شفاف ـ محمد تاجیک : بالاخره بین سینمای ایران وهدیه تهرانی آشتی برقرارشد . حالا خانم تهرانی پس از چهار سال با فیلم "هفت دقیقه تا پاییز "قرار است در جشنواره حضور داشته باشد. پس از سالهانیز فیلم " شبانه "کیوان علی محمدی و امید بنکدار با بازی او درسینماهااکران شده است.بدنیست بدانید که كيوان عليمحمدي يكي از كارگردانهاي فيلم"شبانه"درزماننمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر چهارسال پیش گفته بود :هر حال شبانهساخته شد اما هديه تهراني فرشته نجات ما بود كه باعث شد كارما به نتيجهبرسد و اگر او نبود همه زحمات بر باد رفته بود.هدیه تهرانی پساز چهار سالبا فیلم هفت دقیقه تا پاییز در جشنواره فیلم فجر امسال حضوردارد .بازیگریکه دراین سالها اگرچه اصلا مصاحبه ای نکرده ولی همچنان درمطبوعات خبر سازو پرخبر است

/بازیگری که هیچ وقت پی گیر بازیگری نبود/

آنطورکهخودش در مصاحبه ای گفته :هیچ وقت به صورت جدی و عاشقانه پی گیربازیگرینبوده است ولی به هرحال برایش جذابیت داشته است .جذابیتی که دنیاینمایشبه هرشکلش برای همه دارد .پدر هدیه تهرانی به گفته خودش خیلی فیلم میدیدهوهمیشه اورا هم با خودش به سینما می برده است .در ضمن پدرش جستهگریختهکار تئاتر هم می کرده است .جالب است بدانید مادربزرگ او در سی سالگیدریکفیلم هم بازی کرده است .

اولین بار که قرار بود بازیگری راشروعکرده و بازی درسلطان را قبول کند با پدرش مشورت می کند ودر مجموع پدرشنهخیلی موافق بود ونه خیلی مخالف و مثل همیشه تصمیم نهایی را به خودشواگذارمی کند .

تهرانی درباره حضور در سینما در گفت وگویی گفته است:خیلیبرایم پیش می آمد که دست اندرکاران سینما برای بازی در فیلمی دعوتممیکردند .چند تا از آشناها وبستگان ما مثل ناصر تقوایی واکبر عالمی همگاهیچنین پیشنهادهایی می کردند و این قضیه چندان برایم نا آشنا نبود .

/چای تلخ تقوایی/

اولینبارکه به طور جدی به بازی دریک فیلم فکر کردم بیست سالم بودو آقای تقواییقراربود چای تلخ را بسازد اما فیلم به سرانجام نرسید .این درست موقعی بودکهقصدداشتم به آلمان بروم ودررشته دکوراسیون داخلی ادامه تحصیل بدهم .

/زمانی برای دوست نداشتن سینمای ایران/

امامیگذرد و یک روز در یک فروشگاه محمد رضا شریفی نیا وآزیتا حاجیان ازهدیهتهرانی می پرسند به بازیگری علاقه دارد واو در جواب می گوید نه .چوندر آنزمان سینمای ایران را زیاد دوست نداشت و بازیگری هم طبعا جذابیتچندانیبرایش نداشت . اما بالاخره با پی گیری شریفی نیا وحاجیان او برایفیلم روزواقعه به دفتر هدایت فیلم دعوت می شود.نقش کوتاه راحله را که بهاوپیشنهاد داده بودند از نظر خودش نقش خیلی کوتاهی بود که کار خاصی غیرازگفتن چند تا بله وخیر نمی کند و بیشتر یک تیپ ساده است تا شخصیت و بههمینخاطر جواب منفی می دهد .او به گفته خودش می دانست که قدم گذاشتندرایندنیا ممکن است تمام زندگی اش را تحت الشعاع قرار دهد پس اولین نقشبایدارزش این ریسک را می داشت .

/هدیه دراغما/

هدیه تهرانیپساز این ماجرا قصد سفر به آلمان را دارد که پیش ازاین سفر تصادف شدیدیمیکند وبه اغما می رود و حدود ششماه در بیمارستان بستری می شود .

/سه هدیه روی یک نیمکت/

بعدماجرایدعوت مهرجویی از او برای فیلم جدیدش به وجود می آید .ماجرابه گفتههدیهتهرانی ازاین قرار بوده که آناهیتا همتی که با هدیه تهرانی در شهرکاکباتانهمکلاس بوده برای تست بازیگری به دفتر مهرجویی می رود وقتی متوجهمی شونداو متعلق به شهرک اکباتان است از او می پرسند که آیا دراین شهرکدختری بهاسم هدیه را می شناسد و او می گوید که سه نفر را بااسم هدیه میشناسد .درواقع این سه نفر که یکی از آنها هدیه تهرانی بود در مدرسه پشتیک میز مینشستند.

/نه به مهرجویی!/

خلاصه هدیه تهرانی برای فیلم لیلا دعوت می شود ولی چون به گفته خودش قصه فیلم را دوست نداشته است آن راقبول نمی کند .

اودربارهرد کردن فیلم مهرجویی بعدها در مصاحبه ای می گوید :البته آن موقععقلم نمیرسید و شاید به خاطر اسم واعتبار آقای مهرجویی باید قبول می کردم.اما اینمضمون که مردی می خواهد زن بگیرد چون همسرش نازاست برای قابل هضمنبود.

/بودن یا نبودن یا زیرآب زدن؟!/

بعداز این برای فیلمبودن یا نبودن کیانوش عیاری دعوت می شود و کیانوش عیاریقصه را برای اوتعریف کرده وتهرانی از قصه خوشش می آید ومی پذیرد .کم کمقرار ها جدی ترمی شود و او شروع می کند به تمرین وتحقیق و صحبت با بیمارانقلبی .تهرانیدرباره منتفی شدن بازی اش دراین فیلم گفته :این پروسه تمرینوتحقیق دو سالطول کشید و من هم چون با فضا و شرایط سینمای ایران آشنایینداشتم تا بدانمدوستان چه قدر به هم لطف دارند و چه طور زیر آب هم را میزنند! مدام میشنیدم که این فیلم پروانه ساخت ندارد و به مرحله تولید نمیرسد و حتی یکیاز دوستان نزدیکم از آقای عیاری شنیده بود که ساخت این فیلممنتفی شده .در حالی که همه اینها شایعه بود و من هم ازاین ماجراها دلخوربودم که چراآقای عیاری مرا درجریان نگذاشته اند.

/سلطان کیمیایی وعلاقه مندی به چیزهای قدیمی/

بعدقرارمی شود که در فیلمی از مسعود کیمیایی با فیلمنامه ای با عنوان سیبسرخ هوابازی کند که ساخت این فیلم توسط کیمیایی منتفی می شود وسعید اسدیآن را میسازد که خانم تهرانی نیز طبعا در آن حضور پیدا نمی کند .پس از آندومرتبهکیمیایی با او تماس گرفته ومی گوید می خواهد که یک کار خیابانیبیست روزهرا کار کند که ممکن است خوب از کار دربیاید و احتمال دارد خوباز کاردرنیاید .خلاصه قرار می شود که درفیلم سلطان کیمیایی بازی کند .

اودربارهبازی درسلطان گفته : نام کیمیایی برایم مهم نبود چون اگر اینجوربود بایددرفیلم مهرجویی بازی می کردم .راستش یک دلیلی که درفیلم سلطانبازی کردماین بود که من خیلی به مسائل قدیمی علاقه دارم .بناهای معماریگذشته ومبلمان واشیا قدیمی و کلا مخالف از بین رفتن این چیزها بودم وقصهسلطان همبه این ماجراها مربوط می شد .

/وای چه قدر فاجعه ام /

هدیهتهرانیاولین بار خودش را برروی پرده سینما آزادی می بیند وبه آن طور کهگفته ازخودش خیلی بدش می آید.او دراین باره در مصاحبه ای گفته :دفعه اولکه خودمرا روی پرده دیدم می خواستم برم زیر صندلی و قایم شوم و با خودمگفتم :وایچه قدر فاجعه ام .این احساس هنوز هم با من وجوددارد وفرق چندانینکرده است .

/قرمز/

فیلمقرمز که هدیه تهرانی در آن بازیکرده بود فیلمی بود که درابتدا در فیلمنامهآن دیالوگهای شخصیت هستی بابقیه یکسان ویک لحن بود .در این خصوص هدیهتهرانی با فریدون جیرانی بحث میکرد که چون شخصیت هستی شخصیتی مدرن وامروزیاست باید دیالوگها را عوض کردویا در خیلی جاها این نقش باید با سکوت اجراشود و این اتفاق هم افتاد.مثلا در صحنه در گیری دادگاه ،شخصیت هستی طبعا وطبق فیلمنامه بایددرواکنش به دادو بیداد کردن و سیلی زدن خواهر شوهرش اوهم دادو بیداد میکرد وسیلی می زد اما هدیه تهرانی تصور کرده بود که اگرخودش جای آن زن بودهیچ گاه این کاررا نمی کرد تهرانی دراین باره گفته:تمام این پروسه درفیلمها یک جور کشف وشهود بود که هم خودم را کشف می کردموهم دنیای اطرافمرا بهتر می شناختم .

/ماجرا جویی های هدیه تهرانی /

سوال از هدیه تهرانی : قبول دارید که یکی از دلایل گرایش به بازیگری ،تمایل شما به ماجراجویی وکنجاوی است ؟

جواب : بله ،کاملا .(ماهنامه فیلم شماره330)

همانطورکههدیه تهرانی خودش هم اعتراف می کند یک ماجرا جو هست وهمین حس کنجکاویوماجرا جویی پای او را به خرابی های زلزله بم ،بغداد ،افغانستانوکردستانعراق می کشاند .او خودش دراین باره گفته : هر جا ردی از ماجراجویی وموقعیت و تجربه چیزهای بکر و تازه باشد خطررا با جان ودل می پذیرم وبهدنبالش می روم .همیشه فکر می کنم که بهتر است بروم و ماجرا هاواتفاقاتمختلف رااز نزدیک لمس کنم.

/چالش با نقش/

از نظرهدیهتهرانی چالش با نقشهای مختلف و دلهره واضطراب برای اجرای آنها یکوسوسهدرونی برای برای او بوده است که آیا از پس این کارها برمی آید یامیتواندآنقدر از خودش دور شود که فرضا یک زن کردرا که ده سال هم ازاوبزرگتر است را قابل باور کند یا نه ؟

تهرانی در پاسخ به اینسوالاتهمیشه گفته: در نگاه اول ممکن است شخصیتهای فیلمهایی چون پارتی دنیا،دخترایرونی و غیره مشابه به نظر برسند وجه تشابهی که دراین گونهکاراکترها بهنظر می رسد یک نوع استقلال و یا شاید همان وجهی است که همه آنرا کلیشه یاشخصیتی سردو سنگی می خوانند .خیلی احساس نمی کنم که تمام اینشخصیتهاهمواره شبیه به هم وتکراری باشند . شاید هم اینطوری باشد اما چیزیکه مهماست توباید هر نقشی را در هر قالبی و فیلمنامه طوری بازی کنی کهقابل باورباشد ودرس اجرا شود .

در سینمای دنیا هم فقط بازیگر نیستکه سعی میکند کاراکتر جذاب و متفاوتی خلق کند آنجا مجموعه ای از عواملوتواناهاییدست به دست هم می دهند تااین اتفاق را تسهیل کنند در سینمای ماگاهی هرکدام از این عوامل نهایت کوششان را می کنند که این اتفاقنیافتد!حالا منباید تلاش مضاعفی بکنم تا به رغم همه این عوامل بازدارنده،جوری جلویدوربین و روی پرده ظاهر شوم که توی ذوق نزنم ومردم مشتاق دیدنشباشند.

/بازی در دوئل/

درفیلم دوئل احمد رضا درویش او ابتداقرار می شود نقش سلیمه را بازی کند .نقشی که بعدا پریوش نظریه بازی می کند. احمد رضا درویش نیز اعتقادداشت کهاین نقش با توجه به متفاوت بودنش برایتهرانی در آن مقطع نقش ایده الی است.اگر چه اجرای کاراکتر سلیمه در فیلمدوئل از نظر تهرانی اتفاق خیلی ویژهای بود اما شرایط و تفاوتهای نقش بهنظر هدیه تهرانی برای شروع خیلی زیادبود واحساس می کرد این نقش به او نمیخورد . البته وقتی او فیلم دوئل رامی بیند به این نتیجه می رسد که می شداین کاررا کرد و چندان توی ذوق نمیزد .

حرف اصلی با آقای درویش اینبود که ایراد دوئل در اینجاست کههمه دارند به یک شیوه و با لهجه جنوبی حرفنمی زنند و در مجموع یک جوریاست .این در حالی است که درفیلم زنگی و رومیهم قرار بود نقش یک معلمجنوبی را با لهجه بازی کند و هیچ مشکلی با آننداشت اما در دوئل این حس بهاو دست می داد که نقش با تغییر یکباره و اینگویش در نمی آید .

البتهاو در فیلم جایی برای زندگی چنین حسی رانداشته و از نظر خودش خیلی همدوست داشتنی بود.درآنجا یک مادر امی چهل سالهاست و حتی وقتی فیلمنامه راخواند وقرار شد در آن بازی کند فکر کرد علاوهبرتمایزهایی که نقش درفیلمنامه دارد تغییر های دیگری هم باید به آن اضافهکرد تادرست تراز کاردر آید.

/هدیه تهرانی وزمانه /

زمانهاولین باری بود که میخواستم نقش فرعی بازی کنم . با خودم به این نتیجهرسیده بودم که به نقشهایاول وحضورهای طولانی روی پرده عادت نکنم .ابتداخیلی داستان فیلم را درکنمی کردم و صحبتهای مفصل باآقای صلاحمند هم چیزیرا حل نکرد .البته نقش درحد همین یکی دو دقیقه حضور نبود و جذابیت اولینتجربه نقش کوتاه در قبولکردن من تاثیر داشت .

آن موقع شایعه های زیادی راه افتاد که من بهخاطر حضور گلزار این نقش را قبول کرده ام در حالی که این کار هیچ ارتباطیبه ایشان نداشت.

/هدیه تهرانی وطرفدارانش/

رابطهبازیگرانمشهور با هوادارانشان همواره با حواشی بسیاری مواجه بوده است.تهرانی نیزاز جمله این بازیگران است . خود او زمانی دراین باره به یکماهنامه تخصصیو معتبر سینمایی گفته بود : فکر کردن به این طرفداران گاهیآدم را آزار میدهد . چون نمی شود نسبت به انسانهای دیگر بی تفاوت بود واهمیتی به ایندلبستگی و علاقه شان نداد . متاسفانه جاهایی ناچاریم که اینکاررا انجامدهیم و برخلاف میلمان بی تفاوت نشان دهیم چون تجربه نشان دادهادامه دادناین جورارتباطها چیزی را حل نمی کند ووقتی بعضی ها را درگیرووابسته میکنیم به ضررشان تمام می شود .

/مگر خانم تهرانی هم حمام می رود؟!/

اینبازیگرمطرح سینما درادامه مصاحبه خود گفته بود :ابتدا فکر می کردم اینملاقات هاومواجه شدنها آنهارا به این نتیجه می ساند که من هم مثل آنهاآدم معمولیهستم .یکی از این دختران یک بار با منزل هدیه تهرانی تماسگرفته و به اوگفته بودند هدیه تهرانی حمام است با تعجب پرسیده بود مگرخانم تهرانی همحمام می رود ؟!احساس کردم بعضی ها تصور می کنند مارااز تویصندوق بیرون میاورند و می رویم جلوی دوربین وبعد دوباره لای زرورق میگذارندمان و میگذارند داخل صندوق تا فیلم بعدی !(ماهنامه فیلم شماره 330)

/خاطره های عجیب مشهور شدن /

اوخاطرههای عجیبی از مشهور شدن دارد از مرد جوانی که مرتب با خانه او تماسمیگرفته وبعدها تهرانی از طریقی متوجه می شود که این مرد فکر می کندهدیهتهرانی همسرش است و از او چهار تا بچه هم دارد یا دختر جوانی که پس ازفوتمادرش تصور می کرد که هدیه تهرانی مادر او ست و یک بارهم که تهرانی ازسفرشمال برمی گشته می بیند که این دختر روی تخت او خوابیده است .

تهرانیدربارهاین خاطره ها در اظهاراتی گفته :خاطره های عجیب زیادی دارم .یکی ازآنهاموقع کار سر فیلم دوئل بود .که یک روز رفتیم بازار شهر وبرای خرید وموقعبرگشتن متوجه شدیم جمعیت خیلی زیادی پشت سر ماراه افتاده اند و دعامیخوانند. دقیقا شبیه تظاهرات شده بود .

/نشریا ت زرد وهدیه تهرانی /

هدیهتهرانیهمانند بسیاری از هنرندان دیگر از نشریات زرد شاکی بوده او حتیانتظارداشته که باید مسئولان نسبت به این تغذیه بد وغلط و غلط به جامعه وفرهنگما واکنش نشان دهند .البه او آنقدر ازاین مسئله گلایه مند است کهمثلا درجایی عنوان کرده :شاید هم اینجور مطالب لازم است و گروهی دوستدارند اینچیزها منتشر شود .شاید لازم است مردم مدام بخوانند که هدیهتهرانی در فلانمهمانی موهوم دستگیر شده و الان زندانی است وهمزمان همدارد دوتا فیلم همبازی می کند و تازه درهمان موقع اصلا ایران نیست وبهفلان کشور خارجی رفتهوهمه اینها در حالی است که اصلا ممنوع الکار هم شدهبوده !در همان زمان درخیابان دیده شده که دستش شکسته و .. .

البتهبه نظر هدیه تهرانیهیچ به دنبال شکایت کردن از این نشریات نبوده . چون بهنظرش کسانی که اورااز نزدیک می شناسند می دانند او دارد چه می کند وکسانیهم نمی شناسند بستهبه وجدان وظرفیت خودشان هرچه که دلشان خواست می گویندومی نویسند و کاری هماز دست او برنمی آید .در زندگی عادی هم ممکن استبستگان یا همسایه شما پشتسرتان حرفهای ناخوشایند و نامربوطی بزنند . میتوانی بروی سراغش و بااودعوا کنی و یا قضیه را رها کنی من از جایی بهنتیجه رسیدم که بگذرم .

/سالی هشت بار مرا شوهر می دهند/

زمانییکیاز نشریات زرد گفت وگویی به اصطلاح اختصاصی با مادر هدیه تهرانی میکند وحرفهایی عجیب غریب منتشر می شود . تهرانی با مادرش درباره آن مصاحبهصحبتمی کند معلوم می شود هشتاددر صد آن حرفها رااز خودشان در آورده اند.

هدیهتهرانیالبته یک بر واکنش محشری نسبت به این حاشیه سازی ها داده است .اودراینباره گفته :نمی توانم هرروز به این فکر کنم که این نشریات زرد سالیهشت بارمرا شوهر می دهند . خب راه منطقی مقابله بااین جریان چیست ؟منطقمی گویدحتی اگر بخواهیم عده این طلاق ها را حساب کنیم با توجه به اینکهمن درست درساعت مقرر پس از سه ماه وده روز شوهر کنم بازهم سالی ده تاشوهر نمی توانمعوض کنم . انتظار دارید به این چیزها فکر کنم؟برومودوربیافتم وبگویمچرااین حرفها را می زنید ؟اصلا فرض کنید این کار راهمکردم . آن وقت تیترمی زنند :هدیه تهرانی با حضور در نشریه ما ،ده تاازدواجش در سال را تکذیبکرد!(ماهنامه فیلم شماره 344)

/هدیه تهرانی و چهارشنبه سوری /

شوکران،کاغذبی خط و چهار شنبه سوری از تحسین شده ترین فیلمهای هدیه تهرانیهستند .اودر مصاحبه ای درباره فیلم چهارشنبه سوری گفته است :فیلمهای قبلیاصغرفرهادی را خیلی دوست داشتم .به همین دلیل پیشنهاد که کرد مشتاقانهپذیر فتم.هیچ وقت فکر نمی کردم روزی بخواهد با من کار کند از همان زمانهم معتقدبودم فیلم خوبی خواهد شد .فرهادی مطمئن نبود بتوانم این نقش راخوب از کاردربیاورم .تردیدش به نظرم از جایی بود که دلش نمی خواست سایههدیه تهرانیروی فیلم بیافتد و یک سوپر استار به معنای عامه پسندش فیلم راتحت الشعاعقرار دهدو روی فروش آن تاثیر بگذارد .به هرحال مشکوک بود .درواقع دلش میخواست من کار کنم اما این نگرانی را هم داشت .

خبفرهادی بامن خیلیصحبت می کرد و هنوز در آن زمان به نقطه واحدی درباره نقشمژده نرسیده بود.به گزینه های زیادی فکر می کرد . مثلا به من می گفت کهمژده خیلی زن ضعیفومظلومی است .بعد می گفت با حیا است و درعین حالقدرتمند . هزار جور روحیهراتوضیح می داد که در آن واحد همه شان متناقضبودند . در سکانسی که مژدهبدو بدو می آید و توی راه پله و با مرتضی درآسانسور حرف می زند پنج نوعبازی از من می خواست .یعنی باید زنی را میشناختم که در عین ناامیدیوبدبینی و مظلومیت وقدرت ،حواسش هم به آبرویشاست که همسایه ها ازسرو صداها با خبر نشوند وآبرو داری کند . بعد می گفتنه ،باید جیغ بزنی و سروصداکنی.خلاصه گفتم : بابا تکلیف من را روشن کن کهبفهمم بالاخره قضه از چهقرار است !گفت :همین طور که جلو می رود دارم ازدرون خود تو مژده را پیدامی کنم .

او درباره صحنه کتک خوردن مژدهاز مرتضی (حمید فرخ نژاد)گفته است : دراین صحنه بدلی نبود .خودم بودم .باآرنج خوردم زمین وتا یکماه درد داشتم . عصب آرنجم درد دیده بود . فرخنژاد خیلی ناراحت بود .قرارنبود اینجوری کتک بزند .البته اینها هیچ کداممعلوم نیست (ماهنامه فیلمشماره 344)

/چرا هدیه تهرانی در اشک سرما بازی نکرد؟/

اشکسرما ساخته تحسین برانگیز عزیز الله حمید نژاد با بازی گلشیفته فراهانیازفیلمهایی بوده که قرار بود هدیه تهرانی در آن بازی کند .هدیه تهرانیدراینباره گقته : فیلمنامه اشک سرما اگرچه نقصهایی داشت اما نقش زن فیلمرا دوستداشتم و لی به دلیل تداخل با کار دیگر میسر نشد .

/هدیه تهرانی وعلاقه به بوتیک/

هدیهتهرانیهمچنین درباره بوتیک گفته :بوتیک راهم خیلی دوست دارم واوائل کارصحبتهایمختصر وکمرنگی با دستیار نعمت الله شد ولی من مشغول انجام کاردیگری بودماتفاقا این نقش اصلا به درد من نمی خورد و باید خود گلشیفتهبازی اش می کرد. البته دوست داشتم به سن وسال گلشیفته بودم و بوتیکرابازی می کردم.

/فیلمهای محبوب تهرانی/

کاغذبی خط ،شوکران، آبادان خ، انه ای روی آب ، شبانه و... برایم به معنایواقعی فیلم بودند.پارتی قرمز وجایی برای زندگی را با کمی ترجیح دوست دارمو حس خوبی بهشاندارم .

دستهای آلوده : نمی گویم فیلم بدی است ولی نمی توانم خودم را راین فیلم تحمل کنم .زمانه چتری برای دونفروآبی هم همینطوری است .

/بازیگر رزمی کار/

هدیهتهرانیزمانی در مصاحبه وفتی خواسته بود از علاقه خود به بازی در نقش اماتورمن درفیلم بیل را بکش سخن بگوید درباره دلیل این علاقه گفته بود شایدبه خاطراین است که خودم هم مدتی است ورزش رزمی وووشو کار می کنم


/مقایسه با علی دایی /



چندسالپیش بود که برنامه جالبی باعنوان هفته " فیلم وفوتبال " در خانههنرمندانبا حضور هوشنگ گلمکانی حمید رضا صدر وجهانگیر کوثری برگزارشد.حمیدرضاصدراین نشست به نکات جالبی اشاره کرده بود مثلا او گفته بود :ستارههايورزشي با ستارههاي سينمايي غيرقابل مقايسه هستند تامكروز بامايكل جردن،يا ديويد بكهام با هيوگرانت قابل مقايسه نيست، ديويد بكهاموقتي واردفرودگاه ميشود آن فرودگاه از جمعيت پر ميشود.

ما درورزش وفوتبال، هر روز يا هر هفته ستارههاي خود را ميبينيم. ما دائماً ،تغييرموهاي ديويد بكهام را زير نظر داريم ولي رابرت دنيرو تا فيلمبعدياش بازينكند نميدانيم دارد چه كار ميكند.

صدر گفته بود : در ايران مثلاً علي دايي با هديه تهراني قابل مقايسه نيست .

/نسل جادویی مستندی درباره هدیه تهرانی/

نسلجادوییاز جمله فیلمهایی است که هدیه تهرانی در آن بازی کرده وهنوز اکراننشده است. ایرج کریمی درزمان تولید این فیلم درباره آن گفته است : باتوجه به اينكهمن سبك خودم را دارم و در عين حال كه تم فيلم "نسل جادويي"دربارهي جواناناست و حرفهاي خودم را در آن مطرح كردم اما از لحاظ شيوهيكاري ميتوانمبگويم اين فيلم، يك نوع مستند دربارهي هديهي تهراني است.

/همه حاشیه های یک سوپر استار/

هدیهتهرانیاگر چه بازیگر محبوب و معتبری در سینمای ایران بوده است ولی دربرخی مواردبه شکل ناخواسته ای همانند دیگر افراد مشهور حواشی ایگریبانگیر او شده است.

/سرقت لب تاپ و دوربین/


همینچند سال پیش بود لپتاپ ودوربين ديجيتال هديه تهراني از اتومبيلش به سرقترفت. در همان زمان اينبازيگر سينماي ايران در پي تماسي با خبرگزاريدانشجويان ، گفته بود : ازدفتر كارم براي ملاقات مادرم به بيمارستان رفتهبودم كه تا حدود ساعت 21 يا22 طول كشيد و زمان بازگشت به پاركينگبيمارستان با سرقت لپتاپ و دوربينديجيتال از اتومبيلم مواجه شدم. سارقيا سارقان به پول و ديگر اشياء قيمتيكه در اتومبيل بوده، كاري نداشتهاندو صرفا لپتاپ و دوربين ديجيتال كهمحتوي مسايل كاري و شخصياش بوده راسرقت كردهاند.

تهراني خاطرنشان كرد كه ماجراي سرقت را همان لحظه به نيروي انتظامي گزارش كرده است.

/گربه های هدیه تهرانی/

زمانینشریهرویش در گزارشی درباره مشاهیر نوشته بود : خیلی از مشاهیر بهنگهداریحیوانات خانگی علاقهمند هستند. مثلاً معروف است که «هدیهتهرانی» یک لشکرگربه کوچک و بزرگ در خانهاش دارد. یا «پروانه معصومی» کهاو هم بهنگهداری گربه علاقه دارد.

/عطر سوپر استار/

چندسال پیش نیزخبری درباره تولید عطر هدیه تهرانی منتشر شد . نشریه ایراندختدراین بارهنوشته بود :پس از دو سال مذاکرات پشت سر هم،کمپاني فرانسويسرانجام موفق شدرضايت هديه تهراني را در مورد بو و رايحه عطر پيشنهاديجلب کند .به اينترتيب مفاد قرارداد براي توليد عطر هديه تهراني در فرانسهو فروش آن درآسيا تکميل شد. اين مدت زمان البته بيش از همه نشان ازسختگيري هميشگيتهراني در مورد کارهايش داشت که کمپاني فرانسوي را مجبورکرد تا چندين باراسانس و مواد عطر را تغيير دهد تا سرانجام عطر صورتي رنگزنانه LoveForever هديه تهراني به بازار عرضه شود.

/همیشه عشق/

اينعطربيش از پيش بايد نشان دهنده ويژگيهاي هديه تهراني ميبود. همانخصوصياتويژهاي که وي را به عنوان بازيگري منحصربه فرد به همه شناساند ودر سطحبينالمللي هم مطرح کرد.عطر «هميشه عشق» با نام هديه تهراني عطرياست زنانهبا رايحهاي قوي، اغواکننده و صميمي، مطبوع و دلپذير ولي حقيقيو ملموس.توليدکننده اين عطر، کمپاني Robertet در فرانسه است که از سال1850 فعاليتخود را آغاز کرد. در سال 1875 اين کمپاني تحت اختيار آقايPaul Rabertetقرار گرفت و او با تغيير نام کمپاني و فراگير کردنفعاليتهاي آن توانست تا25 سال بعد نام اين شرکت را به عنوان برندهمسابقات جهاني عطرسازي در پاريسفراگير کند و به عنوان رقيبي مطرح و قابلاعتنا در بازار خوش بوي جهاني عطربر سر زبانها بيندازد و براي خودمشتريان زيادي در سراسر جهان براي خوددست و پا کند. اين کمپاني در مسيرتوسعه خود با شانل و گوچي نيز همکاريداشته است. اين کمپاني عطرسازي که دردنيا به توليد عطرهاي مختلف با نامبازيگران مشهور است تاکنون عطرهايزيادي با نام هنرمندان مشهور ساخته وعرضه کرده است. اين کمپاني بااستفاده از مديران فروش و بازاريابي و شرکايتجاري خود در آسيا نيزپروژههاي مشابه را پياده کرده است. در اين ميان نقشHerve Bourdeau کهخود را صيادي قابل در شکار اشخاص جديد براي پروژههايکمپاني Robertetميداند تاکنون موفق شده تا قراردادهاي قابل توجه و مهميبا سوپراستارهايآسيايي براي اين شرکت منعقد کند. در ميان اين نامها البتهبيشتر بازيگرانباليوود به چشم ميخورند از جمله «آميتا باچان» و«شاهرخخان» که قبل ازهديه تهراني عطري به نامشان توليد و عرضه شد.

/نماینده نسل زنان قوی وخونسرد/

انتخابهديهتهرانی براي اين کار از طرف اين شرکت فرانسوي و مديران آن بيش ازستارهبودن تهراني در سينما و معروفيت اوست. براي ساخت عطري با نام يکشخصيتقابليتها و تفاوتهاي او بيش از همه مد نظر قرار ميگيرد تا عطريکه بهبازار عرضه ميشود علاوه بر نام اين بازيگر،خصوصيات فردي وي را نيزنشاندهد. هديه تهراني به عنوان نماينده نسل جديد زنان ايراني قوي وخونسرد، بااحساسات شديد اما تحت کنترل و در عين حال جذاب و مورد توجهاست. عطر هميشهعشق با اسانسها و مواد داخل خود چنين حسي را پس از نوازشمشام به فردميدهد.اين عطر بنا به خواسته تهراني در بستههاي صورتي رنگاز حدود 2 سالپيش به بازار آمد و البته بيش از همه به امارات متحده عربيو دوبي رفت و ازآنجا به ايران آمد. در ايران اين عطر به خاطر نام بازيگر،مجال تبليغ نيافتولي نقل عطر هديه آن قدر دهان به دهان چرخيد تا خيليهااز وجود آن اطلاعيافتند. با اين همه عدم اجازه تبليغ يا هم محافظهکاريتوليدکنندگان و خودسانسوري باعث شد که از تبليغ ناکافي اين عطر در ايرانشد و به همين خاطر جزتهران در ديگر شهرها هنوز نام عطر هميشه عشق هديهتهراني محجور ماند. شايداگر در شهرستانها تبليغ مناسبي براي اين عطرصورت ميگرفت به خاطر محبوبيتزياد خانم بازيگر فروش اين عطر چندين برابرميشد.عطر هديه تهراني با اينحال با استقبال خوبي مواجه شده استبهگونهاي كه بسياري از مراكز فروشلوازم آرايشي و بهداشتي در پاساژها ومراكز خريد تهران، عرضه كننده اين عطرهستند.جالب توجه اين که اين عطرقيمت مناسبي دارد و شما براي خريد آنميتوانيد تنها 120 هزار ريال هزينهکنيد و علاوه بر عطر، صاحب دستبنديشويد که در داخل جعبه عطر قرار دارد وروي آن نام هديه تهراني درج شده است.اين دستبند البته متناسب با مچ شماتنظيم ميشود و در صورت علاقه ميتوانيداز آن استفاده کنيد. البته اگربسته اصلي آن را هم نيفتيد ميتوانيد هر چندميليليتر که خواستيد بخريد ودر شيشه دلخواه خودتان نگهداري کنيد. در ايننوع خريد، بسته به نوع شيشهيا مکاني که از آن خريد ميکنيد هزينه شمامتفاوت خواهد بود. در مرکزتهران اين عطر را با حداقل پنج هزار تومانميتوانيد بخريد و 100ميليليتر آن نيز چيزي حدود 30 هزار تومان براي شماهزينه در بر خواهدداشت.

/عطر مورد علاقه زنبورها/

ایران دختدر پایان نوشتهبود : رايحه اين عطر، شيرين و بسيار آرامشبخش است تا جاييکه يکي ازمصرفکنندگان اين عطر گفته بود وقتي به ديدن کندوهاي عسل رفتهبود،زنبورها علاقه زيادي به او نشان داده و جذب رايحه او شده بودند.ماندگارياين عطر نيز نسبتا در حد قابل قبولي است و تا يک روز ميتوانيد ازاستشمامرايحه آن لذت ببريد.

هدیه تهرانی در همان زمان در این خصوصبهسینمای ما گفته بود : صحبتهاي زيادي درباره تبليغ محصولات مختلفميشد،اما چندان پيگير اين ماجرا نبودم تا اينكه قضيه توليد عطر پيش آمدكه يككار شخصي و متفاوت بود و نوعي محصول مشترك بينالمللي محسوب ميشد.كمپانيفرانسوي عطرسازي رومانو و روبرته در تمام نقاط دنيا اين كار راانجامميدهند و تصميم داشتند در بخش آسيا هم فعاليت كنند. نتيجه تحقيقاتوآمارگيريهايشان اين بود كه در ايران عطري به نام من توليد كنند.هدفشانطبعاً بازارهاي داخلي و آسيايي است و قبلاً در هند هم چنين كاريانجام شدهبود. بناي كار بر اين گذاشته شد كه اين عطر به صورت محصول مشتركتوليد وعرضه شود و اسانس آن در ايران تهيه ميشود. پروسه توليد آن به مرورباهماهنگي و اعمال سليقههاي من از همه نظر انجام ميشد تا محصول نهاييبهشخصيت و علايق من نزديك باشد. شايد نصف اين سؤالهايي كه شما دراينگفتوگو مطرح كرديد، در جلسههاي مذاكره و در روند توليد اين عطر ازمنپرسيده شد؛ اين كار دو سال طول كشيد.

: آن كمپاني با نظرمننمونههاي مختلفي درست ميكرد و تغييراتي كه ميگفتم اعمال ميشدتارسيديم به محصول نهايي. كار بهصورت شراكتي است و من به عنوان يكيازسرمايهگذاران در اين توليد شريك هستم.

/باعث افتخارم است /


هدیهتهرانیدر سینمای ایران از اعتبار بسیار خوبی برخوردار است به گونه ای کهبسیاریبرای او احترام زیادی قائل هستند . جالب است بدانید چند وقت پیش ازروناکیونسی با زیگر سریال رستگاران درمصاحبه ای پرسیده بودند که تا بهحال کسیبه شما نگفته که بازی وچهره تان از جهاتی شبیه هدیه تهرانی است؟او نیز درجواب گفته :اوایل کارم مطبوعات خیلی این مسئله را مطرح میکردند به خصوصبعد از فیلم اولم گرگ ومیش .در آن فیلم ویژگی نقش ساره بهگونه ای بود کهاین حس را تداعی می کرد که بازی و چهره من شبیه هدیهتهرانی است .اتفاقاخیلی هم خوب بود و باعث افتخارم است .به هرحال من یکیاز طرفداران هدیهتهرانی هستم .

/به فرش ایرانی افتخار می کنیم اما نمی دانیم گره قالی را چطور می زنند /

ماهنامهکاشیامروز دریکی از شماره های سال گذشته خود گزارشی به همراه گفت وگوییبا هدیهتهرانی منتشر کرده است .گزارشی که حقایق جالب دیگری را درباره اینبازیگرمطرح سینما بازگو می کند .در بخشهای ابتدایی این گزارش آمده بود:نگاه تحولگرا و ذهن پویا از دوران کودکی باهدیه تهرانی بوده است .بهگونه ای کهنزدیکان هدیه از تغییر مداوم دکوراسیون منزل پدری و تبدیلفضاهای بدون کاربرد به فضاهای با کاربری توسط او در دوران کودکی حکایت میکنند .تا اینکهدر ۱۹سالگی با ایجاد تغییراتی عمده در خانه چنان تشویقنزدیکان را برمیانگیزد که توسط یکی از بستگانش که از اعضای جامعه مهندسینمشاور بود بهتعدادی آرشیتکت معرفی می شود وآنها برای معماری داخلی از اودعوت به کار میکنند.اینگونه است که او وارد کار حرفه ای معماری داخلی میشود .

/فضای مدرن با روح سنتی /

بهنوشته کاشی امروز:تجربهاو در بازسازی و تعمیر وسایل چوبی قدیمی و ساختلوسترها ،طراحی صحنه ولباسکمک زیادی به وی در ایجاد یک فضای مدرن با روحسنتی کرده است .چنانکه اینفضا می تواند همزمان جوابگوی چندین سلیقه متضادباشد . هدیه تهرانی آن طورکه دراین مصاحبه گفته اعتقاددارد که باید درجایی زندگی کند که حس حیاتآرامش ورهایی داشته باشد .به همین خاطر درفضاهای داخلی خانه های اجاره ایهم تغییرات عمده ایجاد می کند و اصلا برایاو مهم نیست که مالک خانه استیا یک سال دوسال دیگر باید برود... بلکه برایاو مهم است که دراین یکیدوسال آنگونه که می خواهد زندگی کند .ما با تغییرمبلمان واثاثیه ،رنگ زدندیوار ،تعویض پرده ،تعویض کاشی آشپز خانه و....همچنان به دنبال خانه خودمی گردیم به دنبال خانه ای دواتاق خوابه یا پنجاتاق خوابه می گردیم و درهراتاقی تختی می گذاریم و حتی اشیا اضافی تا بیستوچهار ساعت فضای آن اتاقرا اشغال می کند !اما فقط زمانی از اتاقها استفادهمی کنیم که در خواب بهسر می بریم .یا میز نهار خوری بزرگی را در مرکز خانهقرار می دهیماماهمیشه در آشپز خانه یا جلوی تلویزیون یا حتی اتاق خواب غذامی خوریم!در واقع ما خانه خودرا پیدا نکرده ایم .بلکه خانه ای برای محافظتو آسایشاشیا و پذیریی از مهمانها بنا کرده ایم .خانه مان را جوری درست میکنیم کهخوشایند دیگران باشد ....پس ما هنوز خانه مان را پیدا نکرده ایم .

/همچنان بی خانمان/

هدیهتهرانیدرادامه گفته است :خانه جایی است که فضایی باز و آرام داشتهباشد،در زمستانگرم ودر تابستان خنک باشد .من با تمام علاقه شخصی ام بهاشیا وطراحی داخلی،تازه به این نتیجه رسیده ام که سالها زحمت ،مزاحمت،تغییر ،اصلاح وجابجایی اشیا را کشیده ام وهم چنان بی خانمان خواهم بود.به این دلیل استکه به معماری سنتی علاقه پیدا کرده ام .در معماری سنتیفضاها تعریف شده است.در معماری سنتی چیزی به عنوان اتاق خواب وجود ندارد.هرجایی که تمایل داریمی توانی بخوابی وهرجایی که راحت تری می توانی سفرهپهن کنی و غذایت رابخوری اما به دلیل نبود تکنولوژی ،مسائل فرهنگی وتاریخی ،معماری سنتی مانیز نواقص خودرا داردکه می توان با ترکیب امکاناتمدرن در فضاهای سنتی،خانه ای از نو بنا کرد .

/معماری سنتی ژاپن/

ازنظر اوبهترین نوع فضاسازی ومعماری ،معماری سنتی ژاپن است :دراین نوعمعماری،تعریف ساده واستفاده به جااز اثاثیه و قرار دادن لوازم مورد نیازدر گنجههای کشویی و پرهیز از هرنوع شی ئ بلا استفاده و حتی استفاده ازدرهای کشوییبرای اینکه فضای کمتری اشغال گرددو...فضای آرام وخلوتی برایذهن ایجاد میشود این همان خانه ایست که به دنبالش می گردیم .

/پروژه گرمسار/

نشریهکاشیامروز درادامه نوشته که :وقتی به سراغ پروژه گرمسار او می روی ،ابتدامبحوتومتحیر می شوی که چرا این برهوت بی آب و علف را انتخاب کرده کهتوجیهاقتصادی چندانی هم نداشته باشد .اما باز وقتی ایده اورا می شنوی کهمی گوید:مردم ما عادت کرده اند که جاهای سرسبز و ییلاقی بروند بروند بههمین خاطراست که اغلب گردشگران داخلی ،کویر را که بخش عظیمی از مساحتایران را تشکیلمی دهد و دارای ویژگی خاص خودش است را نمی شناسند.

/تجربه زندگی سنتی/

هدیهتهرانیاعتقاددارد درشرایطی که مردم از روستاها به سمت شهر سرازیر می شوندوگروهیشهر نشین نیز خسته از دغدغه های تنش زای شهری خواستار تجربه زندگیسنتیهستند ،ایجاد فضایی با امکانات رفاهی نسبی (تا حدی که بتواند آسایشاینگروه را تامین کند)در کنار تجربه ویادگیری زندگی سنتی ،مثل پنبه چینیتاپارچه بافی و یا چیدن برگ نخل تا حصیر بافی و یا خمیر کردن وپختن ناندرتنور وحتی جزئی ترین کارها یعنی میوه ای را که می خواهند خودشان ازدرختبچینند وکارهایی شبیه به آن ،می تواند گوشه ای از خلا ایجاد شده درزندگیشهری را پر کند .

/مدرنیته ازنوع ابتر/

او می گوید:ما بارسیدن به مدرنیته چیزهای زیادی رااز دست داده ایم ،مثلا به فرشایرانیافتخار می کنیم اما نمی دانیم که گره قالی را چطور می زنند و یا درسبدغذایی روزانه مان گندم هست اما از یاد برده ایم که گندم را چطور درومیکنند......

/کشکی بسابیم و.../

به اعتقاد تهرانی سرزمینماسرزمین پهناوری ست با ویژگی های خاص ومتفاوت در هر منطقه ،اما چونگرایش مابیشتر به مناطق سر سبز وخوش آب وهواست ،اعجاب زیبایی و آرامشووسعت مناطقدیگر مثل کویررا کمتر تجربه می کنیم .گاهی بد نیست به جایبازی بیلیارد درفضای بسته ای در شما کشور ویا جابجا شدن از محیط شهری بهمنطقه ای سر سبزدر تعطیلات آخر هفته و تکرار همان تجربه های شهری ،درمنطقه ای خشک وکویریچیزهای تازه تری را جایگزین کرد . مثلا با دست خودبرتارو پود قالی گره ایبزنیم .کشکی بسابیم ،نانی بپزیم ،پنبه ای بچینیمیا گندمی درو کنیم ...وبانگاه به وسعت کویر ،دیدمان را وسعت دهیم .