[JUSTIFY]تعامل اجتماعی و احترام به عقاید اشخاص

بهنام خداوند بخشنده مهربان ، بنام خداوند بلند مرتبه ، به نام خدایی کهخوبی ، بدی ، زشتی و زیبایی و تمام تضاد های زندگی را در کنار هم آفرید.

آفریدتا ما بیاموزیم که چگونه با محیطی که با روح ، جسم ،عقاید و رفتار مامتضاد است هنرمندانه کنار بیاییم و با همه ی این پستی و بلندی های زندگی ،زندگی کنیم.

بحث تضادهای آفریده شده بحثی بسیار گسترده و عمیق استو از جنبه های فراوانی تشکیل می شود که پرداختن به آنها از حوصله ی بحثخارج است.

اما بحث من بر روی تضاد های فکری افراد در زندگی مشترک یا غیر مشترک و ارتباطات روزمره است.

هیچگاه در هیچ جای این جهان پهناور نمی توان دو انسان با خصوصیات فکری واعتقادی یکسان بیابیم. هیچ گاه نمی توان دید افراد را نسبت به یک موضوع«دقیقاً» شبیه به هم ببینیم. حتی دو قلوهای یکسانی که از یک پدر و مادربوجود می آیند ، در یک زمان متولد می شوند ، با یک تربیت و فرهنگ رشد میکنند ، از نظر چهره یکسان هستند ، اما عقاید و جنبه های فکری بسیارمتفاوتی با هم دارند.

اینجاست که بحث تعامل اجتماعی بوجود می آید.

اجتماعدر برگیرنده ی افراد با سطح فکری و فرهنگی متفاوت است. هیچ اجتماعی یافتنمی شود که افرادش 100% هم دل ، هم عقیده و هم فکر باشند. خواه این جامعهبسیار بزرگ باشد خواه از یک خانواده دو نفری تشکیل شده باشد.

اینجاستکه تعامل اجتماعی بحث احترام متقابل را پیش می کشد، زیرا در اجتماع تنهاراه تعامل با دیگران اجترام گذاشتن به فکر و عقیده آنهاست.

شاید درزندگی روزمره ما با افرادی رو به رو شویم که نقاط فکری و اعتقادی متضادیبا ما داشته باشند ، اما وقتی از سوی او نسبت به عقاید خود مورد احترامقرار می گیریم، ما نیز نا خود آگاه به اعتقادات وی احترام می گذاریم.

اینجاستکه عقل ، شعور ، معرفت ، حسن رفتار پا به عرصه ی تعاملات روزمره ی افرادخوش اندیش و محترم می گذارد که نه تنها دیگران که با وی هم عقیده نیستندبا او به راحتی ارتباط برقرار می کنند بلکه در مواقعی به سمت تفکرات اوسوق داده می شوند.

در طبیعت هم چنین تعامل زیبایی را می توان یافتکه چه شگفت خالق بی نظیر ما، ماهیتهای متضاد را در کنار هم بوجود آورده تاما انسانهای خردمند و صاحب عقل و اندیشه با نظاره بر آنها باموزیم کهچگونه با احترام متقابل در همه ی زمینه ها در کنار هم با اعتقادات متفاوتزندگی می کنیم.

این ماهیت متضاد را می توان در گل و هم دم همیشگیشخار یافت، که چگونه با روحیه، احساسات، جسم و حالتی لطیف در کنار خار باروحیه و جسمی سخت و ضمخت و بسیار متفاوت با گل از سالیان دور تا به حالزندگی می کنند.

ولی ما انسانها که ادعای اندیشمند بودن، عقلانیت،تمدن، خرد و دانش را داریم گاهی اوقات چنان به جنگ با اعتقادات دیگران میپردازیم که گویی علامه ی دهدیم و دیگران جاهلانی بی اصل و نسبند! حتی یکلحظه هم فکر نمی کنیم که تفکر افراد امری شخصی است و به خود افراد مربوطمی شود.

متأسفانه بسیاری از اشخاص در ظاهر خود را صاحب گفتار،کردار و پندار نیک می دانند و در باطن از این صفت ها عاری هستند و تاب وتوان و تحمل اندیشه و اعتقادات مخالف خویش را ندارند و با گفتار ناپسندخود، اعتقاد های دیگران را به چالشهای غیر منطقی می کشانند که خود به خودگفتار نیک از ایشان صلب می شوند و با عمل نکردن به اتقاداتشان و تجاوز بهاعتقادات دیگران ذهن افراد را نسبت به خویش آلوده می کنند، چنین افرادیهیچ گاه گفتار، پندار و کردار نیک ندارند بلکه متجاوزانی مستبد و پوچگراهستند که هیچگاه به تعامل اجتماعی، احترام متقابل و ارزشها و هنجارهایانسانی فکر نمی کنند.

پس سعی کنیم که همیشه به اعتقادات، تفکراتو اندیشه ی افراد احترام بگذاریم تا همیشه ارزش انسانی خود را حفظ کنیم وبه مقامات بالاتر معنوی دست بیابیم.

با تشکر از دوست خوبم آقای حسین ملیحه دانشجوی کارشناسی رشته حسابداری دانشگاه مسجد سلیمان[/JUSTIFY]



برگرفته از سنترال کلابز