خبرگزاری آران:
حسن گلی
[JUSTIFY] [/JUSTIFY][JUSTIFY]هرسالکه آخرین ماه میلادی به فرجامین روز خود نزدیک می شود غرض ورزی و کینهتوزی محافل و شخصیتهای ضدایرانی جمهوری آذربایجان علیه کشورمان به اوج خودمیرسد .روز 31 دسامبر که در تقویم جمهوری آذربایجان بعنوان روز همبستگیآذربایجانیهای جهان نامگذاری شده به نماد اقدامات غیر مسئولانه و دور ازعرف دیپلماتیک دولت ،نمایندگان پارلمان و برخی احزاب جمهوری آذربایجانعلیه ایران تبدیل گردیده است . [/JUSTIFY][JUSTIFY]حوادثپس ازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که در اشکال مختلف تاکنون ادامهداشته است موجب گردیده برخی شخصیتها و محافل ضد ایرانی جمهوری آذربایجان؛با تحلیل اوضاع ایران به نتایج خوشایند خود امیدوار گردند که یکی از نتایجآن لجام گسیختگی آنان در اظهار نظر پیرامون ایران در ایام پس از انتخاباتبه ویژه به مناسبت 31 دسامبر بوده است. بررسی اجمالی رسانه های تصویری ومکتوب جمهوری آذربایجان و مداقه در اظهارات برخی افراد دارای مسئولیت درجمهوری فوق به خوبی مبرهن این واقعیت است که آنان در تبلیغات منفی علیهایران در برخی موارد گوی سبقت را از رسانه های غربی ربوده و اوهام وتخیلات خود را در قالب نظریه پردازی مطرح می نمایند که در این یادداشتتنها اظهارات دو نفر از نمایندگان پارلمان آذربایجان در این خصوص مورداشاره قرار خواهد گرفت . [/JUSTIFY][JUSTIFY]صابررستمخانلی یکی از چند رئیس کنگره به اصطلاح آذربایجانیهای جهان و نمایندهپارلمان باکو و نیز خانم آرزو صمد بیلی معاون حزب مساوات و دیگر نمایندهپارلمان آذربایجان اخیرا طی گفتگو با روزنامه مساوات مطالبی بیان داشتهاند که ابتدا به اجمال مورد اشاره قرار می گیرد. [/JUSTIFY][JUSTIFY]صابررستمخانلی اظهار داشته است ما تامین حقوق 35 میلیون هموطن خود در ایران راخواهانیم!! چنانچه ایران حقوق آنها را بر اساس روشهای مدنی تامین ننمایدآن موقع اوضاع کنونی ایران – اشاره به مسائل بعداز انتخابات – به سرعت شکلغیر قابل انتظاری خواهد یافت و با توسل به زور اتفاقات مورد انتظار محققخواهد گشت . این نماینده پارلمان آذربایجان در ادامه اظهارات خود چنیناظهار داشته است که « پس از انتخابات ،اکثریت مردم ایران رغبتی به آشتی وزندگی با حکومت فعلی ایران ندارند. تا کنون مردم آذربایجان در قبال تحولاتایران نسبتا سکوت کرده اند روزی که مردم آذربایجان به پا خیزند آن روز همهچیز تمام می شود ولی دولت جمهوری آذربایجان به دلیل همسایگی با ایران بهصورت رسمی از اتخاذ تدبیر درارتباط با حوادث ایران خودداری می نماید .دولت جمهوری آذربایجان حتی به اندازه سالهای 1945 و 1946 ( اشاره یه غائلهپیشه وری در سالهای 1324و 1325) برای مدیریت حوادث ایران آمادگی ندارد درحالی که در سالهای 46و1945سازماندهی اصلی حرکت ( تجزیه ایران ) از اینجا (آذربایجان شوروی )شروع می گردید. البته ملت ما برای حوادث پیش رو آمادگیدارد. چرا که سیاستهای دولت مستقل آذربایجان موجود است و اینها خواهناخواه برای آذربایجان ایران الگو می باشد براساس این الگوها آذربایجانایران می تواند به زودی دارای تشکیلات خاص شده و موقعیت خود را نشان دهد. »[/JUSTIFY][JUSTIFY]دیگرنماینده پارلمان باکو ،آرزو نصیبلی نیز در گفتگوی فوق با اشاره به حوادثپس از انتخابات اظهار داشته است این اتفاقات نشان می دهد که مردم ایران ازحکومت خود خسته شده اند و دنبال حکومت دموکراتیک می باشند. او همچنین بامقایسه ایران کنونی و شوروی زمان گورباچف اضافه کرده است؛ همانگونه که ما( مردم جمهوری آذربایجان) در زمان گورباچف با شعارهای او به میدان آمدیمولی در ادامه شعارها و پرچم ملی جای آنها را گرفت در حال حاضر نیز ما بایدبه عنوان ملت و دولت آذربایجان در قبال حوادث آتی ایران آمادگی داشتهباشیم. [/JUSTIFY][JUSTIFY]نگارندهبر این باور است که اظهارات فوق - که از باب مشت نمونه خروار از بینتبلیغات منفی برخی شخصیتها و رسانه های جمهوری آذربایجان انتخاب گردیدهاند- از آنجا که چیزی جز دروغ و خیال بافی آنان از اوضاع ایران به ویژهمردم مناطق آذری نشین نیست ،قابلیت پاسخگویی ندارد چه اینکه اعتراض خودجوش و پرخروش مردم تبریز و سایر مناطق آذری نشین به حرمت شکنی روز عاشوراو حمایت بی بدیل آنان از ارزشهای نظام جمهوری اسلامی و نیز استقبال گستردهو به یاد ماندنی اخیر مردم تبریز از رئیس جمهور را می توان پاسخ قاطعآنان به اینگونه اظهارات سخیف دانست. این واقعیت را که مردم تبریز ؛توهینبه مقدسات تشیع و نظام اسلامی را بر نتافتند و یک روز زودتر از موعد اعلامشده به خیابانها ریخته و شور و شعور انقلابی خود را نشان دادند می تواننشانگر این مهم دانست که افراد معلوم الحالی مانند صابر رستمخانلی هیچشناخت صحیحی از وضعیت اجتماعی – سیاسی ایران ندارند و یا اینکه زبان و قلمخود را به دلارهای آمریکایی فروخته اند. [/JUSTIFY][JUSTIFY]ازآنجا که تهی بودن اظهارات فوق ازهرگونه پایه و اساس علمی و منطقی و نیز درتضاد بودن آنها با واقعیات جامعه ایرانی بررسی ماهوی اظهارات یاد شده وپاسخگویی به آنها را به اقدامی غیر ضرور تبدیل نموده است در اینجا صرفا بهبررسی خواستگاه زمانی ونیز شخصیت گوینده اظهارات فوق می پردازیم. [/JUSTIFY][JUSTIFY]روز 31 دسامبر- روز به اصطلاح همبستگی آذربایجانیهای جهان - روزی استکه در آخرین سالهای حکومت اتحاد جماهیر شوروی (دی ماه 1367 ش) جمع کثیریاز شیعیان شمال رود ارس به ویژه مردم نخجوان که از فشارهای موجود خسته شدهبودند به منظور پیوند دوباره با مام میهن به مرزهای ایران سرازیر شدند وبا اعلام وفاداری به ایران نشان دادند علیرغم اختناق موجود هنوز باورهایاصیل دینی و ملی در آنان موج می زند . این اقدام مردم با برخورد شدیدماموران مرزی باکو مواجه گردید و پس از استقلال جمهوری آذربایجان دولتباکو برای تحریف آنچه اتفاق افتاده بود خواسته مردم آذربایجان برای پیونددوباره به ایران را به عنوان تلاش آنان برای اتحاد دو آذربایجان مطرح نمودو روز 31 دسامبر را به نام روز ملی همبستگی آذربایجانی های سراسر جهاننامگذاری کرد که این موضوع یکی از تلخترین و در عین حال بزرگترینتحریفهای تاریخی عصر معاصر است چرا که کسانی داعیه اتحاد دو آذربایجان راسر می دهند که به استناد مدارک غیر قابل انکار تاریخی تا سال 1918 هیچگاهبه اجداد آنان آذربایجانی اطلاق نمی گردید بلکه آنان در سرزمینی به نامآران که در همسایگی آذربایجان تاریخی( آذربایجان ایران ) و تحت حاکمیتایران قرار داشت زندگی می نمودند. [/JUSTIFY][JUSTIFY]حال که وجه تسمیه روز 31 دسامبر مشخص گردید مناسب است اشاره ای نیز به شخصیت صابر رستمخانلی داشته باشیم.رستمخانلی از چهره های مورد اعتماد امریکا در باکو میباشد. وی رئیس حزبهمبستگی ملی آذربایجان است که هزینه های آن از سوی امریکا تامین میشود ودر سفر سال گذشته به امریکا، کمکهای چشمگیری از دولت امریکا برای گسترشفعالیت خود به منظور جلوگیری از گسترش اسلامگرایی در جمهوری آذربایجاندریافت کرده است. از آنجائیکه سخندر خصوص ابعاد منفی نامبرده فراوان است در اینجا به معرفی او از زبانهموطن خودش می پردازیم. باشگاه خبرنگاران جوان در تاریخ 5/8/87 به نقل ازنشریه پارتیت- چاپ جمهوری آذربایجان- مطلبی منتشر نمود که در آن آمده بود عاکفحمیداف کارشناس سیاسی در باکو به پاریتت گفته است :« من با رستمخانلی دهسال سابقه آشنایی دارم . وی سال گذشته مرا دعوت کرد که در طرحهای جدیدبرای ایجاد احساسات قومی در آذربایجان ایران از طریق نگارش و انتشارمقالات جهت دار مشارکت کنم. وی به من گفت که : « در ایران زبان آذربایجانیدر مدارس تدریس نمیشود و حقوق آذربایجانی های ایران توسط حکومت اسلامیپایمال میشود . ما باید علیه حکومت اسلامی ایران تبلیغات کنیم و بتوانیمافرادی را ایران تحت تاثیر قرار دهیم. امریکا و لابی یهود در این رابطه ازما حمایت میکنند .»سپس رستمخانلی به من وعده داد که در قبال انتشار هرمقاله حقوق معینی به من پرداخت کند و مرا به سفرهای خارجی بخصوص امریکااعزام کند.حمیداف افزود : من از رستمخانلی سوال کردم که هزینه های اینفعالیتها را چه کسی تامین میکند . وی پاسخ روشنی نداد . من نیز گفتمتا مساله را ندانم همکاری نخواهم کرد . در اینجا رستمخانلی خطاب به منگفت : برایت توضیح دادم که امریکا و لابی یهودی از ما حمایت میکنند و بیشاز این نمیتوانم بگویم. گفتگوی من با رستمخانی دو ساعت به طول انجامید ومن به او گفتم : قوم تالش بیش از یک میلیون نفر از جمعیت کشور ما (جمهوریآذربایجان ) را تشکیل می دهد ، آیا آنها به زبان تالشی مدرسه و رادیو وتلویزیون و مطبوعات دارند ؟ قوم لزگی چه طور ؟ اگر عدم وجود مدرسه بهزبانهای قومی به معنای پایمال شدن حقوق است ، این حقوق کذایی در کشور ما وحتی در امریکا و اسراییل نیز نقض میشود . کشور ما کشور کوچکی است که درمقایسه با ایران جمعیت اندکی دارد . هر سال میلیاردها دلار نفت از کشور ماصادر میشود اما فلاکت اقتصادی جامعه ما را به بدبختی کشیده و اکثر خانوادهها از تامین خورا ک عاجز هستند چه رسد به تامین نیازهای ابتدایی دیگر. باگذشت 15 سال آوارگان مناقشه قره باغ همچنان در چادرها زندگی میکنند و دولتالهام علی اف از تامین ابتدایی ترین نیازهای آنها خودداری میکند و آوارگاناز صدقه کمیته امداد ایران زندگی میکنند ، در کدام کشور آوارگان جنگی را15 سال در چادرها نگه میدارند؟من در پایان دیدار با رستمخانلی مشاهدات خودرا از ایران توضیح دادم ، ولی وی علاقه ای به درک حقیقت نشان نداد. زیراوی وجدان خود را به امریکاییها و صهیونیستها فروخته است . به رستمخانلیگفتم که به جای فعالیت علیه ایران و خدمت به امریکا، بهتر است برای آزادیقره باغ فعالیت کنیم . اما باز هم وی علاقه ای نشان نداد و گفت : اهالی قره باغ ارمنی هستند و ما نمیخواهیم یک جمهوری خودمختار ارمنی نشین داشته باشیم و بهتر است مساله قره باغ را رها کنیم. ما باید سعی کنیم با ارمنستان روابط دوستانه داشته باشیم . در اینصورت مساله قره باغ هم در گذر زمان حل خواهد شد.»[/JUSTIFY][JUSTIFY]درپایان این یادداشت نتیجه گیری از آنچه مذکور افتاد را به خوانندگان گرامیواگذار می کنم و این مطلب را با چند سوال به پایان می برم . سوال اول ازکسانی است که امروزه به عنوان سران معترضین شناخته می شوند ؛آیا می دانیددر نتیجه اقدامات شما- که قبل از انتخابات مدام بر طبل دفاع از منافع ملیمی کوبیدید – نمایندگان پارلمان کشوری که یک دهم ایران جمعیت و یک بیستمایران مساحت دارد از انقلاب قریب الوقوع در ایران و متعاقب آن تجزیه کشورسخن می گویند؟و... مخاطب سوال دوم دست اندرکاران سیاست خارجی کشور و نیزنمایندگان مجلس شورای اسلامی به ویژه نمایندگان محترم مناطق آذری نشینکشور است ؛آیا روا می دارید نماینده پارلمان کشوری که روزگاری نچندان دورجزئی از خاک کشور ما بود این چنین گستاخانه در خصوص ایران و مردم قهرمانآذربایجان ایران اظهار نظر نماید و مدل حکومتی جمهوری آذربایجان را بعنوانالگوی مردم آذربایجان ایران معرفی نماید و شما اقدامی بعمل نیاورید؟و...سوال سوم این یادداشت از اصحاب رسانه به ویژه جراید و صداوسیمای مناطقآذری نشین کشور است ؛ آیا گستاخی رسانه ها و برخی شخصیتهای جمهوریآذربایجان در خصوص منافع ملی کشور شما را رنج نمی دهد که هیچ صدای اعتراضیاز شما شنیده نمی شود؟ شاید جواب دهید که در پاسخ ابلهان سکوت باید؛ اماسوال اینست تاکی و کجا ؟! [/JUSTIFY][JUSTIFY]صابررستمخانلی و دیگر همفکران او سالهاست که با اظهاراتی از قبیل آنچه بداناشاره شد و نیز با ایجاد تشکلها و کنگره هایی مانند کنگره به اصطلاحآذربایجانیهای جهان و راه اندازی سایتها و وبلاگهای ضد ایرانی تلاش مینمایند ضمن جلب حمایت دشمنان ایران اسلامی به ویژه آمریکا و رژیمصهیونیستی ؛ در اراده آهنین مردم مناطق آذری نشین ایران در دفاع از تمامیتارضی و منافع ملی ایران خللل ایجاد نمایندکه البته همیشه ایام از رسیدن بهاهداف پلید خود ناکام مانده اند و مناسب است به آنان گفته شود که « ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست ».[/JUSTIFY][JUSTIFY] [/JUSTIFY][JUSTIFY][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][/JUSTIFY]