مهمترین موضوع بانکداری در ایران, اداره کردن سیستم است و نه مدیریت بازار.
در حالیکه در سایه مدیریت علمی ,کارایی جلوه می نماید و در اثر راهبری, یک سازمان اثر بخش میگردد.
فلسفه پایین آوردن نرخ سود بانکی به تک رقمی، یک دیدگاه و بینش ایده آل اقتصادی است،که البته باید بستر مناسب و ساز و کار لازم داشته باشد.به زبان ساده زمانی که نرخ سود نزول نماید،حجم تقاضا برای تسهیلات ارزان قیمت افزایش می یابد،و در این هنگام منابع بانکی اعطایی با سرعت بیشتری به بازار نقدینگی وارد می شود،در حالیکه همزمان سپرده های جدید مردمی صرفا در صورت برخورداری از بهره بالاتر جذب بانکها می گردند،و در غیر اینصورت، منابع بانکی ارزان قیمت و وجوه سرگردان نزد مردم جذب بازار نقدینگی کاذب، خدماتی،بدون کنترل و بسیار تاثیر گذاربر سیستم پولی خارج از اختیار بانک مرکزی خواهند شد.
نکته مهم دیگر اینکه با توجه به همزیستی غیر علمی بازار پول و بازار سرمایه ،و با داشتن شرایط یکسان در بازار بورس،امکان عرضه و فروش بیشتر سهام شرکتهای فعال در بورس ، صرفا در صورت داشتن شاخصهای بالا در سود دهی میسر می گردد،و در غیر اینصورت و لاجرم نیز منابع ارزان و جدید ایجاد شده جذب بورس نشده و در مسیر انحرافی ذکر شده فوق حرکت خواهد کرد.
بطور کلی باید گفت ،چنانچه دولت از طریق اعمال سیاستهای مالی کماکان به ادامه مدیریت در بخش پولی و خاصا کنترل منابع و مصارف بانکها اصرار داشته باشد،و از آنجاییکه ماهیت بانکداری سود و انتفاع بوده و حصول انتفاع، ذاتا تابع مکانیسم عرضه و تقاضا میباشد،باید پذیرفت که بانکداری بر مبنای بازار، بدلیل فاصله فاحش با علم بانکداری دارای هیچگونه جایگاهی در چرخه پولی نمی باشد.
مسئله بعدی اینکه تلاش فراوان برای تفکیک بانکهای تخصصی از تجاری و تجاری از قرض الحسنه و گسترش فعالیت بانکداری قرض الحسنه، شایدقابل تامل و تفکر باشد، اما مهمتر از صورت این مسئله،
آگاهی به این واقعیت است که هم اکنون بانکهای تخصصی ماهیتا دارای فعالیت و عملکرد تخصصی میباشند و بانکهای تجاری نیز بر اساس استراتژی بلند مدت خود در تمام زمینه های تجاری بانکداری ، از جمله جذب منابع ارزان قرض الحسنه و مصرف در کلیه بخشهای اقتصادی کوتاه ، میان ، و بلند مدت فعال میباشند.و تحقیقا ایجاد آهنگ سریعتر در تغییرات سازمانی در روشها،قوانین ،و ساختار
که در دستور کار کلیه بانکها و بر اثر تاثیر پذیری از کمیته بال میباشد،و از طریق اعمال مدیریت ثابت و مستمر و مستقل قابل اجرا میباشد، بانکداری ما را به حل مسئله و نتیجه مطلوب رهنمون خواهد ساخت.و در این مسیر ناهموار بایستی از دخالت در سیستم پولی بدلیل تنظیم سیستم مالی بشدت پرهیز،اجتناب و خودداری نمود.
همچنین بنظر میرسد هدف طراحان جدایی منابع قرض الحسنه از سیستم پولی کشور،بکارگیری و مصرف منابع ارزان قیمت در نظام حمایتی از بخشهای تولیدی،صنعتی و کشاورزی و بمنظور ایجاد اشتغال و افزایش تولید و رونق بازار و در نتیجه امکان عرصه رقابت با کالاهای وارداتی باشد،
که دقیقا مشابه نظام حمایتی ظرف ۴ سال گذشته و در قالب اعطای تسهیلات یارانه ای به بنگاه های اقتصادی و کارآفرین و کوچک و زود بازده که برغم نرخ سود دستوری ،دچار انحراف بیش از ۷۰ درصد در مبلغ و عدم اشتغال و رشد فزاینده مطالبات معوق بانکها و بی نظمی در سیستم پولی کشور گردیده است.


aalipour.blogfa.com