نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: پروفسور آنتونی فلو، فیلسوف انگلیسی: حرکت من از کفر به خداباو

  1. #1
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    پروفسور آنتونی فلو، فیلسوف انگلیسی: حرکت من از کفر به خداباو

    سلوك من از « الحاد » به « خدا باورى »

    گفت وگوى « گرى هابرمس » با « آنتونى فلو » - فيلسوف تحليلى معاصر

    ترجمه ناصرالدين على تقويان




    آنچه در پى مى آيد مصاحبه اى اختصاصى است كه در شماره زمستان ۲۰۰۵ - نشريه «انجمن فلسفى - انجيلى» ( Philosophia Christi ) به چاپ رسيده است.

    Philosophia Christi يكى از بهترين نشريات ادوارى در زمينه فلسفه دين در دنياست.

    پروفسور آنتونى فلو (Anthony Flew)
    ۸۲ ساله، ملحد و فيلسوف مشهور انگليسى است و براى دهه ها نماد و قهرمان بى ايمانان بوده است.

    تغيير ديدگاه هاى او ازالحاد به سمت خدا باورى، خبر بسيار مهمى است،

    نه تنها از جهت سلوك شخصى اش بلكه از جهت نيروى اقناعى ِ براهينى كه خداباوران مدرن همواره براى مقابله با طبيعت گرايى ملحدانه به كار مى برده اند.

    مصاحبه گر دكتر گرى هابرمس (Gary Habermas) است، فيلسوف و مورخى پركار از دانشگاه ليبرتى كه بارها با فلو به بحث نشسته است.

  2. #2
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: پروفسور آنتونی فلو، فیلسوف انگلیسی: حرکت من از کفر به خداباو

    پرسش های جدی و بزرگ

    آنتونى فلو و گرى هابرمس ،
    در فوريه ۱۹۸۵ در دالاس، تگزاس با هم ملاقاتى داشتند. مناسبت آن ملاقات مجموعه مباحثاتى ميان ملحدان و خداباوران با شركت بسيارى از فيلسوفان پرنفوذ، دانشمندان و ديگر فرهيختگان بود.

    اندك زمانى بعد، در مى ،۱۹۸۵ فلو و هابرمس در دانشگاه ليبرتى پيش چشمان جمعيت فراوانى به مناظره پرداختند. موضوع مناظره آن شب، تجديد حيات (Resurrection) عيسى بود.

    فلو ، گر چه به تحقيق برجسته ترين ملحد فلسفى جهان بود،

    اما به نحو خيره كننده اى نيز عنوان يكى از مهم ترين مفسران فلسفى درباره موضوع معجزات را نيز به دست آورده بود.
    هابرمس نيز متخصص موضوع تجديد حيات عيسى بود. از اين رو گفت وگوى آنان درباره سنديت تاريخى اين آموزه محورى مسيحيت پيامد طبيعى پژوهش هاى آنان بود.

    درطول بيست سال پس از آن، فلو و هابرمس دوستى شان راگسترش دادند، بارها وبارها به يكديگر نامه نوشتند، اغلب با هم گپ مى زدندو درباره تجديد حياتبارها گفت وگو مى كردند.
    در آوريل ۲۰۰۰ در مناظره اى زنده در شبكه تلويزيونى Inspiration شركت كردند كه جان انكربرگ، مجرى و ميانجى آن بود.

    در ژانويه ۲۰۰۳ نيز در دانشگاه ايالتى پلى تكنيك كاليفرنيا بازهم درباره تجديد حيات به گفت وگو نشستند.

    در خلال چند مكالمه تلفنى كه اندكى پس از آخرين گفت وگوشان داشتند،

    فلو به هابرمس توضيح داد كه دارد متوجه خداباور شدن خود مى شود.

    در حالى كه فلو در آن زمان موضعش را تغيير نداد، اما نتيجه گرفت كه برخى ملاحظات فلسفى و علمى، او را وادار به نوعى بازانديشى جدى مى كند.

    او در توصيف موضعش مى گويد كه نوعى موضع الحادى است كه اكنون با پرسش هاى جدى و بزرگى مواجه است.


    پروفسور فلو : خداباوری بر حق است


    یک سال پس از آن، در ژانويه ،۲۰۰۴ فلو به هابرمس اطلاع داد كه عملاً تبديل به يك خداباور شده است.

    او درحالى كه هنوز مفهوم وحى خاص را، چه مسيحى، چه يهودى و چه اسلامى، رد مى كرد، با وجود اين بدانجا رسيد كه خداباورى برحق است.
    به گفته فلو، او فقط «بايد به جايى مى رفت كه شواهد و مستندات او را مى برد».

    مصاحبه حاضر در اوايل ۲۰۰۴ انجام شد و پس از آن در ادامه سال، هر دو طرف بحث به جرح و تعديل آن پرداختند.
    در اين مباحثه برآن بوديم كه فلو را درگير موضوعاتى سازيم كه نمايانگر حركت او از الحاد به خداباورى باشد.

    هدف اصلى اين گفت وگو تعقيب جزئيات و تفاصيل هرموضوع خاص نبود، بنابراين از بسيارى مسائل كه انبوهى از ديگر پرسش ها راپيش مى كشيد، پرهيز كرديم. با كمال تأسف، اين مسائل را اغلب با حسرتناديده انگاشته اما براى فرصتى ديگر آماده نگه داشته ايم. همچنين در اقناعيكديگر نيز نكوشيده ايم.

    هدف يگانه ی ما تنها كاوش در گزارش دادناز موضع جديد فلو است، و از اين رو او اجازه داشته كه وجوه گوناگون سلوكشرا تبيين كند. به نظر ما اين به خودى خود هدفى ارزشمند است.
    در كنار آن، فايده ديگرى نيز رخ نمود، چرا كه فلو لحظات گوناگونى از كودكى، مطالعات زمان دانشجويى و حرفه اش را به ياد آورد :

    هابرمس: تونى، چندى پيش به من گفتى كه به وجود خدا ايمان آورده اى. توضيحى درباره اش دارى؟

    فلو: خوب، البته من بهخداى هيچ نظام وحيانى ايمان ندارم، گرچه در برابر آن ذهنى گشوده دارم. امابه نظر من اين ايمان در مورد خدايى ارسطويى كه ويژگى هايى نظير قدرت و نيزعقل دارد، اكنون قوى تر از هر زمانى در گذشته است. اكويناس مواد خام خودرا براى ارائه پنج روش خود در اثبات وجود خدا از ارسطو گرفت. اكويناس بهگونه اى نسبتاً مستدل اين مواد را اخذ كرد تا وجود خداى مسيحى رااثبات كند.
    اما خود ارسطو هيچ گاه تعريفى از واژه «خدا» به دست نداد، كه اين البته واقعيتى عجيب است.
    اما اين مفهوم هنوز نيز به نحوى بنيادين در سرخط پنجروش اكويناس جاى دارد. به نظر من، از وجود خداى ارسطو، نمى توان چيزىدرباره رفتار انسان استنتاج كرد. بنابراين، آنچه ارسطو بايد درباره عدالتمى گفت (البته عدالت آن گونه كه پدران بنيانگذار جمهورى آمريكايى درك مىكردند نه عدالت «اجتماعى» در ديدگاه جان رالز) مى بايست تصورى بسيار انسانى تر مى بود، و او مى انديشيد كه اين تصور از عدالت آن چيزى است كه بايد بر رفتار انسان هاى منفرد در ارتباطشان با ديگران حاكم باشد.

  3. #3
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: پروفسور آنتونی فلو، فیلسوف انگلیسی: حرکت من از کفر به خداباو

    پرسش های جدی و بزرگ

    آنتونى فلو و گرى هابرمس ،
    در فوريه ۱۹۸۵ در دالاس، تگزاس با هم ملاقاتى داشتند. مناسبت آن ملاقات مجموعه مباحثاتى ميان ملحدان و خداباوران با شركت بسيارى از فيلسوفان پرنفوذ، دانشمندان و ديگر فرهيختگان بود.

    اندك زمانى بعد، در مى ،۱۹۸۵ فلو و هابرمس در دانشگاه ليبرتى پيش چشمان جمعيت فراوانى به مناظره پرداختند. موضوع مناظره آن شب، تجديد حيات (Resurrection) عيسى بود.

    فلو ، گر چه به تحقيق برجسته ترين ملحد فلسفى جهان بود،

    اما به نحو خيره كننده اى نيز عنوان يكى از مهم ترين مفسران فلسفى درباره موضوع معجزات را نيز به دست آورده بود.
    هابرمس نيز متخصص موضوع تجديد حيات عيسى بود. از اين رو گفت وگوى آنان درباره سنديت تاريخى اين آموزه محورى مسيحيت پيامد طبيعى پژوهش هاى آنان بود.

    درطول بيست سال پس از آن، فلو و هابرمس دوستى شان راگسترش دادند، بارها وبارها به يكديگر نامه نوشتند، اغلب با هم گپ مى زدندو درباره تجديد حياتبارها گفت وگو مى كردند.
    در آوريل ۲۰۰۰ در مناظره اى زنده در شبكه تلويزيونى Inspiration شركت كردند كه جان انكربرگ، مجرى و ميانجى آن بود.

    در ژانويه ۲۰۰۳ نيز در دانشگاه ايالتى پلى تكنيك كاليفرنيا بازهم درباره تجديد حيات به گفت وگو نشستند.

    در خلال چند مكالمه تلفنى كه اندكى پس از آخرين گفت وگوشان داشتند،

    فلو به هابرمس توضيح داد كه دارد متوجه خداباور شدن خود مى شود.

    در حالى كه فلو در آن زمان موضعش را تغيير نداد، اما نتيجه گرفت كه برخى ملاحظات فلسفى و علمى، او را وادار به نوعى بازانديشى جدى مى كند.

    او در توصيف موضعش مى گويد كه نوعى موضع الحادى است كه اكنون با پرسش هاى جدى و بزرگى مواجه است.


    پروفسور فلو : خداباوری بر حق است


    یک سال پس از آن، در ژانويه ،۲۰۰۴ فلو به هابرمس اطلاع داد كه عملاً تبديل به يك خداباور شده است.

    او درحالى كه هنوز مفهوم وحى خاص را، چه مسيحى، چه يهودى و چه اسلامى، رد مى كرد، با وجود اين بدانجا رسيد كه خداباورى برحق است.
    به گفته فلو، او فقط «بايد به جايى مى رفت كه شواهد و مستندات او را مى برد».

    مصاحبه حاضر در اوايل ۲۰۰۴ انجام شد و پس از آن در ادامه سال، هر دو طرف بحث به جرح و تعديل آن پرداختند.
    در اين مباحثه برآن بوديم كه فلو را درگير موضوعاتى سازيم كه نمايانگر حركت او از الحاد به خداباورى باشد.

    هدف اصلى اين گفت وگو تعقيب جزئيات و تفاصيل هرموضوع خاص نبود، بنابراين از بسيارى مسائل كه انبوهى از ديگر پرسش ها راپيش مى كشيد، پرهيز كرديم. با كمال تأسف، اين مسائل را اغلب با حسرتناديده انگاشته اما براى فرصتى ديگر آماده نگه داشته ايم. همچنين در اقناعيكديگر نيز نكوشيده ايم.

    هدف يگانه ی ما تنها كاوش در گزارش دادناز موضع جديد فلو است، و از اين رو او اجازه داشته كه وجوه گوناگون سلوكشرا تبيين كند. به نظر ما اين به خودى خود هدفى ارزشمند است.
    در كنار آن، فايده ديگرى نيز رخ نمود، چرا كه فلو لحظات گوناگونى از كودكى، مطالعات زمان دانشجويى و حرفه اش را به ياد آورد :

    هابرمس: تونى، چندى پيش به من گفتى كه به وجود خدا ايمان آورده اى. توضيحى درباره اش دارى؟

    فلو: خوب، البته من بهخداى هيچ نظام وحيانى ايمان ندارم، گرچه در برابر آن ذهنى گشوده دارم. امابه نظر من اين ايمان در مورد خدايى ارسطويى كه ويژگى هايى نظير قدرت و نيزعقل دارد، اكنون قوى تر از هر زمانى در گذشته است. اكويناس مواد خام خودرا براى ارائه پنج روش خود در اثبات وجود خدا از ارسطو گرفت. اكويناس بهگونه اى نسبتاً مستدل اين مواد را اخذ كرد تا وجود خداى مسيحى رااثبات كند.
    اما خود ارسطو هيچ گاه تعريفى از واژه «خدا» به دست نداد، كه اين البته واقعيتى عجيب است.
    اما اين مفهوم هنوز نيز به نحوى بنيادين در سرخط پنجروش اكويناس جاى دارد. به نظر من، از وجود خداى ارسطو، نمى توان چيزىدرباره رفتار انسان استنتاج كرد. بنابراين، آنچه ارسطو بايد درباره عدالتمى گفت (البته عدالت آن گونه كه پدران بنيانگذار جمهورى آمريكايى درك مىكردند نه عدالت «اجتماعى» در ديدگاه جان رالز) مى بايست تصورى بسيار انسانى تر مى بود، و او مى انديشيد كه اين تصور از عدالت آن چيزى است كه بايد بر رفتار انسان هاى منفرد در ارتباطشان با ديگران حاكم باشد.

  4. #4
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: پروفسور آنتونی فلو، فیلسوف انگلیسی: حرکت من از کفر به خداباو

    پروفسور آنتونی فلو :
    اكنون به نظر من يافته هاى بيش از پنجاه سال پژوهش هاى DNA موادى را براى نوسازى و قدرت بخشيدن به برهان اتقان صنع (Argument from design ) * فراهم مى آورند.


    فلو:همه آثار و انديشه هاى فلسفى ام عميقاً تحت تأثير مطالعاتم در آن سالى استكه با مشاوره گيلبرت رايل، پروفسور آن زمان فلسفه دانشگاه آكسفورد وويراستار مجله Mind، دوره تحصيلات تكميلى را مى گذراندم. همان سال بود كهاثر بسيار پرنفوذ او مفهوم ذهن
    (The Concept of Mind) نخستين بار به چاپ رسيد.
    در سال هاى ميان دو جنگ جهانى، مى شنيدم كه هرگاهروايت جديدى از برهان وجودى عرضه مى شد، گيلبرت بى درنگ خود را آمادهابطال آن مى كرد.

    عدم دلبستگى ابتدايى من به برهان وجودى زمانى بهانزجار از آن تبديل شد كه با خواندن كتاب عدل الهى (Theodicy) لايب نيتسفهميدم كه او با يكسان انگاشتن مفهوم وجود (Bring) با مفهوم خير (كه خودآن نيز از يكسان انگاشتن مثال ايده خير با مثال ايده امر واقع در جمهورىافلاتون اخذ مى شود) نتيجه گرفته بود كه جهانى كه در آن ابديتى از عذاب ورنج براى بيشتر انسان ها مقدر شده «بهترين جهان ممكن» است.

    هابرمس: بنابراين ازميان براهين اصلى خداشناسى مانند برهان كيهان شناختى، غايت شناختى، اخلاقىو وجودى، تنها براهين به واقع تأثيرگذارى كه به نظر تو قاطع هستند، اشكالعلمى برهان غايت شناختى است؟

    فلو: بله كاملاً. بهنظر من اين گونه مى رسدكه ريچارد داوكينز (Richard Dawkins) همواره اينواقعيت را ناديده مى گيرد كه خود داروين در بخش چهاردهم منشأ انواع، اشارهكرده است كه كل برهان او با موجودى آغاز مى شود كه از پيش داراى نيروىتوليدمثل است. اين مخلوقى است كه هر نظريه جامعى درباره تطور انواع بايدگزارشى از تطور آن به دست دهد. داروين خود به خوبى آگاه بود كه چنينگزارشى نداده است.
    اكنون به نظر من يافته هاى بيش از پنجاه سال پژوهش هاى DNA موادى را براى نوسازى و قدرت بخشيدن به برهان اتقان صنع فراهم مى آورند.

    هابرمس: به خاطر دارم كه تو به اين موضوع نيز در پيشگفتار جديدت بر خدا و فلسفه نيز اشاره كرده اى.
    فلو: بله همين طور است.

    هابرمس: اما آيا چون تو مفهوم ارسطويى خدا را تأييد مى كنى، مى توان لازمه سخن بعدى ارسطو مبنى بر اينكه علت اولى، عالم مطلق است تأييد كرد؟

    فلو: به گمانم مى توانچنين چيزى گفت. هرگز به آنچه كه مى توان درباره برخى از اين موضوعاتبنيادين انديشيد مطمئن نيستم. به نظر نمى رسد دليلى براى علت اولى وجودداشته باشد، اما به هيچ وجه مطمئن نيستم كه چقدر بايد اينجا به توضيح آنبپردازم. براى به دست دادن تبيينى از وجود جهان و هر آنچه در آن است چهمفهومى از خدا لازم است؟

    هابرمس: اگر خدا علت اولى است، علم مطلق و قدرت مطلق او چه مى شود؟

    فلو: خوب علت اولى، اگراصلاً علت اولايى موجود بوده باشد، به روشنى هرچه تمام تر هرچه را كه وجوددارد ايجاد كرده است. به گمان من، اين امر متضمن مفهوم خلقت «در سرآغاز» است.

    هابرمس: تو در همان پيشگفتار مقايسه اى نيز ميان خداى ارسطو و خداى اسپينوزا كرده اى. آيا تو نيز به مانند برخى از مفسران اسپينوزا مى خواهى بگويى كه خدا در همه چيز هست؟

    فلو: من آنجا اشاره مى كنم كه كتاب خدا و فلسفه منسوخ است و اكنون بايد آن را سندى تاريخى دانست و نه بحثى زنده.
    من با اسپينوزا همدلى دارم چون او جملاتى دارد كه بهديده من به درستى وضعيت انسان را توصيف مى كند. اما براى من مهم ترين چيزدرباره اسپينوزا آنچه او مى گويد نيست،
    بلكه آن چيزى است كه نمى گويد. او نمى گويد كه خدا ترجيحى يا نيتى درباره رفتار انسان يا درباره سرنوشت ابدى انسان ها دارد.


    *
    برهان اتقان صنع در كنار براهين هستى شناختى و جهان شناختى ، يكى از مهم ترين براهين به شمار مى رود. خلاصه ى اين برهان چنين است :
    جهان، نمايانگر نظم هدفمند (طرح و تدبير و انطباق) است; بنا بر اين، بايد پديد آورنده ى آن طراح هوش مند يا مدبر حكيم باشد. مشخصه ى عمده ى نظم هدفمند اين است كه مفهوم روندها و ساختارهايى را پيش مى كشد كه به نحوى با هم تناسب يافته اند تا نتيجه ى خاصى را به بار آورند.

  5. #5
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: پروفسور آنتونی فلو، فیلسوف انگلیسی: حرکت من از کفر به خداباو

    پروفسور جان هیک در موسسه گفتوگوی ادیان:
    فقط يک حقيقت غايی وجود دارد که از آن با عنوان خدا ياد میکنيم


    پروفسورجان هیک، مهمترین نظریهپرداز کثرتگرایی دینی و استاد سابقدانشگاهبیرمنگام با حضور در میزگرد موسسه گفتوگوی ادیان به تبادل نظرباعلاقهمندان دینپژوهی پرداخت و به سئوالات متعدد آنها پاسخ داد.

    وی در پاسخ به این سئوال که متفکران ادیانگوناگون چگونه میتوانند بیندیدگاههای کثرت گرایانه با اعتقاد محکم وقوی به دین شخصی خود جمع کنند،گفت:
    به لحاظ روانشناسیبرخی قادر به جمع ایندو هستند و برخی نه. افرادی که غالبا با پیروان ادیاندیگر ارتباط دارند وبه نحو ملموس و تجربی اثرات تحول شخصیت را که مهمترینکارکرد ادیان است،به عینه در آنها درمییابند، بهتر میتوانند این کار راانجام دهند.
    وی افزود: اما این مسئله به لحاظ فلسفی نیز قابل بررسیاست. ادیان غالبادر انزوا و با قطع توجه از ادیان دیگر متولد شدهاند،گویا تنها یک دین وپیروان همان دین وجود دارند. بنابراین، تعالیم هر دینحول این محور متمرکزاست که شعائر و حقایق آن دین خاص برحق است و ادیاندیگر از حقیقت محرومند.بنابراین پذیرش کثرتگرایی برای کسانی که تحت اینتعالیم آموزش دیدهاند،دشوار است.


    نظریهپرداز پلورالیسم دینی در پاسخ به این سئوال که چگونه میتوانید معتقد باشید تنها یک حقیقت غاییوجوددارد؟، گفت: فهم من از پلورالیسم دینی مبتنی بر یک اصل معرفتشناختیبسیارمهم است که از آن با عنوان "واقعگرایی نقادانه" یاد میکنم کهتوماسآکویناس یکی از نمایندگان این اندیشه است.
    هیک افزود: آکویناس معتقدبود که اشیا و امور این عالم طبق حال و مزاجروحی و فکری فرد شناسانندهشناخته میشوند، بنابراین نقش فاعل شناسا درپروسه شناسایی بسیار مهم است.خلاصه این دیدگاه مبتنی بر این نکته است کهذهن آدمی در روند شناخت، به هیچوجه منفعل نیست، بلکه فعال است.

    جان هیک سپس گفت: وقتی دیدگاه واقعگرایی انتقادی را به عالم ادیان تعمیم دهیم، محصول کار این خواهد بود کهدیناز یک سو مخلوق ذهن ما نخواهد شد و از سوی دیگر ما انسانها هیچ راهیبرایشناخت حقیقت غایی و متعالی خداوند نداریم، جز از طریق اذهانلغزشپذیر،کوچک و محدود خود.
    استاد سابق دانشگاه بیرمنگام افزود: وقتیآکویناس از حال فکری وروحی فاعل شناسا سخن به میان میآورد، این اصل درسطح ادراکات حسی موجبتنوع و کثرت زیادی نمیشود، اما وقتیبحثشناخت و تجربه دینی به میان میآید، آزادی افراد بسیار گستردهترمیشود واز همین لحاظ و برخلاف ادراک حسی، تنوع نیز بسیار قوت و وسعتپیدا میکند. بنابراین ما قائل به وجود یک امر غایی هستیم که از آن به عنوان خدا یاد میکنیم، اما این امر متعالی به وسیله سنتهای دینی گوناگون به شیوههای مختلف مورد تجربه و ادراک قرار میگیرد.


    هیکدر پاسخ به این سئوال که از میان برهانهای اثبات وجودخداوند، کدام راقانعکنندهتر میدانید؟ گفت: هیچ کدام از برهانهاغیرقابل خدشه نیستند،اما به لحاظ فلسفی برهان وجودشناسانه از قوت بیشتریبرخوردار است، زیرامفاهیم ذهنی وسیعی در آن نهفته است. البته این برهاننیز اثباتکننده نیستو کانت هم به اشکالات عمیق آن اشاره کرده است. امابرهان نظم هم مهم است وهم به لحاظ وسعت تاثیر از دیگر برهانها بهتر است.

    همان گونه که آنتونی فلو–که در ابتدا پیرو الحاد بود و بعدها در سیر تفکری خود دچار تحول شد –معتقداست، تنظیم عقلانی و هوشیارانه این عالم یکی از شواهدی است کهبیانگر وجودنوعی ناظم در جهان است که البته با خدای ادیان تفاوت دارد.

    اندیشه فنا ناپذیری جهان به کمک کشفیات نجومی باطل گردیده است.
    کشفیاتی چون انبساط عالم و تشعشعات محیطی آن و همچنینمحاسبه نسبت هیدروژن به هلیوم نشان دادند جهان آغازی داشته و حدود 15 تا17 میلیارد سال پیش در نتیجه انفجار بزرگ، از هیچ به وجود آمده است.
    حامیان فلسفه اومانیسم و ماتریالیسم با وجود آنکه نسبت به قبول نظریه انفجار بزرگ بیتمایل بودند، بالاخره مغلوب آن گشتند. در نهایت جوامع، نظریه انفجار بزرگ را که به معنی آغازمندی جهان است پذیرفتند.

    چنین شد که «آنتونی فلو» از متفکران منکر خدا ، مجبور به اعتراف گردید:
    بنابراین اعتراف میکنم که اجماع معاصر کیهان شناسان موجب شرمساری منکران خدا میشود، چون به نظر میرسد کیهانشناسان به دلایل علمی دست یافته اند که پیشتر با اثبات فلسفی آن مخالفت میشد. یعنی جهان آغازی داشته است...

    .Henry Margenau, Roy Abraham Vargesse, Cosmos, Open Court Publishing, 1992, p. 241

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ضربه گير خودرو، گزينه جديدي براي توليد برق
    توسط HRG در انجمن مباحث فني خودرو
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۱۹ خرداد ۸۹, ۱۸:۵۳
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۲۳ شهریور ۸۸, ۰۷:۴۲
  3. نانو اتومبيل ب ام و، تحقق يك روي
    توسط HAMIDREZA در انجمن خودروهای خارجي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۶ شهریور ۸۷, ۰۱:۴۹
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۰۳ آذر ۸۶, ۰۲:۰۹
  5. یک انگلیسی متولد ایران برنده جایزه نوبل ادبی شد
    توسط hrg1356 در انجمن بایگانی اخبار فرهنگی اجتماعی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۲۲ مهر ۸۶, ۰۱:۰۷

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •