تصور اینکه قرار است همه ساکنان زمین در سال 2012در اثر یک سلسله حوادث مهیب طبیعی، زیر آب بروند و جان بدهند، به خودی خودبسیار هولناک است. این تصور وقتی توسط کارگردان توانای «روز استقلال» یعنیرولند امریخ (Roland Emmerich)، با جلوه های بصری بی‎سابقه به تصویر کشیدهشود، می تواند موجی از نگرانی در میان ساکنان زمین به وجود آورد و سپس حتیعنوان "مادر ژانر بلایای طبیعی" از آن خود کند.[JUSTIFY]خصوصااینکه کمپانی تبلیغاتی این فیلم جار و جنجال راه انداخت و با هدف فروشبیشتر، سال 2012 را به عنوان سال پایان جهان معرفی کرد تا به این توهم رنگواقعیت ببخشد. این مساله از آنجا شروع شد که مسئولان کمپانی سونی پیکچرزدست به آماده سازی وب سایتی زدند و با ارائه کلیپ های تبلیغاتی کار را بهآنجا کشاندند که دست آخر مسئولان ناسا به تهیه کنندگان کمپانی سونی درمورد تبلیغات این فیلم در اینترنت هشدار دادند و از آنها خواستند برای رفعاین سوء تفاهم عمومی دست به کار شوند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]کارگردانبدبین<S1></S1>2012 قبل از اين هم در فيلمهايي مثل «روزاستقلال» (درباره حمله موجودات فضايي به زمين) و «پس فردا» (نابودي جهانبه دليل تغيير وضعيت گلخانهاي و گرم شدن تدريجي جو) دست به نابودي كرهخاكي زده است. اما وی درباره روند کاری سه اثر اخیر خودش میگوید: «بهنظرم ما بیش از پیش درباره آینده بدبین شدهایم. در «روز استقلال» دنیاچیزی بود که ارزش دفاع کردن را داشت. پیام «روز پس از فردا» این بود کهاگر ما به همین رویه ادامه بدهیم در آب فرومیرویم و حرف «2012» این استکه کار ما تحت هر شرایط تمام است».[/JUSTIFY]
[JUSTIFY][/JUSTIFY]
[JUSTIFY]مروری بر داستان[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]رولندامریخ در كار تازهاش پا را فراتر ميگذارد و تصاویری از ویرانی تمدن شهریخلق ميكند كه مشابه آن تا پیش از اين در هيچ فيلم سينمايياي به نمايشدرنيامده است. همه مردم جهان به استثنای 400 هزار نفر در «2012» محكوم بهيك مرگ تلخ و سخت می شوند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]این فیلم اگرچهبر اساس یک پیش گویی اقوام مایایی ساکن در نواحی مرکزی آمریکا، این سال رابه عنوان پایان جهان انتخاب کرده اما با استفاده از مضمونی علمی - تخیلیداستان را به پیش می برد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]«2012» با صحنههایی از اتعاشات عظیم و غیرعادی خورشید که به سوی زمین روانه می شود، آغازمی شود. یک محقق هندی برای اولین بار در سال 2009 متوجه این ارتعاشاتمیشود و تاثیر آن بر فعال شدن هسته مذاب زمین را با یک محقق آمریکایی درمیان می گذارد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]آدریان زمین شناس آمریکاییبه هند می رود تا گزارشی از این موضوع برای هیئت حاکمه آمریکا ببرد. امواجو نیروهای متصاعد از این تشعشات باعث شده درجه حرارت هسته زمین به سرعتافزایش یابد و این ماجرا به زودی موجب فوران هسته زمین، زلزله های پی درپی و بالاآمدن سطح آب دریاها می شود. این اتفاقات نهایتا به آب گرفتگیسراسر زمین و نابودی ساکنان این سیاره در سال 2012 خواهد انجامید. آدریانموضوع را به کاخ سفید اطلاع داده و کار به اجلاس سران گروه بیست می کشد وتصمیم این می‎شود که طی یک پروژه فوق سری، 400 هزار نفر از برگزیدگان برخیکشورهای جهان به اضافه آثار مهم فرهنگی تمدنی قابل انتقال و نیز یک جفت ازهمه حیوانات انتخاب شوند تا در روزهای منتهی به تاریخ 12/12/2012 در کشتیمسقفی که کوهستانهای مرتفع چین به همین منظور از قبل ساخته می شود جایبگیرند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]اما محور این داستان یک رمان نویسناموفق و روشنفکر آمریکایی به نام جکسون است که شغل دومش رانندگی یکسرمایه دار روسی به نام یوری کارپف است. جکسون به صورت محیرالعقول و خیالانگیزی خانواده اش را از زلزله های پی در پی شهرهای آمریکا نجات می دهد وخودش را به چین می رساند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]او وقتی به اتفاقخانواده اش به شهر فلزی ساخته شده بر فراز ارتفاعات چین می رسد، راهی برایورود به کشتی (زیردریایی) غول پیکر پیدا می کند اما با مشکلات پیچیده‎ایروبه رو می شود که دست آخر ماموریت نجات نسل بشر بر عهده او قرار می‎گیرد.او و خانواده اش در قسمت چرخ دنده های لولای دریچه کشتی گیر افتاده اند.در این بین پیش از آنکه دریچه های کشتی بسته شود، سطح آب آنقدر بالا میآید که کشتی دچار آبگرفتگی می شود و اینگونه است که این ماموریت بر عهدهاو می افتد. او وقتیکه درگیر تعمیر نقص فنی دریچه کشتی است، با همکاریپسرش «نوح» منجی نسل بشریت می شوند تا دوباره تاریخ زمین از 01/01/01 آغازشود.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]تاریخ 27/01/01 در تصاویر پایانی فیلمنقش می بندد. حالا 27 روز است که کشتی نوح در سیاره آبی زمین شناور است ودیگر به نزدیکی خشکی هایی رسیده که از سوی آفریقای جدید که از بلندتریننقاط است، نمایان شده. قهرمانان فیلم در عرشه های کشتی آفتاب می گیرند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]سوژه حساس <S1></S1>داستانی[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]اگرچهضعفهای تکنیکی در پیوستگی ساخت داستانی خصوصا در شکل عجیب و غریب نجاتیافتن قهرمان داستان از بلایای طبیعی دائما تکرار می شود اما جلوه هایبصری شگفت انگیز و جدید و اتفاقات هولناکی که یکی پس از دیگری اتفاق میافتد بیننده را سرگرم میکند. و مهمتر از این دو، ایده پایان دنیا در عینادامه دنیا است که پایه حوادث داستان قرار گرفته است. همه اینها به اضافهپیامهای سیاسی و فرهنگی مدنظر رولند امریخ، این فیلم را در جایگاهی فراتراز یک اکشن علمی- تخیلی صرف قرار می دهد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]نویسندگانفیلمنامه تلاش کرده اند داستان پایان تدریجی جهان را با اتکا به اکتشافاتعلمی وقایع فیزیکی مستند کنند تا برای بینندگان که با قواعد فیزیک جدیدفکر میکنند و زندگی می کنند، اقناع کننده باشد. زمان پایان جهان اما از یکداستان افسانه ای اقوام مایایی گرفته شده که سال 2012 را سال پایان جهانمیداند. در این میان نحوه نجات برگزیدگان نسل بشریت و آغاز دوباره جهان ازاین ماجرای هولناک، برگرفته از داستان حضرت نوح است.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]براساس این داستان باید یک جفت از نر و ماده همه حیوانات، در کنار 400 هزارنفر از برگزیدگان کشورهای قدرتمند جهان در زمان مقرر به سوی سفینه بزرگیکه یادآور کشتی نوح است فراخوانده شوند تا نسل بشریت نجات یابد. در اینمیان عموم ساکنان زمین محکوم به مرگند، حتی دانشمند هندی که برای اولینبار این اتفاق را پیش بینی کرده است. اگرچه استفاده از داستان نوح، فضایجدیدی در فیلمهای آخرالزمانی گشوده اما نگاه به ادیان در این فیلم کاملاحساب شده بوده است.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY][/JUSTIFY]
[JUSTIFY]قابلیت بودا برای حضور در دنیای آینده[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]درسکانسی از فیلم؛ در حالیکه تصاویر تلویزیونی سی ان ان نشان‎دهنده غافلگیریو نگرانی صاحبان و مومنان دیگر ادیان نسبت به زلزله‎ها و بلایای طبیعیآخرالزمان است، راهبان بودا در ارتفاعات چین در آرامش کامل به پایان جهانمی اندیشند و از پیش خودشان را آماده پایان جهان می کنند. راهب جوان ازسوی راهب پیر برای حضور در کشتی فرستاده می شود. وقتی جکسون و گروه همراهشدر کوهستان گیر افتاده اند، راهب بودایی جوان آنها را نجات می‎دهد و بهمحل کشتی می‏رساند. راهب بزرگ اما تا آخرین لحظات که امواج سهمگین سونامیبه سوی معبدی بر فراز کوه می شتابد، تماشاگر امواج است و با نواختن زنگآخرالزمان، آخرین مناسک آیینی را به جا می آورد و در ساختمان معبد کهبوسیله امواج سونامی ویران می شود، جان میدهد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]البتهامریخ و همکار فیلمنامهنویسش هارولد کلوسر(Roland Emmerich) در «2012»بسیاری از شهرها و کشورها از جمله ریو دوژانیرو، رم، کالیفرنیا، واشنگتن،تبت، لاس وگاس و تعداد زیادی از نمادهای معروف دینی یا تاریخی مانندابلیسک را ویران کردهاند، اما به خاطر حساسیتهای موجود سراغ تخریبنمادها و مکانهای اسلامی نرفتهاند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]اینفیلم البته نافی معنويت، اخلاق و دين نیست اما سعی دارد همه چیز را در ذیلباورهای اومانیستی و سیادت آمریکا جای دهد. بودایی ها بر نوعی از معنویتتاکید دارند که فراتر از برخی تجربه های معنوی شخصی نیست و مهم این است کهسیادت آمریکا و استیلای تمدن غرب را می پذیرد. اما باید دقت کرد که در اینفیلم خود بودایی گری اجازه و توانايي ورود به عصرِ آينده را پيدا نميكند،بلكه او باید منجی را به محل سفینه برساند و بعد تماشاگر فداکاری وهنرنمایی یک انسان میان مایه و روشنفکر آمریکایی باشد که ضمنا از فیزیکبدنی خوبی برخوردار است و توانایی این کار را دارد. به این ترتیب در 2012،بودا می تواند نمود معنويت آينده باشد چرا که قابليت جمع با مدرنیته راداراست. امروزه در اتمسفر رسانه ای غرب نیز هندو ـ چينيها تداعي كنندةمعنويت هستند و شخصیت رسانه ای خود را در کسی مانند دالایی لاما رهبرمعنوي تبتيها می جویند که بازیگر استراتژیک آمریکاست و چپ و راست بامتحدان آمریکا در سراسر جهان می نشیند و فالوده می خورد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]بههمین جهت است که برادران واچوفسكي در تریلوژی ماتریکس نیز با نئوهندوئيسماجازه و توانايي ورود به عصرِ آينده را پيدا ميكنند که قابليت جمع بامدرنیته را داراست.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]از سوی دیگر آخرالزمانمورد نظر این فیلم در هیچ یک از ادیان مورد اشاره قرار نگرفته. سازندگان«2012» یک تقویم باستانی مایایی را مبنای فیلم قرار دادند که به اعتقادبرخی در آن پیشبینی شده دنیا 21 دسامبر 2012 نابود میشود. عمومتحلیلگران روایت این فیلم از آخرالزمان را برگرفته از باورهای مایایی میدانند و در تمام پوسترها و آنونسهای فیلم آمده: «تمدن بشری اولیه درموردپایان دنیا هشدار داد». افسانههای موجود درباره تقویم مایایی که اغلب بهغلط تعبیر شده، بهترین دستاویز برای امریخ و کلوسر بوده است.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]امامشکل این جاست که مایاها واقعاً پایان دنیا را پیشبینی نکردند. دکتردیوید استیوارت، استاد رشته هنر و تاریخ هنر در دانشگاه تگزاس که متخصصتمدن مایاهاست، میگوید: «هر جور تصور کنید، مایاها هیچگاه چنین چیزینگفتند. در تقویم قدیمی مایایی، 21 دسامبر 2012 آغاز دوره سیزدهم است ودوره چهاردهم هم وجود دارد. استیوارت میگوید: «تصور نمیکنم هیچ کس اینفیلم را جدی بگیرد.»[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]نامگذاری و شخصیت پردازی معنی دار[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]امانویسندگان فیلمنامه با فراست در نامگذاری بازیگران و شخصیت پردازی آنهادقت کرده اند. همانگونه که گفتیم وقتی که بناست جکسون کشتی را نجات دهد،حضور شجاعانه پسرش در آخرین لحظات و همکاری او موجب نجات زمین می شود. نامپسر او نوح است. در واقع شجاعت «نوح» به داد جکسون می رسد و نسل بشریتنجات می یابد. «نوح نوجوان» کسی است که می خواهد از دنیای آینده آینده لذتببرد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]از سوی دیگر کارگردان سعی کرده باتعریف شخصیتهایی از کشورهای مختلف دنیا دایره شخصیتهای داستانی را وسیعکند تا بتواند برای خودش مخاطبانی از سراسر جهان دست و پا کند. کارگرداناجازه داده شخصیتها به زبان خودشان سخن بگویند و حتی مثلا ضرورتی ندیدهکه زبان هندی یا فرانسوی زیرنویس شوند. با این حال همه ملل بر محورآمریکایی ها موفق به نجات خود می شوند و هیئت حاکمه آمریکا مدیریت پروژهرا برعهده دارند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]یکی از آنها، شخصیت منزجرکننده و خودخواهانه یوری کارپف به عنوان یک تاجر ثروتمند روس است که باحضور پسران دوقلوی او تکمیل می شود. همسر کارپف فوت شده و او دوست دختریبه نام تامارا دارد. وقتی هلیکوپتری میخواهد آنها را از ارتفاعات چیننجات دهد، او تامارا را جا می گذارد. با این حال، کارپف در نهایت به خاطرنجات دو پسرش جان خود را از دست می دهد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]همچنینشخصیت فرانسوی که عهده دار جمع آوری آثار برگزیده از میراث فرهنگی هنریجهان است و خیلی زود کشته می‎شود؛ دانشمند هندی که تغییرات خورشید و زمینرا کشف می کند؛ خاندان ثروتمند عرب که به عنوان نماینده مسلمانان تلقیمیشوند و به شکلی ذلیلانه و با استناد به سرمایه و تبارش، خواهان حضور درکشتی بزرگ است؛ راهبان تبتی که از این واقعه مطلعند و به صورتی مناسکیبدان تن داده‎اند؛ کشور چین به عنوان پایگاه ساخت کشتی و پذیرش کنندهچهارصدهزار نفر برگزیده؛ اینها حاکی از سیاستگذاری امریخ برای نمایش سهمهر یک از ملل و ادیان در دنیای آینده است.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]رئیس جمهور سیاه پوست و مردمی آمریکا![/JUSTIFY]
[JUSTIFY]امابا اینکه بیش از 5 سال از ساخت این فیلم سینمایی می گذرد، شخصیتی که بهعنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شده یک سیاه پوست است. وقتی که شهرواشنگتن در آستانه نابودی قرار دارد و هیئت حاکمه آمریکا در حال ترک اینشهر با یک هواپیمای مسافربری بزرگ هستند، توماس ویلسون یعنی آقای رئیسجمهور می گوید همه مردم باید شانس ترک کردن آمریکا را داشته باشند و بههمین جهت تصمیم می گیرد در میان مردم بماند و با آنها بمیرد. او بر صفحهتلویزیونهایی که در سراسر خیابانها وجود دارد، ظاهر می شود و در رسایآمریکا سخن می گوید و به مردم آرامش می دهد. اما با قطع شدن تلویزیونها اوبه میان مردم می آید، بر سرشان دست می کشد و آنها را مورد ملاطفت قرارمیدهد. او آنقدر ساده و بی واسطه در میان مردم حضور یافته که وقتی درخیابانی به یک پزشک که مشغول مداوای بیماری هست، تذکری میدهد آن پزشک ویرا نمی شناسد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]رفتار مردمی این رئیس جمهورتقریبا در میان هیچ یک از روسای جمهور دنیا -چه در عالم سینما و چه درعالم واقع!- نظیر ندارد و از جهت تماس بی واسطه و مستقیم با مردم تنها بارئیس جمهور ایران قابل مقایسه است. همچنین انتخاب کاراکتر سیاه پوست برایاین نقش جای تامل جدی دارد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY][/JUSTIFY]
[JUSTIFY]آخرالزمان یا قیامت؟[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]ازسوی دیگر 2012 بین پایان و ادامه زندگی سردرگم است، و این سردرگمی در اینجمله کارگردان فیلم هم هست که می گوید: "وقتي شما ميخواهيد يك دروغ؛واقعي و رئاليستي به نظر برسد، بايد سخت كار و تلاش كنيد."[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]تحولعظیم در زمین و اجرام آسمانی در این فیلم، می تواند انتهای ژانرآخرالزمانی و آغاز ژانر دیگری باشد. چرا که<S1></S1> بلایایطبیعی به نمایش درآمده در این فیلم فقط با اتفاقی مانند «قیامت» قابل قیاساست و مشابه توصیفی است که از قیامت در کتب آسمانی شده است. با این تفاوتکه جمعی از برگزیدگان گروه بیست، نجات می یابند و دوباره با فرونشست آب،در جای دیگری از زمین ساکن می شوند. به این ترتیب شایدکارگردان<S1></S1>به این توهم دامن می زند که با قدرت علم میتوان حتی از قیامت هم جان سالم به در برد![/JUSTIFY]
[JUSTIFY]منجی میان مایه[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]منجییک شخصیت متوسط الحال و آدمی معمولی است. او یک رمان نویس ناموفق است کهراننده اتومبیل لیموزین سرمایه دار روسی است. تعریف کاراکتر متوسط الحالبرای منجی در برخی فیلمهای آخرالزمانی از هیچ یک از متون دینی قابلاستخراج نیست و البته در این میان تنها دین یهود منجی را فردی معمولی میداند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]این شخصیت البته یک ویژگی مثبت داردو آن اینکه به خانواده اش علاقه مند است. شاید یکی از ویژگیهای مثبت اینفیلم خانواده گرایی آن است. آنجا که کارپف جانش را برای نجات فرزندانش فدامی کند و یا آنجا که دو شخصیت مجرد و بزرگسال فیلم یعنی ماتارا و سیلبرمنکشته می شوند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]به هر روی 2012 هنوز در حالاکران است، منتقدین و مردم از آن استقبال کرده‎اند و حرف و سخن درباره آنبسیار است اما اقبال مخاطبان از ایده های آخرالزمانی و پایان جهان را بایدبیش از همه به شرایط کلی حاکم بر غرب در دهه اخیر دانست. بحران دامنگیراقتصادی، نظامی گری روزافزون و لشکرکشی به عراق و افغانستان، گرم شدن زمینو بحرانهای فزاینده زیست محیطی، حاد شدن نابهنجاری های فرهنگی و اخلاقی ومانند آن، همه و همه به این باور عمومی دامن زده که دنیا رو به پایان استو یا رو به آغازی دوباره که با ظهور منجی آخرالزمان از سر گرفته خواهد شد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][/JUSTIFY]