی، همین منجی اش- دکتر آکرمان – است....
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  4. #4
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    تاکسي ٤
    Taxi 4




    کارگردان: ژرار کراوچيک. فيلمنامه: لوک بسون. موسيقي: انتخابي از Tefa, Doudou Masta, Weallstar-Da Octopusss. مدير فيلمبرداري: پي ير مورل. تدوين: کريستين لوکاس ناوارو، فردريک توراوال. طراح صحنه: هوگو تيسانديه. بازيگران: سامي ناصري[دانيل مورالس]، فردريک ديفنتال[اميلين کوتان]، برنار فارسي[کميسر ژيلبر]، اما شوبرگ[پترا]، ادوا مونتو[آلن]، ژان کريستف بووه[ژنرال ادمون برتينيو]، ژان لوک کوشارد[بلژيکي]، فرانسوا دمين[سرژ]، مراد زگوئندي[سوک]، جبرئيل سيسه[به نقش خودش]. ٩١ و ٨٧ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ فرانسه. نام ديگر: T4xi.
    کميسر ژيلبر يعد از دستگيري اشتباهي يک خدمتکار هتل به جاي تروريست، بايد جبرييل سيسه بازيکن مشهور فوتبال را به استاديوم شهر مارسي برساند. اما تصادف اتومبيل وي و ديگر ماموران باعث مي شود تا باز اميلين دست به دامان دوست قديمي اش دانيل-راننده بي باک تاکسي- شود. پسران کوچک اين دو با هم همبازي هستند و اغلب روزهاي تعطيل را با هم يا در خانه ژنرال برتينو-پدر زن دانيل- مي گذرانند. ماموريت بعدي کميسر ژيلبر و افراد تحت فرمانش تحويل گرفتن يک جاني و سارق خطرناک ملقب به بلژيکي و انتقال او به زنداني با تدابير شديد امنيتي است. اين عمليات بايستي در عرض ٢٤ ساعت به سرانجام برسد، ولي همزمان دوستان بلزيکي در صدد رهانيدن او هستند و پترا، همسر اميلين نيز دورادور مراقب آنهاست تا همگي باند بلزيکي را دستگير کند. اما بلژيکي به دليلي سهل انگاري و بلاهت ژيلبر و مامورين اش مي گريزد و پس از پيوستن به پترا که هويتي جعلي اختيار کرده، دست به سرقت صندوق امانات بانک بلژيک مي زند. دانيل که تصادفاً بلژيکي را به خانه تيمي رسانده، بعد از درک ماجرا با اميلين دست به کار مي شود تا او و باندش را به دام بيندازد و طبيعي است که اين کار تمام نقشه هاي پترا و ديگر پليس هاي مخفي را مي تواند برهم بريزد....
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  5. #5
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    کابل اکسپرس
    Kabul Express




    کارگردان: کبير خان. فيلمنامه: کبير خان، سانديپ سيرواستاوا. موسيقي: جوليوس پاکيام، راگاو ساکار. مدير فيلمبرداري: آنشومان ماهالي. تدوين: آميتاب شوکلا. طراح صحنه: آنجان گاجورل. بازيگران: جان آبراهام[سهيل خان]، آرشاد وارسي[جاي کاپور]، سلمان شاهيد[ايمران خان افريدي]، حنيف هوم گوم[خيبر]، ليندا آرسنيو[جسيکا بکهام]، فاروق براخي[فرمانده مجاهدين]. ١٠٦ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ هندوستان.
    سهيل خان و جاي کاپور دو خبرنگار هندي براي تهيه گزارش از حمله آمريکا به گروه طالبان به افغانستان آشوب زده مي روند. در بدو ورود با فرمانده مجاهدين روبرو شده و با کمک وي به شهر کابل مي رسند. کمک هاي راهنماي شان خيبر براي ارتباط با بازمانده گروه طالبان براي تهيه مصاحبه ناکام مي ماند. بنابراين راه خارج از کابل و مرز پاکستان را در پيش مي گيرند، چون بازماندگان طالبان اغلب براي فرار از چنگ سربازان آمريکايي به طرف پاکستان حرکت کرده اند. در ميان راه با عکاسي آمريکايي به نام جسيکا بکهام آشنا مي شوند و سپس توسط يک تروريست طالبان به نام ايمران خان گروگان گرفته مي شوند. ايمران خان قصد دارد تا با استفاده از اتومبيل آنها-که خيبر آن را کابل اکسپرس مي نامند- خود را به مرز پاکستان برساند، و همين واقعه سبب مي شود تا همگي در سفري ناخواسته و پر مخاطره با همديگر همراه شوند...
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  6. #6
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    تعطيلات
    The Holiday




    نويسنده و کارگردان: نانسي مه يرز. موسيقي: هانس زيمر. مدير فيلمبرداري: دين کندي. تدوين: جو هاتشينگ. طراح صحنه: جان هالتمن. بازيگران: کامرون دياز[آماندا]، کيت وينسلت[آيريس]، جاد لو[گراهام]، جک بلک[مايلز]، ايلاي والاک[آرتور]، ادوارد برنز[ايتن]، روفوس سيويل[جاسپر]، شانون سوسامون[مگي]. ١٣٨ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آمريکا.
    آيريس خبرنگاري انگليسي است که در شب کريسمس با شنيدن خبر نامزدي مردي که دوستش دارد، با زني ديگر دچار بحران روحي مي شود. همزمان در آن سوي اقيانوس آمانداي معتاد به کار نيز خيانت ادوارد- مردي که با او زندگي مي کند- را کشف مي کند. آماندا براي فرار از اين وضعيت تصميم مي گيرد تا به تعطيلاتي کوتاه برود. از اين با جستجو در اينترنتي خانه اي مناسب حال خود پيدا مي کند. اين خانه به آيريس تعلق دارد و تنها شرط وي براي واگذاري خانه اش به آماندا براي تعطيلات، معاوضه خانه هاست. آماندا مي پذيرد و بلافاصله راهي انگلستان شده و آيريس نيز به خانه وي در کاليفرنيا نقل مکان مي کند. اين تجربه براي هر دو بسيار متفاوت خواهد بود، چون عشقي تازه به سراغ آماندا در انگلستان سرد و برفي و آيريس در کاليفرنياي آفتابي خواهد آمد...
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  7. #7
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    ماري آنتوانتا
    Marie Antoinette




    نويسنده و کارگردان: سوفيا کاپولا. موسيقي: انتخابي. مدير فيلمبرداري: لنس آکورد. تدوين: سارا فلک. طراح صحنه: کي. کي. بارت. بازيگران: کريستين دانست[ماري آنتوانت]، جيسون شوارتزمن[لويي شانزدهم]، ريپ تورن[لويي پانزدهم]، جودي ديويس[کنتس دونويي]، آسيا آرجنتو[مادام دوباري]، ماريان فيث فول[ماري ترز]، دني هيوستون[امپراطور ژوزف]، مالي شانون[عمه ويکتوريا]، استيو کوگان[جناب سفير مرسي]، رز بايرن[دوشس دوپولينياک]، شريل هندرسن[عمه سوفيا]. ١٢٣ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ ژاپن، فرانسه، آمريکا. برنده اسکار بهترين طراحي لباس، نامزد جايزه بافتا بربي طراحي لباس، چهره پردازي و طراحي صحنه، برنده جايزه سيستم آموزش ملي فرانسه از جشنواره کن و نامزد نخل طلا، برنده جايزه سي يرا از انجمن منتقدان لاس وگاس، برنده جايزه بهترين طراحي صحنه از انجمن منتقدان واشنگتن دي سي و...
    سال ١٧٧٠، شاهزاده ١٤ ساله اطريشي ماري آنتوانت به فرانسه سفر مي کند تا با لويي شانزدهم وليعهد فرانسه ازدواج کند تا روابط ميان دو کشور تحکيم يابد. طبيعي است که در آغاز ماري نمي تواند با موقعيت پر تکلف و تحميلي جديد خود در دربار فرانسه کنار بيايد و تنها همراه و حامي او سفير مرسي است. اما به زودي به محيط خو کرده و دوستاني مي يابد. ابتدا با کنتس دونواي و دوشس دپولينياک دوست مي شود و بديهي است دشمناني مانند مادام دوباري-معشوقه پادشاه لويي پانزدهم- هم براي خود دست و پا مي کند. از طرف ديگر رابطه زناشويي ماري به دليل ناتواني جنسي لويي شانزدهم ناموفق از آب در مي آيد و همين امر باعث مي شود تا وي ارضاء خاطر خود را در چيز ديگري-از جمله قدرتي که قرار است به او ارث برسد- بجويد...
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  8. #8
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    اس اس ١١٧- قاهره، لانه جاسوسان
    OSS 117 Le Caire nid d'espions




    کارگردان: ميشل هازاناويشس. فيلمنامه: ژان فرانسوا هالن، ميشل هازاناويشس بر اساس شخصيت خلق شده توسط ژان بروس. موسيقي: لودويس بورسه، کامل الشيخ. مدير فيلمبرداري: گيوم شيفمان. تدوين: رينولد برتران. طراح صحنه: معمر الشيخ. بازيگران: ژان دژاردان[اوبر بونيسور د لا بات/ اُ اس اس ١١٧]، برنيس بژو[لارمينا الخمار بتوش]، آئوره آتيکا[شاهزاده الطارق]، فيليپ له فوره[جک جفرسون]، کنستانتين الکساندروف[ستينه]، سعيد آماديس[وزير مصري]، يوسف حميد[امام]، عبدالله موندي[سليمان]، ريشار سامل[مولر]، اريک پرات[پلانتو]، ميشل هوفلاند[فون اومپرلينگ]. ٩٩ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ فرانسه. برنده جايزه بهترين طراحي صحنه و نامزد جوايز سزار بهترين فيلمبرداري-طراحي لباس-فيلمنامه و بهترني بازيگر نقش اول مرد، برنده جايزه بزرگ جشنواره توکيو.
    سال ١٩٤٥، برلين. مامور مخفي متفقين اوبر بونيسور معروف به اُ اس اس ١١٧ موفق به يافتن نقشه آخرين عمليات نازي ها مي شود. ده سال بعد، دوست نزديک و همکار او جيم جفرسون طي ماموريتي در قاهره کشته مي شودو اوبر ماموريت مي يابد تا قاتلين او بيابد. اوبر به قاهره مي رود و شغل پوششي دوستش جيم، يعني مديريت يک مرغداري را بر عهده مي گيرد. اوضاع در قاهره به خاطر درگيري دولت جمال عبدالناصر بر سر کانال سوئز بحراني است و قاهره تبديل به لانه جاسوس هايي از کشورهاي مختلف شده است. از طرف ديگر بنيادگرايان مسلمان نيز که از حضور مامورين دولت هاي بيگانه و مقاصد استعماري آنها به خشم آمده اند، قصد مسلح شدن و مقابله با آنان را دارند. در چنين موقعيتي اوبر بايد بدون اتکا به هيچ کس راه خود را باز کرده و با همه طرف ها مبارزه کند، غافل از اين که در پشت همه ماجراها دست يک دوست قرار دارد...
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  9. #9
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    يوزپلنگ: عمليات گيلاس
    Pars: Kiraz Operasyonu




    کارگردان: عثمان سيناو. فيلمنامه: عثمان سيناو، آيبارس بورا کاهياوغلو. موسيقي: سريان کورپيل. مدير فيلمبرداري: توربن فورسبرگ. تدوين: کمال الدين عثمانلي. طراح صحنه: سيرما برادلي. بازيگران: محمت کورتولوش[آتيلا کاراهان]، نيدا شافاک[آسنا]، سلچوک يونتم[کادير زباري]، مورات دالتابان[حاشاشي]، پلين باتو[اينجي]، هالوک پيس[تايفون کاراهان]، اغور پولات[ارطغرل کاراهان]، آدو کي ير[کلاوس کايمان]. ١٤٥ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ ترکيه.
    ارطغرل افسر پليس مشهور دايره مبارزه با مواد مخدر استانبول، پس از انجام عملياتي به قصد دستگيري قاچاقچيان عمده مواد توسط خبرچين اش حاشاشي کشته مي شود. حاشاشي همسر وي نيز را نيز مي کشد، اما آتيلا پسر کوچک ارطغرل موفق مي شود تا جان خود و برادر کوچک ترش تايفون را نجات دهد. سال ها بعد آتيلا نيز همچون پدرش شغل پليسي و کار در دايره مبارزه با مواد مخدر را انتخاب کرده، به دنبال حوادثي تازه درمي يابد که فرصت گرفتن انتقام خون پدر و مادرش را به دست آورده است. در طي آخرين عملياتي که آتيلا مسئول آن بوده، مقاديري قرص اکس کشف مي شود. آتيلا و همکار نزديکش آسنا مواد را توقيف نکرده و قصد دارند تا با تعقيب رد آن به گردانندگان اصلي باند قاچاق دست يابند. اما عمليات تعقيب در بزرگراه با وجود موفقيت از سوي مافوق هاي آتيلا-براي به مخاطره انداختن زندگي افراد عادي- توبيخ و مسئوليت پرونده از وي سلب مي شود. دليل اين امر استفاده چهره اصلي دنياي مواد مخدر ترکيه از قدرت سياسي دولتمردان فاسد است. همزمان با اين عمليات برادر کوچک تر آتيلا به دنبال حضور در يک پارتي و تلاش براي نجات دوست دخترش از تجاوز، به قتل مي رسد. آتيلا در گردنبند برادرش يک قرص اکس مشابه کشفيات آخرين عمليات خود پيدا مي کند و يافتن قاتلين او به مثابه دسترسي به عوامل باند قاچاق مي داند. اما در پشت پرده نيز جنگ قدرت در ميان باندهاي قاچاق مواد به شکل پنهاني در جريان است و هدف مرد شماره يک قاچاقچيان ترکيه است. کسي که آتيلا به زودي کشف مي کند همان حاشاشي است که نام خود را تغيير داده و بر تخت رياست تبهکاران تکيه داده...
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  10. #10
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    زيباي گرفتار
    Kráska v nesnázích




    کارگردان: يان هرابيک. فيلمنامه: پيتر يارچوفسکي. موسيقي: آلس برژينا. مدير فيلمبرداري: يان مالير. تدوين: ولاديمير باراک. طراح صحنه: ميلان باييچک. بازيگران: آنا گيزلرووا[مارسلا]، رومن لوکنار[ياردا]، يانا بريچووا[مادر مارسلا]، ييري اشميتزر[عمو ريشا]، اميليا واساريووا[مادر ياردا]، يوزف آبراهام[بنش]. ١١٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ جمهوري چک. نام ديگر: Beauty in Trouble. برنده جايزه بهترين فيلم اروپايي از جشنواره دنوور، نامزد گوي کريستال و برنده جايزه ويژه هيئت داوران جشنواره کارلو ويواري.
    سال ٢٠٠٢. مارسلا و ياردا بعد از واقعه سيل در پراگ خود را با بحران مالي روبرو مي بينند. خانه مسکوني شان در حال فروريختن است و آنها قادر به تعمير آن نيستند. از طرف ديگر موعد بازپرداخت اقساط رهن خانه نيز سر آمده و ياردا توان پرداخت آنها، همچنين تامين خورد و خوراک همسر، فرزند و مادرش را ندارد. از اين رو به حلقه دزدان اتومبيل پيوسته و تعميرگاه اش را تبديل به محل اوراق کردن اتومبيل هاي سرقتي مي کند. مارسلا تصميم شوهرش را عقلاني نيافته و بعد از درگيري با وي به همراه دو فرزندشان به خانه مادر خود مي رود. اما زندگي در خانه مادر مارسلا نيز راحت نيست، چون شوهر ديابتي وي رفتار ناخوشايندي با مارسلا و فرزندانش دارد. پس از رفتن مارسلا، ياردا توسط پليس دستگير مي شود. صاحب اتومبيل مسروقه، فردي به نام بنش است که پس از ٢٥ سال زندگي در ايتاليا به کشور خود بازگشته تا سر و صورتي به خانه موروثي خود بدهد. بنش و مارسلا در اداره پليس با هم برخورد مي کنند. بنش که بسيار مسن تر از مارسلا و فردي آرام و مهربان است به او پيشنهاد مي کند تا زمان رهايي ياردا در منزل اقامت کند. اين اقامت دوستي بي شائبه در کنار تصميم مارسلا مبني بر جدايي از ياردا کم کم شکل تازه اي به خود مي گيرد....
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  11. #11
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    گرباويسا: راز اسما
    Grbavica- Esma's Secret




    فيلمنامه و کارگردان: ياسميلا زبانيچ. موسيقي: انس زلاتار. مدير فيلمبرداري: کريستين ا. ماير. تدوين: نيکي موسباک. طراح صحنه: کمال هروستانوويچ.بازيگران: ميريانا کارانوويچ[اسما]، لونا مي يوويچ[سارا]، لئون لوچف[پلدا]، کنعان چاتيچ[سامير]، ياسنا بري[سابينا]، دژان اچيموويچ[چنگا]، بوگدان ديکيليچ[ساران]، امير حاجي حافظ بگوويچ[پوسکا]، ارمين براوو[پروفسور موها]. ١٠٧، ١٠٠، ٩٥ و ٩٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ اطريش، بوسني-هرزه گوين، آلمان، کرواسي. برنده خرس طلا، جايزه صلح و کليساي جهاني از جشنواره برلين، نامزد بهترين بازيگر زن از جشنواره فيلم هاي اروپايي، نامزد جايزه بزرگ داوران جشنواره سندنس.
    اسما به همراه دخترش سارا در ساريوواي بعد از جنگ زندگي سختي را مي گذراند. او براي گذران زندگي خود و دخترش از انجام هيچ کار سختي روي گردان نيست و به تازگي شغلي در يک کاباره به عنوان پيشخدمت يافته است. سارا مي پندارد که پدرش در جنگ شهيد شده و گاه درباره وي از مادرش سوال مي کند. تا اين که يک روز با اعلام گردش دسته جمعي دانش آموزان از طرف مدرسه، سارا براي استفاده رايگان از اين سفر خواستار برگه اي دال بر شهادت پدرش از اسما مي شود. اما اسما با دفع وقت قصد دارد تا با هر زحمتي شده، پول مورد نياز را تهيه کرده و دخترش را در ازاي پول به سفر دسته جمعي بفرستد. اسما همزمان با محافظ شخصي مدير کاباره آشنا شده و متوجه نقاط مشترک خود با او شده و کم کم رابطه اي عاطفي ميان آن دو شکل مي گيرد. اما سوال هايي پي در پي سارا درباره برگه فوت پدر و کيستي او باعث مي شود تا تمام دروغ هايي که اسما در طول ساليان گذشته به دخترش گفته، برملا شود...
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  12. #12
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    تعطيلات مستر بين
    Mr. Bean's Holiday 2007




    کارگردان: استيو بندليک. فيلمنامه: هميش مک کول، رابين دريسکول بر اساس شخصيت خلق شده توسط روآن اتکينسون، رابين دريسکول و داستان سايمون مک بورني. موسيقي: هاوارد گودال. مدير فيلمبرداري: باز ايروين. تدوين: توني کرانستون. طراح صحنه: مايکل کارلين. بازيگران: روآن اتکينسون[آقاي بين]، اما د کونه[سابين]، ويلم دافو[کارسون کلاي]، مکس برادلي[استپان]، کارل رادن[اميل، پدر استبان]. ٩٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ انگلستان. نام هاي ديگر: Bean 2، French Bean.
    آقاي بين در يک قرعه کشي کليسا برنده يک هندي کم و سفري تفريحي به فرانسه و سواحل کن مي شود. بين سوار قطار سريع السير يورو استار خود را به پاريس مي رساند، اما ندانستن زبان فرانسه خيلي زود او را دچار درد سر کرده و سر از خارج شهر در مي آورد. او براي رسيدن به ايستگاه ليون از روش خود استفاده کرده و شهر را به هم مي ريزد. اما دردسر بعدي با حضور در يک رستوران فرانسوي و صرف غذاي دريايي شکل مي گيرد. بين قبل حرکت از مسافري ديگر به نام اميل مي خواهد تا از سوار شدن وي به قطار فيلمبرداري کند. همين کار باعث مي شود تا اميل از سوار شدن به قطار بازمانده و پسرش استبان در قطار تنها بماند. سلسله حوادثي باعث مي شود تا استبان و بين همراه شوند و شائبه دزديده شدن پسر توسط بين به وجود مي آمده و پليس شروع به تعقيب آنها مي کند. بين در طول تصادفاً سر از صحنه فيلمبرداري کارگردان مشهور کارسون کلاي در آورده و با دست و پا چلفتي گري خود آنجا را نيز به هم بريزد. بعد از اخراج با سبين هنرپيشه گروه که قصد دارد براي شرکت در جشنواره کن به آنجا برود، همراه مي شود. بين و سابين که دريافته اند پدر استبان نيز در جشنواره حضور دارند، فرصت را براي رساندن پدر و پسر به همديگر مناسب مي يابند، اما ورود به کاخ جشنواره کار ساده اي به نظر نمي رسد. و از طرف ديگر روش هاي بين نيز براي وارد شدن به کاخ جشنواره و يافتن اميل نيز خالي از مخاطره و دردسر نيست...
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  13. #13
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    فلاندر
    Flandres




    فيلمنامه و کارگردان: برونو دومون. مدير فيلمبرداري: ايو کپ. تدوين: گي لکورن. بازيگران: آدلايده لرو[باربه]، ساموئل بودين[رمستر]، آنري کرتل[بلوندل]، ژان-ماري بوروآر[بريشه]، ديويد پولن[لکلرک]، پاتريس ونان[مورداک]، ديويد لگاي[ستوان]، اينگه دکاستيکر[فرانس]. ٩١ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ فرانسه. نامزد نخل طلا و برنده جايزه بزرگ داوران جشنواره کن.
    فلاندر. دمستر زندگي خود را ميان مزرعه و دوستش دوران کودکي اش باربه تقسيم کرده است. دمستر به شکلي ناگفته عاشق اوست، اما به همخوابگي هاي گهگاهي پيشنهادي باربه قانع است. تا اين که سر و کله بلوندي در اطراف باربه پيدا مي شود. باربه هر دو را دوست دارد، اما به زودي حلقه عشاق با تصميم پسرها براي رفتن به سربازي و جنگ از هم مي پاشد. رفاقت، ترس و بربريتي که دمستر در جنگ تجربه مي کند، خلقيات او را دگرگون مي کند. تنهايي باربه نيز وي را به سوي فروپاشي روحي سوق داده و دريافت خبر مرگ بلوندي به بستري شدن در يک آسايشگاه مي انجامد. مدتي بعد، دمستر باز مي گردد. او تنها بازمانده گروهي است که با هم به سربازي رفته بودند. ولي آيا عشق او و باربه را درمان خواهد کرد؟
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  14. #14
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    اکلاويا: محافظ سلطنتي
    Eklavya: The Royal Guard




    کارگردان: ويدهو وينود چوپرا. فيلمنامه: ويدهو وينود چوپرا، آبهيجيت جوشي، سواناند کيرکيره. موسيقي: شانتانو مويترا. مدير فيلمبرداري: ناتاريا سوبرامانيان. تدوين: راويرانجان مايترا. طراح صحنه: نيتين چاندراکانت دسايي. بازيگران: آميتاب باچان[اکلاويا]، سيف علي خان[شاهزاده هارشواردهان]، سانجي دات[پانالال چوهار]، ويديا بالان[راجه شواري سينگ]، جکي شروف[رانا جيوتيواردان]، بومان ايراني[رانا جاي واردهان]، جيمي شرگيل [اوديواردهان]، رايما سن[شاهزاده ناندينيدوي]، شرميلا تاگور[راني سوهاسينديوي]، پاريکشات ساهني[اومکار سينگ]. ١٠٥ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ هندوستان،
    راجستان، هند، زمان حال. سوهاسينداوي ملکه بيمار ايالت دويگار هنگام نزع نام اکلاويا، محافظ سلطنتي را بر زبان مي راند که جد اندر جد در خدمت خاندان پادشاه بوده اند. اين امر باعث خشم شوهرش جاي واردهان شده و پادشاه در برابرچشمان نانديني دختر نامتعادل خود ملکه را خفه مي کند. به زودي پسر بزرگ آن دو هارشواردهان و برادر دوقلوي نانديني براي شرکت در مراسم سوگواري ملکه از راه مي رسد. ملکه نامه اي از خود بر جاي گذاشته که در آن راز بزرگ زندگي خود و فرزندانش را فاش کرده است. پادشاه عقيم است و پدر واقعي ناندنيني و هارشواردهان کسي نيست جز اکلاويا، محافظ سلطنتي که براي آبستن کردن ملکه مفتخر شده بود. هارشواردهان همزمان از طريق خواهرش چگونگي مرگ مادرش را نيز کشف مي کند و بار ديگر با عشق دوران کودکي اش-راجه شواري دختر راننده خانواده سلطنتي- برخورد مي کند. اما اوقات خوش به هم پيوستن مجدد دو عاشق ديري نمي پايد. چون پادشاه و برادرش تصميم به قتل اکلاويا گرفته اند. آنها براي آغاز طرح خود چنين مي نمايند که پادشاه پيام هاي تهديد اميزي از سوي کشاورزان دريافت کرده است. فرداي آن روز افسر گستاخ پليس پانالال چوهاربه کاخ آمده و اعلام مي کند که براي محافظت از پادشاه تعدادي پليس در اطراف کاخ نگهباني داده و خود نيز در يان مورد تحقيق خواهد کرد. به زودي آرامش شکننده قلمرو پادشاه با شنيده شدن صداي چند گلوله به هم مي ريزد و روند وقايع زندگي همه ساکنان قصر را دستخوش تغييراتي شگرف مي کند...
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  15. #15
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    نور خورشيد
    Sunshine




    کارگردان: دني بويل. فيلمنامه: الکس گارلند. موسيقي: کارل هايد، جان مورفي، ريک اسميت، Underworld. مدير فيلمبرداري: الوين اچ. کوکلر. تدوين: کريس گيل. طراح صحنه: مارک تيلدسلي. بازيگران: کريس اوانز[ميس]، کيليان مورفي[کاپا]، راس بايرن[کسي]، ميشله يئوه[کورازون]، کليف کرتيس[سيرل]، تروي گريتي[هاروي]، مارک استرانگ[پين بيکر]، هيورکي سانادا[کانه دا]، بنديکت وانگ[تري]، چيپو چانپ]ايکاروس]. ١٠٧ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ انگلستان.
    سال ٢٠٥٧. کره زمين در معرض تهديدي بزرگ قرار دارد. خورشيد مانند گذشته قادر به گرم کردن کره زمين نيست و از اين رو ادامه زندگي انسان ها نيز با خطر مواجه شده است. تنها يک راه اميدبخش براي بازگرداندن تغيير وضعيت باقي مانده است: سرنشينان سفينه فضايي ايکاروس ٢ به فرماندهي ناخدا کانه دا که به سوي خورشيد در حرکت است. هدف اين ماموريت ايجاد فعل و انفعالات دروني تازه درون خورشيد به وسيله کلاهک هاي هسته اي است. هفت سال قبل سفينه ايکاروس ١ به همين منظور راهي سفر شده و ماموريت شان ناکام مانده بود، اينک همه دنيا نفس را درون سينه حبس کرده و منتظر سرانجام ماموريت اين هشت نفر است. اما ناگهان ارتباط راديويي ايکاروس ٢ با زمين قطع مي شود...
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  16. #16
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : معرفي فيلم ها

    تفنگدار دريايي
    The Marine




    کارگردان: جان بونيتو. فيلمنامه: مايکل گالاگر، آلن بي. مک الروي. موسيقي: دان ديويس. مدير فيلمبرداري: ديويد اگباي. تدوين: دالاس پيوت. طراح صحنه: هربرت پينتر. بازيگران: جان کنا[جان ترايتن]، رابرت پاتريک[رم]، کلي کارلسون[کيت ترايتن]، آنتوني ر پارکر[مورگان]، ابيگيل بيانکا[آنجلا]، جروم الرز[وان بروئن]، مانو بنت[بنت]، ديمن گيبسون[وسکرا]، درو پاول[جو]، فرانک کارلوپيو[فرانک]. ٩٠ و ٩٣ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آمريکا.
    جان ترايتن، تفنگدار دريايي آمريکايي بعد از انجام ماموريتي موفق براي نجات سربازان آمريکايي اسير در چنگ القاعده در عراق، به دليل خودسري اخراج مي شود. همسرش کيت از بازگشت وي به خانه خوشحال است، اما جان که به زندگي نظامي خو کرده، نمي تواند با شغل هايي چون حراست از ساختمان ها کنار بيايد. آن دو به پيشنهاد کيت عازم سفري تفريحي مي شوند تا جان بتواند اندکي روحيه لازم به دست آورد. همزمان سرقتي بزرگ در شهر رخ مي دهد و ١٢ ميليون دلار الماس از يک جواهرفروشي بزرگ به سرقت مي رود. گروه سارقين که عازم محل ملاقات با خريدار الماس ها هستند، در ميان راه براي بنزين گيري توقف مي کنند. جان و کيت نيز در همين پمپ بنزين سرگرم سوخت گيري اتومبيل شان هستند، که از راه رسيدن گشت پليس باعث درگيري ميان سارقين و مامورين پليس مي شود. سارقين کيت را گروگان گرفته و پمپ بنزين را منفجر کرده و مي گريزند. اما جان نجات يافته و با وجود مخالفت پليس تصميم مي گيرد تا همسرش را قبل از اين که دير شود، خود نجات دهد...
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •