نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: بزرگترین کار افرینان ایران پیش از انقلاب...........!

  1. #1
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    بزرگترین کار افرینان ایران پیش از انقلاب...........!

    برادران خیامی بنیانگذار ایران ناسیونال و پیکان درایران
    [JUSTIFY]
    بطور قطع و یقین نام برادران خیامی برگی رنگین از تاریخ کارآفرینان ایران را بخود اختصاص داده است.
    درسال 1303 خورشیدی در خانواده سید علی اکبر خیامی، مرد روحانی مشهدی، که همیشه شال سبزی به سر میبست پسری به دنیا آمد که نامش را احمد گذاشتند.سیدعلی اکبر از هفت سالگی احمد را به مدرسه فرستاد به این امید که درس بخواندو طبق سنت آن روزگار، کارمند دولت و حقوق بگیر شود امّا احمد عاشق کارهایصنعتی به خصوص سر و کلّه زدن با اتومبیل بود. همین که از مدرسه بیرونمیآمد یک لُنگ میگرفت و به شست و شوی اتومبیلهای کوچهخیابانهامیپرداخت و با به دست آوردن پول از این راه به بودجه خانواده کمکمیکرد.کمی که بزرگتر شد چند آچار و پیچ و مهره و گاز انبر خرید و درکوچه،خیابانها تعمیرهای ساده اتومبیل را هم انجام میداد. خاطره اتومبیلشوییهای نوجوانی همیشه در ذهن خیامی زنده بود و او همواره باافتخارمیگفت که در سرمای زمستان مشهد گاه آن قدر روی اتومبیلها کارمیکرد که دستهایش ترک میخورد و او ناچار میشد پیه داغ کرده روی آنبریزد تا زخمآن التیام پیدا کند. مردان خود ساخته از این خاطرهها زیاددارند و احمد خیامی مردی خود ساخته و خاکی بود.



    احمد خیامی
    [/JUSTIFY]

    احمدکارش را در رشته اتومبیل با عشق و پشتکار شروع کرد.روزی که در خردسالینخستین دوچرخهاش را تهیه کرد همه عشق و علاقهاش آنبود که یک موتورسیکلترا جانشین آن کند. وقتی توانست یک موتورسیکلت کهنه را به صورت نقد و اقساطخریداری کند چشمش به اتومبیلهای معدودی بود که درآن سالهای بعد از شهریور1320 و اشغال کشور به وسیله متفقین از خیابانهای مشهد عبور میکردند. درآن زمان اتومبیل یک وسیله اشرافی محسوب میشد وقیمت آن بسیار گران بود.احمد نمیتوانست با پولی که از حمل مسافر باموتور سیکلت یا کرایهدادن آنبه نوجوانان به دست میآورد اتومبیلی خریداری کند. امّا به زودی توانست باشستشوی اتومبیل در خیابانهای مشهد وتعمیر اتومبیلهایی که در کنارخیابانها از حرکت باز میماندند با موتوراتومبیل آشنا شود و بعدها تاروزی که توانست نخستین اتومبیل عمرش را تهیه کند در گاراژهای مشهد به کارتعمیر اتومبیل بپردازد. عشقاحمد خیامی به اتومبیل آنقدر زیاد بود که سالهای بعد که در کارخانهاشپانزده هزار کارگرو کارمند کار میکردند و تولید سالانه پیکان به یکصد وپنجاه هزار رسید هروقت اتومبیل خودش یا نزدیکانش عیب و ایراد پیدا میکرددر مقابل چشمکارگران و رانندهها کتش را میکند، آستینهایش را بالا میزدو مشغول تعمیر اتومبیل میشد و الحق این کارفرمای بزرگ صنایع اتومبیلسازیکشور ازهر مکانیسین متخصصی بهتر از عهده کار بر میآمد. او عاشقاین ماشین چهارچرخ موسوم به اتومبیل بود و برایش هیچ لذّتی بالاتر اززمانی نبود که باپیچ و مهرههای آن کار میکرد. در گفتگویی که چندی قبل بایک مهندس ساختمان که دوست و همشهری و خویشاوند احمد خیامی بود در بارهپشتکار اوداشتم. میگفت : «گاهیکه در زمستان قرار میگذاشتیم ساعت شش یا هفت صبح سر ساختمانهای نیمهتمام کارخانه ایران ناسیونال در جادّه کرج برویم، اوساعت چهار یا پنج صبحبه در خانه من میآمد. وقتی میگفتم در این ساعت روزهوا تاریک است ونمیشود کاری انجام داد، باز روزهای بعد در همین ساعت میآمد و در سرمایسرد زمستان یکی، دو ساعت در داخل اتومبیل منتظر میماندتا وقت حرکت فرارسد» او در تابستان نوعی دیگر عمل میکرد. در گرمای سوزان تیر ومرداد همین که میدید کارگرهای ساختمانی دچار عطش هستند سواراتومبیلمیشد به سرعت به کرج میرفت و قالبهای یخ و نوشابه میخرید.البته اینمربوط به اوایل کارش بود که هنوز کارخانه وسایل و امکانات زیادنداشتاینها نمونههایی از عشق و پشتکار احمد خیامی بود. عشق و علاقه وپشتکار وابتکار احمد خیامی سبب شد که سودآور که مردی موفق و ثروتمند ومشهور بود وبه عنوان داماد حاج حسین آقا ملک با مقامات بالا ارتباط داشت،احمد خیامیکارگر را به عنوان یک دوست و همکار پذیرفت و تا زمانی که خوداحمد خیامی بهصورت یک کارفرمای موفق در آمد از او حمایت و به افرادی چون اردشیر زاهدیمعرفی کرد. مردان خود ساخته در طول عمر خود دست به کارهای متعدد میزنند ونا کام میمانند اما ناگهان در میان آن همه کار یکی باموفقیت همراه میشودو با آن به هدف میرسند.



    احمدبعد از مدّتها ماشینشویی، کرایهدادن دوچرخه و موتورسیکلت، آوردناتومبیل از تهران به مشهد و کار در تعمیر گاه خیام مشهد به این نتیجه رسیدکه در زادگاهش بیش از این امکان ترقی برایش وجود ندارد. گاراژ و تعمیرگاهش را به برادرکوچکترش محمود سپرد و در آستانه سی سالگی عازم تهران شد.در آن زمان درتهران کسانی بودند که اتاق اتوبوس میساختند. مانند: اتوبوسشمس العماره،اتوبوس ایران پیما. اینها شاسی اتوبوس را از خارج واردمیکردند و با چوب و آهن و ارّه و چکش برای آن اتاق میساختند و از قضاخوب هم میساختند.نام بعضی از این اتوبوسها کادیلاکی بود. به سبب آن کهقسمت عقب اتوبوس رابه شکل عقب اتومبیل کادیلاک که در آن زمان خیلی معروفبود در میآوردند وهمچنین اتوبوسهایی بودند که به بادماغ و بیدماغ معروفبودند. احمد شیفته کار این صنعتگران با ذوق شده بود، کسانی که صنایع دستیرا جایگزین یک کار کاملاً صنعتی کرده بودند. آرزو داشت خودش هم دست بهچنین کاری بزند امّااین کار پول لازم داشت و احمد پول نداشت. پس تصمیمگرفت کاری بکند که احتیاج به سرمایه بسیار زیاد نداشته باشد. احمد خیامیطی مدّتی که برای رساندن اتومبیلهای مارکهای مختلف از تهران به مشهد وهمچنین زمانی که درتعمیرگاهش در مشهد روی اتومبیلهای مختلف کار کرده بودمتوجه شد که وقتی موتور اتومبیلی خراب میشود اولین کار یک تعمیرکار آناست که قطعه معیوب را با یک قطعه سالم عوض کند. فروشندگان قطعات یدکی کهاز آن موضوع اطّلاع دارند آن قطعات را چند برابر ارزش واقعی میفروشند،صاحبان اتومبیلها وتعمیرکاران هم که میدانند که تا وقتی آن قطعه عوضنشود اتومبیل به صورت یک دستگاه بیمصرف در میآید آن قطعه را به هر قیمتکه عرضه کنند،میخرند. احمد که سرمایه اندکش اجازه نمیداد اتاق اتوبوسبسازد و یا یک تعمیرگاه مجهّز در تهران تأسیس کند، تصمیم گرفت، یک مغازهکوچک فروش قطعات و لوازم یدکی اتومبیل افتتاح کند. از یکی از آشنایان بهنام آقای نیکبخت یک مغازه کوچک در خیابان اکباتان اجاره کرد یک تابلو بزرگبا عنوان فروشگاه تضامنی برادران خیامی بالای آن زد و به فروش قطعات یدکیاتومبیل پرداخت. احمد خیامی بعدها درباره آن تابلوی تضامنی و عنوان کمیعجیب آن گفت: «به غیر از برادران نمازی و برادران کاشانچی و فریدون سودآور که قبلاً با آنها کار کرده بودم و به من اعتماد داشتند بقیهنمایندههای اتومبیل حاضر نمیشدند جنس نسیه بدهند. تهران آن زماننمایشگاه انواع اتومبیلهای کشورهای مختلف بود. من برای آن که خریدارانرا به سوی مغازه جلب کنم ناچار بودم قطعات و لوازم همه اتومبیلها رابفروشم. انتخاب عنوان شرکت تضامنی برادران خیامی به کارم اهمیّت میداد همبه عنوان شرکت تضامنی به فروشندهها نشان میدادم که شرکت فقط در حد سهاممسؤول بدهی هایش نیست و آنها میتوانند برای وصول مطالبات خود از سایرداراییهای برادران خیامی هم اقدام کنند.» خوشبختانه فروشندههای قطعاتیدکی مارکهای مختلف اتومبیل هرگز برای وصول مطالبات خود ناچار به اقدامنشدند. کار شرکت تضامنی برادران خیامی خیلی زود و خیلی زیاد گرفت به طوریکه یکی یکی مغازههای اطراف و اتاقهای طبقات بالای ساختمان را اول اجارهو بعدخریداری کرد. از یک مهندس آرشیتکت خواست با آهنبندی و تغییردکوراسیون طبقه اول را تبدیل به یک فروشگاه بزرگ و طبقات بالا را تبدیل بهآپارتمانهای دفتری بکند. رونق کار فروشگاه آنقدر زیاد بود که او تعدادیکارمند، ویزیتور و فروشنده استخدام کرد. اینفروشگاه بعدها به نام«پی.ال.پی» به صورت یکی از بزرگترین قطعات یدکیاتومبیل در ایران در آمددرآمدش آن قدر زیاد بود که احمد میتوانست تا آخرعمر در ناز و نعمت زندگی کند امّا هدف احمد خیامی این نبود او آرزوهای دورو دراز داشت.
    ادامه دارد...................

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  2. #2
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: بزرگترین کار افرینان ایران پیش از انقلاب...........!

    درآمد احمد خیامی از فروش قطعات یدکی اتومبیل در فروشگاه خیابان اکباتانزیاد بود با گرفتن نمایندگی لاستیک کنیتانتال، باتری دنا و بعضی قطعاتدیگر از خارج زیادتر شد به طوری که تصمیم گرفت به آرزوی دیرینهاش در موردساختن اتاق اتوبوس جامه عمل بپوشاند. قطعه زمینی در جاده کرج بین جادهمخصوص و اتوبان کرج به قیمت متری یک تومان خرید، یک سالن بزرگ در آنجاساخت و وسایل کار ساخت اتاق اتوبوس را در آنجا نصب کرد. احمد خیامی طیمدتی که اتومبیلهای مختلف را از تهران به مشهد میبرد. دربازگشت همین مسیر را به وسیله اتوبوس طی میکرد اغلب مشاهده میکرد کودکانخردسال یا مردان و زنان سالخورده یا بیماران با خواهش و التماس از رانندهتقاضا میکنند: آقا… بیزحمت چند دقیقه نگهدارید… و راننده با غر و لند نگه میداشت و مسافرشرمزده زیر یک درخت یا پشت یک دیوار خودش را سبک میکرد. ایران کشور وسیعیاست فاصله بین شهرهای بزرگ بسیار زیاد است در آن زمان آبادیها بسیار دوراز هم بودند و این گرفتاری مسافران همه خطوط اتوبوسرانی کشور بود. بعدهاکه احمد به هواپیما نگاه میکرد با خود میاندیشید مسافران آنها در موارداضطراری چه میکنند. حتماً به خلبان نمی گویند: «آقا لطفاً یک گوشه نگهدارید…» هواپیماها برای این کارها هم مجهّز شدهاند. پس چرا اودر اتوبوس این کار را نکند؟ بعد از کمی فکر در قسمت انتهایی اتوبوسها یکدستشویی و توالت کوچک درست کرد. این کار مثل تخم مرغ کریستف کلمب ساده بودامّا یکی باید فکرش را میکرد. احمد این فکر را کرد و با همین فکرخریداران اتوبوس او چند برابر شد. این کار به شرکتهای مسافربری دلیلیبرای تبلیغ و جلب مشتری میداد. وقتی اتاقسازهای دیگر از این کار اوتقلید میکردند احمد یک قدم دیگربرداشت و در گوشهای از اتوبوس یک یخچال نصب کرد تا مسافران در سفرهایطولانی از نوشابه خنک استفاده کنند و بعدها به همان نسبت که کارش رونقپیدا میکرد قدمهای دیگری بر میداشت. به جای به کارگیری چکش وارّه معمولی، وسایل برقی و ماشین به کار میبرد. چند متخصص اتاقسازی ازآلمان آورد. به جای رنگکردن اتوبوس با قلم مو اتاق رنگ درست کرد. در ایناتاق، اتوبوس وارد میشد و رنگپاشهای برقی همه جایش را به طور مساوی رنگمیکردند . در میان مردان خودساخته هستند، کسانی که وقتی از زندگی سخت بهمراحل بالا رسیدند اعتقاد پیدا میکنند حال که خودشان سختی کشیدند تا بهرفاه رسیدند دیگران نیز به نوبه خود باید چنین مراحلی را بگذرانند. احمدخیامی از این گروه نبود عقیده داشت تا حدی که برایش امکان دارد باید ازفشار وسختی زندگی دیگران کم کند. او میدانست نخستین آرزوی هر کارگر وکارمند ایرانی داشتن یک سرپناه و نجات از خانه به دوشی است. به این سببهمین که کارش در فروشگاههای قطعات یدکی خیابان اکباتان و کارگاه ساختاتاق اتوبوس جاده کرج رونق پیدا کرد به فکر ساختن خانه برای کارگران وکارمندانش افتاد. زمینی در اراضی نیروی هوایی در شرق تهران خرید. از یکمهندس دوست و همکارش خواست در آنجا برای کارگران و کارمندانش خانهسازیکند. در آن تاریخ یعنی اواخر دهه سی و اوایل دهه چهل خورشیدی در ایرانسابقه نداشت یک کارفرما در بخش خصوصی برای کارکنانش خانه بسازد. به اینسبب این مجتمع مسکونی که به 16 دستگاه معروف شد در میان مردم و کارگران وحتی کارفرمایان چنان شهرتی برای احمد خیامی به وجود آمورد و اعتبار او رامیان هم صنفانش چنان بالا برد که یک تشکیلات عظیم روابط عمومی هم نمیتوانست از عهده این کار برآید. در مورد ناهار نیز کارشناسان خارجی عقیدهداشتند که غذای کارگران باید مختصر یعنی به صورت ساندویج باشد تا کارگرانزود بخورند و مشغول کار شوند. احمد خیامی با این نظر مخالف بود، اومیگفت: «کارگر ایرانی در خانهغذای کامل و پرکالری نمی خورد. در کارخانه باید یک وعده غذای گرم وپرانرژی به او بدهیم. به همین خاطر یک رستوران مجهز برای پختن غذای سنتیایرانی ساخته شد» یک روزمحمود خیامی مشاهده کرد یکی از کارگران در گوشه ای از حیاط کارخانه مشغولخوردن نان و پنیر و انگور است. از او پرسید چرا در رستوران کارخانه غذانمیخورد کارگر جواب داد: غذای کارخانه 12 ریال است اما نان، پنیر و انگور6 ریال تمام میشود من 6 ریال صرفهجویی میکنم وچیزی برای خانوادهمیخرم. محمود پس از مشورت با برادر دستور داد که بعد از آن ناهار کارگراندر کارخانه مجانی باشد. احمد که در این زمان مراحل اولیه موفقیت راپیموده بود از پدر و مادرش خواست نزد او به تهران بروند، امّا آنها حاضرنشدند مشهد را ترک کنند. احمد در حد امکان برای آنها زندگی راحتی در مشهدفراهم ساخت. برادر کوچکترش مسعود کم سن و سال بود و به تحصیل اشتغال داشت.از محمود که پنج سال از او کوچکتر بود خواست گاراژ و تعمیرگاه مشهد رابرچیند و خودش به اتفاق بعضی از کارگران که به نظرش متعهد و متخصص و قابلاعتماد هستند به تهران برود. احمد برای آینده نقشههای بسیاری در سر داشتکه برادرش محمود میتوانست در پیادهکردن آن برنامهها مدد کارش باشد.محمود خیامی پس از مدّتی کوتاه با همه کارهای فروشگاه قطعات یدکی اتومبیلو کارگاه ساخت اتاقهای اتوبوس آشنایی پیدا کرد و فروشندهها و خریداران راشناخت. احمد وقتی دید او به کارها تسلط پیدا کرده تصمیم گرفت تشکیلاتش رابه برادر کوچکترش بسپارد و به مسافرت دور دنیا برود. او این سفر را از دونظر لازم داشت؛ یکی آنکه کارخانههای بزرگ اتومبیل سازی جهان را از نزدیکببیند و از طرز کارشان آگاه شود و دیگر آنکه از میان آن همه مدلهایگوناگون یک اتومبیل سواری مناسب را برای مونتاژ در ایران انتخاب کند. دراین سفر دو نفر از دوستان و همراهان احمد خیامی او را همراهی میکردند.اول به ایتالیا رفت، کارخانههای اتومبیل سازی فیات و لانچیا توجه او راجلب کرد به خصوص مجذوب عظمت کارخانه فیات و تنوع تولیداتش شد. فیات درایران نماینده داشت. برادران کاشانچی (علی و حسن کاشانچی) فیات 1100را در ایران مونتاژ میکردند اما کلیه قطعات این اتومبیل در ایتالیا ساختهو در ایران به هم وصل میشد و چون احمد خیامی مدتی نمایندگی فیات را درمشهد داشت و بردران کاشانچی به او خیلی کمک کرده بودن فکر میکرد به راحتیبتواند با آنها سر مونتاژ فیات در ایران کنار بیاید. به خصوص آن که آنهاتا این زمان هنوز به وارد کردن «پرس»های مورد نیازکارخانه برای ساختن تنه اتومبیل و قطعات لازم برای مونتاژ اقدام نکردهبودند و دولت هم به آنها فشار وارد میکرد که وضع کارخانه را مشخص کنند.احمد خیامی از ایتالیا به اسپانیا رفت. در آن زمان کارخانه اتومبیلسازیفورد آمریکا در اسپانیا اتومبیلهای کوچکی به نام «فییستا» تولیدمیکرد که اسپانیاییها به آن اتومبیل هزار و یک شب لغب داده بودند علّتاین نامگذاری آن بود که گفته میشد که این کارخانه در هزار و یک روز ساختهشده است. خیامی این اتومبیل را هم پسندید و آن را در اولویت قرار داد.خیامی از اسپانیا راهی آلمان، فرانسه، انگلستان، سوئد و آمریکا شد. او ازکارخانههای اتومبیل سازی فولکس واگن، مرسدس بنز، دکا، پژو، سیتروئن، رنوو کارخانه روتس سازنده اتومبیلهای هیلمن، آرو، آونجر و جاگوار بازدید کردو بیش از همه مجذوب فولکس واگن و مرسدس بنز شد. یکی از دوستان و همکاراناحمد خیامی که در این سفر او را همراهی میکرد میگفت : «احمداز این سفر تجربیات فراوانی اندوخت او که تا این زمان فقط در شهرهای مشهدو تهران اقامت کرده و تعمیرگاهها و کارگاههای این دو شهر را دیده بود.از مشاهده کارخانههای بزرگ اتومبیلسازی اروپا و آمریکا با دهها و صدهاهزار کارگر و کارمند چنان به هیجان آمده بود که دائم در حال برنامهریزیبود که در ایران یک کارخانه اتومبیلسازی بزرگ تأسیس کند» دربازگشت به ایران اطرافیان خیامی انتظار داشتند اعلام کند که قصد مونتاژفیات یا فییستا یا ولوو یا یک اتومبیل آلمانی یا فرانسوی را دارد اما ویمیخواست اتومبیل «آرو» از محصولات کارخانه اتومبیلسازی «روتس» انگلستان را مونتاژ کند. «روتس» در آن زمان یک کارخانه اتومبیلسازی ورشکسته بود و خیامی در بازدید از آن کارخانه به تولیدات آن از همه کمتر امتیاز داده بود.

  3. #3
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: بزرگترین کار افرینان ایران پیش از انقلاب...........!

    اولین کار احمد خیامی بعد از انتخاب اتومبیلانگلیسی آرو برای مونتاژ تأسیس یک شرکت بود. شرکت نام و سرمایه میخواست.نامی که او برای کارخانه اتومبیلسازی اش انتخاب کرد ایران ناسیونال بودکه امروز به ایران خودرو تغییر نام داده است و با آرم یا علامت گردونهایباستانی که به وسیله اسب کشیده میشد. امروزه شاید کمتر کسی بداند چراخیامی این نام را برای کارخانه اتومبیل سازیاش انتخاب کرده. احمدخیامی تمایلات ملی گرایانه داشت. به این سبب در شعبه مشهد حزب «ایران»نامنویسی کرد و در تمام سالهای بعد از شهریور 1320 تا بیست و هشت مرداد1332 که فعالیت احزاب آزاد بود در آن حزب فعالیت میکرد و چون جوانیورزشکار بود و بارها میشد او را در صف اول مبارزه بین احزاب و زد و خوردگروههای مختلف سیاسی دید. حزب ایران یک حزب کوچک ملّی بود که رهبران و اعضای آن طرفدار دکتر محد مصدق بودند و وقتی نهضت ملی کردن صنعت نفت آغاز شد همگی به عضویت جبهه ملی در آمدند و در حقیقت ستون اصلی جبهه ملیرا تشکیل دادند. بعد از 28 مرداد 1332 بسیاری از اعضای حزب ایران گرفتار،محکوم و زندانی شدند امّا احمد مشکلی پیدا نکرد او در زمان جوانی گمنامبود که بین مشهد و تهران فعالیت میکرد. بعد از 28 مرداد به کلی ازسیاست کنارهگیری کرد امّا تمایلات ملی گرایانه خودش را از دست نداد بهاین سبب وقتی برای کارخانه به دنبال اسم میگشت نام ایران ناسیونالرا انتخاب کرد، ایران به سبب تمایل به حزب ایران و ناسیو نال یا ملی بهسبب عضویتش در جبهه ملّی» در مورد اتومبیل هم او نام آرو را نپسندید وتصمیم گرفت برای آن مارک اتومبیل کارخانه روتس یک نام ایرانی انتخاب کند. کلمه آرو در فارسی به معنی «تیر»، «خدنگ» و «پیکان» آمده.او در میان این کلمات پیکان را پسندید. با خواندن این نام انسان کمتر بهیاد تیر و خدنگ و نیزه میافتد به خصوص که امروز شخص تا نام پیکان رامیشنود یک اتومبیل در نظرش مجسم میشود.

    کارخانهایران ناسیونال روز 12 مهرماه 1341 با سرمایهای در حدود 10 میلیون تومانو با هدف مونتاژ و تولید انواع خودرو در خیابان اکباتان تهران متولد شد واز 28 اسفندماه 1342 با تولید اتوبوس شروع به کار کرد. موسسان اولیه این کارخانه آقایان حاج علی اکبر خیامی ، احمد خیامی، محمود خیامی و خانمها مرضیه خیامی و زهرا سیدی رشتی بودنددرسال 1345 قراردادی بین شرکت ایران خودرو و تالبوت در مورد مونتاژ و ساختخودروی پیکان که نام انگلیسی آن هیلمن بود منعقد شد و به طور رسمی با واردشدن قطعات از تالبوت انگلستان که در آن روزگار زیرمجموعه شرکت کرایسلرآمریکا بود تولید پیکان در اردیبهشت سال 1346 با ظرفیت 60 هزار دستگاه وبا حضور مقامات کشورى آغاز شد، این تیراژ به تدریج به 120 هزار دستگاهرسید.

    شایددانستن این مطلب جالب است که تولید پیکان پس از یک دهه تولید در انگلستان،در ایران شروع شد. محبوبترین مکانهایی که بعد از ایران این خودرو در آنتولید یا فروخته شده است را میتوان انگلستان و استرالیا دانست.
    درروزهاى آغازین کارخانه ایران ناسیونال، با تولید روزانه ۱۰ دستگاه اتومبیلسوارى و ۷ دستگاه اتوبوس و کامیون کار خود را شروع کرد. شاید هیچ کس تصورنمى کرد که این کارخانه در برابر تولید فراوان رقباى خارجى دوام آورد و درحالى که تولید سالانه خودروسازان اروپایى و آمریکایى به چند میلیونمىرسد، این محصول نوپا که از محصولات یک شرکت ورشکسته در انگلستان استبتواند در میان ایرانیان جا باز کند و روزهاى شکوفایى را آغاز کند، امااینگونه شد. پیکان خیلى زودتر از آنچه تصور مىشد، به میان مردم آمد و شدخودرو محبوب آنها. مردم ایران سوار پیکان شدند و تاریخ این خودرو آغاز شد.درست ۷ سال بعد این کارخانه در گزارشى با اعلام سرمایه خود شگفتى همگان رابرانگیخت. در سال ۱۳۵۳ کارخانه طىگزارشى از وضع کار و سرمایه اعلام کرد که سرمایهاش به ۵۷۹ میلیون و ۱۲۵هزار دلار رسیده. شاید این اندازه توجه مردم به این خودرو اعجابانگیزباشد.

    برنامهبعدی احمد و محمود خیامی تاسیس کارخانهای در خراسان یا زنجان بود. انتخابخراسان به سبب علاقه این دو برادر به زادگاهشان بود، اما زنجان را به اینعلت انتخاب کردند که اولا در مسیر جاده ترانزیتی بود و میتوانست قطعاتاتومبیل را بستهبندی شده به آن جا بیاورند و مونتاژ کنند. برادرانخیامی در کنار مونتاژ اتومبیل سواری، اتوبوس، مینیبوس و آمبولانس یکی پساز دیگری موسسات بهداشتی و فرهنگی تازه افتتاح میکردند. برای آنکه به فعالیتهای این دو برادر پی ببریم نام بعضی از کارخانهها و موسساتشان را در اینجا میآوریم:
    کارخانهلاستیک سازی بریجستون ایران، شرکت پیستونسازی ایران، کارخانه پولی رنگ(تولیدکننده رنگ اتومبیل)، کارخانجات رضا در مشهد برای تولید سپر و رینگاتومبیل (قطعات اتومبیل حال حاضر)، کارخانه جوش اکسیژن در مشهد با سهم 25درصدی ایران ناسیونال، کارخانه ایدم در تبریز برای تولید موتور، کارخانهفنرسازی در جاده کرج، کارخانه تولید شن ریختهگری، کارخانه تولید موتوراتومبیل برای تولید قسمتهایی از سیلندر و رینگ و پیستون اتومبیل، هنرستانمدرسه صنعتی ایران ناسیونال برای تربیت تکنسین در جاده قدیم کرج، هنرستانبزرگ صنعتی مشهد، بیمارستان بزرگ در مشهد (که نیمه کاره ماند)،مرکز مبارزهبا سرطان در خیابان کوهسنگی مشهد، احداث 12 باب واحد آموزشی در 12 شهر ازاستانهای خراسان توسط محمود خیامی،احداث 8 باب واحد آموزشی در شهر مشهد بهنام امام هشتم توسط محمود خیامی، شروع احداث 110 واحد آموزشی روستایی بهنام محمودیه در خراسان.

    در اواخر سال 1351، زمانی که همه جا صبحت از موفقیتهای برادران خیامی بود یک خبر باعث حیرت محافل اقتصادی شد. خبر این بود : «برادران خیامی بعد از سالها همکاری، از هم جدا شدند» . اما آنچه این خبر را عیجیبتر میکرد آن بود که کارخانجاتاتومبیلسازی پیکان، اتوبوسسازی، مرسدس بنز به احمد برادر بزرگتر که موسساین تشکیلات عظیم بود نرسید بلکه سهم محمود برادر کوچکتر شد.احمد خیامی نیز با پولی که از ایران ناسیونال برایش مانده بود، ابتداتعداد زیادی از سهام بیمه آسیا را خرید و سپس یک کارخانه مبلسازی به ناممبلیران تاسیس کرد. او بعد از آن فروشگاههای زنجیرهای به نامهایفردوسی، کوروش(قدس کنونی) و فروشگاههایی در تهران و مشهد تاسیس کرد. محمودخیامی هم که حالا صاحب اختیار مطلق ایران ناسیونال شده بود توانست کار راتوسعه دهد. اولین بیلان رسمی که بعد از جدایی دو برادر در بهار 1354 منتشرشد حاکی از موفقیتهای کم نظیر ایران ناسیونال بود و نشان میداد که بهصورت بزرگترین کارخانه صنعتی کشور در آمده است. به موجب آمارها، فروشتولیدات ایران ناسیونال در سال 1353 به 9/1 میلیارد تومان رسید وداراییاش متجاوز از یک میلیارد تومان بود. این دارایی برای کارخانهای که7 سال قبل با سرمایهای بین 10 تا 40 میلیون تومان آن هم به صورت زمین وماشینآلات تاسیس شده بود یک معجزه به حساب میآمد. فقط مالیاتی کهکارخانه به دولت پرداخته بود، 9/25 میلیون تومان بود. فعالیت محمود خیامیبه این حد محدود نمیشود. او مبلغ هنگفتی برای ساختن اتومبیل برقیسرمایهگذاری کرده بود و مشغول مذاکره با کارخانه مرسدس بنز آلمان برایمونتاژ مرسدس بنز 170 هم بود. علاوه بر اینها تلاش میکرد برای صادراتپیکان و اتوبوس مرسدس بنز بازارهایی در اروپای شرقی و کشورهای همسایه پیداکند. صادرات این اتومبیلها و اتوبوسها با وجود آن همه سر وصداها مقرونبه صرفه نبود، چون قطعات آنها را با ارز معتبر وارد میکردند و بعد ازمونتاژ در داخل کشور در مقابل ارز نامعتبر شوروی و اروپای شرقی یا معاملهپایاپای با کالاهای نامرغوب کشورهای سوسیالیستی صادر میکردند. به همینسبب بعد از مدتی به عنوان آن که کارخانه جوابگوی تقاضاهای داخلی نیست جلوصادرات اتومبیل و اتوبوس گرفته شد اما فعالیت ایران ناسیونال در زمینههایدیگری ادامه یافت.

    احمدو محمود خیامی هر دو پرکار و سختکوش بودند. در نظر احمد بین کارفرما وکارگران تفاوتی وجود نداشت. محمود هم بدون تردید یکی از پرکارترین افراددر تشکیلات ایران ناسیونال بود. او اغلب روزها قبل از کارکنان و کارگرانمیآمد و بیشتر روزها بعد از کارگران و کارمندان میرفت.هر دو برادر به شدت مذهبی بودند با این تفاوت که احمد اهل تساهل و تسامحبود، اما محمود همه اصول و فروع دین را به جا میآورد. احمد در ساختنمساجد کمک میکرد، محمود در شمال خانهاش، زمینی را به ساختن حسینیهاختصاص داده بود که در تمام روزهای مذهبی و اغلب جمعهها مراسمی در آنجابرپا میشد که اهل محل و بعضی از رجال شرکت میکردند. احمد و محمودخیامی هر دو اهل عرفان و درویش مسلک بودند و با وجود داشتن آن همه ثروت وشهرت متواضع و خاکی بودند. هر دو در کارهای خیر پیشقدم بودند. محمود هنوزبرای ساختن مدرسه از انگلستان به مشهد پول میفرستد. در آغاز ارتباط احمدبا مقامات دولتی سبب میشد که مشکلات کارخانه زودتر حل شود. در آن ایاممحمود بیشتر به کارهای داخلی میپرداخت اما از سال 1352 که صاحب اختیارکارخانه شد نوبت ایجاد رابطه به او رسید. چیزی که باعث تعجب میباشد، ایناست که هر دو برادر اهل مطالعه وشیفته ادبیات بودند. دکتر ایرانی در سفری که به انگلستان سفر کرد یک دورهشش جلدی تاریخ ادبیات اثر دکتر ذبیح ا… صفا برای محمود خیامی سوغاتمیبرد. محمود با دیدن کتاب میگوید «من آن را خواندهام . درباره بعضی ازمطالب آن نظریاتی دارم که مایلم روشن شود» همچنین محمود خیامی نامهای بهدکتر محمدعلی اسلامی ندوشن مینویسد و آمادگی خویش را برای کمک به بنیادتحقیق و توسعه فردوسی و شاهنامه اعلام میکند.


    دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
    محمود خیامی از بازیکنان قدیمی تیم شاهینبود. علاقه محمود به فوتبال آن قدر بود که همه مسابقات فوتبال کشور ومسابقات مهم تیمهای خارجی را پیگیری میکرد. کارخانه اتومبیلسازی روتس(سازنده اتومبیل پیکان) که از این علاقه آگاه بود هر وقت مسابقه مهمی بینتیمهای معروف برگزار میشد برای او بلیت هواپیما، بلیت جایگاه مخصوصمسابقه و رزواسیون هتل میفرستاد و محمود خیامی یکی و دو روز به سفرمیرفت و مسابقات را از نزدیک تماشا میکرد. عده ای از دوستان و همکارانمحمود خیامی که عشق و علاقه او را به فوتبال دیدند او را تشویق کردند کهایران ناسیونال هم یک تیم فوتبال تاسیس کند. فریدون معاونیان، مهندس معمارصاحب نام که از آغاز با خیامیها همکاری داشت و قسمت اعظم کارخانههایایران ناسیونال و کارخانههای جنبی را در تهران، مشهد و اصفهان ساخته دراین باره میگوید «ما به محمودخیامی گفتیم بیشتر باشگاههای فوتبال معروف اروپا متعلق به کارخانههایاتومبیلسازی هستند. مانند: یونتوس، فیات ، روتس ، فولکس واگن و…. محمودکه به فوتبال علاقه زیادی داشت پیشنهاد را پذیرفت و ایران ناسیونال باشگاهاقبال را که به وسیله صنعتکاران و تاجیک قهرمانان سابق تاسیس شده بود،خریداری کرد و به توسعه آن پرداخت و به این ترتیب تیم پیکان به وجود آمد»اما موفیقت پیکان که حتی زمانی قهرمان کشور شده بود وقتی به اوج رسید کهستارهای تیم شاهین بعد از انحلال آن تیم صاحب نام به پیکان پیوستند.

    احمدخیامی بعد از انقلاب به تورنتو میرود. او سپس برای معالجه سرطان خود عازملوسآنجلس میشود. مراسم خاکسپاری احمد خیامی در مموریال پارک ، گورستانایست وود لس آنجلس در حضور چند تن از دوستان و خویشاوندانش برگزار شد. خبردرگذشت او خیلی زود به ایران میرسد، کارگران کارخانه ایران خودرو وکارخانههای دیگر و فروشگاههای قدس مراسم متعددی به تلافی مراسم سادهامریکا به یاد او برپا میکنند.

    محمود نیز اکنون در انگلیس زندگی میکند. ایشان در حال حاضر سرپرست هیات امنای[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] در شهر نیویورک بر عهده دارد و در نیوجرسی نمایندگی فروش بنز را دارد.

  4. #4
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: بزرگترین کار افرینان ایران پیش از انقلاب...........!

    فروشگاههاى زنجيرهاى کوروش (پس از انقلاب: قدس) یادگاری دگر از روان شاد احمد خیامی


    اولين فروشگاه بزرگ تهران كه مردم برای ديدن پله برقی آن سرو دست میشكستند اما از رفتن روی آن خيلیها میترسيدند «فروشگاه فردوسی» بود واقع در در خيابان فردوسی و همسايه دو بانك رهنی و ملی ايران. آخر دهه 30و اول دهه 40. فروشگاه كوروش روی دست فردوسی بلند شد.

    فروشگاههایزنجیرهای كوروش برای سالیان متمادی نمادی از فروشگاههای مدرن خردهفروشی زنجیرهای در کشور ایران به حساب میآمدند که با استقبال گستردهمردم روبرو شدند . برای اولين بار غذاهای بسته بندی شده در همين فروشگاهبه تهران آمد و دختران جوان در اونيفرمهای يكدست و خوش دوخت فروشنده آن شدند. این فروشگاهها از نظر سطح استاندارد با فروشگاههای غربی برابری میکردند .

    اولین فروشگاه های چند منظوره در ایران توسط خاندان کاشانی ایجاد شدند . درسال 1352 خورشیدی خانواده خیامی به میدانگذاشته و جای کاشانی ها راگرفتند و مقدار زیادی زمین را زیر نظر مستقیم شاه خریداری كردند .خیامیها در این پروژه سرمایه گذاری نکرده و تمام سرمایه آنها از طریقتسهیلات بانكی تامین شد و تنها مجری طرح بودند .خیامی ها قرارداد كاملی باشرکت انگلیسی ماركس اسپنسر بستند و مشاوران انگلیسی به ایران آمده و بركلیه مراحل از طراحی ساختمان تا غرفه بندی و ارائه خدمات نظارت و مشاورهكردند.

    شاهاز راهاندازی این فروشگاهها دو هدف را به طور جدی دنبال میكرد. یكیتغییر الگوی مصرف جامعه و دیگری مقابله با تنشهایی که بازاریان ایجادمیکردند . شدت حمایت شاه بقدری بود که هر زمان شعبه ای ازفروشگاههای کوروشافتتاح میشد , شاه شخصا حضور پیدا میکرد . به همین دلیل از نظر بسیاری ازبازاریان آن زمان که موقعيت خود را در خطر مى ديدند این فروشگاهها سمبلوادادگی و غربزدگی بود.

    دربحبوحه ى انقلاب و در جريان تظاهرات، فروشگاههای كوروش میدان خراسانوچهارراه كوكاكولا توسط انقلابيون به آتش کشیده شد . پس از انقلاب اموالخیامیها مصادره و فروشگاهها ابتدا در اختيار وزارت بازرگانى و سپس بنيادمستضعفان قرار گرفته و نامشان از کوروش به قدس تغيير يافت.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  5. #5
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: بزرگترین کار افرینان ایران پیش از انقلاب...........!


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۰۲ آبان ۸۹, ۲۱:۵۶
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۲۲ آذر ۸۸, ۲۰:۰۹
  3. پیرو فرمایشات محمود احمدي نژاد پیرامون قضیه ملوانان انگلیسی!
    توسط hamid192 در انجمن اخبار ويژه انتخابات ايران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه ۱۵ خرداد ۸۸, ۱۰:۳۵
  4. پیشنهاد 25 میلیونی چلسی به آندرآ پیرلو
    توسط PARI در انجمن بایگانی اخبار دنیای فوتبال
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۱۴ خرداد ۸۸, ۱۱:۵۱
  5. 11 پیشگویی 2008 به روایت پیشگوی کانادایی !!
    توسط hamid192 در انجمن گفتار پراکنده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۱۳ دی ۸۶, ۱۸:۳۱

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •