نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: زمینههای تحقق عدالت اجتماعی

  1. #1
    کاربر ارشد Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    706
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 1 در 1 پست

    زمینههای تحقق عدالت اجتماعی

    [JUSTIFY]عدالتدر روابط میان حکومت و مردم، رسوم و قراردادهای اجتماعی، قانونها وبرنامهها و همچنین در برخورد افراد با یکدیگر تبلور مییابد. همچنینعدالت آن است که در شرایط همسان، رفتار یکسان باشد در شرایط متفاوت. بهتناسب تواناییها. استحقاقها و نیازهای افراد. روشن است که ما با دو گونهمواجهیم: یکی رفتار حکومت و برنامهریزان آن با شهروندان و دیگری رفتارشهروندان با یکدیگر. هر یک از اینها نقشی اساسی در تحقق یا عدم تحقق عدالتاجتماعی ایفا میکنند و تا هنگامی که ذهنیت، اعتقاد و عمل اینان هماهنگ باهدف یا شده نباشد، به عینیت در آمدن آرمان عدالت، ناممکن خواهد بود.
    ازمیان رفتن رفتارهای عادلانه، چه از سوی حکومت و چه از طرف مردم، به تغییرنگرش حاکمان برنامهریزان، مدیران اقتصادی و تک تک افراد جامعه بستگیدارد. این شرایط زمانی محقق میشود که افراد جامعه به دور از تعصبات وتبعیضها و براساس معتقدات دینی یا دستکم براساس ملاحظات انسانی وعقلایی، روابط اقتصادی جامعه را براساس عدالت شکل دهند. آنچه دستگاه رهبریو هدایت جامعه برای انجام این امر بدان نیاز دارد، زدودن فساد از دستگاهاداری و داشتن توان مدیریت و برنامهریزی در فعالیتهای اقتصادی است.
    درصورت وجود این شرایط، حکومت باید امکانات تولید و فعالیت اقتصادی را دراختیار عموم قرار دهد و با برقرار کردن سیاستهای پولی و مالیاتی صحیح، بههدایت و راهبری این فعالیتها بپردازد. همچنین با ایجاد برخی سیستمها،به کنترل و تصحیح روندها و شناسایی، تغیر و جایگزینی افراد همت گمارد.
    امکاناتتولید و فعالیت اقتصادی در سرمایه، پول و اعتبار، کالاهای سرمایهای وزمین منحصر نمیشود؛ بلکه آموزش عمومی علوم، فنون و ایجاد امکان بهرهگیریعمومی از تکنولوژی امنیت قضایی و تجاری، ایجاد بازارهای مناسب برای فروشتولیدات، ایجاد و کنترل روندهای مطمئن برای تولید و توزیع و در پایان،تنظیم قواعد و قوانین مناسب برای زدودن تبعیض و بیعدالتی در تولید وتجارت و توزیع را در بر میگیرد.
    اما اگر آنچه گفته شد تحقق پذیرد،هنوز از عدالت اجتماعی، فاصلهای بسیار داریم؛ چرا که توجهی به تفاوتتوانایی افراد برای شرکت در فعالیتهای اقتصادی نداشتهایم. بخش وسیعی ازجامعه به سبب ضعف استعدادهای طبیعی، شرایط تحمیل شدة اجتماعی، عارضهها وحوادث و یا نبودن در سن فعالیت اقتصادی، از فعالیت اقتصادی سالمناتواناند و جمع برنامهریزی برای تحقق عدالت اجتماعی بدون توجه به ایناقشار، راه به جایی نمیبرد. و نباید به راحتی از این آرمان گذشت واستدلال کرد که توسعه، ارز و دلار لازم دارد و دلار با صادرات به دستمیآید و توجه و استقبال از صادرات نیز تنها با سقوط ریال ممکن است.
    پسبرای توسعه، باید ارزش ریال را پایین آورد حتی اگر قیمتها افزایش یابد.همچنین برای صادرات باید با کنترلکنندگان بازار جهانی هماهنگ بود. پسباید با آنان کنار آمد و نان قرض داد و سخت نگرفت، حتی اگر به قیمت چشمپوشیدن از شعارها و اهداف بود. عجیب است که چه راحت به افزایش قیمتها حکممیکنیم و از کنار فشار توانفرسا و خردکنندهای که بر اقشار ضعیف واردمیشود، عبور میکنیم. درست است که با افزایش تولید ملی، امکانات کل جامعهبیشتر میشود، ولی این در فرض درستی سیستم توزیع، صحیح است. آیا در متنغنای کشورهای پرقدرت غربی، فقر و فلاکت و نکبت را نمیبینیم؟ مگر همیشهباید رفت تا دید؟ مگر نمیتوان از حال و روز رفتهها درس گرفت؟
    توجه بهاین اقشار باید در متن برنامهها جای بگیرد و جزو اهداف اصلی باشد، نهاینکه ما اهداف دیگری را تعقیب کنیم و لطمات حاصل از برنامههایمان رابا ابزارهای مقطعی و مسکّنهای موقتی کم کنیم.
    بررسی وضعیت اقشاری که توانایی کافی برای شرکت در فعالیت اقتصادی ندارند، میتواند به روشنتر شدن مباحث بعدی کمک بسیاری کند.
    1.انسانها صفات و ویژگیهای روحی، فکری و بدنی متفاوتی دارند. همچنین درذوق و سلیقه، حافظه، هوش و سرعت انتقال، توان ابداع و ابتکار، قدرت ارادهو تصمیمگیری، نیروی عضلات و مقاومت بدن و سلامت و معلولیت متفاوتند. طبقبررسیهای برخی روانشناسان 68% جمعیت از استعداد متوسط، 16% از استعدادزیر متوسط و 16% از استعداد بالاتر از متوسط برخوردارند. روشن است که اینتفاوتهای طبیعی، حتی در شرایط مساوی تولید و فعالیت اقتصادی، به تفاوتدرآمد خواهد شد و انجامید حتی در شرایط کاملاً برابر میتواند به فقر یکیو غنای دیگری منجر شود.
    2. تفاوت دیگر، در شرایط اجتماعی تحمیل شده بربرخی افراد است که به تفاوت درآمد و تفاوت سطح زندگی میانجامد. نمونههایروشن این گروه، افراد با خانوادة پرجمعیت هستند که غالباً حتی در شرایطمساوی فعالیت، نمیتوانند سطح زندگی خود را به سطح مناسبی برسانند.
    3.حوادث اجتماعی و بلایای طبیعی نیز میتواند در شکلهای مختلف به ناتوانیگروههایی از مردم در فراهم کردن معیشتشان بینجامد. قحطی، بیماری، آوارگیو در راه ماندن، زلزله، افلاس و ورشکستگی، جنگ و اسارت از مصادیق آشنایاین حوادث هستند.
    [/JUSTIFY]
    4.دست آخر باید از ایتام، بازنشستگان فقیر و سالخوردگان مسکین نام برد که بهخاطر نرسیدن و نداشتن توانایی و توانمندی فعالیت اقتصادی، توان کافی برایشرکت در فعالیت اقتصادی ندارند.
    حال اگر بخواهیم عدالت اجتماعی درجامعه تحقق یابد، باید روابط چهارگانهای که از آن سخن گفتیم، با توجه بهتفاوتهای ذاتی، شکل مناسبی به خود گیرد. برای تنظیم و تعدیل هر یک از اینروابط باید ابزارهای مناسبی آماده کرد؛ ابزارهایی که با کمک آنها بتوان بهزنده کردن جامعه، آبادی شهرها، احیاء زمین، حمایت مردم از حکومت و پیروزیبر همه دشمنان و فقر را از جامعه ریشهکن کرد.

  2. #2
    کاربر ارشد Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    706
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: زمینههای تحقق عدالت اجتماعی

    مبانی عدالت اجتماعی
    شایدبحث از حُسن عدل و لزوم تحقق آن در همه روابط، به نظر غیرضروری برسد؛ ولیتوجه به زاویه ورود کلام معصومین(ع) به این بحث و شکل طرح مبانی بحث عدالتاجتماعی، فضایی وسیع و دیدی عمیق و جامع نسبت به مسئله وجود میآورد وتفاوت بحث عدالت اجتماعی در مکاتب دیگر با نگاه اسلام را نشان میدهد.
    امامعلی(ع) میفرمایند:«الایمانُ علی أربعَ دعائم: علی الصَّبرِ و الیقین والجهادِ... و العدلُ منها علی اربع شُعَبٍ: عَلَی عائصِ الفَهم، و غَورالعِلمِ، و زُهرِةِ الحُکم، و رساخة الحلم؛ فَمَن فَهِمَ عَلِمَ غَورَالعِلمِ؛ و مَن عَلِمَ غَورَ العِلم صَدرَ عن شَرائِع الحُکمِ، و مَنحَلُمَ لم یُفَرِّطُ فی أمره و عاشَ فی الناس حَمیداً»؛
    ایمان برچهار پایه استوار است: صبر، یقین، عدل و جهاد... عدل نیز بر چهار پایهبرقرار است: فکری ژرفاندیش، دانشی عمیق و به حقیقت رسیده، نیکو داوریکردن و استوار بودن در شکیبایی. پس کسی که درست اندیشید به ژرفای دانشرسید و آن کسی که به حقیقت دانش رسید، از چشمة زلال شریعت نوشید، و کسی کهشکیبا شد در کارش زیادهروی نکرده با نیکنامی در میان مردم، زندگی خواهدکرد.
    بنابر فرمودة امام علی(ع) عدل یکی از پایههای ایمان مؤمن است؛پایهای که ایمان بر آن و بر صبر و جهاد و یقین استقرار مییابد و بدون هریک از این پایهها، پایداری و قراری نخواهد یافت. این عدالت، خود برخاستهاز فهم، علم عمیق، بهرهگیری از حکمت و برخورداری از حلم است.
    عدالت باچنین پایهها و ریشههایی در همه روابط انسانی اثر میگذارد و همه را براین اساس شکل میدهد و این استواء و اعتدالی که در نفس مؤمن و روابط اوتجلی میکند، زیبایی ویژهای که به او میبخشد و او را محبوب اهل آسمانمیکرد، در قلب اهل زمین جای میدهد.
    در این نگاه، عدل نه صرفاً دستوریاخلاقی و نه حتی یک ضرورت خشک اجتماعی، بلکه لازمه پایداری اعتقاد و ایمانو موجب محبوبیت در میان اهل آسمان و قرب به خدا باعث نزول رحمت حق بر فردعادل است. ببینید که چه فاصلهای است میان دید خشک و ملالآور مادی بهعدالت اجتماعی و تصویر و شهود این فضای دلانگیز و معطر. جایگاهی که نهبرای قدرتطلبان، بلکه برای عارفان جذاب است؛ چرا که میعاد حضور است ومرکب سلوک.
    زاویه دیگر توجه روایات به این مسأله، اشاره به نیازهایاساسی و همگانی است. در روایت تحفالعقول، امام صادق(ع) سه امر را نیازهمه مردم میدانند.
    امنیت، عدل و رفاه زندگی. تأمین این نیاز همگانی درتشریعات خداوند ملحوظ بوده است و بسیاری از دستورات خداوند، در واقع، بیانچگونگی زندگی عادلانه در اجتماع است. برای نمونه به یک آیه اشاره میشود.
    خداوندمیفرمایند:در آیة اول (آیه 90/ نحل)؛ عدالت به عنوان یک اصل از اصول ومبانی کلی اسلام و روح اسلام، معرفی میشود و در آیة دوم (آیه 25/ حدید)،هدف کلی ادیان آسمانی را برقرار شدن موازین عدالت، ذکر میکند.
    بنابراین، عدل به مفهوم اجتماعی (عدالت اجتماعی)، هدف نبوت و رسالت پیامبران است.
    آیاتالهی، اشاره دارند که پیامبران را با مشعلهای هدایت فرستادیم و به آنهاکتاب و میزان دادیم تا عدالت را برپا دارند. بنابراین چه بیانی رساتر ازاینکه قرآن، استقرار عدالت و گسترش آن را یکی از دو هدف اساسی و فلسفهبعثت انبیاء ذکر کرده و آن را از صفات الهی و بارزترین خصیصه آفرینش ونیکوترین، معرفی کرده است. همچنین قرآن اساس حکمیت و حکومت را ایجاد قسطو عدل در جامعه، معرفی میکند. از سوی دیگر، کثرت آیات و روایاتی کهدربارة عدل و کلمات مترادف و متضاد این واژه است. بیانگر اهمیت جایگاه اینمفهوم در قرآن و احادیث میباشد.
    در روایات، بیان دیگری در این زمینه(عدالت اجتماعی) آمده است اشاره میکند لازمه اصلاح مردم برخورد عادلانهبا آنهاست و جز با رعایت عدالت و دوری از ظلم، ستم و تجاوز، نمیتوان درپی تغییر و اصلاح و تربیت مردم برآمد.
    پس برای رسیدن به هدف اساسی دین،یعنی اصلاح و تربیت مردم، باید سیره و روشی عادلانه داشت تا اینجا بهادلهای اشاره شد که بر ضرورت و لزوم برقراری عدل در روابط اجتماعی دلالتداشت و همة عرصههای روابط اجتماعی را شامل میشد. حال به روایاتی پرداختهمیشود که به اهمیت و آثار عدل در هر یک از حوزههای چهارگانه روابطاجتماعی پرداختهاند.
    بحث از عدالت در «رفتار حکومت با مردم» در روایاتبسیاری مورد توجه قرار گرفته است از یک سو از امام عادل در این روایات بهعظمت، یاد شده است و از سوی دیگر، زشتی حکومت جائر و آثار سوء آن تصویرشده است.
    علی(ع) در خطبة 216 نهجالبلاغه میفرماید:فلیکن امیر الناس عندک فی الحق سواء... فانه لیس فی الجور عوض عن العدل؛
    پس باید در اجرای حق، امیر مردم در نزد تو یکسان باشد. به راستی عوضی به جای عدل نیست.
    چرا که اگر در عرصه عدل بر ما تنگ است و از آن رو به جور پناه میبریم، باید در انتظار تنگی بیشتری باشیم که امام علی(ع) میفرمایند:
    من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق؛
    آنکس که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای او سختتر است.
    عدالت،بیش از هر چیز دیگر گنجایش دارد که همه را راضی کند. یگانه ظرفیت وسیعی کهمیتواند همه را در خود جمع کند و زمینة رضایت عموم واقع گردد عدالت است.اگر کسی در اثر انحراف طبیعت و در اثر آز و حرص، به حق خود و حدّ خود قانعنباشد و قناعت به حق، بر او فشار بیاورد، جور و ظلم به او بیشتر، فشارخواهد آورد.
    روشن است که «برنامهها و قوانین» حکومت نیز باید مظهرعدل حکومت و موجد آن در جامعه باشند. حکومت الهی در جامعه، تکلیفی جزاجرای عدل و احسان به مردم ندارد. در واقع، همة قوانین و برنامههای حکومتولاه جز مصداق عدل و احسان و در جهت تحقق این دو نیست.
    حوزة دیگر تحققعدل و ظلم، عرصة روابط مردم با یکدیگر است که براساس قراردادهای اجتماعیعرف و عادت شکل میگیرد. قراردادها یا توافقهای عمومی، عرف یا پذیرشاجتماعی، اعتقاد و قضاوت عموم مردم و رعایت یا رفتار متداول میان مردم، هرسه، گاه با بنیانهایی نامناسب و غیرعادلانه شکل میگیرند و گاه اشکالیریشهدار از ظلم و جور را در جامعه پایه میگذارند و جزو فرهنگ و آداب ورسوم آن در میآیند. این بنیانها اقوام و جوامع مختلف، گاه متفاوتند؛ ولیبسیاری از آنها در غالب جوامع یافت میشوند، تبعیض در اشکال مختلف نژادی،قومی و ملی، تفاوت رفتار مردم با فقیر و غنی، صاحبان قدرت سیاسی یااجتماعی و مردمان عادی و همچنین رعایت نکردن عدالت میان خویشاوندان ونزدیکان و دیگران که از آشکارترین و رایجترین صورتهای رفتارهای ناعادلانهمردم با یکدیگر است.
    در بسیاری از اجتماعات، ظلم به زنان و رفتارناعادلانه با ایشان، شکل دیگری از این برخوردها را نشان میدهد. عدالت دراینجا نه به معنای رعایت تساوی مطلق میان زن و مرد، بلکه به معنای رعایتتناسب میان حقوق و تکالیف هر جنس با استعداد و نیازهای متفاوتیبرخوردارند، خود نوعی ظلم است.
    شکل دیگر بیعدالتی را در شیوة رفتارمردم با درماندگان و ضعفا میتوان دید، نیاز، فقر و درماندگی، خودنشاندهندة بیعدالتی است؛ چرا که در نظام عدل و حق، این اموال بهگونهایی تقسیم شده بود که همه مردم بینیاز گردند و این ما هستیم که مانعتحقق آن میباشیم و حقوقی را که او به هر کس اعطا کرده است، از او دریغمیورزیم.
    در نهایت، باید به آداب و رسوم غیرعادلانهای اشاره کرد کهاجتماع بر افراد تحمیل میکند و بدون توجه به شرایط و توانمندیهایمتفاوت افراد، توقعاتی همسان از ایشان را ایجاد میکند نمونه بارز این امررا رسوم رایج در ازدواج و تحمیل هزینههای غیرعادلانه و گاه غیرمعقولی کهبر طرفین این امر میشود مشاهده نمود.
    آخرین، حوزة تحقق عدل و ظلم درروابط اجتماعی، روابط افراد اجتماع با یکدیگر است؛ روابطی که فرد بافرزندان، خانواده، همسایگان، دوستان و دیگر افراد اجتماع دارد. در آغاز بهنظر میرسد این روابط، بیش از آنکه اجتماعی باشد فردی است؛ ولی تأمل بیشترنشان میدهد. بدون تجلی عدالت در این روابط، نمیتوان تحقق کامل عدالتاجتماعی را ادعا، حتی اگر در حوزههای دیگر روابط اجتماعی، شاهد تحقق آنباشیم. ظهور این چهره از عدالت به حصول ویژگیها و صفات خاصی در افرادبستگی دارد. فاهمه کاوشگر، آگاهی عمیق، برخورد حکیمانه و حلم، خصوصیاتیاست که براساس روایت نقل شده از امام علی(ع) عدل بر آنها استوار است. درواقع، عدل حاصل و میوة این چهار ویژگی است. در حقیقت، اعتدال در درون ورفتار بیرون، هر دو، برخاسته از آرامش و وسعت روح (حلم)، تسلط بر موازین وپختگی در تفکر و تعقل (حکیم) است که فقره اخیر بعد از طی مراحلی به دستمیآید.
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. عکسهای واقعی از جنگ در شب
    توسط hamid192 در انجمن گالری عکس
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۹ مهر ۸۸, ۱۸:۴۶
  2. پرداخت یکسان دیه به زن و مرد اشکال شرعی دارد
    توسط ارسطو در انجمن مباحث حقوقی و قضائی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۸۷, ۲۱:۳۹
  3. مکالمه ارواح واقعی
    توسط ARVAH در انجمن عکس ها و فیلم های واقعی از ارواح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۲۳ خرداد ۸۷, ۲۰:۱۷
  4. فیلم واقعی از جلسه احضار و تماس با ارواح
    توسط ARVAH در انجمن عکس ها و فیلم های واقعی از ارواح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۱ خرداد ۸۷, ۲۰:۳۸
  5. نفوذ اجتماعی
    توسط noora در انجمن روانشناسي و روان پزشكي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۹ خرداد ۸۷, ۱۲:۲۷

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •