مطلبی که میخواهم برایتان بگویم مربوط میشود بهدروغ گفتن. حتما همه شما شنیده اید که در امریکا اصل بر راستگویی افراداست مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. در حالیکه در ایران شما زمانی میتوانیدبر راست بودن حرفی مطمئن شوید که انواع و اقسام شواهد و مدارک بر راستبودن آن حرف دلالت کند.
ولی علت چیست؟ چرا در جایی که ارزشهای سنتی و حتی آموزه های مذهبی تاکید بر راستگویی دارد, دروغگویی اینچنین رواج دارد؟

من این مسئله را از دو دیدگاه زیر بررسی میکنم:

1-از دیدگاه روانشناسی بنظر میرسد که دروغ در کشور ما بعنوان یک وسیله دفاعیاستفاده میشود. از زمان کودکی, مردم ما آموزش میبینند که چگونه با دروغگفتن از مجازات و تنبیه خلاص شوند. متاسفانه چون این روش در مملکت ما کارمیکند و همه ما تجربه های زیادی داریم که با گفتن دروغ, از مکافات رهاییپیدا کرده ایم, کم کم این روش بعنوان یک وسیله دفاعی ارزشمند برای ما درآمده است.

بعنوان مثال ممکن است در کودکی کار بدی کرده باشیم و یکبزرگتر به ما گفته است که اگر راستش را بگویی تو را تنبیه نمیکند. ولی پساز اینکه راستش را گفتید تجربه ای برای شما بدست می آید که دیگر تا آخرعمرتان راست نگویید. در ضمن شما متوجه شده اید که بزرگتر شما هم دروغ گفتهاست و برخلاف قولش شما را تنبیه کرده است. پس یاد میگیرید که با دروغ گفتننه تنها میشود از مجازات فرار کرد بلکه میشود از آن برای فریب دادنانسانهای دیگر هم استفاده کرد.

کم کم کودکان آموزش میبینند کهچگونه دروغهایی بگویند که باورپذیر باشد و هر کس که بهتر و راحت تر بتوانددروغ بگوید در کارهایش موفق تر خواهد شد. به کسی که جریمه شده است و باافسر پلیس چانه میزند دقت کنید. او تمام حربه ها و آموخته هایش را بکارمیگیرد تا دروغی به افسر بگوید و او را از نوشتن برگه جریمه منصرف کند. درواقع راننده متخلف در یک حالتی قرار میگیرد که ناخودآگاه به عنوان اولینوسیله دفاعی به دروغ متوسل میشود تا بلکه از آن حالت ناخوشایندی که برایشپیش آمده است, نجات پیدا کند.

در جامعه امریکا چنین چیزی وجودندارد و یا بسیار کمرنگ است. دروغ بعنوان یک کار زشت در جامعه جا افتادهاست و خطایی نیست که از دروغ گفتن بدتر باشد. بنابراین ناخودآگاه شما برایپوشش خطایی که مرتکب شده اید از دروغ گفتن استفاده نمیکنید زیرا خود دروغگفتن گناهی است بدتر از عمل مرتکب شده. مگر در مواردی مثل قتل و جنایت کهاهمیت آن از دروغ گفتن بیشتر است و فقط مجرمینی که آب از سرشان گذشته است,تا جایی که میتوانند دروغ میگویند.

2- از دیدگاه جامعه شناسی, رواج دروغ در کشور ما علاوه بر عوامل روانی و فردی, از دو عامل مهم دیگر نیز سرچشمه میگیرد.

الف)عدم حمایت قانون از راستگویی و یا عدم وجود مجازات قانونی برای دروغ گفتن.همانطور که شما هم بخوبی میدانید, دروغ گفتن در ایران از نظر قانون جرمنیست. برای همین حتی مجریان قانون میتوانند براحتی از دروغ استفاده کنند وهیچ مرجعی از قانون نمیتواند آنها را به جرم دروغگویی مجازات کند.

درحالی که در امریکا, دروغ گفتن از نظر قانونی جرم است و هر فردی در جامعهاگر دروغ بگوید, از نظر قانون مجرم شناخته میشود. برای همین اگر شما درفرمهای رسمی چیزهایی را بنویسید که خلاف واقع است, میتوانند با آن مدرک,شما را مجازات کنند.

ب) عدم هماهنگی و یکسان بودن جامعه. در ایرانجوامع مختلف, نوع عملکرد و ارزشهای خاص خودش را دارد و یک فرد برای اینکهبتواند در ایران زندگی کند مجبور است حتی بر خلاف میل باطنی اش دروغبگوید.

بعنوان مثال ممکن است نماز خواندن در محل کار شما یک کارارزشی و یا حتی اجباری باشد و نگاه کردن به برنامه های ماهواره کاری زشت وناپسند باشد. در حالی که در خانواده نماز خواندن کاری غیر ارزشی باشد ونگاه کردن به ماهواره کاری مناسب باشد. و حتی ممکن است در جمع دوستانقدیمیتان هر دوی این اعمال خوب و یا بد باشد. شما تا جایی که امکان ابرازعقاید شخصی خود را دارید میتوانید طبق خواسته خودتان صحبت کنید ولی دربسیاری از این موارد مجبورید بخاطر عدم هماهنگیها دروغ بگویید.

مثالدیگر این است که شما در خانواده ای زندگی میکنید که در آن, دوست پسر داشتندخترتان یک کار غیر اخلاقی و ناپسند است. در حالیکه در بین دوستان وهمکلاسیان دخترتان نداشتن دوست پسر ناپسند تر است. بنابراین یک ارزش واحدبرای فرزند شما وجود ندارد که طبق آن پیش برود و مجبور میشود برای تطبیقخودش دروغ بگوید. بنابراین اگر دوست پسر داشته باشد به شما میگوید ندارد,و اگر دوست پسر نداشته باشد به همکلاسیش میگوید دارد.

در حالی کهدر امریکا چنین نیست و ارزشهای جامعه تقریبا یکسان و هماهنگ است و یک فردنیازی ندارد که برای تطبیق خود با جامعه دروغ بگوید. جوانان در سنین خاصنیازهای اجتماعی خودشان را بیان میکنند و همه هم تقریبا حالتهای آنها رامیفهمند. پس نیازی وجود ندارد که یک نفر بخواهد به کسی دروغ بگوید.

ج)برخی سنتهای اخلاقی و تعارفات ویژه در میان ایرانیان, مردم را تشویق بهدروغگویی میکند. بعنوان مثال شما اگر از کسی خوشتان نیاید, بنا بر عرفرایج به او دروغ میگویید که او را دوست دارید. یا اگر در مهمانی هستید واز غذایی خوشتان نمیاید, بخاطر خوش آمد صاحبخانه از غذا تعریف و تمجیدمیکنید.

در واقع ما با برخی از سنتهایمان, ارزشهای کاذب به دروغگفتن میدهیم و حتی میگوییم که دیدید چقدر آدم با حیا و نجیبی بود, بااینکه غذایم مزخرف شده بود ولی هی خورد و تعریف کرد و گفت که خیلی آن رادوست دارد. و یا اینکه ما در کشورمان نه گفتن را بد میدانیم و اگر کسی ازما درخواست پول کند, شروع میکنیم به گفتن دروغهای مختلف و عجیب و غریب.

درامریکا چنین ارزشهایی برای دروغ گفتن وجود ندارد و هیچ کسی بخاطر احترامگذاشتن و یا خوش آمد فرد دیگری دروغ نمیگوید. آنها با صراحت در مورداحساسات و تمایلات خودشان حرف میزنند و دروغ گفتن دیگران را حتی اگر درجهت خوش آمدشان باشد, ناپسند میدانند.

متاسفانه ایرانیان مقیم در امریکا نیز همچنان دروغ گفتن را به عنوان یکی از خصایص لاینفک خودشان حفظ کرده اند.



نویسنده: rs232
منبع: انجمن مهاجرسرا

مطلب دیگر از rs232 با موضوع [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]