شرکت هرم موهومی که گاه به اختصار شرکت هرمینامیده می شود، در واقع کلوب یا باشگاهی است که در آن هیچ فعالیت اقتصادیمهمی انجام نمی شود مگر عضو گیری!
شخصبرای عضویت در این باشگاه باید مبلغی را به عنوان حق عضویت بپردازد. پسازاین مرحله کار اصلی شروع میشود که یافتن اعضاء جدید برای باشگاه میباشد. او مو ظف است که تعداد مشخصی عضو جدید برای باشگاه پیدا کند، معمولابین دو تا پنج نفر. این اعضاء جدید هم موظف هستند که به همان نحو اعضاءدیگری را به باشگاه معرفی کنند و الی آخر. شما راس هرم می شوید و افرادیکه بطور مستقیم یا غیر مستقیم از جانب شما معرفی شده اند سطوح مختلف هرممی شوند. شما تا چند سطح از افراد معرفی شده، پورسانت می گیرید و بعد ازمدتی میلیونر یا میلیاردر می میشوید بدون آنکه کار مهمی انجام داده باشید!پیدا کردن پنج نفر عضو که کار آسانی است بعد از آن هم نگران نباشید چونزیرگروه های شما هم کارشان براحتی شماست. راستی میدانید که اگر قرار باشدهر کسی پنج عضو به کلوب معرفی کند زیر مجموعه های شما هرگز به پانزده سطحنمی رسد. به یک دلیل بسیار ساده، چون در آن صورت تعداد افراد این زیر گروهچند برابر جمعیت فعلی کره زمین خواهد بود. با اینکه هرم ترسیمی این شرکتها کاملا موهوم می باشد، اما باز هم عده ای ساده لوح فریب آنها را میخورند و عضو باشگاهی می شوند که فعالیت آن فقط عضو گیری است. البته برخیاز کلوب ها برای منحرف کردن ذهن معاملاتی صوری را نیز وارد این هرم هایموهوم می کنند. مثلا ممکن است ادعا شود که شما پس از عضویت مقداری طلابنامتان می شود اما باز هم برای اینکه این طلا به دست شما برسد، چاره ایندارید جز آنکه اعضاء جدید را معرفی کنید و آن اعضاء هم باید اعضاء جدیدبیاورند. در واقع باز همان داستان که اساس و پایه کار عضو گیری است. برخیاز این شرکتها ممکن است کالایی را به شما بفروشند که هیچ کاربرد خاصیندارند یا اگر هم کاربردی دارد ارزش آن بسیار کمتر از پولی است که شما بهآن شرکت پرداخته اید.شما آن کالای بیهوده را می خرید نه به خاطر ارزشی کهدارد بلکه به امید پولدار شدن. بعد از آن هم وظیفه شما روشن است، یافتنتعدادی دیگر از افراد که آنها هم مثل شما آن کالا را خریداری کنند به امیداینکه با یافتن افرادی دیگر روزی میلیونر شوند. در این موارد هم تنها ظاهرقضایا تغییر یافته است و اساس همان است عضوگیری به امید ایجاد هرمی موهوم .
خوشبختانهدر کشور ما با فعالیت این گونه کلوپ ها برخورد قانونی می شود. میدانیدبراستی امید به ایجاد هرمی موهومی چقدر وقت و سرمایه ملی را به هدر میدهد؟ اما به نظر این نگارنده در کنار برخورد قانونی باید اطلاع رسانی صحیحنیز انجام شود. مشاهده شده است که برخی از افراد فعالیت شرکت های بازاریابی چند سطحی را با هرم های موهومی یکسان پنداشته اند. برای روشن شدنموضوع با یک مثال شروع می کنیم. فرض کنید شما برای خرید کامپیوتر به شرکتیمراجعه می کنید و در آنجا ضمن معرفی چند مدل کامپیوتر مختلف این پیشنهادهم به شما می شود:
اگر شما برای خرید کامپیوتر به ما مشتری معرفی کنید،در ازای هر خرید مشتری مستقیم مبلغ 100000 تومان کمیسیون به شما تعلق میگیرد. اگر مشتری معرفی شده توسط شما هم کسی را معرفی کند به ازاء هر خرید50000 تومان سهم شما و اگر گروه اخیر هم کسی را معرفی کنند 25000 تومان بهازاء هر خرید به شما می رسد.
مثال فوق در واقع مدلی از بازاریابی چند سطحی یا
Multi-LevelMarketing MLM می باشند. به این شیوه فروش گاهی بازاریابی هرمی نیز گفتهمی شود که از اساس با هرم موهومی متفاوت می باشد:
- در بازار یابی چند سطحی کالا یا خدماتی واقعی معامله می شود، هدف فروش است نه عضو گیری.
-شما یا افراد زیر مجموعه شما برای کسب درآمد باید یک کالای واقعی یاخدماتی را بفروشید تا درآمدی کسب نمائید. مشتری جهت استفاده از کالا اقدامبه خرید می کند نه برای پولدار شدن.
- شما یا افراد زیر مجموعه شمامجبور نیستید که حتما تعداد مشخصی مشتری معرفی نمایید، هر مشتری معرفی شدهپورسانت خاص خودش را دارد و شما هم سهم خود را دریافت می کنید.
- هیچپولی برای خدمات موهوم مانند حق عضویت از جیب شما صرف نمی شود. اگر پولیخرج کرده اید در قبال آن کالا یا خدمات مشخصی را دریافت نموده اید.
-هیچ ادعایی وجود ندارد که بدون کار و تلاش می توان به درآمدی هنگفت رسید.شما درآمد کسب می کنید چون تلاش کرده اید و مشتری برای کالا یا خدماتی خاصپیدا کرده اید.
بگذارید همین جا یک راز بزرگ را با شما در میان بگذارم،اساس روشهای کسب درآمد بر پایه بازار یابی و جذب مشتری استوار است. هیچکسب و کاری نمی تواند ادعا کند که بدون داشتن مشتری درآمدی دارد.
اگربه اصول و تکنیک های بازاریابی آشنا باشید هیچگاه بیکار نخواهید ماند.مشکل اینجاست که بسیاری از افراد فعال وقت و انرژی خود را صرف روشهایی میکنند که هیچ نتیجه روشنی ندارد یا کالاها و خدماتی را برای فروش انتخاب میکنند که اساسا ارزشی ندارند. در مواردی هم ممکن است بازاریابی برای شرکتیانجام شود که خود آن شرکت در حدی نیست که بخواهیم وقت و توان خود را برایآن صرف نمائیم.
اگر میخواهید بازار یاب ماهری شوید، وقت و توان خود رابرای کالا یا خدماتی با ارزش صرف کنید و با شرکت یا موسسه ای کار کنید کهاساسا لایق همکاری باشد و ارزش صرف انرژی را داشته باشد.