نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: زن و سکس در تاریخ

  1. #1
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    زن و سکس در تاریخ

    زن، سقوط از مقام الهۀ آسمانی به بردۀ خانگی

    اى الهه عشق
    آه ... اى الهه عشق
    مادرِ زمين
    خالقِ هستى
    بنگر چه رفت بر تو
    چگونه قلب تو و طپش هاى گرم آن
    پامال قدرت و حرصِ داشتن شد.
    چگونه گنجينه هاى لطيف عشق تو
    اسير حرصِ مالكيت مرد شد.
    اكنون چو برده اى صبور
    بر حال زار خود بگرى
    و با اشگ هايت
    دريايي از خشم را
    بر غاصبان شوكت گذشته ات
    روانه كن
    من در انتظار دوباره آمدنت هستم.
    سيامك ستوده


    تاريخ پيدايش انسان و زندگى اجتماعى اش به قريب به يك ميليون سال قبل باز مى گردد.
    از اين مدت، به جز شش هزار سال آخر آن نظام مادر تبارى برقرار بوده
    است كه در آن زن و مرد در روابط ميان خود از آزادى و برابرى كامل بر خوردار بوده اند
    و تنها در شش هزار سال اخير است كه با برقرارى نظام پدرسالارى اين
    روابط دچار محدوديت و زن به بردۀ مرد تبديل شده است.

    در نظام مادر تبارى انسان نه تنها در مسائل جنسى، بلكه در همه موارد ديگر نيز از آزادى كامل برخوردار بوده است .
    ديكتاتورى, سركوب، شكنجه, اعتياد, فحشاء, دزدى و زندان,
    همين طور تبعيض و تجاوز جنسى به زن, از فرآورده هاى عصر تمدن يعنى
    همين شش هزار سال اخير بوده اند .

    انسان بدوى هر چند از نظر زندگى مادى در سطح بسيار پائين ترى قرار داشته،
    ولى از نظر مناسبات اجتماعى و جنسى بينهايت دمكراتيك و از بشركنونى انسانى تر
    بوده است .
    انقلاب پدر سالارى و استقرار مالكيت خصوصى در 6 هزار سال قبل
    عظيم ترين انقلابى بوده است كه تاكنون بشر بخود ديده است، هر چند كثيف ترين
    و ضد انسانى ترين آن. تمدن كنونى بر پايه اين انقلاب بوده كه شكل گرفته است.
    از اينرو, تمامى دردها و مصائب بشر كنونى از جنبه هاى منفى همين انقلاب ناشى شده است.

    براى همين, در سراسرتاريخ همواره سعى بر اين بوده و هست تا اطلاعات
    مربوط به آن در پرده نگاه داشته شود. چرا كه در غير اينصورت، با اطلاع از آن،
    بساط نظامات و تمدن كنونى درهم پيچيده خواهد شد.
    در سايه اين بيخبرى عمومى است كه شناخت نقش حقیقی زن در طول تاریخ اهميت ويژه اى مييابد
    و چشم شما را چنان بروى واقعيت و دروغ پردازي هاى تاريخى، منجمله روابط
    ميان زن و مرد باز خواهد كرد كه ممكن است هرگز نظير آنرا در زندگى خود تجربه نكرده باشيد.

    در كشورهاي غربي كه نظام سرمايه داري رشد كافي نموده
    و بقاياي نظامات قرون وسطائي تقريبا بطور كامل از ميان رفته
    است، مسئله وابستگي زن به مرد و نابرابري ميان آنها ديگر از لحاظ
    تاريخي تقریبا به سر آمده و تنها بصورت بقايائي از گذشته وجود دارد
    و شكل جديد وابستگي زن، وابستگي به سرمايه، جاي آنرا گرفته است.

    در حاليكه در كشورهايي مانند ايران، هنوز شكل قديمي تر اسارت زن رايج ميباشد.
    به همین دلیل زنان ایرانی باید نسبت به اشكال معاصرتر وابستگي زن،
    دامي كه سرمايه جهاني بر سر راه زنان آزاد شده از بندهاي قرون وسطائي گذارده، آگاه شوند.

    بي شك پتانسيلي كه سركوب هاي وحشيانه جمهوري اسلامي در زنان
    براي آزاد كردن خود ايجاد نموده چنان عظيم و كوبنده است
    كه اگر با نيروي آگاهي عجين گردد، ميتواند وسيله رهائي آنان از
    نه تنها بندهاي قرون وسطائي، بكله از اشكال معاصر و غربي را نيز فراهم آورد،
    و زنان ايران را به نيروي پيشروي جهاني در امر آزادي زن تبديل نمايد.

  2. #2
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: زن و سکس در تاریخ

    معاملۀ سكس در خانواده !

    پذيرفتن اين واقعيت تلخ كه بسيارى از زنان قصدشان از
    ازدواج تامين زندگيشان توسط مرد و بعبارت عريان تر ، دادن سكس در
    برابر تامين زندگيشان است ، براى زنان و حتى بسيارى از مردان دشوار
    و غير قابل هضم است ، و بهمين خاطر است كه معمولا به هزار و يك
    دليل متوسل ميشوند كه به نحوى آنرا توجيه كنند .
    از اين قبيل كه مثلا زن بايد در خانه از بچه ها نگهدارى كند و يا وقتى دو نفر همديگر
    را دوست دارند و عاشق يكديگرند مسئله مخارج و اينكه چه كسى آنرا
    بپردازد اصولا مطرح نيست.

    در مورد اول بعدا مفصلا صحبت خواهیم كرد كه چگونه
    تا وقتى كه مرد نان آور خانه است و مخارج زن را ميدهد زن چه كار
    خانگى بكند و چه نكند بهر حال استقلال اقتصادى خود را از دست داده
    و وابسته به مرد ميشود
    و در اين رابطه اگر مرد بخواهد از اين وابستگى
    به نفع خود استفاده كند ، آنوقت همه كارهاى او منجمله سكس نيز
    جنبه اجبارى و خدماتى و نتيجتا مبادلاتى پيدا ميكند
    و مبادله سكس در برابر مخارج زندگى به مبادله نابرابرانه تر
    سكس + كارخانگى در برابر مخارج زندگى تبديل ميشود
    كه بمراتب از حالت اول بدتر است و در آن
    زن بمراتب بيش از حالت قبل استثمار ميشود. ولى در اينجا، به هرحال،
    مانند مورد بالا، منظور وقتى است كه زن ، بدون كار خانه ، و تنها صرف
    اينكه زنِ مرد است فكر ميكند كه مرد بايد مخارج وى را بپردازد 0
    و اما در مورد دوم اگر واقعا مسئله ماديات بين دو دلدادۀ عاشق
    مطرح نيست - كه اين كاملا حرف منطقى و درستى است، بايد به اين
    سئوال پاسخ داد كه چرا در اين مورد، هميشه اين مردان هستند كه
    بايد جور اينگونه مخارج عاشقانه را بكشند ؟!

    اگردوست شما زنگ بزند و برايتان تعريف كند كه به تازگى
    ازدواج كرده و ديگر سر كار نميرود شايد شما از اين كه او بالاخره سرو
    سامان گرفته و ديگر احتياجى به كاركردن ندارد خوشحال شويد و حتى
    از اينكه توانسته است شوهرى پيدا كند كه صاحب درآمد كافى براى
    تامين مخارج هردويشان است به او تبريك خواهيد گفت 0
    ولى اگر
    همين شخص براى شما تعريف كند كه بتازگى با شخصى ازدواج كرده
    كه كار نمى كند و او مخارج وى را ميپردازد آيا شما باز هم به او تبريك
    خواهيد گفت و يا اينكه بالعكس به او هشدار ميدهيد كه انتخاب درستى
    نكرده است و احتمالا شوهرش از او سوء استفاده ميكند؟

    براى اطمينان از اين مسئله به تحقيقى كه موسسه تحقيقات
    اجتماعى دانشگاه ميشيگان در سال 1986 در مورد دختران و پسران
    در آمريكا منتشر كرده توجه نمائید: دوره پيش دانشگاهى (High School Senior)

    وقتى از دختران دانش آموز سئوال شد كه در مورد ازدواجى كه
    در آن آنها تمام وقت كار كنند و شوهرشان اصلا كار نكند چه فكر ميكنند،
    77 در صد آنان فكر چنين ازدواجى را غير قابل قبول دانستند ،
    ولى در مورد عكس ، يعنى اينكه شوهرانشان تمام وقت كار كنند و آنها
    هيچ ، فقط 39 در صد آنرا غير قابل قبول دانستند . همين آمار براى
    پسران بترتيب 15 در صد و 75 در صد بود .
    بعبارت ديگر ، تنها 39 در صد از دختران حاضر نبودندخرجشان توسط شوهرشان داده شود
    در حاليكه ، پسرانى كه حاضر به اين نبودند كه زنشان خرج آنها را بدهد 75 درصد بودند .
    بالعكس ، در حاليكه فقط 15 در صد پسران مخالف دادن خرج زن خود بودند. اين
    رقم يعنى مخالفين دادن خرج شوهر در ميان زنان 77 در صد بود.
    Monitering the Future: Questionnaire Responses، In the Nation's Hiigh
    Schoool Seniors. Jerald Bachman، Lloyd Johnston،atrick O،malley.
    Institute for Social Research، The Univercity of Michigan

    شغل و ثروت براى مرد و زيبائى براى زن !
    اگر زنى از خانواده شما ، مثلا خواهر يا دختر شما ، روزى به
    خانه بيايد و بگويد كه قصد ازدواج با كسى را دارد ، اولين چيزى كه از او
    سئوال ميشود چيست ؟ جز اينكه او چه كاره است ؟ و بعبارت ديگر
    چقدر درآمد دارد ؟

    حالا اگر شخص مزبور پسر خانواده باشد و باطلاع همه برساند
    كه قصد ازدواج با دخترى را كه بتازگى با او آشنا شده است دارد مسلما
    كسى در مورد شغل و درآمد زن سئوال نميكند و يا حداقل اين اولين
    سئوال آنها نخواهد بود . بالعكس ، چيزى كه همه خواستار اطلاع از آنند
    اينست كه او را ببينند يعنى سر از زيبائى و تا حدودى هم اخلاق او در
    آورند.
    البته اين اخلاق هم بخشى از خصوصيات خود كالاى فروشى
    است كه بعدا در باره آن صحبت خواهیم كرد مثل سر بزير و مطيع بودن
    در جوامعى كه زن در آن هيچ حقوقى در برابر مرد ندارد.

    در مورد شوهر، اگر آنها بدانند كه آدم پولداريست و يا شغل
    مناسبى دارد همه با نظر مثبتى با او برخورد ميكنند و در مورد قيافه و
    اخلاق او کوتاه می آيند 0
    در حاليكه ، در مورد زن اينطور نيست يعنى پولدار بودن زن باعث ميشود
    كه همه فكر كنند كه چرا او كه پولدار
    است؟ ميخواهد با مردى كه پول ندارد ازدواج كند! و بلافاصله به دنبال
    عيب و علتى در او ميگردند.

    جالب است . در مورد زن، اين پولدار بودن است كه غير طبيعى
    به نظر آمده و شک می آورد و در مورد مرد، پولدار نبودن .
    گوئی پولدار بودن صفت ذاتى مرد و زيبا بودن صفت ذاتى زن است !
    مردى كه بى پول است و دخترى كه زشت است هر دو به يك اندازه از شانس يافتن
    همسر دلخواه خود محرومند .
    چرا كه مرد براى خريد زن و زيبائى وى بايد پول داشته باشد
    و زن براى فروش آن بايد زيبا باشد !
    پول نقطه قوت مرد و زيبائى نقطه قوت زن است. بدون اينها، هيچ يك نميتوانند
    به راحتى وارد بازار مبادله شوند. براى همين، مشغلۀ عمده زنان زيبائى، و
    مشغله عمده مردان پول ، موقعيت، و قدرت است.

    اگر فكر ميكنيد اين در جوامع پيشرفته و مدرن سرمايه دارى حقيقت ندارد به آمار زير توجه كنيد:
    بنابر آمار مجله روانشناسی امروز، 31 درصد از زنان احساس ميكنند كه اين برايشان مهم است كه همسرشان زيبا باشد.
    اين رقم براى مردان 56 درصد است .
    .sychology Today، April، 1986
    باين ترتيب ملاحظه ميشود كه چگونه در امريكا نيز براى مردان
    بيش از زنان، زيبائىِ همسر اهميت دارد .

    براى زنان چه چيزى در مورد مرد مورد نظرشان مهم است ؟
    به بررسى مجله "پول" نگاه ميكنيم .
    طبق تحقيق اين مجله 58 در صد از زنانى كه از آنها سئوال
    شده است كه در رابطه با جفت مورد نظرشان چه چيزى برايشان مهم است؟
    گفته اند: مقدار پولی که وی به دست می آورد.
    در حاليكه تنها 25 درصد از مردان مقدار پول جفت مورد نظرشان برايشان اهميت داشته است.
    Americans and Their Money. Money Magazine, 1988

    آيا باز هم در اين مورد ترديد داريد؟!

  3. #3
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: زن و سکس در تاریخ

    چرا زنان برعكس مردان به راحتى حاضر به
    خوابيدن با مردان نيستند؟

    در تحقيقى كه در سال 1989 توسط مجله امريكائى
    "روانشناسى و سكس انسانى" بعمل آمد.
    Journal of sychology and Human Sexuality. In Barbara
    Keesling،Cosmopolitan Magazine، April 1988 ،No. 198، p. 199
    از دختران دانشجو در خوابگاه دانشگاه ميخواهند كه هنگام شب بيرون بروند،
    مردى را كه نميشناسند انتخاب كنند
    و بعد از كمى تعريف از سر و قيافه اش
    او را براى سكس به خانه خود دعوت نمايند.
    نتيجه آنكه 75 درصد از مردان دعوت زنان
    ناشناس را پذيرفته و حاضر مى شدند با آنان بخوابند.
    (احتمالا 25 درصد دیگر هم به خاطر ترس از اینکه دامی برای آنها
    گذاشته اند و یا ترس از دیده شدن توسط بستگان و دوستان اجتناب کرده اند)
    فكر ميكنيد كه اگر همين اقدام در مورد زنان انجام ميگرفت
    چند در صد آنان دعوت مردان ناشناس را براى خوابيدن با آنان مى
    پذيرفتند؟
    2 يا 3 درصد؟ و يا اصلا هيچ زنى حاضر به خوابيدن با مردى
    كه نميشناخت در همان لحظة دعوت نميشد؟
    هر درصدى را كه حدس بزنيد
    شك نيست كه در اين مورد تفاوت بزرگى بين زن و مرد وجود دارد.
    چرا؟ زيرا از نظر زنان خوابيدن با يك مرد يعنى در اختيار او قرار
    دادن خود و بعبارت ديگر به رايگان دادن كالاي سكس خود به او ،
    و البته هيچكس كالايش را در ازاء هيچ ، به چوب حراج نمى بندد.
    اين متاسفانه طرز تفكرى است كه اكثر زنان با آن بار آمده اند و
    نام آن را نجابت گذارده اند. نتيجه اينكه اگر زنى قواعد اين معامله را
    رعايت نكند و تنش را در ازاء هيچ و تنها بخاطر دوست داشتن در
    "اختيار" كسى بگذارد متهم به بى عفتى يا حداقل بى بندوبارى ميشود.
    چون قواعد معامله را زير پا گذارده است .
    چيزى كه دقيقا در مورد او ميگويند اين است كه براى خود ش ارزشى قائل نيست
    كه البته منظور براى تنش ميباشد. و البته بنابر قواعد بازي درست هم ميگويند.
    چون او به تنش به عنوان يك كالا، يعنى چيزى كه لازمۀ مصرف آن
    توسط ديگرى پرداخت پول يا چيزى معادل آن ميباشد نگاه نميكند .
    آيا اين در مورد كشورهاى مدرن سرمايه دارى مثل آمريكا
    صادق نيست ؟ و زنان و دختران در اين كشورها صرفا بخاطر ميل و
    علاقه شخصى است كه با كسى ميخوابند؟
    به آمار زير توجه كنيد:
    بنا به گزارش وحشتناك "سازمان پزشکى امريكا " درتحقيقى
    كه از پسران و دختران 11 تا 14 ساله بعمل آمده 51 در صد از پسران و
    41 در صد از دختران مورد سئوال در اين تحقيق گفته اند سكس با زور
    اگر پسر "پول زيادى براى دختر خرج كرده باشد" قابل قبول است!
    .Almanac 1988، Social Attitudes About Rape, 372.
    بايد توجه داشت كه دختران و پسران عقايدشان را از هنگام
    تولدشان با خود نمى آوردند ، بلكه آنها را از محيط اطراف خود يعنى از
    خانواده ، مدرسه و رسانه هاى گروهى ميگيرند. درست مانند آن دختر
    ايرانى كه فكر ميكرد شوهرش بايد مخارج او را بدهد چون او تنش را در
    اختيار وى ميگذارد. آيا اين بنظر شما چيزى جز فحشا نام دارد؟
    يك نكته ديگر . اگر من به شما بگويم "او" تنش را در اختيار
    "او" ميگذارد، شما فكر ميكنيد كدام يك از اين دو "او" زن است ؟ اولى؟
    درست حدس زديد. هميشه اين زن است كه تنش را در اختيار مرد
    ميگذارد. هيچوقت نميگوئيم مرد تنش را در اختيار زن گذاشت . چرا؟
    چون زن هميشه در اختيار گذارنده و دهنده است و مرد گيرنده و
    استفاده كننده 0 و نتيجتا ، چنين رابطه اى اگر پولى شود، در آن زن
    فروشنده و مرد خريدار ميشود.
    به عبارت ديگر، چون در واقعيت چنين چيزى وجود دارد از
    اين رو بيان آن در زبان نيز چنين است و اين خود دليل ديگرى بر اينست
    كه در جامعۀ مردسالار متاسفانه زنان در رابطه شان با مردان به درجات
    متفاوت دهنده يا فروشنده سكس و مردان خريداران آنند .
    نكته جالب ديگر اينكه از آنجا كه زبان ، روابط اجتماعى را در
    خود منعكس ميكند ، در جوامعى كه زنان از حقوق بيشترى برخور دار
    اند، در زبان رايجِ آنها، كاربرد چنين عباراتى كمتر معمول است . مثلا در
    زبان انگليسى در اين مورد بيشتر از كلمه خوابيدن و نه در اختيار او
    گذاردن استفاده مى شود.

  4. #4
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    930
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: زن و سکس در تاریخ

    ازدواج با پول

    تعجب نكنيد. هر زنى بدنبال شوهر پولدار ميگردد . چرا؟
    براى آنكه در ازاء كالائى كه در اختيار طرف مقابل ميگذارد، مبلغ بالاترى
    (زندگى مرفه ترى) را بدست آورد، مثل هر معامله ديگرى .
    براى اين منظور، يعنى براى کسب قيمت خوب، يا بايد بينهايت زيبا باشد و يا از
    خانواده اى ثروتمند.
    در حالت اول ، اين ازدواج، ازدواج زيبائى با پول است و در حالت دوم،ازدواجِ پول با پول. در هر دو حالت، هر چند عشق هم ميتواند وجود داشتهباشد،
    ولى در اصل چنين الزامى وجود ندارد .
    زيرا در حالت اول زن براى ثروت مرد است كه با او ازدواج ميكند و مرد هم براى زيبائى و سكس زن .

    قبول نداريد؟ به اين سئوالات پاسخ دهيد:
    چند بار شنيده ايد كه يك مرد پولدار با يك زن زشت ازدواج كرده باشد؟
    ولى حتما بارها ديده ايد كه يك زن زيبا با يك مرد زشت بخاطر پولدار بودنش ازدواج كرده است؟ نه؟
    حالا چند بار شنيده ايد كه يك زن بسيار زيبا با يك مرد بى پول ازدواج كرده باشد؟
    پاسخ معلوم است . خيلى بندرت .
    زنها ميدانند كه زيبائيشان خريدار دارد و مردان نيز ميدانند كه براى زيبائى ، مانند هر چيز ديگرى، بايد پول خرج كنند .

    ولى چرا هميشه اين زنها هستند كه دنبال شوهر ميگردند؟
    زيرا زنان فروشنده اند و مردان خريدار. و طبق قواعد بازار هميشه اينفروشنده است كه بايد به دنبال مشترى بگردد. مگر در موارد كميابى كالا.
    نشريات زنان را ورق بزنيد و بعنوان شاهدى بر مدعا به مقالات آنان در مورد آموزش هايشان به زنان
    براى آشنا شدن با مردان پولدار و به چنگ آوردن آنها توجه نمائيد.
    اين نشريات با تمام نيرو و در تيراژهاي میليوني و بطور شبانه روزي،
    در تلاش آلوده كردن ذهن زنان و دختران جوان به اينند كه راز موفقيتشان در زندگي
    زيبا سازي خود و فروش زيبائي خويش به بالاترين قيمت است.

    و حالا يك سئوال ديگر. آيا در نشريات مردان نيز به چنين مقالات و آموزشهائى بر مى خوريد؟
    مسلما نه . مردان در نشرياتشان ياد ميگيرند كه چگونه زنان زيبا را به تور بزنند. ولى زنان چه ؟
    آنها بايد بگيرند كه چگونه مردان پولدار را به چنگ بياورند!
    به يكى از اين آموزش هاى جالب در نشريه پر فرو ش "كاسموپوليتن" (Cosmopolitan) كه نشريه اي است براى زنان توجه نمائيد.
    اين كه يك زن معمولى ، نه چندان زيبا ، چگونه ميتواند يك مليونر را به تور بزند!

    "كاسموپوليتن" يكى از نشريات پرفروش امريكاست، با تيراژى میلیونی
    SRDS.,Consumer Magazine Advertizing Source، Dec. 1998,، Vol. 80,No. 12
    از جمله آموزشهاى اين نشريه به میليون هاخوانندۀ زنش، يكى هم اينست كه چگونه سر راه افراد پولدار قرار بگيرند.
    به مقاله اى 7 در اين مورد در شماره سپتامبر 1984 توجه كنيد :
    عنوان مقاله "خودت را يك زن ثروتمند جا بزن" است و "زيرعنوان" آن "عطش قاطى شدن با مليونرها".

    آموزشهاى آن اينطور شروع ميشود:
    1- "وقتى بملاقات آدم ثروتمند و مجردى كه از شهرى ديگر آمده است
    ميرويد، با يك ليموزين به فرودگاه برويد ".
    او از اينكه آدم بافكرى هستيد خيلى خوشش خواهد آمد، همينطور از 'اينكه' زن ثروتمندی هستيد" .
    (جالب است، مگر قرار نبود كه زنان موفق تهديدى براى مردان بشمار آيند!؟)
    چرا ولى اگر قرار است كه شوهر پولدارى به تور بزنى بايد اول با آنها قاطى شوى و براى اينكار اگر آدم بسيار زيبائى نيستى،
    بايد وانمود كنى كه تو هم همرنگ و هم طبقه آنهائى!

    البته اگر به تيراژ كاسمو توجه كنيد متوجه ميشويد كه طرف خطاب او زنان با زيبائى ديوانه كننده نيستند .
    هيچ آدم عاقلى ادعا نميكند كه در امريكا به اندازه تيراژ كاسمو زنان بينهايت زيبا وجود داشته باشند .
    بنابراين كاسمو مانند همه مجلات با تيراژ بالا براى زنان معمولى مينويسد:

    2- وقتى كه پول نداريد بگوئيد قرار بود به "ريو" يا "سى چلز " برويد ولى منصرف شده ايد .
    "كاسمو" برايتان ميگويد كه چقدر براى يك زن مهم است كه نام مكانهائى را كه هيچگاه قرار نيست به آنجا برود بزبان بیاورد!
    در بين تكه راهنمائي هاى ديگر، عناوين بعضى از قسمتها از اين قرارند:
    "مثل آدمهاى پولدار حرف بزنيد"،
    "خود را مشترى آدمهايى كه نامشان معروف است وانمود كنيد"،
    "از آدمهاى محشر بعنوان دوستانتان نام ببريد"،
    "در باره مامان و بابايتان حرف بزنيد " اینکه آنها خیلی سفر می کنند و در فکر خرید خانه ای در "ساردنی" هستند"
    "مثل بريتانيائيها حرف بزنيد " ( "من مرد كوچك به طور
    وحشتناك خوبى! را ميشناسم كه زيپ تعمير ميكند)
    و در آخرين قسمت: "مواظب شكارچيان پول باشيد"!

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •