نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: تکامل چیست؟

  1. #1
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    تکامل چیست؟

    تکامل یکی از زیبا ترین و تاثیر گذار ترین مباحثی است که در چندین سال اخیر باهاش برخوردی عمقی داشتم. تکامل یک مبحث بسیار گسترده و بزرگ در رشته زیست شناسی است و بر سر رشد انسان ها و کلا "طبیعت" در دنیا توضیحاتی می ده. بحث تکامل و چگونگی تکمیل شدن "طبیعت" (اعم از انسان و مابقی موجودات) تا حدی گسترده است که به راحتی می تونه در ایدئولوژی های شما و روش زندگی تون هم تاثیر بذاره. من به تمام خوانندگان توصیه می کنم مطالب زیر رو حتما مطالعه کنند.

    تکامل چیست:
    اگر تاریخ زمین را به صورت یک تقویم 30 روزه از ابتدای به وجود آمدن زمین تا به امروز تصور کنیم. ھر روز آن 150 میلیون سال خواهد بود. خواھیم دید که اولین سیستم ھای زنده در روز 4ام این تقویم که برابر خواھد بود با تقریبا 4 میلیارد سال پیش به وجود آمدند. اولین سیستم ھای زنده در واقع بسیار زود به دنیا آمدند. قدیمی ترین فسیل ھایی که یافت شده است در حدود 1.3 میلیارد سال پیش (27امین روز) به وجود آمدند. بر اساس این تقویم اولین انسان ھای واقعی چیزی حدود 10 دقیقه آخر این تقویم به دنیا آمدند و تاریخ ثبت شده بشری که به دوران سومری ھا باز می گردد حدود 30 ثانیه آخری این تقویم را اشغال می کند. به این تقویم، تقویم زمین شناسی گفته می شود که نمونه ای بسیار مختصر از آن در زیر آمده است. علامت سوال به این معنی است که در دقت این روز در زمین شناسی تردید وجود دارد.


    ھمانطور که در این تقویم نیز مشخص است، گونه ھای مختلف جانوری ھمگی به یکباره پا به زمین نگذاشته اند، بلکه به تدریج گونه ھای جدیدی در روی زمین به وجود آمده اند. وجود تک سلولی ھا بر روی سیاره ای با شرایط مساعد برای حیات ھمچون زمین کافی است تا به بوجود آمدن پر سلولی ھا، نرم تنان، بی مھرگان، دو زیستان، پستانداران و در نھایت انسان بیانجامد. این تقویم تنھا موجوداتی که پا به روی زمین گذاشته اند را نشان میدھد، جالب است بدانید دانشمندان معتقدند تعداد گونه ھای جانوری که ھم اکنون بر روی زمین وجود دارند کمتر از یک هزارم تمام گونه ھای جانوری است که تا به حال روی زمین زیسته اند. باید توجه داشت که تئوری تکامل به نحوه پیدایش حیات و تک سلولی ھای نخستین ارتباط چندانی ندارد، بلکه به چگونگی ادامه حیات ارتباط دارد، برای توضیح چگونگی شکل گیری حیات تئوری ھای دیگری ھمچون آزمایش میلر یولر مورد بررسی قرار گرفته اند. حال، تکامل، نظریه ای است که می تواند به ما در فھم اینکه چگونه گونه ھای جانوری جدید بر روی زمین پدیدار می شود و برخی جانداران نیز از روی زمین محو می شوند کمک کند.
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  2. #2
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : تکامل چیست؟

    تعریف تکامل:
    تکامل در بیولوژی، به پروسه ای اطلاق می شود که بر اساس آن، جمعیت ِ گونه ھا با ویژگی ھای برتر وراثتی افزایش می یابند و از نسلی به نسل بعدی منتقل می شوند. در طول زمان این ویژگی ھا به گونه جانوری کمک می کنند که به تعداد بیشتری نسبت به گونه ھای رقیب تکثیر بیابند و در جمعیت بر آنھا تسلط یابند. اتفاق افتادن این پروسه در مدت ھای طولانی می تواند پدید آمدن موجودات جدید را توضیح دھد. بر اساس تئوری تکامل موجودات جدید تر ھمگی اجداد مشترکی دارند، و برای نشان دادن این شراکت در اجداد، معمولا از درختواره ھای فیلوژنتیکی (Phylogenetic tree) استفاده می شود.

    ھمانطور که گفته شد توسعه و پیشرفت در ژنتیک درھای جدیدی را برای فھم تکامل باز کرده است، به گونه ای که امروز مطالعات ژنتیکی پایهء درک ما از تکامل ھستند، یعنی بھترین توضیحات و توجیھات را برای بررسی موضوعات مختلف در ارتباط با تکامل را می توان از دیدگاه ژنتیکی دریافت کرد. اطلاعات ژنتیکی که دستورالعمل ھای ساخت سلول ھستند را امروز می توان در ھر موجودی مانند یک کتاب باز کرد و خواند. و ھمین تحقیقات ژنتیکی امروز نشان میدھد که 99% ژن ھای انسان و بوزینه کاملا مشترک ھستند و تفاوت بیولوژیکی میان انسانھا و بوزینه ھا در ھمان 1% است که با ھم اختلاف دارند، بنا بر این، تحقیقات امروزی ھم، تئوری داروین را که با بررسی و مشاھده استخوان ھای جانوران توسعه یافته بود، تایید می کنند.

    حال به صورت تصادفی و بر اثر برخی علت ھای دیگر گاھی اوقات این اطلاعات ژنتیکی به واسطه یک جھش ژنتیکی تغییر پیدا می کنند. اگر جھش ژنتیکی وجود نداشته باشد تمامی موجودات دقیقا شبیه یکدیگر خواھند بود. این تغییرات ژنتیکی یکی از عوامل تکامل ھستند و عامل دیگر نیز شرایط زیستی در محیطی است که این جانداران در آن زندگی می کنند. تغییرات زیست محیطی باعث می شوند موجوداتی که سازگارتر با محیط ھستند نجات پیدا کنند و موجوداتی که سازگاری با محیط ندارند نابود شوند. برای اینکه این مسئله بھتر درک شود به مثالی توجه کنید:

    در جنوب غربی ایالات متحده امریکا زمین ھای شنی وجود داشت که رنگ زرد داشتند، تا اینکه آتشفشانی فوران می کند و مواد مذاب روی سطح شن ھا را فرا می گیرند، بعد از اینکه این مواد مذاب سرد می شوند سطح این زمین زرد رنگ به سنگھای تیره تبدیل می شود، موش ھای زرد رنگی که رنگ زمین شنی پیش از فوران آتشفشان در آن زمین ھا زندگی می کردند به این منطقه جدید باز می گردند، ھر 1000 سال یکبار یک موش سیاه رنگ بر اساس تصادفات (جھش) ژنتیکی ایجاد می شود، اگر فرض کنیم در صورتی که سیاه بودن یک موش یک صدم درصد احتمال بقای آن موش را نسبت به موش ھای زرد بیشتر بکند، زیرا جغد ھایی که در آن منطقه وجود دارند می توانند موش ھای زرد رنگ را به دلیل اینکه نمی توانند خود را بر روی سنگ ھای سیاه استتار کنند به سادگی شکار می کنند، در حالی که موش ھای سیاه می توانند بسیار ساده تر خود را از دید شکارچیان پنھان کنند، در نتیجه جمعیت موش ھای سیاه به تدریج بیشتر می شود و جمعیت موش ھای زرد کمتر و کمتر می شود، بعد از حدود 1000 نسل از زاد و ولد این گونه جانوری جمعیت موش ھای سیاه به نود و پنج درصد کل جمعیت موش ھا تبدیل می شود. در این مثال یک موش سیاه به دلیل تغییری که برای نجات در مورد او تحقق افتاده است پس از 1000 نسل به اکثریت آن گونه جانوری تبدیل می شود. حال اگر فرض کنیم آن امتیاز از یک صدم درصد به ده درصد تبدیل شود این وضعیت در 100 نسل تحقق خواھد یافت، و تحقیقات نشان داده است که این عدد حتی بیش از ده درصد است. در واقعیت این تغییر جمعیت و تکامل ممکن است در صد سال اتفاق بیافتد.

    می بینیم که در مثال بالا که یک مورد کوچک از تکامل است، ھر دو عامل، یعنی شانس و ھمچنین شرایط زیستی چگونه باعث تکامل یافتن این موجودات می شود. تغییرات متعدد به مرور زمان منجر به شکل گیری گونه ھای جدید بسیار متفاوت با گونه ھای پیشین می شود و تکامل ھمیشه ادامه پیدا می کند، در نتیجه ھمه جانداران در ھر زمان و مکانی ھمواره در حال تکامل یافتن ھستند.
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  3. #3
    کاربرسایت hrg1356 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۴-۲۰
    نوشته ها
    5,534
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 3 پست

    پاسخ : تکامل چیست؟

    با اينكه بسياري از مردم عادي بر اين باورند كه تكامل پديدهاي علمي و اثباتشده ميباشد، واقعيت اين است كه بعد از گذشت 150 سال، تكامل فرضيهاي است اثباتنشده و بدون سنديت. در واقع بايد گفت كه قرائن و شواهد بسياري تكامل را رد ميكنند.

    فرضيه تكامل كه نخستين بار توسط چارلز داروين در كتابش بهنام "اصل انواع" مطرح شد، اين نظر را پيش مينهد كه موجودات زنده از اَشكال ساده نظير باكتري، به اَشكال پيچيدهتر نظير انسان تكامل يافتهاند. اين تحول و تكامل زاييده تصادف بوده است؛ نخستين مولكول نيز در اثر تصادم اتمها در يك ملغمه ابتدايي بهوجود آمده است. نتيجه اين امر پيدايي موجودات زنده بوده است.

    نابسندگي شواهد و دلايل

    تأثير و نفود فرضيه تكامل را نميتوان دستكم گرفت؛ اين فرضيه طرز تفكر انسانها را درباره جهان و وجود خودشان دگرگون كرده است. اما اكنون بعد از گذشت 150 سال، تكامل هنوز در سطح يك فرضيه باقي مانده است، و هنگاميكه شواهد و دلايل مطرحشده را موشكافانه بررسي ميكنيد، پي ميبريد كه چقدر نابسنده و غيرقطعي هستند.

    فسيلها تكامل را اثبات نميكنند

    ?فسيلها گواه بر تكامل ميباشند!? اين ادعايي بوده كه دانشمندان با صدايي بلند عنوان ميكردند. اما مشكلي كه در مورد فسيلها وجود دارد، اين است كه ميان حيواناتي كه فسيلها گواه بر وجود آنها هستند، و حيوانات همنوعشان در عصر ما، هيچ فسيلِ مياني وجود ندارد، گويي حيوانات اوليه ناگهان بهصورت حيوانات امروزي تحول و تكامل يافتهاند. داروين نيز خود متوجه اين نقصان در فرضيه خود بود، اما بر اين باور بود كه يك روز فسيلهاي مياني يافت خواهند شد. هنوز بعد از گذشت 150 سال، فسيلي دال بر وجود حيوانات مياني و در حال تكامل يافت نشده است.

    دانشمندان معتقد به تكامل براي رفع اين نقيصه، اين نظر را مطرح كردند كه تحول با چنان سرعتي رخ داد كه فسيلي از آنها باقي نمانده است. طبعاً دليل و مدركي علمي در اين زمينه وجود ندارد.

    "هومولوژي" تكامل را اثبات نميكند

    هومولوژي نظريهاي است كه معتقد است ارگانيزمهاي زندهاي كه از ساختاري همسان برخوردارند، از يك اصل واحد ناشي شدهاند و به اين ترتيب اين نظريه، تكامل را اثبات ميكند.

    مشكل در اينجاست كه نمونههاي فراواني با اين نظريه تناقض دارند. بهعنوان مثال، بافت كليوي جانداران را در نظر بگيريد. كليههاي ماهي داراي شكل جنيني كاملاً متفاوتي با خزندگان و پستانداران ميباشند. ممكن نيست كه آنها از يك ساختار ناشي شده باشند.

    يا به دستگاه گوارش توجه كنيم. اگر همه جانداران از يك اصل ناشي شدهاند، تكامل و تحول اين دستگاه در جانداران مختلف نيز ميبايست يكسان باشد. اما عكس اين صادق است. كوسه، قورباغه، خزندگان، و پرندگان، داراي دستگاه گوارشياي هستند كه بهگونهاي متفاوت تحول يافتهاند. نمونههاي بسيار ديگري ميتوان براي اين امر آورد.

    زائدهها تكامل را اثبات نميكنند

    تكاملگرايان بر اين نظر پا ميفشردند كه بدن جانداران داراي اندامهايي است كه امروز ديگر كاربردي ندارند. اندامهايي مثل آپانديس و لايههاي نيمهكروي در چشم زائده ناميد شدهاند زيرا در زمان داروين تصور ميشد كه اينها بلامصرف ميباشند. طبق اين نظريه، اين اندامها در دورههاي اوليه هستي كاربردي داشتهاند، اما بهتدريج كه انسان خود را با محيط سازگار ساخت، كاربرد خود را از دست دادند. بهعقيده اين دسته از دانشمندان، آنها اكنون شاهدي هستند بر آنچه قبلاً بوديم.

    باز در اين مورد هم شواهد، عليه اين نظريه هستند. تمام آنچه كه زائده ناميده شده، امروز نيز كاربردي مفيد دارند. آپانديس در واقع غدهاي است لنفاوي، و لايه نيمهكروي نيز همچون يك قاشقك، اشياء خارجي را از داخل چشم جمعآوري ميكند. بسياري از ما شنيدهايم كه انسان قبلاً دُم داشته است. اين حرف خندهدار است. ستون فقرات انسان داراي 33 مهره است. هيچ شاهدي بر اين مدعا وجود ندارد كه او قبلاً 34 مهره داشته است. فردي بهاسم هِكل بود كه نظريه دم انسان را پيش نهاد؛ او بعدها توسط دانشگاه خودش محكوم به تقلب شد!

    زيستشناسي مولكولي بيش از ساير عوامل، تكامل را رد ميكند!

    چيزي بهنام شكل ساده حيات وجود ندارد

    در روزگار داروين اين عقيده رواج داشت كه حيات از اَشكال سادهتر بهسوي اشكال پيچيدهتر حركت ميكند. علم امروزه ثابت كرده است كه چيزي بهنام ? شكل ساده حيات ? وجود ندارد. حتي سادهترين سلول باكتري بهگونهاي باورنكردني پيچيده است. آنچه كه سلولهاي ساده ناميده ميشود، شامل DNA و RNA و پروتئين ميباشد كه به يكديگر وابسته و مرتبط هستند. در واقع، تمام سيستمهاي بيوشيميايي و فيزيولوژيكي به يكديگر وابسته ميباشند. لذا اين تصور تكاملگرايان كه اندامها بهگونهاي مستقل تحول مييابند، پذيرفتني نيست.

    اَشكال مياني وجود ندارد

    نه فقط فسيلهاي مياني يافت نشده، بلكه زيستشناسي مولكولي نيز با قطعيت ثابت كرده كه در سطح بيوشيمي نيز شكل مياني وجود ندارد.

    بهاين ترتيب، مثلاً پروتئينها هيچگاه از يك مرحله تا مرحله ديگر تحول نمييابند، بلكه هميشه از نوع تا نوع ديگر تحول پيدا ميكنند. پروتئينها از اسيد آمينه درست شدهاند. اگر آنها مانند مهرههاي رنگي در يك گردنبند تصور كنيم، طبق نظر تكاملگرايان، پروتئين وقتي به انواع پيشرفتهتر تبديل شود، بايد مهرهاي به اين "گردنبند" پروتئين اضافه شود. بنابراين، بايد طبعاً انتظار داشت كه در جانداران پيشرفتهتر، مهرههاي بيشتري بر گردنبند پروتئيني وجود داشته باشد. اما در عمل اينطور نيست. مثلاً بياييد انسان را با دو نوع ماهي مقايسه كنيم (با توجه به اينكه ماهي در طرح تكاملي، پيش از انسان بهوجود آمده است): ماهي بدون آرواره (كه در سير تكامل بسيار قديميتر است) و ماهي آروارهدار كه جديدتر است. با كمال تعجب ميبينيم كه پروتئين موجود در هموگلوبين انسان به پروتئين ماهي بدون آرواره بيشتر شبيه است تا به ماهي آروارهدار، در حاليكه طبق نظر تكاملگرايان ميبايست عكس اين باشد.

    سه ميخ واپسين بر تابوت تكامل

    1 - عدم قطعيت در اثبات شواهد

    همه شواهدي كه مخالفين تكامل در دست دارند، تكامل را رد ميكند. اما هيچيك از شواهدي كه طرفداران تكامل ميكوشند ارائه دهند، قطعيت ندارد زيرا هيچگاه نميتوان آنها را در سير طولاني تكامل اثبات كرد. مثلاً نميتوان يك باكتري و يك ماهي را گرفت و گفت كه آنها به مراحل مختلف تكامل تعلق دارند، زيرا طبق نظر تكاملگرايان، حيات از 300 ميليون سال پيش آغاز شده، و در اين مدت هم باكتري تحول يافته و هم ماهي. هيچكس نميتواند بگويد كه باكتري ساده قبلاً چطور بوده، چون باكتري هم مانند ماهي تحول يافته است. اين فرض كه باكتري موجود سادهتري است، بياساس است.

    2 - نظم هرگز از بينظمي ناشي نشده

    طبق نظر تكاملگرايان، نظم از بينظمي اوليه بهوجود آمده است. اين ادعا كاملاً برخلاف قانون دوم ترموديناميك است كه ميگويد هر سيستمي بهسوي بينظمي و اضمحلال فزاينده پيش ميرود. اين اصطلاحات بسيار علمي ميباشند، اما ما خودمان در زندگي روزمره شاهد آن هستيم. هيچ استثناي شناختهشدهاي در مورد اين قانون وجود ندارد. اما تكاملگرايان ميكوشند تمام نظريه خود را بر يك استثناء استوار سازند.

    3 - تصادفي استهزاءآميز

    فرضيه تكامل، پيدايي حيات را يك تصادف ميداند. از نظر آماري پيدايي حيات در اثر تصادف امري محال است. مثلاً در مورد پروتئيني كه در هموگلوبين وجود دارد، اين احتمال كه اسيدهاي آمينه بهطرزي درست تركيب شوند، 1 در 10 به توان 167 ميباشد، چيزي كه از نظر رياضي غيرممكن است. تازه اين فقط در مورد پروتئين موجود در هموگلوبين است.

    كاهن اعظمِ تكامل، ريچارد داوكينز، خودش پذيرفته كه هر سلول شامل اطلاعات كدبنديشده ديجيتالي است كه اطلاعات موجود در آن، بيشتر از مجموعه سي جلدي دائرهالمعارف بريتانيكا است. او اين را ميپذيرد، با اينحال معتقد است كه بايد انتظار داشت كه افراد هوشمند باور كنند كه كتاب پرحجمي چون دائرهالمعارف بريتانيكا در اثر يك تصادف بهوجود آمده باشد!



    ویرایش : ص .خجسته

    برگرفته از
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. فکر چیست؟
    توسط کشف الیقین در انجمن فلسفه
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۲۱ آذر ۸۸, ۲۱:۰۶
  2. قاتل شهید شوشتری کیست؟
    توسط hamid192 در انجمن اخبار حوادث
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۰۶ آبان ۸۸, ۰۰:۳۱
  3. تشیع چیست؟ شیعه کیست؟
    توسط SHAHRIAR-NOVIN در انجمن مذهبی religions
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه ۳۰ فروردین ۸۸, ۲۱:۲۰
  4. خون این بچه به گردن کیست؟
    توسط GHOLNAZ در انجمن بایگانی اخبار حوادث
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۱۸ آبان ۸۷, ۲۳:۴۹
  5. فروهر چیست؟
    توسط HAMIDREZA در انجمن تاریخ ایران باستان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۰۴ بهمن ۸۶, ۱۹:۱۹

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •