آخرين ارسالات انجمنها

+ پاسخ به موضوع
صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 16 , از مجموع 27

موضوع: تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م

  1. #1
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    هنر های زیبا نماینده ی احساسات و روحیات هر ملتی است.

    و چون احساسات و روحیات هر قومی با ملل دیگر متقاوت است،
    « هنر های مردم » هم که تراوش های روحی آنهاست ، با یکدیگر تفاوت دارد.
    همانطور که آداب و سنن و عادات دو قوم با هم مختلف است،
    اگر موسیقی آنها نیز با هم متفاوت باشد جای تعجب نیست.

    اوضاع جغرافیائی و طبیعی و درجات روحی و معنوی و طرز عقاید و افکار و رسوم مذهبی و درجه ی تمدن و سوابق تاریخ و نیازهای زندگی مادی و ...
    همه ، در اختلاف موسیقی میان دو قوم عوامل بسیار موثرست.
    چنانکه روح و ذوق و احساسات و عواطف مردم مشرق زمین و مغرب زمین با یکدیگر چندان جنبه های مشترکی ندارند،
    به همین سبب هنرهای آنان نیز روش های و مشخصات مختلفی دارد.

    ایرانی ها ، هر مقدار هم که با موسیقی خارجی آشنا باشند،
    و به موسیقی خود با بی اعتنائی بنگرند،
    در هنگام فراغت و خستگی از تلاش های مادی ،
    دیوان حافظ و سعدی و مولوی را می جویند و چند بیتی از آن را با آهنگ موسیقی ملی خود - که با آن پرورش یافته اند - می خوانند.
    و اگر کتاب شعری نیافتند، و خود هم اصلا شعری از حفظ نداشتند،
    باز با خود زمزمه ای می کند ، که بی آنکه خود متوجه باشند، آهنگ ِ یکی از نغمات موسیقی میهن اوست.

    زیرا وی در دامان مادری پرورش یافته که با آهنگ « دشتی » برایش لالائی خوانده،

    در کوچه و بازاری گذر کرده که از دهان میوه فروش و کاسبان دوره گردش نغمه ی « ابوعطا و افشاری » شنیده

    موذن و قاری قرآن ، با آهنگ « حجاز » گوش او را نوازش داده و قلبش را روشنی بخشیده،
    ( در دوران اخیر ، « عبدالباسط عبد الصمد » بنیانگذارسبک هائی است که در قرائت قرآن از دستگاه ها و نغمه های دیگر ِ موسیقی نیزسود برده است )

    دوستان و آشنایانش - اگر موسیقی می دانسته اند - نغمه ی « شور و شهناز » را برایش نواخته و خوانده اند،

    گدای ِ رهگذر ، با آهنگ « منصوری » یا نغمه های دیگر از او کمک خواسته،

    نوای ِ نی چوپان در نغمه ها و دستگاه های گوناگون را شنیده،

    درویشی برایش « مثنوی » خوانده،

    و بالاخره در سرزمینی رشد کرده و تربیت یافته که ناله ی جانسوز ِ « دشتی » ،
    و نوای ِ غم انگیز ِ « سه گاه » ، نغمه ی با شکوه ِ « همایون » ،
    و آواز ِ راحت بخشی ِ « نوا » و آهنگ ِ نشاط آور ِ « ماهور » ،
    در آن متداول و رایج بوده ،

    و بخصوص این نغمه ها را در دوران اخیر از رادیو وتلویزیون و دیگر رسانه های جمعی و ابزار و وسایل صوتی و تصویری شنیده واجرای آن را مشاهده کرده است.

    چگونه کسی که به این الحان و نغمه ها و آوازها انس و الفت گرفته ، می تواند با نوای دیگری که در دل و جان ِ او اثر نمی کند، و با ذوق و روحیات او هماهنگی کامل ( و گاه جزئی ) ندارد،
    خود را تسلیت و آرامش دهد و یا از آن لذت ببرد؟!

    در موقع غم و درماندگی و بیچارگی ، انسان همه چیز را فراموش می کند و از نمودهای زندگی مادی بی اختیار فارغ می شود،
    و اگر در حالت عادی با « تقلید و تصنع » ! خود را فریفته ی آهنگ های موسیقی ملل دیگر تصور می کند،
    در این هنگام باز به دنبال نغمه و نوائی می گردد که در خون اجداد او نفوذ یافته و یادبود گذشته های شیرین و خاطره های لذت بخش اوست.

    این ، همان موسیقی ای است که بار نخست پای ِ گهواره از حنجره ی مادر مهربان در آمده و در گوش طفل اثری بخشیده که اگر « تصمیم و اراده » هم از آن دست بردارد، باز در اعماق دل نفوذ و تاثیر دارد،

    و هر گاه زمان فرا رسد، نغمات آسمانی ِ آن در گوش ِ هوش بانگ می دهد،
    و کار را به جائی می رساند که اگر شخص ، به ساز وآواز خوشی دسترسی نداشته باشد، با آهنگ ِ صدای خود - که هر چه هم بد باشد، باز برای خودش مطبوع و دل انگیز است - نغمات « موسیقی ملی » خود را می خواند.

  2. #2
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: بارگذاري دوباره اين برگه تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    موسیقی که نماینده ی ذوق فطریست ،
    باید مطابق احساسات و بیانگر تخیلات بشر باشد.

    و چون ذوق و احساس ، معیار مشترکی میان اقوام مختلفندارد، هر کشور موسیقی مخصوصی دارد که در برگیرنده ی خاطرات ایام گذشته ونمونه ی احساسات و عواطف مردمی است که در آن کشور نشو و نما یافته اند.

    و شک نیست که سابقه ی تمدن وکیفیت دوره های مختلف و انقلاب ها و اتفاقات و حوادث تاریخی و خاطرات شادیبخش و غم انگیز گذشته ، همه دست به دست هم داده و موسیقی امروز ما را پدیدآورده اند.

    از طرف دیگر چون تمدن، دنیا را به هم نزدیک کرده و بشر را تحت تاثیر احساسات مختلف گذارده ،فرآورده های هر ملت نیز در نتیجه ی معاشرت با ملل دیگر تغییر می کند و در هر زمان رنگی تازه به خود می گیرد.

    مثلا جائی که زبان و خط ما که مهمترین نشانه ی ملیت ماست، در اثر معاشرت با اقوام دیگر تغییر کرده ،
    و هنر نقاشی و سنگتراشی و معماری ما نیز هر زمان جلوه ای خاص به خود گرفته و رسوم و آداب و عادات و طرز زندگی ما مکرر عوض شده ،
    آیا ممکن است احساسات و عواطف و ذوقیات ما که « موسیقی » ما هم برگرفته و نتیجه ی آنهاست ، تا ابد بر یک سبک باقی بماند؟

    طبیعی است که موسیقی ما نیز مانندسایر هنرهای ما ، تنها متعلق به ما نبوده و هر نغمه اش از گوشه ای پدیدآمده و با نغمات ملی ما مخلوط شده و تحت تاثیر احساسات ما ، یک دوره یتحول طولانی را پیموده تا بصورت الحان کنونی درآمده .

    و با آنکه معلوم نیست اصل ِ هر نغمه ای از کجا بوده ،
    ما تمام آنها را اکنون ، « موسیقی ملی خود » می دانیم.
    زیرا ذوق و قریحه ما آنها را پرورش داده و این نغمات نتیجه ی حوادث ِ گوناگون ِ دوره های گذشته و خلاصه ی افکار و عقاید و نتیجه ی احساسات و عواطف ماست.

    اگر ما نغمه ای را از دیگران اقتباس کرده ایم ، بی شک ذوق و قریحه ما در آن بی اثر نبوده و آنرا مطابق درجه ی فهم و ادراک خود تغییر و تبدیل داده و بصورتی در آورده ایم که دیگر نمی توان آن را « موسیقی دیگران » گفت !
    بلکه موسیقی ِ مخصوص ملت ِ ماست.

    البته این تغییر و تحول تا چندی پیش کمتر بوده وامروز که اختراعات جدید دنیا را بیشتر به هم نزدیک کرده و پیوند داده اثرشزیادتر شده .
    و اینجاست که باید متوجه بود که :
    مبادا در اثر تقلید ، از راه درست و شایسته انحراف پیدا کنیم.

    وقتی امروزه در همه جا و از هر وسیله ای صوتی ، موسیقی خارجی می شنویم، آیا این شنیدن ها ، در موسیقی ما تاثیری نخواهد داشت؟

    آیا موسیقی های پاپ و جاز و کلاسیک و ... که از تمام « بلندگوها » پخش می شود ! در ذوق موسیقی دان های ایرانی تاثیر عمیقی نخواهد داشت؟

  3. #3
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: بارگذاري دوباره اين برگه تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    موسیقی ِ ما نیازهای روحی ِ کنونی ما را بر نمی آورد.

    شک نیست که عوامل فوق در تغییر موسیقی ما بسیار موثر بوده است.

    در دهه های اخیر که موسیقی اروپائی و آمریکائی رابیشتر شنیده ایم ، سبک نوازندگی ها تغییر کرده و در قطعاتی که موسیقیدانها می سازند، این تفاوت کاملا مشهود و مشخص است.

    با این وجود اهل فن آگاهند که موسقی ما با موسیقیخارجی باز هم متفاوت است و حالت خاصی دارد که می توان هنوز هم آن راموسیقی ملی ایران بنامیم.
    موسیقی ما با آنکه اخیرا خیلی تغییر کرده و این تفاوت روز به روز بیشتر محسوس می شود، باز هم رنگ ملی خود را از دست نداده ، اما « غفلت » موسیقی دانها ممکن است بتدریج این اختلاف را زیادتر کند تا آنکه موسیقی ما « رنگ طبیعی و ملی » خود را از دست بدهد. مخصوصا در شهرهای بزرگ که این تحولات زودتر صورت می گیرد.

    زیرا موسیقی فرنگی ، بر قواعد ِ علمی متکی است وهزاران کتاب موسیقی به زبان های مختلف نوشته شده و نغمات گوناگونی کهتعیین تعداد آن بیرون از اندازه است ، به نت نویسی موسیقی درآمده،
    و از آموزشگاه های موسیقی همه ساله هنرمندان ماهر کههر یک برای تشویق و ترغیب موسیقی دانهای دیگر و انتشار بیشتر موسیقی خودعوامل موثری هستند بیرون می آیند.

    بخصوص که این نوازندگان و آهنگ سازان ، در اطراف عالمپراکنده می شوند . و به هر جایی که وارد می شوند ، چون قابلیت آنها در اثرزحمت و کار منظم و پیوسته ، بیش از موسیقی دانهای محلی است و کار ِ موسیقیمحلی بی رونق جلوه می کند، به انتشار هنر خود می پردازند.

    ولی موسیقی ما روز به روز پایش را از « دایره ی جماعت » بیرون می گذارد و گوشه نشینی اختیار می کند!

    زیرا عده ی موسیقی دانهای تحصیل کرده بین ما انگشت شمار است ،
    اغلب آهنگ سازان و نوازندگان ایرانی از دانش ِ نوشتنموسیقی خود بی اطلاعند و سعی دارند حتی الامکان موسیقی ملی خود را همینگونه نگهدارند و هیچ تغییری در آن ندهند.

    و متوجه این نکته هم نیستند که : موسیقی ِ ما نیازهای روحی ِ کنونی ما را بر نمی آورد.
    این است که در عین علاقه به موسیقی ِ خود ، به سهولت وسیله ی محو و نابود شدن موسیقی را به دست خویش فراهم می کنند .
    و به تدریج بازماندگان ِ ما را از شنیدن نغمات ِ ملی که بهترین خاطره ی ذوق این مرز و بوم است محروم می سازند.

    هر چند دل دهه های اخیر تا اندازه ای رادیو و تلویزیون به انتشار موسیقی ایرانی کمک کرده ولی یکنواختی ِ آن و مخصوصا اینکه نوع خاصی از آن مانند ترانه و تصنیف بیشتر پخش می شود، هنوز توسعه لازم در موسیقی ما پدید نیامده و شک نیست که باید تغییرات اساسی و تجدید نظرهائی در روش ها بوجود آید تا تحولی پدید آید و بر جلوه ی موسیقی ما بیفزاید.

  4. #4
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: بارگذاري دوباره اين برگه تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    چرا ما باید نسبت به موسیقی میهنی و ملی خود تعصب و علاقه داشته باشیم ؟

    به جهت اینکه موسیقی اروپائی دارای قواعد و قوانین منظم و مرتبی است و نغمات موسیقی ِ علمی اش - بر عکس ِ موسیقی ملی ما - نوشته شده و مدون است ،
    ممکن است بر موسیقی ِ ما که درست تدوین نشده و اهل این هنر ، از اصول و قواعد آن کمتر آگاهند ، غلبه کند،
    و به تدریج جانشین آن شود. : s10 :

    اکنون باید دید بر خلاف آنهائی که با کمال بی اعتنائی به موسیقی ما می نگرند، ما به چه علت باید علاقه مند به موسیقی ملی مان باشیم؟

    جواب این سوال به قدری روشن است که نیاز به هیچ دلیل و برهانی ندارد و در چند جمله ی کوتاه می توان آن را بیان کرد :

    حفظ آثار گذشته و پیگیری و کنجکاوی در چگونگی علوم و آداب و صنایع ِ پیشینیان ، نه تنها سبب دوام و استحکام و اساس ملیت یک قوم است،
    بلکه به پیشرفت تمدن جهان و کشف مجهولات تاریخی ِ ملت های دیگر نیز کمک می کند.

    چنانکه باستان شناسان در سده ی اخیر ، با کمال جد وجهد در خرابه های دوره های گذشته به تحقیق و کاوش مشغولند و آثاری که بهدست می آورند - با آنکه ممکن است بیشتر ِ آنها در نظر اهل فن ارزشی نداشتهباشد -
    ولی چون از لحاظ تاریخی قابل ملاحظه است ، همه ی آنهارا در موزه ها نگهداری می کنند و جهانگردان و دانشمندان خارجی با نهایتدقت آنها را بررسی می کنند ، و از روی همین آثار ، مجهولات تاریخی را کشفمی کنند.

    از طرف دیگر اهل علم ، کتاب هائی را که ایرانیان بهزبان های فارسی و عربی نوشته و نسخه ی آنها خطی و اغلب منحصر به فرد است ،در کتاب خانه ها و جاهای دیگر پیدا می کنند و از روی آنها کپی گرفته ونسخه ها را به زبان فارسی امروزی ترجمه می نمایند.
    و به این وسیله از طرف تفکر و عقاید مردمی که در ایام پیشین در این کشور زندگی می کرده اند ، آگاه می شوند .
    همچنین اهل شعر و ادب ، دیوان های شعری که نسخه ی آنها کمیاب است را یافته به چاپ رسانده و در دسترس اهل ذوق می گذارند.

    و این همه زحمت را برای آن می کشند که آثار گذشته که مایه ی علمی و ادبی و اساس تمدن کشور است ، محو و نابود نشود و برای همیشه جاودان بماند .

    موسیقی هم که یکی از هنرهای زیباست ، در هر کشوری جلوه ی خاصی دارد .
    و ما باید از کیفیت تغییر و تبدیل آن در دوره های مختلف کشور آگاه باشیم .

    اگر چه متاسفانه بیشتر نغمات موسیقی ما از بین رفته ، و جز نامی از آنها باقی نمانده ،

    ولی همین نواهائی که امروزه در دست ما می باشد غنیمت است و ملت ما نسبت به آن ذوق و علاقه ی مخوصی دارد ، نباید از بین برود .

    بلکه به این هم نباید اکتفا کنیم و باید در صدد تکمیل ِ این فن برآئیم .

    وظیفه ی ماست که آن را بر طبق احتیاج امروز پرورش دهیم و تا آنجا که ممکن است ، در ضبط و حفظ آن بکوشیم.
    زیرا این نیز ، یکی از نشانه های تمدن ما و نماینده ی ذوق هنرمندان کشوری است که بیش از 2000 سال به این هنر دلبستگی داشته و تا آنجا که تاریخ ما کشف شده ، موسیقی نیز آرام دهنده ی جان و تسلی بخش روان ما بوده است .

  5. #5
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: بارگذاري دوباره اين برگه تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    نهضت علمي موسيقي ايران - براي اولين بار - در قرن چهارم هجري

    يكي از نواقصي كه مدت ها موسيقي ما داشته ، اين است كه براي حفظ و ضبط و ثبت نغمات، خط مخصوصي (نت) در كار نبوده و با آنكه آثار شاعران و اديبان ما فراوان باقي مانده،
    اما نغمه هاي زيبا و آهنگ هاي موسيقي ما « نگهدارنده اي » نداشته و فقط « سينه به سينه » از استاد به شاگرد تلقين شده است.
    كه حافظه ي فراموشكار انسان نيز اغلب ِ آنها را از ياد برده است.

    به طوري كه در ديوان شاعراني چون رودكي و فرخي و فردوسي و منوچهري و نظامي و ...
    نام بسياري از « نغمات موسيقي » ما محفوظ مانده ، ولي « آهنگ » اين نواهاي گوناگون كه هر يك اثر ذوق سازنده اي بوده ، از بين رفته.

    مثلا در اين بيت منوچهري، نام 18 نغمه ي موسيقي ذكر شده كه اكنون فقط يكي دو تاي آن باقيست !
    و آن يكي دو نغمه هم چون از زمان منوچهري تا به حال كه نزديك به 1000 سال است، دست به دست نوازندگان گشته و « نوشته » نشده، معلوم نيست كه چه تغييراتي كرده .
    اما همين قدر مي توان گفت كه در اين مدت طولاني، با اين طرز و روش ، بي شك « به كلي دگرگون شده »
    و شايد اينك ديگر شباهتي به « اصل خود » نداشته باشد :

    مطربان ساعت به ساعت بر نواي زير و بم
    گاه سروستان زنند امروز و گاهي اشكنه

    گاه زير قيصران و گاه تخت اردشير
    گاه نوروز بـزرگ و گه نواي بـسكنه

    گه نواي هفت گنج و گه نواي گنج كاو
    گه نواي ديف رخش و گه نواي ارجـنـه

    نوبتي پاليزبان و نوبتي سرو سهي
    نوبتي روشن چراغ و نوبتي گاويزنه

    ساعتي سيوارتير و ساعتي كبك دري
    ساعتي سرو ستاه و ساعتي با روزنه

    با آنكه موسيقي شناسان كشور ما از دير زماني كتاب هائي راجع به موسيقي نوشته اند،ولي بيشتر ، موسيقي را از نظر « نسبت هاي رياضي اصوات » و « ارتباط اوزان شعر و موسيقي » مورد دقت قرار داده اند،
    و اگر هم اتفاقا بعضي از آنها با « حروف ابجد » سبكي براي نوشتن صداها به كار برده اند، خيلي ناقص بوده ، به طوري كه نمي توانسته اند نغمات را كاملا ثبت و ضبط كنند.
    و در اين قرون متمادي، هميشه اين هنر را شفاهي آموزش داده اند .

    در صورتي كه در قرن چهارم هجري ، از نظر علمي نهضتي در موسيقي اين كشور پديد آمد و براي اولين بار
    « ابونصر فارابي » فيلسوفو موسيقي دان بزرگ ايراني ، كتابهائي را كه يونانيان در مورد موسيقي نوشتهبودند را بررسي كرد و « رسالاتي » در اين باب نوشت.

    بعد از او نيز فيلسوف مشهور ديگر ايراني ، ابن سينا موسيقي را از نظر علمي مورد بحث و تحقيق قرار داد و رساله اي در اين خصوص نگاشت.

    پس از اين دو فيلسوف، اشخاص ديگري از قبيل « صفي الدين ارموي » ، و « قطب الدين شيرازي »
    و « عبدالقادر مراغه اي » و بسياري ديگر كه در جاي خود به هر يك از آنها اشاره خواهد شد، راجع به موسيقي كتاب هائي نوشتند.

    اما تمام اين رساله ها، از كيفيت نوشتن نغمات و خطي كه به اين كار آيد ، عاري بود.
    در صورتي كه خط موسيقي اي كه اروپائي ها قرنهاست آنرا اختراع كرده و به تدريج تكميل نموده اند، براي نوشتن هر قسم موسيقيمناسب است .
    و حتي اگر براي نوشتن موسيقي مخصوص ايراني ، نواقصي داشته باشد، قابل اصلاح است .

  6. #6
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: بارگذاري دوباره اين برگه تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    لزوم آشنائي با علوم و فنون و تكنيك هاي موسيقي

    خط موسيقي اروپائي ، از زمان « لومر » فرانسوي كه براي تنظيم موسيقي به ايران آمد ، متداول شد .

    و در ابتدا فقط مخصوص دسته هاي موسيقي نظامي بود.
    تا آنكه به تدريج در اثر آشنائي ايرانيان به موسيقي ِ اروپائي و آمدن نوازندگان خارجي به ايران و ايجاد آموزشگاه موسيقي، بيشتر انتشار يافت.

    اكنون بر تمام علاقه مندان و دست اندر كاران موسيقي لازم است نوشتن نغمات ايراني را فرا گيرند و با « قواعد و اصول علمي » موسيقي كاملا آشنا شوند،
    تا هم بتوانند راه نگهداري ِ بهتر آن را دريابند و هم نغماتي كه خود تركيب مي كنند را با سبك عمومي و بين المللي كه در كل دنيا متداول است براي سازهاي مختلف بنويسند و آن را رواج دهند،
    و به تدريج مردم دنيا را با موسيقي ايراني آشنا كنند .

    پس تنها، نواختن ساز، آن هم بدون آشنائي با قواعد علمي؛ و يا فقط نوشتن موسيقي ايراني با نت موسيقي كفايت نمي كند،
    بلكه بايد به تدريج موسيقيدان ها از رشته هاي مختلف علمي كه اروپائي ها براي اين هنر ايجاد كرده و براي فرار گرفتن هر يك راه و ترتيب منطقي يافته اند ، آگاه گردند و تمام علوم و فنون و تكنيك هاي موسيقي را فرا گيرند .
    هر چه اكنون در باره ي موسيقي بحث و تحقيق شود، براي آينده ي موسيقي كشور مفيدتر خواهد بود .

    نخستين كسي كه در دوره هاي اخير در مورد موسيقي ايرانكتابي نوشت و قواعد آن را با اصول علمي و خط موسيقي ( نت ) تطبيق داد،استاد هنرمند جناب آقاي « علينقي وزيري » بود،
    كه نخست در كتاب « دستور تار » چاپ برلين آلمان اين كار را شروع كرد و سپس در كتابي به نام « موسيقي نظري » نوشته و در « وزارت معارف » وقت ( ارشاد كنوني ) طبع و انتشار داده است ،
    مطالب گذشته را تكميل كرد و نمونه اي از كليه ي نغمات و آوازهاي ايراني را نيز نگاشت .
    همچنين يك دوره آوازهاي موسيقي ملي ايراني را از روي « رديف » نوازندگان معروف از قبيل مرحومان : « آقا حسينعلي » و برادرش « ميرزا عبدالله » نيز نوشت .

    استاد ديگر ، آقاي « موسي معروفي » بودند كه از بهترين شاگردان مرحوم « درويش خان » و آقاي علينقي وزيري بوده اند .
    تار را به خوبي مي نواخته اند ،
    چند دوره آوازهاي ايراني را از روي سبك استادان ماهر نوشته و در تنظيم اين رديف ها او نوشته هاي « مخبر السلطنه هدايت » نيز استفاده كرده، كه بهترين نمونه ي « رديف موسيقي قديم » ما مي باشد.
    كه اين كتاب از طرف « هنرهاي زيبا » در دسترس علاقه مندان گذاشته شده است.

    رديف هاي ديگري هم از موسيقيدان هاي معروف ، بخصوص هنرمند فقيد « استاد ابوالحسن صبا » در دست است كه سالها مورد استفاده ي هنرجويان بوده است .

    متاسفانه دسترسي به تمام منابع موسيقي ايران به آسانيامكان پذير نيست و نسخه هاي كتاب هائي كه موسيقي دان هاي ايراني تاليفكرده اند - مخصوصا نسخ خطي - نادر و اغلب خارج از دسترس بوده و تطبيق كاملقواعد موسيقي ما با سبك نت نويسي فعلي و دريافت قواعد و اصول گام ها ومقامات ايراني تا اندازه اي دشوار است .
    و هنوز هم در اين باب به تفصيل مطالب جامعي ، آنچنان كه شايسته و بايسته است نوشته نشده است .

  7. #7
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: بارگذاري دوباره اين برگه تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    نگاهي به تاريخ و تحول موسيقي در ايران

    شك نيست كه بررسي اوضاع و احوال موسيقي ايران از دورهي هخامنشي تا كنون ،و كنكاش و گفتگو پيرامون موسيقي كشوري كه بيش از 2500سال مدارك كتبي تاريخي دارد در اين بحث مختصر نمي گنجد.
    از طرف ديگر در اين باب مدارك كتبي و معتبر نيز متاسفانه كمياب است و اگر هم به ندرت يافت شود ، كتاب هائي نيست كه دسترسي به آنها آسان باشد .

    در حقيقت اگر كسي بخواهد تاريخي براي موسيقي ايران بنويسد ، بايد تمام كتاب هاي تاريخي و اغلب ِ كتابهاي ادبي و همچنين كتاب هاي موسيقي كه در زمان هاي مختلف نوشته شده را بخوانيم ،
    و از هر كتابي ، مطلبي را دريابيم ،
    و از مجموع موضوعاتي كه مربوط به موسيقي است ، نتيجه گيري دقيق و صحيح بنمائيم .
    در عين حالي كه كه متاسفانه به غير از كتاب « اغاني » تاليف « ابوالفرج اصفهاني » ،
    كه آن هم فقط به عنوان تاريخ كلي موسيقي نوشته نشده ، بلكه راجع به يك دوره ي محدودي است . در ساير كتاب هاي موسيقي ، بيشتر به مطالب فني اشاره شده و تاريخ نويسان هم به ندرت اشاره اي به اين قسمت كرده اند .

    به موسيقي انسان هائي كه قبل از تشكيل دولت هخامنشي در ايران و حوالي آن زندگي كرده و تاريخ كشور ما به آنها مربوط است نيز اشاره ي مختصري خواهد شد .
    زيرا به طوري كه تاريخ نشان مي دهد قسمتي از صنايع دوره ي هخامنشي از آثار صنعتي ملل سابق تقليد و اقتباس شده .

    مثلا « عيلامي ها » كه پس از تشكيل دولت « آشور » منقرض شدند ، و دولت آشور كه كورش بزرگ آن را در هم شكست و دولت هاي بابل و مصر و شهرهاي يوناني آسياي صغير كه به دست شاهان هخامنشي مفتوح گرديد و كشور باستاني هند كه از دير باز با ما رابطه ي معنوي داشه ،
    سازهائي داشته اند كه در ايران نظير آن ديده شده .

    بنابراين نخست موسيقي اين ملل را بررسي مي كنم سپس به تاريخ موسيقي كشور خود مي پردازيم .

    اشاره اي به موسيقي ملل مشرق
    مصري ها

    مصري ها از موسيقي بهره زيادي داشته اند و آلات موسيقي از قبيل چنگ و طنبور و ني ِ ساده و ني ِ مضاعف (1) و بوق و سيتار (2) و سنج و طبل و دايره ، در بين آنها مرسوم بوده.

    همچنين يك نوع ساز مضرابي شبيه به سه تار ايراني داشته اند كه داراي سه يا چهار سيم بوده و فرنگي ها آنرا اولين نمونه ي گيتار مي دانند .
    اختراع يك قسم اُرگ كه داراي لوله هاي متعددي بوده را نيز به مصري ها نسبت مي دهند .
    از نقاشي هائي كه روي ظروف قديم مصر كشيده شده و آلات ضربي مختلفي كه داشته اند چنين بر مي آيد كه رقص نيز در بين آنان مرسوم بوده و مصري ها به اين امر علاقه داشته اند .

    ----------------------------------------------------------------
    (1) مصري ها 4 نوع ني داشته اند : 1- ني ساده كه از يك لوله تشكيل مي شده2- يك نوع ني كه مانند « هبوا » دو زبانه داشته 3- ني دو شاخه كه داراي دولوله ي موازي بوده و به يكديگر اتصال مي يافته 4- ني دو شاخه كه شاخه هايآن موازي يكديگر نبوده و زاويه اي را تشكيل مي داده كه راس آن به هم متصلبوده است

    (2) سيتار تقريبا شبيه به چنگ بوده ، ولي سيم هاي آن به هنگام نواختن ،موازي سطح افقي واقع مي شده ، در صورتي كه تارهاي چنگ عمود بر سطح زميناست .
    سيتار مصري گوناگون و در ابتداء خيلي كوچك بوده و به تدريج بزرگتر شده و بر تعداد سيم هاي آن افزوده اند .
    يك نوع چنگ هم معمول بوده كه بر خلاف ساير چنگ ها كاملا قابل حمل و نقلبوده و معمولا آن را روي يكي از شانه ها مي گذاشته و مي نواختنه اند و بيشاز 3 يا 4 سيم نداشته و شبيه به كماني بوده كه سيم ها به دو طرف آن متصلمي شده و در موضع نواختن ، مانند سيتار سيم هاي آن به موازات سطح افقيواقع مي شده و گاهي در اثر مختصر انحرافي، زاويه ي كوچكي با امتداد قدانسان تشكيل مي داده است .

  8. #8
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: بارگذاري دوباره اين برگه تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    سومري ها

    بطوري كه از تاريخ بر مي آيد ، موسيقي در تشريفات و رسوم مذهبي سومري ها اهميت داشته .
    در ميان آثاري كه از آنها به دست آمده ، يك قطعه نقش برجسته ايست كه شامل دو قسمت است:
    در قسمت پائين، سازي است شبيه به « سيتار » و « چنگ » ، كه در قاعده ي آن جعبه اي براي انتشار و انعكاس صدا تعبيه شده و نوازنده اي آن را با دو دست مي نوازد .
    در قسمت بالا هم 4 نفر موسيقي دان ديده مي شود كه يكي از آنها جامه اي بلند بر تن دارد و صفحه اي مدور را در يك دست گرفته و در دست ديگر چيزي شبيه به چكش دارد.
    نفر ديگر مشغول دست زدن است و يك نفر هم آواز خوان مي باشد . و چنين به نظر مي رسد كه اين اشخاص مامور اجراي قرباني هستند و اين كار را با رسوم و تشريفات خاصي انجام م مي دهند .

    عيلامي ها

    عيلامي ها نيز موسيقي را هنگام بر پا كردن رسوم مذهبي به كار مي برده اند .
    آلات موسيقي آنها يكي دو نوع چنگ و ني ساده و مضاعف و برخي آلات ضربي بوده است ، از جمله سازي داشته اند شبيه به سنتور كه بعدها تغيير شكل داده و كامل شده و سازهاي « كلاويه » دار فرنگي كه كامل ترين آنها پيانوست را از روي آنها ساخته اند .

    از نقوش برجسته ي عيلامي دو نمونه ي كامل از اركستر آنها كه يكي دسته ي نوازندگان و ديگري دسته ي سرايندگان است به دست آمده و در « بريتيش ميوزيوم » انگلستان است .
    دسته ي نوازندگان از 11 نفر نوازندهتشكيل مي شود كه 7 نفر آنها چنگ مي نوازند و دو نفر ني مضاعف مي زنند و يكنفر سازي شبيه به سنتور مي نوازد و نوازنده ي ديگر هم يك نوع آلت ضربي ميزند .
    در دسته ي سرايندگان 9 بچه و 6 زن شركت كرده اند.
    زني كه در جلو واقع شده ، راهنماي سايرين است و زنديگر دست زير چانه گذاشته كه عادت اغلب خوانندگان مشرق زمين است . ساير زنو بچه ها هم دست مي زنند .

    آسوري ها

    خداهاي آسوري دوستدار موسيقي بوده و آسوري ها براي خاطر آنها در موقع عبادت و پرستش ، انواع موسيقي مخصوصي را مي نواخته اند .
    آلات موسيقي آنها چنگ (1) و سيتار (2) و ني ساده و ني مضاعف و بوق و طنبور بوده .
    در آثاري كه از آسوري ها به دست آمده ، نمونه هاي مختلف از نوازندگان آسوري ديده مي شود و اغلب آنها به صورت تك نوازي است .
    فقط در يكي از اين نقش ها يك اركستر 4 نفري به نظر ميآيد كه 2 نفر آنها سازي كه بين چنگ و سيتار است مي نوازند و 2 نفر ديگرآلات ضربي مي زنند .

    ساير ملل شرقي

    ديگر ملل شرق كه تاريخ آنها با تاريخ كشور ما بي رابطه نيست ، مانند فينيقي ها ، يهودي ها و اهالي فلسطين و سوريه نيز آلات موسيقي ديگري كه با اختلافات جزئي شبيه به سازهاي مذكور در بالاست داشته اند .

    مخصوصا از اشاراتي كه در كتاب تورات شده است معلوم مي شود كه موسيقي يهود اهميت زيادي داشته چنانكه يكي از پيامبران يهود به نام حضرت داوود (ع) آوازي خوش داشته و عده ي زيادي از سرايندگان و نوازندگان دور او بوده و « زبور داوود » با الحان مخصوصي خوانده مي شده .
    همچنين اهالي آسياي صغير مانند ساكنان « ليّديه »(3) ، « فريكيّه »(4) و « دُرين ها »(5) از موسيقي يوناني نيز اقتباس كرده بودند و چون اين كشورها به تصرف شاهان هخامنشي در آمد ، موسيقي آنها هم در موسيقي ما اثر گذار بوده است. (6)

    --------------------------------------------------------------
    1- چنگ آسوري ، سازي مثلث شكل بوده و در موقع نواختن ، آن را زير بغل چپقرار مي داده و مي نواخته اند و هر وقت نوازنده مي خواسته صدا را خاموشكند ، دست چپ را روي سيم ها مي گذاشته . تعداد سيم هاي آن تا 10 مي رسيده. نوع ديگر بزرگتر بوده و ايستاده نواخته مي شده و از 14 تا 20 سيم داشته .
    2- سيتار آسوري از 5 تا 10 عدد تار داشته .
    3- « ليديّه » را كورش بزرگ فتح كرد و اشياء نفيس و خزائن قيمتي « كرزوس » پادشان ليديه را به دست آورد .
    4- « فريكيّه » را نيز كورش تصرف كرد .
    5 - Doriens
    6- اين مطالب از كتاب « دائرة المعارف موسيقي فرانسه » گرفته شده است .

  9. #9
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: بارگذاري دوباره اين برگه تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    موسيقي در دروه ي هخامنشي

    از موسيقي اين دوره اطلاع كافي در دست نيست .
    اما به نظر مي آيد ملتي كه خود را رقيب و همپاي يونان مي دانسته و بايونانيان روابط تاريخي داشته و از نظر معماري نمونه هاي ارزشمندي مانندبناي تخت جمشيد را به يادگار گذاشته است، بي شك از موسيقي هم بي بهرهنبوده.

    از اين گذشته ، چون دولت هخامنشي جانشين دولت هاي متمدن زمان خود گرديد ،از صنايع آنها نيز تا آنجا كه مطابق ذوق ايراني ها بود اقتباس كرد .

    اينك اشاراتي كه 2 نفر از تاريخ نويسان معروف يونان نسبت به موسيقي ايران داشته اند :
    هرودُت ( 406 - 484 قبل از ميلاد) در تاريخ خود راجع به ايراني ها مي نويسد :
    « ايرانيان براي تقديم نذر و قرباني به خدا و مقدسات خود ، قربانگاه ندارند ، آتش مقدس ندارند ، بر قبور شراب نمي پاشند ، ولي يكي از موبدان حاضر مي شود و يكي از سرودهاي مذهبي را مي خواند . »

    از گفته ي هرودت چنين بر مي آيد كه ايرانيان در آن موقع موسيقي مخصوصي براي تشريفات مذهبي داشته اند و شايد سرودي كه هرودت به آن اشاره مي كند ، از سرودهاي كتاب اوستا باشد .

    زنوفُن (
    قبل از ميلاد 355 - 435 - Xenophone ) تاريخ نويس يوناني در كتابي كه راجع به خصوصيات كورش كبير نوشته ( كتاب « كوروپدي » يا سيروپدي » كه به فارسي هم ترجمه شده . ) چند جمله ذكر كرده كه مي توان از نوشته هاي او نتايجي به دست آورد:

    مي نويسد: « كورش كبير هنگام حمله به ارتش آسور ، بنا بر عادت خود سرودي آغاز كردكه سپاهيان با صدائي بلند و با احترام و ادب زياد دنباله ي آن را بخوانندو چون سرود به پايان رسيد آزاد مردان با قدم هاي مساوي و با نظم تمام بهراه افتادند . »

    در جاي ديگر مي نويسد : « كورش براي حركت سپاه چنين دستور داد كه صداي شيپور ، علامت حركت و عزيمت خواهد بود و همينكه صداي شيپور بلند شد بايد همه ي سربازان حاصر باشند و حركت كنند . »

    چند سطر پايين تر مي نويسد : « در نيمه شب كه صداي شيپورعزيمت و رحيل بلند شد ،كورش سردار سپاه را فرمان داد تا با همراهان خوددر جلوي صفوف سپاهيان قرار گيرند . سپس كورش گفت : همين كه من به محل موردنظر رسيدم و حملات دو سپاه آغاز شد ، سرود جنگي را مي خوانم و شما بي درنگ جواب مرا بدهيد . در موقع حمله چنانكه گفته بود ، كورش سرود جنگ را آغاز كرد و سپاه همگي با وي هم آواز شدند . »

    از مطالب بالا چنين نتيجه گرفته مي شود كه ايرانيان دوره ي هخامنشي يك نوع موسيقي مخصوص براي جنگ داشته اند كه بي شك در تحريك و تهييج احساسات سپاهيان موثر بوده و آلات موسيقي رزمي آنها از قبيل شيپور و طبل نيزدر اين هنگام به كار مي رفته و سرودهاي رزمي در برانگيختن حس شجاعت ودليري سربازان و كاميابي آنها در ميدان نبرد وسيله ي خوبي بوده است.

    اما معلوم نيست اين سرودها در چه مايه اي بوده و چه شعري با آنها خوانده مي شده .
    ضمنا از بيانات زنوفُون معلوم مي شود همانطور كه ايرانيان موسيقي مخصوصيبراي ميدان جنگ داشته اند ، بي شك آنقدر ها با موسيقي آشنا بوده اند كه براي موقع فراغت و تفريح نيز موسيقي ديگري داشته باشند.
    چنانكه در كتاب هرودت كلمه ي « ني » مكرر ذكر شده است و اينطور به نظر مي رسد كه از نواختن اين ساز تاثير مخصوصي حاصل مي شده .

  10. #10
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: بارگذاري دوباره اين برگه تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    موسيقي مذهبي در دوره ي هخامنشي

    در مورد وجود موسيقي مذهبي در اين دوره ، با اشاره اي كه هرودت كرده ، مخصوصا با توجه به اين نكته ، كه قديمي ترين قسمت كتاب اوستا ،شامل سروده ها و مناجات هائي است كه در وقت عبادت با تشريفات خاصي خوانده مي شده ، شكي باقي نمي ماند .

    از نظر موسيقي ، يك قسمت از كتاب « يسنا » كه به نام « گاتها » است ، قديمي ترين قسمت اوستا ،و شامل سرودهاي موثر و عميقي است كه شايد آهنگ هاي بخصوصي داشته.

    گاتها در اواسط كتاب يسنا واقع شده و عبارت است از 17 سرود مذهبي و احتمال مي رود كه از خود زردشت باشد.
    سرودهاي گاتها را مي توان شعر يا اقلا « نثر مسجّع » ناميد و همين ثابت مي كند كه خالي از آهنگ نبوده است .

    اين نكته را نيز بايد در نظر داشت كه قوم ايراني كهدر اصل با هندي ها از يكي از شاخه ها مهم نژاد آريائي جدا شده ، از ابتداجهات مشتركي داشته اند . چنانكه كتاب مذهبيهندي ها به نام « ودا » كه يادگار قديم زبان « سانسكريت » است نيز شاملسرودها و ترانه هاي مذهبي و ادبي ِ نژاد آريائي است و از مقايسه ي مطالبكتاب « ودا » و « اوستا » به خوبي معلوم مي شود كه قوم ايراني و هندي ،فرزندان يك مادرند و احساسات و طرز تفكر و كيفيت ذوق آنها جنبه هاي مشتركيداشته و موسيقي ايراني و هندي نيز داراي شباهت هائي به هم مي باشند .

    ضمنا بايد اشاره كرد كه اگر اثري از نوازندگان وسرايندگان و آلات موسيقي اين دوره در دست بود و لااقل در يكي از گوشه هايآثار تاريخي حجّاري يا نوشته و نقش برجسته اي به دست آمده بود ، راه تحقيقو رسيدن به مقصود را نزديك تر مي كرد .
    ولي متاسفانه هيچگونه اثري باقي نمانده و اهل فن هم در خرابه هاي آثار هخامنشي چيزي در اين خصوص كشف نكرده اند .

    پس از دوره ي هخامنشي ، چون اسكندر و جانشينان او يوناني بودند ، و بعد از آنها اشكانيان هم مردمي خارجي به شمار مي رفتند و نسبت به آثار تمدن ايراني ابراز علاقه نمي كردند ،همانطور كه در اين « دوره ي تمدن يوناني » وارد ايران شد ، شايد از آهنگ هاي موسيقي آنها نيز اقتباس شده باشد .

    مثلا يكي از پادشاهان اشكاني به نام ارد اول دوستدار ادبيات يوناني بودو در مجالس او نمايش هاي يوناني ، مانند تصنيف هاي اري پيد را نمايش ميدادند . (Euripide شاعر يوناني كه نمايش هاي تراژيك و حزن انگيز او معرفاست - 480 تا 406 قبل از ميلاد )
    و شايد همان كساني كه از نمايش هاي يوناني اطلاع داشته و بازي مي كرده اند ،از موسيقي يوناني نيز بي بهره نبوده اند و به هنگام مناسب ، آوازهاي يوناني هم مي خوانده اند .
    ولي به دليل موجود نبودن مدارك و اطلاعات كافي ، بيش از اين نمي توان در اين موضوع گفتگو كرد .

  11. #11
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: بارگذاري دوباره اين برگه تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    موسيقي در دوره ي ساساني

    از آنجا كه پادشاهان ساساني ، ايراني نژاد بودند و بهتوسعه ي تمدن ايراني علاقه ي مخصوصي داشتند ، در دوره ي آنها علوم و صنايعترقي كرد و موسيقي هم در اثر ترغيب و تشويق آنها ، بيش از پيش رواج ورونق گرفت.

    اردشير ساساني مردم را به طبقات مختلف تقسيم كرده بود و از آن جمله ، موسيقي دانان نيز طبقه ي خاصي را تشكيل مي دادند و در نزد او مقامي مخصوص داشتند.
    ذوق ادبي و موسيقي بهرام گور معروف است ، چنان كه نوشته اند وي 400 تن نوازنده و خواننده از هند به ايران آورد و در زمان او موسيقي دان ها بر ساير طبقات مردم مقدم بودند و او آنها را نوازش بسيار مي كرد .

    موسيقي دوره ي ساساني ، مخصوصا در زمان خسرو پرويز بيشتر ترقي كرد و باربد موسيقي دان خاص او بوده كه در كتاب هاي ادب و تاريخ ، مانند شاهنامه ي فردوسي و خسرو و شيرين نظامي حكاياتي از او نقل شده است.
    به طوري كه نوشته اند ، باربد مخترع مخترع تعداد زيادي از نواها و آهنگ هائي است كه آنها را در حضور خسرو پرويز مي نواخته .
    مشهور است كه وي 360 لحن موسيقي براي روزهاي سال ساخته بود و هر روز يكي از آنها را كه مناسب زمان بوده مي نواخته است تا خسرو پرويز از تكرار نغمات موسيقي خسته نشود .

    مقام باربد نزد خسرو پرويز به آن پايه بود كه هر كسدرخواستي از دربار و خسرو پرويز داشته مطالب خود را به وسيله ي او به شاهمي رسانده .
    از جمله وقتي كه اسب محبوب سلطان به اسم شبديز مرد و كسي را جرات اظهار آن نبود ، باربد نغمه ي مخصوصي در اين زمينه تهيه كرد و خسرو را از آن حادثه آگاه نمود .

    نظامي گنجوي ، نام هاي 30 لحن باربد را كه براي 30 روز ماه ساخته ،در كتاب خسرو و شيرين آورده و مطالب را با اين شعر آغاز كرده :

    ستاي باربد آواز در داد
    سماع ارغنون را ساز در داد

    همه ي اسامي اي كه نظامي در خسرو و شيرين آورده ، معلوم نيست كه نغمات اختراعي باربد باشد ، ولي چون نام اغلب آنها فارسي خالصاست و ديگران هم همين نام ها را كم و بيش قبل از او ذكر كرده اند ، ميتوان با حدسي نزديك به يقين گفت كه اين نغمات يادگار دوره ي ساسانيست ، ازقبيل :
    گنج باد آور
    آرايش خورشيد
    مشگدانه
    نيمروز
    رامش جان
    نوشين باده
    نوروز
    شبديز (شايد همان نغمه اي است كه باربد در مرگ اسب محبوب خسرو ساخته )
    كبك دري
    كيخسروي
    سبزه در سبزه
    سروستان
    ماه
    شادُروان مرواريد

  12. #12
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: بارگذاري دوباره اين برگه تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    موسیقی دانان دیگر ساسانی

    از دیگر موسیقی دانان دوره ی ساسانیان، « نکیسا » است .
    اما درست معلوم نیست که او ایرانی بوده یا یونانی .
    از او همین قدر اطلاعات در دست است که : در نواختن چنگ مهارت داشته .
    و نامش هنوز بر سر زبان هاست .

    از موسیقی دانان دیگر دوره ی ساسانی می توان از : « بامشاد » ، « رامتین » ( یا رامین ) ، « آزاد » و « ارچنگی » نام برد که از مغنیان و مطربان و رامشگران دوره ی « خسرو پرویز » بوده اند .

    بعضی از تاریخ نویسان و محققین ایرانی و اروپائی ، اسامی الحان قدیمموسیقی ، و اینکه هر کدام از آنها مربوط به کدام دوره از ساسانی است ، سخنها گفته اند ،
    از جمله استاد فقید « عباس اقبال آشتیانی » است که در اثر تحقیق و کاوش در فرهنگ ها و دیوان شعراء ، نام تعدادی از « نغمات موسیقی » را جمع آوری کرده و در مجله « کاوه » نیز مقاله ای استادانه نوشته اند .

    در اینجا ، برای نمونه ، نام چند نغمه ی دیگر از میان اسامی ای که ایشان یافته و مربوط به دوره ی ساسانی می دانند ، ذکر می شود :

    پالیز بان - سبز بهار - باغ سیاوشان - راه گل
    شاد باد - تخت اردشیر - گنج سوخته - دل انگیزان
    چکاوک - خسروانی - نوروز بزرگ - نوروز کوچک
    نوروز خارا - جامه دران - نهفت - در غم
    گلزار - روشن چراغ - گل نوش - زیر افکن

    از میان نغمات فوق ، نام چکاوک ، خسروانی ، نوروز بزرگ و کوچک و خارا ،جامه دران ، زیر افکن و نهفت ، هنوز هم جزء دستگاه های موسیقی ایران باقیمانده .
    ولی کاملا محسوس است که تغییرات زیادی کرده و نغمه ای که آهنگ و نت آننوشته نشده ، بعد از این همه مدت به چه صورت درآمده . همین قدر می توانگفت که شاید به کلی شباهت خود را با آنچه روز اول بوده از دست داده .

    باری ، « تجمل سلطنت ساسانیان » خود دلیل دیگریست که موسیقی در آن دوره احترام و رونق و اعتباری داشته .
    بخصوص که بعضی از شاهان این سلسله ، مانند بهرام گو و خسرو پرویز ، مردانی عشرت دوست و عیش طلب و خوش گذران بوده اند .

    دلیل دیگر بر اهمیت موسیقی دوره ی ساسانی این است که « عرب ها » بعد از فتح ایران ، موسیقی ایرانی را عینا کپی و انتخاب کرده اند .
    و در میان آنها، که به کلی از این هنر عاری بودند ، کم کم نوازندگان و خوانندگانی پیدا شدند.
    و موسیقی دانهای ایرانی در دوره ی خلفا ارزش و اعتباری بسزا یافتند و زیب و زینت مجالس آنها شدند .

    اشاره به این نکته نیز خالی از فایده نیست :
    « مزدک » ، که در زمان « قباد ساسانی » ، مذهبی نو آورد ، معتقد است :
    « خداوند آسمان ها ، مانند پادشاهی بر تخت نشستهو 4 قوه ، یعنی عقل و شعور و جافظه و شادی در پیش پای او ایستاده اند واین 4 قوه به دستیاری 6 وزیر ، امور عالم را اداره می کنند. و وزیر ها در میان 12 روح در حرکتند ، که یکی از این ارواح « خواننده » است . »
    ( تاریخ مرحوم پیر نیا )

    نیروی شادی که نماینده ی موسیقی است ، در نظر مزدک ، مانند سه قوه ی دیگر اهمیت داشته و این عقیده شاید از اوضاع زمان ساسانی در روح مزدک نفوذ کرده باشد .
    زیرا همانطور که ساسانیان - مخصوصا برخی از شاهان این سلسله - برای طبقه ینوازندگان و سرایندگان ارج و درجه ی خاصی تشکیل داده بودند ، و آنها رااحترام می کردند ، مزدک هم یکی از قوا را که در نزد خدا محترم بوده ، قوهی شادی و موسیقی تصور کرده است .

  13. #13
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: بارگذاري دوباره اين برگه تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    مختصری از تاریخ موسیقی ایران

    قبل از بررسي خلاصه وار تاريخ موسيقي ايران بايد به چند نكته توجه كرد:
    اول آنكه ايران باستان كشوري پهناور بوده كه حدوداشامل ۳٠ كشور امروزي بوده است و به طبع داراي اقوام، مذاهب و فرهنگهايگوناگوني بوده اند پس
    ما نبايد منتظر فرهنگي يك پارچه باشيم زيرا اين اقوامدر كنار هم و به كمك دستاوردهاي يكديگر به پيشرفت و تكامل رسيده اند، نههر كدام به تنهايي. پس همه دستاوردهاي اين خطه بزرگ را هر كدام از ايناقوام مي توانند از آن خودبدانند. در دوره بعد از
    فتح ايران بدست اعراب و مسلمان شدن ايرانيان چوناعراب داراي فرهنگي غالب نبودند، از لحاظ فرهنگي مغلوب ايرانيان شدند وفرهنگ برتر ايرانيان را پذيرفتند و در راستاي شكوفايي آن باديگر اقوام كهمغلوب اعراب مسلمان شده بودند كوشيدند و از اين فرهنگ ايراني فرهنگ اسلاميرا به وجود آوردند كه پايه واساس آن همان فرهنگ ايران باستان بود.

    در سده هاي اول فرهنگ اسلامي يعني تاحدود دوران خلافتعباسيان يك فرهنگ واحد در سراسر اين سرزمينهاي اسلامي وجود داشت واز آنزمان به بعد بود كه سرزمينهاي اشغالي مستقل شدند و هركدام باتوجه به ريشهفرهنگي يكسان رنگ و بوي منطقه و قوميت خود را به اين فرهنگ مادر بخشيدندو بخاطر همين امر است كه وجوه مشترك فرهنگي هنري زيادي دز ميان كشورهايمسلمان وجود دارد كه اغلب مستشرقين به اشتباه اين وجوه مشترك را اخذ شدهاز فرهنگ عرب مي دانندكه اين امر نيز حاصل سطحي نگري به تاريخ وفرهنگ اينسرزمينها ميباشد.

    تاريخ موسيقي ايران زمين را مي توان به دو بخش اصلي تقسيم كرد، آن دو بخش عبارتند از :
    الف: دوران پيش از اسلام
    ب: دوران بعد از سلام

    در بررسي دوره پيش از اسلام منابع معتبر ما كه همانحجاري ها و مجسمه ها و نقوش روي ظروف بدست آمده مي باشد كه از ١٥٠٠ قبل ازميلاد مسيح آغاز مي شود. ازمجسمه هاي بدست آمده در حيطه قلمرو ايرانباستان كه درشوش بدست آمده، سازي شبيه تنبور امروزي مشاهده مي شود كهنمايانگر يك ساز ملوديك در آن زمانها مي باشد. درحجاريهاي طاق بستان گروهنوازندگان چنگ نواز وسازهاي بادي نيز مشاهده مي شود.

    بيشتر اطلاعات ما از دوران پيش از اسلام ايران زمينمحدود به كتب تاريخي و اشعار سده هاي اول دوران اسلامي است. در هر حال مااطلاعي از موسيقي كار بردي ونحوه اجراي دقيق موسيقي در آن دورانها نداريم.اما در دروه بعد ازفتح ايران توسط اعراب تاآخر دوره خلفاي راشدين كه درسده اول حكومت اسلامي حكمراني مي كرده اند انواع موسيقي ممنوع بوده است(ازسال يازده تا چهل و يك هجري قمري) با به روي كار آمدن بني اميه حدوداموسيقي آزادي بيشتري پيدا كرد وازاين دوران تا دوران خلفاي عباسي دوره اوجشكوفايي موسيقي نظري و عملي ايران واسلام است كه در اين دورانها كساني چونفارابي، ابن سينا، خواجه نصيرالدين طوسي، ابن زيله، صفي الدين ارموي،عبدالقادر مراغي، و افراد بيشمار ديگري در موسيقي عملي و نظري ظهور كردنكه كتب ورساله هاي آنها در موسيقي موجود است.

    در هر حال با ظهور تشيع در ايران و به روي كار آمدنشاهان صفوي موسيقي در ايران رنگ وبوي ديگر به خود گرفت و از موسيقي كه دردوران اسلامي كاربرد داشت جدا شد و رنگ ايراني اين موسيقي بيشتر شد تا دردوره قاجاريه اين روند به اوج كمال خود رسيد و سيستمي ديگري كه بنامدستگاه در دوره صفويه ظهور كرده بود كامل شد و توسط نوارندگان چيره دست آنزمان به صورت شفاهي به شاگردان سازهايي از قبيل تار، سه تار، كمانچه، ني وسنتور انتقال پيدا كرد و در همين دوران قاجاريه بود كه خط نت امروزي بهايران راه يافت و سنت شفاهي اساتيد موسيقي ايران كه بنام رديف است به خطنت در آمد.


  14. #14
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: بارگذاري دوباره اين برگه تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    سازهای دوره ی ساسانی

    به طوری که از مضمون حکایت ها و افسانه ها و دیگر مطالبی که در این باره نوشته شده بر می آید،
    « نای » ، « غژک » ، « رباب » ، « بربط » و « چنگ »، در زمان ساسانیان، از سازهای متداول بوده .
    ( بربط یا بربت، از سازهای قدیمی موسیقی ایران است که عرب ها آن را از ایرانی ها گرفته اند .
    سازی است که در بغل می گرفته و می نواخته اند، که بعدها تبدیل به « عود » - یا به قول حافظ « رود » - شده است . )
    کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود ؟
    عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش ؟

    ( ساز « غژک »، در بلوچستان، بخصوص در ایرانشهر و داور پناه، هنوز موجود است و اهالی، به آن « غیچک » می گویند.
    سازیست شبیه به کمانچه، با آرشه ای که از چند تار مو تشکیل می شود آن را می نوازند، تعداد سیم های آن بیش از کمانچه است،
    برخی غیچک را مانند کمانچه در دست چپ گرفته و آرشه را با دست راست روی آن می کشند،
    و برخی ساز را با دست راست و آرشه را با دست چپ می گیرند .
    البته چون نوازندگانی که در آن نواحی هستند، دروه گرد بوده و مهارت بسزائی ندارند، نغمه های موسیقی آنها هم در نظر اهل فن
    چندان جذاب و دل انگیز نیست.
    شکل اصلی این ساز نسبت به اصل آن خیلی تغییر یافته، در اوائل ساده تر بوده و به طوری که برمی آید، در چند قرن قبل، بیش از 2 سیم نداشته .

    بطوری که « لاند » (Land) در کتاب تحقیقی « گام های عرب » ( Recherches sur l, de lagamma Arabe ) می نویسد :
    بعید به نظر می رسد که این ساز قبلا آرشه ای بوده باشد.
    فارابی هم در کتاب موسیقی خود، نام این ساز را ذکر نمی کند و حتی چنانکه از نوشته های او بر می آید،
    رباب که شباهت کاملی به غژک داشته و دارای 2 سیم بوده، با آرشه نواخته نمی شده . )

    از سازهائی که در بالا ذکر شد، « چنگ » در نقش های « طاق بستان » دیده می شود .
    در آن تصویر، چند زن که در قایقی نشسته اند، مشغول نواختن چنگ هستند .
    بعضی از پادشاهان ساسانی علاقه ی بخصوصی به شکار داشته اند و در طاق بستان منظره ای از شکار آنان دیده می شود .
    و چنین بر می آید که رامشگران در موقع شکار نیز همراه شاه بوده اند .

    در منظره ی شکارگاهی که در طاق بستان است، شاه و همراهانش در مردابی مشغول شکار هستند،
    و زن های چنگ نواز، در قایقی نشسته و با الحان موسیقی، وسایل سرور و خوشی آنان را فراهم می آورند .

    جای بسی تاسف و تعجب است که این ساز که از قدیمی ترین آلات موسیقی ایران است،
    و قبل از ایرانی ها، ملل دیگر مانند مصری ها و سومری ها و عیلامی ها و آسوری ها هم با آن آشنائی داشته اند،
    و در دوره ی ساسانیان هم معمول بوده، کم کم در ایران از بین رفته،
    و در تحقیقات انجام شده،در هیچ جا ، حتی در بین هیچ کدام از طوایف و ایل های ایرانی دیده نشده .
    در صورتی که این ساز مدت هاست که تکمیل شده و در ارکسترهای غربی معمول و متداول است .

  15. #15
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: بارگذاري دوباره اين برگه تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    موسیقی در دوره ی اسلامی

    پس از اضمحلال دولت ساسانی، موسیقی ایرانی در کشورهای عربی زبان هم متداول شد و عرب ها موسیقی را از ایران اقتباس کردند .
    عرب دوره ی جاهلیت از موسیقی بهره ای نداشت و تنها شاعر عرب که قبل از اسلام اشعار خود را به همراه موسیقی خوانده بود ( تغنی )
    « اعشی بن قیس » ، از شعرای معروف دوران جاهلیت است .

    این شاعر در مجلس ملوک « حیره » و ایران رفت و آمد داشته و معرف است که درعهد انوشیروان به مدائن رفته و موسیقی ایرانی را فرا گرفته و
    کمی هم با زبان فارسی آشنائی داشته، به طوری که کلمات فارسی و اسم سازهای موسیقی از قبیل « نای ، سنج ، بربط ... » را در اشعار خود آورده است .

    گفته می شود : اولین بار در زمان « عبد الله بنزبیر » که مشغول بازسازی خانه ی کعبه بود، معماران و بنّاهای ایرانی کهاین کار را بر عهده داشتند، هنگام کار آواز هم می خواندند و عرب را آوازآنها خوش آمد و بعضی از این کارگران با موسیقی آشنائی داشتند و آوازهایایرانی را به عرب ها یاد دادند .

    اما در کتاب « اغانی » نوشته شده : اولین عربی که نغمه های ایرانی را یاد گرفته و اشعار عربی را با الحان ایرانی خوانده، « سعید بن مسجع »بوده، که مجذوب موسیقی ایرانی شده و به همین منظور مسافرتی به ایران کردهو پی از بازگشت، نغمات فارسی را که یاد گرفته بوده را در مکه آموزش و رواجداده است .

    از موسیقی دانان ایرانی ، یکی « نشیط فارسی » ( وفات یافته به سال 80 هجری ) است . دیگری « ابن محرز » است که در دوره ی هشام بن عبدالملک بوده ، دیگری « یونس کاتب » که در دیوان مدینه نویسنده بوده .

    ابن ندیم در کتاب « الفهرست » می نویسد که یونس کتاب هائی راجع به موسیقی نوشته ، از جمله ی آنها نام « کتاب النغم » را به نام وی نام می برد ، که اکنون اثری از آن باقی نیست .

    ابوالفرج اصفهانی نیز در کتاب « اغانی » ازکتاب موسیقی یونس نام می برد . و چنین به نظر می رسد که این، اولین کتابیاست که بعد از اسلام راجع به موسیقی نوشته شده و الگو و سرمشق کتاب اغانیابوالفرج اصفهانی بوده است .
    ( برای اطلاعات بیشتر در مورد « موسیقی صدر اسلام » و « دوره ی بنی امیه » ، به 2 جلد کتاب « تاریخ ادبیات » آقای جلال همائی مراجعه شود . )

    چون اسلام به عللی موسیقی را ممنوع کرد ، این صنعت در صدر اسلام و بخصوصدر دوره ی خلفای راشدین که قوانین شرع را با کمال شدت اجراء می کردند،تقریبا متروک شد .
    ولی پس از آنکه خلفای اموی خلافت را به مقام سلطنت تبدیل کردند و از شدّتاحکام شرع کاستند، موسیقی نیز در مجالس آنها وارد شد و موسیقی دان هایایرانی مقام و منزلتی خاص یافتند و پس از آشنائی با زبان عربی، اشعار عربرا با الحان فارسی خوانده و بیشتر مورد توجه قرار گرفتند .

    البته خلفای اموی همه نسبت به موسیقی یک عقیده نداشتند ، چنانچه سلیمان بنعبدالملک با موسیقی مخالف بود و اهل این هنر را مجازات می کرد .
    برعکس او، معاویه و یزید، هر دو به موسیقی علاقه مند بودند، چنانچه معاویهجمعی از اهل این فن را به دمشق برد و به این ترتیب، موسیقی ایران از حجازقدم بیرون گذاشت و در شهرهای دیگر اسلامی منتشر شد

  16. #16
    کاربرسایت ANDISHEH ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: تاريخ ، مشخصات ، نواقص و آینده ي م


    موسیقی در دربار خلفای عباسی

    بعد از آن که خلفای عباسی به کلی خلافت را به سلطنت تبدیل کردندو ثروت هنگفتی از اطراف ممالک اسلامی به مرکز خلافت آمد و خلفاء برای خوددربانان و خادمان مخصوص انتخاب نمودند و در حرم خلیفه کنیزان زیبا روی ازملل مختلف گرد آوردند و اوقات فراغت را به عیش و نوش پرداختند ...

    این طرز زندگی خلفاء، طبعا اوضاع اجتماعی و ادبی و علمی را تغییر داد و در ترقی و پیشرفت صنعت انواع موسیقی کمک موثری شد .
    از طرف دیگر وزرای خلفای عباسی که اغلب از خاندان ایرانی بودند، مانندبرامکه و بنی سهل، و به زنده کردن آداب و سنت های ایرانی علاقه ی عمیقیداشتند . و قدرت مادی و معنوی و ثروت آنان نیز برای پرورش اهل هنر مشوقدیگری بود .

    دیری نگذشت که بغداد که جایگاه خلیفه ی عباسی بود، مرکز علمی و ادبی و محل اجتماع ثروتمندان و اهل عیش و نوش گردید !
    و طبیعتا غزل سرائی و غناء و آواز خوانی رونقی بسزا یافت . و مطربان وخوانندگان و نوازندگان در اطراف خلفاء و وزراء و خانه های اعیان و اشرافجمع شدند.

    و به طوری که در کتاب اغانی آمده است : اوضاع خانه های بغداد و کنار پل و رود دجله، هنگام شب به صورت حیرت انگیز در می آمد و از هر طرف صدای ساز و آواز بلند می شد و شعر و تغزّل و رقص و سرایندگی و نوازندگی شیوع و انتشار شگفتی یافت .

    شک نیست که خلفای عباسی نخست مایل نبودند تا خوش گذرانی خود را در ملاءعام انجام دهند زیرا تازه روی کار آمده بودند و دشمنان زیادی داشتند و ازطرفی به واسطه ی جنگ های پی در پی اصلا فرست عیش و نوش پیدا نمی کردند .
    چنانچه عبدالله سفّاح اولین خلیفه ی عباسی و برادرش منصور خلیفه ی دوم ، با باده نوشی و عیش و نوش مخالف بودند .

    گویند سفاح حتی اوقات فراقت را در حرم به سر نمی برد . منصور روزی غوغائیشنید، پرسید چه خبر است ؟ گفتند یکی از بندگان در میان کنیزان مشغول طنبورزدن است .
    منصور بر سر آن جمع رفت و همه از ترس او پراکنده شدند . آنگاه منصور طنبوررا از دست خادم گرفت و چنان بر سر او کوفت که شکست . سپس خادم را به واسطهی ارتکاب به این عمل فروخت تا دیگر روی او را نبیند .

    مهدی ، خلیفه ی سوم عباسی، هنرهای زیبا، از جمله موسیقی را دوست می داشت ولی نغمه ی نوازندگان و خوانندگان را از پشت پرده گوش می داد !
    و پسرش ابراهیم، عاشق این هنر بود و فن خوانندگی و طرب را در خانه فرا گرفت و آوازی خوش داشت و خودش نیز از سرایندگان معروف این دوره به شمار می آمد .
    اهل فن هم چون خلیفه را بی رغبت ندیدند ، در تغزّل و وصف می و معشوق و تشویق و وسوسه ی مردم به خوش گذرانی کوشش کردند .

    در این موقع اشعار بشّار ابن برد شاعر غزل سرای ایرانی انتشار فراوان یافت و او بدون پروا مردم را به به عیش و نوش و باده گساری دعوت می کرد،
    تا آنجا که مردم از زایل شدن نجابت و عفت و به فساد اخلاقی افتادن کسان و بستگان خود به هراس افتادند تا جائی که مهدی امر کرد که بشّار حق غزل سرائی ندارد .
    ولی او شیوه ی خود را ترک نکرد و در پنهانی به همان شیوه اشعارش را می سرود و رواج می داد .
    عاقبت اصرار و ادامه ی این روش، و از طرفی علاقه ی بشّار به مذهب شعوبیه و سوء استفاده از ذوق شعری خود و افراط در سرودن غزهای ضد اخلاقی و همچنین بدگوئی از عرب ها که شیوه ی او و سایر طرفداران شعوبیه بود، به ضرر او تمام شد و در سال 168 هجری به دست خلیفه عباسی کشته شد .

+ پاسخ به موضوع
صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

     

کاربران خواننده این موضوع : 0

فعالیت :(نمایش - خوانندگان)

There are no names to display.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید