نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: جشنهای ایران باستان

  1. #1
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    جشنهای ایران باستان

    جشن های باستانی ایران بر دو دسته است، جشن هایهمنام شدن روز و ماه یا جشنهای امشاسپندان و جشنهای متفرقه. در ایرانقدیم هر ماه، روزی به همان نام داشته است که آن روز را جشن میگرفته اند وبرخی از این جشن ها از اعتبار خاصی نسبت به بقیه برخوردار بودهاند؛ مانندجشن مهرگان.


    ویژگیهای عمومی جشنهای ایرانی
    بررسی جشنهایایرانی و زمان برگزاری آنها نشاندهنده ویژگیهایی مشتركدر میان همهآنهاست. نخست اینكه تقریباً همگی در پیوند با پدیدههای طبیعیو كیهانی واقلیمی هستند و به همین دلیل كوشش شده است تا زمان برگزاریآنها هر چهبیشتر با تقویم طبیعی منطبق باشد.
    دوم اینكه تقریباً هیچكدام برگرفتهاز دستورهای دینی نیستند. با اینكههمواره پیروان ادیان گوناگون تلاشكردهاند كه برخی از آنها را مراسم دینیخود معرفی كنند؛ اما نمیتوان آنهارا متعلق به هیچ دینی دانست.
    سومین ویژگی گردهماییها و مراسم ایرانیدر این است كه با سرور و شادیهمراه هستند و غم و اشك و گریه در آنها جاییندارد. حتی مراسم عید «بـمـو»در میان مانویان كه اتفاقاً همزمان با روزجانباختن مانی بوده، همراه باسرود و شادی برگزار میشده است.
    چهارمینویژگی جشنها و مراسم ایرانی در احترام و پاسداشت همه مظاهرطبیعت است. درهیچكدام آیینهای ایرانی اثری از خشونت و بدرفتاری نسبت بهگیاهان وحیوانات دیده نمیشود. بلكه حتی با آیینهایی همراه است كه بهانگیزهپاكیزگی و پاسداری از محیط زیست برگزار میشود. بگذریم از اینكهامروزه،روز سیزدهبدر، براستی روز سوگ طبیعت و تخریب و تباهی و آلودگی آنشده است.بر این باورم كه برای ایزد بانوی زمین، روز سیزدهبدرغمانگیزترین روزهایسال است.
    ویژگی پنجم، پیوند ناگسستنی جشنهای ایرانی با آتش است. حتیاگر آن جشنپیوند چندانی با آتش نداشته باشد، اما عموماً اخگری كوچك به آنرسمیت وتقدسی بیشتر میبخشد.
    ششمین ویژگی عمومی جشنها و مراسم ایرانیچنین است كه با زادروز یاسالمرگ كسی در پیوند نیست و آنگونه كه از متونكهن همچون شاهنامه برمیآید، برای ایرانیان زادروز كسی اهمیتی فراواننداشته و به ندرت آنراثبت میكردهاند؛ چرا كه هر كسی در روزی زایش یافتهو در روزی در میگذرد.آنچه برای ایرانیان با ارزش بوده و آنرا ثبت كرده وگاه جشن میگرفتهاند،«انجام كاری بزرگ» بوده است كه نمونههای آنرا درشاهنامه فردوسیمیبینیم. میدانیم كه فردوسی نیز تنها به ثبت زمانِ پایانِكار بزرگ خودكه همانا «سرایش شاهنامه» باشد، بسنده كرده و از یادآوری صریحزادروز خودخودداری كرده است.
    هفتمین ویژگیهای عمومی در گستردگی مراسماست. ایرانیان جشنها وآیینهای میهنی خود را به گونهای یكپارچه و باهمبستگی و همزیستیشگفتانگیزی برگزار كرده و تفاوتهای قومی و دینی وزبانی را عاملبازدارنده این یگانگی نمیدانستهاند. آیینهای ایرانی متعلقبه همهایرانیان است و همه برای نگاهبانی از آن كوشیدهاند. كسانی كه باتعصبهاینابجای دینی یا قومی نقش خود در پاسداری فرهنگ ایران بیشتر ازدیگرانمیدانند، به این همبستگی باشكوه مردمان ایرانی آسیب میزنند.
    - - - 2 - - -
    گاهنمای جشنها و مناسبتهای ملی ایران
    اینگاهنما برابر و مطابق با گاهشماری ملی ایران (شهریاری) است که باتغییرمبدأ سالشماری، با نام «هجری خورشیدی/ شمسی شناخته میشود و میتوانبدونهیچگونه تغییری در همه سالها از آن بهرهبرداری كـرد.
    فروردین ماه
    یكمفروردین/ اورمزد روز روز جشن بزرگ «نوروز» در اعتدال بهاری و آغازفصلبهار. نوروز و آغاز سال نو، مناسبتهای جداگانهای هستند كه بایكدیگرهمزمان شدهاند. نمونههای دیگری از آغاز سال نو در ادامه گاهنماخواهدآمد.
    در سُـغـد باستان (و امروزه در میان ارمنیان) از نوروز بانام«نوسَـرْد/ نَـوَسَـرد/ نوسَـرِد» یاد میشده است كه معنای «سال نو»رامیدهد. (در اوستایی «سَـرِذَه» به معنای سال خورشیدی). در بدخشان بانام«شگونبهار»، در «شُـغنان» (در تاجیكستان در كرانه رود «پنج»)بنام«خِـدِر ایام» (بزرگترین روزها) و در بابِل باستان و در نخستین روزماه«نیسان» بنام جشن «اَكـیتو» (سومری «زَگْموك») شناخته میشده است.
    باشكوهترین مراسم نوروزی، امروزه با نامهای «سِـیرلاله (جشن گللاله)/جَـندَه بالا (بالا كردن درفش)» در شهر مزارشریف افغانستان(آریـانـایباستان) و در نزدیكی بلخ كهن، همراه با برافراشتن درفشیبرگرفته از درفشكاویانی ایران، برگزار میشود. این آیین با انبوهی ازترانهخوانیها،بازیها و مراسم دیگر همراه است. آیینهای پیش از فرارسیدن نوروز نیزفراوان و پر اهمیت هستند ( ← اسفندماه).
    ششم فروردین/ خرداد روز روز«امید»، روز «اسپیدا نوشت» یا روز «نوروزبزرگ» (این نام جدیدتر است). ازروزهای خجسته ایرانیان، همراه با شادی وآبپاشی، و آغاز سال نو در تقویمسُـغدی و خوارزمی.
    در متن پـهلوی «ماهِ فـروردین، روزِ خـرداد»رویدادهای بسیاری به اینروز منسوب شده است؛ از جـمله: پیـدایی كیومـرث وهـوشنگ، روییدن مشی ومشیانه، تیـرانـدازی آرش شیواتیر، غلبه سام نریمان براژدهاك، پیداییدوباره شاهكیخسرو (از جاودانان در باورهای ایرانی) وهمپُرسگی زرتشت بااهورامزدا. نام «روز امید» بخاطر انتظار پیدایی دوبارهكیخسرو و دیگرجاودانان و نجاتبخشان (سوشیانتها)، به این روز داده شدهاست.
    نام «اسپیدا نوشت»، از آیین نامهنویسی در این روز گرفته شده استكهآگاهی بیشتری از آن در دست نیست. گمان میرود با پیامهای شادباشنوروزیدر پیوند باشد.
    دهم فروردین/ آبان روز جشن «آبانگاه»، نخستینآبانروز سال و به روایت«برهان قاطع» (جلد 1، ص3) انجام جشنی به همین نام،همراه با آبپاشی وانتظار بارش باران.
    سیزدهم فروردین/ تیر روز جشن«سیزدهبدر»، نخستین تیرروز سال و آغازكشاورزی در سال نو. آیین نخستینروز كشتوكار با گردآمدن در زمینزراعی و آرزوی بارش باران و فرارسیدنسالی خوب و خرم.
    در سیستان در این روز به زیارت نیایشگاه بسیار کهن وپر رمز و راز«خواجه غلطان» در بالای كوه «خواجه» و در میانه دریاچه«هامون» میروند.(← آخرین روز سال)
    هفدهم فروردین/ سروش روز هنگام جشن«سروشگان» یا جشن «هفدهروز» درستایش «سْـرَئوشَـه/ سروش»، ایزد پیامآورخداوند و نگاهبان «بیداری»؛ روزگرامیداشت «خروس» و به ویژه خروس سپید كهاز گرامیترین جانوران در نزدایرانیان بشمار میرفته و به سبب بانگبامدادی، نماد سروش دانسته میشدهاست.
    نوزدهم فروردین/ فروردین روز جشن «فروردینگان»، جشن گرامیداشت فُـروهر/ فَروَهَر درگذشتگان.
    اردیبهشت ماه
    دوم اردیبهشت/ بهمن روز جشن گردآوری گلها و گیاهان دارویی از صحرا.
    سوماردیبهشت/ اردیبهشت روز جشن «اردیبهشتگان»، جشنی در ستایش وگرامیداشت«اَردیبهشت» (در اوستایی «اَشَهوَهیشتَه»، در پهلوی«اَرْتوَهیشْت») بهمعنای «بهترین راستی» و بعدها نام یكی ازاَمْشاسْپَندان (جاودانان مقدس).كوشیارگیلی در «زیج جامع» از آن با نام«گلستانجشن» یادكرده است.اَردیبهشت همچنین نگاهبان آتش است؛ چرا كه آتشبهترین جلوهگاه راستی وپاكی بشمار میرفته است.
    دهم اردیبهشت/ آبان روز جشن چهلم نوروز در شیراز و در كنار «حوض ماهی» سعدی.
    پانزدهماردیبهشت/ دی به مهر روز جشن میانه فصل بهار و زمان گاهَنباریبنام«میدیوزَرِم» در اوستایی «مَـئیذیوئیزَرِمَـیه» به معنای «میانهبهار/میانه فصل سبز». البته میانه بهار با شانزدهم اردیبهشت برابر است؛اما درگذشته و حتی امروزه، عملاً پانزدهمین روزِ ماهِ دوم هر فصل بهعنوان میانههر فصل شناخته میشود.
    جشنهای گاهَـنْـباری (پارههای سال/ موسمهایسالیانه)، ادامه وبازماندهای از نوعی تقویم كهن در ایرانباستان است كهطول سال خورشیدی رانه به دوازده ماه خورشیدی، بلكه به چهار فصل و چهارنیمفصل تقسیممیكردهاند و هر یك از این بازههای زمانی، نام و جشنی ویژهبه همراهداشته است.
    سال گاهنباری از هنگام انقلاب تابستانی یا نخستینروز تابستان آغازمیشده و پس از هفت پاره زمانی، یعنی سه پایان فصل و چهارمیانه فصل، بهآغاز سال بعدی میرسیده است (پایان بهار یا آغاز تابستانمانند دیگرفصلها، دارای جشن گاهنباری نبوده و تنها به عنوان جشن آغاز سالنو بشمارمیرفته است).
    خـرداد ماه
    یكم خرداد/ اورمزد روز جشن«ارغاسوان/ اریجاسوان»، نام یكی از جشنهایخوارزمی است كه بیرونی نامشماری از آنها را همراه با جشنهای سغدی در«آثارالباقیه» (فصلهای دهم تادوازدهم) آورده است. بیگمان هیچیك از هـردو تلفظ یاد شده در نسخههایخطی آثارالباقیه درست نیستند و در مرورزمـان به دلیل نبود آشنایی كاتبانبا نامهای كهن، شكل صحیح خود را از دستدادهاند. امروزه حتی تلفظ صحیحاین نامها نیز معمولاً امكانپذیر نیست،اما بیرونی معنای آنرا «نزدیكشدنِ گرما» میداند. به روایت آثارالباقیهاین جشن در نخستین روز ماه«هروداد» كه شكل خوارزمی «خرداد» است، همزمانبا كاشت كنجد برگزار میشدهاست. او این جشن را به دورانی كهن منسوبمیدارد.
    امروزه همچنان كاشتكنجد، پنبه،كرچك و دیگر دانههای روغنی دراستانهای مركزی ایـران و گاههمراه با مراسمی در «شصت بهار» انجام میشود.
    ششم خرداد/ خردادروز جشن«خردادگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت«خرداد» (در اوستایی«هَـئورْوَتات»، در پهلوی «خُـردات») به معنای رساییو كمال و بعدها نام یكاز اَمْشاسْپَندان.
    بیستونهم خرداد/ مانتره سپند روز برابر بابیستوششم نَـوروزماهطبری/ تبری و پنج روز مانده به سال نو طبری. این جشنرا مردمان سوادكوهِمازندران «عیدماه» مینامند و با آتشافروزی بربلندیها به شادی وبازیهای گروهی میپردازند و گاه میكوشند تا جشن عروسیخود را در اینهنگام برگزار كنند.
    سی و یكم خرداد/ روز زیادی روز پایانسال در تقویم گاهَنباری و آخرینروز فصل بهار. در پایان این روز و آغازتابستان خورشید به بالاترین جایگاهخود میرسد كه نام «خرداد» به معنایرسایی و كمال به همین مناسبت به اینماه داده شده است.
    به دلیل اینكهاین زمان مصادف با جشنهای آغاز سال نو در تقویمگاهنباری بوده است، همانندپایان دیگر فصلها دارای جشن ویژه پایان فصلنمیباشد.
    بازماندههایی از جشنهای آغاز سال نو و آغاز تابستان هنوز در برخی آیینهای ایرانی باقی مانده است (← جشن آغاز تابستان).
    تـیـر ماه
    یكمتـیر/ اورمزد روز جشن آغاز تابستان، انقلاب تابستانی، رسیدنخورشیدن بهبالاترین جایگاه و آغاز سال نو در گاهشماری گاهنباری (← جشنمیانه بهار).برگزاری جشن آغاز تابستان هنوز در برخی نواحی ایران همراه باگردهمایی ومراسم آبپاشی و آبریزگان، در صحرا برگزار میشود.
    ششم تیر/ خرداد روزروز برگزاری جشنی به نام «نیلوفر» كه امروزه بسیارناشناخته مانده است.شاید به مناسبت شكوفا شدن گلهای نیلوفر در اوایلتابستان باشد.
    سیزدهمتیر/ تیر روز روز جشن «تیرگان»، از بزرگترین جشنهایایرانباستان در ستایشو گرامیداشت «تیشتَـر/ تیر» (شباهنگ/ شِعراییمانی)، ستاره بارانآور درباورهای مردمی، و درخشانترین ستاره آسمان كهدر نیمه دوم سال و همزمان باافزایش بارندگیها در آسمان سرِ شبی دیدهمیشود.
    این جشن در كنارآبها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آبپاشی وآرزوی بارش باران در سالِپیشِ رو همراه بوده و همچون دیگر جشنهایی كه باآب در پیوند هستند، با نامعمومی «آبریزگان/ آبپاشان/ سر شوران» یاد شدهاست.
    در گذشته «تیرگان»روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیواتیر»منسوب شده است. بیرونیو همچنین گردیزی در «زینالاخبار» ناپدید شدن یكیاز جاودانان ایرانی یعنیكیخسرو را در این روز و پس از شستشوی خود در آبچشمهای، دانستهاند.
    جشنتیرگان بجز این در سیزدهم فروردین (← سیزدهبدر) و سیزدهم مهر نیزبرگزارمیشود. ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیینهایی رابرگزارمیكنند كه برگرفته و ادامه جشن تیرگان است.
    پانزدهم تیر/ دی به مهرروز جشن خامخواری یا به روایت بیرونی «عمس(غفس؟) خواره» در سُـغد باستانو دوری گزیدن از خوراك حیوانی و پختنیها.در تقویم سغدی برابر باپانزدهمین روزِ ماه «بساكنج».
    مـرداد ماه
    نام این ماه در اصل«اَمِـرِتات» و بعدها «اَمُـرداد»، اما بیش از هزارسال است كه در ادبیاتفارسی (و از جمله در شاهنامه فردوسی) بگونه«مُـرداد» بكار رفته و شناختهشده است و كاربرد آن به همین گونه اشتباهنمیباشد. اصرار در نگارش آن بهگونه «اَمرداد» لازم بهنظر نمیرسد؛ چراكه در اینصورت میبایست در نگارشبسیاری دیگر از نامهای متداول در زبانفارسی مانند بهمن و اسفند نیزتجدیدنظر كرد و این شیوه موجب گسستگی تاریخیزبان فارسی میشود.
    دوم مرداد/ بهمن روز نخستین روز از فـروردیـنماه («فـردینهماه») و آغاز سال نو در تقویم طبری.
    هفتممرداد/ مرداد روز جشن «مردادگان» جشنی در ستایش و گرامیداشت«مُرداد» (دراوستایی «اَمِـرِتات»، در پهلوی «اَمُـرداد») به معنایبیمرگی و جاودانگیو بعدها نام یكی از اَمْشاسْپَندان. همچنین مرداد درباورهای ایرانینگاهبان گیاهان و رستنیها بشمار میرود.
    دهم مرداد/ آبان روز جشن «چلّه تابستان» كه امروزه از جمله در روستاهای جنوب خراسان برگزار میشود.
    پانزدهممرداد/ دی به مهر روز جشن میانه فصل تابستان و زمان گاهَنباریبنام«میدیوشِـم» در اوستایی «مَـئیذیوئیشِـمَـه» به معنای «میانهتابستان».
    هفدهم مرداد/ سروش روز نخستین روز از «نوروزماه» گیلانی و آغاز سال نو در تقویم دَیلمی.
    هجدهممرداد/ رشن روز جشن «مـی خواره» جشن آشامیدنِ نوشیدنیهایگوناگون در سُـغدباستان. در تقویم سغدی برابر است با هجدهمین روز ماهپنجم یا («اشناخندا/اشتاخندا»).
    شهریور ماه
    یكم شهریور/ اورمزد روز جشن «فغدیه»، جشن خنكشدن هوا در خوارزم كه «فغربه» هم گفته شده است.
    سوم شهریور/ اردیبهشت روز جشن «کشمین»، جشنی ناشناخته در سُـغد باستان كه با بازاری همگانی همراه بوده است.
    چهارمشهریور/ شهریور روز جشن «شهریورگان»، جشنِ آتشی در ستایش وگرامیداشت«شهریور» (در اوستایی «خْـشَـتْـرَهوَئیریـه»، در پهلوی«شهرِوَر») بهمعنای شهر و شهریاری (شهرداری) آرمانی و شایسته، و بعدهانامی برای یكی ازاَمْشاسْپَندان. در «برهان قاطع» (جـلد سـوم، ص1316) بهعنوان زادروز«داراب» (كورش) یاد شده است.
    هشتم شهریور/ دی به آذر روز «خزان جشن»،هنگام جشن خزان كه از جشنهایمهم و كهن بوده و با سواركاری، چراغانی وآذین خانهها و آتشافروزی بربامها همراه میشده است. برخی این جشن را درهجدهم شهریور (و گاه پانزدهمشهریور) دانستهاند. «جیمز موریه» درسفرنامهاش از آخرین كسانی است كه بهبرگزاری این جشن در شهر دماوند اشارهكرده است.
    پانزدهم شهریور/ دی به مهر روز بازار همگانی دیگری در سُـغدو فرارود(ماوراءالنهر) باستان. همچنین گردیزی در «زینالاخبار» جشن خزانرا به اینروز منسوب میدارد.
    سی و یكم شهریور/ روز زیادی جشن پایان فصلتابستان و زمان گاهَنباریبنام «پَـتْـیـه شَـهیم» در اوستایی «پَـئیتیشهَـهْـیـه» به معنای «پایانتابستان».
    پیش از این و در كتاب «رصدخانهخورشیدی نقشرستم» با سازوكارهایی درآفتابسنجهای آن آشنا شدیم كهنشانگرِ آغاز هر یك از هفتههای شهریورماهبودند. بیتردید آن شاخصها باجشنهای متعددی كه در یكم، هشتم و پانزدهمشهریورماه، یعنی در آغاز هفتهیكم، دوم و سوم این ماه برگزار میشوند، درپیوند هستند. حتی اگر همینجشنهای شناخته شده امروزی، دیرینگی بسیارنداشته باشند، دستكم بازماندهایاز سنت جشنهای دیرین در آن هنگامهاهستند.
    مـهـر ماه
    فصل پاییز بانامهای «پادیز/ پاذیز»، «خزان» و «تیرماه/ تیرَهماه»نیز شناخته شده است.نام پسین یا تیرماه در ادبیات فارسی و از جمله درشاهنامه فردوسی به همهفصل پاییز اطلاق شده است و امروزه نیز در تاجیكستانو شمال افغانستان تداولدارد.
    یكم مهر/ اورمزد روز روز جشن بزرگ «میثْـرَكَـنَـه/میتراكانا/مهرگان»، بزرگترین جشن هخامنشی در ستایش و گرامیداشت «میترا» درنخستینروز ماه «باگایادی/ بَـغَـیادی» (یاد خدا) و نیز آغاز سال نو درگاهشماریهخامنشی.
    امروزه نیز سنت كهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز بانام « سال وِرز»،در تقویم محلی كردانِ مُـكری مهاباد و طایفههای كردانشكری باقی ماندهاست. در تقویم محلی پامیر (به ویژه دو ناحیه «وَنج» و«خوف») از نخستینروز پاییز (تیرماه) با نام «نوروزِ تیرَه ما» یادمیكنند. آغاز پاییز بهعنوان آغاز سال نو زراعی همچنان در میان كشاورزانرایج است. همچنین بیرونیاز این روز با عنوان «نیمسرده» (نیمه سال) نامبرده است.
    هنگام اصلی جشن «مهرگان» نیز در اصل در چنین روزی بوده كهبعدها بهشانزدهم مهرماه منتقل شده است. در ادبیات كهن فارسی نیز هموارهجشن مهرگانبا نخستین روز فصل پاییز برابر دانسته شده است.
    سیزدهم مهر/تیر روز یكی دیگر از جشنهای تیرگان، در گرامیداشت ستارهبارانآورِ«تیشتَر/ شباهنگ/ شِعرای یمانی» و در خوارزم باستان به نام«چیری روچ/ تیرروز» (← سیزدهم فروردین و سیزدهم تیر).
    ادامه و نشانههایی از این جشنكهن همچنان در آیین قالیشویان اردهال درغرب كاشان دیده میشود (امروزه دردومین آدینه مهرماه). مراسم قالیشویاناردهال بازماندهای از جشن تیرگان ودعا و آرزو برای بارش باران، و همانندبسیاری از جشنهای ایرانی با یكبازار همگانی و بزرگ توأمان است. نیایشگاهاردهال میبایست یكی از معابد«تیشتَـر» در ایران باستان بوده باشد و دربسیاری از باورهای ایرانی بیندعای باران و تابوت یا شستشوی مردگان،پیوندهایی وجود دارد.
    شانزدهممهر/ مهر روز جشن «مهرگان»، جشنی بزرگ در ستایش ایزد «میثرَه/میترا» (وبعدها «مهر»). در اصل در نخستین روز مهر (← یكم مهر) و بعدها درشانزدهمینروز این ماه.
    همچنین روز برگزاری جشن هخامنشی «مَغوژتی/ مَگوفونیا»، روز نجات ایران از غلبه مُـغان.
    بیست و یكم مهر/ رام روز جشن «رامروزی» (در خوارزم باستان «رام روچ»)؛ و نیز روز غلبه كاوه و فریدون بر ضحاك.
    آبـان ماه
    دهمآبان/ آبان روز روز جشن بزرگ «آبانگان» در گرامیداشت ستاره روان(سیاره)درخشان «اَنَهیتَه/ آناهید (زهره)» و رود پهناور و خروشان«اَرِدْوی/ آمو(آمودریا)»، و بعدها ایزد بانوی بزرگ «آب»ها در ایران.
    دوازدهم آبان/ ماه روز برابر با سیزدهم تـیرمـاه تقـویم طبری و روز جشـن تـیرگان در مازندران كه «تیرماهِ سیزه شو» نامیده میشود.
    پانزدهمآبان/ دی به مهر روز جشن میانه فصل پاییز و زمان گاهَنباریبنام«اَیـاثْـرِم» در اوستایی «اَیـاثْـرِمَـه» به معنای «آغاز سرما».
    بیستو هفتم آبان/ آسمان روز برابر سیزدهم تـیرماه دَیـلمی و روز جـشنتیرگان درگیـلان كـه به نام «تـیرجـشن» و «گالشی جشن» شناخته میشود.
    آذر ماه
    یكمآذر/ اورمزد روز روز برگزاری «آذر جشن»، یكی دیگر از جشنهای درپیوند باآتش به مناسبت فرا رسیدن ماه آذر و برافروختن نخستین شعلهزمستانی.
    نهم آذر/ آذر روز جش «آذرگان»، جشن آتش دیگری در گرامیداشت «آذر/ آتر» و ایزد منسوب به آن.
    سیامآذر/ انارام روز جشن «شب چله» یا «یلدا»، انقلاب زمستانی و جشنزایشخورشید. ایرانیان در این شب با فراهم آوردن خوراكیهای گوناگون تابامدادبه انتظار دیدار نخستین پرتوهای خورشید بیدار مینشستهاند. بیرونیدر«آثارالباقیه» از آن با نام «میلاد اكبر» نام برده و منظور از آنرا«میلادخورشید» دانسته است. تقویم میلادی نیز با اندك تغییراتی ادامه همینمیلاداست كه بعدها آنرا به میلاد مسیح نسبت دادهاند.
    همچنین هنگام جشنپایان پاییز و نیز نیمه سال و گاهنباری به نام«میدْیارِم» در اوستایی«مَـئیذیائیرْیـه» به معنای «میانه سال» و منظورسال گاهنباری است با مبدأآغاز تابستان.
    دی ماه
    یكم دی/ اورمزد روز از گرامیترین روزهای ایرانیان به نام «خرمروز/ خور روز (خورشید روز)» یا جشن «نودروز» (نود روز تا نوروز).
    آغازسال نو در برخی تقویمهای ایران باستان كه هنوز نیز در پامیر وبدخشان بكارگرفته میشود. دیده شدن خورشید در این روز نه تنها «زایشخورشید» (← سیامآذر) را نوید میدهد، بلكه آغاز روز، ماه، فصل و سالجدید نیز بوده است.
    همچنین هنگام جشنی با نام «آب نو» در آذربایجان همراه با تعویض آبِ آبانبارها با آبِ تازه و با مراسمی همگانی.
    پنجم دی/ سپندارمذ روز جشنی همراه با بازار عمومی در سُـغد باستان.
    یكم،هشتم، پانزدهم و بیست و سوم دی چهار جشن منسوب به «دی/ دادار»(خداوند/هرمزد). كوشیار گیلانی در «زیج جامع» این روزها را «دی جشن»مینامد.
    چهاردهمدی/ گوش روز جشن «سیر سور»، جشن گیاهخواری و به ویژه خوردنسیر. و نیز روزغلبه دیوان و كشته شدن جمشیدشاه در روایتهای ایرانی.(در شـاهنامهفـردوسـی نیز پـدیده گوشتخواری پس از جمشید رواج مییابد.)
    پانزدهم دی/دی به مهر روز جشنی همراه با ساخت تندیسها وپیكرتراشیهایی به شكل انسانو گاه سوزاندن آن. در برخی متون از این روزبنام «بتیكان» یاد شده است كهبه احتمال شكل تغیر یافته «دیبگان» است.
    شانزدهم دی/ مهر روز هنگام جشن«درامزینان» یا «كاكتل/ كاكثل» در متونایرانی. جشنی بسیار كهن و اسطورهایو ناشناخته كه نامهای گوناگون آنارتباط آن با «درفش كاویان» و «گاو كتل/گاو درفش» را نشان میدهد. در اینروایتها «فریدون» نیز جایگاه شاخصی داردو میدانیم كه در باورهای كهن،پیوندهای بسیاری میان فریدون و گاو وجوددارد (مانند پرورش فریدون توسط«گاو پُـرمایه/ بَـر مایه» و گرزه «گاو سر»فریدون). گونههای مختلفنامهای این روز و این مراسم، همانند بسیاری ازدیگر نامهای كهن، نشانهدیرینگی این آیین و فراموش شدن شكل اصلی نام آنست.این روز احتمالاً درپیوند با دیده شدن صورت فلكی «گاو/ ثور» نیز بوده است.
    بیستوسوم یا بیستوچهارم دی/ دی به دین روز یا دین روز برابر با سیزدهم ژانویه و جشن تیرگان ارمنیان ایران.
    بهـمن ماه
    دومبهمن/ بهمن روز جشن «بهمنگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت «بهمن»(دراوستایی «وُهومَـنَه»، در پهلوی «وَهْـمَـن») به معنای «اندیشه نیك»وبعدها یكی از اَمْشاسْپَندان. در این روز آشی به نام «آش بهمنگان» یا«آشدانگو» به صورت گروهی پخته میشده است كه نام «دانگو/ دانگی» برگرفتهازهمین سنت اشتراكی آن است.
    پنجم بهمن/ سپندارمذ روز پنج روز پیش از جشن سده و جشنی به نام «نوسره».
    دهمبهمن/ آبان روز شامگاه این روز، هنگام جشن بزرگ «سَـدَه/ سدهسوزی»درچهلمین روزِ پس از «یلدا» (زایش خورشید). متون كهن جشن سده را درآبانروزاز بهمنماه و در «چلّه» زمستان دانستهاند كه برابر با دهمبهمنماهمیشود. جشن سده در نواحی گوناگون با نامهای مختلفی شناختهمیشود: درخراسان «سَـرِه»، در حوالی اراك «جشن چوپانان»، در خمین«كُـردِه»، دردلیجان «هَلههَله» و در بدخشان تاجیكستان به نام«خِـرپَـچار» دانسته شدهاست. بتازگی زرتشتیان نیز كوشش میكنند تا اینجشن را برگزار كنند. درفراهان، سنگسرِ سمنان و جاهایی دیگر، چهار روز پیشو پس از سده را«چاروچار» و سردترین شبها میدانند كه سده در میانه آنجای گرفته است.همچنین هنگام جشن و نمایش «كوسهناقالدی» كه دو نفر دركوچهها به نوازندگیو سرودخوانی میپردازند. یكی از این دو نفر نقش«كوسه» و دیگری نقش«تَـكِـه/ تگه» (بُـز نر) را به عهده میگیرد. «كوسه»با پوشیدن جامههایخندهآور، دست و صورت خود را سیاه كرده و «تكه» پوستبزی با دو شاخ بر سركشیده و دست و صورت خود را سپید میكند. گاه پسرنوجوانی نیز در نقش زنِكوسه به نمایش میپردازد. این مراسم در گیلان نیزبا نام «آینه تكم» برگزارمیشود. این نمایش شباهت فراوانی با«كوسهسواری» (← یكم اسفند) و نیز«حاجیفیروز» نوروزی دارد و بیتردید باآیینهای «بارانخواهی» در پیونداست. پیوند دادن جشن سده به هوشنگشاه،اشتباهی متداول و ناشی ازدخلوتصرف در شاهنامه فردوسی بوده است. مهمتریندلیل پیدایش این جشن،انجام آیینهایی نمادین برای كاستن از شدت سرما ونیز چهلمین زادروز خورشیداست.
    پانزدهم بهمن/ دی به مهر روز جشن میانه زمستان و گاهنباری فراموششدهكه دلیل فراموشی آن دانسته نیست. با این وجود برخی دیگر از جشنهایمیانهزمستان، بازماندهای از این گاهنبار هستند. همچنین آغاز سال نودرتقویمهای شمالغربی هندوكش در افغانستان امروزی؛ آغاز سال نودرتقویمهای محلی لرستان، بختیاری و كردستان (بنام «وهار كردی»).همچنینهنگام جشن مهرگان («میر ما/ مهرماه»)در تقویم طبری؛ و نیز همینایام، زمانبرگزاری جشن «پیر شالیار/ پیر شهریار» در «اورامانات» كردستان.
    بیستو دوم بهمن/ باد روز جشنی بنام «بادروزی» یا «كژین» در گرامیداشت«بـاد» دراوستایی «واتَـه» و ایزد نگاهبان آن با همین نام كه از بزرگترینایزدانایرانی در باورهای «زَروانی/ زُروانی» بشمار میرفته است. كوشیارگیلانی در«زیج جامع» از آن با نام «باذ وره» یاد كرده است. این جشن نیزبا بازارهمگانی همراه بوده و در آن روز ریسمانهایی از نخ هفترنگ را بهآغوش بادمیسپردهاند.
    بیست و پنجم بهمن/ ارد روز برابر 13 یا14 فوریه و جشن آتش ارمنیان به نام «دِرِندِز».
    سیامبهمن/ انارام روز جشن آبریزگان دیگری كه با نام «آفریجگان» نیزشناخته شدهاست. همچنین هنگام جشن مهرگان («میر ما») در تقویم دَیلمی و درگیلان.
    اسفند ماه
    یكماسفند/ اورمزد روز جشن «اسفندی» و هدیه به زنان در نیاسرِكاشان،اقلید ومحلات؛ و پختن آش «اسفندی». آغاز سال نو در تقویم محلی نطنز، ساوهو كاشان.در فراهان معروف به «آفتو به حوت» (آفتاب در برج ماهی).
    همچنین جشن«آبسالان/ بهارجشن/ جشن روباه» به مناسبت روان شدن جویبارهاو طلیعه بهار.خجستگی دیدار روباه. (واژه «آبسالان» با «آبشار» و فشارآبها در پیونداست. در متون كهن، هنگامِ این جشن به گونههای مختلفی آمدهاست كه مانندبسیاری از دیگر دگرگونیها ناشی از محاسبه زمان با تقویمهایگوناگون وكبیسهگیریهای متنوع بوده است.
    همچنین روز جشنی به نام «كوسهسواری/كوسه برنشین». مراسم نـمایشیخـندهآور كه توسط مـردی كـوسـهرو كه بردرازگوشی سوار بوده بـرگـزارمیشده است. كـوسـه خـود را باد میزده ومردم به او آب میپاشیدهاند.
    پنجم اسفند/ سپندارمذ روز جشن«اسفندگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت«اسفند/ سپَـندارمَذ» (در اوستایی«سْـپِـنْـتَـهآرمَئیتی» در پهلوی«سْـپَندارمَـد») به معنای فروتنی پاكو مقدس و بعدها یكی ازاَمْشاسْپَندان. نگهبان و ایزدبانوی زمینِ سرسبز.جشن «سپندارمذگان/اسفندگان»، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده واین روز بنام«مردگیران» (هدیه گرفتن از مردان) در ادبیات فارسی بكار رفتهاست. بجزاین بنام روز جشن «برزگران/ برزیگران» (به مناسبت سبزكنندگان زمینو سبزشدن زمین) نیز خوانده شده است.
    دهم اسفند/ آبان روز جشن «وخشنكام»در گرامیداشت رود «آمودریا/ جیحون»،بزرگترین رود سرزمینهای ایرانی. ایننام از بزرگترین شاخه آمودریا بنامرود «وخش» برگرفته شده است. بیرونی«وخشنكام» را «فرشته جیحون» میداند ومیبایست با «اَناهیتَـه/ آناهید»اینهمانی داشته باشد.
    نوزدهم اسفند/ فروردین روز جشن «نوروز رودها»،گرامیداشت، لایروبی وپاكسازی رودها، كاریزها و چشمهها همراه با پاشیدنعطر و گلاب بر آنها.
    بیستم اسفند/ بهرام روز جشن «گلدان» یا «اینجه»، روز آمادهسازی و كاشت گلها و گیاهان در گلدانها و نیز جشن درختكاری.
    بیستو ششم اسفند/ اشتاد روز جشن «فروردگان»، جشنی در یادكرد وبزرگداشت روان وفُـروهر (فَـروَهَـر) درگذشتگانِ در این روز و تا پایانسال. این نام بهگونههای «فرورگان/ فرودگان» نیز آمده است.
    بیست و نهم یا سیام اسفند/مانتره سپند روز یا انارام روز (آخرین روزسال) جشن پایان فصل زمستان وزمان گاهَنباری بنام «هَـمَـسْـپَـت مَـدَم»در اوستایی «هَـمَـسْـپَـثمَـئیدَیـه» به معنای «برابری شب و روز /برابری سرما و گرما». همچنینهنگام جشن «اوشیدر» در سیستان به آرزوی فراآمدن سوشیانت. در این روزمردمان دختری را بر شتری آذین شده مینشانند وهمراه با شادی و سرود او رابرای آبتنی به آبهای دریاچه هامون میبرند.(← سیزده بدر). گرامیداشتدرگذشتگان در سُـغد و امروزه نیز در بسیارینواحی گوناگون. جشن «علفه» درخمین، همراه با بردن علفهای صحرایی به خانهو روشنكردن چراغی در همهاتاقها.
    شامگاه آخرین روز سال در بسیاری از نواحی ایران بر بامها آتش میافروزند.
    - - - 3 - - -
    جشنهایی با زمانهای متغیر
    برخیدیگر از جشنها و گردهماییهای ایران در زمان ثابتی برگزارنمیشوند و بهپدیدهای طبیعی و یا به روز خاصی در هفته وابسته هستند. دراینجا بطورخلاصه به بعضی از آنها اشاره میشود:
    جشن «بیلگردانی» در روستای«نیمهور» محلات، به مناسبت پایان لایروبیو جویروبی. این مراسم در فاصلهبین نوروز تا سیزدهبدر و همراه بابازیهای آیینی و نمایشی برگزار میشدهو متأسفانه امروزه فراموش شده است.
    جشن «گلابگیری» در نیاسر و قمصر كاشان، در میانههای اردیبهشتماه و به مناسبت آغاز هنگام چیدن «گلِ گلاب» و گلابگیری.
    جشن « علم واچینی» یا «جشن خرمن» در گیلان و در یكی از جمعههای پایان تابستان، به مناسبت اتمام درو كردن محصول و پایان سال زراعی.
    جشنبرفی به مناسبت «نخستین برف سال» در بخشهایی از آسیای میانه،محلات، خمینو مناطق دیگری در ایران، به مناسبت بارش نخستین برف سال. اینمراسم درآسیای میانه همراه با نمایشها و بازیهای گروهی و سیاه كردن سرو صورت كسیبرگزار میشود. پختن آش دستهجمعی و اشتراكی در صحرا ازویژگیهای این جشناست.
    جشن «چارشنبهسوری» در سراسر ایرانزمین در شبِ آخرین چارشنبهسالهمراه با آتشافروزی و پریدن از روی آن. این جشن با «آب» نیز در پیونداستو در برخی نقاط، پریدن از روی نهر یا آوردن آب از چشمه توسط دخترانوشكستن كوزههای آب دیده شده است. در شیراز دختران و زنان ازبامدادچارشنبهسوری تا پایان روز به آبتنی در چشمه كنار آرامگاهسعدیمیپردازند و پسانگاه پسران و مردان آنرا ادامه میدهند. در آذربایجان(ونیز در جمهوری آذربایجان/ اَران) جشن چارشنبهسوری در هر چهارچارشنبهاسفندماه برگزار میشود. برخی جشن چارشنبهسوری را به دلیل نبودِروزهایهفته در ایران باستان، جشنی نوساخته قلمداد میكنند در حالیكه اینپنداردرست به نظر نمیرسد. هر چند كه از دلایل و دیرینگی چارشنبهسوریآگاهیچندانی در دست نیست، اما شواهد متعددی در وجود نام روزهای هفته درایرانباستان در دست است و از جمله در شاهنامه فردوسی هم به نام روزهایهفته وهم به جشن آتشی در «چارشنبهروز» اشاره شده است. با توجه به شواهدموجود،احتمال میرود كه این جشن با جشن «فروردگان» در بیست و ششم اسفند ونیز باخانهتكانی پایان سال و پاكیزگی خانه در پیوند باشد. پریدن از رویآتش نیزبر خلاف برخی پندارها بهیچوجه بیاحترامی به آتش نیست، بلكه اینكاربگونهای نمادین برای سوزاندن و پاك كردن همه بدیها و نادرستیهاوكدورتها انجام میشود. سرودها و ترانههای معروف چارشنبهسوری نیز بهایننكته اشاره دارند.
    جشن «لعلجبه» در افغانستان و به ویژه در شهركابل در هر چهارآدینهروز اسفندماه و همراه با بازار همگانی. در باورهایمردمی این جشن درگرامیداشت پهلوان جوانی بنام «لعلجبه» كه بخاطر نجاتمیهن در حمله دشمنانجان باخت، برگزار میشود.
    جشن «گلسرخ» به مناسبتشكوفایی این گل در اواخر زمستان یا اوایل بهار.برگزاری این جشن در شمالافغانستان، آسیای میانه، شیراز و كردستان، گزارششده است. منظور از «گلسرخ»، گلی است كه امروزه با نام «شقایق» شناختهمیشود.
    جشن «بابایدهقان» به مناسبت آغاز هنگامِ شخمزدن زمین. در این جشن بجزشادی و سرور،از پیرمرد خوشنام و خوشیمنی میخواهند كه نخستین حركتگاوآهن و مقداری ازشخمزدن زمین، توسط او انجام پذیرد. این آیین ازمازندران و گیلان، كرمان،خراسان، افغانستان (بویژه بامیان و هزارهجات) وآسیای میانه گزارش شدهاست. در بسیاری جاها و از جمله در بامیان، گاو رابه گونه زیبایی باپارچههای رنگی آذین میكنند.
    جشن «شاندَر» یا جشن انگور در آذربایجانغربی و در اواخر تابستان. دراین جشن با شادی و بازیهای گروهی، هر كسبهترین انگورهای تاكستان خود رابرای انتخاب بهترینها به مسابقه میگذارد.
    جشن«انار» در بخش «تارم/ طارم» استان قزوین و در اواخر تابستان یااوایلپاییز. در این جشن كه با نواختن ساز و دهل و دایره همراه است، برایآغازچیدن انار به انارستانها میروند. مردم چیدن انار پیش از این جشنراناشایست میدانند.
    جشن «فندق» در روستاهای منطقه «رودبار» قزوین و درمیانههای تابستان.در این جشن مردم با سرود و ترانهخوانی آغاز به چیدنفندق میكنند ودختران با فندقها برای نامزدان خود گردنبند فراهم میكنند.
    جشننخستین شنبه و چارشنبه سال در جنوب خراسان. در این دو روز مردممانند سیزدهبدر به صحرا و بویژه به كشتزارها روی میآورند و به پختن آشرشته و شادیمیپردازند.
    همچنین جشنهای متعدد دیگری مانند طلوع سیارگانِ «مشتری/هرمزد» و«ناهید/ زهره»، باز بردن رمهها از آغل به صحرا، گردآوری محصولزراعی،نخستین باران سال و بسیاری مناسبتهای كیهانی و طبیعی دیگر كه بازندگیروزمره مردم و با اقتصاد زراعی، دامی و معیشتی آنان در پیوند است.

  2. #2
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    Re: جشنهای ایران باستان

    آذرگان


    جشن آذرگان


    * ۱ زمان برگزاری جشن آذرگان
    * ۲ انگیزه برگزاری جشن آذرگان
    * ۳ جایگاه آذر در فرهنگ ایران
    * ۴ ایزد آذر در متن های کهن
    * ۵ آیین های جشن آذرگان
    * ۶ گل ویژه جشن آذرگان
    * ۷ منابع

    زمان برگزاری جشن آذرگان

    در نُهمین روز از آذرماه که نام روز و ماه یکی می شود یعنی روز آذر در ماه آذر ، جشن « آذرگان » برگزار می شود.

    انگیزه برگزاری جشن آذرگان

    فرخندگی هم نامی روز و ماه به نام ایزد آذر و بزرگداشت جایگاه آن دراندیشه ایرانیان.

    جایگاه آذر در فرهنگ ایران

    آذردر اوستا « آتَر/ آتَرش» و در پهلوی « آتُر / آتَخش » و در فارسی امروز «آذر / آتش »است. آذر، ایزد نگاهبان آتش و فروزه اهورامزداست برای همین گاهاو را در شمار امشاسپندان آورده اند. در فرهنگ ایران، آتش یکی از پدیدههای طبیعی ستودنی است چون گرمای زندگی را در کالبد دیگر پدیده های هستیجاری می سازد و با نور خود که نشانی از آذر اهورایی است جان و دل یاراناهورامزدا را روشنایی می بخشد پس « سوی پرستش » اهورا مزداست و آتشپرستاران در آتشکده از آن پرستاری می کنند. جشن آذرگان از جشن های ویژهآتش در فرهنگ ایران است که در ستایش آذر اهورایی برگزار می شود.

    ایزد آذر در متن های کهن

    دربسیاری از متون کهن از آذر اهورایی یاد شده و جایگاه او ستوده شده است.برای نمونه در « یسنا، هات 62 » از آذر اهورایی با صفاتی چون « برازندهستایش و نیایش » ، « گشایش بخش » و « پناه بخش » یاد شده است و از اوشادکامی، زندگی دراز، آسایش همگانی، کامروایی و روشنایی خواستار شده اند.همچنین در « آتش نیایش » در ستایش آذر اهورایی آمده است: « درود بر تو ایآتش! ای برترین آفریده سزاوار ستایش اهورا مزدا ... به تو ای آتش! ای پرتواهورامزدا ! خشنودی و ستایش آفریدگار و آفریدگانش برساد ! افروخته باش دراین خانه ! پیوسته افروخته باش در این خانه! فروزان باش در این خانه ! تادیر زمان افزاینده باش در این خانه! به من ارزانی ده ای آتش! ای پرتواهورامزدا ! آسایش آسان! پناه آسان ! آسایش فراوان! فرزانگی، افزونی،شیوایی زبان و هوشیاری روان و پس از آن خرد بزرگ و نیک و بی زیان و پس ازآن دلیری مردانه، استواری، هوشیاری و بیداری، فرزندان برومند و کاردان،کشورداری و انجمن آرا، بالنده، نیک کردار، آزادی بخش و جوانمرد، که خانهمرا و ده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و انجمن برادری کشورها وهمبستگی جهانی را فروغ بخشند... »

    آیین های جشن آذرگان

    در« فرهنگ جهانگیری » ، « برهان قاطع » ، « مروج الذهب مسعودی» و « المدخلفی صناعة احکام النجوم » از « کیا کوشیار ابن لبان شهری جیلی » این جشن رابا نام « آذرخش » نوشته اند. ابوریحان بیرونی در « آثارالباقیه » دربارهجشن آذرگان نوشته است: « روز نهم آذر، عیدی است که به مناسبت توافق دو نام" آذرجشن" می گویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند است و این روزجشن آتش است و به نام فرشته ای که به همه آتش ها موکل است نامیده شده.زرتشت امر کرده در این روز آتشکده ها را زیارت کنند و در کارهای جهانمشورت نمایند ».

    نیاکانمان آذرگان را روزی خجسته می دانستند و درخانه ها و بام ها آتش افروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و خواندننیایش ها و گستردن سفره آیینی با خوراکی های گوناگون در آتشکده ها که آذینبندی شده بودند، جشن می گرفتند. به هنگام جشن، بر آتش چوب های خوش سوز وخوش بو می نهادند و آنگاه به مناسبت آغاز سرما، از آتش فروزان در آتشگاه،هر کس اخگری به خانه برده و آن آتش تا پایان زمستان در خانه ها فروزان بودو نمی گذاشتند خاموش شود و آن را نیک فرجام و فرخنده می دانستند. یکی ازنیایش هایی که در آذر روز هرماه و از جمله در آذر روز از آذرماه خوانده میشود « آتش نیایش » نام دارد که پنجمین نیایش از پنج نیایش « خرده اوستا »است. مسعود سعد سلمان، شاعر پارسی گوی، در قطعه هایی که برای نام ماه هایایرانی سروده، درباره « آذر ماه » می گوید:

    ای ماه، رسید ماه آذر / برخیز و بده می چو آذر
    آذر بفروز و خانه خوش کن / ز آذر صنما به ماه آذر

    او همچنین درباره « روز آذر » گفته است:

    ای خرامنده سرو تابان ماه / روز آذر می چو آذر خواه
    شادمان کن مرا به می که جهان / شادمان شد به فر دولت شاه


    گل ویژه جشن آذرگان


    Helianthus-annuus.pngدر کتاب پهلوی « بندهش » آنجا که « درباره چگونگی گیاهان » سخن به میان میآید، از میان گل ها « آذریون» گل ویژه آذر معرفی شده و آمده است: « ...این را نیز گوید که هر گلی از آن امشاسپندی است؛ و باشد که گوید:...آذریون آذر را ... ». در متون فارسی گل آذریون را با نام های دیگری همچون« آذرگون »، « گل آتشی » یا « گل آتشین » نیز نامیده اند چنان که امیرمعزی ، صائب و واعظ قزوینی در اشعار خود آن را گلی با رنگ سرخ آتشین تصویرکرده اند و گفته اند که گرچه سرخ است اما گل سرخ نیست و خوش بو هم نیست.اما در برخی دیگر از منابع آن را گلی زرد دانسته اند. پس چنان که پیداستدر زمان های گوناگون نام « آذرگون » را بر گل های مشابه نهاده اند. درهمین مورد در لغت نامه دهخدا زیر واژه های آذریون و آذرگون آمده است: «گلی باشد زرد که در میان زغب و پرزی با ریشه های سیاه دارد و خوش بوی نیستو ایرانیان دیدار آن را نیک دارند و در خانه بپراکنند ( از قاموس ). چنانکه در آذرگون گفته شد آذریون معرب آذرگون است و اقوال فرهنگ نویسان مانندشعرا در معنی آن نهایت مختلف و مضطرب است ، و آن را خیری و نوعی بابونه وسطردیقون و اقحوان و زبیده و کخله و گاوچشم و همیشه بهار و نوعی از شقایقو گل آفتاب پرست و امثال آن گفته اند. صاحب تحفه گوید: نباتی است میان شجرو گیاه بقدر ذرعی برگش بی زواید و نرم بقدر برگ جرجیر و با اندک زغبیت وگل های او بزرگ و پهن و مدور و زرد و رخشنده و در وسط او برگ های ریزهٔسیاه مایل به سرخی و به غایت خوش منظر و همیشه رو به آفتاب دارد و بهحرکت او دور می کند... و تشویش اقوال مؤلف اختیارات بر ارباب بصر پوشیدهنخواهد بود - انتهی . و از این تعریف روشن می شود که آذریون همان گل استکه اکنون آفتاب گردان نامند : و آذریون از حسد رخسار آتش رنگ او رخ بزرآبفروشست و به سان غمگینان از اوراق گلناری چهره زعفرانی بنمود. ( تاجالمآثر …)از امثله فوق و نیز از مندرجات فرهنگ ها و لغت های طبی چنینمستفاد می شود که آذرگون را قدما به درستی نمی شناخته اند و یا این کلمهدر امکنه و ازمنه مختلف معانی مختلف می داده است . از معانیی که برای اینکلمه آورده اند همیشه بهار، خجسته ، قسمی از شقایق که اطرافش خیلی سرخ ووسطش نقطه سیاه دارد، لاله ، شقر، لاله ٔ دختری ، آردم ، گل آفتاب پرست ،گاوچشم ، خیری ، کحله و زبیده است و گفته اند نوعی از گل است که بعضی بهسرخی زند و برخی به زردی ... ». و اما لامعی گرگانی ( از شاعران دورانملکشاه سلجوقی ) نیز در ابیاتی آذرگون را با گلبرگ هایی زرد با میانه سیاهتصویر کرده است:

    دو چشم خویش برافکن به چشم آذرگون / در این زمان و بر آماق او گمار آماق
    به چشم بر مژه ی زرد اگر نکو نبود / نکو بود سیه اندر میان چشم احداق

    بهاین ترتیب اگرچه در برخی از فرهنگ های گیاه شناسی گاه « آذرگون » را بهعنوانی صفتی برای گل هایی همچون شقایق، لاله، سیکلامن و همیشه بهار که بهسرخی می گرایند، نیز به کار برده اند اما از آنچه در متون کهن فارسیدرباره گل آذرگون یا آذریون برجای مانده چنین می توان نتیجه گرفت که اینگلی است گرد و بزرگ با گلبرگ های زرد که گاهی نیز به سرخی می زند و باتوجه به شواهد موجود به نظر این نگارنده آذرگون یا آذریون مورد اشاره درمتون کهن ایرانی گونه ای از آفتابگردان یا همان « Sunflower » با نام علمی( Helianthus annuus ) است که در اندازه های گوناگون و با رنگ های زرد یاسرخ یا ترکیبی از زرد و سرخ در طبیعت وجود دارد.


    1- اوستا ( کهن ترین سرودهای ایرانیان)، گزارش و پژوهش دکتر جلیل دوستخواه،انتشارات مروارید، تهران، 1375 خورشیدی.

    2- بندهش، فرنبغ دادگی، گزارش و برگردان دکتر مهرداد بهار، انتشارات توس، تهران، 1385 خورشیدی.

    4- فرهنگ اساطیر ایرانی بر پایه متون پهلوی، خسرو قلی زاده، نشر کتاب پارسه، تهران ، 1387 خورشیدی.

    5- گاهشماری و جشن های ایران باستان، هاشم رضی، انتشارات بهجت، تهران، 1380 خورشیدی.

    6- فرهنگ رستنی های ایران، دکتر هادی کریمی،انتشارات پرچم ، تهران ، 1381 خورشیدی.

    7- گل و گیاه در هزار سال شعر فارسی، دکتر بهرام گرامی،انتشارات سخن، تهران، 1386 خورشیدی.

    ۸– لغت نامه، علی اکبر دهخدا، ج اول، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1372 خورشیدی.

    9 - نوشتاری از دکتر شاهین سپنتا در وبگاه ایران نامه

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جستجو و دسترسی سریع به سایت ها
    توسط HAMIDREZA در انجمن هك و امنيت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۲۷ خرداد ۸۷, ۲۰:۰۶
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۸ فروردین ۸۷, ۱۸:۴۳
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۱۶ مهر ۸۶, ۲۳:۴۲

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •